نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > سیاسی و اجتماعی > آسیب شناسی اجتماعی 


  چاپ        ارسال به دوست

زندگی هوس آلود زنان و مردان1

چه آسیب هایی در انتظار زنان و مردان هوس باز است؟

1)    آثار سوء بر زن

قطعاً زن نخستین قربانی توجه نکردن به عفاف و رعایت حریم میان زن و مرد است. آسیب های این، بر زن بسیار ویرانگر است که در یک کلام می توان آن را به مخدوش شدن کرامت زن تعبیر کرد. در این مقاله این آسیب ها را بر می شمریم:

1.    تنزل شخصیت زن

تنزل شخصیت زن به دلیل عرصۀ جاذبه‌های جسمانی مادّی. حاصل این نحوه حضور، عدم توجه به لیاقت‌ها و توانایی‌های انسانی زن خواهد بود. در چنین جامعه‌ای حرمت انسانی زنان پاس داشته نمی‌شود و زن هدف هوس‌ها و نگاه‌های حریصانه و خریدارانه قرار می‌گیرد در حالی که در جوامع با حاکمیت دین، برای رؤیت زن و دسترسی به او زحمت بسیار باید کشید تا در نهایت به وسیله ازدواج با او به وصال رسید.

2.    پذیرش سلطه مردان

زن به دلیل مغلوب ظاهری در این میدان عرضه و تقاضا ناچار است بپذیرد ارتباطش با مرد بر اساس شایستگی نخواهد بود بلکه مبنای ارتباط کامجویی بیشتر از سوی مردان است و زن هر چه بیشتر در این میدان حاضر شود سلطه مرد را بیشتر احساس خواهد کرد.

3.    انتخاب شغل زنان بر اساس جاذبه‌های جنسی

در جوامع انتخاب زنان در مشاغل چه بسا بر اساس جاذبه‌های جنسی صورت می‌پذیرد، نه توانایی و لیاقت شغلی و بدین گونه تبعیض در بین افراد یک جنس .واقع می‌شود و علاوه به آن به دلیل نادیده گرفتن توانایی افراد در شغل ، اقتصاد آن جامعه نیز لطمه خواهد دید.

4.    از دست دادن تعهد همسری

زنان با فریب خودن به سرعت در معرض خطر قرار می‌گیرند لذا با ایجاد سوءظن در شوهران خود، حمایت همه‌جانبه آنان را از دست می‌دهند. در این صورت آینده‌ای پر از ابهام و نگرانی در انتظار آنان است.

5.    از دست دادن تعهد مادری

از نقش‌های اصلی زنان، نقش مادری است، زنی که از حریم خانواده تجاوز کند و خود را در معرض سوء استفاده بیگانه قرار دهد به تدریج علاقه خود را نسبت به فرزندانش از  دست می‌دهد و حتی در مواردی تا کشتن فرزند خود نیز گام برداشته‌اند.

6.    رقابت و حسادت با زنان

زنان در گسترش اصالت لذّت و شکستن حرمت انسانی خویش، گرفتار شتابی معکوس در حیات معقول انسانی خویش می‌گردند. دچار تکبّری مذموم گردیده، روابط عاطفی زنان با یکدیگر جای خویش را به رقابت و حسادت زنانه  خواهد داد و خود خواهی زنان تا به آنجا پیش خواهد رفت که برای عرضه جاذبه جنسی خویش، به سردی روابط مردان با همسرانشان رضایت  خواهند داد.

7.    نابودی عشق مطلوب زنان

در گسترش فرهنگ عرضۀ جاذبه‌های جسمانی و ظاهری، لطایف احساسی و جاذبه‌های روحی بین دو جنس مخالف رنگ می‌بازد و کلمۀ زیبای عشق معنا و مفهوم خویش را از دست خواهد داد. در این عرصه آنچه مسلّم است این است که زنان به دلیل هویّت خاص خود بیشترین بازنده خواهند بود.

روابط جنسی موجود در جامعه، از عشق و محبت حقیقی تهی است. به قول کانت «عشق جنسی، معشوق را تنها به چشم یک شیء اشتها آور می نگرد؛ به محض آنکه معشوق در اختیار گرفته شد و آن رغبت آرام گردید، دیگر دور انداخته می شود، مثل دور انداختن لیمویی که کاملاً مکیده شده باشد.»

8.    یأس از ازدواج

در عرصۀ ارتباط‌های غیر منطقی و غیر شرعی که منجر به دلدادگی و وابستگی دو جنس مخالف به یکدیگر می‌شود و در صورتی که با ازدواج و وصال و پیوند مقدس زناشویی ختم نشود صدمات روحی و روانی غیر قابل جبرانی پیش خواهد آمد که به تدریج آثار فردی و اجتماعی  آن ظاهر خواهد شد. آنچه حائز اهمیت می‌باشد این است که در این عرصه نیز زنان بیشترین صدمات را خواهند دید به ویژه دختران جوان که هنوز تجربه‌ کافی در عرصه زندگی و اجتماع را بر خود کسب نکرده‌اند.

9.    هدر دادن سرمایه عمر

میدان عرضه و تقاضا و حاکمیت ارزش‌های ظاهری و جنسی بدیهی است که به دلیل شرایط خاص زنانه، این زنان هستند که باید هزینه‌ مادی و معنوی بیشتری برای عرضه خود به عنوان یک کالا بپردازند. صرف هزینه خودآرایی از یک سو و صرف کردن اوقات گرانبهای عمر برای آماده سازی خود، از سوی دیگر خسارت‌های جبران ناپذیری است که زنان باید بهای آن را بپردازند.

10.    کاهش امنیت و مشارکت اجتماعی زنان

در جامعه‌ای که روابط مردان با زنان بر اساس لذت‌طلبی باشد، امنیت اجتماعی زنان رو به کاهش می‌نهد و این امر منجر به کاهش مشارکت اجتماعی زنان خواهد شد در نتیجه زنان از حضور در صحنه‌ها و عرصه‌های تأثیر‌گذاری و تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی باز می‌ماند در نتیجه در بسیاری از موارد به حقوق واقعی  خود دست نخواهند یافت و باز این مردان هستند که در عرصه‌های قدرت از بیشترین تأثیرگذاری بهره‌خواهند برد.

11.    نابودی زود هنگام زندگی زناشویی

در روابط آزاد با جنس مخالف، جاذبه‌های ظاهری از مهمترین عوامل انتخاب همسر خواهد بود و لذا ازدواج همراه با انتخابی منطقی و عقلانی صورت نمی‌پذیرد. لذا هر لحظه انتظار فروریختن زندگی زناشویی خواهد رفت. در واقع زن با تن دادن به چنین ازدواجی که بر اساس جاذبه‌های کاذب عشقی و جنسی صورت گرفته است پذیرفته‌ است که مرد مقابل او به هر دلیل جنسی دیگر می‌تواند به راحتی به عشق و ازدواج قبلی خود پشت پا بزند.

12.    تأخیر در ازدواج

در عرصه روابط آزاد جنسی بدیهی است که سن ازدواج و تشکیل خانواده بالا برود. و در صورتی که امر ازدواج بویژه برای زنان در زمان مناسب اتفاق نیفتد، تشکیل زندگی زناشویی مناسب نیز برای زنان به خطر می‌افتد.

13.    سرد شدن کانون خانواده

زن و مردی که هر یک پس از تجربه مکرر دوستی با جنس مخالف، اقدام به ازدواج با یکدیگر می‌نمایند، چه بسا فاقد گرمی لازم در روابط بین خویش خواهند بود. در چنین موقعیتی که کانون گرم خانواده به سردی گرائیده است زنان بیشترین آسیب را خواهند دید.

14.    کم رنگ شدن جمال زنانه

در روابط بی‌حصر مردان و زنان با یکدیگر، لطافت زنانه رو به تضعیف نهاده و ارزش جمال زنان و روح لطیف زنانه از بین رفته و یا کم رنگ خواهد شد.

15.    افتادن در دام خود فروشی

روسپیگری و خودفروشی پایان کار دختران و زنانی است که به نوعی در عشق و زندگی زناشویی شکست خورده‌اند. دخترانی که از خانه پدری جدا می‌شوند و فریب اظهار علاقه پسران و مردان را می‌خورند تحت تأثیر وعده ازدواج، به راحتی عفت خود را از دست می‌دهند و سپس رها می‌شوند.

2)    آثار سوء بر مرد

مردان نیز گرچه به میزان زنان قربانی بی و بند و باری جنسی نیستند اما پایان کار آنان نیز جز نابودی در ابعاد مختلف زندگی نیست. همچنین آثار سوء بر اجتماع بسیار زیان بار خواهد بود. ابتدا آثار سوء بر مردان سپس بر اجتماع را یاآور می شویم :

1.    تنزل شخصیت مرد

تنزل شخصیت مرد به دلیل تقویت جنبه‌های حیوانی و شهوانی او. در جامعه‌ای که زنان میدان‌دار عرضۀ جاذبه‌های جنسی هستند علاوه بر نابودی کرامت انسانی خود، مردان نیز دچار بحران و تنزل شخصیت می‌شوند.

2.    سرد شدن رابطه عاطفلی مرد با همسرش

سرد شدن روابط مرد با همسر خود و از میان رفتن روابط عاطفی او با همسرش. مردان نیز اگر نگوئیم بیش از زنان ولی کمتر از زنان نیازمند محبت و برخورد عاطفی همسران خود نیستند فردی که محبتش را تقسیم کند و آن را برای همسر رسمی خود نگذارد به تدریج رابطه عاطفی با همسرش مخدوش می‌شود. و رشد بدبینی در مرد، ایجاد سوء ظن در شوهر نسبته به زن چرا که مرد بارها شاهد نگاه جنسی مردان دیگر به همسر خویش بوده است. لذا به تدریج از او انسانی بدبین نسبت به جنس زن می‌سازد و شخصیت او را از حد تعادل خارج می‌شود.

3.    ناامید از تعلیم و تربیت کودکان

مرد با قطع امید از زندگی سالم با همسر نسبت به فرزندان و تربیت و رشد آنان ناامید و بی‌تفاوت می‌شود.  فرزندانی که باید در دوره سالخوردگی و پیری به کمک والدین خود بشتابند از هم اکنون باید تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند.

4.    هزینه‌ مرد برای مصرف‌گرایی زن

حاکمیت فرهنگ برهنگی جنسی به دلیل عرضۀ زیبائی‌های ظاهری و جمالی در سطح جامعه، منجر به گسترش مصرف‌گرایی در خانه می‌شود و زن هزینه‌های سنگین و غیرضروری بر مرد تحمیل می‌کند.

5.    بازماندن مرد از تلاش و جایگاه اجتماعی

مرد به عنوان یک پایه اساسی اقتصاد خانواده و جامعه از تلاش و فعالیت باز می‌ماند چرا که دغدغۀ اصلی او مسائل جنسی و دلدادگی و عشق‌های کاذب خواهد بود. چنین جامعه‌ای فعال‌ترین بخش از نیروی کار خود را به تدریج از دست می‌دهد و به جای حضور در مراکز صنعت، کشاورزی و .... در مراکز ارضای جنسی وقت‌گذرانی می‌کند. چنین مردی جایگاه اجتماعی خود را از دست می‌دهد.

6.    تلف شدن وقت سرپرست خانواده در امور جنسی

در حاکمیت ارزش‌های ظاهری و جنسی، اوقات شریف مرد که مسئولیت اصلی خانواده و نقش اساسی اجتماعی دارد در امور اجنسی و جاذبه‌های کاذب صرف می‌شود.

7.    بحران معنویت برای مرد

مرد به دلیل نقش محوری در خانه و اجتماع، باید نسبت به باطن و ساختن نقش خود اهتمام ویژه داشته باشد. در صورتی که به دنبال بعد حیوانی و شهوانی خود باشد موجب غفلت از خویش و او را دچار بحران هویتی وحشت‌زا خواهد کرد.

8.    انتخاب همسر (شریک زندگی) به دور از عقلانیت

مرد به دلیل فرد نخست و تصمیم‌گیرنده اصلی در انتخاب همسر، اگر روابط مردان و زنان بر اساس لذت طلبی باشد و جاذبه‌های ظاهری تعیین کننده در انتخاب زن باشد، انتخاب همراه با منطق و عقلانیت صورت نمی‌پذیرد.

9.    بلوغ زودرس و کناره‌گیری از زناشویی

در اجتماعی که عرصۀ جاذبه‌های جنسی محور باشد پسران دچار بلوغ جنسی زودرس شده در نتیجه فاصله بین رشد جنسی و رشد فکری زیاد می‌گردد، لذا برخی، مدتها قبل از بلوغ فکری، به رفتار جنسی نسنجیده و نابخردانه اقدام می‌کنند. محصول این روابط را امروزه در غرب به صورت سقط جنین‌های مکرّر نوجوانان و فرزندان نامشروع آنان  می‌توان مشاهده کرد. بدیهی است پسران در این ارتباط دچار بحران‌های روحی شده مفهوم واقعی تشکیل خانواده را به فراموشی می‌سپارند.

10.    پرداخت هزینه جدایی از سوی مرد

بسیاری از روابط غیر مشروع دو جنس مخالف چنانچه دارای همسر قانونی و رسمی باشند منجر به فروپاشی خانواده می شود. غالباً زنها حاضر به ادامه زندگی با مرد خود که ارتباط نامشروع و یا  عشق و علاقه به زن دیگر دارد نیستند. زندگی زناشویی که به طلاق انجامد به دلیل پرداخت مهریه از سوی مرد، اغلب خسارت زیادی از نظر اقتصادی به مرد وارد می‌کند و مرد ناچار است هزینه‌ گزافی را بپردازد.

11.    از دست رفتن صلابت و غیرت مر

در روابط بی‌حصر مردان و زنان با یکدیگر صلابت مردانه رو به تضعیف نهاده و ارزش جلال و غیرت مردانه از بین خواهد رفت.

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی


١١:٢٤ - 1392/03/04    /    شماره : ١١١٨٠    /    تعداد نمایش : ٣٨٢



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :2477
کل بازديدها :10779734
بازديدکنندگان آنلاين :11
بازديدازاین صفحه :120091