نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام (1)

(وضع مطلوب و مدینه فاضله اسلامی)
مقدمه
طرح مسأله و اهمیت موضوع
توفیق عظیم امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ در رهبری یك انقلاب بزرگ و براندازی یك نظام قدرتمند و سپس ریاست و هدایت یك نظام اجتماعی و سیاسی نوین طی ده سال پس از پیروزی این انقلاب می تواند سؤال اساسی زیر را برای اندیشمندان سیاسی مطرح نماید:
از آرا و اندیشه های سیاسی و اجتماعی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ چه نظریه ها و راهبردهایی قابل استنباط و انتزاع است؟ به عبارت دیگر، با چه چهارچوب های نظری و راهبردی می توان به تحلیل اندیشه های سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ پرداخت؟
امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ مرد علم و نظر بود زیرا در فقه و اصول و كلام و فلسفه و عرفان به مقام استادی رسید و اطلاعات ایشان در تاریخ و ادبیات نیز در حد بالایی بود.[1]
او مرد عمل و اقدام هم بود زیرا در مقام اجتهاد و مرجعیت با مسأله گویی و صدور فتوا تكالیف عملی مؤمنین و مقلدین را مشخص می كرد و به همین لحاظ با واقعیات زندگی مردم و مشكلات جامعه آشنا بود. از سال 1341 نیز در عین فقاهت و مرجعیت، خیلی آشكار و مستقیم وارد عرصه اقدام و مبارزه سیاسی گردید و بزرگترین و مهمترین رهبر مخالفان شاه شد. ایشان در تبعید پانزده ساله خود نیز به تعلیمات و تبلیغات انقلابی دست زد و كادرسازی و سازماندهی نمود؛ با چنین دست مایه و سابقه ای از سال 1356 رهبر بلا منازع انقلاب اسلامی شد و با بسیج مردمی نظام شاهنشاهی را براندازی كرد و از سال 1357 تا به هنگام مرگ رئیس دولت و فرد اول نظام جمهوری اسلامی بود.
در طول تاریخ ایران و جهان و در طی قرون اخیر شاید بی نظیر و یا لااقل كم نظیر است كه مردی در اوج زهد و عرفان و عمل دست به یك انقلاب خونین مكتبی و مردمی بزند و یك قدرت منطقه ای و مورد حمایت همه ابر قدرت ها را ساقط نموده و سپس ده سال نیز در عین مرجعیت، نقش رهبری سیاسی و ریاست دولت را نیز ایفا كرده باشد.
یك چنین جریان تاریخی، انقلابی و سیاسی عظیمی به رهبری امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ دارای چه پشتوانه نظری و راهبردی بود و این اندیشه دارای چگونه سازمان و انسجامی بود كه این چنین در تحقق اهداف خود قرین توفیق شد؟ سؤال آخر و به عبارتی سؤال كاربردی نیز این است كه همچنان كه امام در براندازی نظام شاهنشاهی و استقرار نظام جمهوری اسلامی از این اندیشه منسجم استفاده كرد، اینك در حفظ و گسترش اصلاح و تكمل جامعه و دولت برخاسته از انقلاب چگونه می توان از آن استفاده كرد؟
مفروضات و اركان یك چهارچوب نظری و راهبردی
نظریه و راهبردی كه در این نوشتار می خواهیم از آرا و اندیشه سیاسی امام استنباط و استخراج كرده و یا به مدد آن به اندیشه های امام وارد شویم چنین نام می نهیم:
«هندسه سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ جامعه مطلوب یا مدینه فاضله»
این هندسه و چهارچوب شامل پنج ركن و عنصر است كه اجمالاً در این جا تعریف و تشریح می شوند. آن گاه با رجوع به آرا و اندیشه های سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ هر یك از این اركان و عناصر این ها مورد بررسی قرار می گیرند. در نهایت بطور محسوس و ملموس تجلی این هندسه سیاسی را می توان در اصول دوم و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی مشاهده نمود. اركان پنجگانه این نظریه راهبردی عبارتند از:
1. وضع موجود جامعه چیست؟
2. وضع مطلوب جامعه چه باید باشد؟
3. چه باید كرد تا از وضع موجود به وضع مطلوب رسید؟
4. وضع مسبوق و تاریخی جامعه موجود چه بوده؟
5. شاخص های وضع مطلوب مبنی بر چه جهان بینی و اصول اعتقادی است؟[2]
در زیر، اركان پنجگانه فوق و ارتباط و انسجام آن ها را تعریف و تشریح می شوند.
1. وضع موجود جامعه چیست؟
انسان در چهارچوب روابط اجتماعی و زندگی جمعی اهداف و نیازهای خود را تعقیب و اشباع می نماید. جامعه واقعی و مفروض دارای سه ركن و نهاد اصلی و اساسی است.
1. اقتصاد و معیشت
2. فرهنگ و معنویت
3. سیاست و حكومت
چون جامعه محیط زندگی انسان است و آدمی سعادت و شقاوت خود را در درون آن به خوبی حس می كند، لذا هر فردی ولو بی سواد و درس نخوانده در حد خود از ساختار وكاركرد جامعه خود برداشت و استنباطی داشته و نسبت به آن دارای احساسات و موضع گیری منفی و مثبتی است.[3]
2. وضع مطلوب جامعه چه باید باشد؟
آدمی موجودی است با دو بعد مادی و معنوی و دارای عقل و اراده و با توان انتخابگری و هدفگذاری. بنابر این او همواره در افق دید و ذهن خود تصویری از یك وضع مطلوب و آرمانی جامعه را دارد.[4] این تصویر می تواند خود ساخته و بعضاً مبهم و تار باشد و همچنین می تواند محصول تفكر و اندیشه عقلا، اندیشمندان، مبارزان و انبیا و اولیای الهی بوده و دارای خطوطی مشخص و شفاف باشد و با تبلیغ و تعلیم به ذهن و روح آحاد افراد جامعه منتقل شده و نقش بسته باشد. مدینه فاضله و جامعه مطلوب شامل شاخص ها و تجویز هایی درباره سیاست، اقتصاد و فرهنگ خوب و مطلوب می باشد.
3. چه باید كرد؟
وجود تصویری از یك جامعه مطلوب در ذهن افراد و ذهنیت اجتماع دارای این كاربرد است كه شهروندان دانسته یا ندانسته، وضع موجود جامعه را با آن می سنجند. نتیجه این مقایسه از لحاظ كلی به صورت های زیراست:
الف) وضع موجود در راستای وضع مطلوب است.
ب) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد اما این اختلاف كم، سطحی و صوری است.
ج) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد ولی عدم تطابق، زیاد، اساسی و عمیق است.[5]
عقل نظری و نخبگان و افكار عمومی و عقل جمعی، اگر تحقیقاً به هر یك از قضایای فوق برسند به تناسب، خط مشی ها و راهبرد های زیر را توصیه و تجویز می كنند:
الف) وضع موجود و روش ها و راهبرد های قبلی باید حفظ شود.
ب) در وضع موجود باید رفرم و اصلاح صورت بگیرد.
ج) وضع موجود باید به صورت انقلابی و بنیادی بر هم زده شود تا مدینه فاضله ایجاد شود.
4. وضع مسبوق و تاریخ جامعه چه بوده؟
این پرسش كه وضع مسبوق و تاریخ یك جامعه چه بوده؟ همواره برای اهل نظر و بصیرت بطور اساسی مطرح بوده و مورخین و فلاسفه و عالمان تاریخ تلاش داشته اند به آن پاسخ گویند.[6] این سؤال در شرایطی كه نخبگان و شهروندان به این نتیجه می رسند كه وضع موجود بسیار بد و ناصواب است، بیشتر موضوعیت و اولویت می یابد و همه مایلند سرمنشأ و ریشه های كژی ها و انحرافات را بشناسند و بدانند وضع موجود چرا به بن بست كشانده شده است.
از یك منظر ممكن است برخی، وضع موجود را نتیجه و میراث محتوم گذشته دانسته و وضع و حال جاری و آتی جامعه را به طور جبری در تداوم وضع ماضی و تاریخ گذشته بدانند.[7] و لذا تن به قضا داده و امیدی برای بر هم زدن وضع موجود و بنیان گذاردن وضع مطلوب نداشته باشند. معمولاً حكام جور و دستگاه تبلیغی و تعلیمی آنها نیز دانسته و ندانسته مروج این نظریه هستند.
از سوی دیگر عده ای هم می توانند این طور بیندیشند كه با وجود نقش و تأثیر تاریخ در روند جاری و آتی جامعه، اما چون انسان عاقل و مختار است لذا می تواند برای آینده جامعه و سرنوشت خود هدف گذاری كرده و خواسته ها و آرزوهایی را در قالب وضع مطلوب آرمانی و مدینه فاضله ترسیم كرده و بگنجاند.[8] تحولات و تغییرات و نقطه عطف های انسان و جامعه در بستر زمان و تاریخ در همین نكته نهفته است.
5. جهان بینی و اصول اعتقادات چیست؟
مكتب های بزرگ سیاسی ـ اجتماعی اعم از الهی و انسانی، هر كدام برای انسان و جامعه مطلوب شاخص هایی ارائه كرده اند كه بعضاً با هم تفاوت اساسی دارند. همچنین این مكاتب در حركت از وضع موجود به وضع مطلوبشان راهبردها و خط مشی های متفاوتی داده اند.
در این رابطه می توان مكاتب بزرگ معاصر یعنی ماركسیسم، لیبرالیسم و اسلام را با هم مقایسه كرد.[9] دو مكتب اول انسان ساخته هستند و سومی الهی است و مكتبی است كه در قرن بیستم بوسیله امام و انقلاب اسلامی بعنوان مكتبی اجتماعی و قابل عمل، احیا و مطرح شد. ماركسیسم از لحاظ عملی و علمی فعلاً از گردونه خارج شده و چنان چه نظام جمهوری اسلامی بتواند خود را حفظ كرده و كمال ببخشد، قرن بیست و یكم از لحاظ نظری و مكتبی قرن تقابل و تعامل سرنوشت ساز اسلام و لیبرالیسم خواهد بود.[10] نكته مهم و كاربردی و تجویزی این نوشتار آن است كه باری ابراز وجود و عرض اندام در چنین میدان حساسی باید از هندسه سیاسی و نظریه راهبردی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ كه در انقلاب اسلامی و براندازی شاه و استقرار جمهوری اسلامی بكار رفته، استفاده نمود.
سؤال این بود كه چرا شاخص های جامعه مطلوب و راهبرد های مكاتب با یكدیگر تفاوت های اساسی دارند؟ مثلاً در جامعه مطلوب و مدینه فاضله اسلامی، حكم و حاكم به نوعی باید از طرف خداوند باشند.[11] اقتصاد اسلامی باید مبتنی به كار و انفاق و ایثار باشد.[12]فرهنگ باید مبتنی بر توحید و باور به یگانگی خداوند و ضرورت بندگی انسان در مقابل او باشد.[13]
در حالی كه در لیبرالیسم، حكم و حاكم اصالتاً به نوعی منبعث از مردم بوده و اساس اقتصادش مبتنی بر سود و منفعت طلبی می باشد و اساس فرهنگی باور به انسان محوری و دنیا گرایی است.[14]


[1]. محمد حسن رجبی، زندگینامه سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ، وزارت ارشاد، چ1، 1369، ص 6.
[2]. محمد باقر حشمت زاده، چهارچوبی برای تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی ایران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1378، ص 39.
[3]. مصطفی ملكوتیان، سیری در نظریه های انقلاب، چ2، نشر قومس، 1376، ص 96.
[4]. كارل مانهایم، ایدئولوژی و اوتوپیا، ترجمه فریبرز محمدی، انتشارات دانشگاه تهران، 1355، ص200.
[5]. محمد باقر حشمت زاده، همان، ص 38.
[6]. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج2، ترجمه آریان پور و دیگران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ج3، ص1، 1370.
[7]. غلامعباس توسلی، نظریه های جامعه شناسی، سمت، 1370، چ2، ص 105.
[8]. مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ صدرا، بیتا، ص 143.
[9]. محمد تقی جعفری، تحلیل و بررسی سكولاریسم، فصلنامه قبسات، س اول، ش اول، ص 55، و نیز رجوع شود به: سید محمد باقر صدر، جهان بینی در فلسفه ما، ترجمه سید حسین حسینی، بدر، 1360.
[10]. جان آل اسپوزیتو، اسلام سیاسی و غرب، گفت و گوی تمدن ها یا برخورد تمدن ها، مجله سیاست خارجی، س12، تابستان 1377، ص 299.
[11]. عباس علی عمید زنجانی، مبانی اندیشه سیاسی اسلام، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1375، ص 126.
[12]. سید عباس موسویان، پس انداز و سرمایه گذاری در اقتصاد اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1376، ص 92.
[13]. محمد جواد باهنر، معارف اسلامی، نشر فرهنگ اسلامی، 1361، ص 82.
[14]. سید جلال الدین مدنی، مبانی و كلیات علوم سیاسی، ج1، 1372، ص 177.

محمدباقر حشمت زاده- ايدئولوژي، رهبري و فرايند انقلاب اسلامي، ج 2، ص 433- 452


١٩:٢٠ - 1392/09/05    /    شماره : ٢٣٣٥٧    /    تعداد نمایش : ٤١٠



خروج





   مطالب مرتبط
 هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام (4) (خبر)
 هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام (3) (خبر)
 هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام (2) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (1) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (4) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (3) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (2) (خبر)
 دیدگاه سیاسی اجتماعی امام خمینی(ره) (خبر)
 امام خمینی و توسعه سیاسی (1) (خبر)
 امام خمینی (ره) و مبانی نظری سیاست خارجی (1) (خبر)
 جوان در نگاه امام خمینی(ره) (1) (خبر)
بازدیدها
امروز :938
کل بازديدها :11064082
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :184945