نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

امام خمینی(ره) منادی عزّت (1)

در قله اطمینان زیست، مرعوب قدرتها نشد، بااتكا به نیروی لایزال الهی به سر برد و به امت خویش وفادار ماند، امام، درس عزت را بارها بازگو كرد، دلهای متزلزل را با نفس آرام خود، مطمئن ساخت، ترسویان را، شجاعت آموخت و به بزدلان نشان داد كه شهامت، چاره است، لبان خون آلود گرگان عالم را دید و از آنان، انتظار شفقت نداشت، به همگان تعلیم داد كه جز تلاش وایستادگی، راهی نیست، كسی یا جمعی نیست كه دستی گیرد، باید از خویش مدد گرفت، به فرهنگ دینی بازگشت و با هویت مستقل، اثبات شخصیت كرد،
دراین نوشتار، به گوشه هایی از دیدگاههای حضرتش اشارت می شود، رهنمودهایی كه ماندنی اند، به زیبایی و جمال طبیعت می مانند، هم تكرارند و هم بدیع، در قلم و بیان او، هنوز گفته ها واشارات بسیارند، نباید از آن اغماض داشت، امعان و دقت در كلماتش، نگاهبان روح انقلاب است و با این نیت، این سطور در دومین سالگرد ارتحال آن قائد، رقم می خورند و از فریاد رسای امام، در عزت دینی، سخنی می گویند، با این امید كه مرضی خاطر آن بزرگ قرار گیرند،
قدرتهای جدید را به گونه های مختلف تحلیل كرده اند، جهان بینی، ایدئولوژی، پایگاههای طبقاتی و دهها مقوله دیگر دراین تحلیل ها، دخیل بوده اند، جمعی، عملكرد قدرتها را، روند طبیعی علم و فن تلقی كرده اند، به زعم این گروه، دانش تغییر طبیعت به فن سالاری انجامیده و آن دو، اقتدار را پدید آورده اند و قدرت به طبیعت احوال، محدود نمانده و به انبساط و گسترش رو آورده است،
در تلقی گروه فوق، جای چند و چون در روشها و عملكردها نیست، نمی توان انتظارانبساط وانحصار علم و فن را، بدون قدرت و سلطه سیاسی است داشت، ربطی به جهان بینی وایدئولوژی ندارد، دراختیار هر كس قرار گیرد، آن كند كه انجام شد،
گروه دیگری، دراین باورند كه قدرتهای جهانی، معلول كارآمدی سیستم خود نیستند، بلكه ضعف و فتور ضعفای عالم، آنان را قدرتمند ساخته است، به اعتقاداینان، استكبار جهانی با هزاران بیماری درونی، دست به گریبان است واگر آن آفات، تاثیر قاطع ندارد، به واسطه آن است كه نظامهای سیاسی و ملتهای دیگر جهان، بیمار گونه اند واستكبار جهانی، بسان حشرات الارض از آن ارتزاق نمایند و توان بقا یابند،
دو دیدگاه فوق، آثار و نتائج مختلفی را عرضه می دارند،در تلقی اول، نمی توان به انتظار مبارزه بود واز آن امید و تمنای دوام را داشت، دراین دیدگاه، تا زمانی كه تفوق و لااقل همسطحی علمی و فنی با قدرتهای جهانی، حاصل نشده است، انبساط و تحمیل آن قدرتها، گریز ناپذیراست و مبارزات اجتماعی - سیاسی، سودمندی نخواهند داشت، اما در تلقی دوم، راه مبارزه با قدرتهای بزرگ و به زانو در آوردن آنها میسوراست،
كشاكش فوق در سده اخیر، از مسائل عمده روشنفكران جهان سوم بوده است، اشخاص واحزاب به تناوب از آن سخن گفته اند واندیشه های خویش را درباره آن، بیان كرده اند،
پیشگفتار فوق، دراین راستا بیان شد كه امام قدس سره، قدرتهای جدید را چگونه ارزیابی می كردند؟
در بررسی افكار و آرای امام، می توان به چنداصل اساسی دست یافت:
1،آسیب پذیری:
امام، قدرتهای مسلط جهانی را، درگیرودار بحران دید و نقطه های ضعف و آسیب آنان را، بارها گوشزد كرد وانحطاط وافول آنها را پیش بینی نمود،امام، از آنان نبود كه جلوه های متنوع و متلون غرب، او را بفریبد واز باطن پرجنجال آن، غافل كند،
ایشان، در نامه به گوباچف، ازاین نقاط آسیب پذیر، چنین حكایت كرده اند:
شمااگر بخواهید دراین مقطع، تنها گرههای كوراقتصادی سوسیالیسم را با پناه بردن به كانون سرمایه داری حل كنید، نه تنها دردی از جامعه خویش دوا نكردید كه دیگران باید بیایند واشتباهات شما را جبران كنند،باید به حقیقت روآورد،مشكل اصلی كشور شما، مساله مالكیت واقتصاد و آزادی نیست، مشكل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشكلی كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشیده و یا خواهد كشید[1]، امام، آسیب پذیرترین نقطه تمدن جدید را، نشان دادند،ابتذال و غوطه وری در مادیات و بی اعتنایی به دنیای پهناور و گسترده دورن، عمده ترین شاخصه جوامع جدیداست، دنیای برون را پر زرق و برق كرده اند، آن را با چراغهای الوان آراسته اند، چشمهای نادیده را، خیره نموده اند،ابهت و جاذبه برای آن آفریده انداما در كنار آن، نوعی درهم ریختگی و آشفتگی روان و روح را به جان خریده اند،فلسفه نظری و عملی پوچی را ترویج كرده اند و بر رونق آن، افزوده اند،
محور شدن لذتهای جسمانی و رفاه مادی، نقطه آسیب تمدن امروزین است، لذائذ تن، محدودند، تكراریند، تازگی و تنوع لذتهای معنوی و درونی را ندارند و در نتیجه، تنوع مادی جسمانی انسان كنونی، به تهوع گراییده و خستگی و ملال را، روزافزون نموده است،
ماركسیسم، فلسفه خشن مادی روزگار ما بود و سرنوشت آن، چنان شد كه دیدند و دیدیم، دراوائل قرن حاضر، چه كسی چنان سرنوشتی را برای آن، تصور داشت ؟ و اكنون، جهان نگری مادی غرب نیز، با آن آفت دست به گریبان است، منتهی باید ماند و دید!
2،پیچیدگی:
امام، قدرتهای جدید را چون قدرتهای باستانی روم وایران نمی دانستند،آن قدرتها، به اتكای قدرت بسیط نظامی دراریكه قدرت بودند واینان، به ابزارهای متنوع علم و فن مجهزند،بااین تلقی، روشی مدبرانه تر و دوراندیشانه را، توصیه می نمودند،درارتباط با مبارزه بااسلام امریكائی، می فرمودند:
راه مبارزه بااسلام آمریكائی از پیچیدگی خاصی برخورداراست،[2]
3،اشتراك منافع :
قدرتهای جهانی، با تمامی اختلافات دراعظم امور، با یكدیگر همراهند واین، طبیعت قدرت در روزگار ماست، زمانه كشاكشهای علنی علمداران قدرت، گذشته است واكنون، همراهی احوال، نیت و هدف اصلی است، اختلاف دیدگاهها، محدود و مقطعی اند واز آن جمله در دو جنگ خلیج فارس، گوشه های ازاین وحدت نظر و عمل، مشاهده شد ( هم در جنگ عراق علیه ایران و هم در جنگ خیر)
امام، به خوبی به این نكته واقف بود و همدستی آنان را، در آتش افروزی جهانی دید و مكررااز آن سخن گفت، در قیام علیه شاه و در جنگ 8 ساله و حوادثی پس از آن، همكاری قدرتهای بین المللی را، خبر داد و سطحی نگری وساده انگاری فرضیه تضاد قدرتها را بر ملا كرد،
4،عدم التزام به اخلاق و قانون:
دنیای قدرت، ازاخلاق و قانون فاصله دارد،به اعتبار مقتضیات، از الفاظ زیبا بهره وری می كند و به افعال واهداف خویش، اعتبار می بخشد،
ماكیاول می گفت :
به چشم می بینم شهریارانی كه زیاد پایبند حفظ قول خود نبوده اند، ولی در مقابل رموز غلبه بر دیگران را به كمك حیله و نیرنگ، خوب می دانسته اند، كارهای بزرگی راانجام داده اند وضعشان در آخر كار، خیلی بهتراز آن كسانی بوده است كه در معامله با دیگران، صداقت و درستی به خرج داده اند،[3]
همومی گفت:
برای فرمانروا، داشتن تمام آن صفات خوب، ،چندان مهم نیست، مهم این است كه او فن تظاهر به داشتن این صفات را خوب بلد باشد،[4]
توصیه های فوق، عملی شده اند واكنون پایه رفتار سیاستمداران جهانی راساخته و پرداخته اند،به نوشته یكی از نویسندگان:
واقعگرایان معتقدند كه قدرت ( همچون انرژی در فیزیك ) زیربنای مفاهیم سیاست را تشكیل می دهد،البته آنان اذعان دارند كه روابط مبتنی بر قدرت، گاه بنا به ضرورت، در لفافه اصطلاحات اخلاقی و قانونی جای می گیرد،[5]
امام خمینی، به درستی ازاین ماهیت خبر داشت و مكررا گوشزد كرد،تعبیرات پرزرق و برق، او را فریفته نكرد و دل به واژه های رنگارنگ نسپرد،در پیامی به مناسبت شهدای بیت آیه الله حكیم، دردمندانه وضعیت جهان را ترسیم كرد و نشر داد:
ما در عصری زندگی می كنیم كه مقدرات ملتهای دربند مظلوم، به دست مشتی جنایت پیشه، كه خوی سبعیت بر آنان غالب است، می باشد،دنیا در عصر ما و عصرهایی نظیر آن، مبتلا به حكومتهایی بوده است كه جز قانون جنگل در آن حكومت نمی كند،ما در عصری هستیم كه جنایتكاران به جای توبیخ و تادیب، تحسین و تایید می شوند،ما در عصری به سر می بریم كه سازمانهای به اصطلاح حقوق بشر، نگهبان منافع ظالمانه ابرجنایتكاران و مدافع ستمكاران آنان و بستگان آنان هستند، [6]
عزت در برخورد
امام، برخوردی مقتدرانه و عزتمندانه داشت، از مهابت و هیبت خداوندی، بهره مند بود و تمثال و تجسم روایت امام باقر( ع ) بود كه فرمود:
ان الله تبارك و تعالی اعطی المومن ثلاث خصال :العزالدنیا و الاخره والفلج فی الدنیا والاخره والمهابه فی صدورالظالمین[7]، خداوند، به مومن سه ویژگی موهبت فرمود: عزت و رستگاری در دنیا و آخرت و مهابت در دل ستمگران،
آن بزرگوار،این خصلت رااز تعالیم انبیاء واولیاء بهره برد و ارشادائمه معصومین را به جان و دل شنید كه فرمودند:
ان الله فوض الی المومن امره كله ولم یفوض الیه ان یكون ذلیلا[8]
خداوند تمام امور مومن را به خوداو واگذار كرداما به ذلت او رضایت نداد (و آن را دراختیاراو نگذارد)،
در داستان سلیمان، می بینیم كه حضرتش، حتی ادب دیپلماتیك را به كناری می نهد و هدیه تفاخرآمیز ملكه سبا را رد می كند[9] و می گوید: ا تُمدوننِ بمال فما آتانی الله خیر مما آتاكم بل انتم بهدتیكم تفرحون [10]


[1] . صحیفه نور، ج21، ص66.
[2] . همان، ج21، ص8.
[3] . خداوندان اندیشه سیاسی، مایكل ب، فاستر، جواد شیخ الاسلام، انتشارات امیركبیر، ص471.
[4] . همان، ص473.
[5] . نظریه های مختلف در روابط بین الملل، سیدحسین سیف زاده، ص21.
[6] . صحیفه نور، ج18، ص24.
[7] . فروع كافی، كلینی،ج8، ص234.
[8] . بحارالانوار، مجلسی، نشر موسسه الوفاء بیروت، ج 97، ص92.
[9] . مرحوم علامه طباطبائی فرموده اند كه:سیاق آیه گواه آن است كه هدیه ملكه سبا، مورد پذیرش حضرت سلیمان قرار نمی گیرد و آن را رد می كند؛
[10] . نمل،36.

مجله حوزه - ش 45


١٨:٢٧ - 1392/09/05    /    شماره : ٢٣٣٢٩    /    تعداد نمایش : ٣٥٧



خروج





   مطالب مرتبط
 امام خمینی(ره) منادی عزّت (3) (خبر)
 امام خمینی(ره) منادی عزّت (2) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (1) (خبر)
 جوان در نگاه امام خمینی(ره) (1) (خبر)
 امام خمینی(ره) و وحدت امّت (1) (خبر)
 هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام (1) (خبر)
 ماهیت و ویژگی انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی(ره) (1) (خبر)
 امام خمینی(ره) و مستضعفان (1) (خبر)
 دیدگاه امام خمینی (ره) درباره عوامل و مراكز تربیتی (1) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (4) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (3) (خبر)
بازدیدها
امروز :3867
کل بازديدها :11350752
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :190116