صفحه اصلي > پند نامه 


  چاپ        ارسال به دوست

سگ و صاحبخانه

وقتی رضاخان به نخست وزیری رسید، مدرس همچنان به مخالفت با وی ادامه داد و عده‏ای از رجال سیاسی و افراد ضعیف النفس که از مخالفتهای مدرس با سردار سپه نگران شده بودند، شخصی را مأمور کردند تا مدرس را قانع کند که دست از مخالفت با رضاخان بردارد، آن شخص به منزل سید رفت و پس از سلام و احوالپرسی و تعارفات معمول، خطاب به مدرس گفت، فکر نمی‏کنید همین اندازه ضدیت برای سردار سپه کافی باشد.
مدرس پاسخ داد: خیر تا وقتی که دست او از نخست‏وزیری کوتاه نشود مخالفت با وی ادامه خواهد داشت.
آن مرد به گزارشی از خدمات رضاخان پرداخت و گفت:
در مدت نخست‏وزیری او قدرت ارتش افزایش یافته و با نیروهای نظامی مالیاتهای عقب افتاده از مردم گرفته شده است، حیف است که این قدرت را از دست بدهیم.
مدرس در پاسخ وی با خونسردی گفت: سگ هر چه هم خوب باشد وقتی پای بچه صاحبخانه را گاز گرفت، دیگر ارزش ندارد و باید بیرونش کرد.
او در جواب گفت: اگر این سگ را از خانه بیرون کنیم چه کسی را به جای او می گذاریم؟ با رفتن رضاخان آشوب به پا می‏شود و اجانب کشور را تجزیه می‏کنند. مدرس به او گفت: اگر قرار است هنگام سحر مرغ را شغال ببرد بهتر است هنگام غروب آن را ببرد، در این صورت لااقل آدم با آرامش می‏خوابد و دیگر لازم نیست شب را آشفته سپری کند و مراقب باشد که مرغها را از دست ندهد.


١٤:٥٢ - 1391/05/16    /    شماره : ٤٠٦٧    /    تعداد نمایش : ٣٢٤



خروج





   مطالب مرتبط