نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > سرگرمی ها > بازی ها 


  چاپ        ارسال به دوست

نقد بازی “اسپلینترسل

گرگی در لباس گوسفند
اسپلینتر سل, فرنچایزی که در سال 2002 استارتش در سال 2002 خورد و یکی از اولین بازی ها در سبک مخفی کاری و شوتر سوم شخص به حساب می آمد و می آید و یکی از دلایل محبوب بودن آن وجود اسم تام کلنسی (Tom Clancy) بر روی این بازیست.سم فیشر از بزرگ ترین شخصیت هایی که در لیست ده شخصیت برتر بازی های رایانه ای اسمش را می بینیم.سم در ابتدا مامور ویژه ای از NSA محسوب می شود و رهبری گروه Third Echelon را عهده دار است ولی بعد ها در شماره های بعدی کمی داستان بازی شخصی تر می شود و به زندگی خصوصی سم می پردازد.نسخه ی جدید از این سری چند روزی است که منتشر شده و با بازخورد های بد و خوبی روبرو شده است که میانگین آن ها نشان می دهد بازی هر چند که نسبت به نسخه ی Conviction بهتر شده ولی مشکلات ریز گریبان SC: Blacklist را گرفته است.
این بازی که به عنوان اولین نسخه از این سری به حساب می آید در نوامبر سال 2002 برای رایانه های شخصی, کنسول ها و لینوکس منتشر شد.موتور پایه بازی آنریل انجین 2 بود که قابلیت این را داشت که با کمک فرار از سایه ها از چشم دشمنان دور ماند.به گفته وب سایت IGN این بازی بهترین بازی در سال انتشارش بوده است و فروش سه میلیون نسخه ای بازی توانست انگیزه ای به یوبی سافت ببخشد که بازی سازی ای از این عنوان را سه سال پیش در PSN عرضه نماید.

بر خلاف نسخه ی اول, ساخت این بازی بر عهده ی استودیوی شانگهای یوبی سافت بود که استودیوی تازه کاری به حساب می آمد.بر اساس میزان کشته هایی که در هر مرحله می گرفتید به شما یک درجه داده می شد.برای اولین بار بخش چند نفره در این بازی به اسپلینتر سل اضافه گردید. این بازی دو سال پس از نسخه ی اول در پاییز سال 2004 با فاصله ی چند ماه از نسخه ی پاندورا عرضه شد که البته یک نسخه کامل شده از بازی در سال 2005 عرضه شد که به نوعی مهم تر از این نسخه بود و اشکلات ریزی که بازی داشت را رفع کرده بود.این بازی توانست با پیشرفت گرافیکی اش و تغییر موتور پایه بازی از UE2 به UE2.5 یکی از نامزد های بهترین گرافیک سال شود.بخش چند نفره در این بازی نیز وجود داشت.

پیشرفت های گیم پلی مهم ترین بخش در این شماره بودند که حتی آن را به یکی از بهترین ها در سری اسپلینتر سل تبدیل می کند.اضافه شدن برخی امکانات به گیم پلی بازی و بالارفتن هوش مصنوعی دشمنان که در آن سال بی سابقه بود از مهم ترین تغییرات در بازی هستند.دشمنان به صدا حساس بودند پس باید با احتیاط از پشت آن ها رد می شد و ... .
Chaos Theory آغازی نوین برای سری در سال 2004 بود که تا الان از به یاد ماندنی ترین ها در سری به حساب می آید.

برای اولین بار پای سم فیشر به کنسول های دستی باز شد.سال 2006 و یکی از مهم ترین سال ها برای PSP نسخه ی جدید اسپلینتر سل توانست کمک شایانی به فروش PSP کند.به دلیل افت نسبی گرافیک این بازی از بازی های مهم در بین اسپلینتر سل ها نیست ولی بخش چند نفره شامل چالش هایی بود که برای یک کنسول دستی واقعا پیشرفت بزرگی به حساب می آمد. Double Agent به نوعی اختتامیه ای برای اسپلینتر سل در نسل ششم بود و افتتاحیه ای برای نسل هفت.دو نسخه از بازی منتشر شد که اولی در سال 2006 و برای رایانه های شخصی, Wii و PS2 بود و دومی چندی بعد با چند پیشرفت گرافیکی برای کنسول های نسل بعدی عرضه شد.در این داستان یوبی سافت داستان را از بعدی دیگر روایت کرده بود و با اضافه کردن چند تکنیک به میان پرده ها توانست یکی از بهترین داستان پردازی ها را برای این بازی انجام دهد.

نسخه ی Conviction از جنجال بر انگیز ترین نسخه های اسپلینتر سل بوده و است.عده ای با عنوان بهترین مخفی کاری در چند سال گشته از آن یاد می کنند و عده ای هم بدترین بازی در سری را به آن اختصاص می دهند.ورود شعبه ی تورنتو استودیو یوبی سافت به روند ساخت بازی باعث شد که اسپلینتر سل راهش را از نسخه های گذشته جدا کند ولی بازی هم چنان پتانسیل بالایی برای موفقیت داشت که به خاطر چند مشکل کوچک زیر مشت تخریب منتقدان و هواداران رفت.در E3 2009 برای اولین بار از Conviction رونمایی شد (هر چند که اولین بار تیزری در سل 2007 برای بازی منتشر شد) که پلتفرم های مقصد برای بازی رایانه های شخصی و کنسول های نسل هفتم مشخص شد.بازی داستان بسیار خوبی داشت ولی گیم پلی بازی با وجود این که به بازیکن تمام امکانات برای مخفی کاری را می داد هیچ راهی برای مخفیانه بازی کردن نشان نمی داد.هوش مصنوعی مشکل دار بود و طراحی محیط ها به نظر برای یک بازی سوم شخص شوتر بود.داستان هر چند که پیچش های داستانی داشت ولی مشکلاتی نیز داشت اعم از فاصله گرفتن از کل داستان سری.موتور پایه ی بازی (نسخه ی ارتقا یافته ی UE2.5) در سال 2010 توانست تجربه ی خوبی را ارائه کند ولی باگ های گرافیکی به چشم می آمدند.

دوازده مزدور
داستان لیست سیاه دقیقا از  جایی شروع می شود که سم از طرف رئیس جمهور امریکا مامور می شود که رهبری گروه تازه کاری را با نام Fourth Echelon بر عهده بگیرد.این گروه موظف است طی چند روز گروه مخالفشان یعنی Third Echelon را از بین ببرند.سم فیشر که حالا ظاهری جدید پیدا کرده است و جوان تر شده است موظف است لیست دوازده نفری را که به لیست سیاه (Blacklist) شهرت دارد از بین ببرد.این گروه که متشکل از یک سری تروریست است قراری مبنی بر ترور کردن تک تک عوامل سیاسی ایالات متحده را تنظیم کرده اند و هر هفت روز یک قبانی را از پا در می آورند.سم فیشر که حالا مجبور است علیه گروهی که قبل تر در آن عضو بوده فعالیت کند تیمی جمع می کند و با نام Fourth Echelon عملیات شروع می شود.داستان بازی در همین چند جمله خلاصه می شود.ماموریت های بازی در چندین کشور مختلف و مخصوصا کشور های شرقی روایت می شود.بخش هایی از داستان در شیکاگو, لیبی و ایران دنبال می شود.در قسمت هایی که بازی در ایران دنبال می شود طراحی ها مثل بازی Battlefield 3 به شهر های عربی و لیبی مانند می خورد! هیچ نشانه ای از ایرانی بودن در شکل و قیافه ی سربازان دشمن نیست.اشکالات مکالمه سربازان و طراحی چهره و لهجه و … را فقط یک شخص ایرانی می تواند متوجه شود.

این مجید صدیق است, فردی انگلیسی که نه عرب است نه ایرانی بلکه شخصیست که در پاکستان بزرگ شده است.
لیست سیاه داستانی را در پی می گیرد که نه پیچیدگی خاصی دارد و نه پایان بندی خیلی حساس و یا هیجان انگیز.اگر منصف باشیم داستان بازی قابل تحمل است ولی تا آن جایی که در مصاحبه های بازی دیدیم و شنیدیم جید ریموند و الکس پاریزئو (تهیه کننده بازی) وعده ی یک شاهکار را به هواداران داده بودند نه عنوانی با داستان سرسری.پشت سه ماه تاخیر برای عرضه ی چنین عنوانی باید حتما یک دلیل منطقی وجود داشته باشد.

    “قبلا هم این نکته را ذکر کرده بودیم؛ این بازی بزرگ‌ترین بازی سری SC است. ما سعی کردیم در این بازی چه در بخش تک نفره و چه در بخش چند نفره و آنلاین تغییرات مثبتی را ایجاد کنیم که هر کدام به عالی‌تر شدن بازی کمک می‌کنند و این زمان تاخیر نسبتا زیاد تنها برای رضایت طرفداران قدیمی این بازی است. این تاخیر در Far Cry 3 نیز نشان داد که چنین زمان‌هایی به بازی برای تبدیل شدن به یک شاهکار کمک می کنند.” الکس پاریزئو | یوبی سافت تورنت
بعد از گذشته یک دهه این بازی قرار بود نام اسپلینتر سل را دوباره احیا کند ولی هر چه زمان به جلوتر می رود اسپلینتر سل مانند قربانی ای در یک باتلاق یوبی سافتی فرو می رود.تا جایی که مشتری بابت بازی پول می دهد هیچ نیازی به بازگشت به گذشته ها نیست! کل کار جوان تر کردن سم فیشر با کمک چندین تکنیک ساده و طراحی باکس آرت اکشن گونه است! یک خنجر و یک پیستول و دوربین معروف فیشر خلاصه ای جامع بر لیست سیاه است.

وقتی تام کلنسی به فنا رفت
لیست سیاه قرار بود نسخه ی کامل شده ی عنوان قبلی یعنی Conviction باشد البته شاید در ظاهر به این شکل در موردش قضاوت شود که یوبی سافت از اشتباهات نسخه ی قبلی عبرت گرفته و در نسخه ی جدید با استفاده از مکانیک های جدید مخفی کاری لیست سیاه را به یکی از بهترین مخفی کاری های 2013 تبدیل کرده است البه در ظاهر.لیست سیاه قرار از همان اول قضیه اش مشخص بود و نه زمان رونمایی و نه حالا نیازی به تبرئه ندارد.اسپلینتر سل جدید به ظاهر نسخه ی بهبود یافته Conviction است ولی در اصل می توان آن را مثل یک شوتر سوم شخص به اتمام رساند.رضایت مشتری؟ جلب نظر اکشن دوستان؟ حق انتخاب بین شوتر و مخفی کاری؟ شرکت سازنده و خانم ریموندی که جرئت ساخت چنین عنوان وقیحی را به خود داده اید, سری به گذشته این سری و مخفی کاری های دیگر بزنید تا مفهوم اولیه مخفی کاری را درک کنید.تا به حال عناوین زیادی ساخته شده اند که سوییچ موفقی بین اکشن و مخفی کاری بوده اند ولی تمایلشان به مخفی کاری بوده است تا جایی که بازیکن هایی که سراغ عناوینی مثل Dishonored می روند بعد از یک ساعت سرشان به سنگ می خورد و لقب “آشغال” را به مظلوم ترین بازی سال می دهند چون حداکثر زمانی که می توانید به جیمزباند بازی ادامه دهید به زمان بستن بند یک کفش نمی رسد.محدودیت تیر, زمان و زیاد بودن تعداد نگهبان ها و کلاس های مختلف دشمنان باعث می شوند بتوان لقب “بهترین بازی مخفی کاری سال” را به چنین عناوینی داد.در لیست سیاه با یک پیستول می توانید یک مرحله را به پایان برسانید.باز هم رضایت مشتری؟کسانی از این بازی لذت می برند که ثانیه شمار آنچارتد بازی کردنشان به عدد 50 ساعت می رسد و از عشاق صحنه های سینمایی و گرافیک خارق العاده هستند و عکس العملشان پس از تمام کردن بازی به مانند کسانی است که برای اولین بار تمرین کتاب فیزیک کوانتوم را حل می کنند.

این نورمالدین, نه پالاندی, ببخشید این جا پالادین است هواپیمایی که فیشر و همراهانش در این جا اقامت دارند.این خانم آنا گریمز مشاور رئیس جمهور است.
گیم پلی بازی هر چند که به ظاهر مخفی کاریست ولی در عمل شوتری است با المان های دست و پا شکسته و کپی برداری شده از باقی مخفی کاری های این نسل.بازی برای هر نفری که می کشید مبلغی را در نظر گرفته که بعدها می توانید در هواپیمای سم که پالادین نام دارد از این پول برای ارتقا دادن سلاح ها استفاده کنید.پالادین, هواپیمایی است که اگر می خواهید مشابه اش را در بازی های دیگر ببینید حتما Mass Effect 2 و 3 را بازی کنید تا متوجه الگوبرداری از سفینه ی نورماندی شوید.یوبی سافت و باز هم الگوبرداری های خیلی خاص ولی کثیف و ناقص, خوش سلیقه ولی بدذات.همچنین در این هواپیما می توانید با دیگر شخصیت های Fourth Echelon ارتباط داشته باشید.

و اما اصل مطلب, به گفته ی یوبی سافت قرار بود در لیست سیاه بازیکن بتواند بین مخفی کاری و اکشن انتخاب هایی داشته باشد.در سه حالت می توانید یک مرحله را به پایان برسانید.یا این که همه را به طور اکشن بکشید در حالی که همه ی نگهبان ها خبر می شوند.در این حالت بعدی می توانید از سبک مخفی کاری تهاجمی (Stealth Agressive) استفاده کنید که بتوانید در حالی که مثل یک روح حرکت می کنید دشمنان را یکی پس از دیگیری سرنگون کنید.این سبک کمی قابل تحمل تر از اکشن مطلق است.در شیوه ی بعدی که خیلی هم کامل نیست واقعا مثل یک روح عمل می کنید.نه کشتن نگهبانی و نه صحنه های سینمایی و نه آنچارتد.فقط و فقط پاهای سم سلاحش هستند.حالت های Ghost, Panther و Agressive سه حالت در روند گیم پلی بازی هستند که می توانید بین آن ها انتخاب هایی داشته باشید.شاید تنها خوبی لیست سیاه در زمینه گیم پلی هوش مصنوعی خوب بازی باشد که در اکثر اوقات می تواند سم را در حین خراب کاری ها لو بدهد و یا به او در اتمام مراحل کمک کند.مثل اسپلینتر سل های قبلی وقتی که از پشت یک جسم مشخص به دشمن تیراندازی می کنید ولی بعد از آن پشت جسم دیگری پناه می گیرید, تفکر دشمن هنوز این است که شما پشت همان جسم قرار گرفته اید در حالی که ممکن است از پشت جسم بعدی در حال نشانه گیری سر وی باشید.هر چند که هوش مصنوعی دشمنان بازی به خوبی از آب در آمده و در مواقعی که بازی تشخیص دهد, دردسرهای بزرگی برای بازیکن ایجاد می کند ولی از نظر طراحی محیط ها لیست سیاه یک نمونه ی پیشرفته Conviction است.نه راه مخفی ای وجود دارد و نه راهی که بتوان دشمن را با آن دور زد و نه استفاده از عناصر محیط.لیست سیاه را می توان بدترین بازی در این سری از نظر مخفی کاری لقب داد به چند دلیل عمده که یکی از آن ها نوآوری نداشتن در طراحی مراحل بازیست.دشمنان در مناطق مختلف نقشه زیاد هستند و راه های مخفی کاری هم نسبتا متعدد ولی مکانی برای مانور کرکتر در نقشه های لیست سیاه دیده نمی شود فقط تنها راهش آماده کردن اسلحه و کشتن همه ی دشمنان است.در نسخه ی قبلی اکثرا بازیکن یک راه برای اتمام مرحله داشت و بقیه ی راه ها هم اکثرا یک شکل بودند و خطی وار ولی لیست سیاه توانسته سری را از منجلابی که در آن فرو رفته بود بیرون بکشد ولی قضیه ی همان ضرب المثل “از چاله توی چاه”.

طراحی مراحل در اوایل بازی جذاب است ولی بعد از مدتی روند تکراری می گیرند.

مرثیه ی اسپلینترسل
مهم ترین ایراد بازی را می توان سیستم چک پوینت آن دانست.در مواقعی که سم کشته می شود چک پوینت بازی اکثرا جایی را انتخاب می کند که دشمن روبروی شما قرار می گیرد و این یعنی باید به قدری سریع باشید که در ظرف 2 ثانیه نگهبان را دور بزنید یا این که مرگ را انتخاب کنید و کشته شوید هر چند که مخفی کاری با اکشن هیچ توفیری در روند بازی ندارد.در نسخه ی Chaos Theory بازیکن برای کشتن دو الی سه سرباز باید به هزار شکل کلک های مختف سر هم می کرد و در بسیاری از قسمت های تاریک نقشه پناه می گرفت تا دیده نشود ولی لیست سیاه اجازه می دهد یک تنه دخل یک لشکر را بیاورید.مخفی کاری آن است که به بازیکن فقط یک خنجر و یک اسلحه کمری با خشاب محدود بدهند و محیط بزرگی که از این سر تا آن سرش ناپیدا باشد و دشمنانی با کلاس های مختلف از نظر هوش و تجهیزات نه از نظر لباس و درجه نظامی.از نظر طراحی مراحل لیست سیاه از همان اول هم حرفی برای گفتن نداشت.عنوانی در چنین ژانری باید به بازیکن محیط فعالیت بدهد و از همه نظر در طراحی محیط ها تکمیل باشد ولی سم فیشر به سر تاس مامور 47 و اسنیک کبیر پوزخندی زد و در افق محو گردید تا عبرتی باشد برای آیندگان تا ریموند دیگر به فکر ساخت یک فیلم هالیوودی با اضافات گیم پلی نباشد.

فیشر در بازی خیلی قدرتمند طراحی شده که این به ضرر بازیکن است و در هر مرحله دسترسی کاملی به مین و نارنجک دارد و هم چنین سیستم Mark and Execute با این که استفاده از آن تا حدودی سخت تر شده است ولی هنوز هم ترازوی موفقیت بازیکن در بازی را سنگین می کند.دوربین سونار سم فیشر در مراحل و صدا ایجاد کن هایی که به آن ها دسترسی دارد باعث می شود که حتی در مراحل شبانه و در قسمت هایی که دشمنان از سگ های نگفبانشان استفاده می کنند کار بازیکن بسیار راحت پیش برود.اگر از اسپلینترسل بازهای قدیمی باشید از پوئنی که بازی این گونه به شما خواهد داد راضی نیستید.همان گونه که اشاره شد هوش مصنوعی دشمنان و تنوعشان نسبت به بازی های هم سبکی مثل Deux Ex و نسخه های قبلی بازی خوب است و این باعث می شود که در هر مرحله برای اتمام بازی حداقل یک چالش داشته باشید.سگ ها نیز که یار های وفادار دشمنان هستند شاید نتوانند شما را از پشت دیوار ببینند ولی بو و صداهای خیلی کوچک را هم خواهند شنید پس قطعا بزرگترین مشکل بازیکن در هر مرحله محسوب خواهند شد.قابلیت Ghost Run نیز باعث می شود بتوانید مثل یک ببر به دشمن نگون بخت یورش ببرید هر چند که در انتهای مرحله امتیاز حالت Agressive را بگیرید, شوتر آنچارتدی.

اسپلینتر سل مثل یک بلاک باستر هالیوودی و اکشن ساخته و پرداخته شده که به هیچ وجه شبیه گذشته ی خودش نیست و کلنسی است که باید به حال این بازی گریه کند.این موضوع را زمانی متوجه می شوید که مراحل اول شخص بازی را تجربه کنید.در این مراحل باید به عنوان سایدکیک فیشر عمل کنید که مرحله به صورت اسپلیت اسکرین و دو نفره خواهد شد.مراحل اسنایپر, مراحل زمان بندی شده و بمب ها و مین هایی که در بازی وجود دارند مصداق این حرف هستند.روند بازی شاید در اوایل خیلی زیبا طراحی شده باشند ولی مثل گرگی در پوست گوسفند در میانه های بازی فقط گیم پلی بازی در سه کلمه خلاصه خواهد شد: “بکُش برو جلو”.حتی بخش Spies vs Mercs که بخش چندنفره بازی است هم به طرز فوق مضحکی مثل یک بلاک باستر طراحی شده است.اریک جانسون که با کمک تکنولوژی پرفورمنس کپچر توانسته است حرکت های آکروبات زیادی را برای بازی رقم بزند ولی از مردی که باید در حال حاضر پنجاه ساله باشد انتظار نیتن دریک یا اتزیو را نداریم.استفاده از مکانیک های مخفی کاری سری Assassin’s Creed و حرکات جدید سم فیشر باعث روان شدن بازی شده اند البته اگر بتوان از آن استفاده ی بهینه را بُرد.
توسط فناوری پرفورمنس کپچر حرکات زیادی برای سم طراحی شده است که اکثرا الگویی از سری Assassin’s Creed هستند و به مخفی کاری بازی کمک می کنند.

اسپلینتر سل جدید نه تنها هواداران قدیمی را راضی نمی کند بلکه حتی نتوانسته مکانیک های مخفی کاری را به خوبی در خود بگنجاند.فقط دو ساعت بازی کردن می تواند به شما این موضوع را اثبات کند.فضایی که بازی به شما در داخل بازی می دهد به طرز خیلی زیرکانه ای سبب می شود که دست به اسلحه شوید و این یعنی پایانی بد بر یک شروع خوب.استفاده از الِمان های سری Mass Effect و استفاده از ایده ی سفینه ی نورماندی و طراحی پالادین و استفاده از چهره شخصیت های مختلفی هم چون رائول منندز در نقش مجید صدیق و شباهت غیرقابل انکار فیشر جدید – که باید در حال حاضر 50 ساله باشد ولی سنش به یک جوان سی ساله می خورد – به فرمانده شپرد در ME باعث می شود که بتوان اسپلینتر سل جدید را یک کپی برداری کثیف از سری های بزرگ لقب داد.لیست سیاه را تنها کسانی می توانند پرستش کنند که به عمرشان نه یک فیلم هالیوودی دیده اند نه بازی های اکشن بلاک باستر را تجربه کرده اند.اگر در این دو دسته هستید در تهیه بازی درنگ نکنید ولی اگر از طرفداران مخفی کاری هستید خرید بازی هایی مثل Mark of The Ninja می تواند معنی مخفی کاری را سه برابر بهتر به مخاطب برساند.

دنیای بازی


١٢:٠٤ - 1392/06/25    /    شماره : ١٦٨٨٤    /    تعداد نمایش : ١٠٠٩



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :4183
کل بازديدها :11351068
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :55443