نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > دین و اندیشه > انبیاء و ائمه 


  چاپ        ارسال به دوست

زندگی و رویدادهای عصر امام محمدباقر(ع)

بسمه تعالی
زندگی و رویدادهای عصر امام محمدباقر(ع)


امام باقر(ع)  در شهر مدینه در روز جمعه اول ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری پا به عرصه وجود نهاد. میلاد امام محمدباقر(ع) در دوران خلافت معاویه بن ابی سفیان به وقوع پیوست. اذان و اقامه در دو گوش مبارک گفته شد و موهای حضرت را تراشیده و به وزن آن موها نقره به نیازمندان صدقه دادند. قوچی را نیز از آن حضرت عقیقه کرد. و پس از قربانی گوشتش را به فقرا و نیازمندان صدقه دادند.
نامگذاری:
ده‌ها سال قبل از ولادت امام محمدباقر(ع)  گرامی‌اش رسول خدا(ص) نام او را محمد و لقبش را باقر قرار داد.
کنیه:
کنیه امام باقر(ع) ابو جعفر بوده و غیر از این هیچ کنیۀ دیگری نداشته است.
القاب:
1 – امین
2 -  شیبه، چرا که آن حضرت از نظر شکل و شمایل شبیه جدّش رسول خدا(ص) بوده است.
3 – شاکر
4 -  هادی
5 -  صابر
6 -  شاهد
7 -  باقر:  این لقب از شایع‌ترین و مشهورترین القاب امام باقر(ع) بوده است.
تاریخ نگاران اتفاق نظر دارند که ملقب شدن امام باقر(ع) به این لقب به خاطر این بوده است که آن حضرت همۀ رشته‌های دانش را مورد موشکافی قرار داده است.
هیبت و وقار امام باقر(ع):
در خطوط چهرۀ حضرت هیبت و وقار پیامبران دیده می شد، آن حضرت با هیچ کس همنشین نگردید مگر این که هیبت او در دل آن همنشین افتاد. قتاده فقیه اهل بصره با آن حضرت روبرو شد و از هیبت آن حضرت دلش به اضطراب افتاده و گفت: « من در نزد فقیهان بسیاری نشسته‌ام، من محضر صحابی پیامبر اکرم(ص) ابن عباس را درک نموده‌ام. اما از دیدن هیچ کدام از ایشان دلم این چنین مضطرب نشده که از دیدن شماو هیبت و وقارتان در دل من این اضطراب ایجاد شده است.
نقش نگین:
نقش نگین انگشتری امام باقر(ع) این جمله بوده است «العزة للّه جمیعاً»
رویدادهای عصر امام باقر(ع)
حکومت عبدالملک بن مروان
تاریخ نویسان آورده‌اند که عبدالملک بن مروان قبل از این که خلافت را به دست بگیرد، بسیار اظهار عبادت و زهد و تقوی می نمود، وی در حالی بشارت رسیدن خود را به خلافت دریافت کرد که قرآنی در دست داشته و مشغول خواند آن بود. پس از این که خبر رسیدن به خلافت و حکومت را شنید، قرآن را بست، به کناری نهاده و خطاب به آن گفت: این آخرین باری بود که با تو بودم. یا گفته‌اند که گفت: امروز روز فراق و جدایی میان من و تو است.
عبدالملک بن مروان دارای صفات و ویژگی‌های نفسانی پست و منحطی بود و می توان از میان صفات منحط او به این صفات اشاره نمود:
الف)  طغیان و ستمگری:
عبدالملک بسیار ستمگر بود. او هیچ اعتنایی به خوبی یا بدی کاری که انجام می داد نداشت. وی بسیار خونریز بوده، بویی از رحمت و عدالت نبرده بود. خودش در خطبه‌ای که پس از کشته شدن ابن زبیر ایراد کرد گفته است: از این پس هیچ کس مرا به پرهیزگاری و تقوایی الهی امر نمی کند مگر این که گردنش را خواهم زد.
ب )  پیمان شکنی و خیانت:
عبدالملک بن مروان بسیار پیمان شکن و خیانکار بود. وی به عمرو بن سعید اشدق امان داد و به او وعده داد که پس از خود خلافت را به او خواهد سپرد. اما با وی مکر کرده و او را کشت و سرش را برای اصحابش فرستاد.
ج) سنگدلی و خشونت:
عبدالملک بن مروان بسیار سنگدل بود. رأفت و رحمت از دل و جان او رخت بر بسته بود. تا جایی که در ریختن خون مسلمانان به ناحق از حد در گذشته بود. او در گفت و گویی که با اُم الدرداء انجام داده بود به این مطلب اعتراف کرده است. اُم الدرداء به اوگفت: به من خبر رسیده بود که تو پس از آن همه عبادت و زهد و پرهیزگاری اکنون شراب نوشیده‌ای. عبدالملک بدون هیچ احساس گناهی در پاسخ اوگفت: آری به خدا، البته خونهای بسیاری نیز نوشیده‌ام.
د ) بخل:
عبدالملک بن مروان از شدت خساست و بخل به لقب که کنایه از سنگی است که نم پس نمی دهد ملقب گردیده بود. امت اسلام در ایام حکومت او با گرسنگی، فقر و محرومیت دست به گریبان بودند.
2 -  ولید بن عبدالملک:
ولید بن عبدالملک پس از مرگ پدرش در نیمه شوال سال 86 هجری به خلافت رسید. وی دارای هیچ گونه صفات شرافت و بزرگ منشی نبود که او را سزاوار خلافت نماید. بلکه وی صرفاً فردی ستمگر و جبار بود.
مدت خلافت ولید بن عبدالملک نه سال و هفت ماه بود. وی در مکانی به نام دیر مروان در سال 96 و در سن چهل و پنج سالگی از دنیا رفت.
پس از مرگ ولید بن عبدالملک برادرش سلیمان بن عبدالملک طبق سفارش پدرش در ماه جمادی الآخر سال 96 هجری به حکومت رسید. وی بسیار خودپسند بود تا جایی که یک روز که لباسهای گرانبها و فاخر خود را پوشیده بود. این چنین گفت: من پادشاه جوان پر هیبت، کریم و بخشنده هستم.
خلافت سلیمان بن عبدالملک دو سال و پنج روز بود. وی در سال 99 هجری از دنیا رفت.
3 -  عمر بن عبدالعزیر:
عمر بن عبدالعزیز در روز جمعه بیستم صفر سال 99 هجری به خلافت رسید. مردم در دوران کوتاه خلافت او کمی روی امنیت و رفاه را به صورت نسبی مشاهده کردند.
شخصیت و حکومت عمر بن عبدالعزیز دارای ویژگی‌های متعددی بود که وی را از سایر حاکمان اموی ممتاز می کرد و خلاصه‌ای از ویژگی‌های وی عبارتند از:
الف) جلوگیری از سبّ و لعن امام علی(ع):
حکومت اموی از زمان تأسیس خود به شکل جدی بنای دشمنام گویی به امام علی(ع) و پایین آوردن مقام آن حضرت را گذاشت و معاویه این عمل را باعث بقای دولت و سلطنت بنی امیه می  دانست.
عمر بن عبدالعزیز می دانست که این سیاست و روشی که پدرانش بر ضد امام علی(ع) بر آن مشی نموده‌اند، ابداً سیاست حکیمانه و درستی نبوده است. لذا تصمیم گرفت تا این خطا را جبران کند. وی دستور داد به تمام نقاط عالم اسلام تا همگان از دشنام گویی و سبّ به امام علی(ع) دست نگه داشته و به جای دشنام گویی به آن حضرت این آیه قرآن را در خطبه ها بخوانند. «اِنّ اللّه یَأمر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القُربی» در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد.
این روش، اعجاب همگان را بر انگیخت و مردم در بارۀ عمر بن عبدالعزیز بسیار نیکو سخن گفته و همواره از شجاعت کم نظیر او در مخالفت با پدران سرکش و ستمگر خود یاد می کنند.
ب ) نیکی کردن به علویان:
حکومت بنی امیه از زمان تأسیس همواره بنا را بر محروم نگه داشتن اهل بیت(ع) از حقوقشان و فقیر نگهداشتن آنان گذاشته بود. اما چون عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، بذل و بخشش به اهل بیت(ع) انجام داد و به حاکم مدینه نوشت: ده هزار دینار در میان علویان تقسیم نماید. حاکم مدینه در پاسخ عمر بن عبدالعزیز نوشت: حضرت علی(ع) در بسیاری از قبایل قریش فرزندانی دارد. در کدام یک از فرزندان او، این مبلغ را تقسیم کنیم؟ عمر بن عبدالعزیز به او نوشت: هنگامی که نامۀ من به دست تو رسید، مبلغ را در فرزندان حضرت علی(ع) که از فاطمه زهرا(س) باشند تقسیم کن که دیر زمانی است که حقوق آنها بدیشان نرسیده است.
ج )  بازگرداندن فدک:
عمر بن عبدالعزیز پس از آنکه در ایام پس از رحلت پیامبر(ص) فدک از علویان مصادره گردید آن را به آنان بازگرداند.
در حالی که در این مدت دست اندازی های بسیاری در آن انجام گردیده و افراد بسیاری منافع فدک را غارت نموده بودند و در این مدت طولانی آل پیامبر(ص) و خاندان آن حضرت از منافع آن بی بهره بودند.
* امام محمد باقر(ع) و عمر بن عبدالعزیز:
امام باقر(ع) چندین بار با عمر بن عبدالعزیز روبرو گردید نمونه هایی از ملاقات:
الف) خبر دادن امام باقر(ع) به عمر بن عبدالعزیز در بارۀ رسیدن وی به خلافت.
ابو بصیر گوید: با امام باقر(ع) در مسجد نشسته بودم ناگاه عمر بن عبدالعزیز در حالی که دو لباس مصری پوشیده و بر غلام خود تکیه کرده بود وارد مسجد شد. امام باقر(ع) چون او را دیدند به من فرمودند: این پسر حتماً به خلافت می رسد، و چون به خلافت رسید عدل و داد پیشه می کند. اما خلافت او مورد تأیید نیست، زیرا کسی که سزاوارتر از او به خلافت و حکومت بر جامعه باشد در آن زمان در جامعه موجود است.
ب )  توصیه های امام باقر(ع) به عمر بن عبدالعزیز در ابتدای خلافت:
امام باقر(ع) فرمودند:  «اوصیک بقتوی الله، و اتخذ الکبیر أباً، و الصغیر ولداً والرجل أخا....» تو را به پرهیزگاری و ترس از خدا سفارش می کنم، پیران را چون پدران خود، کودکان را چون فرزندان خود و مردان را چون برادران خود بدان.
بعضی مورخین نوشته اند که عمر بن عبدالعزیز را خود امویان مسموم کردند و در ماه رجب سال 1014 هجری در مکانی به نام دیر سمعان دار فانی را وداع گفت.
4 -  یزید بن عبدالملک:
پس از مرگ عمر بن العزیز، یزید بن عبدالملک بنا بر عهد، برادر خود سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید. و در میان مردم با سیاست زور و جبروت حکم نمود. وی همه والیانی که عمر بن عبدالعزیز بر شهرها گماشته بود، عزل کرد و دستور العملی به تمام عمّال خود صادر نمود که در آن آمده بود: اما بعد، همانا عمر بن عبدالعزیز فریب خورده بود. اما از امروز آنچه را که از دوران او می دانید فراموش کنید. مردم را به همان حالت سابق در آورید. چه آنها در حالت رفاه و پر محصولی باشند چه در حالت خشکسالی و قحطی، خوششان بیاید یا بدشان بیاید. زنده باشند یا بمیرند.
 یزید بن عبدالملک در دوران خلافت به هرزگی و خوشگذرانی پرداخت و در سال 105 هجری از دنیا رفت.
5 -  هشام بن عبدالملک:
روزی که یزید بن عبدالملک از دنیا رفت، برادرش هشام بن عبدالملک به خلافت رسید. و این واقعه در روز بیست و پنچ شوال واقع گردید. هشام بن عبدالملک به احول بنی امیه معروف بود و احول به معنای کسی است که چشم او لوچ باشد. وی تمام کسانی که دارای حسب و نسب شریف و بلند بودند حسادت کرده و با هر انسان شریفی دشمنی می ورزید.
هشام کسی بود که زید بن علی بن حسین(ع) را به شهادت رساند و امام باقر(ع) در زمان او مبتلا به انواع مصیبت‌ها وناگواری‌ها گردید.



*  پاورقی
1 -  دلائل الامامة / ص 94.
2-  اثباة الهداة، ج 5، ص 176.
3-  تاریخ ابن کثیر، ج 8، ص 26.
4-  پیشوایان هدایت حضرت امام محمدباقر(ع)، ص 91.
5-  الامام محمدالباقر(ع)، ج 2، ص 47 و 48.
6-  تاریخ ابن اثیر، ج 4، ص 161.
7-  پیشوایان هدایت، حضرت امام محمدباقر(ع)، ص 125.










٠٦:٤٥ - 1394/01/30    /    شماره : ٤٣٣٠٧    /    تعداد نمایش : ٣٥٩



خروج





   مطالب مرتبط
 پژوهشی در زندگانی امام محمد باقر (ع) (خبر)
 زندگی و رویدادهای عصر امام هادی(ع) (خبر)
 نگاهی به حیات نورانی امام رضا(ع)قسمت اول (خبر)
 شخصیت امام هادی(ع) (خبر)
 زندگی امام محمد باقر (ع) (خبر)
 20 اردیبهشت: ولادت "امام محمدتقي(ع)، جواد الائمه(ع) (خبر)
 سیره سیاسی حضرت علی (ع) (خبر)
 عصمت و حكمت امام صادق‌(ع) (خبر)
 گوشه ای از فضایل امام علی (ع) (خبر)
 سبک همسرداری علی(ع) (خبر)
 سبک زندگی امام حسن(ع) (خبر)
بازدیدها
امروز :937
کل بازديدها :11064081
بازديدکنندگان آنلاين :6
بازديدازاین صفحه :190954