نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > لوای تشیع > عاشورا 


  چاپ        ارسال به دوست

فلسفۀ عزاداری برامام حسین (علیه السلام)



فلسفۀ عزاداری برامام حسین (علیه السلام)
•   
اشاره:
یکی از جلوههای بزرگ واقعۀ عاشورا، پاسداشت و زنده نگه داشتن آن است که بلافاصله پس از حادثۀ دردناک روز دهم محرم سال61 هجری توسط حضرت زینب (سلام الله علیها) آغاز شد. امروزه نیز مراسم بزرگداشت و برپایی عزای سید و سالار شهیدان کربلا، ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)، یاران و اصحاب باوفای آن حضرت، یکی از بزرگترین مراسم دینی مذهبی همۀ مسلمانان به خصوص شیعیان می‌باشد.
تاریخچۀ عزاداری
  با مراجعه به منابع تاریخی و حدیثی پی می‌بریم که رسول اکرم(علیه السلام) و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) و همچنین صحابه و تابعین و بزرگان امت، قبل از حادثۀ کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) در سوگ مصیبت آن بزرگوار گریسته اند. به نقل از تاریخ روزی امام حسین(علیه السلام) بر پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) در حالی که وحی بر آن حضرت نازل شده بود، وارد شد و از کمر حضرت بالا رفت و بر پشت او بازی می‌نمود، جبریل به حضرت عرض کرد: آیا این کودک را بسیار دوست می‌داری؟ حضرت فرمودند: بله. جبرییل گفت: ای محمد همانا امتت بعد از تو فتنه کنند و این فرزندت را به قتل برسانند، آن گاه مشتی از تربت را به او داد و گفت در این سرزمین است که فرزندت کشته خواهد شد و نام سرزمین طف است.  جبریل رفت و پیامبر در حالی که تربت در دستش بود بر اصحابش که در میان آنها ابوبکر و عمر و علی(علیه السلام) بود وارد شد. حضرت شروع به گریه کردند. صحابه گفتند یا رسول الله چه چیزی شما را به گریه واداشته است، حضرت فرمودند: جبرییل مرا خبر داده است که فرزندم حسین در سرزمین طف گشته خواهد شد و این تربت همان سرزمین است.
سپس سوگواری برای امام حسین (علیه السلام) از همان روز عاشورای سال 61 قمری آغاز شد. هنگامی که اهل‌بیت و خاندان آن حضرت در کربلا، آن صحنه‌های جانسوز را و شهادت عزیزانشان را می‌دیدند با اشک و آه و سوز و گداز با آنان وداع کردند. و پس از آن در دوران اسیری، چه در کوفه، چه در شام، و چه در منازل بین راه، آنان غرق در سوگ و ماتم و عزا بودند و حتی پس از بازگشت به مدینه نیز، به هر مناسبتی باز داغ‌دار و عزادار عزیزان خویش در کربلا می‌شدند. این گونه عزاداری به شکل تجمع، محفل و مجلس نبود؛ بلکه بیشتر ساده و خودجوش بود، این حالت تقریباً تا آخر حیات امام زین العابدین (علیه السلام)، یعنی دهۀ آخر قرن اول هجری، ادامه یافت. اما در عصر امام باقر و امام صادق (علیهم السلام)که حکومت اموی رو به زوال و ضعف بود و حکومت عباسی در آغاز کارشان، هنوز دشمنی خود را با شیعیان و خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بروز نداده بودند، عزاداری برای امام حسین (علیه السلام ) تبدیل به یک مراسم مذهبی سالیانه شد و آن دو بزرگوار به دلیل فرصت مناسبی که داشتند، مجالس عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) را بر پا می‌کردند.
همچنین امام رضا (علیه السلام) در تمام دهۀ محرم غمگین و محزون بودند، و مجلس عزاداری و مرثیه سرایی بر پا می‌کردند و ازشاعران و مرثیه سرایانی که در مجلس بودند، می‌خواستند که در رثای امام حسین (علیه السلام) بسرایند، و اگر کسی نبود خودش مصائب جدش را بیان می‌کردند. چنانکه قصیدۀ دعبل خزاعی در محضر حضرت در رثای ابا عبدالله در یکی از این مجالس عزاداری بسیار معروف است. بعد از امام رضا(علیه السلام)دیگر امامان (علیهم السلام) غالباً در تقیه بودند و امکان برپایی مراسم عزاداری برای آنان ممکن نبود.
 پس از زمان ائمه( علیم السلام) مراجع عظام و علماء و پیروان آن بزرگواران، مخصوصاً شیعیان به این سیره عمل کرده اند و آن راه را ادامه داده‌اند و هر ساله مراسم عزاداری امام حسین (علیه السلام) باشکوه‌تر از گذشته بر پا می‌کنند.
اهداف بر پایی مجالس عزاداری
مراسم و مجالس عزاداری  امام حسین (علیه السلام) بدون شک فوائد و آثار بسیار مهمی در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از قبیل: رشد باورهای مذهبی،ذکر فضایل و کرامت های انسانی و زنده نگاه داشتن قیام عاشورا و نشان دادن الگوهای شاخص اسلام و جنایات ستمکاران را داشته است، و چنانکه بیان شد ائمۀ اطهار(علیهم السلام) نیز بر اهمیت و ارزش عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) تأکید کرده اند. شناخت اهمیت و فوائد و آثارعزاداری بر امام حسین(علیه السلام) باعث می شود تا ما نسبت به فلسفۀ عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) آگاهی بیشتری پیدا کنیم، به همین دلیل در ذیل به برخی از این فوائد اشاره می کنیم:
الف) زنده نگه داشتن نهضت عاشورا:
برپایی مجالس عزاداری، برای اباعبدالله الحسین (علیه السلام) باعث می‌شود تا نام و یاد و پیام‌های نهضت عاشورا زنده و جاوید بماند و آموزه‌های آن به همۀ بشریت انتقال یابد و از این طریق همۀ انساها- اعم از مسلمان و غیر مسلمان- در طول تاریخ، با آموزه هایی هم چون ستم‌ستیزی، آزادی، شهادت طلبی، ایثار و حقیقت جویی آشنا شوند، و از آن الگو گیرند.
ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) و بسیاری از بزرگان تأکید و توصیه می‌کردندکه عزای حسین بن علی (علیه السلام) باید زنده بماند، برای این بود که هدف حسین بن علی (علیه السلام) مقدس بود، و عاشورا شعار شیعه شده است. و عاشورا بود که اسلام را زنده کرد، تشیع را زنده کرد و پایه‌های حکومت بنی امیه را متزلزل کرد. به طور کل امام حسین (علیه السلام) یک مکتب را به وجود آورد، ائمه می‌خواستند که مکتبش زنده بماند.  وگرنه امام حسین (علیه السلام) اصلاً نیازی به برپایی این مراسم و گریه های ما ندارد، اینکه ائمه اینقدر اصرار کردند به اینکه مجمع داشته باشید، مراسم عزاداری برگزار کنید، برای این است که این عزاداری ها مذهب ما را حفظ می کند. 
شیخ عبدالله علائلی، که از علماء اهل سنت لبنان است دربارۀ امام حسین می نویسد: «شیعه هر سال خاطرۀ عاشورا را به جهات تربیتی و دینی تجدید می‌کند، و این زنده یادی، بسیار مهم و سازنده است که با نمایش جانبازی دلاوران کربلا، روح شهامت و فداکاری انسانها را بر ضد قدرت های ستمگر بسیج می‌کند. از این رو ما معتقدیم که تنها با آموزش و پیگیری نهضت حسین (علیه السلام) است که می‌توانیم در راه مبارزه با استعمارگران غرب و شرق و حکومت‌های دست نشاندۀ آنان موفق شویم.»
ب)معرفی الگوهای راستین و ایجاد پیوند عمیق عاطفی با آنان
سنت عزاداری، با برخورداری از عشق و محبتی که از امام حسین (علیه السلام) در دلها بوده و هست، تبدیل به یک برنامۀ گسترده و مردمی و مقدس شده و هرگز خاموشی ندارد و به برکت آن، اقشار بسیاری با شرکت در مراسم عزاداری با شخصیت امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفایش و با سجایای اخلاقی آنان از قبیل صبر، وفا، استقامت و از خود گذشتگی آشنا می‌شوند و آنان را به عنوان یک انسان کامل الگو خویش قرار می دهند و نسبت به آنان علاقه مند می‌شوند، به گونه‌ای که عزاداران به یاد مظلومیت و مصیبت آنان به سوگ می‌نشیند و عزاداریمی‌کنند و از این طریق، معرفتشان را با پیوند عاطفی، عمیق و مستحکم می‌کنند. بر این اساس حضور عزادارن در این مراسم باعث تقویت عواطف و افزایش معرفت وشناخت نسبت به آنان می‌شود؛ از سوی دیگر عزاداران با دشمنان امام حسین (علیه السلام) –یزید و یزیدیان- آشنا می‌شوند ونسبت به آنان احساس تنفر و نفرت می کنند. در واقع شرکت در این مراسم باعث تقویت حس تولی و تبری راستین در عزاداران می شود، چنانکه عزاداران به مولای خود امام حسین ( علیه السلام) اعلام می‌کنند: إنّی سِلمُ لِمَن سالَمَکّم و حَربٌ لِمَن حارَبَکُم وَ وَلیًّ لِمَن والاکُم و عَدُوٌ لِمَن عاداکُم.
ج) تعلیم معارف دینی:
مجالس عزاداری امام حسین (علیه السلام) فرصتی بسیار مناسبی برای واعظان و مبلغان دین است تا احکام و مباحث اعتقادی و اخلاقی را مطرح کنند و عزاداران را بیش از پیش با معارف دینی آشنا کنند. در اصل این گونه مراسم‌ها بهترین زمان، برنامه و سلاحی است برای مبلغان دین تا بتوانند رسالتشان را در قبال دین و اسلام و مسلمانان انجام دهند و مردم را هر چه بیشتر با توحید و معارف اسلام و آیات قرآن، دلایل دین، حجتهای مسلمانان، روش پیامبر( صلی الله علیه و آله)، خصلتهای علی (علیه السلام) و مصیبتهای اهل بیت (علیهم السلام)، شکیبایی آنان بر آزارها و اذیتهای دشمنان برای قوام اسلام را به مردم بیان کنند؛ چنان‌که انگیزۀ اصلی امام حسین (علیه السلام) از قیام خونینش، احیای دین و احکام الهی بود.
د)ایجاد معنویت در جامعه:
شرکت در مراسم عزاداری امام حسین (علیه السلام) آرامش و سبکبالی خاصی را به عزاداران می‌بخشد. در واقع این آرامش برخاسته از فضای ویژه‌ای است که در مجالس عزاداری حسینی به وجود می‌آید. در این مجالس سخن از دیانت و حقیقت و مظلومیت، با اشک و آه و سوز همراه می‌شود و جانهای خسته از زندگی روزمره را متحول می‌کند. در نتیجه، عزاداران احساس پاکی و سبکبالی و معنویت می‌کند و این گونه مجالس سبب می‌شود که شور و عاطفه از شعور و شناخت برخوردار گردد و ایمان را در ذهن جامعۀ هوادار، زنده نگه دارد و مکتب عاشورا به عنوان یک فکر سازنده و حادثۀ الهام بخش، همواره تاثیر خود را حفظ کند.
ی) رمز بقا و پیشرفت اسلام
پس از وفات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، منافقان جایگاه و مقام اهل‌بیت (علیهم السلام) را از آنان گرفتند، بر مسند خلافت تکیه زدند و خودشان را جانشین پیغمبر و طرفدار دین اسلام و پاسدار شریعت معرفی کردند. آنان از غفلت مردم سوء استفاده کردند؛ و حلال خدا را به نفع خویش حرام، و حرام خدا را به نفع خویش حرام کردند و دین خدا را تباه کردند، و ستمکاران را به حکومت رساندند و اولیاء الهی را خانه نشین و پیروان آنان را تبعید و زندان و متفرق کردند. امام حسین (علیه السلام) زمانی که اوضاع را این چنین دیدند، فهمیدن که اگر اوضاع این چنین ادامه یابد و آنان (منافقان) در سلطنت مطلقه و ریاست به ظاهر اسلامی و روحانی خود باقی بماند؛ هرگز دین اسلام دوام نمی‌یابد و در کمترین مدت زمان از او اثری هم باقی نمی‌ماند، مجبور شدند دست به قیام بزنند و مردم غفلت زده را بیدار کنند. چنانکه خود حضرت بیان می‌کنند :
ان کان دین محمد لم یستقیم           الا بقتلی یا سیوف خذینی
«همانا دین و آیین محمد (صلی الله علیه و آله) پایدار نمی‌ماند؛ مگر به کشته شدن من پس ای شمشیرها مرا دریابید.»
در این جا بود که دین اسلام از جنگال دشمنان رهایی یافت و نقاب از چهرۀ منافقان با ستمهایی که بر اهل بیت رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله) کردند بر داشته شد، و آشکار شد که آنان با خدا دشمنی دا رند و در پی انتقام از رسول خدا و اهل بیت (علیهم السلام) هستند. امام حسین (علیه السلام) با قیامش منافقان را رسوا کرد و پرده از چهرۀ واقعی آنان برداشت و مردم را با هویت واقعی آنان آشنا کرد.
پروفسور ماربین فیلسوف و خاورشناس بزرگ آلمانی می‌گوید: من معتقدم که رمز بقا و پیشرفت اسلام و تکامل مسلمانان به خاطر شهید شدن حسین و آن رویدارخای غم‌انگیز می‌باشد و یقین دارم که سیاست عاقلانۀ مسلمانان و اجرای زندگی‌ساز آن به واسطۀ عزاداری حسینی بوده است. مادامی که این روش و خصلت در میان مسلمانان و جود داشته باشد هرگز تن به خواری نمی‌دهند و تحت اسارت کسی نمی‌روند... .حسین با گشته شدنش آیین جدش پیامبر (صلی الله علیه و آله) و برنامه‌ها و قوانین اسلامی را زنده گردانید. اگر واقعۀ خونین کربلا رخ نمی‌داد و با کشته شدن حسین بن علی احساسات مسلمانان آشفته نمی‌شد، اسلام به این وضع تا امروز باقی نمی ماند.
و اینکه امام خمینی( قدس سره) فرمود: عاشورا اسلام را نگه داشت.  یعنی دین از برکت امام حسین (علیه السلام )مایه گرفت و ماندگار شد و تضمین بقا یافت؛ این کاملاً درست است. برای اینکه اگر قیام امام حسین (علیه السلام) نبود تکلیفی به مسلمانان داده نمی شد، و آن قیامهای دوران بنی امیه و بنی عباس اتفاق نمی افتاد و حرکت شهادت طلبانه و زندۀ تشیع در تاریخ ادامه پیدا نمی- کرد و ذهنیات مردم مسلمان این می شد که هر کسی در رأس حکومت است؛ با هر ایده ای، با هر خلقی، با هر روشی، باید از او اطاعت کرد، چون اولی الامر است؛ ولو فاسق و فاجر باشد و مقابل این تفکر انحرافی هیچ تفکر درست وجود نمی داشت. و این حرکت انحرافی ادامه پیدا میکرد به گونه ای که امروز یا هیچ نامی از اسلام باقی نمی ماند و یا اگر بود، نامی صد در صد بی محتوایی بود.

فهرست منابع
قرآن
امام خمینی، صحیفۀی امام، ج15، تهران، موسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چهارم1386.
سید شرف الدین عاملی، فلسفۀ شهادت و عزاداری حسین بن علی، مترجم عل صحت، مرتضوی، 1351.
سید محسن امین، آیین سوگواری (ترجمۀ کتاب اقناع اللائم)، مترجم علی زهراب، قم، حبیب، اول 1388.
شهرستانی، عزاداری تاریخچۀ، قم عمادزاده، بی‌تا.
علی اصغر رضوانی، فلسفۀ  عزاداری، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، اول 1387.
علی خامنه‌ای(مد ظله العالی)، آفتاب در مصاف، تهران، انقلاب اسلامی، 1392.
محمد نیکنام عربشاهی، عزاداری جدید و عزاداری صحیح، تبریز، محمد نیکنام عربشاهی، 1384.
مرتضی مطهری، حماسۀ حسینی، ج1، قم، صدرا، چهاردهم1368.
مهدی پیشوایی (با همکاری گروهی از تاریخ پژوهان)، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء، ج2، قم، مؤسسۀ آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، 1391.
ناصر باقری بیدهندی، عزاداری بابدها و نبایدها، قم، نورالسجاد، 1384.

تدوین: طاهره رضایی


١١:٥٢ - 1393/08/03    /    شماره : ٣٦٤٧٢    /    تعداد نمایش : ٣٩١



خروج





   مطالب مرتبط
 آسيب شناسي مجالس ديني (قسمت اول) (خبر)
بازدیدها
امروز :2138
کل بازديدها :9550709
بازديدکنندگان آنلاين :12
بازديدازاین صفحه :111682