نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]


  چاپ        ارسال به دوست

بازگشت امام خمينى رحمت ‏الله علیه به ايران


با فرار شاه از كشور در 26 دى 1357، انقلاب مردم ايران به رهبرى امام خمينى (رحمت الله علیه) براى پيروزى و ريشه‏كنى نظام استبدادى و شاهنشاهى شتاب گرفت. با ورود آن رهبر فرزانه به ايران، شمارش معكوس سرنگونى رژيم آغاز شد. بختيار و پشتيبانش، امريكا، از پيش به چنين حقيقتى آگاه بودند. بنابراين، درصدد مانع‏تراشى و جلوگيرى از ورود امام برآمدند، ولى با راه‏پيمايى‏هاى گسترده ميليونى و اعتصاب‏هاى پر دامنه مردم معترض و خشمگين روبه‏رو شدند. ازاين‏رو، فرودگاه‏ها كه به دستور بختيار براى جلوگيرى از ورود امام بسته شده بود، باز شد و امام در دوازده بهمن به وطن بازگشت. ورود امام، شمارش معكوس براى نابودى رژيم بود و با پيوستن ارتش به مردم، انقلاب اسلامى در 22 بهمن 1357 به پيروزى رسيد.

جاء الحق و زهق الباطل

هجرت بندگان صداقت‏پيشه خداوند، هماره آغازگر تحولات شگرف و تاريخ‏ساز بوده است. اين سنت الهى براى هميشه در دوره‏هاى گوناگون، جارى است و مهاجران الى الله، با هجرت و مجاهدت خويش، راه هدايت را براى مردم مى‏گشايند و هموار مى‏سازند. خداوند، جايگاه دين مردمان را بلندترين مقام نزد خدا قرار مى‏دهد و مى‏فرمايد: «آنها كه ايمان آوردند و هجرت كردند و با اموال و جان‏هايشان در راه خدا جهاد كردند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها پيروز رستگارند.» با هجرت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، تاريخ فروزان اسلام رقم خورد. با هجرت امام حسين عليه‏السلام ، تاريخ سرخ شيعه نگاشته شد و در عصر ما نيز با هجرت سلاله نورآگين مردى بزرگ از خاندان عصمت و طهارت، حضرت امام خمينى (رحمت الله علیه) ، آيين ناب نبوى و قيام حيات‏بخش حسينى احيا گشت. خمينى با قدم صدق از ايران خارج شد و با قدم صدق به ايران آمد و مصداق «جاء الحق و زهق الباطل» در عصر ما آشكار شد.

بازگشت امام

امام خمينى(رحمت الله علیه) از سيزده آبان سال 1342 تا دوازده بهمن سال 1357، يعنى حدود چهارده سال در تبعيد و به سر برد و در سال 1343 ابتدا به تركيه و پس از مدتى به عراق تبعيد شد و اوقات پايانى دورى از وطن را در فرانسه و در دهكده‏اى به نام نوفل لوشاتو گذراند. نوفل لوشاتو در روزهاى اوج نهضت، به قلب تپنده انقلاب ايران تبديل شده بود. وقتى امام را به تركيه تبعيد مى‏كردند، شاه و امريكا هيچ‏گاه پيش‏بينى نمى‏كردند كه او روزى پيروزمندانه به ايران باز گردد و رژيم شاهنشاهى را از بن بركند.
پس از خروج شاه در 26 دى 1357، امام در پيامى كوتاه خطاب به خبرگزارى‏هاى جهان اعلام كرد: «خروج شاه از ايران، اولين مرحله پايان يافتن سلطه جنايت‏بار پنجاه ساله رژيم پهلوى مى‏باشد كه به دنبال مبارزات قهرمانانه ملت ايران صورت گرفته است. من اين پيروزى را به ملت تبريك مى‏گويم.» همچنين ايشان اعلام كرد كه در اولين فرصت به ايران باز مى‏گردند.

به تعويق افتادن بازگشت

در حالى كه ياران حضرت امام و مبارزان مذهبى، با وجود تمام نگرانى‏ها در تدارك برگزارى مراسم استقبال باشكوهى از امام بودند، اعلام خبر تصميم امام براى آمدن، مسئولان و سردمداران رژيم پهلوى را سخت به تكاپو انداخت. آنان كه به شدت از تظاهرات خيابانى مردم بر ضد رژيم پهلوى هراسناك شده بودند، ورود امام را به كشور، پايانى بر تمام اميدهايشان مى‏پنداشتند و يقين داشتند كه در اين صورت، طومار سلطنت پهلوى برچيده خواهد شد. بنابراين، درصدد مقابله با ورود امام به كشور يا مانع‏تراشى در برابر تصميم امام برآمدند. بختيار در مقام نخست‏وزيرى، نقشه‏هاى گوناگونى در سر مى‏پروراند كه انفجار هواپيماى امام يا منحرف كردن مسير هواپيماى حامل امام و سپس دستگيرى ايشان از آن جمله بود كه هيچ‏يك عملى نشد. تير آخر او، بستن فرودگاه‏ها به روى هواپيماى امام بود. در حالى كه قرار بود پرواز انقلاب در روز ششم بهمن امام خمينى (رحمت الله علیه) را از فرانسه به ايران بياورد، سازمان هواپيمايى كشور اعلام كرد كه به علت بدى هوا و نبود ديد كافى، همه پروازها لغو شده است.

اعتراض مردم به بسته شدن فرودگاه‏ها

با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه‏ها و جلوگيرى دولت بختيار از ورود حضرت امام به كشور، مردم با تظاهرات و راه‏پيمايى‏هاى خود، به اقدام دولت اعتراض كردند. همه افسران نيروهاى سه‏گانه در پايگاه‏هاى خود در تهران، اصفهان، كرمانشاه، دزفول، همدان و بوشهر اعتصاب كردند و سپس به صفوف تظاهركنندگان معترض پيوستند. در تهران، سيل جمعيت تظاهر كننده به سوى فرودگاه مهرآباد به راه افتادند. روحانيان مبارز سراسر كشور كه براى استقبال از امام به تهران آمده بودند، با تحصن در مسجد دانشگاه اعلام كردند تا بازگشت امام به كشور به تحصن ادامه خواهند داد. مردم و دانشجويان نيز به جمع تحصين‏كنندگان مى‏پيوستند. فرداى آن روز، مردم در راه‏پيمايى عظيم يك ميليونى به مناسبت رحلت پيامبر اسلام، در حمايت از امام شعار دادند. در بسيارى از نواحى شهر تهران نيز زد و خوردهاى شديدى ميان نيروهاى انتظامى و تظاهركنندگان روى داد. تيراندازى در نواحى مختلف لحظه‏اى قطع نمى‏شد. خبرگزارى پاريس اعلام كرد يكى از ميدان‏هاى شهر، به ميدان جنگ شباهت پيدا كرد و تعداد كشته‏ها در پايتخت را سه هزار تن گزارش كرد. روزنامه اطلاعات نوشت: «غرب و جنوب غرب تهران، غرق در شعله‏هاى آتش بود».

كوتاه آمدن دولت بختيار

در پى تحصن‏ها و تظاهرات خونين مردم در اعتراض به بسته شدن فرودگاه‏ها، دولت بختيار عقب‏نشينى كرد و شكست را پذيرفت. بختيار در نهم بهمن ماه اعلام كرد كه فرودگاه مهرآباد امروز باز خواهد شد و هيچ ممانعتى براى ورود امام به كشور وجود ندارد. هيئت دولت در دهم بهمن اعلام كرد كه ورود هواپيماى حامل امام به فرودگاه مهرآباد تهران بدون اشكال است. با اعلام اين خبر، كميته استقبال از امام در پيامى اعلام كرد كه امام خمينى (رحمت الله علیه) در ساعت نه صبح پنج‏شنبه دوازده بهمن در تهران خواهد بود.

امام خمينى رحمت ‏الله علیه بر فراز آسمان‏ها

شام‏گاه يازده بهمن، هواپيماى امام خمينى (رحمت الله علیه) غرش‏كنان از فرودگاه شارل دوگل فرانسه به آسمان پرواز كرد. امام نماز شب را در طبقه دوم هواپيما به جاى آورد و سپس در طبقه پايين هواپيما استراحت كرد. مهماندار هواپيما از مشاهده آرامش امام متعجب شده بود. هنگام طلوع فجر، امام و همراهان نماز صبح را به جماعت به‏جا آوردند. زمان ورود هواپيما به آسمان ايران، خبرنگارى از امام پرسيد: «چه احساسى داريد؟» و امام پاسخ داد: «هيچ.» امام هيچ احساسى نداشت؛ چرا كه او فقط بر مبناى تكليف عمل مى‏كرد. پيروزى و شكست براى او، هر دو زيبا بود. همان‏طور كه شكست، او را نااميد نمى‏كرد، پيروزى نيز احساسات شخصى‏اش را برنمى‏انگيخت.

پرشكوه‏ترين استقبال تاريخ

در دوازدهم بهمن 1357، پرشكوه‏ترين استقبال تاريخ جلوه‏گر شد. اين روز يكى از ماندگارترين روزهاى تاريخ معاصر ايران است و شور و شوق مردم در آن وصف‏ناپذير بود. عده زيادى از مردم، خود را به تهران رسانده بودند تا در مراسم استقبال از امام شركت كنند. تقريبا در ساعت شش صبح، خيابان‏ها سرشار از جمعيت بود. اول صبح، ميليون‏ها نفر در دو طرف خيابان‏هاى مسير امام خمينى (رحمت الله علیه) ايستاده بودند و پنجاه هزار نيروى انتظامى مردمى مشغول منظم كردن آنها بودند. مردم با تاق نصرت و گل، خيابان‏ها را تزيين كردند و در قلب استقبال‏كنندگان، دريايى از اضطراب و شادى موج مى‏زد. در ساعت نه و سى دقيقه صبح، محبوب ملت و پرچم‏دار آزادى به وطن برگشت. چند لحظه پس از گشوده شدن در خروجى هواپيما، امام در حالى كه دستشان در دست مهماندار فرانسوى بود، در مقابل ديدگان مشتاقان ظاهر شد. همه اشك شادى مى‏ريختند. فرياد «اللّه‏ اكبر» به هوا برخاست. در ميان نشاط و هيجان و ازدحام، امام وارد صحن فرودگاه شد و پس از شنيدن آيات قرآن كريم، پيام محبت‏آميز فداييان خود را كه از اعماق جان هر ايرانى برمى‏آمد، از زبان گروه سرود شنيد:

امام خمينى رحمت ‏الله علیه در فرودگاه مهرآباد

امام خمينى (رحمت الله علیه) در فرودگاه مهرآباد پس از شنيدن پيام ملت، سخنانى ايراد فرمود. ايشان ابتدا از تمام اقشار ملت از پير و جوان، روحانى و كسبه، قاضى و وكيل، كارمند و كارگر و كشاورز كه در راه رسيدن به پيروزى رنج و مصيبت ديدند و ثابت‏قدم ماندند، صميمانه تشكر كرد. ايشان در بخشى از سخنان خود، تلاش‏هاى محمد رضا را براى بازگشت به ايران و حفظ سلطنت، ناكام خواند و تلاش‏هاى آنان را به دست و پا زدن براى حفظ سلطنت تعبير كرد. امام در اين سخنان با بيان رمز پيروزى فرمود: «ما بايد از همه طبقات ملت تشكر كنيم كه اين پيروزى تا اينجا به واسطه وحدت كلمه بوده است. وحدت كلمه مسلمين، همه، وحدت كلمه اقليت‏هاى مذهبى با مسلمين، وحدت دانشگاه و مدرسه علمى، وحدت روحانى و جناح سياسى. ما بايد همه اين رمز را بفهميم كه وحدت كلمه، رمز پيروزى است و اين رمز پيروزى را از دست ندهيم».

امام خمينى رحمت ‏الله علیه در بهشت زهرا

بهشت زهرا، نخستين جايى بود كه امام خمينى (رحمت الله علیه) پس از بازگشت به وطن به آنجا رفت و با پاس‏داشت مقام شهيدان و خواندن فاتحه، سخن‏رانى تاريخى خود را در آنجا ايراد كرد. در ميان ازدحام جمعيت شش ميليون نفرى استقبال كننده و مشتاق زيارت امام، انتقال ايشان تا بهشت زهرا به سختى صورت گرفت. همه منتظر بودند ببينند امام خمينى (رحمت الله علیه) چه برنامه‏اى را اعلام مى‏كند. امام در سخن‏رانى خود، ابتدا از ايثار و تلاش مردم تشكر كرد و به آنان براى از دست داده‏شان تسليت گفت. سپس رژيم سلطنتى را غيرعقلانى شمرد و رژيم پهلوى را تحميلى و غير قانونى اعلام كرد. دولت بختيار را نيز به دليل غير قانونى بودن مجلس شورا و سنا، نامشروع دانست. آن‏گاه ارتش را نصيحت كرد و از بعضى نظاميانى كه به ملت پيوسته بودند، قدردانى كرد. اوج سخنان امام خمينى (رحمت الله علیه) كه احساسات مردم را به شدت برانگيخت، اين جمله بود: «من دولت تعيين مى‏كنم. من تو دهن اين دولت مى‏زنم. من به پشتيبانى اين ملت دولت تعيين مى‏كنم.» چند روزى بيش نگذشته بود كه امام به وعده خود عمل كرد و دولت انتقالى با تصويب شوراى انقلاب به مردم معرفى شد.

مهم‏ترين پى‏آمدهاى بازگشت امام راحل

دو حادثه، از مهم‏ترين پى‏آمدهاى بازگشت امام خمينى (رحمت الله علیه) است كه به سرعت موجب پيروزى انقلاب اسلامى شد: انتصاب دولت موقت و بيعت نظاميان با امام خمينى (رحمت الله علیه) . امام خمينى در 26 دى ماه در آستانه خروج شاه از كشور اعلام كرد كه ما دولت را به همين زودى اعلام خواهيم كرد. در پانزده بهمن، نخست‏وزيرى مهندس بازرگان به تصويب شوراى انقلاب رسيد. در نوزده بهمن، عظيم‏ترين راه‏پيمايى در سراسر كشور شكل گرفت و ميليون‏ها نفر از دولت منتخب امام خمينى (رحمت الله علیه) حمايت كردند. از سوى ديگر، در دهه انقلاب، ارتش كه تنها نقطه اتكاى رژيم بود، به انقلاب پيوست. فرار، نافرمانى، اعتصاب، شركت در تظاهرات و سرانجام، بيعت با امام خمينى (رحمت الله علیه) ، نشانه همراهى ارتش با امام بود كه در نوزده بهمن به اوج خود رسيد. در نتيجه، رژيم بدون پشتوانه به سرعت از هم پاشيد و انقلاب اسلامى در 22 بهمن به پيروزى نهايى رسيد.

نقش اسلام و روحانيت در انقلاب اسلامی

و كـذلك جـعلناكم امـه وسـطا لـتكونوا شـهدإ على الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا...(بقره/ 143) و همچنان شما مسلمانان را به اسلام هدايت كرديم و به اخلاق معتدل و سـيرت نـيكوبياراستيم تـا گـواه مردم باشيد چنانچه پيامبر را گواه شما كرديم...
مـلت ايـران چـنان قـدرت و شـرافت پـيدا كـرده است كه پيامها , بيانيه ها , شعارها , عملكرد و موضع گيرىاش براى ملتهاى دنيا به صـورت درس درآمـد و الهام دهنده و راهگشا شد و امام اين امت به عـنوان امـام مـحرومان و مستضعفان انقلابى دنيا و به عنوان امام مـلتهاى دربند مسلمانى كه در زير بار حكومتهاى طاغوتى خود قرار دارنـد شـناخته شد. اين همه , در سايه حركت اسلامى اين مردم بود در سـايه ايـنكه مـساجد ما سرنوشت ساز و به دنبال آن سربلندى و عزت براى مردم ما حاصل آمد.
امروز هم در برابر مسئله روحانيت و حضور اسلام در انقلاب و در جهت گـيريهاى سـياسى , چـنين شرايطى داريم. اصل شكل گرفتن انقلاب يك مـرحله اسـت و مـرحله شكوفايى انقلاب و تداوم و صدور آن به دنيا مرحله بسيار حساس و مهم و سرنوشت ساز ما امت است. اگر در ديروز پـيروزى انـقلاب بـه دخـالت روحـانيت در سياست نياز داشتيم , در امـروز تداوم انقلاب و آينده صدور آن هم به دخالت روحانيت متعهد و مـبـارز در جـريـانهاى سـيـاسى و اجـتـماعى و انـقلابى جـامعه نيازمنديم.
حـضرت امام (رحمت الله علیه) در اين مورد تإكيد كرده اند و فرموده اند: براى مـردم بگوييد تا بدانند كه توطئه گران پشت پرده دست اندر كارند تـا بـار ديگر روحانيت را از صحنه بيرون كنند , همان طور كه در زمان مشروطه چنين توطئه اى وجود داشت.
ايـشان فـرموده اند: تـازه مسئله مشروطه نسبت به انقلاب اسلامى ما اصـلا قـابل مقايسه نيست , براى اينكه آن سرمايه گذارى عظيمى كه مـلت مـا و اسـلام و روحـانيت ما براى شكوفايى اين انقلاب كرده و دهـها هـزار شـهيدى كه داده و صدمات و خسارات و لطماتى كه ديده اسـت بـه هيچ وجه با آنچه كه در مشروطه انجام گرفت قابل مقايسه نـيست. ايـن انقلاب براى ما بسيار گران تمام شده و لذا ارزش اين انقلاب هم بسيار عظيم تر است.
در انـقلاب مشروطيت بعد از آنكه روحانيت و اسلام نقش خود را ايفا كرد و آن انقلاب را به وجود آورد رفته رفته عواملى شروع به توطئه كـردند تا روحانيت را از صحنه بيرون كنند, بطوريكه در دوره اول مجلس عده اى از روحانيان در مجلس بودند , اما در دوره دوم تعداد روحـانيان در مـجلس كـم شد و به تدريج دخالت روحانيان در مسأل اجـتماعى و حـكومتى و سـياسى كـمتر و كـمتر شد. آنقدر سمپاشى و تـبليغات كـردند تـا به تدريج روحانيت و اسلام كنار گذاشته شد و بـار ديـگر گـفتند اسـلام بـراى مساجد است و روحانيان هم كارشان مـسئله گفتن و درس گفتن در حوزه هاى درس است.و حداكثر مسألى را كـه بـراى روحـانيت گـذاشتند , مسئله عقد و ازدواج و يا احيانا نـوشتن اسـناد و از ايـن قـبيل مـسأل بـود.غربزده ها گـفتند ما روشـنفكرانى هستيم كه از معلومات و اطلاعات و فرهنگ غرب استفاده كرده ايم و مى دانيم چگونه مديريت كنيم و جامعه و حكومت را اداره كنيم.
روحـانيت را كـه از صحنه بيرون كردند بعد وقتى چشم مردم باز شد ديـدند كـه فـلان الـسلطنه ها و الدوله ها حاكم شده اند و به تدريج حـاصل انقلاب مشروطيت لقمه چرب و نرمى در دهان استعمار غرب شد و در خدمت سلطه گران و امپرياليستهاى جهان قرار گرفت. اين ملت را از هويت مكتبى و اسلامى و انقلابى خود تهى تجربه تلخ گذشته تكرار شـود; بـايد حـضور اسـلام و روحـانيت را در خـدمات انـقلابى و در ارگانهاى اجرايى و حكومتى حفظ كنيم.
الـبته حـق هـمه مـردم اسـت , ايـن مـردم انقلاب كردند. قشرها و جـناحهاى مـختلف اجتماعى كه در خط اسلام و انقلاب و امام بوده اند جـان داده انـد , شهيد داده اند و امروز هم خود وارث اين انقلاب و اين حكومت هستند.

ضرورت حضور روحانيت در صحنه

روحـانيتى كه تا ديروز به طور مسئولانه يك حالت نظات و انتقاد و احـيانا پـرخاش داشت , اكنون بايد در بطن نظام مسئوليت بپذيرد.
نـمى خواهم بـگويم تـمام نـظارت در دسـت روحـانيت قـرار بگيرد , مـى خواهم بـگويم بـايد در بـطن نـظام مـسئوليت بـپذيرد و آماده پـذيرفتن مسئوليت اجرايى و سياسى و حكومتى و شهادت سياسى باشد.
بـعضيها مـى گويند انـتحار سياسى , ولى ما مى خواهيم آن را شهادت سـياسى تـعبير كنيم. چون بيرون گود نشستن و گاهى انتقاد كردن و بيانيه صادر كردن بسيار آسان است. خيلى از افراد چون بيرون گود هـستند مـمكن اسـت با چهره انقلابى و محبوب و روشنفكرى و از اين قـبيل چـيزها مـعرفى شوند , اما وقتى وارد نظام شدند و مسئوليت روى دوشـشان افـتاد آن وقت با انواع مشكلات و نابسامانيها دست و پـنجه نرم مى كنند و در معرض انواع تهمتها و توقعات و اتهامات و شايعات واقع مى شوند. اگر بناست نظام , اسلامى باشد و هويت اسلامى در بـطن نـظام ريـشه بـدواند , روحانيت متعهد هم بايستى در بطن نـظام مسئوليت بپذيرد ولو اينكه با انواع ناراحتيها همراه باشد , و ما آماده ايم وآماده اند و بايد آماده باشند.

حساسيت مضاعف عملكرد روحانيت

در عين حال بايستى با بيدارى و هوشيارى هرچه بيشتر مواظب باشيم و مـواظب بـاشندكه گـرفتار لـغزش و انحراف نشويم , چون لغزش تا ديـروز خـطرش بـسيار كـمتر بود. امروز روحانيت در بطن نظام مثل اسـلام اسـت. مسلمانان ايرانى تا قبل از پيروزى هر چند هم جامعه شـان فـاسد بـود , اما آفت فساد مستقيما گريبانگير اسلام نمى شد.
اگر بازار كشاورزى و صنعتش خراب بود , اگر در اداره اش بى عدالتى و تـبعيض بود , مى گفتيم تقصير اسلام نيست , نظام منفور شاهنشاهى اسـت كـه دارد اداره مـى كند و مـقصر هر نوع فساد و بى عدالتى را حـكومت مـى دانستيم و از اسـلام دفـاع مى كرديم. واقعا در كشورهاى ديـگر كـه مـا مى گفتيم اسلام عدالت است و آنها مى گفتند ((چرا در كـشور شـما عـدالت و راستگويى نيست , چرا خيانت وجود دارد ؟ )) مـى گفتيم تـقصير نـظام اسـت; رژيم , اسلامى نيست. اما اگر امروز گفتند ((چرا اداره شما چنين و چنان است , چرا بازار چنان است , چـرا صـنعت اشـكال دارد؟)) چـه پاسخى خواهيم داد؟ لذا به دنبال پـيروزى ايـن انقلاب , حيثيت اسلام در گرو علمكرد نظام ما در اين كشور است.
هـمه كسانى كه به عنوان سمبلهاى اسلام و علاقه مندان به آن مومنان و افراد متعهد اسلامى شناخته مى شوند , امروز برد و اثر عمل آنها در جـهان , حـتى عـم شـخصى و خـانوادگى آنها , چندين برابر اثر عـملشان در ديروز شده است. الان يك مسلمان كه وارد مسجد مى شود و نماز مى خواند و مى گويد من مسلمان و مومن هستم , حتى عملى كه در خـانواده اش انجام مى دهد و نحوه برخورد اخلاقى او در جامعه , موج و اثرش براى اسلام در جهان خيلى بيشتر از سالهاى قبل است. همراه بـا مـوج انقلاب ما , عملكرد و اخلاق و رفتار ما پخش مى شود , مثل تـلويزيونها و بـلندگوها كـه تـصوير و صـدا را پخش مى كنند: اگر بـلندگو نـباشد مـوج صـدا تـا جلوى در مى رود , اما يك بلندگو و سـيستم قـوى صـوتى , صدا را به تمام بازار و خيابان مى رساندصدا هـمان صدا است, ولى موجش منطقه وسيعى را مى گيرد.حال , اگر همين صـدا را از راديـو يـا تـلويزيون پـخش كـنند , اثر و بردش چقدر زيادتر خواهد شد.
الان دقـيقا هـمين طور اسـت. عـمل و رفـتار مـا , قوانينى كه وضع مـى كنيم , انـتخاباتى كـه بـرگزار مى كنيم , موضعى كه مى گيريم و تـفسيرى كـه مـى كنيم , با بلندگوهاى قوى به اعماق دنيا وصل شده اسـت , لـذا اثـرش بسيار بسيار وسيع تر و نافذتر است. بنابر اين بايد مراقبت و احساس مسئوليت بيشترى بكنيم.

وارثان انقلاب

امروز وارثت انقلاب براى مستضعفان , ملت بپاخاسته , مردم مخلص و مـعتقد است و بايد بتوانند در ارگانهاى اجرايى و حكومتى حضور و نـقش داشته باشند. تعهد انقلابى و مكتبى آنها مجوز آن است كه در آمـوزش و پرورش , دانشگاهها و وزارتخانه ها راه پيدا كنند. اين انـقلاب را ايـن مـردم و اين جوانهاى مسلمان و مستضعفان مومن به اسلام و انقلاب كرده اند و خود اينها وارث اين انقلاب هستند و بايد بـه نـهادهاى حكومتى و آموزشى و اجرايى راه يابند و بايد انقلاب خود را حفظ كنند.
چـگونه اسـت وقـتى كـه در خـواست بسيج مى شود همين توده محروم و مـستضعف آماده مى شوند و حركت مى كنند و براى مبارزه و كارزار به جبهه هاى جنگ مى روند , وقتى صحبت از سپاه و جهاد سازندگى و نهضت سواد آموزى مى شود باز هم همين جوانهاى مسلمان و انقلابى ما براى فـداكارى در روسـتاها و براى عمران و آبادى آماده مى شوند و هيچ صحبتى از اينكه آيا براى ما پستى , درآمدى و رفاه زندگى هست به مـيان نـمىآورند; مـى گويند ما مى خواهيم از اسلام دفاع كنيم , خط امـام را حـاكم سازيم و از دستاوردهاى اين انقلاب عظيم و مقدس و شـكوهمند پـاسدارى كـنيمآنوقت وقتى نوبت به وزارت , مدير كلى , اداره سـفـارتخانه ها و نـمايندگى مـجلس مـى رسد , آيـا وزارتـها وكالتها و پستهاى كليدى و حساس هم نبايد در خدمت جوانان مسلمان و رزمـنده و مستضعف و انقلابى ما باشد ؟ همين طور هم هست و بايد باشد. لذا وزرا و مسئولان مملكتى ما از توده مسلمان و انقلابى بر مى خيزند؟ الـبته نمى خواهيم بگوييم كه قشرهاى ديگر جامعه حق زندگى ندارند , آنـهاهم مـى توانند اشتغال داشته باشند و از امكانات آموزشى و دانـشگاهى و ساير امكانات استفاده كنند , اين مملكت و اين نظام مـتعلق بـه هـمه مـردم اسـت و از بركات اين نظام همه مردم بايد استفاده كنند; اما اگر كسانى نسبت به انقلاب دشمنى دارند , نسبت بـه اسـلام تـعهد نـدارند و به خط راستين و شكوهمند امام به سوى حـاكميت الـله مـعتقد نـيستند تـوقع هم نداشته باشند كه پستهاى كليدى و كارهاى اساسى به آنها سپرده شود.

اساس پذيرش پست و مقام

روحـانيت متعهد و مبارز احساس مسئوليت مى كند; مسئله پست و مقام مطرح نيست. اينها مسئوليت اصيل و ريشه دار اجتماعى خود را احساس كـردند; احـساس مسئوليت مى كنند كه خدمت و تبليغ و ارشاد كنند و در مـسأل سـياسى و اجتماعى وارد شوند. و بر امت مسلمان است كه با هوشيارى و همكارى و انسجام , پاسدار انقلاب عظيم خود باشند و بـدانند كـه انـواع و اقسام توطئه هاى مرئى و نامرئى و دانسته و نـادانسته براى مخدوش كردن و سركوب انقلاب وجود دارد كه از جمله اين توطئه ها بيرون راندن روحانيت از صحنه سياست است.
مـردم رشـد و شـعور و آگـاهى خود را حفظ كرده اند تا بتوانند در برابر توطئه هاى مرئى و نامرئى مقاومت كنند و از هر گونه اخلال و خـدشه اى كـه مـى خواهد در صـفوف منسجم و متشكل ملت رزمنده و بپا خـاسته ما به وجود آيد جلوگيرى كنند تا ان شإ الله اسلام و اين انـقلاب عـظيم بـراى مـا و بـراى تـاريخ ما بماند و براى نسل ما سـرنوشت سـاز و آيـنده سـاز , و براى مردم مستضعف و محروم دنيا پـيام دهنده و رسالت آفرين باشد. ان شإ الله به يارى پروردگار و بـا اسـتمداد از عنايات الهى اين همكارى و هماهنگى و هوشيارى در بين ملت ما باقى خواهد ماند.
منابع:
كتاب انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن، عباسعلی عمیدزنجانی
كتاب مباحثى پيرامون انقلاب اسلامى ،شهيد حجت الاسلام باهنر
ماهنامه پاسداراسلام
ماهنامه گلبرگ
ماهنامه دیدارآشنا
پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی راسخون


٢١:٤٢ - 1391/01/04    /    شماره : ٢٢٧١    /    تعداد نمایش : ١٥٧



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :4445
کل بازديدها :10046925
بازديدکنندگان آنلاين :9
بازديدازاین صفحه :199683