نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > سیاسی و اجتماعی > تحول اجتماعی 


  چاپ        ارسال به دوست

حجاب

پوشش زن در ادیان الهی فلسفه و ارزش حجاب
نقش خانواده در توسعه فرهنگ حجاب گرايش به معنويت و نياز انسان معاصر به «عفاف و حجاب»
حجاب و سلامت فردی و اجتماعی جنبه روانی
چرا زنان اروپایی مسلمان می شوند؟ حجاب و عفاف در قرآن کريم
حجاب و اصل آزادی زن بين اسلام و غرب

 

 

 

 

پوشش زن در ادیان الهی

پوشش و عفاف از آن جهت كه يك امر فطرى است و براى حيات اجتماعى انسان ضرورت دارد، در اديان و مذاهب الاهى داراى جايگاه خاصى است. تمام اديان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخوانده‏اند؛ زيرا حيا و لزوم پوشش به طور طبيعى در نهاد زنان به وديعت نهاده شده و احكام و دستورهاى اديان الاهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است.
بر اساس اصل لزوم هماهنگى و تناسب آفرينش و قانونگذارى،1 خداوند لباس و پوشاك را در لابلاى نعمت‏هاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت2 و اشتياق درونى زنان به »حجاب« را با تشريع قانون پوشش مستحكم ساخت تا گوهرِ هستى »زن« در صدفِ پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهى نجات يابد. بدون ترديد جهان بينى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كيفيت پوشش دارد.3 بر اساس جهان‏بينى اديان الاهى كه انسان خليفه خداوند و مركز و محور جهان هستى است و رسالت كسب معرفت و تهذيب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حياتش در جهان آخرت نيز ادامه دارد، بايد جسم زن و چشم مرد پوشيده گردد تا غرايز شهوانى مهار و كنترل شود و استعدادهاى معنوى و عقلانى بشر در پرتو رهيافت‏هاى فطرى و هدايت‏هاى وحيانى شكوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاك برآيند انديشه و اراده آدمى است، ولى بر بينش و اراده انسانى نيز تأثير مى‏گذارد و مى‏تواند به عنوان زمينه‏ساز تعالى يا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرينى نمايد.
در آيين زرتشت، يهود، مسيحيت و اسلام - كه اين مقاله به بررسى آنها مى‏پردازد - حجاب بر زنان امرى لازم بوده است. كتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورات و احكام دينى، آداب و مراسم و سيره عملى پيروان اين اديان چهارگانه، بهترين شاهد و عالى‏ترين گواه بر اثبات اين مدعاست.

حجاب در آيين زرتشت
نخستين مردمى كه به سرزمين ايران آمدند، آريايى‏ها بودند. آنان به دو گروه عمده »مادها« و »پارس‏ها« تقسيم مى‏شدند. با اتّحاد مادها، دولت »ماد« تشكيل شد. پس از مدّتى پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بين ببرند و سلسله‏هاى هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان را بنيانگذارى كنند. پژوهش‏ها نشان مى‏دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراى حجاب كاملى، شامل پيراهن بلند چين‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلى بلند بر روى لباس‏ها بوده‏اند.4 اين حجاب در دوران سلسله‏هاى مختلف پارس‏ها نيز معمول بوده است.5 بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايرانى از حجابى كامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاريخى، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محيط بيرون خانه رفت و آمد مى‏كردند و همپاى مردان به كار مى‏پرداختند، ولى اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاى فسادانگيز همراه بوده است.
جايگاه فرهنگى پوشش در ميان زنان نجيب ايران‏زمين به گونه‏اى است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامى كه خشايارشاه به ملكه »وشى« دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچى، به حكم دادوَران، عنوان »ملكه ايران« را از دست داد.6
در زمان ساسانيان - كه پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. به گفته ويل دورانت پس از داريوش، زنان طبقات بالاى اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمى‏شد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى حتى پدر و برادرشان را ببينند. در نقش‏هايى كه از ايران باستان بر جاى مانده است، هيچ صورت زنى ديده نمى‏شود و نامى از ايشان نيامده است.7
تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشم‏گير است كه برخى از انديشمندان و تمدن‏نگاران، ايران را منبع اصلى ترويج حجاب در جهان معرفى كرده‏اند.8
از آن‏جا كه مركز بعثت »اشو زرتشت« ايران بوده است و آن حضرت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خويش كمبودى نمى‏ديده است، با تأييد حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاى، خود ريشه‏هاى درونى حجاب را تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب معمول قرار دهد.
به پند و اندرزهاى »اشوزرتشت« بنگريد تا تلاش وى براى تعالى و آموزش مبانى حجاب و بيان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطنى، روشن‏تر شود؛ او مى‏فرمايد:
اى نوعروسان و دامادان!... با غيرت، در پى زندگانىِ پاك‏منشى بر آييد... .اى مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروى كنيد. هيچ گاه گردِ دروغ و خوشى‏هاى زودگذرى كه تباه كننده زندگى است، نگرديد؛ زيرا لذّتى كه با بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏اى است كه با شيرينى درآميخته و همانند خودش دوزخى است. با اين گونه كارها، زندگانى گيتى خود را تباه مسازيد. پاداش رهروان نيكى، به كسى مى‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد و كوتاهى و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.
فريب خوردگانى كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختى و نيستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است.9
گفتنى است كه در دين زرتشت، لباس يا كيفيت خاصى براى حجاب زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رايج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش - يعنى چادر يا شنلى بر روى آن - بوده است، مورد تقرير و تنفيذ قرار گرفته است. هر چند كه استفاده از سِدرِه و كُشتى - لباس مذهبى ويژه زرتشتيان - توصيه شده است.10 البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادى و نيايش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد »رستم شهرزادى« پوشش زنان بايد به گونه‏اى باشد كه هيچ يك از موهاى سرِ زن از سرپوش بيرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صريح چنين آمده است: »نامى زت واجيم، همگى سر واپوشيم و همگى نماز و كريم بدادار هورمزد؛11 يعنى همگان نامى ز تو بر گوييم و همگان سر خود را مى‏پوشيم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز مى‏كنيم«.
بر اساس آموزه‏هاى دينى، يك زرتشتى مؤمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان دورى جويد و حتى از به كارگيرى چنين مردانى خوددارى كند. در اندرز »آذربادماراسپند« مؤبد موبدان آمده است: »مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن12«.
پوشش موى سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانيان نيز ادامه يافته است. به اين نمونه بنگريد: پس از فتح ايران، هنگامى كه سه تن از دختران كسرى، شاهنشاه ساسانى را براى عمر آوردند، شاهزادگان ايرانى همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گيرند تا خريداران پس از نگاه، پول بيشترى مبذول دارند. دوشيزگان ايرانى خوددارى كردند و به سينه مأمور اجراى حكم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسيار خشمناك شد؛ ولى امام على(ع) او را به مدارا و تكريم آنان توصيه فرمود.13

حجاب در آيين يهود
همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان يهودى سخن گفته‏اند14. ويل دورانت مى‏گويد: گفت‏وگوى علنى ميان ذكور و اِناث، حتّى بين زن و شوهر از طرف فقهاى دين ممنوع گرديده بود.... .دختران را به مدرسه نمى‏فرستادند و در مورد آنها كسب اندكى علم را به ويژه چيز خطرناكى مى‏شمردند. با اين همه، تدريس خصوصى براى اِناث مجاز بود.15 نپوشاندن موى سر خلافى بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مى‏ساخت.16 زندگى جنسى آنان، علىرغمِ تعدد زوجات، به طرز شايان توجّه ، منزّه از خطايا بود. زنان آنان، دوشيزگانى محجوب، همسرانى كوشا، مادرانى پُرزا و امين بودند و از آن‏جا كه زود وصلت مى‏كردند، فحشا به حدّاقل تخفيف پيدا مى‏كرد.17
بدون ترديد مبناى حجاب در شريعت يهود، آيات تورات بود كه بر حجاب تأكيد مى‏نمود. كاربرد واژه »چادُر« و »برقع« كه به معناى روپوش صورت است، در آن آيات، كيفيت پوشش زنان يهودى را نشان مى‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را نهى نموده، مى‏گويد:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هر كه اين را كند، مكروه »يَهْوَه« خداى تو ست.18 بى‏حجابى سبب نزول عذاب معرفى شده است؛
خداوند مى‏گويد: از اين جهت كه دختران صهيون متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مى‏روند و به ناز مى‏خرامند و به پاى‏هاى خويش خلخال‏ها را به صدا مى‏آورند× بنابراين خداوند فَرْق سر دختران صهيون را كَلْ خواهد ساخت و خداوند عورت ايشان را برهنه خواهد نمود× و در آن روز، خداوند زينت خلخال‏ها و پيشانى‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد كرد× و گوشوارها و دستبندها و روبندها را × و دستارها و زنجيرها و كمربندها و عطردان‏ها و تعويذها را × و انگشترها و حلقه‏هاى بينى را × و زخوت نفيسه و رداها و شال‏ها و كيسه‏ها را × و آينه‏ها و كتان نازك و عمامه‏ها و برقع‏ها را × و واقع مى‏شود كه به عوض عطريّات، عفونت خواهد شد و به عوض كمربند، ريسمان و به عوض موى‏هاى بافته، كَلى و به عوض سينه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زيبايى، سوختگى خواهد بود × مردانت به شمشير و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد × و دروازه‏هاى وى، ناله و ماتم خواهند كرد و او خراب شده، بر زمين خواهد نشست.19
افزون بر موارد فوق، در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موى سر20 لزوم پرهيز از زنان فريبكار و بيگانه21، نهى از لمس و تماس22 و واژه چادر23، نقاب24 و برقع25 آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس يهودا مى‏خوانيم: پس رخت بيوكى را از خويشتن بيرون كرده، برقعى به رو كشيده و خود را در چادرى پوشيد و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است، بنشست.26
در »تلمود« اصلى‏ترين كتاب فقهى كه به گفته ويل‏دورانت، اساس تعليم و تربيت يهود27 است، نيز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سكوت زن و پرهيز از هرگونه آرايش براى ساير مردها28، پرهيز از نگاه زن به مردان بيگانه، 29 اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم30 و لزوم پرهيز از هر امر تحريك‏آميز،31 تأكيد شده است.
برابر حكم سخت‏گيرانه تلمود، اگر رفتار زن فضيحت‏آميز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ كتوبا(مهريه) طلاق دهد و زنانى كه در موارد زير به رفتار و كردار آنها اشاره مى‏شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ كتوبا (مهريه) به ايشان تعلّق نمى‏گيرد؛ زنى كه از اجراى قوانين دينى يهود سرپيچى مى‏كند و فى‏المثل بدون پوشاندن سرِ خود، به ميان مردان مى‏رود، در كوچه و بازار پشم مى‏ريسد و با هر مردى از روى سبك سرى به گفت‏وگو مى‏پردازد. زنى كه در حضور شوهر خود، به والدين او دشنام مى‏دهد و زن بلند صدا كه در خانه با شوهر خود به صداى بلند درباره امور زناشويى صحبت مى‏كند و همسايگانِ او مى‏شنوند كه چه مى‏گويد.32
برخورد حضرت موسى(ع) با دختران شعيب كه به آنان فرمود تا پشت سر او حركت كرده، از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدايت كنند، و نيز سيره عملى يهوديان مبنى بر استفاده از چادر و برقع و روبند، تفكيك و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در كنيسه، ناشايسته شمردن اشعارى كه در تمجيد زيبايى زنان سروده شده است و ايراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بيانگر كيفيت شديد و سخت‏گيرانه حجاب نزد يهوديان است.

حجاب در آيين مسيحيت
مسيحيت نه تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب را تغيير نداد، بلكه قوانين شديد آن را استمرار بخشيد و در برخى موارد، قدم را فراتر نهاد و با سخت‏گيرى بيشترى وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و ازدواج امرى مقدس محسوب مى‏شد و طبق نوشته ويل دورانت، در سن بيست سالگى اجبارى بود؛33 اما از ديدگاه مسيحيت قرون اوّليه، تجرّد، مقدس شمرده مى‏شد.34 بنابر اين مسيحيت، براى از بين بردن زمينه هرگونه تحريك و تهييج، زنان را به صورت شديدترى به رعايت كامل پوشش و دورى از هر گونه آرايش و تزيين فراخواند. برابر متون تاريخى، چادر و روبند، براى همگان - حتّى براى خاتون‏هاى اشراف - ضرورى بود و در اعياد نيز كسى آن را كنار نمى‏گذاشت؛ بلكه با طلا و نقره و پارچه‏هاى زربفت آن را تزيين مى‏نمودند و حتّى براى تفريح نيز با حجب و حياى كامل در مجالس انس و يا گردش‏هايى دور از چشم نامحرمان، شركت مى‏جستند.
انجيل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأكيد و پيروانش را به تنزّه از اِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجيل مى‏خوانيم: همچنين زنان پير در سيرت متقى باشند و نه غيبت‏گو و نه بنده شراب زياده، بلكه معلمات تعليم نيكو× تا زنان جوان را خِرَد بياموزند كه شوهر دوست و فرزند دوست باشند× و خردانديش و عفيفه و خانه‏نشين و نيكو و مطيع شوهران خود كه مبادا كلام خدا متهم شود×35
در »كتاب مقدس« در مورد لزوم آراستگى به حيا و كنار نهادن آرايش ظاهرى چنين آمده است: همچنين زنان، خويشتن را بيارايند به لباسِ مزّين به حيا و پرهيز؛ نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رختِ گران‏بها× ...زن با سكوت به كمال اطاعت تعليم گيرد× و زن را اجازت نمى‏دهم كه تعليم دهد يا بر شوهر مسلّط شود؛ بلكه در سكوت بماند×36
همچنين اى زنان، ...× و شما را زينت ظاهرى نباشد از بافتن موى و متحلّى شدن به طلا و پوشيدن لباس × بلكه انسانيت باطنى قلبى در لباس غير فاسد، روح حليم و آرام كه نزد خدا گرانبهاست × زيرا بدين گونه زنان مقدسه در سابق نيز كه متوكل به خدا بودند، خويشتن را زينت مى‏نمودند.37
افزون بر موارد پيشين، »عهد جديد« نيز لزوم پوشاندن موى سر، به ويژه در مراسم عبادى،38 لزوم سكوت به ويژه در كليسا،39 با وقار و امين بودن زن 40و نهى از نگاه ناپاك به بيگانگان را خاطرنشان ساخته، مى‏گويد: كسى كه به زنى نظر شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا كرده است × پس اگر چشم راستت، تو را بلغزاند، قلعش كن و از خود دور انداز؛ زيرا تو را بهتر آن است كه عضوى از اعضايت تباه گردد، از آن كه تمام بدنت در جهنم افكنده شود×41
دستورات دينى پاپ‏ها و كاردينال‏هاى مسيحى كه بر اساس آن پوشاندن صورت الزامى و تزيين موى سر و آرايش آن و تنظيم آنها در آيينه و سوراخ نمودن گوش‏ها و آويختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قيمتى، رنگ نمودن مو و تغيير صورت ظاهرى ممنوع بود، شدت بيشترى رانشان مى‏دهد.42
در مورد سيره عملى زنان مسيحى، دائرة المعارف لاروس مى‏گويد: دين مسيحى، براى زن، خِمار را باقى نهاد؛ وقتى وارد اروپا شد، آن را نيكو شمرد. زن‏ها در كوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطى، خصوصاً قرن نهم، خمار رواج داشت. آستين خمار، شانه زن را پوشيده، تقريباً به زمين مى‏رسيد. اين عادت تا قرن سيزدهم باقى بود.43
ويل دورانت نيز در مورد سيره عملى زنان مسيحى چنين مى‏نويسد: ساق پاى زنان چيزى نبود كه در ملأ عام و يا رايگان به چشم خورد.... البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمّى براى روحانيون بود كه كاردينال‏ها، درازى جامه‏هاى خواتين را معيّن مى‏كردند. هنگامى كه كشيشان چادر و روبند را يكى از اركان اخلاقيات عيسوى دانستند، به دستور زن‏ها، چادرها را از مشمش ظريف و حرير زربفت ساختند... .44
تصويرهايى كه از پوشاك مسيحيان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب كامل زنان را نشان مى‏دهد.45

حجاب در آيين اسلام
بدون شك، پوشش زن در برابر مردان بيگانه، يكى از ضروريات دين اسلام است. قرآن كريم مى‏فرمايد: »و به بانوان باايمان بگو چشم‏هاى خود را فروپوشند و عورت‏هاى خود را از نگاه ديگران پوشيده نگاه دارند و زينت‏هاى خود را، جز آن مقدارى كه ظاهر است، آشكار نسازند و روسرى‏هاى خودرا بر سينه خود افكنند و زينت‏هاى خود را آشكار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم‏كيششان، كنيزانشان و مردان سفيهى كه تمايلى به زنان ندارند و كودكانى كه از امور جنسى بى‏اطلاعند و پاهاى خود را بر زمين نكوبند تا زينت‏هاى پنهانشان آشكار شود و همگى به سوى خداوند توبه كنيد اى مؤمنان؛ باشد كه رستگار شويد«.46 افزون بر آن، در آيات ديگر، پوشيدگى كامل اندام،47 نيك و شايسته، با وقار و بدور از تحريك سخن گفتن و دورى از آرايش‏هاى جاهليت نخستين،48 توصيه شده است.
در روايات نيز پوشيدن جامه بدن‏نما و نازك نزد نامحرم49، آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه50، اختلاط فساد برانگيز زن و مرد51، دست دادن و مصافحه با نامحرم52و تشبه به جنس مخالف 53 منع شده است و مردان با غيرت،54 به هدايت و كنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم55 و دورى از چشم‏چرانى توصيه شده‏اند.
پس معلوم شد كه تفاوت اساسى حجاب اسلامى با حجاب اديان گذشته، در اين است كه اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعديل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفريط، سهل‏انگارى مضرّ يا سخت‏گيرى بى‏مورد به جامعه بشرى ارزانى داشته است. حجاب اسلامى همچون حجاب مورد توصيه پاپ‏ها، به معناى حبس زن در خانه يا پرده‏نشينى و دورى از شركت در مسايل اجتماعى نيست؛ بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موى سر و اندام خويش را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد تا در جامعه، غريزه آتشين جنسى تحريك نگردد؛ بلكه در محيط خانواده، اين غريزه به صورت صحيح ارضا گردد

 

 

 

فلسفه و ارزش حجاب

فلسفه حجاب از مسائل مهمي است که آگاهي از آن مي تواند يکي از پايه هاي تحقق فرهنگ پوشش اسلامي گردد و به آن عمق و معنا بخشد، زيرا به اين سؤال مهم بانوان که « چرا بايد با حجاب باشيم» پاسخ مي دهد.
امروزه با وجود سوء استفاده هايي که دنياي غرب از وجود زن دارد، به خوبي مي توان به رمز تأکيدات دين اسلام بر حجاب و فلسفه و فوايد آن پي برد. آيا زن اين حقيقت عريان و کالامنشي است که در دنيا به نمايش آمده است؟
با نگاهي به آموزه هاي اسلام مي توان دريافت که زن از ديدگاه اسلام داراي شخصيتي شايسته و جايگاهي والا و الهي است که مي تواند مدارج کمال را طي کرده و به مراتب عالي انسانيت بار يابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت يعني خليفه و جانشين خدا گردد.
وجود زن زينت بخش آفرينش انسان است و افق روح او تجلي گاه رحمت. دامن زن مدرسه بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نيست. زن مظهر ظرافت و وجود جمال آفرينش است. اصلاح جامعه در گرو تقواي زن و محيط خانواده کلاس درس اوست. و بر همين اساس زن مربي بشر است و مي تواند با تربيت فرزند صالح ، امتي را رهايي بخشد.
زن اگر موقعيت خود را در نظام آفرينش بيابد ، حقيقت و ارزش خود را درک کند ، بداند از کجا آمده است، در کجا قرار دارد و به کجا مي رود از پوشش ديني به عنوان يک نياز جدي بهره مي گيرد و هرگز جامعه را صحنه نمايش تن و تحرکات جنسي خود قرار نمي دهد.(1)
با همه وجود جاي تأسف است که چرا هنوز براي بسياري از زنان ، بخصوص در جوامع شهري ، خروج از عروسکي زيستن و ساختگي بودن، نيز پذيرش پوششي که بتواند جامعه و آنها را از فساد حفظ نمايد مسئله اي است بس سنگين ؟ مگر نه اين است که لباس بايد براي انسان باشد و نه انسان ابزاري براي عرضه پوشاک؟ پس چرا ممانعت ازغربي بودن ، و جامعه را به بي بند و باري کشاندن براي بعضي موجب دلخوري و مخل آزادي است؟ چرا هنوز که هنوز است به کار گرفتن کلمات فرنگي و اصطلاحات سوغاتي غربي در محاورات روزمره و مقالات و سخنراني ها نشانه کمال فرد و علامت رشد او تلقي مي شود؟
مگر نه اين است که براي مسلمان ، کافر و حرکاتش بي ارزش است و تشبيه به آنان زشت و گناه؟ پس چرا مسلمان گناه را صواب مي شمرد ؟ چرا علي رغم همه ممنوعيت ها و محدوديت هاي ايجاد شده به وسيله دولت ، باز پاره اي از اصناف، توزيع گر و حتي توليد کننده پوشاک ، خوراک و وسايل غير ضروري غربي و ناسازگار با شئونات اسلامي اند و بازارشان نيز چندان بي رونق نيست؟
حجاب به هر شکل و رنگ و نمود مقبول که باشد، از مهم ترين عواملي است که مانع نفوذ شعاع نظر نظر بازان و توجه آنها به اندام زن مي باشد و در نتيجه زمينه ي ظهور و فعاليت انگيزه هاي عاطفي و فعاليت غريزه جنسي را در روابط اجتماعي از بين مي برد و موجب کاهش تنش هاي حاصل از تحريک شهوت جنسي در مردان مي شود.
به همين جهت در اسلام حجاب هم به عنوان دژ حفاظت زن و تأمين امنيت رواني و اجتماعي او مطرح است و هم براي حفاظت مردان از انحراف فکري و گرفتار شدن در توهمات حاصل از تحريک عاطفي غريزه جنسي مي باشد.(2)

حجاب و فعاليت هاي اجتماعي

پوشش و حجاب زن به آن معنا نيست که از فعاليت هاي اجتماعي دست کشيده و در کنجي زنداني شود.
قرآن عفت دختران شعيب را در حال چوپاني و آب دادن به گوسفندان در جمع مردان بازگو مي کند. عفت و پاکدامني مريم را در معبدي که همگان چه زن و چه مرد به پرستش مي آيند ، مي ستايد و ...
پس حجاب و پوشش به معني انزوا و گوشه گيري نسيت و اصلا با حضور اجتماعي منافاتي ندارد، بلکه همه ي زنان نمونه ي قرآن در متن فعاليت و پويايي جامعه هستند. در کشور عزيزمان پس از انقلاب اسلامي ، زنان با حجاب و پوشش اسلامي را مي بينيم که در همه جا حاضرند ؛ در اداره ها ، کارگاهها ، راهپيمايي ها ، دانشگاه ها ، راديو و تلويزيون ،سينما ، بيمارستان ها ، مراکز بهداشتي ، مخصوصا در مراقبت هاي پزشکي براي مجروحان جنگي و ....
کوتاه سخن اينکه وضع موجود در کشورمان پسخ دندان شکني است بر همه ي ايراد ها ، چرا که فلاسه گفته اند بهترين دليل بر امکان چيزي ، وقوع آن است.

دو ويژگي مهم لباس

لباس و پوشش فوايد خوب و بي همتايي دارد که از آن جمله است محفوظ ماندن از سرما و گرما ، عريان نبودن بدن در مقابل ديگران ، مزين بودن بدن به وسيله لباس به طرح ها و رنگ هاي مختلف و محفوظ بودن از خطرهاي مختلف و عيوب جسماني و ...
« يا بني آدم قد انزلنا عليکم لباسا يواري سواتکم و ريشا؛(3)
اي فرزندان آدم ! لباس براي شما فرستاديم که اندام شما را مي پوشاند و مايه ي زينت شماست
قرآن دو ويژگي مهم لباس را مطرح مي کند: يکي پوشش اندام که خود ثمرات زيادي دارد ، دوم لباس مايه ي زينت است براي بشر.
اما متأسفانه در عصر ما جنبه هاي فرعي و حتي نامطلوب و زننده ي لباس شيوع و گسترش يافته که فوايد اصلي لباس را تحت الشعاع خود قرار داده است.
متأسفانه لباس که عاملي بود براي حفظ بشر از خطرهاي مختلف ، امروز تبديل شده به وسيله اي براي به خطر افتادن بشر ؛ و از اين رو تجمل پرستي ، توسعه ي فساد ، تحريک شهوات ، خودنمايي و تکبر ، اسراف و ... را مي توان مصداق چنين رويکرد جديدي دانست؛ گاه بعضي از لباس ها به همه چيز شبيه است جز به لباس ، که اينان اين گونه لباس را به هر عنواني مي پوشند جز به عنوان لباس پوشيدن و پوشش بدن.

فطري بودن حجاب

حجاب و پوشش در ذات و فطرت بشر نهاده شده است. داستان آدم و حوا مي تواند دليلي روشن براي اين مدعا باشد.
در قرآن آمده است:
« فدلاهما بغرور فلما ذاقا الشجره بدت لهما سوأتهما و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنه و ناداهما ربهما الم انهکما عن تلکما الشجره و أقل لکما ان الشيطان لکما عدو مبين؛ (4)
... چون از آن درخت تناول کردند زشتي هايشان ( مانند عورات و ساير زشتي هاي پنهان ) آشکار گرديد و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند ... »
قرآن کريم حجاب و پوشش را هديه اي آسماني مي خواند:
« يا بني آدم قد انزلنا عليکم لباسا يواري سواتکم و ريشا و لباس التقوي ذلک خير ذلک من آيات الله لعلهم يذکرون ؛(5)
اي فرزندان آدم ! ما لباسي را که ستر عورت شما کند و جامه هاي زيبا و نرم براي شما فرستاديم و لباس تقوا نيکوترين جامه است. اين سخنان همه از آيات خداست باشد که خدا را ياد آرند
قرآن کريم ، برهنگي و کنار گذاشتن لباس را دامي مي داند که شيطان در مسير انسان قرار داده ، آن را مخالف با فطرت بشر مي داند و انسان ها را از فرو افتادن در چنين دامي بر حذر مي دارد. در سوره ي اعراف آمده است:
« يا بني آدم لا يفتننکم الشيطان کما أخرج أبويکم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سواتهما انه يراکم هو و قبليه من حيث لا ترونهم انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لايؤمنون؛(6)
اي فرزندان آدم ! مبادا شيطان شما را فريب دهد چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بيرون کرد و لباس شان را از تن شان بيرون آورد و قبايح آنان را در نظرشان پديد آورد . همانا شيطان ، خويشان و بستگانش شما را مي بينند در صورتي که شما آنها را نمي بينيد. ما شيطان را دوستدار آنان که به خدا ايمان نمي آورند، قرار داده ايم
با توجه به فطري بودن گرايش به پوشش و تناسب قوانين الهي با غرايز و فطريات بشر، حجاب در همه اديان الهي تشريع شده است. تاريخ نگاران نيز وجود حجاب را در بين پيروان اديان الهي گزارش کرده اند.
«ويل دورانت» مورخ مشهور ، در مورد حجاب زنان يهودي مي نويسد:« در طول قرون وسطي يهوديان همچنان نسوان خويش را با البسه ي فاخر مي آراستند لکن به آنها اجازه نمي دادند که با سر عريان به ميان مردم روند. نپوشاندن موي سر خلافي بود که مرتکب را مستوجب طلاق مي ساخت.»(7)
او مي نويسد: « اگر به نقص قانون يهود مي پرداخت ، چنان که مثلا بي آنکه چيزي بر سرداشت به ميان مردم مي رفت ، و يا در شارع عام نخ مي ريست يا با هر سنخي [ = گونه اي ] از مردان درد دل مي کرد يا .... در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه اي او را اطلاق دهد.»(8)
دکتر «مناخم براير» (9) استاد ادبيات کتاب مقدسي در دانشگاه يشيوه (Yeshiva ) در اثرش به نام « زنان يهودي» آورده است:
« زنان يهودي را رسم بر آن بوده است که بدون روسري از خانه بيرون نروند. آنها حتي گاهي اوقات جز يک چشم خود تمام صورت را مي پوشاندند»(10)
از سوي ديگر براساس گفته کتاب « زن به ظن تاريخ» زنان اشکاني را بر بالاي لباس هاي خود چادر مي پوشيده اند. ( 11)
همچنين زنان عهد ساساني ، گاه چادري گشاد و پرچين به سر مي کردند که تا وسط ساق پا مي رسيد. نقش هايي که از بانوان ساساني در بشقاب هاي نقره ساخته شده، نشان آن است که هر يک از اين بانوان ، چادري به خود پيچيده دارند.(12) در شاهنامه فردوسي نيز پوشش زن ايران باستان، توصيف شده است ،آنجا که شيرين ،همسر خسرو پرويز، در بارگاه « شيرويه» مي گويد:

بدانگه که من جفت خسرو شدم
به پيوستگي در جهان نو شدم

بگفت اين و بگشاد چادر ز روي
همه روي ماه و همه پشت ، موي

مرا از هنر موي بد در نهان
که آن را نديدي کس اندر جهان

نمودم همه پيشت اين جادويي
نه از تنبل و مکر و از بد خويي

نه کس موي او پيش اين ديده بود
نه از مهتران نيز بشنيده بود(13)

پوشيده چادر نه تنها در ايران که در ديگر مناطق نيز از دير زمان رايج بوده است. «جرجي زيدان» دانشمند معروف مسيحي ، در مورد حجاب زنان اروپا مي گويد:
« اگر مقصود از حجاب ،پوشاندن بدن به وسيله چادر و روسري و ... است ، اين موضوع قبل از اسلام و حتي پيش از دين مسيح در اروپا معمول بوده و مسيحيت هم در آن تغييري نداده است»(14)
نويسنده کتاب فرهنگ البسه مسلمانان نيز از بوکينگهام که مسافرت هايي به بين النهرين داشته ، نقل مي کند: « زنان اين ديار ، چادر بزرگي از ابريشم مشکي ، همان طور که در ميان زنان توانگر قاهره موسوم است ، مي پوشند.» (15)
همين نويسنده با نقل اينکه در تصويرهاي سفرنامه « ويت مان» ( سفرهايي به ترکيه آسيايي ، سوريه و مصر) يک حبر( چادر ابريشمي سفيد رنگ) ديده مي شود ، مي نويسد:
« اين مسافر در صفحه 274 گويد : در اوقات ديگر ، زنان چادر يا روپوش فراخ سياهي مي پوشند که تقريبا تمام بدن را مي پوشاند و تا پاشنه هاي پا پايين مي آيد.»(16)
امروزه نيز اين پوشش در بيشتر کشورهاي عربي و از آن شمار عربستان ، سوريه ، الجزاير ، عراق و بيشتر کشورهاي حاشيه خليج فارس معمول است.
تا پيش از سال پنجم هجري ، بر زنان مسلمان واجب نشده بود که حجاب داشته باشند. در اين سال ، خداوند حکم حجاب را بر زنان رسول گرامي اسلام (ص) قرار داد و به مؤمنان دستور داد هر گاه از همسران پيامبر چيزي خواستند، از پشت پرده بخواهند:
« و اذا سألتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب؛ (17)
هر گاه از زنان رسول متاعي مي طلبيد ، از پس پرده بخواهيد .» (18) سپس آنها را از تبرج و خودنمايي باز داشت.
اصولا روش قرآن کريم در بعضي از احکام ، تشريع تدريجي است. پس از اين تاريخ حکم حجاب صادر مي گردد و در مرحله بعد ، همه زن هاي مؤمن به پوشاندن زينت هاي خويش از چشم نامحرمان وظيفه مي يابند:
« وقل للمؤمنات يغضضن من أبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتنهن الا ما ظهر منها ؛(19)
اي رسول ، به زنان مؤمن بگو تا چشم ها و فروج و اندام شان را ( از عمل زشت) محفوظ دارند و زينت و آرايش خود را ، جز آنچه قهرا ظاهر مي شود ، بر بيگانه آشکار مسازند
واژه «زينت» به طور مطلق از مفهومي عام برخوردار است که هم زينت طبيعي ( خلقي) و هم زينت اکتسابي (عارضي) را شامل مي شود.
خليل بن احمد فراهيدي مي گويد :
«زيبايي ، نقيض زشتي است ... و زينت ، هر آنچه را به واسطه آن آراسته شود، در بر دارد.» (20)
فخر رازي نيز در اين باره مي نويسد:
« بدان زينت نامي است بر زيبايي هاي مخلوق که خداوند آفريده و همين طور به آنچه انسان به وسيله آن آراسته و مزين مي شود ، مثل لباس و ... اطلاق مي شود.»(21)
آيه شريفه بالا ، زن را مأمور مي کند که زينت هايش را بپوشاند و آنها را در مقابل چشمان نامحرم ننهد. البته اين حکم عام ، در ادامه آيه در دو بعد ، تخصيص خورده و شامل استقناهايي مي گردد. عبارت « الا ما ظهر منها» اولين استثنا را بيان مي کند. از اين جمله نتيجه گرفته مي شود که زينت زن به دو دسته زينت هايي که به طور طبيعي آشکار است و زينت هايي که به طور معمول پنهان است ، تقسيم مي گردد. در اينکه غير وجه و کفين ( دست ها از مچ به پايين) از زينت هاي پنهان زن به شمار آمده و پوشانيدن آنها واجب است، از لحاظ فقه اسلامي هيچ گونه ترديدي وجود ندارد. اين قسمت ، جزء ضروريات و مسلمات است. نه از نظر قرآن و نه از نظر فتواها ، در اين باره اختلاف و تشکيکي وجود ندارد. (22)
فضيل بن يسار مي گويد : از امام صادق (ع) پرسيدم : آيا ذراعين زن نيز از شمار زينت هايي است که خدا در مورد آن فرمود : « و لا يبدين زينتهن » ؟ ايشان فرمود: « بلي ، آنچه روسري آن را مي پوشاند و بالاتر از دو دستبند ، از شمار زينت است.» (23)
از مسعده بن زياد نقل است که مي گفت : « شنيدم کهاز حضرت صادق (ع) در مورد زينت هاي آشکار زن سؤال شد ، ايشان فرمود : صورت و کفين ( دست ها از مچ به پايين ).» (24) همچنين عايشه نقل مي کند که از خواهرش اسماء در حالي که لباس نازکي به تن داشت ، نزد رسول خدا (ص) آمد ،حضرت روي از وي برتافت و فرمود:


« يا اسماء ان المرأه اذا بلغت المحيض لم تصلح أن يري منها الا هذا و هذا و اشار الي وجهه و کفيه ؛ (25) اي اسماء زن هنگامي که به بلوغ مي رسد ، صحيح نيست که غير از اين قسمت واين قسمت از بدنش پيدا باشد و به صورت و کفين خويش اشاره کرد
در بخش اول آيه ، به زنان دستور داده شده زينت هاي خويش را آشکار نسازند. ظاهر اين قسمت از آيه مي نماياند که گويي زن در مقابل جميع افراد بايد اين دستور را اجرا کند ، ولي ادامه آيه که بيانگر دوين استثنا است ، با عبارت « و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زيتنهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمر هن عالي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن أو آبائهن او آباء بعولتهن أو أبنائهن أو أبناء بعولتهن أو اخوانهن أو بني اخوانهن أو بني أخواتهن أو نسائهن أو ما ملکت أيمانهن أو التابعين غير اولي الاربه من الرجال أو الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء و لا يضربن بأرجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميعا أيها المؤمنون لعلکم تفلحون» (26) گروه دوازده گانه اي را از اين عام ، خارج مي سازدو اين گروه عبارت است از : 1- شوهران ؛ 2- پدران ؛ 3- پدر شوهران ؛ 4- پسر شوهران ؛ 5- پسران ؛ 6- برادران ؛ 7- پسر برادران ؛ 8- پسر خواهران ؛ 9- زنان ؛ 10 - مملوکان ؛ 11- خدمتکاران مرداني که از زن بي نيازند؛ 12- کودکاني که از امور جنسي بي خبرند.(27)
پس از اينکه تاريخچه پوشانيدن زينت زن در اسلام و استثناهاي آن نيز مشخص گرديد، اينک بايد از چگونگي پوشش و پنهان ساختن زينت ، سخن به ميان آورد.
پيامبر گرامي اسلان (ص) فرمود :
« للزوج ما تحت الدرع و للابن و للأخ ما فوق الدرع و لغير ذي محرم أربعه أثواب : درع و خمار و جلباب و ازار؛(28) شوهر حق دارد به بدن زن که زير پيراهن قرار مي گيرد نگاه کند و برادر و فرزند و مجازند از روي پيراهن به بدن زن نگاه کنند ، ولي در برابر نا محرم ، بايد چهار لباس پوشيد : پيراهن ، مقنعه ، چادر و شلوار
قرآن کرين نيز افزون بر صدور حکم پوشش زنان ، براي تأمين حجاب بيشتر بهتر آنها و همچنين پيشگيري از رواج سليقه ها و مدل هاي نامطلوب لباس در مواجهه با نامحرم ، دو شکل پوشش خاص ، به نام « خمار » و « جلباب» را براي بانوان تعيين کرده است.(29)
بر اين اساس مي توان ادعا کرد که همه اديان الهي حجاب را بر زنان واجب دانسته اند. اسلام نيز که آخرين آئين الهي و کامل ترين اديان است ، آن را تصديق کرده و لباس را هديه اي الهي معرفي کرده ، نه تنها پوشيدن موي سر ، بلکه پوشيدن تمام بدن جز صورت و دست ها را به زنان مؤمن سفارش کرده است.
در حجاب اسلامي افراط و تفريط وجود ندارد. حجاب اسلامي آن گونه که غرب تبليغ مي کند به معناي حبس زن در خانه يا پرده نشيني و دوري از شرکت در مسائل اجتماعي نيست ، بلکه بدين معناست که زن در ارتباطات خود با مردان بيگانه ، موي سر و اندام خود را بپوشاند و به جلوه گري و خود نمايي نپردازد.
قرآن کريم مردان و زنان مؤمن را سفارش مي کند نگاههاي خود را کنترل نمايند و حجاب خود را رعايت کنند ؛ آنگاه زنان مؤمن را تشويق و سفارش مي کند علاوه بر پوشاندن موي سر، گردن و سينه ي خود را هم بپوشانند:
« قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک أزکي لهم ان الله خبير بما يصنعون و قل للمؤمنات يعضضن من أبصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضر بن بخمر هن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن أو آبائهن أو آباء بعولتهن أو أبنائهن أو أبناء بعولتهن أو اخوانهن أو بني اخوانهن أو بني أخواتهن أو نسائهن أو ما ملکت أيمانهن أو التابعن غير أولي نسائهن أو ما ملکت أيمانهن أو التابعين غير أولي الاربه من الرجال أو الطفل الذين لم يظهروا علي عورت النساء و لا يضربن بأرجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الي الله جميع أيها المؤمنون لعلکم تفلحون؛(30)
اي رسول ما ! مردان مؤمن را بگو تا چشم ها را ( از نگاه ناروا ) بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ بدارند ... اي رسول ! زنان مؤمن را بگو تا چشم ها را بپوشند و فروج و اندام شان را ( از عمل زشت ) محفوظ بدارند و زينت و آرايش خود را جز آنچه قهرا ظاهر مي شود بر بيگانه آشکار نسازند و بايد سينه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند.
قرآن پوشش و حجاب را براي زنان لازم و ضروري مي داند. حال شايد اين سؤال مطرح شود که چرا حجاب و پوشش براي زنان الزامي است ؟ قرآن کريم جواب اين پرسش را به روشني داده فلسفه ي حکم حجاب را بيان کرده است . قرآن کريم مي فرمايد :
« يا أيها النبي قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک أدني أن يعرفن فلا يؤذين و کان غفورأ رحيما ؛ (31) اي پيامبر ، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خويشتن را به چادر فرو پوشند که اين کار براي آنکه شناخته شوند تا از تعرض و جسارت ( هوسرانان ) آزار نکشند ، بهتر است و خداوند ( در حق خلق ) بسيار آمرزنده و مهربان است.
حجاب زن مسلمان بر خلاف آنچه غربي ها مي انديشند ، نشان مظلوميت او نيست . حجاب در اسلام محدوديت نيست ، بلکه مصونيت است. حجاب اسلامي بر خلاف سنت مسيحي نشان و سمبل تسلط و اشراف مرد بر زن يا تبعيت زن از مرد نيست. حجاب اسلامي بر خلاف سنت يهودي سمبل تجمل گرايي و تبعيض و تمايز طبقه اي از طبقه ي ديگر نيست. حجاب در اسلام نشان تقوا ، پاکدامني و خدا ترسي زن مسلمان است ، هدف و منظور از حجاب اسلامي مصونيت تمام زنان مسلمان است.
قرآن کريم به جسم و روح و پاکدامني زنان توجه زيادي دارد. قرآن تا آنجا به آبرو و شرافت زن توجه دارد که حتي اگر کسي به ناروا به زني نسبت زنا دهد ، شديدا مجازات خواهد شد:
« و الذين يرمون المحصنات ثم لم يأتوا بأربعه شهداء فاجلدوهم ثمانين جلده و لا تقبلوا لهم شهاده أبدا و اولئک هم الفاسقون ؛ (32) و آنان که به زنان مؤمنه با عفت نسبت زنا دهند ، آنگاه چهار شاهد بر دعوي خود نياورند آنان را به هشتاد ضربه تازيانه کيفر دهيد و ديگر هرگز شهادت آنها را نپذيريد که مردمي فاسق و نادرستند.

پي نوشتها :

1- حجاب در عصر ما ، ص 15.
2- مقدمه اي بر روانشناس زن با نگرش علمي و اسلامي ، ص 206.
3- سوره اعراف ، آيه 22.
4- سوره اعراف ، آيه 22.
5- همان، آيه 26.
6- همان، آيه 27.
7- ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 12 ، ص 62.
8- همان، ص 30.
9- Menachem Brayer.
10- Abdel Axeem. sherif , op .cit . p .22.
11- حجازي ، بنفشه ، زن به ظن تاريخ ، تهران ، شهر آب ،ج 1 ، ص 141.
12- همان، ص198.
13- فردوسي، ابوالقاسم ، شاهنامه ، مصحح: ژول مول ، شرکت سهامي انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، 1370 ، چ 5 ، ج 7 ، ص 2223.
14- ر.پ ، آ ، دزي ، فرهنگ البسه مسلمانات ، مترجم : حسينعلي هرون ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1359، ص 129.
15- همان.
16- محمد ، اسداله ، گزيده اي از بهشت جوانان ، قم ،سبط اکبر ، چ 1 ، ص 183.
17- سوره احزاب ، آيه 53.
18- عابديني ، احمد ، سيري در آيات حجاب ، مجله فقه ، ش 23 ، س 7 ، بهار 79 ، ص 51.
19- سوره نور ، آيه 31.
20- فتاحي زاده ، فتحيه ، حجاب از ديدگاه قرآن و سنت ، قم ، مرکز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1376 ، ج 2، ص 26 ، برگرفته از العين ، ج 7 ، ص 387.
21- فخر رازي ، التفسير الکبير ، ج 23 ، ص 205.
22- مسئله حجاب ، ص 181.
23- فروع کافي ، ج 5 ، کتاب النکاح ، باب ما يحل النظر اليه من المرأه ، ص521، ح 1.
24- وسائل الشيعه ، ج 14 ، ابواب مقدمات نکاح ، باب 109 ، ص 146 ، ح 5.
25- أبي داوود سليمان بن اشعث سجستاني الازدي ، سنن أبي داوود ، دار احياء السنه النبويه ، ج 4، باب قيما تبدي ء المرأه من زينتها ، ص 64.
26- سوره نور ، آيه 31 .
27- همان ، آيه 60.
28- ابوعلي الفضل بن الحسن طبرسي ، مجمع البيان ، تهران ، کتاب فروشي اسلاميه ، 1374 هـ . ق ، ج 7 ، ص 155 ، ذيل آيه 60 سوره نور.
29- چادر و مقنعه از ديدگاه قرآن و حديث ، ص 55-89.
30- سوره نور ، آيه 31-30.
31- سوره احزاب ، آيه 59.
32- سوره نور ، آيه 4.

نويسنده:محمد مهدي بهادروند




نقش خانواده در توسعه فرهنگ حجاب

لزوم پوشيدگي زن در برابر نامحرم يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در اين خصوص تصريح شده است. به همين دليل در اصل مطلب از جنبه اسلامي نمي توان ترديد كرد. ولي اين كه بعضي از دختران جوان پوشش خود را به طور كامل رعايت نمي كنند، بيشتر به علت ناآگاهي آنان نسبت به فلسفه حجاب برمي گردد. اين گروه غالباً گمان مي كنند حجاب موجب سلب آزادي زنان مي شود و مي پرسند با توجه به اينكه خداوند زن و مرد را آزاد آفريده است، چرا بايد فقط زنان حجاب داشته باشند؟ شهيد مطهري در پاسخ به اين سؤال در كتاب «مسأله حجاب» آورده است: «فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و موظف داشتن به اين كه وقتي مي خواهد با مرد نامحرم روبه رو شود پوشيده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظيفه اي است كه بر عهده زن نهاده شده تا در معاشرت و برخورد با مرد كيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر زن تحميل شده و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعي او كه خداوند برايش تعيين فرموده، محسوب شود.
همچنين گفته است: «شرافت زن اقتضا مي كند هنگامي كه از خانه بيرون مي رود سنگين، متين و باوقار باشد و در طرز لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدي كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد

توسعه فرهنگ حجاب در جامعه

زهرا سيدزاده، كارشناس ارشد روانشناسي باليني، مسأله حجاب را از ديدگاه روان شناختي مورد بررسي قرار داده، در اين مورد مي گويد: «براي دستيابي به اهداف تربيت ديني، توسعه فرهنگ تعالي بخش حجاب و عفاف اهميت ويژه اي دارد. در حقيقت پويايي تربيت ديني در شرايط كنوني به پويايي روشها، نگرشها و برنامه هايي وابسته است كه در سطح خانواده، نظامهاي آموزشي و سياستهاي حاكم بر جامعه مطرح مي شود و بايد از حالت كليشه اي و تحميلي خارج شده و با روشهاي علمي و صحيح ارايه شود
وي با بيان اين كه يكي از جلوه هاي رفتاري زن يا مرد مسلمان كه نشانه دينداري و عامل صيانت جامعه از فساد و آسيبهاي رواني- اجتماعي است، حجاب است، تأكيد مي كند؛ داشتن پوشش مناسب نه تنها سبب امنيت خود فرد از آسيبهاي مختلف است، بلكه سبب تحكيم خانواده، آرامش رواني افراد جامعه و افزايش امنيت در جامعه است.
وي مي افزايد: «براي توسعه فرهنگ حجاب در جامعه و اثربخشي شيوه هاي تربيتي مربوط به حجاب در دل و جان افراد، از يك سو بايد رغبت و نياز دروني نسبت به اين مسأله در آنان ايجاد شود تا انگيزه كافي براي بروز رفتار سالم را داشته باشند و از سوي ديگر بايد روشها و شيوه هاي تربيتي فعال و مناسب جانشين شيوه هاي غلط و منفعل تربيتي گردد.» اين روان شناس در ادامه مي گويد:
«در حال حاضر بعضي از خانواده ها از وضع پوشش ظاهري نوجوانان و جوانان خود رضايت ندارند و ظهور پديده ها و رفتارهاي نامناسبي در جامعه مانند بدحجابي و نداشتن پوشش مناسب زنان و مردان و يا رفتارهايي كه به دور از حيا و وقار هستند سبب آزردگي خاطر بسياري از افراد جامعه شده و به ثبات و استحكام خانواده ها لطمه وارد كرده است، بنابراين لازم است براي رفع اين معضل تمهيداتي انديشيده شود و از ديدگاههاي گوناگون و توسط نهادهاي مختلف جامعه كه عهده دار اين امر هستند برنامه ها و طرحهاي مؤثري اجرا شود
سيدزاده يادآور مي شود: « از ديدگاه روان شناختي شكل گيري هويت جنسي در كودكان از همان سالهاي اوليه كودكي آغاز مي شود. به همين دليل كودك حتي از دو سالگي بايد لباسهاي مناسب جنس خودش را بپوشد. اگر دختر است لباس و ظاهر دخترانه او حفظ شود و اگر پسر است پوشش و ظاهر پسرانه داشته باشد تا دچار اختلال در هويت جنسي نشود. در مورد مسأله حجاب و ايجاد روحيه عفت و حيا نيز از همان سالهاي اوليه كودكي بايد اين رفتارها با شيوه هاي مناسب آموزش داده شود تا در شخصيت كودك نهادينه شود و عادتهاي مناسب نسبت به حجاب بتدريج در شخصيت او شكل گيرد، در اين صورت در نوجواني و جواني تابع همان ارزشها عمل مي كند و از هنجارها و ارزشهاي سالم جامعه منحرف نخواهد شد

نقش الگوي خانواده

همين مشاور خانواده با اشاره به اين كه در شكل گيري هر عادت و رفتار مناسب نقش الگوي خانوادگي را نبايد از نظر دور داشت، مي افزايد: «كودكان آينه وار رفتارهاي والدين را تقليد مي كنند و الگوي عملي كه خانواده ارائه مي دهد مانند نحوه پوشش و حجاب مادر يا پدر، تأثير عميقي بر رفتار كودك دارد و در واقع پدر و مادر با ارائه اعمال و رفتار مناسب و به شكل غيركلامي ارزشها و هنجارهاي سالم را از همان ابتدا در شخصيت كودك ايجاد مي كنند.» به عنوان نمونه فريده مصطفوي فرزند حضرت امام خميني(ره) در خاطرات خود مي گويد: «امام(ره) ما را مقيد مي كردند معصيت نكنيم و مؤدب به آداب اسلامي باشيم. بخصوص مقيد بودند ما حجاب شرعي را حفظ كنيم و در منزل حق هيچ گونه گناهي از جمله غيبت، دروغ، بي احترامي به بزرگترها و توهين به مسلمانان را نداشتيم. ما عملاً اين درسها را از امام(ره) آموخته بوديم با اين شيوه و روش بود كه ما ارزشهاي اسلامي را فرا گرفتيم و از نظر تربيتي خود ايشان براي ما الگو بودند، چون وقتي كاري را به ما مي گفتند انجام ندهيد و ما مي ديديم كه خودشان آن كار را انجام نمي دهند، براي خانواده الگوي بسيار خوبي بودند
سيدزاده در پايان خاطرنشان مي كند: «از اصول مهمي كه در تربيت ديني كودكان و نوجوانان بايد مد نظر قرار گيرد، استفاده از شيوه هاي مناسب تغيير رفتار است كه در تشويق يا تنبيه فرزندان بخصوص در مورد حجاب افراط نشود. زيرا گاهي با يك نگاه يا كاهش مقداري از محبت و امتيازاتي كه قبلاً به آنان داده بودند، مي توان رفتار نوجوان را اصلاح كرد و به تذكرات و اصرارهاي مداوم نيازي نيست، زيرا ممكن است ملامت و سرزنش و تذكرات افراطي، لجبازي فرزندان را تحريك كند و در نتيجه رفتارهاي مناسب در آنان شكل نگيرد.

نويسنده:خجسته ناطق




 

گرايش به معنويت و نياز انسان معاصر به «عفاف و حجاب»

چکيده

گرايش به معنويت در جامعه، مخصوصاً جوانان امروز پررنگ تر است. بشر براي گريز از فضاي پراضطراب زندگي ماشيني در پي يافتن فضايي امن و با نشاط بوده و همين امر سبب شده تا مسير دين و معنويت را انتخاب کند.انسان ها با همه پيشرفت هاي مادي به نوعي از زندگي پر آشوب، مأيوس کننده و نگران کننده مبتلا شده و نياز دارند تا از تکيه گاهي اميدبخش و اطمينان آور برخوردار باشند و چاره اي ندارد جز آنکه خود را به خدا عرضه کرده و کمبودهاي فکري، روحي و رواني خود را از اين رهگذر جبران کنند. از نتايج گرايش انسان به معنويت عفاف و حجاب است که دو ارزش واقعي براي تمامي انسان ها به ويژه دين باوران پاک سيرت محسوب مي شود.
عفاف و حجاب برگرفته از اعتقادات ناب ديني و باورهاي پاک الهي است و انسان معاصر به اين دو ويژگي نياز دارد.
واژگان: معنويت - عفاف - حجاب.

مقدمه

اگر انسان در مسائل دين شناسي به گونه ي افقي بينديشد و همه مسائل را بر اساس روال مادي و عادي تبيين کند و منطقه ادارک و انديشه او خيال و وهم باشد، يا هرگز گرايش به دين ندارد يا گرايش او کمتر است. از اين رو ممکن است اين نوع دين داري زوال پذير باشد. اما اگر بر اساس سير عمودي و با ديد الهي دين را بررسي کند و دريابد که حقيقت دين از نزد خدا آمده است و منطقه انديشه و ادراک او به سمت عقل باشد گرايش و اشتياق او به دين بيشتر مي شود.
گرايش به معنويت باعث تعالي انسان به سوي کمالات و بهره گيري او از دو گوهر گرانقدر عفاف و حجاب مي شود، زيرا براي دوري از آلودگي و ايمني از فرو رفتن در ورطه ي فساد و تباهي داشتن عفاف و حجاب را براي خود يک نياز تلقي مي کند.
مطالعه ي تاريخ حيات بشر در دورترين زمان هاي ذکر شده همراه با نشانه هايي از تمسک هميشگي انسان به حفظ پاکي و احترام به عفت و پاکدامني است. مراجعه به وجدان، گوياي فطري بودن عفت طلبي انسان مي باشد؛ يعني خداوند متعال، پاک بودن و پاک زيستن را در سرشت و نهاد بشر به وديعت گذاشت. در واقع عفت و حيا و حجاب زن تدبيري است که او با نوعي الهام، براي گران بها کردن خود و حفظ موقعيتش در برابر مرد به کار مي برد.
زن خوب مي داند که خداوند او را مظهر معشوقيت قرار داده است. بر همين اساس زن با عفت و حجاب بهتر مي تواند مرد را مجذوب خود کند و با متانت و وقار بر احترام خويش بيفزايد.
کساني کوشيده اند از طريق فاصله انداختن ميان ارزشها با روش تحقق عيني آنها، ميان حجاب با عفاف را تفکيک نموده و حجاب را غير ضروري مي خوانند و حفظ عفت را بدون حجاب نيز ممکن مي دانند، در حالي که حجاب و پوشش نشانه ي عفاف و تنها يک تکليف و نشانه ي يک خصلت انساني است و اين دو به هم وابستگي عميقي دارند.
در اين نوشتار، موضوع عفاف و حجاب که بازتابي از گرايش به معنويت و نياز انسان معاصر است از زواياي مختلف مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته و بر اساس متون ديني نقش آن در جنبه هاي مختلف زندگي انسان مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

معنويت در انسان

علت اصلي گرايش انسان به دين در بخش اعتقاد و انديشه، بايد عقل و فطرت باشد. از اين رو انبياء و پيامبران الهي مبعوث شده اند تا گنجينه هاي عقول بشري را شکوفا و حق ميثاق فطرت را از انسان مطالبه کنند. در بخش عمل بايد انگيزه و علت گرايش انسان به دين جلب رضاي خداي سبحان باشد، زيرا خداوند همواره با انسان است و بر او احاطه دارد.
بنابراين بايد مهم ترين و اصلي ترين عامل گرايش به دين در بعد انديشه، عقل و فطرت باشد و در بعد انگيزه جلب رضاي خدا، انگيزه هاي ديگر مانند عوامل رواني يا اقتصادي، عوامل فرعي است که زمينه ساز و علت عمده ي گرايش و پذيرش دين در انسان است و در اصل پذيرش دين نقش ندارد.
انسان معاصر از جنبه هاي مختلفي به عفاف و حجاب نياز دارد از جنبه هاي اجتماعي، موجب حفظ نيروي کار و فعاليت اجتماع مي گردد و باعث استواري و استحکام جامعه مي شود زيرا کشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي کار و فعاليت اجتماع را ضعيف مي کند. از جنبه ي خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري حميّت کامل بي زوجين مي شود و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مي گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. از جنبه ي رواني و بهداشت رواني اجتماع کمک مي کند و باعث مهار شدن غريزه ي جنسي مي شود زيرا نبودن حريم ميان مرد و زن و آزادي معاشرتهاي بي بند و بار، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزوني مي بخشد و تقاضاي جنسي را به صورت يک عطش روحي و يک خواست اشباع نشدني در مي آورد و اين موجب ناآرامي در رفتار و درون انسان مي شود. غريزه ي جنسي غريزه اي نيرومند و دريا صفت است و هرچه بيشتر اطاعت شود، سرکش تر مي شود همچون آتش که هرچه به آن بيشتر خوراک بدهند، شعله ورتر مي شود.
در اين عصر «ارتباطات و تکنولوژي» با واگذاري امور زندگي به رايانه ها و دست يابي بشر به انرژي هاي نوين، بيم آن مي رود که انسان در گذار از زندگي سنتي به روش مدرن و صنعتي کم کم جايگاه اثرگذاري و موعظه ي فعال به سوي اثرپذيري و انفعال پيش رود، به طوري که در بعضي مواقع، هويت و مسئوليت خويش را به فراموشي سپارد و همانند ابزاري در دست سامان دهندگان نظم نوين جهان در آيد که در نتيجه تمام ارزشهاي فطري و اخلاقي بي رنگ شود و جامعيت شريعت اسلام به دست حيلت ورزان نوين و دگر انديشان به بازي گرفته شود و موجب گسترش انحرافات شود به همين سبب زنان با پوشش خود بايد مانع انحرافات شوند. اينکه پوشش فقط به زنان اختصاص يافته به اين علت است که ميل به خودنمايي و خودآرايي بر طبق طبيعت و سرشت انسان مخصوص زنان است.
اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود مي خواهد دلبري کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسير سازد، بنابراين انسان معاصر به عفاف و حجاب نيازمند است تا از پيشروي و شعله ور شدن هوا و هوس جلوگيري شود. زيرا در جامعه اي که زنانش با حجاب صحيح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطري آرام به کار خود مشغول مي شوند و دور از هر گونه تحريک بي جا و خيال خام، در زمان مناسب با رضايت و خرسندي به تشکيل خانواده علاقمند مي شوند و ازدواج مي کنند.

تحليل واژه عفاف و حجاب

در تحليل واژه عفاف ابتدا معناي لغوي آن را مورد بررسي قرار مي دهيم.
معناي لغوي: عفاف با فتح حرف اول، از ريشه «عفت» است و راغب اصفهاني در مفردات خود، عفت را معني مي کند: « عفت، پديد آمدن حالتي براي نفس است که به وسيله آن از افزودن خواهي شهوت جلوگيري مي کند.»( 1) پايه عفاف، خويشتن داري است و رد پايي از جنسيت يا اختصاص خاص (زن) در معني لغوي عفاف وجود ندارد.

معناي عرفي

در ادب پارسي، «عفاف» از نظر معنا و گويش، تفاوت يافته است.
در لغت نامه ي دهخدا چنين آمده است: « عفاف: پارسايي و پرهيزگاري، نهفتگي، پاکدامني، خويشتن داري.»( 2)
دکتر معين در فرهنگ فارسي معين آورده است: «عفاف: پارسايي، پاکدامني، در تداول غالباً به کسر اول تلفظ مي کنند.»(3) بنابراين در گويش فارسي، عفاف به کسر اول به معني «پاکدامني» به کارمي رود.

مفهوم حجاب

در فرهنگ معين آمده است: « حجاب: پرده، نقابي که زنان چهره خود بدان پوشانند روبند.» (4) حجاب به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بعد ايجابي و سلبي است. بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خود نمايي به نامحرم است و اين دو بعد بايد در کنار يکديگر باشند، تا حجاب اسلامي محقق شود. گاهي، ممکن است يک بعد باشد ولي ديگري نباشد که در اين صورت، نمي توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.
حجاب مانع ظاهري است که چون صدف، گوهري گرانسنگ را در آغوش خود حفظ مي کند و نشان از بهار والا و خيره کننده آن دارد(5) و عفاف حالتي دروني و نفساني است که از پيشروي اميال نفساني جلوگيري مي کند.(6) اين دو ويژگي برگرفته از اعتقادات اصيل الهي است که يکي «پوشش ظاهري» است و ديگري که «پوشش باطني»؛ «نماد بيروني» در ديدگان افراد جامعه دارد و چون شعاري روشنگر، همگان را به راستي و پيراستگي فرا مي خواند و ديگر «نمود دروني » در سازماندهي و مديريت چشم و گوش و دل و ديده دارد تا هر يک را در عرصه صحيح خود به کار گيرد و در مرزهاي ممنوع الهي متوقف سازد.
بصيرت دروني و آگاهي انسان او را به حقيقتي نهفته در فطرت او فرا مي خواند و آن «مصون ماندن از گزند نگاه هاي هدف دار و مسموم و حوادث بعدي آن» خواهد بود. از اين رو پروردگار حکيم، حکمت حجاب و پوشش و عفت را، ايمني از اذيت و آزار نااهلان و سلامت از خطرات گوناگون بيان مي کند: «ذلک ادني ان يومن فلا يؤذين.»(7) تحقيقات برخي انديشمندان نيز بيانگر اين حقيقت است که مردان و پسراني که از کنار يک زن عفيف و پوشيده عبور مي کنند در وجود خود ناخودآگاه احساس نوعي شرم و حياي دروني مي نمايند. به طوري که اين حالت آنان را از نگاه بد يا سخن نادرست باز مي دارد. بدين خاطر پاره اي از جوانان، احساس خويش هنگام روبه رو شدن با دختران با حجاب را برابر با عبور از کنار مادر يا خواهر خود مي دانند و هرگز اجازه کوچکترين حرکت ناشايستي به خود نمي دهند.
افزودن بر اين حالت، حجاب - به ويژه چادر مشکي - نوعي هيبت خاص به دختران و زنان مي دهد که بسان خاکريزي بلندقامت و استوار، عبور از آن بسي مشکل خواهد بود. و از سوي ديگر نوعي احساس حقارت در مقابل بانوان به افراد ناصالح دست مي دهد که راه هر گونه سخن و عملي به روي آنان بسته مي شود. زيرا انسان هاي با حجاب با پوشش خود نوع تفکر خويش را عرضه مي کنند و بدين وسيله حريّت و آزادگي خود را اظهار مي نمايند که اين خود نوعي قداست و ارزش در فکر و انديشه افراد ايجاد مي کند، گر چه ديگران افرادي دين باور و معتقد نباشد. از اين رو انسان هاي دقيق و فهيم - که گاه خود، هيچ گونه پايبندي به ارزش هاي اصيل دين ندارند- به هنگام ازدواج به دنبال همسري با حجاب، پوشيده و عفيف بوده تا از گذشته او اطمينان و نسبت به آينده وي، احساس آسودگي خاطر داشته باشند.
پس، گسترده ي معارف ناب الهي در وجود زنان و دختران ما، جلوه اي ظاهري به نام «حجاب» و شعاعي باطني به نام «عفاف» خواهد داشت.

تفکيک عفاف از حجاب

حجاب ارتباط بنيادي با عفاف داشته و نمي شود کسي طرفدار حيا و عفاف باشد ولي با اصل پوشش مخالف باشد، پوشش اسلامي کاملترين گونه رعايت عفاف است. اگر بين حجاب و عفاف جدايي اندازيم دو مشکل عمده رخ مي نمايد(8):
1- جدايي بين حجاب و عفاف تا کجا مي تواند پذيرفتني باشد؟ ملاک و معيار تبيين اين جدايي و اندازه و شکل رعايت پوشش براي حفظ عفاف چه چيزي خواهد بود؟ و نيز مي پذيريم که ممکن است افراد عفيف و پارسا باشند اما حجاب را به گونه اي که مورد توصيه شارع است دارا نباشند ولي به اين امر بايد توجه کرد که اين جدايي تا کجا مي تواند ادامه يابد.(9)
2- با پذيرفتن جدايي عفاف از حجاب تنها دليل لزوم حجاب بر زنان هرزگي و هوسبازي مردان خواهد بود: «اگر زنان بدون حجاب، عفيف و پاک هستند، آيا مردان نيز چنين اند و هوسبازي نمي کنند و از هرزگي دست برنمي دارند؟(10)
حجاب و پوشش ظاهري يکي از علامت ها و نشانه هاي عفاف است و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطه تأثير و تأثر متقابل وجود دارد. بعضي نيز رابطه ي عفاف و حجاب را از نوع ريشه و ميوه دانسته اند؛ با اين تعبير که حجاب، ميوه ي عفاف و عفاف ريشه ي حجاب است. برخي افراد ممکن است حجاب ظاهري داشته باشند ولي عفت و طهارت باطني را در خويش ايجاد نکرده باشند. از سوي ديگر افرادي ادعاي عفاف کرده و با تعابيري مثل «انسان بايد قلب پاک داشته باشد.» خود را سرگرم مي کنند. چنين انسانهايي بايد در قاموس انديشه ي خود اين نکته ي اساسي را بنگارند که درون پاک، بيروني پاک مي پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن ميوه ناپاک بدحجابي نخواهد شد.
حجاب و عفاف منشأ فرهنگ و ادبيات است زيرا همه زيبايي و شکوه تمدن و فرهنگ انسان را در يک کلمه مي توان خلاصه کرد و آن عشق است. زبان عاشقان، زبان شعر است که چون دل پر سوز عاشق، درون سوز است. زبان سرخ آتشين که تن نمي شناسد و سر بر باد مي دهد ولي مهربان و ترحم برانگيز است و حتي دل معشوق سنگ دل را مي سوزاند و به تحسين وا مي دارد. اين بلنداي شکوهمند و فرهنگ و ادب شرقي، عرفاني و ايراني، دست مايه يک نسل سرافراز اصيل، خويشتن دار و متمدن است که از منظر عفاف به يکديگر مي نگريستند. زن در حشمت و جلال مي زيسته و مرد همواره در پي اين حشمت و جلال مي رفته است که به سادگي و آساني دست يافتني نبوده است. کمتر بازيچه دست هوسران مردان بوده و بيشتر ارزش و اعتبار داشته است. زن بدون حجاب و عفت، اين جمال مرموز و شاعرانه را از کف مي دهد و به زباله داني شهوت مردان بي اصول بدل مي گردد، مرداني که نه شاعر، بلکه تبهکارند. پوشش، معرف شخصيت و عفت زن مومن است و موجب مي گردد که افراد لاابالي جرأت نکنند به او جسارت کرده و به ديد شهوت و هوسراني به او بنگرند.
عفاف و حجاب دو خصلتي است که مورد پذيرش تمامي انسان بوده و هست. و انسان هاي بزرگ و اديان آسماني نيز بدان توصيه کرده اند. در شريعت اسلام نيز بر آن تأکيد فراوان شده است. همين خصلت انسان يکي از فلسفه هاي اصلي پوشش آدمي بوده است(11) . حجاب به شکل و قالب و نوع و چگونگي پوشش برمي گردد. تفاوت باطن و ظاهر يا روح و جسد و يا گوهر و صدف را مي توان به عنوان تمثيل در اين زمينه به کار برد.(12)
وقتي زن پوشيده و سنگين از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاکدامني را رعايت کند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمي کنند متعرض آن شوند. زن به خاطر عصمتي که دارد و ميراث دار پاکي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه گردد. گوهر عفاف و پاکي، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول و باغ و وسايل خانه نيست. دزدان ايمان و غارتگران شرف فراوان هستند.
سادگي و خامي است که کسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاههاي مسموم و چشمهاي ناپاک قرار دهد و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال کند بيماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمي اندازد و از زهر نگاهها و نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.
کساني که از جماعت رسوا نگريزند، رسواي جماعت مي شوند. آن که کودک عفاف را جلوي صدها گرگ گرسنه مي برد و به تماشا مي گذارد، روزي هم پشت ديوار ندامت، اشک حسرت بر دامن پشيماني خواهد ريخت، در آخرت هم در آتش بي پروايي خود خواهد سوخت. از اول نبايد به پاي بيگانه اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته هاي نورس عصمت و عفت را لگدمال کند ولي گريه بي حاصل است و بي ثمر، وقتي که شاخه شکست و گل چيده شد. زن به خاطر ارزش و کرامتي که دارد بايد محفوظ بماند و خود را حراج نگذارد و در بازار سودا گران شهوت، خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد.

حجاب در قرآن کريم

براي ايجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، بايد از ابتدا پايه هاي اعتقادي و بينش افراد را نسبت به اين موضوع محکم کنيم و اين يعني نهادينه سازي باورهاي درست و فرهنگ سازي دقيق، بنابراين تهديد و اجبار، هيچ گاه به عنوان اولين راهکار، اثربخش نخواهد بود.

آثار و پيامدهاي رعايت حجاب:

الف- آثار فردي:

در خصوص آثار فردي رعايت حجاب، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
1- احترام به شخصيت زن به واسطه ي رعايت حجاب.
2- مصونيّت ارتباط زن با مردان غريبه.
3- حفظ اعتقادات مذهبي براي افراد.
4- حفظ عفت زن و جلوگيري از فساد و ناهنجاري.

ب- آثار اجتماعي.

آثار اجتماعي رعايت حجاب فراوانند که برخي از آنها عبارتند از:
1- سلامت نسل جديد جامعه
2- پيشگيري از فساد اخلاقي
3- مبارزه با مظاهر بي ديني
4- حفظ کيان خانواده

انواع حجاب قرآني

1- حجاب چشم: « اي رسول به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند.» (نور- 30). «به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند»(نور- 31)
2- حجاب در گفتار: « زنهار که نازک و نرم با مردان سخن نگوييد، مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. (احزاب -32)
3- حجاب رفتاري: «به زنان دستور داده شده است به گونه اي راه نروند که با نشان دادن زينت هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.
از مجموع اين مباحث به روشني استفاده مي شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهاي مختلف آنها مثل نحوه ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است. بنابراين حجاب و پوشش زن به منزله يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.

عفاف در قرآن

در قرآن چهار بار از ريشه عفاف استفاده شده است:
1- سوره بقره- آيه 273: « نا آگاه گمان مي برد که اينان توانگرند زيرا عفاف مي ورزند» در اين آيه، کنش بزرگ منشانه، عفاف، خويشتن داري، عزت نفس و امتناع از دست نياز دراز کردن است.
2- سوره نساء- آيه 6: درباره شناخت زمان رشد و بلوغ يتيمان، به سرپرستان سفارش مي کند که «از دست يازي به اموال يتيمان خودداري کنند و عفاف ورزنداين آيه نيز خويشتن داري را عفاف خوانده است.
3- سوره نور- آيه 32: «و کساني که اسباب زناشويي نمي يابند، پاکدامني ورزند تا آنکه خداوند از بخشش خويشتن توانگرشان گرداند.» در اين آيه خويشتن داري (استعفاف) را به رام کردن قوه جنسي اطلاق فرموده است.
4- سوره نور- آيه 60: «و زنان يائسه اي که اميد زناشويي ندارند، گناهي نيست که جامعه هايشان (چادر) را فرو گذارند به شرط آنکه زينت نمايي نکنند و اگر پاکدامني بورزند و (چادر فرو نگذارند) بهتر است و خداوند شنواي داناست
علي (ع) در اهميت عفاف مي فرمايد: « العفاف زهاده» (عفاف زهد ورزي و خويشتن داري است.) (13) و «العفه تضعف الشهوه» (خويشتن داري شهوت را ناتوان مي سازد.) (14)


 

پي نوشت ها:
1. اصفهاني، راغب 1373، معجم مفردات الراغب، نشريه بينات، ص350.
2. دهخدا، علي اکبر، 1372، لغت نامه، جلد 10، دانشگاه تهران، ص14081.
3. معين، محمد 1385، فرهنگ معين، انتشارات امير کبير، جلد 2، ص 2319.
4. همان منبع، ص1340.
5. اصفهاني، راغب، 1373، معجم مفردات الراغب، نشريه بينات، ص108.
6. همان، باب العين، ص339.
7. جوادي آملي، 1379، زن در آئينه جلال و جمال، مرکز نشر اسراء، ص 425.
8. مطهري، مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص52.
9. همان منبع، ص 55.
10. مطهري، مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص57.
11. مهريزي، مهدي، 1379، حجاب، ناشر جوانه رشد، ص39.
12. مطهري مرتضي، 1373، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص52.
13. محمدي ري شهري، محمد، 1376، ميزان الحکمه، ج6، انتشارات دارالحديث، ص 359، ح 1224.
14. همان منبع، ج 6، ص363، ح 12861.

  نويسنده: سارا صدريان




 

حجاب و سلامت فردی و اجتماعی

شناخت واژگانی حجاب

«حجاب» واژه‏ای است عربی، به معنای پرده، پوشش، وسیله پوشش، حایل و... .
در زبان فارسی نیز برای کلمه حجاب، معانی ذیل را آورده‏اند:
پرده، ستر، نقابی که زنان چهره خود را بدان پوشانند، روی‏بند و چادری که زنان سر تا پای خود را بدان پوشانند. حجاب در معنای اصطلاحی« پوشش مخصوص زنان» است، ولی گاهی هم به معنای پرده و حاجز می‏آید.

حجاب در قرآن

خدا ستوده به قرآن که زن بپوشد رخ
دری که بسته از او شد، که فتح باب کند؟
کسی که نام تمدن برد چرا شب و روز
برای رفع حجاب این قدر شتاب کند؟
کسی که پرده ندارد به فکر پرده دری است
هوای فتنه و آشوب و انقلاب کند
سیدمحمد نطنزی طباطبایی
مهم‏ترین دلایل شرعی وجوب پوشش دینی، آیه‏های سوره نور و احزاب است؛ خدای تعالی در سوره نور، آیه 31 فرموده است:
به مردان مؤمن بگو که چشم‏های خود را فرو پوشند و دامان خویش را نگاه دارند، این عمل برای ایشان پاکیزه‏تر است؛ همانا خداوند به آنچه انجام می‏دهند آگاه است و به بانوان باایمان بگو چشم‏های خود را فرو پوشند و عورت‏های خود را از نگاه دیگران پوشیده دارند و زینت‏های خود را جز آن مقداری که ظاهر است، ننمایند و زینت‏های خود را آشکار نسازند، مگر برای محارم نسبی و سببی.
آشکار کردن زینت‏ها در یکی دیگر از آیه‏های قرآن نهی شده است:
وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولی. (احزاب: 33)
در خانه‏های خود قرار گیرید و همانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودنمایی نکنید.
البته ناگفته نماند که نمایش آرایش و زیورهای زن، تنها در برابر نا محرم آثار ناگواری را در پی دارد و چنانچه برای همسر انجام شود، کار پسندیده‏ای خواهد بود.
آن ماه دو هفته در نقاب است
یا حوری دست در خضاب است
آن وسمه ابروان دل‏بند
یا قوس قزح بر آفتاب است
فردوسی

پایه ‏های حجاب

1. ایمان به خدا و آخرت

ایمان به خدا و ترس از آخرت، از مهم‏ترین پایه‏های حجاب به شمار می‏رود؛ زیرا حجاب، لباس اهل ایمان است. امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام فرموده است: « انسان به سبب ایمان، بر عمل‏های شایسته رهنمون می‏گردد».
ز پرده برون کس ندیده مرا
نه هرگز کس آوا شنیده مرا
فردوسی

2. آگاهی

شناخت سیمای وجودی زن، حقیقت حجاب و فلسفه و آثار آن، از جمله پایه‏های مستحکم پوشش دینی است. وقتی یک زن به این پرسش درونی خود که چرا باید پوشیده باشم جواب دهد، پایه اعتقادی حجاب دینی در درون او شکل می‏گیرد و این آگاهی، به عمل او معنا و ارزش و دوام می‏بخشد.
برای مثال: اگر انسان به فواید باران آگاهی نداشته باشد، باریدن باران را جز گل شدن زمین و ایجاد مشکلات نمی‏پندارد که موجب رکود فعالیت‏ها، محدودیت در بیرون رفتن از منزل و مانند آنها می‏شود، ولی وقتی بداند که نتیجه باران، سرسبزی و طراوت زمین، حیات جنگل‏ها، رشد و تغذیه موجودات زنده و آثار فراوان دیگری است، به بارش باران مشتاق می‏شود.
حجاب زن ز کجا سد باب معرفت‏است
ز رفع پرده چه معلومی اکتساب کند
ز رو گشادن زن‏ها چه معرفت خیزد
به جز مبادی اخلاق را خراب کند
حجاب، بهر مسلمان و اهل ایمان است
کسی که این دو ندارد چه احتجاب کند
سید محمد نطنزی طباطبایی

3. تقوا

پرهیزکاری، یکی دیگر از پایه‏های حجاب اسلامی است. تقوای آدمی ضامن اجرای احکام خداست و تا این پایه استوار در قلب انسان شکل نگیرد، لباس ایمان آراسته نخواهد شد.
در قرآن کریم آمده است:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانًا وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ. (انفال: 29)
ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر خدا ترس و باتقوا باشید، خدا برای شما تشخیص( حق از باطل و سعادت از شقاوت) را قرار می‏دهد و گناهان شما را می‏زداید و شما را می‏آمرزد و خداوند دارای فضل و رحمتی بزرگ است.
ای که هست از صدف عفت و عصمت گهرت
مفکن پرده عصمت ز رخ چون قمرت
آیت الله العظمی گلپایگانی(رحمت الله علیه)

حجاب، عاملی برای ازدواج‏های مشروع

با رعایت حجاب ، ازدواج صورت مشروع به خود می‏گیرد. این‏گونه ازدواج‏ها پیوند زن و شوهر را محکم می‏سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‏شود که در نتیجه، کانون خانواده گرم‏تر می‏شود، در حالی که بدحجابی و بی‏حجابی و آزادی بدون قید و بند، به فرو پاشی کانون خانواده می‏انجامد؛ زیرا در این حالت اساس خانواده بر روی غریزه جنسی پایه‏گذاری می‏شود و پس از مدتی که این غریزه فروکش می‏کند، مسائلی دیگر از جمله عدم توافق اخلاقی، مشکلات خانوادگی و... بروز می‏کند و در نتیجه به طلاق و آوارگی فرزندان منجر می‏شود و اساسا این نوع زندگی‏ها و روابط زناشویی دوامی نخواهد داشت.
حجاب، سدی در برابر امیال هوس‏بازان است و در نتیجه مشوق جوانان به ازدواج، در حالی که بی‏حجابی و بی‏عفتی، سبب گریز جوانان از ازدواج می‏شود که به شیوه‏های مختلف از زیر بار آن شانه خالی می‏کنند؛ زیرا مانعی برای رسیدن به خواسته‏های غیراخلاقی خود نمی‏بینند.
بر دانه‏های دام به حسرت مکن نظر
این دانه جز برای فریب و شکار نیست
پرهیز مکن که هر که در اینجا اسیر شد
او را امید چاره و راه فرار نیست
خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم
آمارهای قطعی و مستندی موجوداست که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم‏گسیختگی زندگی زناشویی به طور مداوم بالا رفته است، چرا که «هر آنچه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل»؛ یعنی هوس‏های سرکش بخواهد، به هر قیمتی که باشد به دنبال آن می‏رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبری می‏بندد و با دیگری وداع می‏گوید.
در محیطی که حجاب و موازین دیگر اسلامی رعایت می‏شود، احساسات و عشق و عواطف همسران مخصوص یکدیگر است، ولی در بازار آزاد برهنگی که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی برای تماشا درآمده‏اند، دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی‏تواند داشته باشد و خانواده‏ها، همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشی می‏شوند و کودکان، بی‏سرپرست می‏مانند.

حجاب و عفت زنان، عامل استواری خانواده و اجتماع

بر اساس نظام تکوین، غریزه خودآرایی و جلوه‏نمایی برای استحکام خانواده در سرشت هر زن تعبیه شده است، آن‏گاه خداوند با الهام درونی و فرستادن پیامبران و نازل کردن کتب آسمانی، روش صحیح بهره‏مندی از این دو غریزه را به او نشان داده و او را آگاه کرده است که مکان خودنمایی با آرایش، محیط داخلی خانواده و محل پوشش واحتجاب، خارج از خانه و در برابر بیگانگان است.
پوشش زن سبب می‏شود که استفاده‏های جنسی، محدود به محیط خانواده شود که در این صورت، حفظ اجتماع و استفاده کامل از نیروی فعال آنان را در پی دارد. در حالی که وجود زنان بی‏حجاب و بدحجاب که دل مردان سست‏اراده و کم‏ایمان را می‏ربایند و با حرکات و آرایش خود همه نظرها را متوجه خودشان می‏سازند، به رکود فعالیت‏های اجتماعی و عدم موفقیت در مراحل گوناگون کمک می‏کند و در نهایت به پاشیدگی و تیرگی کانون خانواده می‏انجامد.
کاشکی پرده براندازد از آن منظر حسن
تا همه خلق ببینند نگارستان را
سعدی

غیرت نسبت به ناموس

اما تسحیون و لا تغارون، نسائکم یخرجن الی الأسواق و یزاحمن العلوج.
آیا شما (مردان)، حیا نمی‏کنید و غیرت نمی‏ورزید، زنانتان به بازارها می‏روند و مزاحم بیماردلان می‏گردند.
;ای پری‏روی بنه چادر عصمت به سرت
وی سیه موی، مران پرده عصمت ز برت
همچو گل باز مکن غنچه‏ات، ای مایه ناز
که خزان آید و ریزد همه برگ و برت
حالیا بکری و پاکی و منزه چون گل
وای از آن روز، نمایند به نوع دگرت
کاظم لاکانی

حجاب، مایه آرامش خانواده

حجاب، عاملی بسیار مهم و تأثیرگذار برای حفظ آرامش و صفا و صمیمیت در زندگی خانوادگی است. حجاب برای این است که زندگی‏ها از هم نگسلد و مردان به زنان و دختران پاکدامن و عفیف، نگاه آلوده نکنند و اساس خانه و خانواده را ویران نسازند.
همچنین عاملی است در جهت حفظ پاکی نسل و اینکه فرزند، پدر و مادر معین و متعهدی داشته باشد و از تربیت و محبت پدر و مادر خود برخوردار باشد، از طرفی حجاب می‏تواند راهکاری باشد بر تسلط معنوی زن بر مرد.

حجاب، وسیله حفاظت

در صورت حفظ ارزش حجاب، مردان فقط در محیط خانوادگی از همسران قانونی خود کام‏جویی می‏کنند؛ زیرا زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانواده کام‏یاب سازند، منع شده‏اند.
این محدودیت و در واقع مصلحت خداوندی، به یقین نتایج خوبی را در بر خواهد داشت؛ همچون:
1. تأمین بهداشت روانی: وقتی بین زن و مرد حریمی وجود نداشته باشد، به طور قطع هیجان‏ها و التهاب‏های جنسی افزون می‏شود و تقاضای شهوی به‏صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‏آید.
2. گرمی و دوام خانواده: اگر زن و شوهر از هرگونه کام‏جویی نامشروع جنسی چشم بپوشند و مرد چشم به زن دیگری نداشته باشد، زن نیز در صدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد، کانون خانواده گرم و پرشکوه خواهد شد.

حجاب نشانه متانت و عفت

برای حفظ امنیت و صفا و پایداری خانواده، زن و شوهر هر یک وظایفی دارند:
زن وظیفه دارد جمال و زیبایی خود را از نامحرمان بپوشاند و طنازی و دلبری نکند و به این ترتیب، امانت و وفاداری و علاقه خود را نسبت به شوهرش اثبات کند.
مرد هم وظیفه دارد وفادار باشد و از زنان نامحرم و بیگانه به کلی چشم بپوشد و اگر هم ناخودآگاه و بی‏اختیار چشمش به زنی افتاد، فورا دیده بربندد و چشم فرو گیرد؛ زیرا پی‏گیری نگاه و نگاه‏های پی در پی آتش هوس و شهوت را برمی‏افروزد و همین موجب انحراف می‏شود.
نگاه پی در پی، زهرآلود است و چشمه زلال و باصفای زندگی خانوادگی را کدر و مسموم می‏کند. این نکته را نیز نباید از نظر دور نگه داریم که رعایت حجاب و متانت اسلامی در برابر خویشاوندان واجب و عدم رعایت آن گناه است و چه بسا موجب ناراحتی زن و شوهر از یکدیگر شود و از صفا و محبتی که بین آنهاست، بکاهد. پس چه خوب است که به این سخن از پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله توجه کنیم که می‏فرماید: « هر لباسی که بدن زن را بپوشاند، باعث آمرزش و رحمت حق‏تعالی خواهد شد.» و چه زیبا در جایی دیگر فرمود: «زن، زیباروی و محبوب است، هر کس او را گرفت و با او ازدواج کرد، باید او را بپوشاند».
از عفت و شرف همه جا گفت‏وگو مکن
هر دامنی که لایق این افتخار نیست
با دامن ملوثِ آلوده خو مکن
آلوده را به نزد کسی اعتبار نیست
مفروش عفت و شرفت را به سیم و زر
پایان این معامله جز انتحار نیست
خانم همایون فیض ربانی، متخلص به هم

سعادت زن و شوهر در سایه حجاب

اسلام می‏خواهد زن برای شوهر و فرزندانش باشد، ولی دیگران می‏خواهند زن برای همگان باشد و هیچ‏کس برای او نباشد. دنیای استعمار روز، این‏همه بدبختی را از آنجا برای زن شروع می‏کند که حجاب را از سر او بردارد و او را از محیط امن بیرون کشد و او را آرایش‏دوست و مدپسند سازد و در معرض دیده‏های پلید قرار دهد.
اینان بانویی را که اسلام از او می‏خواهد احترام و شخصیت خود را نگاه دارد تا فردی برای خواستگاری خدمتش برسد، مجبور می‏سازند در مکان‏هایی چون اداره، خیابان و بازار خود را عرضه کند تا همسری برای خود بیابد.
اسلام می‏فرماید: زن در حالی‏که جاذبه دارد یا باید از خانه امن خود بیرون نیاید، یا اگر برای صله رحم و معالجه و گرفتن حق خویش و دیگر کارهای ضروری از خانه خارج می‏شود، جذابیت خود را بپوشاند، به‏گونه‏ای که لباس و حالات و کردارش عادی باشد تا رفت و آمدش هیچ نظری را جلب نکند. «انّه قد اذن لکنّ أن تخرجن لحوائجهنّ؛ یعنی همانا او اجازه داده است به شما که اگر حاجتی دارید، بیرون روید».
در جای دیگر امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام به فرزندش امام حسن مجتبی علیه‏السلام چنین توصیه می‏فرماید:
«تا می‏توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی‏کند».
عصمتیان را به مقام جلال
جلوه حرام است مگر با حلال
دیده به هر روی نباید گشاد
پای به هر کوی نباید نهاد
این همه آفت که به تن می‏رسد
از نظر توبه‏شکن می‏رسد
روی فرو پوش، چو درّ در صدف
تا نشوی تیر بلا را هدف

عوامل و روش‏های ترویج پوشش دینی

پوشش دینی یک فرهنگ است و از همین رو تحقق آن نیازمند حرکت‏های فرهنگی سازنده‏ای است که تعدادی از آنها را به صورت کوتاه بیان می‏کنیم:

1. تشویق

تشویق همواره به عنوان اصل مهم در جهت تربیت اسلامی توصیه و استفاده شده است. یکی از دلایل ذکر نعمت‏های بهشتی در آیه‏ها و روایت‏ها، بعد تشویقی آن است که تأثیر به‏سزایی بر گرایش مردم به احکام دین و پرهیز از گناهان دارد. ماهیت تشویق‏ها متنوع است، از جمله بار عاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی، سیاسی، علمی و مانند آن که از تمام این موارد می‏توان در ترویج فرهنگ حجاب بهره گرفت. برای نمونه: سرپرست خانواده‏ای به همسر یا دخترش اظهار دارد که در صورت رعایت پوشش دینی، محبت من نسبت به تو بیشتر خواهد شد. یا معلمی به دانش‏آموزان خود وعده نمره انضباطی بالاتر بدهد و یا مدیری اعلام کند که همکاری لازم را با کارمندان و کادر آموزشی خواهد داشت؛ چنانچه پوشش اسلامی و حجاب را رعایت کنند.
البته تشویق‏های مالی باید هماهنگ با خواست تشویق شونده و نیازهای منطقی و شرعی زندگی او باشد و اگر فردی نیازمند تشویق خاصی بود، به همان نوع او را باید تشویق کرد. اگر یک تقدیرنامه همراه با قابی زیبا به بانویی نمونه در زمینه پوشش دینی داده شود، اثری به مراتب قوی‏تر از اعطای برخی هدیه‏های مادی دارد که پس از مدتی به مصرف می‏رسد یا کهنه می‏شود. همین طور است، اعطای یک جلد قرآن نفیس یا مفاتیح الجنان، نهج البلاغه و امثال آن که تأثیر عمیق و پایداری به دنبال خواهد داشت.
فرمان خدا، قول نبی، نص کتاب است
از بهر زنان افضل طاعات حجاب است

2. فعالیت‏های علمی، فرهنگی و هنری

عامل دیگر ترویج فرهنگ حجاب دینی، فعالیت‏های گسترده علمی، فرهنگی و هنری مربوط به حجاب در تمام سطوح فکری جامعه است. ارائه پوستر، نشریه و به ویژه کتاب‏های مفید به افراد جامعه، از زن و مرد گرفته تا دختران و پسران می‏تواند سبب ارتقای سطح آگاهی آنها در این زمینه شود. البته باید از سخنان و نوشته‏هایی استفاده شود که افزون بر جنبه‏های علمی و نظری به تحقق عملی پوشش اسلامی پرداخته باشند. برگزاری میزگردها و فراخوانی مقالات، شعر، ادبیات و انشا، هنرهای تجسمی و تصویری، مسابقات فرهنگی و امثال آن با تعیین موضوع حجاب برای آنها نیز از حرکت‏هایی هستند که آثار مثبتی در این زمینه به همراه دارند. پخش برنامه‏ها و فیلم‏های مفید و آموزشی از رسانه‏های تصویری و شنیداری اثری فراگیر دارد. رعایت کامل پوشش دینی بانوانی که در فیلم‏های سینمایی و تلویزیونی ایفای نقش می‏کنند و یا با هر مسئولیتی بر صفحه تلویزیون ظاهر می‏شوند نیز تأثیر مثبتی بر فرهنگ جامعه دارد.
دو چشمش بسان دو نرگس به باغ
مژه تیرگی برده از پر زاغ
دو ابرو بسان کمان طراز
بر او تور پوشیده از مشک تار
فردوسی

3. ترویج فرهنگ غیرت

بدون شک، زن با هر تفکر و عقیده‏ای که باشد به نظر و سلیقه همسر خود در انتخاب‏ها توجه دارد که از جمله آنها انتخاب لباس و نوع وضع ظاهری است. با توجه به این واقعیت، ترویج فرهنگ غیرت در میان مردان به ترویج و تحقق پوشش دینی در جامعه کمک می‏کند و موجب استحکام و دوام پیوندهای خانوادگی می‏شود. قرآن کریم در این زمینه می‏فرماید:
« ای کسانی که ایمان آورده‏اید! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی که هیزمش از مردم و سنگ خاراست، حفظ کنید». (تحریم: 6)
در روایتی از پیامبر آمده است: « خداوند بینی هر یک از مؤمنان را که غیرت نمی‏ورزد، به خاک می‏مالد.» همچنین در حدیث دیگری می‏فرماید: « غیرت از ایمان است».

4. توصیه به حجاب و نهی از بی‏حجابی و جلوه‏گری

یکی دیگر از راه‏های عمومی ترویج پوشش دینی در جهت استحکام خانواده و اجتماع، توصیه به حجاب و نهی از بی‏حجابی است. خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: «پند ده که پند برای مؤمنان مفید است». (ذاریات: 55)

5. خانواده

محیط خانواده نقشی بسیار مهم در حجاب یا بی‏حجابی دختران دارد. ازاین‏رو، باید به آموزش خانواده‏ها در این باره توجه جدی شود. اگر پدر و مادر حجاب دینی و آثار مثبت و فایده‏ها و نقش آن را در سلامت و حفظ همه جانبه شخصیت دختران خود بدانند و اینکه حجاب یک حکم الهی است که در قرآن به آن اشاره شده است، به یقین، می‏کوشند تا فرزندان خود را هم با فرهنگ الهی حجاب همراه سازند.
حجب و عفت نعمت واهب بود
ستر موها و تنت واجب بود

6 . شناخت و پیروی الگوهای الهی

شناخت ابعاد وجودی و اعتقادی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به عنوان الگوی صالح و شایسته زنان که خداوند نیز ایشان را برای هدایت آنان برگزید، یک اصل مهم است و باید به طرز جامع و حساب شده‏ای دانش‏آموزان را با این امر آشنا ساخت؛ زیرا وقتی دختران و زنان بدانند فاطمه، دختر رسول الله و حجت خداست و سخنان و اعمال او معیار الهی حرکت‏های زندگی است و عفاف و حجاب از ویژگی‏های بارز الهی او به شمار می‏رفت، طبعاً از او که جز به خواست خداوند عمل نمی‏کرد، پیروی خواهند کرد تا به عزت دنیا و سعادت آخرت دست یابند.
کلام گهربار فاطمه زهرا علیهاالسلام نشانگر لزوم حفظ جایگاه والای انسان است که می‏فرماید: «بهترین زنان، زنی است که مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند».
حجاب کامل زن، زهد و عصمت ناب است
که آبروی وی از روی باز، بر آب است
به روسری نرسد عفت زنان به کمال
حجاب چادر زهرا حجاب جلباب است
منبع:ماهنامه گنجینه

نويسنده: فاطمه عسگری

 


 

جنبه روانی

فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی ، و بعضی دیگر جنبه اجتماعی ، و بعضی مربوط به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او. حجاب در اسلام از یک مسئله کلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد از انواع التذاذ های جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد ، اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد . برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جوئی های جنسی به هم می آمیزد ، اسلام می خواهد این دو محیط را از هم جدا کند. 

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معشرت های بی بندو بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزون می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواسا اشباع نشدنی در می آورد. غریزه جنسی ، غریزه ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد، همچو آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند، شعله ورتر می شود. برای درک این مطلب به  دو چیز باید توجه داشت :

1 ) تاریخ همانطور که از آزمندان ثروت یاد می کند که با حرص و آزی حیرت آور در پی گرد آوردن پول و ثروت بوده اند و هر چه بیشتر جمع می کرده اند حریصتر می شده اند، همچنین از آزمندانی در زمینه مسائل جنسی یاد می کند. اینها نیز به هیچ وجه از نظر حس تصرف تملک زیبا و یان در یک حدی متوف نشده اند. صاحبان حرمسراها و در واقع همه کسانی که قدرت استفاده داشته اند چنین بوده اند.

کریستن سن نویسنده کتاب ( ایران در زمان ساسانیان ) در فصل نهم کتاب خویش می نویسد: « در نقش شکار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زنی که خسرو پرویز در حرم داشت می بینم . این شهریار هیچ گاه از میل سیر نمی شد. دوشیزگان و بیوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان می دادند ، به حرم خود می آورد. هر زمان که میل به تجدید حرم می کرد، نامه ای چند به فرمانروایان اطراف می فرستاد و در آن وصف زن کامل عیار را درج می کرد . پس عمال او هر جا زنی را با وصف نامه مناسب می دیدند، به خدمت می بردند.

از اینگونه جریان ها در تاریخ قدیم بسیار می توان یافت. در جدید این جریان ها به شکل حرمسرا نیست، به شکل دیگر است، با این تفاوت که در جدید لزومی ندارد کسی به اندازه خسرو پرویز و هارون الرشید امکانات داشته باشد. در جدید به برکت تجدد فرنگی، برای مردی که یک صد هزارم پرویز و هارون امکانات داشته باشد میسر است که به اندازه آنها از جنس زن بهره کشی کند.

2 ) هیچ فکر کرده اید که حس تغزل در بشر چه حسی است؟ قسمتی از ادبیات جهان عشق و غزل است . در این بخش از ادبیات ، مرد ، محبوب و معشوق خود را ستایش می کند، به پیشگاه او نیاز می برد، او را بزرگ و خود را کوچک جلوه می دهد، خود را نیازمند کوچک ترین عنایت او می داند، مدعی می شود که محبوب و معشوق صد ملک جان به به نیم نظر می تواند بخرد، پس چرا در این معمله تقصیر می کند از فراق او دردمندانه می نالد.

این چیست؟ چرا بشر در مورد سایر نیاز های خود چنین نمی کند؟ آیا تاکنون دیده اید که یک آدم پول پرست برای پول، و یک آدم جاه پرست برای جاه و مقام غزل سرائی کرده است؟ آیا تاکنون کسی برای نان غزل سرائی کرده است؟ چرا هر کسی از شعر و غزل دیگری خوشش می آید؟ چرا همه از دیوان حافظ اینقدر لذت می برند؟ آیا جز این است که همه کس آن را با زبان یک غریزه عمیق که سراپای وجودش را گرفته است منطبق می بیند؟ چقدر اشتباه می کنند کسانی که می گویند یگانه عامل اساسی فعالیت های بشر عامل اقتصاد است.

بشر برای عشق های جنسی خود موسیقی خاصی دارد، همچنانکه برای معنویات نیز موسیقی خاص دارد، در صورتی که برای حاجت های صرفا مادی از قبیل آب و نان موسیقی ندارد.

من نمی خواهم ادعا کنم که تمام عشق ها جنسی است و هم هرگز نمی گویم که حافظ و سعدی و سایر غزل سرایان صرفا از زبان غریزه جنسی سخن گفته اند. این مبحث، مبحث دیگری است که جداگانه باید بحث شود. ولی قدر مسلم این است که بسیاری از عشق ها و غزل ها عشق و غزل هایی است که مرد برای زن داشته است. همین قدر کافی است که بدانیم توجه مرد به زن از نوع توجه به نان و آب نیست که با سیر شدن شکم اقناع شود، بلکه یا به صورت حرص و آز و تنوع پرستی در می آید و یا به صورت عشق و غزل. 

به هر حال اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن غریزه ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می دهد وارد شده است.

اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان ، تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است.

خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاه ای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند، نبایئ به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربائی نپردازند. به هیچ وجه و هیچ صورت و با هیچ شکل و رنگ و بهانه ای کاری نکنند که موجب تحریک مردان بیگانه را فراهم سازد.

روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. همانطور که بشر اعم از مرد و زن در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت. دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد.

چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی و جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد و مجلات و سینما ها و تئاتر ها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابان ها و کوچه ها انجام می شود.





 

چرا زنان اروپایی مسلمان می شوند؟

 عملیات انتحاری زنی بلژیکی به نام «مورییل دیگوک» علیه نیروهای آمریکایی در عراق، باعث شده، به افزایش تازه مسلمانان در اروپا توجه شود به ویژه اینکه اغلب این تازه مسلمانان زن هستند.

مدیر سازمان اطلاعات داخلی فرانسه «پاسکال میلهوس» می گوید: این پدیده در حال شکوفایی است و دغدغه ما را برانگیخته.

دشواری که نیروهای امنیتی با آن روبرو هستند این است که زنان سفیدپوست اروپایی به اندازۀ پسران خاورمیانه ای شک برانگیز نمی باشند. «ماگنوس رانستوپ» کارشناس مسایل تروریسم از دانشکدۀ ملی سوئد می گوید: زنان تازه مسلمان مزیت های عملیاتی دارند و تروریست ها می توانند از آنان در جاهایی که نیازمند اقدامات شدید امنیتی است، بهره برداری کنند.

دوشیزه فالوت که سه سال پیش مسلمان شده، نتوانسته بود برای پرسش های معنوی خود در دوران کودکی و آموزش های کاتولیکی، پاسخ مناسبی بیابد. او می گوید: اسلام از نظر من، پیام محبّت، مدارا و صلح است. اسلام پیامی است که بسیاری از اروپائیان را شیفتۀ خود کرده است، به ویژه بعد از کنجکاوی ایجاد شده نسبت به دین اسلام در پی حوادث 11 سپتامبر. با وجود این که آمار دقیقی وجود ندارد، ولی کارشناسانی مسایل مسلمانان ساکن در اروپا، تعداد تازه مسلمانان مرد و زن در اروپا را سالانه، چند هزار نفر محاسبه می کنند.

  تنها نسبت اندکی از تازه مسلمانان جذب گرایش های رادیکال می شوند و نسبت کمتر از آن کسانی هستند که به اعمال خشونت آمیز دست می زنند. افرادی به اندازه تعداد انگشتان، به جنایت های تروریستی محکوم شده اند مانند «ریچارد رید» که مواد منفجره را در پاشنه کفش خود جاسازی کرده بود و دستگیر شد، همچنین «جان ووکر لنده» که در افغانستان دستگیر شده بود.

 کارشناسان می گویند: پژوهش های نیمه کاره ای که به شکل پراکنده انجام شده، بیان می کند که زنان بیش از مردان به تغییر دینشان به اسلام علاقه نشان می دهند. این تحقیقات بیان می کند بر خلاف باور رایج، تنها تعداد اندکی از این زنان به خاطر ازدواج با مردان مسلمان، اسلام را پذیرفته اند.

دکتر «هیفاء جداد» استاد دانشگاه برمنگهام انگلستان می گوید: «در گذشته، مسلمان شدن به دلیل ازدواج با مسلمانان بیشترین عامل در میان زنان بود ولی امروز وضعیت متفاوت شده است، چون زنان اروپایی اسلام را به دلیل اعتقادات شخصی خود می پذیرند» دکتر جداد توضیح داد: مردان غیرمسلمان، پیش از ازدواج با زنی مسلمان، باید وارد اسلام شوند ولی این قاعده برای زنان غیرمسلمانی که می خواهند به دین خود پایبند باشند و با شخصی مسلمان ازدواج کنند، جاری نمی شود.

 

ماری فالوت منکر این مساله است که عشق، نقشی در جذب شدنش به اسلام داشته است و می گوید: وقتی آشنایانم فهمیدند مسلمان شده ام، نخستین سوالی که از من پرسیدند این بود که: آیا با جوان مسلمانی دوست شده ای؟» او در نقد این پرسش می گوید: «آن ها نمی توانند تصدیق کنند زنی با اراده شخصی آزاد خود این اقدام را انجام داده است»

دوشیزه فالوت می گوید: روشی را که اسلام برای نزدیک شدن به خدا به وجود آورده، دوست دارد. اسلام آسانتر و پایدارتر است. آسانی اسلام به جهت روشن بودن آموزه های آن است. فالوت ادامه می دهد: به دنبال چارچوبی برای خودم می گشتم. انسان نیازمند قواعد و روش هایی است تا از آن دنباله روی کند.

 

این سخنان، روش فکری بسیاری از زنان تازه مسلمان را بیان می کند. دکتر جداد معتقد است: «این پدیده نمایشگر عکس العمل بسیار از زنان علیه ناهنجاری های اخلاقی جوامع غربی است. آنان نسبت به گرایش، پشتیبانی و مشارکتی که اسلام به آنان هدیه می کند، احساس خوشایندی دارند.»

 

از سوی دیگر، «کارین فاننیوکیرک» کارشناس مسایل زنان تازه مسلمان هلندی می گوید: این گونه زنان به دیدگاهی که اسلام درباره رابطه زن و مرد ارایه می کند، جذب شده اند زیرا در اسلام فرصت بیشتری برای خانواده و مادر شدن به دست می آورند و زنان در اسلام تنها وسیله ای برای کامیابی جنسی نیستند.

 

در همان حال، «سارا جوزف» انگلیسی که مسلمان شده و مجلۀ «آرزو» را-نشریه ای درباره مسایل زنان به زبان انگلیسی- منتشر می کند می گوید: تفکری که قائل است تمامی زنان تازه مسلمان اروپایی، روش گوشه گیری را انتخاب کرده اند و از افراط گری فمنیسم غربی دور هستند، صحیح نیست.

 

«استفانو الییوی» استاد دانشگاه «بادوفا»ی ایتالیا معتقد است: برخی زنانی که اسلام را پذیرفته اند، به این تصمیم ابعاد سیاسی می دهند. از منظر الییوی، اسلام به آنان سیاستی معنوی هدیه می کند و اندیشه نظام مقدس را به تفکرشان می افزاید، با این حال الییوی معتقد است این روش نگاه به جهان، روشی مردانه است و زنان کمتر به آن پاسخ مثبت می دهند!

 

برخی زنان تازه مسلمان، بعد از تصمیم به پذیرش اسلام، ترجیح می دهند، آرام تر حرکت کنند و به تدریج آداب و رسوم اسلام را اجرا نمایند. برای مثال دوشیزه فالوت هنوز احساس نمی کند برای با حجاب شدن آماده شده باشد هر چند لباس هایی بلندتر و گشادتر از قبل می پوشد.

 

عده ای دیگر از تازه مسلمانان هستند که با شور ورود در دین جدید، تقوای بیشتری از زنان مسلمان و مسجدی از خود نشان می دهند. این گروه از تازه مسلمانان بیشتر از جریان های تندرو حرف شنوی دارند.

 

بتول طعمه، مدیر برنامه تازه مسلمانان از موسسۀ اسلامی انگلستان معتقد است: چه بسا مراحل نخست ورود انسان به اسلام، لحظات حساسی باشد، چون به عنوان مسلمانی جدید، اطمینان راسخی نسبت به آموزش هایی که فرا می گیری نداری. ممکن است انسان قربانی افرادی شود که به شکل فردی یا گروهی فعالیت می کنند. طعمه می گوید: برخی از تازه مسلمانان اشتیاق بسیاری برای پیوست با محیط جدید خود دارد تا حدی که حاضرند هر کاری انجام دهند تا دیگران قبولشان کنند.

 

طعمه در پایان از زندگی «موریل دیگوک» درس غم انگیزی را برداشت می کند. روایات بیانگر این است که او پیش از مسلمان شدن از شکست و اعتیاد رنج می برده است. همین مساله باعث شده تا به انجام عملی خارق العاده روی آورد مانند انفجار انتحاری تا فرصتی برای نجات و توبه بیابد. طعمه معتقد است بخش تأثیرگذار در قصه دیگوک این است که این زن تلاش داشت به اسلام درونی دست یابد ولی قربانی افرادی شد که از او سوء استفاده کردند.




حجاب و عفاف در قرآن کريم

«يا ايها النبي، قل لازواجک و بنائک و نساء المؤمنين يدنين عليهنّّ من جلابيبهنّ ذلک ادني ان يعرفن فلا يؤذين و کان الله غفوراً رحيماً؛ اي پيامبر به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو روسري هاي بلند بر خود بيفکنند، اين عمل مناسب تر است، تا (به عفت و پاکدامني) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند و خداوند آمرزنده ي مهربان است» . (1) (سوره احزاب، آيه ي 59)
در اين نوشته، بر آنيم که آيه ي مورد نظر را مورد بررسي قرار داده و برخي از نکات پيرامون آن را که نتيجه ي مطالعه ي کتب تفسير ي مي باشد، به رشته ي تحرير درآوريم. شايسته ي يادآوري است که اين نوشته، قصد تفسير آيه را ندارد و تنها به بيان نکات اجمالي آن بسنده مي کند، اما پيش از طرح نکات، لازم است مفهوم حجاب بررسي گردد.

مفهوم حجاب

حجاب ، در لغت به معناي مانع و پرده و پوشش آمده است. حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بعد ايجابي و سلبي است. بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است و اين دو بعد بايد در کنار يکديگر باشند؛ تا حجاب اسلامي محقق شود. گاهي، ممکن است يک بعد باشد ولي ديگري نباشد که در اين صورت، نمي توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.
اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي تواند اقسام متفاوتي داشته باشد، از جمله حجاب ذهني، فکري و روحي، علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب که در رفتار خارجي انسان تجلي مي کند، نام برده شده است، مثل حجاب و پوشش در نگاه که به مردان و زنان، در مواجهه با نامحرم توصيه شده است.
«جلابيب» جمع جلباب، به معناي مقنعه اي است که سر و گردن را مي پوشاند. (2) و يا پارچه ي بلندي است که تمام بدن و سر و گردن را مي پوشاند. (3) مرحوم امين الاسلام طبرسي، در «مجمع البيان» ، در ذيل آيه مي نويسد، «جلباب» عبارت از روسري بلند است که هنگام خروج از خانه، زنان به وسيله ي آن، سر و صورت خود را مي پوشانند ... مقصود اين است که با روپوشي که زن بر تن مي کند، محل گريبان و گردن را بپوشاند. با توجه به معاني جلباب و از جمله، اين معني که پارچه ي بلندي براي پوشيدن تمام بدن و سر و گردن است، در معناي امروزي، مي توان پوشش «چادر» را با «جلباب» همانند و مشابه در نظر گرفت و از آن جا که در اين آيه، به طور مشخص به استفاده ي زنان و دختران از جلباب اشاره شده است، مي توان نتيجه گرفت که طبق فرموده ي رهبر معظم انقلاب اسلامي، چادر به عنوان يک حجاب برتر مطرح شده است.
پوشش، معرف شخصيت و عفت زن مؤمن است و موجب مي گردد که افراد لاابالي جرأت نکنند به او جسارت کرده و به ديد شهوت و هوسراني به او بنگرند. اين آيه، بيان مي دارد: زنان مؤمن براي اين که مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونه اي خود را بپوشانند که زمينه اي براي بي حرمتي به آنها فراهم نگردد.
خداوند در اين فرموده اش، ابتدا فلسفه ي حجاب را تبيين مي کند و با تهديد و زور، دستور حجاب را مطرح نمي کند و سپس، به بيان الگوي عملي پوشش، يعني جلباب که پوشش خاص آن زمان بوده است، اشاره مي کند. در اينجا، مي توان نتيجه گرفت که براي ايجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، بايد ابتدا پايه هاي اعتقادي و بينش افراد را نسبت به اين موضوع، محکم کنيم و اين، يعني نهادينه سازي باورهاي درست و فرهنگ سازي دقيق. بنابراين، تهديد و اجبار، هيچ گاه به عنوان اولين راهکار، اثر بخش نخواهد بود.
اين آيه، به پيامبر فرموده است که ابتدا، به زنان و دختران خود و بعد، به زنان مؤمن بگو که حجاب را رعايت کنند. يعني، در امر به معروف، اول از خودي ها و نزديکان شروع کنيم، سپس به سراغ ديگران برويم. همچنين در احکام الهي ، تفاوتي ميان همسران و دختران پيامبر، با ديگر زنان وجود ندارد . احکام ديني، بايد مورد توجه و استفاده ي همه قرار گيرد. (4)
هر پديده اي، آثار و پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت. حجاب نيز، به عنوان يک راهکار عملي، آثار فردي و اجتماعي مختلفي را به دنبال خواهد داشت.

آثار و پيامدهاي رعايت حجاب

الف- آثار فردي
در خصوص آثار فردي رعايت حجاب، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
1. احترام به شخصيت زن، به واسطه ي رعايت حجاب، 2. مصونيت ارتباطات زن با مردان غريبه، 3. حفظ اعتقادات مذهبي براي افراد، 4. حفظ عفت زن و جلوگيري از فساد و ناهنجاري.
ب - آثار اجتماعي
آثار اجتماعي رعايت حجاب فراوانند که برخي از آنها عبارتند از:
1. سلامت نسل جديد جامعه، 2. پيشگيري از فساد اخلاقي، 3. مبارزه با مظاهر بي ديني، 4. حفظ کيان خانواده.
در اين نوشتار، آيه ي 59 سوره ي احزاب و نکات پيرامون آن را بررسي کرديم، اما در مورد انواع حجاب، با مطالعه ي کتب تفسيري و آيات قرآني ديگر، مشخص مي شود که انواع حجاب در قرآن، به سه بخش تقسيم شده است.

انواع حجاب قرآني

1. حجاب چشم
«قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم؛ اي رسول، به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ي نور، آيه ي 30)
«قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ؛ اي رسول، به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ي نور، آيه ي 31)
2. حجاب در گفتار
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است.
«فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض؛ زنها که نازک و نرم با مردان سخن نگوييد، مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است، به طمع افتد» . (سوره ي احزاب، آيه ي 32)
3. حجاب رفتاري
نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه اي راه نروند که با نشان دادن زينت هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.
«و لا يضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ؛ و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود» . (5) (سوره ي نور، آيه ي 31)
از مجموع اين مباحث، به روشني استفاده مي شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهاي مختلف آنها، مثل نحوه ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراين، حجاب و پوشش زن، به منزله ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.
در انتها، اين نوشتار را با بيان سخناني از استاد شهيد «مرتضي مطهري» که در تبيين فلسفه ي حجاب در اسلام، تلاش علمي فراواني داشت، به پايان مي رسانيم: «عده اي مي گويند: چون حجاب، به معني پرده است، اسلام خواسته است زن باحجاب باشد، يعني همواره پشت پرده بوده و در عزلت و گوشه نشيني باشد، اما بايد بدانيم آنچه درباره ي پوشش زن است کلمه «ستر» به کار مي رود. پوشش زن، در اسلام آن است که در معاشرت با مردان، بدن خود را پوشانده و از جلوه گري، پرهيز کند» . (6)


پي نوشتها:

 

1. تفسير نور، ج 8.
2. مجمع البيان، ذيل آيه.
3. تفسير الميزان.
4. تفسير نور،ج 8.
5. الميزان، 19.
6. شهيد مطهري، مسأله حجاب، انتشارات صدرا.

منبع: مجله ي بشارت

نويسنده:نفيسه زروندي

 


 

حجاب و اصل آزادی

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود.

می گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است، مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه، تابع هر کشور یا هر مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی او واهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن، و همچنین حکم مطابق عقل و شرع به اینکه هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.

پاسخ : یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین مووظف دانستن او به اینکه وقتی که می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشدو یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.

اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را زندانی کردن یا یا بردگی نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نمی توان دانست.

   در کشور های متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیت هایی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عناون اینکه این عمل بر خلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان، و نه ضد آزادی و حیثیت آزادی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود. 

برعکس، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام نعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر اوست، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد.

شرافت زن اقتضاء می کند که هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث تحریک و تهیج شود به کار نبرد، عملا مرد را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زبان دار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد. چه آنکه گاهی اوقات ژست ها سخن می گویند، راه رفتن انسان سخن می گوید، طرز حرف زدنش یک حرف دیگری می زند.

ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا،سر به سر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن. آیا حیثیت زن ایجاب می کند که اینچنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد و نگاه های شهوت آلود مردان را به سوی خود جلب نکند، برخلاف حیثیت زن یا بر خلاف حیثیت مرد یا بر خلاف مصالح اجتماع یا بر خلاف اصل آزادی فرد است؟

آری اگر کسی بگوید زن باید د خانه حبس و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه بیرون رفتن از خانه به او نداد، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادای زن منافات دارد. چنین چیزی در حجاب های غیر اسلام بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست.

شما اگر از فقه ها بپرسید آیا صرف بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟ جواب می دهند نه. اگر بپرسید خرید کردن زن و لو بر اینکه فروشنده مرد باشد حرام است؟ پاسخ می دهند حرام نیست. آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است؟ باز هم جواب منفی است چنانکه در مساجد و مجالس مذهبی و پای منبرها شکت می کنند و کسی نگفته است که صرف شرکت کردن زن در جاهایی که مرد هم وجود دارد حرام است. آیا تحصیل زن، فنو هنر آموختن زن و بالاخره تکمیل استعدادهایی که خداوند در وجود او نهاده است حرام است؟ باز جواب منفی است.

فقط دو مسئله وجود دارد، یکی اینکه باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریک آمیز نباشد و دیگر اینکه مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد.

البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیشتر. گاهی ممکن است رفتن زن به خانه اقوام و فامیل خودش هم مصلحت نباشد. فرض می کنیم زن می خواهد به خانه خواهر خود برود و فی المثل خواهرش فرد مفسد و فتنه انگیزی است  که زن را علیه مصالح خانوادگی تحریک می کند. تجربه هم نشان می دهد که اینگونه قضایا کم نظیر نیست. گاهی هست که رفتن زن حتی به خانه مادرش نیز برخلاف مصلحت خانوادگی است، همینکه نفس مادر به او برسد تا یک هفته در خانه ناراحتی می کند، بهانه می گیرد، زندگی را تلخ و غیر قابل تحمل میسازد. در چنین مواردی شوهر حق دارد که از این معاشرت های زبانبخش (که زیانش نه تنها متوجه مرد است، متوجه به زن و فرزندان ایشان نیز می باشد) جلوگیری کند. ولی در مسائلی که مربوط به مصالح خانواده نیست دخالت مرد مورد ندارد.

 




زن بين اسلام و غرب

اعدام زن با طناب آزادي

زن هميشه در باتلاقهاي عميق ديانتهاي خودساز بشري و مذاهب مسخ شده و تحريف گشته‌ي آسماني موجودي ستمديده و بيچاره بوده است. در اين مذاهب بشري او بدرجها کمتر از يک انسان است.

اغريقيها او را چون کالايي در بازار خريد و فروش مي‌کردند، رومانيان او را موجودي فاقد روح و روان دانسته، روغن داغ بر جسمش ريخته به ستون مي‌بستند، و احيانا زنهاي بيگناه را بر دم اسب مي‌بستند و اسبان را چارنل مي‌تاختند تا جان دهند! چينيان باستان زن را موجودي پليد تلقي مي‌کردند که شوهرش حق داشت او را زنده بگور کند. و هنديها بر اين باور بودند که زن بايد روز مرگ شوهرش جان دهد، و زنده همراه با جسد مرده‌ي شوهرش به آتش کشيده مي‌شد. و نياکان فارسي ما مهار زندگي او را به شوهر واگذار مي‌کردند، و شوهر در کشتن زنش يا منت نهادن بر او و زنده رها کردنش آزادي تام داشت. يهوديان گمراه پس از مسخ دين اسلام حضرت موسي (عليه السلام) زن را لعنت و نفرين بشريت مي‌دانند، چرا که در باور آنها او آدم را گول زده از بهشت بيرون رانده بود. و در روزهاي عادت ماهانه بکلي از او دوري مي‌کنند، نه با او سخن مي‌گويند و نه در کنارش غذا مي‌خورند، و او حق ندارد به هيچ ظرفي دست زند تا مبادا پليد گردد. و مسيحياني که دين اسلام حضرت عيسي ( عليه السلام) را تحريف کرده‌اند زن را دروازه‌ي شيطان ناميدند، و رابطه با او را نوعي پليدي مي‌دانند. ([1][1])

دين مبين اسلام با نداي «... وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ... »([1][2]){ و براي همسران ( حقوق و واجباتي ) است ( كه بايد شوهران اداء بكنند ) همان گونه كه بر آنان ( حقوق و واجباتي ) است كه ( بايد همسران اداء بكنند ) به گونه شايسته‌اي } بشريت را بخود آورد. و پيام آور توحيد (صلي الله عليه وسلم) هميشه در حق زن سفارشها مي‌نمود. «استوصوا بالنساء خيرا» ـ شما را به نيکويي با زنان سفارش مي‌کنم ـ. و مي‌فرمودند:« خيرکم خيرکم لأهله و أنا خيرکم لأهلي»ـ آنکسي که نزد خانواده‌اش بهترين باشد بهترين شماست، و من از همه‌ي شما براي خانواده‌ام بهترينم ـ! و زنان را خواهران مردان معرفي نمود. «النساء شقائق الرجال».

و براي زن ميداني را که شايسته و مناسب با فطرت و خلقت اوست تحديد نمود. و لباسي که به او حشمت و شخصيت و جايگاه خاصي در جامعه مي‌دهد.

مرد خودپرست غربي توانست بنام آزادي زن را از محيط پرمهر خانواده بيرون کشيده، به بازار مشقت بار کار آورد. و همه‌ي تکاليف و سختيهاي زندگي را روي شانه‌ي او بنهد. و با همان آهنگ آزادي امروزه در جهان غرب شاهد آنيم که زن بصورت يک کالاي تجارتي و شهواني براي مرد گرگ صفت غربي درآمده و هيچ ارزش و شخصيتي ندارد.

در غرب هر کالاي تجارتي از صابون و سنگ حمام گرفته تا پوشک بچه تا دارو و سر سوزن، همه و همه را زن عريان در رسانه‌ها با نمايش اندام خود به مردم عرضه مي‌کند!

در جامعه‌ي غربي که معيار زيبايي براي مرد در لباس مرتب و شيک معرفي شده، زن با باتوم آزادي، در طمع، لقمه ناني لخت و عريان بايد چپ و راست مرد بچرخد!..

با همين عصا زن از همه‌ي حقوق خود محروم شده است. نه پدر و مادري مي‌شناسد، و نه خواهر وبرادري، و نه محيط پر مهر خانواده‌اي ديده است، و نه اينکه مي‌تواند لذت مادر بودن را بچشد و نه از شخصيت و جايگاه همسر بودن خبري دارد، تنها چند روز جوانيش ـ البته اگر اثري از زيبايي در او بود ـ در کنار زحمت کار و عرق ريختن؛ طعمه‌ي چشمان گرسنه و شهوت بي‌مهار جامعه‌ي مست است. و پس از آن چون زباله‌اي بکناري انداخته مي‌شود!

زنان اروپا امروز به جامعه التماس مي‌کنند تا آنها را بکلي از مردان جدا سازد، و به آنها بها داده اجازه‌ي بازگشت به محيط خانواده را بدهد. ([1][3])

البته اين درخواستها و آرزوها پس از مرگ سهراب است. جامعه خودخواه غرب هرگز حاضر نيست اين بردگاني که با شعار آزادي طوق بندگي بر گردنشان نهاده را به اين سادگي از دست بدهد!..

چه کسي به زن ظلم مي‌ورزد؟!

متأسفانه در جامعه‌هاي مختلف زن مورد ظلم و ستم کانالهاي زيادي قرار گرفته است؛ پدر ومادر، خانواده، جامعه، دوستان، حسودان، رقيبان، فرهنگهاي بيگانه، عادات و رسوم پوسيده، آناني که حق او را پايمال مي‌کنند، آناني که به او حقوقي را که از او نيست واگذار مي‌کنند، و خود زن از جمله کانالهاي ستم رساني به او مي‌توانند باشند.

و تنها پناهگاه، و يگانه راه نجات براي او چنگ زدن به قرآن کريم است. قرآني که تمامي حقوق او را برايش تأمين نموده است.

« فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ...» ([1][4])

{ پس پروردگارشان دعاي ايشان را پذيرفت و پاسخشان داد كه من عمل هيچ كسي از شما را كه به كار پرداخته باشد - خواه زن باشد يا مرد - ضائع نخواهم كرد . پاره‌اي از شما از پاره ديگر هستيد ( و همگي همنوع و همجنس مي‌باشيد ) }.

قرآني که او را هم شانه‌ي مرد در رسيدن به سعادت و خوشبختي قرار داده:

« مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ »([1][5])

{ هركس چه زن و چه مرد كار شايسته انجام دهد و مؤمن باشد ، بدو ( در اين دنيا ) زندگي پاكيزه و خوشايندي مي‌بخشيم و ( در آن دنيا ) پاداش ( كارهاي خوب و متوسّط و عالي ) آنان را بر طبق بهترين كارهايشان خواهيم داد}.‏

اسلام به جهان آموخت که زن نيمي از جامعه‌ي بشري است، و بايد مورد احترام و تقدير شايسته قرار گرفته به او بها داده شود.

کوغوستاف لوبون از انديشمندان جهان غرب مي‌گويد:" اروپا از مسلمانان احترام بزن را آموخت. بر عکس آنچه بر زبان مردم رائج است اسلام ـ نه مسيحيت و اروپا ـ زن را از منجلاب پستي و حقارت رهانيد. مسيحيان در قرنهاي وسطي هيچ ارزشي براي زن قائل نبودند. و در زمان سلطه‌ي زمينداران بر اروپا مسيحيان با زنان برخورد بسيار تند و خشني داشتند. تا اينکه از مسلمانان احترام به زن را آموختند. ([1][6])

زني که خودش را در بازار کار با شغلي که با فطرت و خلقت او مناسب نيست عرضه مي‌کند، در حقيقت از عرش احترام زنانگي خود را به فرش خاکي و خاردار خيابان انداخته، و اينجاست که چون کالايي تجارتي براي تبليغات بازرگاني از او سوء استفاده ابزاري مي‌شود. و در بين مردان طعمه طعن و لعن و خوشگذراني گرگان مي‌گردد، و بارها مورد تجاوز و فروش قرار مي‌گيرد.

و اين زني که بنام تمدن و فرهنگ و زندگي شهري و مرفه از بلنداي حجاب و عفت خويش بزير مي‌آيد، در حقيقت به جامعه مي‌گويد: من شايسته اين مکانت و شخصيت والا نيستم، من يک کنيزکي قابل خريد و فروش هستم!

در زماني که برده‌داري در دنيا رائج بود فرق زنان محترم و خانواده و آزاده با کنيزکاني که چون کالا خريد و فروش مي‌شدند در لباسشان بود. زن آزاده و محترم هميشه در حجاب و پرده بود و زن کنيز حق نداشت چادر و حجاب بپوشد، تا نشايد با آزادگان اشتباه گرفته شود و از مکانت اجتماعي آنان بهره‌ند گردد!

و زني که با سرپيچي از فرامين الهي خودش را از خدايش دور مي‌کند، و با ارتکاب گناهان قلبش را سياه، از سعادت و آرامش بندگي خداوند به دره‌ي هولناک مشقت و بدبختي شهوت و هوي و هوس پرستي پرت مي‌شود.

اين زنان در واقع خود را زنده بگور کرده‌اند، براي آنان زنهاي برده‌ي هوي و هوس از رقاصان و بازيگران فيلمها گرفته تا زنهاي هرزه‌ي تبليغات بازرگاني الگو و اسوه‌اند!

و کساني که حق را در پيش زنان باطل جلوه مي‌دهند، و زيبايي را زشتي مي‌نامند، و زشتيها را کمال حسن، و عفت و حياء را تخلف و تندروي و افراطگري مي‌دانند، و برهنگي و آميزش با جامعه مردان را فرهنگ و پيشرفت و تمدن، در واقع سنگ قبر زن را مي‌تراشند.

وکساني که به زن وسوسه مي‌کنند، و او را بنام "روي پاي خود ايستادن" و محتاج کسي نبودن، به بازارهايي که شايسته او نيست مي‌کشند تا از زير بار (!) مسئوليت پدر نجات پيدا کند، يا به گفته‌ي آنها از منت شوهر، و يا برادر و خانواده رهايي يابد (!)، در حقيقت او را بسوي پرتگاه بدبختي و شقاوت مي‌کشند.

جامعه شناسان غرب آرزو دارند بتوانند بار دگر در جهان غرب شاهد نظام خانوادگي مسلمانان باشند. جاک ريلر جامعه شناس مشهور اروپا مي‌گويد: جايگاه واقعي زن خانه است، و مسئوليت اصلي او تربيت فرزندان. ([1][7])

 


([1][1] ) نگا: ظلم المرأة، محمد الهبدان. ص/21 تا 24.

([1][2] ) (البقرة228)

([1][3] ) روزنامه الجزيره، شماره‌هاي 7056-7057.

([1][4] ) (آل عمران195).

([1][5] ) (النحل97).

([1][6] ) قالوا عن الاسلام، د. عماد الدين خليل، ص/431.

([1][7] ) قالوا عن الإسلام. ص/415.

 


١٤:٠٣ - 1391/05/12    /    شماره : ٤٠٠٥    /    تعداد نمایش : ٢٧٢٦



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :6679
کل بازديدها :11049723
بازديدکنندگان آنلاين :12
بازديدازاین صفحه :31332