نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (3)

ط ـ سرچشمه اخلاق
انسان بر اساس حكمت پروردگار حكیم، دارای سه قوه و نیروی (وهمیه، غضبیه و شهویه) است كه در بقا و زندگی شخصی این سه قوه واخروی و حفظ نوع انسان، نقش اساسی بر عهده دارند؛ زیرا این سه قوه، سرچشمه ملكوتی باطنی انسان اند. [1]
سیمای باطن انسان كه صورت ملكوتی نیز خوانده می شود در آغاز، صورت انسانی است ولی اگر صفات رذیله یعنی ملكات غیر انسانی بر آن غلبه كند (صورت باطنی انسان) دگرگون گشته و به سیمای جدیدی مبدل می گردد؛ مثلا اگر (قوه غضب) بر آدمی غالب آید و عقل و اراده وی تابع آن شود، سبعیت و درندگی در وی تقویت گشته و قهرا چهره درونی او همان سیمای حیوان درنده است.
و همچنین اگر (قوه وهمیه) بر انسان غالب شود، سیمای باطنی و صورت ملكوتی وی سیمای شیطانی می شود كه جز خدعه، نیرنگ، فریبكاری، تقلب، نمامی و غیبت از این و آن و. . . از او برنخیزد و البته گاهی سیمای دوگانه و مزدوجی از (درندگی و شیطنت) در آدمی پدیدار می شود كه در آن صورت سیمای باطنی آدمی، به هیچ حیوانی شباهت ندارد، به سیمای عجیب و غریب تبدیل می گردد.
نیز اگر (قوه شهوت) بر آدمی غلبه كند، ملكوت و باطن آدمی نیز سیمایی جز حیوانیت و شهوت پرستی ندارد.
قابل ذكر است كه سیمای باطن آدمی را سیمای (برزخی) نیز می گویند و هنگامی كه آدمی از دنیا رخت بر می بندند، هر ملكوت و سیمای باطنی كه بر وی غالب بود، همان ملكوت و چهره باطنی در عالم برزخ خود نمایی می كند و افرادی كه در دنیا دیدگان (باطن بین) دارند گاهی سیمای باطن دیگران را مشاهده می كنند. [2]
خلاصه، این سه قوه اگر در سیطره عقل و ایمان و در تدبیر وحی و عقل سلیم آدمی درآیند، از عوامل خوشبختی و سعادت انسان خواهند بود و گرنه سبب شقاوت و بدبختی بشرند.
در این جا دو نکته هم چنین قابل ذكر است كه:
اولاً: از هر یك سه قوه فوق، در صورت اعتدال و بركناری از افراط یا تفریط، ملكات و صفات فاضله ای چون (حكمت، شجاعت، عفت و عدالت) در نفس بشر پدید می آیند كه تمام شعب گوناگون اخلاق نیك و شایستگی های اخلاقی به این (چهار صفت) باز می گردند و لیكن هر یك از این سه قوه در صورت گرایش به افراط یا تفریط، منشاء صفات رذایله اند كه همه خصلتهای ناروا و صفات ناپسند و اخلاق ناستوده را باعث می گردند. [3]
ثانیاً: راز رسالت در همین حقیقت نهفته است كه انسان را به فضایل آشنا كنند. و از روی آوردن به رذایل باز دارند. [4]
ی ـ چگونگی درمان بیماریهای باطنی
اولین شرط درمان بیماری اخلاقی، كشف و شناسایی آن است. و بر هر كسی لازم است تا ملكات ناپسند و صفات رذیله در نفس خود را شناسایی كند. [5]
دومین شرط درمان آن است كه منشاء اصلی آن صفات ناپسند را نیز بشناسد.
سومین شرط آن است كه اراده و تفكر خود را بكار گیرد و از طریق، مشارطه، مراقبه و محاسبه به پیش رود[6] لذات هنگامی كه تصمیم گرفته شد كه به درمان خویش بپردازد پس از قدم اول و دوم، همت خود را به كار گیرد و همواره از پروردگار متعال توفیق و طلب یاری نماید و مطئمن باشد كه اگر این برنامه را ادامه دهد در پرتو تكرار آن، صفات ناپسند بكلی از سرزمین جان وی رخت بر می بندد و صفات پسندیده جانشین آنها می شود و مطمئن باشد كه هر گونه ملكات و صفات نفسانی[7]. . . . در نوجوانان و جوانان، سریعتر صورت می گیرد[8]
ك ـ انگیزه و عوامل روی آوردن به درمان
1. توجه به سرانجام حیاتبخش خود سازی و وجود ملكات و فضایل اخلاقی. [9]
2. تو جه به عواقب شوم و سرنوشت ساز رذایل اخلاقی در دنیا[10] و آخرت. [11]
3. پاسخگوئی به ندای فطرت؛ زیرا تنفر و بیزاری از اخلاق ناستوده از فطرت انسان نشاءت می گیرد[12] و هر كس به گونه ای فطری گرایش به طهارت باطن و تقوا داشته و از اخلاق ناپسند متنفر است. [13]
ل ـ قطره ای از دریا
رهنمودی از حضرت امام - سلام الله علیه -:
(پسرم[14]! آنچه اول به تو وصیت می كنم آن است كه انكار مقامات اهل معرفت نكنی كه این شیوه جهال است و از معاشرت با منكرین مقامات اولیا بپرهیزی كه اینان قطاع طریق حق هستند.
فرزندم ! از خود خواهی و خود بینی به درآی كه این ارث شیطان است كه به واسطه خودبینی و خود خواهی از امر خدای تعالی به خضوع برای ولی و صفی او جل و علا، سر باز زد و بدانكه تمام گرفتاریها بنی آدم از این ارث شیطانی است كه اصل اصول است و شاید آیه شریفه (و قاتلو هم حتی لا تكون فتنه و یكون الدین للله) [15] همه در بعض مراحل آن اشاره به جهاد اكبر و مقاتله با ریشه فتنه كه شیطان بزرگ و جنود آن است كه در تمام اعماق قلوب انسانها شاخه و ریشه دارد، و هر كس برای رفع فتنه از درون خویش باید مجاهده نماید. و این جهاد است كه اگر به پیروزی رسید همه چیز و همه كسی اصلاح می شود) . [16]
م ـ شروط مراحل جهاد اكبر
خاطر نشان كردیم كه اگر قوای نفسانی تحت تصرف و نفوذ عقل و شرع، عمل كند مملكت وجود انسان، مملكت رحمانی خواهد گشت و اگر تحت نفوذ و سلطه شیطان و نفس اماره عمل نماید، مملكت وجود انسان، مملكت شیطانی خواهد بود و تنها از راه جهاد اكبر است كه می توان نجات یافت و موفقیت در مجاهدت نفسانی نیز به پیمودن مراحل و منازلی كه شروط اساسی به حساب می آیند، بستگی دارد و آن شروط اساسی عبارتند از:
1- تفكر: كسی كه تصمیم دارد به جهاد اكبر بپردازیم، در قدم اول، لازم است تا به نعمتهای خداوند متعال خیره شود و بیندیشد كه آیا در برابر این همه نعمتهای ظاهر و باطن (نعمت وجود عقل، اندیشه، انبیا، كتب آسمانی و. . .) وظیفه او چیست ؟ مولای او چه انتظاری از او دارد و. . .
2- عزم: پس از مرحله اول، نوبت (عزم) است البته عزم در اینجا غیر از (اراده) است عزم بر ترك معاصی و انجام واجبات و جبران مافات. این عزم، جوهر انسانیت و مایه امتیاز انسان است؛زیرا تفاوت درجات انسانها به عزم آنها بستگی دارد.
3- امور ثلاثه عملی (مشارطه، مراقبه و محاسبه) : پس ازمرحله تفكر و عزم، نوبت (عمل) است عمل به امور ثلاثه؛ بدین معنا كه سالك، در آغاز با خود شرط كند تا برخلاف دستورهای خدا رفتار نكند و خود را ملزم به رعایت آن نماید. و پس از آن به مراقبت از خود بپردازد و خود را از حیث پایبندی تام به شرط و یا كوتاهی در برابر آن زیر نظر بگیرد و سپس به محاسبه بنشیند. در محدوده وفای به شرط، خدا را شاكر باشد و. . . . . گامها را استوارتر به پیش نهد و همواره از خدا طلب توفیق و یاری نماید و درجهت پیشرفت كار همواره در (تذكر) (یاد خدا) و به یاد نعمتهای خدا شاكر نعمتها باشد. و خلاصه ره توشه موفقیت در این راه است. [17]
بدون تردید انسان در پرتو این مراحل می تواند خویشتن را نجات دهد، زیرا اگر در معاصی غوطه ور بماند، چه بسا كه به ملكات واخلاق ظلمانی مبتلا گردد، ایمان او زایل و كافر بشود. [18]
و در این صورت وجود همه گونه حقایق از معاد، حساب، قبر، قیامت، دوزخ، بهشت و. . . را انكار می كند. [19]
در خاتمه مروری داریم به یكی از رهنمودهای حكیمانه آن حضرت:
قرآن كریم در قصه آدم كه باید گفت یك رمزی است و بسیار آموزنده است، به ما دستوراتی داده كه اگر بشر به آن عمل بكند همه مشكلات حل شود قبل از اینكه آدم را خلق بكند و ملائكه می فرماید:
(می خواهیم در زمین خلیفه قرار دهیم) (. . . انی جاعل فی الارض خلیفه) [20]
ملائكه جنبه تقدس خودشان را نظر می كنند و جنبه فساد آدم خاكی را از این جهت می گویند: (آیا جمعیتی را خلق می كنی كه در زمین فساد كند و خونریزی نماید، حال آنكه ماتو را تقدیس می كنیم) ، (. . . اتجعل فیها من یفسد و یسفك الدماء و نحن نُسَبِّحُ بحمدك و نقدس لك. . .) [21]
خدای تبارك و تعالی هم به آنها می فرماید:
(آنچه را من می دانم شما نمی دانید شما خودتان را می بینید، شما خودبین هستید و از آدم، كمالات را نمی دانید.)
بعد قصه تمام می شود به آدم (اسما) را كه واقعش (اسماء الله) است و همه چیز اسماء الله است، تعلیم می نماید و می گوید: (از اینها مرا خبر دهید) .
آنها می بیند كه عاجزند، عقب نشینی می كنند. بعد از اینكه آدم را خلق می كند امر می فرماید كه سجده كنند ملائكه سجده می كنند، لكن ابلیس سجده نمی كند. [22]
«خودبینی؛ صفت شیطانی»
قضیه خود بینی، ارث شیطان است. و. . . . . بدانیم كه ارث شیطان، خود بینی است. تمام فسادهایی كه در عالم واقع می شود، چه فساد از افراد، چه فسادها از حكومت ها و چه در اجتماع، تمام فسادها زیر سر این میراث شیطانی است و تمام مفسده های كه در عالم پیدا می شود از بیماری (خود بینی) است. . . دردها دوا نمی شود الا به اینكه این خصیصه شیطانی از بین ببرد باید ریاضت بكشد و خودش را بزرگ حساب نكند نگوید من عالمم، من مقدس هستم، چنانكه ملائكه می گفتند نگوید من ثروتمندم. . . من زاهدم. . . من موحدم. در هر یك از اینها و در این علم اعلایی كه فلسفه یا عرفان است، اگر این خصیصه شیطانی باشد حجاب است (العلم حجاب الاكبر)
با علم نمی توان تهذیب نفس كرد و اگر كسی بخواهد خود را معالجه كند باید به این خصیصه توجه بكند و بسیار مشكل است معارضه با این خصیصه اگر بخواهد كسی تهذیب شود، با علم تهذیب نمی شود علم انسان را تهذیب نمی كند، علم انسان را به جهنم می فرستد. گاهی علم توحید، انسان را به جهنم می فرستد. با علم درست نمی شود تزكیه می خواهد (یزكیهم) تزكیه مقدم است بر همه چیز. . .
همچنین آن حضرت خاطرنشان می كند: ای عزیر! بكوش تا صاحب عزم و دارای اراده شوی كه خدای نخواسته اگر بی عزم از این دنیا هجرت كنی، انسان صوری بی مغزی هستی كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی زیرا كه آن عالم، محل كشف باطن و ظهور سریره است و جرئت بر معاصی، كم كم انسان را بی عزم می كند و این، جوهر شریف انسان را از انسان می رباید. استاد معظم ما می فرمودند: بیشتر از هر چه گوش كردن به تغنّیات، سلب اراده و عزم از انسان می كند. [23]


[1]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 14.
[2]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 15 و 14.
[3]. چهل حدیث، حدیث 29، ص 511.
[4]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 16-17.
[5]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 9، 24و 25.
[6]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 9، 24 و 25.
[7]. چهل حدیث، حدیث 29، ص 510. حدیث 5، ص 110- 111و حدیث اول ص 9.
[8]. چهل حدیث، حدیث 29، ص 510، ص 110 - 111 و حدیث اول ص 9.
[9]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 9، 25 و 26.
[10]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 25 و 26.
[11]. چهل حدیث، حدیث 22، ص 263. حدیث 27 و 439.
[12]. ر. ك طلب و اراده، ص 154 - 155.
[13]. چهل حدیث، حدیث 5، ص 113.
[14]. خطاب به مرحوم حاج سید احمد اقا - یار با وفای حضرت امام - سلام الله علیه -
[15]. سوره بقره، آیه 193 و سوره انفعال، آیه 39.
[16]. ر. ك سر الصلوه، مقدمه، ص 28.
[17]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 6 و 11.
[18]. چهل حدیث، ص 21.
[19]. مباره با نفس، ص 53.
[20]. سوره بقره، آیه 30.
[21]. سوره بقره، آیه 30.
[22]. سخنان امام (س) در دیدار با میهمانان خارجی در سال 1364.
[23]. چهل حدیث، حدیث اول، ص 8، چاپ و نشر آثار امام خمینی.

سيد محمد شفيعي مازندراني - با اندکي تصرف از كتاب مباني تربيتي عرفاني، فصل پنجم


٠٤:٠٧ - 1392/09/11    /    شماره : ٢٣٧٣٨    /    تعداد نمایش : ٤٠٥



خروج





   مطالب مرتبط
 دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (1) (خبر)
 دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (3) (خبر)
 دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (1) (خبر)
 گلچین توصیه های اخلاقی عرفانی امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 گلچین توصیه های اخلاقی عرفانی امام خمینی (ره) (1) (خبر)
 شخصیت سیاسی و عرفانی حضرت امام(ره) (3) (خبر)
 نگرشی به مكتب اخلاقی امام (ره) (3) (خبر)
 مسوولیتهای اساسی و عمل به تكلیف در نگاه امام خمینی (3) (خبر)
 شخصیت سیاسی و عرفانی حضرت امام(ره) (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :5143
کل بازديدها :10261074
بازديدکنندگان آنلاين :16
بازديدازاین صفحه :170566