نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > دین و اندیشه > متون اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

اقسام شناخت قرآن (2)

مثلا در مورد ديوان حافظ بعد از طى مراحل شناخت سندى و شناخت تحليلى تازه بايد ببينيم, آيا حافظ, اين مطالب و افكار و انديشه هايى را كه در قالب كلمات و جمله ها و اشعار آورده و با زبان مخصوص خودش بيان كرده, از پيش خود ابداع نموده يا آنكه فقط الفاظ و كلمات و زيبائيها و هنرمنديها از حافظ است, اما فكر و انديشه از ديگرى يا ديگران. بعبارت ديگر پس از آنكه اصالت هنرى حافظ محرز شد, بايد اصالت فكرى او محرز شود (1 ×).
اين نوع شناخت درباره حافظ و يا هر مؤلف ديگرى, شناختى است از نظر ريشه افكار و انديشه هاى مؤلف. چنين شناختى فرع بر شناخت تحليلى است. يعنى اول بايد محتواى انديشه مؤلف دقيقا شناخته شود, آنگاه به شناخت ريشه اى اقدام گردد. در غير اينصورتحاصل كار نظير آثار برخى از نويسندگان تاريخ علوم ميشود كه از علوم سررشته اى ندارند و با اينحال تاريخ علوم مينويسند. يا ميتوان از بعضى نويسندگان كتابهاى فلسفى نام برد كه مثلا ميخواهند درباره ابن سينا و ارسطو و وجوه تشابه و تمايز آنها بنويسند, اما متاسفانه نه ابن سينا را مى شناسند و نه ارسطو را. اينان با اندكمقايسه به محض اينكه بعضى مشابهتهاى لفظى پيدا كردند فورا به قضاوت مى پردازند, حال آنكه در مقايسه بايد به عمق انديشه پى برده شود و براى اينكه عمق انديشه متفكرانى چون ابن سينا و ارسطو درك گردد يك عمر وقت لازم است. وگرنه هر چه گفته شود تخمينى و تقليدى و على العمياء خواهد بود.
در بررسى قرآن و شناخت آن, بعد از آنكه مطالعه اى تحليلى درباره قرآن بعمل آورديم, آنوقت پاى مقايسه و شناخت تاريخى بميان مىآيد. به اين معنى كه مى بايد قرآن را با تمام محتوياتش با كتابهاى ديگرى كه در آن زمان وجود داشته و بخصوص كتابهاى مذهبى آن زمان مقايسه كنيم. در اين مقايسه لازمست همه شرايط و امكانات از قبيل ميزان ارتباط شبه جزيره عربستان با ساير نقاط, تعداد آدمهاى باسواد كه در آن هنگام در مكه زندگى ميكردند و... را در نظر گرفت. آنوقت ارزيابى كرد كه آيا آنچه كه در قرآن هست در كتابهاى ديگر پيدا ميشود يا نه ؟ و اگر پيدا مى شود به چه نسبت است ؟ و آيا آن مطالبى كه مشابه ساير كتابهاست شكل اقتباس دارد يا آنكه مستقل است و حتى نقش تصحيح اغلاط آن كتابها و روشن كردن تحريفات آنها را ايفا مى كند ؟
1×) سخن يا شعر ديگرى كه به خود بربسته باشند و اگر محمد بدروغ سخنانى بما نسبت مى داد, محققا او را به قهر و انتقام بر مي گرفتيم و رگش را قطع مي كرديم. ممكن است حافظ فقط يك هنرمند باشد نه يك مفكر و نه يك عارفو ممكن است در عين حال كه هنرمند است مفكر و عارف هم باشد. آنچه كه مسلم است اينست كه حافظ قبل از آنكه يك شاعر باشد يك عالم بحساب مىآمده, با كتابها و انديشه هاى ديگران اعم از شعرا, ادبا, مفسرين, فقها و بالخصوص عرفا آشنا بوده و احيانا همه يا قسمتى از آثار آنها را از اساتيد فرا گرفته است. حافظ در زمان ما بيشتر از جنبه شعريش مورد توجه است و كسى او را از علما نمى شناسد. حال آنكه در زمان خودش عالمى بوده كه گاهى هم شعر ميگفته. در كتابهايى كه نزديك زمان حافظ نوشته شده, آنجا كه از او نامى بميان آمده القابى به او نسبت داده شده استكه بيشتر القاب يك عالم است تا يك شاعر. حالا در مورد اين مرد عالم كه با فرهنگ زمان خودش آشنا بوده و از عرفان و سير و سلوك معنوى اطلاع زيادى داشته و منازل سلوك عرفانى را بهتر از هر شاعر فارسى زبان ديگرى به زبان شعر درآورده است, اين سؤال مطرح ميشود كه آيا در ارائه اين افكار از جايى متاثر بوده است يا آنكه همه را خود ابداع كرده ؟ آيا مثلا محى الدين اندلسى كه پدر عرفان اسلامى بحسابميايد روى حافظ اثر داشته است ؟ آيا اين فارض مصرى كه پيش از حافظ مى زيسته و در ادبياتعرفانى عرب همان جايگاهى را دارد كه حافظ در ادبيات فارسى دارد, در شكل گيرى افكار حافظ مؤثر نبوده است ؟ وظيفه شناخت ريشه اى بررسى اين مسائل و پاسخگويى باين سؤالات است.

علامه طباطبايي(ره) - آشنايي با قرآن, ص11- 18


٠٠:١٠ - 1392/09/21    /    شماره : ٢٤٤٩١    /    تعداد نمایش : ٣٦٣



خروج





   مطالب مرتبط
 شناخت و درك حقایق قرآن (2) (خبر)
 رسالت قرآن در ثقافت (2) (خبر)
 مبدأ و منشأ نزول قرآن (2) (خبر)
 اقسام شناخت قرآن (1) (خبر)
 اهداف قرآن (2) (خبر)
 قرآن كتاب اندیشه و عمل (2) (خبر)
 ادله جامعیت و جاودانگی قرآن كریم در نهج البلاغه (2) (خبر)
 عظمت قرآن (2) (خبر)
 جامعیت قرآن (2) (خبر)
 رسالت قرآن كریم (خبر)
 تأثیر قرآن بر جسم انسان (خبر)
بازدیدها
امروز :4431
کل بازديدها :10273570
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :171424