نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]


  چاپ        ارسال به دوست

بیداری اسلامی (2)

به هر حال، اندیشه سیاسی سنت گرای رشید رضا، به جای تأكید بر حكومت قانون، آزادی و مشروطه كه در اندیشه های نوگرایانه طهطاوی و سید جمال بر آن پافشاری می شد، به دنبال بازسازی نظام اسلامی بود كه به آن عناصری از آرمان گرایی صدر اسلام كه به پیش داوری های دنیوی، نژادی، فرقه ای آلوده نشده افزوده می شد.[1]
رشید رضا معتقد است كه غرب برای طی كردن مراحل پیشرفت، اصولی را به كار گرفت كه اسلامی هستند، حال آن كه خود مسلمانان این اصول را رها كرده اند. اگر چه رشید رضا در رهیافت سنت گرای خود چندان به غرب نپرداخته است، ولی از خط فكری وی معلوم است كه رویكردی ستیزه جویانه نسبت به غرب دارد و از آن خوش بینیهای موجود در گرایش تمدن گرا ـ عرب گرا اثری به چشم نمی خورد.[2]
حسن حنفی كارنامه رشید رضا را این گونه خلاصه می كند: رشید رضا پس از آن كه عمری را در اصلاحگری و نواندیشی و ترقی خواهی گذرانده بود، خود را از تأثیر طلایه دارانی چون طهطاوی و سید جمال و نیز عبده رها ساخت و به دامن محمد بن عبدالوهاب پناه برد كه او را به ابن قیم جوزیه و ابن تیمیه و سپس به احمد بن حنبل می رسانید. وی به جای میل به شیوه های مدنیت نو و همگامی با تحولات زمانه، فرو بستگی و هجوم به غرب را ترجیح داد.[3]

د) گرایش اسلام گرایی اصول گرا. ژاك برك در تحلیلی كه از اصول گرایی اسلامی دارد «ناتوانی كشور های اسلامی را در ارائه مدلهای متناسب با عصر تكنیك و تمدن در قرن بیستم، زمینه ساز افراطی شدن آن ها می داند. وی مهم ترین علت درونی را توقف اجتهاد و سركوب حركت های اصلاحی به نام مبارزه با بدعت می داند.»[4] در واقع، این شكست ها، در كنار ناتوانی در اجرای اصلاحات، به عنوان یك تراژدی غمبار، روح اعراب را آزرده ساخته است و آنان را در طیفی از انفعال تا تندروی سیاسی سرگردان ساخته است.
حسن البناء، بنیان گذار اخوان المسلمین، درباره اصلاح گران اسلامی چنین نظر می دهد: اسد آبادی فقط یك فریاد هشدار برای مشكلات است و شیخ محمد عبده فقط یك معلم و فیلسوف و رشید رضا فقط یك تاریخ نویس و وقایع نگار است، در حالی كه اخوان المسلمین به معنی جهاد، تلاش و كار است و فقط یك پیام نیست.[5]
اخوان المسلمین جنبشی سیاسی ـ‌ مذهبی است كه به دنبال دگرگونی های اساسی در جوامع اسلامی است. یكی از اعتقادات اساسی اخوان المسلمین «قدرت تفوق ناپذیر اسلام در حل مسائل اجتماعی و سیاسی مسلمین است»[6] كه در واقع جوهر اصول گرایی اسلام گرایی است.
اگر حسن البناء رهبر سیاسی اخوان المسلمین بود، افرادی چون سید قطب و محمد غزالی نمایندگان برجسته فكری اخوان المسلمین بودند. باید گفت كه تفاوت طهطاوی، خیر الدین پاشا تونسی، سید جمال، محمد عبده، رشید رضا و سید قطب در سیر تحول جنبش بیداری اسلامی كاملاً مشهود و اساسی است و هر چه بدین سو نزدیك می شویم ویژگی مبارزه جویی آن قوی تر شده و از التقاط گرایی آن كاسته می شود. اندیشه های سید قطب بیانگر این خلوص گرایی و اصول گرایی و مبارزه جویی است.
سید قطب تمامی جوامع موجود را جاهلی می داند و جوامع اروپایی را اوج جاهلیت مدرن تلقی می كند و این جا است كه تفاوت اساسی و تعیین كننده اندیشه وی با پیشگامان اسلام گرایی كه برتری و پیشرفت تمدن اروپایی را پذیرفته بودند، خود را نشان می دهد. سید قطب به تعریف دوباره واژه های «توسعه» و «توسعه نیافتگی» و معرفی معیار های جدید برای پیشرفت و ترقی پرداخت. قطب تأكید می كرد كه جامعه توسعه یافته جامعه ای نیست كه در نقطه اوج تولید مادی است، بلكه جامعه ای توسعه یافته است كه تفوق اخلاقی از خود نشان دهد. جامعه ای كه از نظر علم و فناوری در اوج است، ولی در اخلاقیات در حضیض، آن جامعه عقب مانده است، در حالی كه جامعه ای كه در اخلاقیات در رده بالا است ولی از نظر علم و تولید مادی در پایین، آن جامعه پیشرفته است.[7]
نهضت امام خمینی اوج گرایش اصول گرایی اسلامی است كه دیگر جنبشهای اسلامی در سراسر جهان تحت تأثیر موفقیت ایشان در تأسیس جمهوری اسلامی توانا شدند. تفكر و طرح امام خمینی در واقع تلفیقی از هویت و توسعه بود. در حالی كه رهبران پیشین جنبش بیداری اسلامی چون سید جمال به دنبال توسعه و تجدد بودند و برخی هم به صورت كمرنگی بر هویت تأكید می كردند. امام خمینی همان گونه كه به دنبال احیای هویت اسلامی بودند، توسعه نیز در گفتمان وی از جایگاه ویژه ای برخوردار بود، توسعه ای كه در چارچوب هویت اسلامی تعریف می شد. نظریه سیاسی امام منحصراً در قالب و شكل اسلامی مطرح می شد و همین امر موقعیت و ویژگی ممتازی به امام خمینی در جنبش اسلام گرایی در جهان اسلام می دهد.[8]
انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی، در تولد و تحرك بسیاری از جنبش های اسلامی در جهان اسلام نقش داشته است. افول قوم گرایی، ناسیونالیسم، لائیسیسم، راه را برای حضور قدرتمندانه اسلام گرایی در منطقه مهیا كرد و انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی هم تأثیر فراوانی در این روند گذاشت. در میان رهبران بیداری اسلامی در جهان عرب، اندیشه های سید قطب تا حدی به اندیشه های امام نزدیك بود. «آیت الله خمینی و سید قطب هر دو راه حل نهایی مسائل را در راهی می دیدند كه برای فهم اسلام داشتند. هر دو جهان را به صورت تقابل ما و آن ها در نظر می گرفتند. آیت الله خمینی دو قطب این تقابل را مستضعف و مستكبر می نامید و سید قطب آن دو را جاهلیت و اسلام؛ هر دو آن دسته از بخشهای جهان كه نظام اسلامی بر آن حاكم نیست ـ و در این جا ما می توانیم آن بخشهایی را نیز كه رفتار دینی بر آن ها حاكم نیست به آن دسته اضافه كنیم ـ قلمرو جاهلیت و استكبار دانسته اند».[9] در نظر اندیشمندانی چون امام و سید قطب، اسلام هم دین است و هم دولت و ارزشها و الگوهای رفتاری غرب نمی تواند با ارزشهای اسلامی سازگار باشد.
2. بیداری اسلام در ایران
دو سده اخیر، به لحاظ تغییرات و تحولات فزاینده در عرصه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دینی، از اعصار مهم تاریخ ایران به شمار می رود. این دوره كه به تاریخ معاصر ایران شهرت یافته، هم زمان با آغاز حكومت سلسله قاجاریه در ایران شروع می شود.
در شرایطی كه خاندان قاجار در صدد تثبیت حاكمیت آخرین حكومت ایلی بر قلمرو و مردم ایران به شیوه سنتی و بدون مشاركت مردم بودند، در گوشه دیگری از جهان، انقلاب كبیر فرانسه به وقوع پیوسته بود و در صدد نهادینه كردن اندیشه ها و ساختار های نوینی بود كه عمده ترین ویژگی آن، تغییر موازنه قدرت سیاسی از تمركز گرایی و حكومت فردی به مردم سالاری و دموكراسی بود. در این برهه حساس، قاجار ها به دنبال یك دهه كشمكش داخلی بر سر تصاحب قدرت، نظم نوینی را پدید نیاورده، بلكه اراده خود را بر وضع موجود تحمیل كرده، مقامات و مناصب حكومتی را به افراد خود اختصاص دادند و حكومت همچنان بر اساس نظام پادشاهی و بر بنیاد استبداد استمرار یافت.[10] دولت همچنان موقعیت برجسته ای در اقتصاد داشت و در زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعه تأثیر تعیین كننده ای داشت. سلطان حق نامحدود در بهره برداری از منابع و در آمد ها داشت و جان و مال افراد در سرزمین تحت فرمانروایی او عملاً در سیطره اراده او بود.[11]
ایران با وجود دور بودن از اروپا، كه كانون اصلی رقابت های كشور های قدرتمند بود، به علت همسایگی با هند انگلیس و داشتن بهترین موقعیت راهبردی برای دست یابی به هند كه منشأ قدرت، ثروت و اعتبار سیاسی انگلیس در جهان بود، از زمان فتحعلی شاه قاجار به یكباره مورد توجه كشورهای استعمار گر و فزون خواه قرار گرفت. در مناسبات جدید ایران با كشورهای خارجی، كشورهای روسیه و فرانسه و انگلیس خواه ناخواه وارد شدند و با توجه به ضعفهای ساختاری جامعه و حكومت ایران، این مناسبات منجر به استقرار روابط نابرابر، تحمیل قراردادهای استعماری و انفصال بخشهای مهمی از قلمرو ایران در شمال و شرق شد.
شكست ایران در رویارویی با قدرت های بزرگ، به ویژه روسیه و انگلیس، به تدریج تحول مهمی، نخست در ساختار سیاسی رسمی و سپس ساختار غیر رسمی جامعه پدید آورد. این تحول عبارت بود از لزوم اصلاحات، نخست در عرصه های نظامی و صنعتی و سپس در دیگر عرصه ها، به ویژه سیاسی و همچنین پدیدار شدن بیداری اسلامی برای «حفظ بیضه اسلام و اساس دین» در مقابله با استبداد داخلی و به كار بستن قاعده «نفی سبیل» در رویارویی با استعمارگران خارجی بود. هدف نوشته حاضر بررسی بیداری اسلام و فراز و فرود های آن در تاریخ معاصر ایران است.
زمینه حضور نیروهای مذهبی، به ویژه مراجع تقلید و روحانیون، با نقش دائمی رهبری مذهبی آنها در جامعه، و نیز تحولی مهم در حوزه نهاد دینی و حوزه های علمیه شیعی در اوایل حكومت قاجار مهیا شد. این تحول پیروزی مجتهدان بر محدثان یا غلبه روش اجتهادی و اصولی بر روش حدیثی و اخباری بود.[12] اهمیت كار وحید بهبهانی به عنوان احیاگر مكتب اجتهادی، در این است كه وی توانست شاگردانی مجتهد و تأثیر گذار در بیداری اسلامی تربیت كند، مانند كاشف الغطا، ملامهدی و ملا احمد نراقی.[13]
پس از پایه گذاری و تألیفات فراوان كه به منزله مقدمات نظری مكتب اصولی و بیداری اسلامی بود، به تدریج نوبت به مرحله عمل رسید.


[1]. مجید خدوری، پیشین، ص 30، 9 ـ 78؛ محمد رشید رضا، السنه و الشیعه، قاهره، 1366 ق، ص 59 ـ 54 و 79؛ حمید عنایت، پیشین، ص 97.
[2]. Albert Hourani Arabic Thyagh in the Liberal Ages Oxford: University Press 1962 p 239.
[3]. حسن الحنفی، پیشین، ص 42.
[4]. سارا شریعتی، «بنیادگرایی و روایتی معقول از چپ اسلامی»، روزنامه ایران، شنبه 26/5/81 ص 8 و یكشنبه 27/5/81، ص 8.
[5]. بهمن آقایی و خسرو صفوی، اخوان المسلمین، تهران، نشر رسام، 1365، ص 21.
[6]. حمید عنایت، پیشین، ص 107.
[7]. سید قطب، معالم فی الطریق، دارالمشرق، بیروت ـ قاهره، 1980، ص 116 ـ 117، 61 ـ 60؛ ل.م.سافی، «دو رهیافت متفاوت، در جریان بازگشت به اسلام در جهان عرب»، ترجمه دكتر سید احمد موثقی، فصلنامه علوم سیاسی، ش12، زمستان 1379، ص 274.
[8]. بابی سعید، هراس بنیادین، ص 105، 109؛ نیز نك:
John L. Esposito The Iranian Revolution: It s Global Impact Miami: Florida International University Press PP. 12 - 13.
[9]. فرهنگ رجایی، پدیده جهانی شدن وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، نشر آگاه، 1380، ص 69.
[10]. ویلم فلور، جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران، توس، ج2، ص 20.
[11]. احمد سیف، اقتصاد ایران در قرن نوزدهم، تهران، نشر چشمه، 1373، ص 49.
[12]. آقا احمد كرمانشاهی، مرآت الاحوال جهان نما، به تصحیح و اهتمام علی دوانی، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1375، ص 110.
[13]. روح الله حسینیان، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، چ دوم، 1382، ص 195 ـ 194.


علي اکبر ولايتي - فرهنگ و تمدن اسلامي، ص 217- 252


١٥:٢٩ - 1392/06/22    /    شماره : ١٦٦١٤    /    تعداد نمایش : ٣١١



خروج





   مطالب مرتبط
 نشست علمی بیداری اسلامی برگزار می‌شود (خبر)
 سبک زندگی اسلامی (2) (خبر)
 آغاز به کار همایش بین‌المللی بیداری اسلامی (خبر)
 علل پیروزی انقلاب اسلامی ایران(2) (خبر)
 رابطه قرآن و اقتصاد (2) (خبر)
 رابطه قرآن و هنر (2) (خبر)
 رابطه قرآن و تاریخ (2) (خبر)
 جامعیت قرآن (2) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (2) (خبر)
 ماهیت و ویژگی انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی(ره) (2) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :5351
کل بازديدها :9710125
بازديدکنندگان آنلاين :11
بازديدازاین صفحه :191338