نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > سیاسی و اجتماعی > وحدت اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

چالشهای فراروی تقریب [مذاهب اسلامی]

بدون شک امروزه یکی از پدیده های درهم شکننده امت اسلامی تفرقه و دوری کشورهای اسلامی از یکدیگر است که دانشمندان جهان اسلام واندیشمندان جهانی آنرا عامل پس رفت امت اسلامی درجهان معاصر می دانند.

 

دراین مقاله به بررسی چالشهای فراروی وحدت وتقریب می پردازیم .

 

 شناخت این چالشهای به ما کمک می کند تا با برخورد صحیح ومتناسب با این عوامل زمینه آشنایی فرزندان مذاهب اسلامی را درهمه زمینه های زندگی فردی و اجتماعی را فراهم نماییم به امید چنین روزی .

خداوند متعال می فرماید : " إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ 21/92"

«بدرستی که امت شما یکپارچه است ومن خدای شما هستم پس مرا بپرستید»

این فرمایش الهی بیانگر وضعیت امت وجهت گیری آن است گروه بزرگی که فقط خدا را پرستش نموده وهر حرکت صورت گرفته بسوی او به پیش می رود.

واژه تقریب به معنای نزدیک سازی اندیشه ها بر اساس تعیین مساحتهای مشترک در زمینه های مختلف فقهی ، کلامی ، تاریخی ... می باشد.

تقریب به معنای یکی سازی مذاهب اسلامی نیست ،زیرا که این امر یعنی استبداد فکری و ایستاسازی اندیشه بشری است، ونیز به معنای غلبه دادن مذهبی برمذهب دیگر نمی باشد،تصور این دیدگاه موجب توقف گفتگو میان اندیشمندان مذاهب است.

وتقریب برای درهم آمیختن دو مذهب وپیدایش یک مذهب جدید نیست ، زیرا که این امر موجب افزایش چالشها میان مسلمانان است وبطور خلاصه  تقریب به معنای دعوت اهل تسنن به شیعه گری ویاشیعیان به سنی گری نیست بلکه تقریب یعنی درک موارد مشترک میان مذاهب اسلامی واحترام یکدیگر در مواردی که با هم اختلاف دارند، این حرکت موجب می شود تا انسان درانتخاب راه ومذهب واندیشه، آزاد باشد و آنچه را که ازدید خود صواب باشد پیروی نماید ، تبعیت از اندیشه انتخابی ، یک عمل انسانی عقلانی است وبراحتی تغییر پذیر نیست .

وحدت به معنی اتحاد وهماهنگی درموضع گیری عمل یک جامعه است امتی که مبانی اعتقادی و روشهای عملی واهداف مشترکی داشته باشد یک امت واحده است واین شرایط را درامت اسلامی تحقق دارد.

امت اسلامی دارای خدای یکتا وپیامبر یگانه وقرآن واحد وبسوی یک قبله و با قصد بدست آوردن رضای  خداوند تلاش شبانه روزی دارد.

مرحوم شیخ محمدحسین کاشف الغطا یکی از رهبران بزرگ مسلمانان درقرن چهاردهم هجری اسلام را در دو پاراگراف خلاصه می کند « کلمة التوحید وتوحید الکلمة » یعنی وحدانیت ویگانگی خداوند وایجاد امت واحده براساس اتحاد در زمینه های مشترک اسلامی است . که درحقیقت بیان دیگری ازمضمون سخن ذکر شده خداوند در ابتدای مقاله است.

با توجه به گستردگی بحث در این زمینه دراین مقاله سعی برآن است با اشاره به مهمترین چالشهای فراروی امت اسلامی بطور مختصر به آن می پردازیم:

چالشها:

چالشهای فراروی وحدت اسلامی را می توان به دوگونه تقسیم نمود وبه هرکدام از زاویه مناسب نظاره نمود: چالشهای داخلی وچالشهای خارجی منظور از داخلی : همان عوامل طبیعی وساختگی که درتفرقه میان مسلمانان اثر گذار است ومقصود از خارجی : همان آثاری که درگذشته وحال توسط دشمنان به ظاهر اندیشمند ویا دولتهای دمکرات حاکم برجهان غرب با توطئه های مختلف خود برای از هم پاشیدگی امت اسلام بکاربرده اند.

عوامل داخلی :

1-       تاریخی :

بسیاری از اختلافات موجود میان مذاهب اسلامی درجهان امروز ناشی از نقل بدور از واقع حوادث تاریخی است ، هرچندگاهی درکتابها و یا دروسایل ارتباط جمعی برانگیخته می شود، وموجب تحریک احساسات وعواطف مذهبی پیروان مذاهب گوناگون می شود.

البته این حقیقت بر اهل فن پوشیده نیست که اکثریت تاریخ نوشتاری ماتوسط نویسندگانی تألیف شده که زیر سلطه پادشاهان وحاکمان وقت بوده اند وبسیاری از حقایق را وارونه جلوه داده ویا از صفحه تاریخ محو نموده اند که با استفاده از حوادث دیگر ویاتلفیق می توان به حقایق زمانه های گذشته دسترسی پیدا نمود .

از این رو استناد به تاریخی که  سرتاسر آن مشکوک است ،حرکتی غیرعلمی است وما نیازمند پالایش این تاریخ توسط دانشمندان وتاریخ شناسان اسلامی براساس متدهای علمی ومحققانه هستیم تا ریشه های اختلاف کور را بشناسیم نه آنچنان که نقل کرده اند، تاریخی که درآن اولیای خدا را درنمازهای واجب لعنت می کنند، فرزند رسول خدا را شورش گر بشناسد، روابط رهبران مذهبی درهاله ای از تاریکی است، حاکمان ستمگر  را اولیاء خدا بداند، دولتهای ظلم اولی الامر ، دیانت را از سیاست جدا و...... دهها مطلب دیگر که نیازمند پالایش است. بعضی از قضایای تاریخی می تواند بتنهایی عامل فتنه ای بسی بزرگ درامت اسلامی باشد.

2-       آزادی اجتهاد

ازآنجاییکه دین مبین اسلام به عنوان آخرین دین الهی است ومنحصر به زمان ومکان خاصی نیست لذا برای پاسخ گویی به خواسته های مردمان شرق وغرب زمین ونیز دورانهای مختلف تاریخی بایستی آمادگی کامل داشته باشد درهرزمانه درجای جای زمین پدیده ها وحوادثی رخ می دهد که هرکدام نیاز به پاسخ ویا فتوا دارد قابلیت میراث اسلامی بگونه ای است که انسانها با استعدادهای متفاوت برداشتهای گوناگون جهت پاسخ دهی به این حوادث دارند. از اینرو دیدگاههای متنوع گشته ومذاهب ومراجع گوناگون درجامعه پدیدار می شوند آنچه که دراین وادی مهم است ، دیدگاههایی که بایستی منشأ شرعی وعقلی داشته باشد نه آنکه خود ساخته وبدوراز منبع علمی باشد.

مسلمانان باید این حقیقت را باور کنند که اجتهادها متفاوت است ومنابع مورد اعتماد نیز متفاوت است ونیز بسیاری از اخبار وحوادث بدست ما نرسیده یا تفصیلات آن ناشناخته مانده است. باور نمودن این حقیقت موجب می شود که اختلافات موجود را با سینه ای گشاده بپذیریم درغیر اینصورت ، برخورد دگم ومتحجر انه همراه با عصبانیت موجب تفرقه ودرگیری است.

 

3-       عدم شناخت یکدیگر

یکی از عوامل مهم تفرقه میان مسلمانان عدم آشنایی با داشته های یکدیگراست ،علاوه بر آن ،سختی ارتباط ،موانع فراوانی را در این راه موجب می شود. گویی فرزندان یک امت واحده درجزیره هایی از هم جدا زندگی نموده وهیچیک نسبت به دیگری احساس مسؤولیت نمی کند. اگر علمای اسلام واندیشمندان درکنار یکدیگر قرار بگیرند واز داشته ها واحوال یکدیگر باخبر شوند ونتیجه را به جامعه های خویش منتقل سازند آنگاه بسیاری از سدهای میان مسلمانان فروریخته واتحاد وبرادری آنان جلوه گر می شود. برقراری کنفرانسهای داخلی و بین المللی برای بررسی اوضاع مسلمانان یکی از عوامل شناخت از یکدیگر است ،علاوه بر آن رسانه های ارتباط جمعی اعم از روزنامه ها ، مجله ها ، فصلنامه ها، کانالهای رادیویی ،تلویزیونی ،اینترنت و....... ،همه وهمه عوامل مؤثر ایجاد ارتباط میان فرزندان امت واحده هستند . البته نقش دستگاههای تعلیمی کشورهای اسلامی مانند وزارتخانه های آموزش وپرورش ونیز آموزش عالی ودستگاهها وفرهنگی مانند وزارتخانه های ارشاد ،اوقاف و..... غیر قابل انکار است ،تمام این دستگاه های تعلیمی وتبلیغی براساس یک برنامه مشخص نشر فرهنگ تقریب و وحدت را درطول برنامه چند ساله عهده دارشده اند که درغیر اینصورت وبا عدم هماهنگی میان این دستگاه ها نتیجه مطلوب بدست نخواهد آمد و روزبروزجهان اسلام بسوی تفرقه و از هم پاشیدگی وسقوط سوق داده خواهد شد.

 

4-       ناتوانی درگفتگو

بهترین وسیله شناخت یکدیگر درجامعه بشری  امروز " گفتگو" است البته گفتگو دارای شرایط خاص خود است جامعه ای که در آن گفتگو رواج داشته باشد هرگز به خشونت وترور کشیده نمی شود جامعه های متمدن با سلاح منطق وگفتگو دلها واندیشه های بشری را درتسخیر خود آورده اند وتمدن اسلامی دراوج تمدنهای بشری است زیرا که به گفتگو به عنوان یک اصل غیر قابل انکار درزندگی انسانها نگاه می کند.

 با بررسی اصل گفتگو وشرایط آن از دیدگاه قرآن این حقیقت به خوبی هویدا می شود:

شرایط گفتگو از دیدگاه قرآن :

4-1 انتخاب سخن برتر

« الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه....»

بر اساس این  فرمایش الهی وظیفه انسان شنیدن سخنان دیگران است وپس ازآن میان گفته های گوناگون سخن برتر را انتخاب کند ، نه آنکه بدون اطلاع وبررسی سخنی را محکوم ویا اینکه پیرو مکتب ومدافع از آیین وافراد شود.

4-2 نبود پیش فرض :

« قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ {34/24} »

ترجمه « ما وشما یا درهدایت ویا درگمراهی روشن بسرمی بریم »

پیامبر (ص)هنگامی که می خواست با مخالفان خود به گفتگو بنشیند هرگز پیش فرض درستی سخن خود را مطرح نمی ساخت زیرا که این امر موجب لجبازی ویا عدم شرکت مخالفان درگفتگو می شد از اینرو از آنان خواست که بیایید با هم بنشینیم وبررسی کنیم چه کسی در راه هدایت وکدامیک از ما درگمراهی بسر می برد وهرگز به آنان نگفت ای گمراهان بیایید با هم بحث کنیم با اینکه پیامبر (ص) ذره ای در درستی آیین اش ، شک نداشت.

4-3 یکی از شرایط مهم گفتگو احترام به دیگران درهنگام بحث است تا موجب رنجش ویا عکس العمل منفی طرف مقابل نگردد پیامبر (ص) درخطاب به مخالفان خود می فرماید: « قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ {34/25}» هرگز درخصوص جرم ما از شما نمی پرسند وکارهای شما را نیز از ما نمی پرسند. پیامبر هنگامیکه از کارهای مسلمانان سخن می گوید لفظ جرم را بکار می برد واگر سخن ایشان به گونه ای بود که نسبت جرم را به دیگران می داد شاید موجب خشم طرف مقابل می شد با آنکه پیامبر (ص) خود آگاه بود آنچه که مخالفان اسلام انجام می داندجرم است درحق انسانیت .

4-4 دردایره صلاحیت باشد

« هَاأَنتُمْ هَؤُلاء حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلمٌ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ {3/66} مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ {3/67}»

آیه های به فوق اشاره دارد به یهود ونصاری که مدّعی شده بودند که حضرت ابراهیم (ع) از آنان است وحال آنکه وجود حضرت ابراهیم قبل از یهودیت ونصرانیت بوده است واینان بیهوده درموردی که هیچ آگاهی از آنان ندارند بحث وگفتگو می کنند قرآن به آنها می آموزد که درمواردی که آگاهی دارید بحث وگفتگو کنید وگرنه انسان طبیعی نباید نسبت به چیزی که دردایره صلاحیت او نیست سخن بگوید.

4-5 بازگشت به خبرگان

« وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ {16/43

    بیان  قرآن این است که هرگاه درموارد گفتگو آگاهی کافی نداشته باشیم در هررشته ای که باشد عقل اقتضا می کند به خبرگان آن رشته رجوع کنیم که حالت شک ونادانی برطرف شود وهرگز برجهل ونادانی درموارد اختلافی اصرار نورزیم .

4-6 هدفداری

گفتگو باید هدفدار باشد وگفتگو کنندگان بدنبال شناخت حقیقت باشد هرجا که باشد وگرنه گفتگو تبدیل به جدال لفظی خواهد شد نزاع لفظی کور،که برکینه ها ودشمنیها میان مردم می افزاید از اینرواست که قرآن درخواست می کند که بحث وگفتگو نیکو وهدفدار باشد تا پس از شناخت موارد مشترک میان گفتگو کنندگان ، دشمنیها به دوستیها تبدیل شود و« وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ 41/34«

5- ناهماهنگی در روابط دولتهای اسلامی

شاید این چالش داخلی زاییده یکی ازتوطئه های دولتهای استعمارگر باشد اما به هرحال یک گرفتاری داخلی است که دولتهای اسلامی تابحال نتوانسته اندهماهنگی لازم را درمیان خود بوجود آورند عوامل فراوانی ممکن است موجب این ناهماهنگی باشد وما درمقام بیان

این عوامل نیستیم وازحوصله این مقاله نیز خارج است . اما این ناهماهنگی موجب شده تا ثروتهای این كشورها توسط قدرتهای بزرگ به یغما برود آن كشورها روابط اقتصادی بالایی با كشورهای غربی دارند حال آنكه روابط اقتصادی میان خود به نسبت 10% نمی رسد، ثروتهای انسانی به علت نبود زمینه رشد در كشور خود به سوی كشورهای غربی هجرت می كنند ومورد بهره برداری آنان قرار می گیرند وپس از مرگ جنازه آنان گاهاً به كشورخود بازگردانده می شوند، وبه مرده آنان افتخار می كنند البته با این روابط ضعیف موجود،هرگز نمی توان بازار مشترک ،بانک مشترک ، ومنظومه امنیتی ونظامی مشترک ویا دادگاه های مستقل ونهادهای مردمی را تأسیس نمود . شاید یكی از مهمترین عوامل عدم ارتباط مردم منطقه وكشورهای اسلامی با یكدیگر، نبود روابط حسنه میان این دولتها است بگونه ای كه صدور روادید برای ورود انسانهای شرقی به غرب شبه محال ولی ورود غربیها به كشورهای شرقی و اسلامی به آسانی صورت می پذیرد.

6-       توانمندی تندروها

متأسفانه با توجه به ضعف فرهنگی وعلمی اقشار وسیعی درجامعه اسلامی وعدم آشنایی بااصول اولیه اسلام واهداف کلان شریعت محمدی زمینه توانمندی عناصر تندرو در همه مذاهب فراهم شد، افرادی که با شعارهای توخالی وبی محتوا وبا اتهام بزرگان ومخلصان اسلام خود را دلسوز جامعه معرفی می کنند تا به اریکه قدرت بظاهر معنوی بنشینند متأسفانه « تحجر گراها» درهمه مذاهب با بهره از ضعف علمی مردم ، حرف اوّل را می زنند البته عملکرد غلط دولتهای وابسته وبه ظاهر اسلامی به حضور قوی آنان کمک می کند. اما این متحجران بزرگترین ضربه را به جامعه اسلامی ما زده اند گروههای تکفیری و سبّ ولعن درهمه مذاهب که حرکت آنان عموماً ناشی از جهل وتوسط جاهلان عالم نما از یک طرف و قدرتهای استعماری از طرف دیگر تقویت می شوند. ویک چالش عظیمی را برسرراه وحدت امت اسلامی بوجود آورده اند. این عناصر مانع هر گونه پیشرفت درصحنه جهان اسلام است وهرگز طرح جایگزینی را که متناسب با جهان معاصر باشد را تقدیم نکرده اند خطر اینان از خطر کمونیست وسرمایه داری و پان ایسم ها و سوکولارها ودشمنان اسلام اگر بیشتر نباشد کمتر نیست البته اگر این مدعیان دفاع از اسلام با ظاهری روحانی واسلامی درجامعه ظهور کنند مقابله با آنان سختی را دوچندان می کند ، امام خمینی دراین باره می گوید: « آن قدر که اسلام از این مقدسان روحانی نما ضربه خورده است،از هیچ قشر دیگری نخورده است . بگذارم وبگذرم وذائقه ها را بیش از این تلخ نکنم»   ودرجای دیگر می فرماید:« شما باید به روشنی ترسیم کنید که در سال چهل ویک ، سال شروع انقلاب اسلامی ، ومبارزه روحانیت اصیل درمرگ آباد تحجر ومقدس مآبی ، چه ظلم ها برعده ای روحانی پاکباخته رفت».  رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای درسفراخیر خود به کردستان تأکید داشتند هرکسی که به تفرقه دامن بزند چه شیعه وچه سنی باشد مزدور دشمن است .

این چالش را با آگاهی ومطالعه و پیروی از رهبران صالح ودلسوز ودرک واقعیتهای موجود وفهم آثار منفی ومخرب تفرقه می توان از بین برد.

7-       ضعف اطلاع رسانی

بدون شک نبود معلومات دقیق از یکدیگر به عنوان یکی از مهم ....

حرکت تقریبی است واکثر قضاوتها وعکس العمل های صورت گرفته وحوادث اتفاقیه ناشی از عدم آگاهی کافی از منابع فقهی یکدیگر واصول کلامی و باورهای اعتقادی وتاریخی ونیز شرایط مکانی وزمانی وعرفی وجغرافیایی پیروان هر مذهب نسبت به دیگری است که این امر ممکن است نسبت به پیروان یک مذهب نیز صادق باشد مهمترین علل ضعف دراطلاع رسانی را فهرست وار ذکر می کنیم :

7-1 نبود امکانات کافی برای متولیان امور ومصلحان هرعصر

7-2 نداشتن کادر کافی مطلع به حقایق اسلامی جهت دفاع از حقانیت اسلام

7-3 برخورد شدید حاکمان مستبد با دعوتگران به وحدت

7-4 ضعف ایجاد ارتباط در سالهای گذشته که امروزه امکان آن بهتر است

7-5 بمباران تبلیغاتی از دوطرف مخالف که جلوی اطلاع گیری را گرفته است

7-6 منافع شخصی ، تعصب مذهبی ، قومی ، گروهی وحزبی ازچالشهای بزرگ است

7-7 پربودن کتابهای گذشته مذاهب از احادیث جعلی مخرب که راههای اتحاد را می بندد البته بعضاً تعداد آنها به حدّی است که تشکیک درآنها را سخت می کند که باید آنرا به نص صریح قرآن عرضه کرد.

7-8 انتشار مستمر کتابهای تفرقه انگیز به بهانه دفاع از مذهب حتی اگر به قیمت سقوط دین ودین مداری باشد .

7-9 دور بودن زمانه ما از عصر رسالت وامامت وعدم آشنایی با زندگی و برخورد معصومان با مخالفان .

وعوامل دیگری است که موجب ضعف اطلاع رسانی ویا تأثیراطلاعات موجود است .

8-       حاکمیت غیر مردمی

یکی ازمهمترین عناصر پسرفت کشورهای اسلامی درتمام زمینه های وجودی وتوسعه ای یک کشور نداشتن حاکمیت مردمی است. متأسفانه امروزه اکثریت کشورهای اسلامی را حکومتهای غیر منتخب ویا حکومتهای با انتخابات صوری تشکیل می دهد. که بعضی از رؤسای جمهور حاکم بیش از چهاردهه برکشور خود تسلط دارند.

حال آنکه طبق آموزه های قرآنی حاکمیت از آن خداوند است وپس از آن به انبیاء وامامان واگذار شده است که در زمان غیبت مردم نقش اساسی درانتصاب حاکمان خود را دارند و مردم سالاری یکی از اصول اولیه حیات بشری است تا زمانیکه این اصل تحقق نپذیرد بسیاری از تعالیم اسلامی قابل تطبیق درصحنه عملی نخواهد داشت وهرروزه ما شاهد آثار منفی این روش غیر انسانی واسلامی در کشورهای اسلامی هستیم برای آشنایی با اهمیت این اصل ذکر چند نکته اساسی را لازم می دانیم .

8-1 شوری یک اصل اسلامی است وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ {42/38}

خداوند متعال یکی از ویژگیهای مؤمنان را مشورت قرار داده است بگونه ای است که انسانها نباید به استبداد دچار شوند ومشورت با دیگران به عنوان یک اصل علمی - که انسان را به حقیقت نزدیک می کند - بداند . ودر زندگی سعادت را ببیند که دیگران را شریک راه خویش قرار دهد. بخصوص درجنبه های عمومی زندگی خود ودیگران

حاکمان نباید مستبد برأی باشند بلکه باشنیدن سخنان خبرگان واندیشمندان در مسائل عمومی مردم ، دیدگاه های روشن تر و واقع بینانه تری پیدا کرده تا جاییکه خطاگروی آنان به حداقل رسیده سپس تصمیم نهایی را بگیرند. شوری یک روش ومتد اسلامی است که درتمام صحنه های زندگی اعم از اندیشه ودانش درجامعه اسلامی بکار می رود پیروی از این اصل افق های تازه ای فراروی مردم وحاکمان قرار داده تا منافع وسود و زیانهای مربوط به خویش را بهتر بشناسند . هنگامیکه دیدگاه های متفاوت ومخالف دربرابر یکدیگر قرار گیرد اندیشه های تازه ای درصحنه زندگی ، و در حقیقت راهبردهای جدیدی هویدا می گردد. همانگونه که درحدیث آمده است « هرکس با مردم مشورت کند دراندیشه های آنان شریک خواهد بود» ونیز آمده است « هرکس به دیدگاه خود توجه کند ودیدگاه های دیگران را درنظر نگیرد به هلاکت می رسد» لازم به ذکر است که این روش توسط معصومان درجاهایی که مختص به آنان است به کار گرفته می شد. پیامبر اکرم (ص) طبق دستور قرآن مکلف به مشورت بود فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ {3/159} با مردم مشورت کن اما تصمیم گیری نهایی از آن توست . ائمه طاهرین نیز چنین عمل می کردند درحقیقت مشورت یعنی سالم سازی جامعه است رهبران وپیروان با این روش هردو سالم می مانند واین عامل موجب اطاعت آگاهانه مردم از رهبری است ، وانسانهای غیر معصوم درصورت عدم مشورت یک حرکت غیر اسلامی را درپیش گرفته واین عمل موجب عزل حاکمان از منصب خویش است . البته بعضی از علما براین باورند که با توجه به عموم واطلاق «امرهم» می توان ادعا کرد که باید درتمام زمینه ها توسل به مشورت کرد.

آیا امری مهمتر از حاکمیت وجود دارد؟ بوضوح مشخص است دربسیاری از کشورهای اسلامی از این قانون عمومی تبعیت نمی شود حال آنکه کشورهای پیشرفته امروز درتمام زمینه ها به این اصل توجه دارند ودرهرزمینه قضایی ، قانونگذاری ، حاکمیتی دیدگاه مردم وصاحبنظران را درنظر می گیرند البته درنظام اسلامی ما نیز بفرموده مرجع مسلمانان جهان امام خمینی « میزان رأی ملت است» که اگر مردم درصحنه های حاضر نباشد هرگز مردم سالاری تحقق پیدا نخواهد کرد البته مردم سالاری اسلامی که با تکیه بر بر شرایط فقاهت وتدبیر ومدیریت وعدالت وشجاعت بناشده است که مورد قبول همه عقلای عالم است که اصل اصیل قانون اساسی نظام است

8-2 مردمی نبودن یک حکومت زمینه ساز حکومت مستبدان ودیکتاتوران است هرگاه حاکمیتی قدرت خویش را مدیون مردم خود نداند آنگاه است که براساس فهم ومیل وخواسته خویش عمل می کند فرمانبردار هیچ قدرت و عنصر دیگری نیست ، حاکم خود را قانون گذار ومجری قانون و قاضی می داند ، ومناصب وپستهای مملکتی بر اساس مصلحتها ومنافع خویش و وابستگان خود تقسیم کرده وبا اعمال زور مردم را به بردگی می کشاند البته شاید امروزه بردگی صده های گذشته پذیرفته نباشد امازمانیکه زمام  امور اقتصادی ، سیاسی، نظامی ،..... دردست حاکم باشد ، صاحب منصبان درتمام شؤون زندگی درحقیقت بردگان باوقار وپرستیژ ، حاکم  هستند.  البته ایشان گاهی ژست انسانهای آزاده ومستقل ویا عاقل مختار بخود گرفته شعارهای دموکراسی ومردم خواهی بر زبان جاری می کنند اما روح عملکرد آنان گواه از بردگی می دهد زیرا که مسؤولان بزرگ ودرجه یک این نظامها درصورتیکه کوچکترین اختلاف سلیقه باحاکم داشته باشند بطور خواسته ویا ناخواسته از کار برکنار می شوند ، گاهی ممکن است حاکم متوجه اینگونه اختلافات فیمابین خود وآن مسؤول عالی رتبه نیست اما ازدیدگاه حاشیه حاکم حرکات آن مسؤول مشکوک بنظر می آید همین امر کافی است تا برحاکم اثر گذاشته او را از منصب لایق ویا نالایق بر کنار سازند، نمونه های تاریخی فراوانی داریم ، امیر کبیر یکی از نمونه های بارز تاریخ ایران زمین است.

استبداد مادرهمه فسادهای جهان اسلامی است که سد بزرگ توسعه درتمام زمینه های زندگی است ، رشد علمی واندیشه  ،رکود اقتصادی ، ضعف سیاسی ، ناتوانی نظامی ، وابستگی امنیتی ، عدم استقلال قضایی ، تبعیت از قوانین وارداتی ، به غارت رفتن ثروتهای طبیعی ، فرار مغزهای مثبت ، بی هویتی مردمی و... همه وهمه از آثار طبیعی استبداد حاکم بر کشورهای اسلامی است ، از اینروست که دولتهای اسلامی توانایی ایجاد اتحاد دولتهای اسلامی درمرحله عمل ندارند . دقت کافی درکنفرانسهای سران دولتهای اسلامی ، عربی ، .... وشبیه به آن گویای بی محتوایی بسیاری از جلسات این سران است زیرا که عدم تعهد به مردم خود ودر نظر گرفتن منافع شخصی وسلطنتی وتعهدات خود به ابر قدرتهای جهانی هرگز به آنان اجازه نمی دهد تا به توافقی منطقی جهت تحقق اهداف مردم مسلمان خود برسند ، البته تجربه های سیاسی فراوانی درطول قرن گذشته برای ایجاد وحدت میان دوکشور وسه کشورو..... صورت گرفت پس از گذشت چند صباحی این وحدت به هم خورد زیرا که مشخص نشد چه کسی باید رهبر کشور متحد شود؟

گرچه سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان یک ارگان اتحادی میان کشورهای اسلامی تعیین شده است اما با توجه به عوامل مختلف هرگز توانایی ایجاد اتحاد عملی میان کشورها نداشته است .

8-3 بی تفاوتی

هنگامیکه مردم این احساس را داشته باشند که نقش اساسی درتعیین سرنوشت خویش دریک حاکمیت خود ندارند ، شرکت فعال درطرحهای توسعه گرانه آن کشور ندارند در نتیجه نوعی بی تفاوتی نسبت به همه امور پیدا می کنند وتلاش جهت پیش برد امور را از دست داده وبه روزمرگی می پردازند وبرنامه های تعیین شده را تطبیق می کنند ، حال آنکه ترسیم کننده برنامه ریز را بخوبی نشناخته واستراتژی و راهکارها واهداف آنرا بخوبی درک نکرده وبسوی ناکجا آباد سیر می کنند، البته این حالت نه فقط نتیجه مطلوب فعلی را ندارد بلکه درآینده نیز بهای گزاف آنرا نیز پرداخت خواهند کرد وگاهی خسارتهای بسیار سنگین وجبران ناپذیر است، بی تفاوتی مردمی حالتی روانی دریک جامعه ایجاد می کند که براساس تصمیمهای صورت گرفته ناشی از احساسات و عواطف خواهد بود و دربسیاری از موارد دربرابر طرحها وبرنامه های معقول موضع گرفته وکاربجایی می رسد که نیازمند نهضت وانقلابی اساسی جهت ایجاد تغییر درریشه ها وپایه ها و ساختارهای نظام پیدا می کنند ،که دراین راه اگر رهبران این انقلابها دارای توانایی تغییر واصلاح را نداشته باشند به عنوان حاکمیت مسکن وتخذیر به قدرت رسیده وپس از مدتی جامعه به فکر تغییر نظام جدید می افتد تااینکه رهبران اصلاح طلبی درصحنه حاضر شده وتحول شگرفی بر اساس مبانی اعتقاد وراهکارهای مطابق با فطرت انسانی را پیاده نمایند واین حرکت تنها بدست انبیاء وصالحان پیرو آن رهبران الهی صورت می گیرد .

وبراساس این جامعه هدفدار ، مردم سالار، پیرو قانون الهی وفطری ازحالت بی تفاوتی خارج گشته وبسوی سعادت دنیا وآخرت روان می شود.

عوامل فوق به عنوان مهمترین عوامل داخلی تفرقه وتشتت داخلی جامعه اسلامی است .

عوامل خارجی :

تفرقه واختلافی که امروز درجهان اسلام موجب ناتوانی وضعف جامعه ما گشته ، وهمه اذعان دارند که اگر جامعه اسلامی وحدت را پیش می گرفت ، همانند گذشته به استقلال وعظمت و کرامت ویژه ای برخوردار بود وجهانیان را رهبری کرده والگوی مناسب زندگی فردی واجتماعی را دراخلاق و معنویت ومردم داری وحاکمیت انسانی والهی بپا می داشتند اما علاوه بر عوامل داخلی ذکر شده عوامل خارجی دیگری که اکثر آن زاییده قرنهای اخیر است موجب عدم تحقق جامعه اسلامی شایسته وامت محمدی است که بنابر فرمایش قرآن امت الگووسرآمد انسانهاست وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ {2/143}

ما دراینجا به بعضی از عوامل خارجی به طور خلاصه اشاره می کنیم :

 

 

1-       شرق شناسان

مطالعه کتابهای شرق شناسان غربی به ما نشان می دهد که چگونه جامعه اسلامی را مورد کنکاش قرار داده ونقاط قوت وضعف ما را کشف نموده وبه سران ورهبران سیاسی کشورهای خود منتقل ساختند ، وسیاستمداران حاکم غرب با بهره گیری از این اطلاعات ارسالی ، جنبه های مثبت جامعه اسلامی را درهم کوبیده وجنبه های منفی را ترویج دادند وپس از مدت نه چندان طولانی بر کشورهای اسلامی تسلط پیدا کردند.

شرق شناسان عموماً جاسوسانی با نقاب فرهنگی وعلمی وتحقیقاتی درمیان مسلمانان زندگی می کردند وگاهی نیز درامور اسلامی اعم  از کلام ، فقه ، اخلاق وتاریخ دیدگاههای به اصطلاح بی طرفانه خود را بیان می کردند که نتیجه آن جزتحقیر اندیشمندان اسلامی و خودستایی وبه انزواکشاندن مسلمانان وتشدید اختلاف فکری وعملی میان مسلمانان وراه گشایی برای قدرتهای غرب برای تسلط برمسلمانان نبود.

البته تعداد اندکی که جنبه انصاف را رعایت کرده اند که این تعداد تأثیرگذار نبودند همانگونه که امروزه تعدادی از مردم اروپا از حقوق مسلمانان مظلوم دفاع می کنند اما نقش تأثیرگذاری را درصحنه سیاست کلی برای خود نمی بینند.

2-       دولتهای سلطه گر غربی

 استعمار کهن ومعاصر غرب بیشترین ضربه را برپیکره مسلمانان وارد نموده است وهنوز به تجاوزات خویش ادامه می دهد. درگذشته استعمار انگلیسی واستعمار فرانسه بر بسیاری از کشورهای اسلامی ظلم روا داشتند ، البته از غفلت دو دولت مقتدر شیعه وسنی یعنی صفویه وعثمانی بهره جسته وآنان را به جان هم انداخته وصدها هزار وشاید ملیونها مسلمان اعم از شیعه وسنی دراین جنگهای درون اسلامی به قتل رسیدند وبا بهره گیری از ضعف دو دولت ، جهان اسلام را به کشورهای کوچک تقسیم نمودند. «تفرقه بیانداز وحکومت کن» شعار استعمار گذشته وحال است وبا استفاده از غفلت مسلمانان برتمام کشورهای اسلامی مسلط شدند، شوکت وعظمت وعزت وبزرگی جهان اسلام بدست استعمارگران از بین برده شد، ثروتهای انسانی وطبیعی غارت نموده ومیهن اسلامی به بازار مصرفی کالاهای غرب تبدیل کردند، علم وتکنولوژی وآزادی واحترام به حقوق انسانها را درغرب رشد داده وحال آنکه جامعه اسلامی از کمترین حقوق طبیعی بهره نمی گیرد زیرا که حاکمان دست نشانده غرب هرگز چنین اجازه ای را به مسلمانان نداده واستبداد ودیکتاتوری عامل تداوم حکومت خویش قرارداده اندالبته اندیشمندان غربی می دانند آنگونه که اسلام منادی حقوق انسانها وآزادی بوده هیچ دین وآیین الهی ومکتب های زمینی نبوده است امیر مؤمنان می فرماید: بنده دیگری مباش خداوند تو را آزاده آفریده است.

 برای رعایت اختصار چالشهای بوجود آمده توسط استعمار را فهرست وار ذکر خواهیم کرد:

2- ۱ بهره گیری آمریکا وصهیونیست از اختلافات مذهبی وتحریک فرزندان امت اسلامی برعلیه یکدیگر که برخلاف قرآن وسنت امامان (ع) است وکار بجایی رسیده که ازدیدگاه بسیاری از فرزندان مذاهب اسلامی بعضی از مسلمانان چون پیرو مذهب مخالفند از کافران نیز بدتر هستند.

2-2 هجمه فرهنگی غرب بگونه ای است که از تمام وسایل ارتباط جمعی اعم از کتاب ، روزنامه ،مجله ، رادیو ، تلویزیون ، اینترنت وماهواره های مختلف و........ برای گسترش تفرقه وایجاد اختلاف روز افزون ، استفاده نموده وفرصت تفکر واندیشیدن از مسلمانان گرفته تا متوجه دشمن اصلی خود نباشند.

2-3 تقسیم میهن اسلامی به کشورهای کوچک و ضعیف و ایجاد اختلافهای مرزی ، ملی ، نژادی ومذهبی میان آنان ، تا هرگز روی وحدت را نبینند وحال آنکه وحدت از ارکان اصیل اسلامی است وبدون آن هرگز جهان اسلام روی سعادت رانخواهد دید مرحوم کاشف الغطاء اسلام را دو پایه استوا رمی داند: « کلمه التوحید وتوحید الکلمه » (خداپرستی و وحدت) کشورهای اروپایی با اتحاد پیش رفتند وآمریکا زمانیکه ایالات متحده شد، برجهان حاکمیت پیدا کرد.

2-4 غرب دمکرات از رژیمهای مستبد حاکم برکشورهای اسلامی حمایت می کند هر رژیمی که فرمانبردار غرب باشد از نظر غرب محترم است رژیمهای پادشاهی عرب و رؤسای جمهور زوری ،جهان اسلام همه مورد حمایت غرب هستند اما اگر نظامی مستقل و با آرای مردم به قدرت رسیده باشد ومی خواهد مستقل باشد وپیرو زورمداری غرب نباشد، تمام صفتهای زشت را به اونسبت می دهند، دیکتاتور،ضدحقوق بشر، تروریست ،.... مانند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که به اعتراف همه اندیشمندان منصف نظیری درشرق عالم ندارد.

2-5 کاشتن رژیم صهیونیستی درمیان کشورهای اسلامی برای باج گیری ،اعمال فشار، ارعاب ،تهدید کشورهای اسلامی وبهانه ای برای به یغما بردن نفت منطقه وتسلط بر شیوخ عرب است.

ودهها عامل دیگر که به این مقدار بسنده می کنیم.

درخاتمه برای برخورد با این چالشها وپیروز شدن بر آن توضیح چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1.       مسلمانان زمانی روی عزت وپیروزی را می بینندکه به احکام الهی ودستور پیامبر وامامان عمل کنند وفرمان الهی اخوت وبرادری ومحبت و دوری از تفرقه وهمانگونه که امام خمینی فرمودند: تفرقه از شیطان است. وهر ندایی که به تفرقه دعوت کند ندای شیطانی است وهرگز رضای خدا در آن نیست.

2.       تبعیت از رهبری انقلاب اسلامی درتمام حوادث وهرگز نباید قولی ویا حرکتی از ما صورت گیرد که با خواسته های رهبری همخوانی نداشته باشد زیرا که طبق فرمایش امامان معصوم(ع) تقدم وتأخر نسبت به رهبری نوعی خروج ازدین است که مورد قبول خدای متعال نیست .

3.       در زندگی اجتماعی خویش همیشه نقاط مثبت اعتقادات و روش زندگی خود را بیان کنیم و از تحریک دوستان وحتی دشمنان بپرهیزیم تا بتوانیم زمینه جذب وهدایت آنان را فراهم کنیم.

4.       بیداری اسلامی زمانی گسترش می یابد وبه پیروزی نهایی می رسد که از توطئه های استکبار واستعمار غافل نباشیم وخود را به سلاح علم وهدایت وتزکیه مسلح سازیم بگونه ای باشیم که « اشداء علی الکفار رحماء بینهم » درمیان مسلمانان مصداقیت پیداکند. و زمینه را برای ظهور منجی عالم بشریت مهیا سازیم.

5.       تولی وتبری

بدون شک تولی وتبری یکی از اساسی ترین معتقدات مسلمانان ونه فقط شیعه ها است اما باید دید تولی وتبری به چه معناست ؛ به طور خلاصه :

تولی : یعنی دوست داشتن ائمه اهل بیت (ع) وتبعیت از آنان

تبری : دوری جستن ازدشمنان ائمه اهل بیت(ع) ومخالفت با آنان

دوست داشتن امامان یعنی اطاعت از آنان، وهرچه که دستور دهند باید انجام دهیم . نزدیکترین افراد به امامان کسانی هستند که واجبات را انجام ومحرمات راترک کنند نه اینکه درسخن ادعای شیعه گری کنند اما درعمل در برابر خواسته امامان معصوم (ع) بایستند و برخلاف سخن آنان عمل کنند . مگر می شود شخصی برخلاف گفته مقام رهبری قمه بر سرزند وگفتار وکردار تفرقه افکنانه درجامعه منتشر سازد و نهاد کینه توزی رامیان مسلمانان ،درکودکان و نوجوانان وجوانان بکارد وامروزه بطور مستقیم ویا غیر مستقیم موجب قتل هزاران شیعه گردد واو را پیرو ولایت و امامان معصوم دانست؟

تبری درلغت نیز به معنی انقطاع عصمت وقطع رابطه وبیزاری ، پاک شدن از عجب ، تهمت وبیماری ،خلاص شدن از قرض است .

بنابراین برائت ربطی به سبّ ولعن ندارد که متأسفانه فرقه سبیه ولعنیه کار خود را با آن توجیه می کنند، و درهیچ آیه ای از قرآن برائت وتبری به معنای سب ولعن نیامده است .

مثلا ً آیه : « بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ {9/1} »یعنی من از شرک وجرم و بت پرستی شما کراهت دارم وبیزارم . نه اینکه شما مورد سبّ ولعن من هستید .

علامه سیدمحسن امین می گوید: معنای حبّ وبغض درراه خدا این نیست که بامسلمانان دشمنی ورزیم ورابطه خود را با آنان قطع کنیم بلکه معنای آن این است که اگر کسی عمل زشتی مرتکب شد از عملش ناراحت شویم و او را از این عمل نهی کنیم نه اینکه با او خشونت ، عداوت، قساوت ، وسبّ ولعن بخرج دهیم که این کارها موجب تکرار واصرار بر عمل زشتی است که ما او را از آن نهی کرده ایم وباعث می شود که اونیز مقابله به مثل کند درنتیجه برای خود و دیگران ضررها ومفاسد عظیم پدید آوریم.

خلاصه تبری یعنی دور شدن از آنچه که امامان معصوم (ع) از ما خواسته اند از آن دور شویم ، و آن دور شدن ازمحرمات است واطاعت وفرمانبرداری از نهی نائبان ائمه و بخصوص مقام رهبری است ، کسی که برخلاف ایشان حرکت کند باید از او تبری جست حتی اگر مدعی ولایت دروغین باشد. البته متأسفانه عدم فهم صحیح این دو مقوله اصیل اسلامی موجب اختلاف وتفرقه و در نتیجه وهن اسلام ومسلمین شده است، بسیاری از شیعیان تصور می کنند که اهل سنت رهبران مذاهب اسلامی دشمنان اهل بیت(ع) هستند حال آنکه اگر درتاریخ دقت کنیم خواهیم دید که ابوحنیفه ، وشافعی واحمد بن حنبل ومالک همه آنها به خاطر دوستی اهل بیت مورد شکنجه و در زندانهای حاکمان زمان گرفتار شده بودند مرحوم مطهری می گوید حنفیان ومالکیان صلوات برآل محمد را درنماز سنت اما شافعیان وحنبلیان فرض و واجب می دانند. ودرتشهد هر نماز می گویند: « اللهم صلي علی محمدوعلی آل محمدكما صليت علی ابراهيم وعلی آل ابراهيم بارك علی محمد وعلی آل محمدكما بارکت علی ابراهيم وعلی آل ابراهيم في العالمين انك حميدٌ مجيدٌ»

البته اگر گفته های بزرگان و امامان اهل سنت را درخصوص امامان اهل بيت ذکر کنيم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود به عنوان نمونه مواردی را ذکرمی کنيم :

أ‌-        شافعي : « وچون مردم را ديديم که راههاشان آنها را دردريای گمراهی و جهالت انداخته است به نام خدا سوار کشتی نجات شدم، همانا اهل بيت مصطفی خاتم رسولان، آن کشتی نجاتند، وبه ريسمان خدا که ولاء آنهاست چنگ زدم همچنانکه به ما دستور داده شده که به اين ريسمان چنگ بزنيم

ب‌-      فخر رازی از زمخشری که پيامبر (ص) فرمود:

من مات علی حبّ آل محمد مات شهيداً

الا و من مات علی حبّ آل محمد مات مغفوراً له

الا و من مات علی حبّ آل محمدمات تائباً

الا و من مات علی حبّ آل محمد مات مؤمناً مستكمل الايمان 

هرکس که بردوستی آل محمد مرد، شهید مرده است

هرکس که بردوستی آل محمد مرد،آمرزیده مرده است

هرکس که بردوستی آل محمد مرد، توبه کار مرده است

هرکس که بردوستی آل محمد مرد، مؤمن وکامل ایمان مرده است

الا ومن مات علی بغض آل محمد مات كافراً

الا ومن مات علی بغض آل محمد لم يشم رائحية الجنة

هرکس که بردشمنی آل محمد بمیرد کافر مرده است

هرکس که بردشمنی آل محمد بمیرد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد

ت‌-      سید محمدرشید رضا مفسر بزرگ اهل سنت با همه تعصبی که دارد درتفسیر خود به مانند شیعه نسبت به امام علی (ع) وسائر ائمه (ع) اظهار تولی ونسبت به دشمنان آنها اظهار تبری می کند ومی نویسد:

« نوالي علياً المرتضي ونوالي من والاهم ونعادي من عاداهم»

     ما علی مرتضی را دوست داریم وکسانی که ایشان را دوست داشته باشند دوست

    وکسانی که با ایشان دشمنی ورزند، دشمن می داریم.

ث‌-      پیشوایان مذاهب اربعه درکتب فقهی خود بخشی را به احکام بغاة اختصاص داده و تمامی احکام آن را از امام علی (ع) گرفته اند وکسانی که جنگ جمل وصفین ونهروان را دربرابر امام بحق علی بن ابیطالب به راه انداختند ازبغاة دانسته اند.

ج‌-       محمد عبدالله عنان مورخ بزرگ اهل سنت درعلت سقوط امپراطوری اموی می نویسد « بنی امیه بر اهل بیت پیامبرکه صاحبان شرعی خلافت بودند خروج نمودند وبا وسائلی که غالباً غیر شرافتمندانه وغیر عادلانه بود، خلافت را از آن خود کردند، اعمالی که بنی امیه درخلال این کشمکش مرتکب شدند درنفوس امت عربی اثری بس ناپسند داشت. بنی امیه درحق اهل بیت وشیعیان ایشان مرتکب شنیعترین جرائم شدند، حسین بن علی (ع) را درسال 6۱ هـ درکربلا شهید کردند وکشتن جمعی از فرزندان وبرادران او از دردناکترین ستمهایی است که درحق اهل بیت اعمال شده است ، شهادت امام حسین (ع) تأثیری الم انگیز درجهان اسلام داشت هنوز دوسال از این حادثه نگذشته بود که مردم مدینه سر از اطاعت یزید برتافتند، ودرسال 63 یزید لشکری برای عقوبت مردم مدینه فرستاد وکشتار وتاراج به راه انداخت وحرمت حرم مقدس نبوی راشکست وشنیعترین گناهان را مرتکب شد وآنگاه رهسپارمکه شد وبیت الله الحرام را زیر ضربات شدید آتش گرفت.» 

 

متأسفانه ایادی استعمار همواره کوشیده اند که درمیان شیعیان الفائکنند که اهل سنت یعنی طرفداران وعاملان این جنایات درصورتیکه این جنایات نه تنهامومردنتفر شیعیان بلکه مردبرائت اغلب اهل سنت نیز بوده وهمگان برای براندازی حکومت جائر اموی قیام کرده اند.

فضل الله بن روزبهان از بزرگان اهل سنت می گوید: « و اما اهل سنت برآنند که تولای پیغمبر (ص) وآل او واجب است بربنده وتبری از دشمنان او فرض عینی برهر مؤمنی ، از این جهت که اولا ً آل ، محبوب پیامبر (ص) هستند، وثانیا ً پیامبر هم به نص حدیث ، باید محبوب باشد و روشن است که محبوب محبوب هم محبوب است، پس تولی آنان وتبری از دشمنان ایشان نیز برما لازم است

البته نویسندگان معاصر بسیاری وجود دارند که درخصوص امامان کتابهای فراوانی نوشته اند برای همه علما اهل فن معروف است مانند:

کتاب معروف روضة الشهداء از ملاحسین کاشفی حنفی

مصائب حسین درعهد اموی ، من ثمرات المعقول والمنقول علی الجندی

معاویه في المیزان عباس عقاد

سه جلد کتاب ثارالله ، دکتر عبد الرحمن الشرقاوی

7- درخاتمه این بحث دیدگاه بعضی از علمای شیعه را در رابطه باسبّ و لعن ذکر       می کنیم :

أ‌-        آیت الله العظمی شیخ محمدحسین کاشف الغطاء مرجع شیعیان می گوید: « به یقین بدان که عقلاء ومهذبین شیعه دوازده امامی لعن کننده ودشنام دهنده نیستندوائمه اهل بیت سلام الله علیهم ، برما سبّ وشتم راحرام کرده اند،بنابراین ما خلفا راشدین وصحابه مرضیین را که خداوند از آنان خشنود وآنان از وی خشنودند راسبّ نمی کنیم ، ولی هر صحابه ای را هم ، مورد رضایت او نمی دانیم

ب‌-      شریف رضی مؤلف نهج البلاغه که سخنان حضرت علی (ع) را دراین کتاب گردآوری نموده است وآنرا آلوده به سبّ ولعن نکرده است می گوید: « مرقد پیامبر خدا(ص) را زیارت کردم ومردان خفته درکنار ایشان را نیز از یاد نبردم

ت‌-      سید مرتضی علم الهدی برادرسید رضی واز علماء بزرگ شیعه است درمسائل «الناصریات» به روایات اصحاب وهمسران پیامبر تمسک می جوید.

ث‌-      شیخ طوسی شیخ الطائفه وبزرگ مرجع تاریخ شیعه است، ایشان روایت موثقی از امام علی (ع) راجع به اصحاب نقل می کند که فرمود: شما را درمورد اصحاب پیامبر (ص) سفارش می کنم، آنان را سب نکنید که اینان اصحاب پیامبر شما هستند، اصحابی که دردین بدعتی نگذاشتند وبدعت گذاری را احترام نکردند، آری رسول خدا درمورد اصحاب به من سفارش فرمود

ج‌-       شیخ ابوالفضل بن حسن طبرسی یکی از فقهاء ومفسرین بزرگ شیعه است . که درتفسیرش « مجمع البیان » و فقه مقارنش « المئتلف من المختلف » درهربحثی آراء ونظریات اصحاب وعلمای سایر مذاهب رادرکنار مذهب اهل بیت بدون تعصب وطعن عرضه می دارد که گویا با پیروان همان مذهب سخن می گوید وگفتارش با اخلاص تمام پیرامون حق دور می زند، گاهی نظریه مذهب خود وگاهی نظر غیر مذهب خود را ترجیح می دهد.

روش طبرسی باعث شده که بزرگترین شیخ الازهرمصر، مراغی کبیر درس تفسیر مقارن را با استفاده از آن در الازهر دائر کند وشیخ عبدالمجید سلیم پیشنهاد چاپ تفسیر مجمع البیان وی را به عنوان بهترین تفسیر عالم اسلام دهد وبا مقدمه شیخ محمود شلتوت وپاورقی علمای بزرگ الازهر درمصر چاپ و مورد استفاده جهان اسلام قرار گیرد.

ح‌-       امام شرف الدین مظهر ادب اختلاف وجدال بالّتی هی أحسن بود تاجایی که شیخ الأزهر،سلیم بشری حاضر شد که تمام نامه های وی را با احترام فراوان بخواند و تا آخربا وی مکاتبه کند، وچون به مکه می رودبرای نخستین بار همه مسلمانان سراسر جهان به امامت وی درمسجد الحرام نماز بخوانند.  وبه سبب این امرتا سالهای بعد زبانزد شیعیان جهان گردد

خ‌-       آیت الله العظمی سید محسن حکیم پدر شهید آیت الله سیدمحمدباقر حکیم می فرمود: سبّ ولعن بزرگترین مانع پیشرفت مذهب شیعه درجهان است

د‌-       شاه آبادی عارف بزرگ عصر

    امام خمینی درچهل حدیث خود نوشته اند: شیخ عارف ما می فرمودند: هیچ وقت لعن شخصی نکنید گرچه به کافری که ندانید از این عالم چگونه منتقل شده مگر آنکه ولیّ معصوم ازحال بعد از مردن اواطلاع دهد زیرا که ممکن است در وقت مردن ،مؤمن شده باشد پس لعن به عنوان کلی بکنید .

ذ‌-       علامه فیض کاشانی درمحجة البیضاء می فرماید : « صفات مقتضی لعن عبارتست از کفر، بدعت وفسق ، ولعن درهریک دارای سه مرتبه است:

1.       لعن با وصف اعم مانند: لعنة الله علی الکافرین 

2.       لعن با اوصاف أخص مانند: لعنة الله علی الیهود والنصاری . لعن دراین مورد جایز است ولی لعن اهل بدعت خطرناک است زیرا که شناخت بدعت مشکل است.

بنابراین ، درهرموردی لفظی وارد نشده باشد باید عوام را از آن منع کرد، زیرا که موجب معارضه به مثل وبرانگیختن نزاع وفساد میان مردم خواهد بود.

3.       لعن بر شخص خاص مانند زید لَعََنهُ الله ونسبت دادن کافر، فاسق و بدعت گذار به وی و این خطرناک است زیرا که چه بسا که مسلمان شود وباحالت تقرب به خدا از دنیا رود، وآنگاه چگونه وی محکوم به لعن است؟مگر کسانی که ازخدا وپیامبر ثابت شده که آنها را لعن کرده اند.

 

البته آنچه که از پیامبر وامامان بسیار فراوان است که جای این مقاله مختصر نیست و دراینجا یک داستان را نیز نقل می کنم که درمحضر امام صادق(ع) سخن از قومی پیش آمد ، یکی از یاران اظهار داشت ما بیزاری می جوئیم از اینان زیرا اینان آنچه شما می گوئید، نمی گویند.

امام فرمودند: اینان ما را دوست دارند، اما چون چیزهایی می گویند که ما نمی گوییم شما از آنان بیزاری می جوئید ؟

-         مرد شیعه گفت : آری

-         امام فرمودند : نزد ما هم چیزهایی است که نزد شما نیست پس باید که ما هم ازشما بیزاری بجوئیم ... وآنگاه فرمودند:

-         فتولّوهم ولاتبرأوا منهم انّ المسلمين له سهمٌ ومنهم من له سهمان ومنهم من له ثلاثة اسهمٍ و.... فليس ينبغي ان يحمل صاحب السّهم علی ماعليه صاحب السهمين و.....

-باآنان دوستی کنید و از آنان بیزاری مجوئید که بعضی از مسلمانان دارای یک سهم و بعضی دو سهم وبرخی سه سهمند و.... بنابراین سزاوار نیست آنچه را که برصاحب چند سهم است ازصاحب یک سهم انتظارداشته باشیم.





وآخر دعوانا ان الحمدلله ربّ العالمین

 

حجت الاسلام دکتر محمد مهدی تسخیری


١٨:١٢ - 1391/01/06    /    شماره : ٢٣٥٧    /    تعداد نمایش : ٥٥٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :5297
کل بازديدها :9710071
بازديدکنندگان آنلاين :7
بازديدازاین صفحه :27414