نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

مذهب كلامی شیعه امامیه (2)

 زیرا نخستین فردی كه به ایفای كلامی در این زمینه‌ها برخاست و سئوالات و شبهات را پاسخ داد، امام علی ـ علیه السّلام ـ بود، و بدون شك اصحاب و هواداران وی نیز از آرا و نظریات كلامی او پیروی كرده و درموارد لازم آنها را منعكس نموده‌اند. و پس از امام علی ـ علیه السّلام ـ امام حسن و امام حسین ـ علیه السّلام ـ و پس از آنان امام زین العابدین و امامان دیگر شیعه هر یك در عصر امامت خود به عنوان آموزگاران معصوم كلام، پرچمدار جهاد كلامی و مدافع عقاید راستین اسلامی بوده و اصحاب و شاگردانی را نیز در این راه تربیت نموده‌اند.
بنابراین، مذهب و كلام امامیه بر همه مذاهب كلامی اسلامی، از نظر تاریخی، مقدم است، و حتی قبل از آنكه «قدریه» ظهور كنند (نیمه دوم قرن اول هجری) و قبل از آنكه معتزله پدید آیند ( اوایل قرن دوم هجری) و به انگیزه دفاع از توحید و عدل الهی، با تشبیه گرایان و جبرگرایان به مبارزه برخیزند، پیشوایان كلام امامیه این راه را پیموده و با دلایل رسین و قویم عقلی خود، پایه‌های توحید و عدل را تحكیم نموده بودند. و به این دلیل است كه از عدل و توحید، به عنوان دو اندیشه علوی یاد كرده‌اند (العدل و التوحید علویان(.
ممكن است گفته شود: درست است كه از نظر كلام گفتاری و دفاع از عقاید اسلامی و پاسخگویی به شبهات و اشكالات كلامی، كلام امامیه مقدم است، ولی از دو نظر دیگر مكتب كلامی معتزله بر امامیه تقدم دارد: یكی از نظر تأسیس اصول و قواعد و ترسیم روش استدلال، و دیگری از نظر تدوین و تصنیف رساله‌ها و كتابهای كلامی، كه این دو از مهمترین مزایای یك مكتب كلامی به شمار می‌روند.
ولی این سخن، پنداری بیش نیست، و در هر دو مورد، امامیه پیشتاز بوده است، زیرا تردیدی نیست كه امام علی ـ علیه السّلام ـ نخستین فردی است كه ـ پس از قرآن كریم ـ باب تفكر عقلی را بر مسلمانان گشود و اصول معارف و عقاید را، تبیین و تحكیم نمود، چنانكه در باب توحید و عدل ـ كه از مهمترین محورهای كلامی است ـ فرمود: «التوحید الاتتوهمه، و العدل الا تتهّمه»[1]: توحید آن است كه او را به هم در نیاوری، و عدل آن است كه او را به آنچه بایسته نیست متهم نداری.
و نیز امام علی ـ علیه السّلام ـ در باب توانایی عقل بر شناخت صفات الهی فرموده است: «لم یطلع العقول علی تحدید صفته و لم یحجبها عن واجب معرفته».[2] خردها را بركُنه صفات خود آگاه نساخت و آنها را از شناخت واجب خویش، محروم نكرد.
همچنین، روایت شده است: روزی به امام ـ علیه السّلام ـ اطلاع دادند كه گروهی از مسلمانان پیرامون عدل الهی مجادله می‌كنند، امام به مسجد رفت و سخنانی را درباره غرض از آفرینش، تكلیف بندگان، وعد و وعید، لذایذ و آلام دنیوی، ایراد نمود.
جاحظ (متوفای 255 ه‍ ) عالم و متكلم معروف معتزلی در رابطه با همین سخنان امام گفته است: «این جامعترین كلامی است كه از انسانها در كتابهای خود ضبط نموده و یا در محاورات خود یادآور شده‌اند» و ابوعلی جبابی ـ متوفای 303 ه‍ ) استاد معروف كلام اعتزال گفته است: جاحظ راست گفته، در این سخن (كلام امام) زیادت و نقصان راه ندارد.[3]‍
از نظر تألیف در علم كلام نیز امامیه متأخر از معتزله و دیگران نبوده است، زیرا گذشته از رساله‌هایی كه امامان شیعه در زمینه پاره‌أی از مسائل كلامی نگاشته‌اند ـ مانند رساله امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ پیرامون مسأله قدر‌ـ متكلمان امامیه نیز از قدیم‌ترین ایام درباره موضوعات كلامی دارای تألیف بوده‌اند.
نجاشی گفته است: «نخستین فردی كه در موضوع امامت دست به تألیف زد، عیسی بن روضه (تابعی)بود.»[4[
و ابن ندیم از علی بن اسماعیل بن میثم تمار (متوفای 179 هـ) به عنوان اولین فردی كه درباره امامت تكلم نموده یاد كرده ، آنگاه از تألیفات او كتاب الامامه،‍ و كتاب الاستحقاق را نام برده است.[5] و به نقل نجاشی، وی بانظّام و ابوهذیل معاصر بوده و با آنان مناظره كلامی داشته است.[6]
یكی از شاخص‌ترین چهره‌های متكلمان شیعه در عصر امام صادق و امام كاظم ـ علیهما السّلام ـ ، هشام بن حكم بود و رساله‌ها و كتابهای بسیاری در علم كلام نگاشت كه از آن جمله: كتاب التوحید، كتاب الامامه، كتاب الجبر و القدر، كتاب الاستطاعه، الرد علی اصحاب الاثنین و ... را می‌توان نام برد.
بنابراین كلام امامیه از دو نظر بر سایر مكاتب كلام اسلامی متقدم است: یكی از نظر تاریخ پیدایش و طرح مباحث كلامی، و دیگری از نظر پایه گذاری اصول و مبادی كلامی. و از نظر تألیف و نگارش در كلام نیز اگر نگوییم متقدم بر دیگران است، لااقل، متأخر از آنان نمی‌باشد.

نقد سخن احمد امین
نامبرده نخست گفته است: «شیعه در بسیاری از مسائل مربوط به اصول دین با معتزله هم‌آهنگ است مانند: عینیت صفات با ذات، مخلوق بودن قرآن، انكار كلام نفسی، انكار رؤیت بصری خداوند، حسن و قبح عقلی، قدرت و اختیار انسان، عدم صدور قبایح از خداوند، معلّل بودن افعال الهی به اغراض و ...» آنگاه گفته است: «من كتاب یاقوت، تألیف ابواسحاق ابراهیم بن نوبخت، از قدمای متكلمان امامیه، را می‌خواندم گویا یكی از كتابهای عقاید معتزله را خواندم، جز در بحش مربوط به امامت». سپس درباره اینكه كدامیك از این دو مكتب كلامی پیرو دیگری بوده گفته است: «برخی از شیعیان بر این عقیده‌اند كه معتزله اصول عقاید خود رااز آنان گرفته است، ولی من ترجیح می‌دهم كه شیعه تعالیم خود را از معتزله گرفته است، چنانكه مطالعه تاریخ مذهب اعتزال این مطلب را تأیید می‌كند، و زیدبن علی پیشوای شیعه زیدیه شاگرد و اصل بن عطا بود، و امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ با عموی خود زید در ارتباط بود، و چنانكه ابوالفرج اصفهانی در «مقاتل الطالبیین» نقل كرده است جعفربن محمد ركاب زید را می‌گرفت و آنگاه كه بر بالای زین قرار می‌گرفت لباسهای او را مرتب می‌كرد، و از طرف دیگر بسیاری از معتزله به مذهب شیعه منتقل گردید».[7[
در نقد سخنان احمد امین چند نكته را یادآور می‌شویم:
اولاً: با توجه به سخنان امام علی ـ علیه السّلام ـ پیرامون توحید و عدل و مباحث كلامی دیگر، و نیز با توجه به تصریح مشایخ معتزله مبنی بر اینكه آنان اصول مكتب خود را از امام علی ـ علیه السّلام ـ آموخته‌اند،[8] نظریه وی اجتهاد در مقابل نص بوده و از واقع‌گرایی بدور است.
ثانیاً: دلیل استواری بر تلمذ زیدبن علی نزد و اصل در دست نیست، و بسیار بعید است كه تولد یافته و تربیت شده بیت علوی، با وجود آموزگاران بزرگ كلام چون امام زین العابدین و امام محمد باقر، وی عقاید خود را از دیگران ـ آن هم از فردی كوچكتر و یا هم سال با خود ـ آموخته باشد. و بر فرض صحت این سخن، نتیجه آن پیروی زیدیه از معتزله است، و نه امامیه دوازده امامی كه اكثریت متكلمان امامیه را تشكیل می‌دهند.
ثالثاً: امامیه با معتزله در همه مسائل كلامی هماهنگی كامل ندارند، چنانكه مخالفت آنان با تفویض معتزله مشهور است، همانگونه كه در مسأله ایمان، وعد و وعید، مرتكبان كبایر، شفاعت و بسیاری مسائل دیگر كلامی مخالف آنان می‌باشند، كافی است در این باره به اوائل المقالات شیخ مفید رجوع شود.
رابعاً: گرایش اكثریت معتزله به شیعه، فرضیه‌ای بیش نیست، زیرا مخالفت آنان با شیعه در مباحث مربوط به امامت نیازمند بیان نیست، و از جنبه سیاسی نیز تنها در عهد آل بویه ( اوایل قرن چهارم) كه شیعه بودند، و نسبت به معتزله روش مسالمت‌آمیز داشتند، معتزله به شیعه نزدیك شدند، ولی قبل از آن، چنین رابطه‌أی میان آنان وجود نداشت، و حتی با یكدیگر كشمكش نیز داشتند.
آری، اگر مقصود از گرایش به شیعه، مودّت و محبّت اهل بیت پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ باشد، باید گفت: بزرگان اشاعره و حنابله نیز دارای این گرایش بوده‌اند، و اگر مقصود اعتقاد به برتری علی ـ علیه السّلام ـ بر خلفای دیگر است، تنها اكثریت معتزله بغداد را شامل می‌گردد، زیرا آنان در عین اعتراف به خلافت خلفا، امام علی ـ علیه السّلام ـ را برتر از آنان می‌دانستند، ولی اگر مقصود از تشیع اعتقاد به وجود نص بر امامت امام علی ـ علیه السّلام ـ و ائمه دیگر است شیعه، منفرد می‌باشد.

روش بحث در كلام امامیه
كلام امامیه از روش استدلال عقلی پیروی می‌كند و برای تفكر عقلانی اهمیت بسیار قائل است، ولی تفاوت آن با كلام معتزله در این است كه فقط به عقل عادی استناد نكرده و عقل برتر (عقل آموزگاران معصوم كلام) را تكیه‌گاه خود قرار داده است. و به همین دلیل از لغزش و انحراف در تبیین معارف دینی و حل معضلات كلامی مصون مانده، و همه جا راه اعتدال (امر بین الامرین) را پیموده است.
همانگونه كه استاد مطهری یادآور شده است تعقل و تفكر شیعی نه تنها با فكر حنبلی كه از اساس منكر به كار بردن استدلال در عقاید مذهبی بود و با تفكر اشعری كه اصالت را از عقل گرفته و آن را تابع ظواهر الفاظ می‌كرد، مخالف و مغایر است، با تفكر معتزلی نیز با همه عقل‌گرایی آن مخالف است، زیرا تفكر معتزلی هرچند عقلی است، ولی جدلی است نه برهانی، به همین جهت است كه اكثریت قریب به اتفاق فلاسفه اسلامی شیعه بوده‌اند.
اصولاً طرح بحثهای عقلی عمیق در معارف اسلامی اولین بار توسط علی ـ علیه السّلام ـ در خطب و دعوات و مذاكرات آن حضرت مطرح شد ، و آن بحثها رنگ و بوی و روحی دارد كه با روشهای كلامی معتزلی و اشعری و حتی كلامهای برخی از علمای شیعی كه تحت تأثیر كلامهای عصر خود بوده‌اند، كاملاً متفاوت است.[9]


[1] . نهج البلاغه، حكمت 470.
[2] .. نهج البلاغه، خطبه 49.
[3] . احتجاج، طبرسی، ص 207.
[4] .رجال نجاشی، شماره ترجمه 796، نامبرده در عصر منصور زندگی می‌كرد.
[5]. فهرست ابن ندیم، فن دوم، مقاله سوم، ص 249.
[6] . رجال نجاشی، شماره 661.
[7] . ضحی الاسلام، احمد امین، ج 3، ص 267، 268.
[8] . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 227.
[9] . آشنایی با علوم اسلامی (كلام ـ عرفان)، ص 54.

علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی

 


٠٤:٠٩ - 1392/05/17    /    شماره : ١٤١٣٧    /    تعداد نمایش : ٦٦٩



خروج





   مطالب مرتبط
 مذهب كلامی شیعه امامیه (3) (خبر)
 مذهب كلامی شیعه امامیه (1) (خبر)
 اختلاف قراآت (خبر)
 اثبات مذهب امامیه فردوسی (خبر)
 سیرتدوین حدیث درنزد شیعه و امامیه (خبر)
 مذهب شیعه، مذهب جعفری (خبر)
 پیشینۀ شیعه در سوریه (خبر)
 فعالیت اجتماعی و سیاسی امام صادق (ع) (خبر)
 هیئات مذهبی کانون‎های مقابله با جریان‌های تکفیری (خبر)
 اختلاف میان شیعه وسنی شمشیردشمنان راتیز‌تر می‌کند (خبر)
 گردهمایی مسئولان هیئات مذهبی جعفرآباد برگزار شد (خبر)
بازدیدها
امروز :6359
کل بازديدها :9591025
بازديدکنندگان آنلاين :12
بازديدازاین صفحه :112979