نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > لوای تشیع > انتظار 


 opensource("/includes/newsprint.aspx?id=26106&sid=16&pid=893 ", "Print","toolbar=no,scrollbars=yes,width=600,height=450,left=200,top=100")' > چاپ       opensource("/includes/sendnews.aspx?id=26106&sid=16&pid=893 ", "Print","toolbar=no,scrollbars=yes,width=300,height=230,left=300,top=150")' > ارسال به دوست

یوسف زهرا (3)

و از خداوند درخواست می كرد كه به زودی یوسف را ببیند:
«عسی الله أن یأتینی بهم جمیعاً»؛[1]
امیدوارم خداوند، همه آنان را به من بازگرداند.
ولی در مقابل، برداردان با این كه او را نكشتند و در چاه انداختند، به امید این كه قافله ای، او را بیابد و با خود ببرد:
«قال قائل منهم لاتقتلوا یوسف و ألقوه فی غیابت الجب یلتقطه بعض السیاره ان كنتم فاعلین»؛[2]
یكی از آنان گفت: یوسف را نكشید. اگر می خواهید كاری انجام دهید، او در نهان گاه چاه بیفكنید تا قافله هایی، او را برگیرند (و با خود به مكان دوری ببرند).
با این حال، برادران، یوسف را فراموش كرده بودند و چون یعقوب، از یوسف یاد می كرد، وی را سرزنش می كردند:
«قالوا تالله تفتؤا تذكر یوسف حتی تكون حرضاً او تكون من الهالكین»؛[3]
گفتند: به خدا سوگند! تو آن قدر از یوسف یاد می كنی كه ممكن است بیمار شوی یا هلاك گردی.
«و لما فصلت العیر قال أبوهم انی لأجد ریح یوسف لولا أن تفندون قالوا تالله إنك لفی ضلالك القدیم»؛[4]
هنگامی كه كاروان (از سرزمین مصر) بیرون آمد، پدرشان (یعقوب) گفت: اگر مرا به نادانی و كم خردی، متهم نكنید، (باید بگویم كه) بوی یوسف را احساس می كنم. گفتند: به خدا سوگند! تو در همان گمراهی پیشین ات هستی.
در مسأله غیبت یوسف زهرا _ علیه السلام _ نیز برخی كه از هدایت الهی برخوردارند، پیوسته با امید به فضل خداوندی، ظهور او را انتظار می كشند و هرگز از رحمت الهی نا امید نمی شوند. در دعای عصر غیبت كه از ناحیه مقدسه رسیده است، چنین می خوانیم:
«... ولا تنسنا ذكره و انتظاره و الایمان به قوه الیقین فی ظهوره و الدعاء له و الصلاه علیه»؛[5]
(خدایا) یاد او، انتظارش، ایمان به او، باور شدید به ظهور او، دعا برای او و توجه به او را در ما به فراموشی مسپار!
در مقابل، گروهی دیگر كه خداوند بر دل هایشان قفل زده است و از درك حقایق ناتوان اند، امیدی به آمدنش ندارند. حتی گاهی وجودش را انكار می كنند.
امام صادق _ علیه السلام _ به زراره فرمود:
«یا زراره و هو المنتظر و هو الذی یشك الناس فی ولادته منهم من یقول مات أبوه فلا خلف له ... و منهم من یقول ماولد ...»؛[6]
ای زراره! او (حضرت مهدی «عج») كسی است كه آمدنش را انتظار می كشند. اوست كه مردم در تولدش شك می كنند. برخی می گویند: پدرش از دنیا رفت و فرزندی نداشت ... و برخی می گویند: هنوز به دنیا نیامده است ... .
11. نشانه
پس از آن كه زلیخا به یوسف، تهمت ناپاكی زد، عزیز مصر به كمك نشانه الهی، پاكی و بی گناهی او را دریافت:
«و شهد شاهد من اهلها إن كان قمیصه قُدّ من قُبُل فصدقت و هو من الكاذبین و ان كان قمیصه قُدّ من دُبُر فكذبت و هو من الصادقین فلما رءا قمیصه قُدّ من دُبُر قال إنه من كیدكنّ إن كیدكن عظیم»؛[7]
و در این هنگام، شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد كه اگر پیراهن او از پیشِ رو پاره شده است، آن زن راست می گوید و او از دروغ گویان است، و اگر پیراهنش از پشت پاره شده است، آن زن دروغ می گوید و او از راست گویان است. هنگامی كه (عزیز مصر) دید پیراهن او (یوسف) از پشت پاره شده است، گفت: این از مكر و حیله شما زنان است. همانا مكر و حیله شما زنان عظیم است.
با این حال، عزیز مصر به سبب وسوسه زلیخا، یوسف را به زندان افكند:
«ثم بدالهم من بعدما رأوا الآیات لیسجنَّنه حتی حین»؛[8]
و پس از آن كه نشانه های (پاكی یوسف) را دیدند، بر آن شدند كه او را تا مدتی زندانی كنند.
ستم پیشه گان عصر یوسف زهرا _ علیه السلام _ نیز با این كه اعجازها و نشانه هایی از حقانیت او را دیدند، اما باز به خود نیامدند و به قتل او كمر همت بستند.
رشیق می گوید: معتضد عباسی، مرا به همراه دو نفر دیگر فرا خواند و به ما دستور داد كه هر یك بر اسبی سوار شویم و تنها زیرانداز سبكی با خود برداریم و از برداشتن هر وسیله دیگری پرهیز كنیم. آن گاه افزود: به سامرا و فلان محله و فلان خانه می روید. بر در خانه، خادم سیاهی ایستاده است. آن گاه، به خانه هجوم برید و هر كس را در آن جا یافتید، بكشید و سرش را برای من بیاورید.
ما بر اساس دستور، به سامرا و همان خانه رفتیم. مرد سیاهی بر در خانه نشسته بود. پرسیدم: چه كسی در خانه است؟ با بی اعتنایی گفت: صاحبش. به خانه هجوم بردیم. در خانه، اتاقی بود كه بر در آن، پرده ای زیبا آویخته بود. چون پرده را بالا زدیم، گویا در اتاق، دریایی از آب بود. در انتهای اتاق، مردی با بهترین شمایل بر روی حصیری بر آب مشغول نماز بود. او به ما هیچ توجهی نكرد. یكی از همراهانم به نام احمد بن عبدالله، برای وارسی، وارد آب ها شد، امّا نزدیك بود غرق شود. من دستش را گرفتم و او را نجات دادم، ولی وی از ترس بی هوش شد و ساعتی در همان حال ماند. همراه دیگرم نیز همان كار را كرد و به همان بلا گرفتار شد.
من از صاحب خانه عذرخواهی كردم و گفتم: به خدا سوگند! من از ماجرا آگاه نبودم و نمی دانستم برای قتل چه كسی اعزام شده ایم و من از این كار توبه می كنم. ولی او به ما اعتنایی نكرد.
ما به سوی معتضد برگشتیم. او منتظر ما بود و به دربانان سپرده بود كه هر وقت به كاخ رسیدیم، اجازه ورود بدهند. ما نیز در همان شب بر او وارد شدیم و ماجرا را برایش بازگو كردیم. با عصبانیت پرسید: آیا این ماجرا را برای كسی بازگو كرده اید؟ گفتیم: نه. او سوگند یاد كرد كه اگر این ماجرا را با كسی در میان بگذاریم، گردن ما را خواهد زد. ما نیز تا او زنده بود، توان بازگو كردن آن را نداشتیم.[9]
12. توطئه
یوسف با توطئه های گوناگونی رو به رو گشت؛ به چاه افكندن، به بردگی رفتن، تهمت ناپاكی شنیدن و زندان. با این حال، مشیت الهی بر آن بود كه همه توطئه ها و نقشه ها ناكام گردد. دشمنان برای یوسف زهرا _ علیه السلام _ نیز توطئه های فراوان و نقشه های شومی برنامه ریزی كرده بودند، ولی اراده الهی بر رهایی او از همه فتنه ها و تجلّی نور خداوندی تعلق گرفته است.
امام صادق _ علیه السلام _ می فرمایند:
«كذلك بنو امیه و بنو العباس لمّا أن وقفوا علی أنّ زوال مملكه الامراء الجبابره منهم علی یدی القائم منا ناصبونا للعداوه و وضعوا سیوفهم فی قتل أهل بیت رسول الله _ صلّی الله علیه و آله _ و اباده نسله طمعاً منهم فی الوصول إلی قتل القائم _ علیه السلام _ فأبی الله أن یكشف امره لواحد من الظلمه اءلا أن یتم نوره و لوكره المشركون»؛[10]
بنوامیه و بنوعباس چون دریافتند كه گردن كشان آنان به دست مهدی ما از میان می روند، با ما بنای دشمنی نهادند. آنان برای كشتن اهل بیت پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ و نابودی نسل او، شمشیرهای خود را از نیام در آوردند تا مهدی _ علیه السلام _ بكشند، ولی خداوند، امر او را از ستم كاران، پنهان كرد و نورش را گستراند، هرچند مشركان از آن بی زار بودند.
13. هدایت
یوسف، هنگام غیبتش به دلیل زندانی شدن نیز از رسالتی كه در برابر مردم به عهده داشت، غافل نشد. هنگامی كه دو یار زندانی یوسف، خواب خود را برای او بیان كردند و تعبیر آن را از او خواستند، یوسف از فرصت به دست آمده استفاده كرد و پیش از بیان تعبیر چنین گفت:
«یا صاحبی السجن ءارباب متفرقون خیرٌ أم الله الواحد القهار ما تعبدون من دونه إلا أسماءً سمیتموها أنتم و آباؤكم ما أنزل الله بها من سلطان إن الحكم إلا لله أمر ألا تعبدوا إلا إیاه ذلك الدین القیم و لكن أكثر الناس لایعلمون»؛[11]
ای همراهان زندانی من! آیا خدایان پراكنده بهترند یا خداوند یكتای پیروز؟ این معبودهایی كه غیر از خدا می پرستید، چیزی جز اسم هایی (بی مسمّا) كه شما و پدرانتان آنها را (خدا) نامیده اید، نیست. خداوند هیچ دلیلی بر آن نازل نكرده است. حكم تنها از آنِ خداست. او فرمان داده است كه جز او را نپرستید. این است آیین پابرجا، ولی بیشتر مردم نمی دانند.
هرچند یوسف زهرا _ علیه السلام _ نیز در پس پرده غیبت است، لحظه ای از انجام رسالت خود (هدایت مردم) غفلت نمی ورزد و مردم از فیض او بهره مند می شوند.
اولیای الهی از كوشش برای تحقق اهداف آسمانی خود هرگز دست نمی كشند؛ زیرا وظیفه حركت به سوی خداوند و تكامل، هیچ گاه از دوش مردمان برداشته نمی شود. اگر در زمانی و جایی، وظیفه حركت به سوی كمال از دوش كسی برداشته شود، آن گاه به همان میزان، رسالت هدایت نیز از عهده متولیان هدایت برداشته شده است. و البته هرگز چنین چیزی رخ نمی دهد؛ زیرا در این صورت، آفرینش آدمی بیهوده می شود. از این رو، ممكن است ولیّ خدا ساكت باشد، امّا هرگز ساكن نمی ماند. هم چنان كه ممكن است غایب باشد، امّا هیچ گاه قاعد نمی ماند. امام همیشه در حال هدایت، سازندگی و پرورش است؛ گاه مخفیانه و گاه آشكارا. در كتاب های روایی، نمونه های فراوانی از هدایت های ویژه حضرت مهدی (عج) آمده است. برای نمونه به یكی از آنها اشاره می كنیم:
در عصر سفارت محمد بن عثمان، گروهی از شیعه درباره این مسأله اختلاف كردند كه آیا خداوند، آفرینش موجودات و روزی دادن به آنها را به امامان معصوم _ علیهم السلام _ واگذار كرده است یا نه؟ گروهی، آن را محال می دانستند و گروهی دیگر بر این باور بودند كه امامان _ علیهم السلام _ از جانب خداوند، موجودات را می آفرینند و روزی می دهند.


[1] . سوره یوسف، آیه 83.
[2] . سوره یوسف، آیه 10.
[3] . سوره یوسف، آیه 85.
[4] . سوره یوسف، آیه 94- 95.
[5] . بحارالانوار، ج 53، ص 188.
[6] . الغیبه شیخ طوسی، ص 334.
[7] . سوره یوسف، آیه 26- 28.
[8] . سوره یوسف، آیه 35.
[9] . الغیبه شیخ طوسی، ص 248.
[10] . الغیبه شیخ طوسی، ص 169.
[11] . سوره یوسف، آیه 39- 40.

نصرت الله آيتي- مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه


١٠:٤١ - 1392/11/05    /    شماره : ٢٦١٠٦    /    تعداد نمایش : ٤٦١



خروج





   مطالب مرتبط
 یوسف زهرا (7) (خبر)
 یوسف زهرا (6) (خبر)
 یوسف زهرا (5) (خبر)
 یوسف زهرا (4) (خبر)
 یوسف زهرا (2) (خبر)
 یوسف زهرا (1) (خبر)
 برگزاری ۱۵ کارگاه آموزشی تخصصی در قم با همکاری جامعه‌الزهرا(س) (خبر)
 جشن ولادت حضرت زهرا(س) در دبیرستان رضوان قنوات (خبر)
 برگزاری مراسم جشن میلاد حضرت زهرا(س)درکهک قم (خبر)
 حضرت زهرا (س) الگویی برای همه بشریت است (خبر)
 دفاع از ولایت وظیفه الهی حضرت زهرا (س) بود (خبر)
بازدیدها
امروز :866
کل بازديدها :11064010
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :159970