نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]


  چاپ        ارسال به دوست

انقلاب اسلامی و روابط ایران و آمریكا (3)

دكترین كندی
جان اف كندی «دموكرات» آمریكایی از ژانویه 1961 تا نوامبر 1963 كه ترور گردید و جایش را به لیندون جانسون داد، رییس جمهور این كشور بود. او در حالی به قدرت می‎رسید كه با پیروزی انقلاب كوبا (1959) كمونیسم تا حیات خلوت آمریكا یعنی آمریكای لاتین پیشروی كرده بود. خط مشی جدی او تأكید بر اصلاحات از بالا و پشتیبانی از آن از راه استفاده از نیروهای نظامی برای جلوگیری از وقوع انقلاب در كشورهای تحت حمایت بود كه منجر به اوج گیری مسابقه تسلیحاتی با شوروی نیز شد.
كانون اصلی برنامه كندی آمریكای لاتین بود لیكن ایران هم در فهرست كشورهایی بود كه باید اصلاحات به سرعت در آن انجام می‎شد تا منافع آمریكا در آن، بیش از این تهدید نشود. رویكرد دكترین كندی را می‎توان در جملات مشاور او والت ویتمن روستو جستجو كرد «هم اكنون كه این رساله را در دست تألیف دارم نه به آمریكا، بلكه به جاكارتا، رانگون، دهلی نو، كراچی، تهران، بغداد و قاهره می‎اندیشم»[1] نتیجه بررسی‎های سیا در آن سالها نشان می‎داد كه حكومت مورد حمایت آمریكا در ایران اگر دست به اصلاحات نزند، ظرف دو سال با سرنگونی مواجه خواهد بود.[2]
محمد رضا پهلوی، ابتدا در مقابل دارو و درمان اطبای ماهر خویش، مقاومت نشان می‎داد. تمایل او به عدم موفقیت كندی در انتخابات و حمایت مالی از نیكسون (رقیب كندی) ناشی از همین رویكرد بود لیكن او مجبور بود تا این دستور را همچون فرامین قبلی، اجرا كند. علی امینی، با اصرار كندی، به عنوان نخست وزیر شاه برگزیده شد تا مهره مطمئنی برای دكترین كندی درباره ایران باشد. اصلاحات ارضی، یكی از اولین مراحل طرح بود. بعد از مدتی، با كنار آمدن شاه آمریكایی‎ها به خود او اطمینان و دست او را در طرح كندی، باز گذاشتند.
شاه و نخست وزیر جدیدش علم، لایحه انجمن‎های ایالتی و ولایتی و طرح سفارشی انقلاب سفید را سخت پیگری كردند تا مبادا از چشم اربابان آمریكایی، ذره‎ای افول كنند. احیای كاپیتولاسیون به معروف به (حق توحش به نظامیان آمریكایی حاضر در ایران) شد، نیز در همان سالها انجام گرفت.
دكترین نیكسون
اما ریچارد نیكسون جمهوریخواه از سال 1969 تا 1974 م كه به دنبال رسوایی واتر گیت استعفا داد، نیز نقش عمده‎ای در تاریخ سلطه آمریكا بر ایران ایفا كرد. درگیری و شكست آمریكا در ویتنام و نارضایتی مردم آمریكا از شركت كشورشان در این جنگ، انقلابهایی در آسیا و آفریقا و آمریكایی لاتین، دستیابی شوروی به بمب اتمی و... آمریكا را ناچار از استراتژی خاص دیگری می‎كرد كه دكترین نیكسون، بر آمده از آن است، بر اساس دكترین جدید، آمریكا دیگر رسما در درگیری‎ها شركت نمی‎كرد بلكه مسوولیت دفاع از رژیمهای تابعه‎اش را، به خودشان واگذار و تنها، از پشت صحنه، با تجهیز كامل نظامی و ارایه سلاحهای پیشرفته، قدرت خود را ایفا می‎كرد. اینگونه هم از بدنامی شكست در امان می‎ماند، هم از تنفر و خشم بر اثر غلبه و تجاوز، و هم از تلفات انسانی.
بر همین اساس بود كه به سرعت، رژیم شاه، به عنوان ژاندارم آمریكا در منطقه خاورمیانه، در آمد و نیكسون و كسینجر (وزیر خارجه‎اش) به شدت متوجه ایران شدند. البته ایران به عنوان شئون نظامی دكترین نیكسون و عربستان، به عنوان ستون مالی استراتژی او، برگزیده شده بود. بی شك موقعیت ایران كه در مرزهای طولانی شمالی خود، شوروی و در مرزهای جنوبی خود، سراسر طول خلیج فارس و تنگه هرمز را داشت، در این انتخاب موثر بود. رژیم شاه تنها حكومتی بود كه در آن وقت ننگ تأیید اسراییلی‎ها را نیز پذیرفته و مورد اطمینان آنان قرار گرفته بود. بدین ترتیب نیكسون تسلیح بدون محدودیت ایران را اعلام كرد و تا دهه 5 شمسی، ایران را به جایی رساند كه می‎توانست به جای حضور مستقیم آمریكا منافع منطقه‎ای این كشور را تأمین كند. با افزایش بهای بین المللی نفت كه به دنبال قطع جریان نفت از سوی اعراب در جنگ سال 1973 اعراب و اسراییل رخ داد، دست شاه برای خرید تسلیحات از آمریكا، كاملاً باز گذاشته شد. (زیرا تنها منبع نفت باقیمانده ایران بود و نیز بایستی با فروش بیشتر، عطش رژیم شاه را برای صدور بیشتر از سهمیه نفت، بر می‎انگیخت.
«تا اواسط دهه 50 شمسی ایران به بزرگترین خریدار اسلحه آمریكایی، از جمله هواپیماهای پیشرفته تبدیل شده بود. مخارج نظامی ایران از 241 میلیون دلار در سال 1946 به 3680 میلیون دلار در سال 1974 رسید و در سالهای بعد به مراتب افزایش یافت»[3] اما پیامدهای این ژاندارمی؛
در اسناد مكشوفه كه از سفارت آمریكا در تهران، رهنمودهای وزارت خارجه این كشور به سفیر خود چنین آمده است: «ما افزایش نیروهای نظامی ایران در عمان را تایید می‎كنیم. حركتهای اخیر شاه در ارتباط با كمكهای اقتصادی به مصر را تحسین می‎كنیم، این مساله باید فعالیتهای سیاسی ما را در مصر افزایش دهد و طوری طرح ریزی شود كه بتواند رییس جمهور سادات را از نفوذ روسها برهاند. ما امیدواریم كه امكان انجام كارهای بیشتری از طرف ایران نسبت به اردن كه نقش اساسی و مركزی در استراتژی خاورمیانه و كشورهایی از قبیل یمن جنوبی و مناطق شیخ نشین دارد، باشد[4] مهمترین آزمایش ژاندارم آمریكا در منطقه، سركوبی شورشیان ظفار در عمان بود. به علاوه شاه به نیابت آمریكا به تعدادی دیگر از دولتها در خاورمیانه، شمال آفریقا، و جنوب شبه جزیره عربستان كمك نمود. كمك به پاكستان برای ایستادگی در مقابل هند، كمك به اردن، اتیوپی، سومالی و... نیز در این كارنامه قرار دارد.
كارتر، آغاز ناامیدی
جیمی كارتر، آخرین رییس جمهور آمریكا تا پیش از انقلاب اسلامی بود. این دموكرات ورزیده، با چهره كاملاً جدیدی قدرت نمایی آمریكا در ایران و منطقه را رهبری كرد. او با ایده حقوق بشر پا به میدان گذاشت. او در دی ماه 1356 در حالی كه یكسال پس از آن، بزرگترین انقلاب ضد آمریكایی قرن در ایران رخ داد، در مسافرت به تهران ایران را جزیره ثبات در یكی از پر آشوب‎ترین نقاط دنیا خواند و گفت «در مسایل مربوط به امنیت نظامی نظرات ما با هیچ كشوری به اندازه ایران نزدیك نیست و من نسبت به هیچ رهبری مانند شاه این همه احساس حق شناسی عمیق و دوستی صمیمانه ندارم»[5] شاید آمریكایی‎ها در این زمان، كار شاه در ایران را تمام شده می‎پنداشتند كه اینگونه او را به غرور فرا می‎خواندند. اكراه كارتر و مقامات سیاست خارجی آمریكا در مشاركت و قبول مسوولیت سركوبی حركتهای عظیمی كه در چند سال آخر شاه واقع می‎شد منجر به كندی سیر روابط آمریكا و ایران می‎شد و این بهترین گزینه پیش روی مقامات آمریكایی در مقابل یك انقلاب پیش بینی ناپذیر بود.
در زمان وقوع انقلاب اسلامی، هر دو گروه كاخ سفید یعنی گروه سایروس ونس (وزیر خارجه) كه سیاستهای ملایم‎تری داشت و گروه برژینسكی (مشاور امنیت ملّی) كه ایستادگی و قاطعیت با انقلابیون را توصیه می‎كرد. هر دو، به یك چیز می‎اندیشیدند. «حفظ منافع ملی آمریكا به هر صورت، با شاه یا بی شاه، اما حوادث بعد نشان داد كه این، موضع موفقی نخواهد بود پیروزی انقلاب اسلامی، شدیدترین ضربه ممكن را به منافع ایالات متحده در منطقه وارد ساخت و قدرت طلبی آمریكا در برابر ایران را وارد عرصه دیگری ساخت.

بازجویی یك قدرت تمام شده
انقلاب اسلامی در ایران، با پیروزی و تاسیس حكومت اسلامی، البته با كورانی از بحرانها و مشكلات مواجه گردید كه نقش قدرتهای جهانی بخصوص آمریكا، مستقیم و غیر مستقیم، در تشدید آنها، كاملاً محسوس می‎باشد.
درگیریهای داخل و عدم قبول حكومت اسلامی از سوی برخی گروههای معدود و طرح ریزی چند كودتا علیه نظام در همان سال اول پیروزی انقلاب اسلامی، به شدت مرتبط با سیاست خارجی ایالات متحده و نمایندگی فعال آنها در ایران (سفارت آمریكا در تهران) بوده است. شروع تحریكات گروهك تروریستی منافقین كه با مشاهده تناقض جدی بین آرمانهای انقلاب مردم ایران و مرامها و اصول خود، از جرگه نظام خارج شده بودند، بحران دیگری بود كه با هدایتگری بیگانگان در ایران به وقوع پیوست. در حالی كه در اردیبهشت سال 1358 ضایعه ترور مغز فكری انقلاب، شهید مطهری بر دوش ملت ایران سنگینی می‎كرد. سنای آمریكا قطعنامه‎ای را علیه ایران و با بهانه «اعدامهای انقلابی» صادر كرد كه حاوی اخطارهای شدید اللحنی به دولت ایران بود. در واكنش به اقدامات آمریكا، امام خمینی در سخنرانیهای مكرر مواضع تندی اتخاذ نمودند و ادامه روابط ایران و آمریكا را مورد تردید و انتقاد قرار دادند، باز تاب این تحركات و نیز مواضع امام، روز به روز به اعتراضات مردم ایران علیه آمریكا افزوده می‎شد. در 16 خرداد 58 ایران از پذیرش سفیر جدید آمریكا در ایران خودداری كرد. زیرا مشخص شد وی دارای سوابق سویی در كارنامه‎اش بخصوص دخالت در امور داخلی كشور زئیر بوده[6] این در حالی بودكه در همین ماه، تظاهرات گسترده ضد آمریكایی در مقابل سفارت آمریكا در تهران صورت پذیرفته بود.
در اسناد سفارت آمریكا در مكتوبات مهر ماه 58 چنین می‎خوانیم: «در ماههای اخیر آمریكا قدمهای محدودی برای یك روابط جدید برداشته است... ما باید به موقعیتهایی كه باعث تحكیم روابط و اعتبارات ما با دولت موقت می‎شود جواب مثبت بدهیم، اما نباید زیاد خود را جلو بیندازیم»[7] بالاخره، در 13 آبان 58 سفارت آمریكا در تهران، به واسطه خشم انقلابی دانشجویان ایرانی، اشغال شد.


[1] . ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، حسین فردوست، ص 304.
[2] . سیاست خارجی آمریكا و شاه مارك، جر، گازیو روسكی، ترجمه فریدون كاظمی، ص ص 170 ـ 169.
[3] . جایگاه ایران در ... (مقاله) صفحه 60.
[4] . اسناد سفارت آمریكا، ج 8 (فروردین 1353).
[5] . آخرین سفر شاه ویلیام شوكراس، صص 156 ـ 155.
[6] . اطلاعات، 16 / 3 / 58.
[7] . روز شمار روابط ایران و آمریكا، به كوشش بهروز طیرانی، صفحه 293.


سيد مجيد امامي - انقلاب دوم (ويژه نامه رسالت به مناسبت 13 آبان)، ص 16-21


٢٢:٥٤ - 1392/06/18    /    شماره : ١٦٣١٤    /    تعداد نمایش : ٣٧٠



خروج





   مطالب مرتبط
 انقلاب اسلامی و روابط ایران و آمریكا (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و روابط ایران و آمریكا (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و روابط ایران و آمریكا (1) (خبر)
 انقلاب اسلامی ایران و روابط بین المللی (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی ایران و روابط بین المللی (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی ایران و روابط بین المللی (1) (خبر)
 بازگشت پيروزمندانه "امام خميني"(ره) به ميهن اسلامي (خبر)
 در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار می‌شود (خبر)
 دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران (خبر)
 دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران (خبر)
 نظریه مقاومت در روابط بین الملل (خبر)
بازدیدها
امروز :1134
کل بازديدها :9572567
بازديدکنندگان آنلاين :12
بازديدازاین صفحه :188118