نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]


  چاپ        ارسال به دوست

منشأ ناكامی غربی‌ها در تحلیل انقلاب اسلامی ایران (2)

رابرت دی لی، پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه كلرادو كه یكی از استادان برجسته علوم سیاسی در ایالات متحده آمریكاست، در مقاله «انقلاب اسلامی و اصالت» كوشش می كند انقلاب ایران را در چهارچوب متدلوژی غربی تحلیل نماید، اما اذعان می كند كه انقلاب اسلامی ماهیت خاصی دارد كه در قالب متدلوژی متداول در غرب قابل تحلیل نیست. لكن با استناد به برخی مشتركات موجود بین انقلاب اسلامی و اندیشه‌های اصالت در غرب، تلاش می نماید انقلاب اسلامی را از نقطه نظر اصالت كه برای غرب نیز آشناست تحلیل كند. وی در آغاز مقاله می نویسد: انقلاب اسلامی پیچیده و اسرارآمیز می نماید، مساوات طلب است، اما در عین حال سوسیالیست یا دمكراتیك نیست. رادیكال است، اما سنتی نیز به نظر می رسد. بیگانه گریز است، اما به ندرت انرواگراست و نمایانگر انقلاب‌های فرانسه، روسیه و یا تجربه آمریكا نیست. نظریه‌های علوم اجتماعی راجع به نوسازی، خواه ماركسیست خواه ملهم از سرمایه داری لیبرال نتوانستند وقوع آن را پیش بینی كنند و هنوز توضیح قانع كننده ای برای آن ارائه نكرده اند، تنها در دل تاریخ اسلام كه با قیام‌های زاهدانه در هر عصری مشحون است، می توان معنایی برای این جنبش عظیم كه جهان اسلام را درنوردید پیدا كرد... . در تاریخ اسلام، انقلاب در الگویی متناوب از زوال و تولد قرار می گیرد، اما در پی رسیدن به فراسوی شیوه تفكر متداول است. انقلاب اسلامی در جستوجوی یك آغاز تازه، یك تأسیس مجدد، بازآفرینی و فعال كردن دوباره اقدامات انقلابی محمّد)ص(است كه ملهم از كلام قرآن بود.[1]
دكتر زالمان خلیل زاد استاد روابط بین الملل كلمبیا در نیویورك در كتاب دولت، خدا، جمهوری اسلامی كه در آمریكا چاپ شده است، در زمینه غافلگیر شدن و گمراهی و بی اعتباری فرضیه‌های سیاستمداران و دانشگاهیان غربی با انقلاب اسلامی ایران می نویسد: انقلاب اسلامی نه تنها سیاستمداران جهان را غافلگیر كرد، بلكه دانشگاهیان و محققان مسائل سیاسی غرب را نیز گمراه نمود و فرضیه هایشان را بی اعتبار ساخت.[2]
تدا اسكاچپول در كتاب دولت‌ها و انقلاب‌های اجتماعی كه آن را تنها سه سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نوشت،[3] با مطالعه انقلاب‌های فرانسه، روسیه و چین ادعا كرد كه فقط جوامع كشاورزی مستعد انقلاب‌های اجتماعی هستند. وی درباره سه انقلاب مذكور می نویسد: شورش‌های كشاورزان تاكنون از اجزای مهم و غیرقابل تردید پیكره انقلاب‌ها بخصوص در چین، روسیه و فرانسه بود. مایه شگفتی نیست كه تمامی این انقلاب‌ها در جوامعی رخ دادند كه نیروی كشاورز آن نقش عمده را در تولیدات به عهده داشت. بدون مشاركت كشاورزان، كارگران شهری مركز قادر به اعمال انقلاب و اصلاحات نبودند. انقلاب‌های آلمان و انگلستان مبیّن این فرضیه است... در هردوی این انقلاب‌ها نقش كلیدی و اصلی در دست كارگران و كارمندان شهری بود ولی علی رغم حضور یكپارچه و عظیم آن‌ها و تنها به دلیل عدم حضور كشاورزان در روند انقلاب با شكست روبه رو شدند... نقش كشاورزان در انقلاب‌های چین، فرانسه و روسیه بسیار چشمگیر بود.[4] او علاوه بر این، اعتقاد داشت انقلاب‌ها به راه نمی افتند، بلكه می آیند.[5] در تحلیل او برای انقلاب ها، جایی برای نقش مذهب وجود نداشت. بر همین اساس بود كه در سال 1982 در مقاله «حكومت تحصیل دار (صاحب درآمد مستمر) و اسلام شیعه در انقلاب ایران» اعتراف كرد كه انقلاب ایران موجب تعجّب او شده و مجبور به رفوكردن و ترمیم و بازنگری نظریه خود گردید. نقش رهبری و ایدئولوژی در انقلاب ایران را پذیرفت و بر همین پایه بود كه اعتراف كرد درك وی از نقش ممكن نظام‌های عقیدتی و مفاهیم فرهنگی در شكل دادن به كنش‌های سیاسی تعمیق یافته است. برای او روشن شد كه مطابق نظر بسیاری از دانشمندان غربی ایران در هنگام وقوع انقلاب یك جامعه كشاورزی نبود و كشاورزی برای بیشتر مردم شیوه اصلی تولید و روش عمده امرار معاش به شمار نمی رفت. چندین سال پیش از انقلاب، كشاورزی نقش اصلی و مهم خود را در اقتصاد ایران از دست داده و به سمت جامعه سرمایه داری (طبق برخی تعریف ها) پیش رفته بود.[6] او در آغاز مقاله تعجب و شگفتی خود را از انقلاب ایران چنین بیان می كند: سقوط اخیر شاه ایران و به راه افتادن انقلاب ایران بین سال‌های 1977ـ 1979 باعث تعجب ناگهانی ناظران خارجی، از دوستان آمریكایی شاه گرفته تا روزنامه نگاران و متخصصان سیاسی و متخصصان علوم اجتماعی از جمله افرادی مثل من كه متخصص مسائل انقلاب هستم، گردید. همه ما با علاقه و شاید بهت زدگی تحقق وقایع جاری را مشاهده كرده ایم. تعدادی از ما به سوی تفحص در مورد واقعیات اجتماعی، سیاسی ایران در ورای این رخدادها سوق داده شدیم. برای من چنین تحقیقی غیرقابل اجتناب بود؛ بیش از همه به خاطر این بود كه انقلاب ایران از جنبه‌های مختلف غیر عادی اش مرا تحت تأثیر قرار داد. این انقلاب مطمئناً شرایط یك انقلاب اجتماعی را دارا می باشد. با این حال، وقوع آن به ویژه در جهت وقایعی كه منجر به سقوط شاه شدند انتظارات مربوط به علل انقلابات را ـ كه من پیش تر در تحقیق تطبیقی، تاریخی ام در مورد انقلاب‌های فرانسه، روسیه و چین تكامل بخشیده ام ـ زیر سؤال برد.[7] او در ادامه، برخی آثار انقلاب ایران بر تحلیلش از انقلاب‌ها و در نتیجه، تغییر در نظریه خویش را آورده و می نویسد: من در كتابم به نام دولت‌ها و انقلاب‌های اجتماعی بدون استثنا از تمامی نظریه هایی كه پذیرفته اند انقلابات آگاهانه توسط نهضت‌های انقلابی متكی به جنبش‌های توده ای اجتماعی ساخته می شوند انتقاد كرده ام... در كتاب، از وندل فیلیپس (Philips Wendell) نقل كرده ام كه انقلاب‌ها ساخته نمی شوند، آن‌ها به وجود می آیند. مراحل اولیه انقلاب ایران مشخصاً نظرات قبل من در مورد موجبات انقلاب اجتماعی را زیر سؤال برد. سه دشواری آشكار بلافاصله به ذهن من خطور می كند... ثالثاً اگر در واقع بتوان گفت كه یك انقلاب در دنیا وجود داشته است كه عمداً و آگاهانه توسط یك نهضت اجتماعی توده ای ساخته شده تا نظام پیشین را سرنگون سازد، به طور قطع آن انقلاب، انقلاب ایران بر علیه شاه است. تا آخر سال 1978 كلیه بخش‌های جامعه شهری ایران تحت لوای اسلام شیعه گرد آمده بودند و از رهنمودهای یك روحانی عالی قدر شیعه، آیه اللّه روح اللّه خمینی، در جهت مخالفت سازش ناپذیر علیه شاه و كلیه افرادی كه هم چنان به او وابسته باقی مانده بودند پی روی می كردند... مردم شهرنشین ایران با بسیج توده ای خود به یك نهضت فراگیر بر علیه یك رژیم سلطنتی و امپریالیست جامه عمل پوشاندند. انقلاب آن‌ها صرفاً نیامد، بلكه به صورت آگاهانه و منطقی ساخته شد.[8]
وی در ادامه این مقاله از نقش روحانیان و غیرروحانیان با ایمان و زنجیره بی پایان از نمازهای جماعت و مراسم مذهبی در روزهای ویژه مذهبی و نقش تشیّع و اسطوره بنیادین آن داستان شهادت مشتاقانه امام حسین(علیه السلام) و سخنرانی‌های امام خمینی(قدس سره)در معرفی شاه به عنوان عامل ضداسلام و نوكر امپریالیسم خارجی، یاد كرده و با تأكید فراوان بر نقش مذهب شیعه در انقلاب ایران می نویسد: به طور خلاصه، اسلام شیعه هم از نقطه نظر سازمانی و هم از لحاظ فرهنگی برای ایجاد انقلاب ایران علیه شاه، نقشی حیاتی داشت.[9] جان فوران هم در نقد نظریه تدا اسكاچپول در مقاله «انقلاب 79ـ1977 چالشی بر تئوری اجتماعی» نوشت: برای مثال، انقلاب 1979 ایران، سه سال پس از ادعای اسكاچپول مبنی بر اینكه «انقلاب‌ها به راه نمی افتند، بلكه می آیند» نشان داد انقلابی است كه «به صورت دقیق و منسجم به راه افتاده است.»[10]
دلیل سردرگمی دانشمندان غربی در تحلیل انقلاب ایران
نادیده گرفته شدن عنصر ایدئولوژی و نقش بنیادی دین و مذهب در تحولات سیاسی، اجتماعی در متدلوژی رایج در غرب عامل اصلی بی اعتباری نظریه‌های انقلاب در پرتو انقلاب اسلامی ایران شده است. ماهیت مذهبی این انقلاب نظریه‌های گوناگون دانشمندان علوم اجتماعی و متخصصان علوم سیاسی را پوچ و خنثا كرد. مورّخ فرانسوی كریستین دلانوآ (Christian delanno) در كتاب خود به نام ساواك به همین مطلب تصریح كرده و مداخله عنصر دینی را عامل پوچ و بی اثر شدن همه تحلیل‌ها دانسته است. او می نویسد: با وضعی كه با مداخله عنصر دینی در ایران پدید آمده بود همه تحلیل ها، همه دستگاه‌های نیرومند جاسوسی پوچ و بی اثر می شدند.[11]
وی در زمینه نقش روحانیان در مبارزه با برنامه دین زدایی شاه چنین نوشته است: آیه اللّه خامنه ای، آیه اللّه بهشتی و... جرمشان افشای سیاست شاه بود. از ابتدای دهه پنجاه... روحانیان با عناصر پرتحركشان جنگ آشكاری را با برنامه‌های دین زدایی شاه و نیز با فساد مالی آشكار برخی از اطرافیان شاه در مقایسه با فقر مردم آغاز می كنند. سركوبی مؤثر روحانیان، وقتی كه آنان صف یگانه ای را تشكیل می دادند عملا غیرممكن بود.[12] او با اشاره به ناتوانی ساواك در پیش بینی حوادثی كه از دی ماه 1356 به بعد روی دادند می نویسد: هیچ پلیس امنیتی، هر اندازه توانمند، نمی توانست موج بنیان كن اسلام گرایان و اوج گیری برق آسای رهبر مذهبی تقریباً گمنامی همچون)امام(خمینی را پیش بینی كند.[13]


[1]. مجله مطالعات جنوب آسیا و خاورمیانه، ج 13، بهار 1990م / مجله حضور، ش 9 / عبدالوهاب فراتی، پیشین، مقاله «انقلاب اسلامی و اصالت»، رابرت دی لی، ص 217ـ240، به ویژه صفحات 217، 218، 222 و 223.
[2]. انقلاب اسلامی و ریشه های آن، (مأخذشناسی توصیفی)، اولین سمینار دروس معارف اسلامی، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، 1374، ص 165.
[3]. عبدالوهّاب فراتی، پیشین، مقاله جان فوران «انقلاب 1977ـ79 چالشی بر تئوری اجتماعی»، ص 327.
[4]. تدا اسكاچپول، دولت ها و انقلاب های اجتماعی، ترجمه سیدمجید روئین تن، تهران، سروش، 1376، ص 136.
[5]. عبدالوهاب فراتی، رهیافت های نظری بر انقلاب اسلامی، ص 327.
[6]. عبدالوهاب فراتی، پیشین، مقاله ناصر هادیان «نظریه تدا اسكاچپول و انقلاب اسلامی ایران»، ص 168 و 169.
[7]. عبدالوهاب فراتی، پیشین، مقاله تدا اسكاچپول «حكومت تحصیل دار (صاحب درآمد مستمر) و اسلام شیعه در ایران»، ص 185ـ 216، به ویژه ص 185.
[8]. تدا اسكاچپول، حكومت تحصیل دار و اسلام شیعه در ایران، ص 188 و 190.
[9]. همان، ص 197، 199، 202، 204 و 205.
[10]. عبدالوهاب فراتی، رهیافت های نظری بر انقلاب اسلامی، ص 327.
[11]. كریستین دلانو، ساواك، ترجمه عبدالحسین نیك گهر ، تهران، طرح نو، 1371، ص 256.
[12]. همان، ص 246.
[13]. همان، ص 253.

محمّدرضا جواهري - نشريه معرفت، ش 98، ص83-90


٠٨:٥٢ - 1392/06/24    /    شماره : ١٦٧٨٨    /    تعداد نمایش : ٤٠٤



خروج





   مطالب مرتبط
 منشأ ناكامی غربی‌ها در تحلیل انقلاب اسلامی ایران (3) (خبر)
 منشأ ناكامی غربی‌ها در تحلیل انقلاب اسلامی ایران (1) (خبر)
 علل پیروزی انقلاب اسلامی ایران(2) (خبر)
 صدور انقلاب اسلامی ایران (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی ایران و تأثیر آن بر نظریه‌های علوم اجتماعی (2) (خبر)
 پی آمدهای منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی ایران (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی ایران و روابط بین المللی (2) (خبر)
 آثار و نتایج انقلاب اسلامی ایران (2) (خبر)
 صدور انقلاب اسلامی ایران (2) (خبر)
 بازگشت پيروزمندانه "امام خميني"(ره) به ميهن اسلامي (خبر)
 در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار می‌شود (خبر)
بازدیدها
امروز :2462
کل بازديدها :9900323
بازديدکنندگان آنلاين :11
بازديدازاین صفحه :195634