نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > سرگرمی ها > بازی ها 


  چاپ        ارسال به دوست

روایت داستان بازی Metal Gear

آغاز داستان یک اسطوره

سال 1995، در آفریقای جنوبی، در 200 کیلومتری شمال گرازبورگ (Garzburg)، پایگاه نظامی آتر هوون (Outer Heaven) توسط سرباز کهنه کار ارتش آمریکا، معروف به رئیس بزرگ (Big Boss) تأسیس شد.

هدف از ایجاد این پایگاه مبارزه، تعلیم و پرورش گروه نظامی خبره ای بود که هدفی جز جنگ نداشتند. آن ها سربازانی بودند که فقط برای جنگیدن تعلیم می دیدند. 

در سراسر دنیا این ارتش مزدور را با نام "سگ های جنگی" می شناختند. کسی که وارد این گروه می شد، نام و فامیل خود را فراموش می کرد و از آن پس با نام رمزی شناخته می شد. سربازان مزدور تحت فرمان رئیس بزرگ، خود را افرادی بی نام و نشان، بدون سرزمین، بدون تعلق خاطر و ابزاری برای جنگ معرفی می کردند. 

هدف آن ها فقط و فقط جنگیدن بود و جبهه و جناح خاصی برای آن ها مطرح نبود. آن ها مال، تخصص و حتی جان خود را در مقابل پول در اختیار طرفین جنگ قرار می دادند.

پس از مدتی، این گروه موفق به ساخت سلاح مخربی شد که قابلیت حمل و شلیک کلاهک های هسته ای را داشت. 

در این گروه فردی با نام رمزی روباه (Fox)، فرماندهی عملیات های بزرگ را عهده دار بود که دوستانش او را روباه خاکستری (Gray Fox) می نامیدند. در یکی از مهمترین عملیات هایی که رئیس بزرگ به روباه سپرده بود، او به شکل مرموزی ناپدید شد و از آن پس مأمور جوان و تازه کاری که به تازگی به گروه ملحق شده بود، از طرف رئیس بزرگ به عنوان سرپرست ارشد تیم برگزیده شد. 

این جوان با نام رمزی مار شناخته می شد و به علت اخلاق خشک و خشنی که داشت، در بین دوستانش به مار خشکی (Solid Snake) معروف شده بود.

سالید اسنیک به خوبی تمام مأموریت هایی را که به او سپرده می شد، به پایان می رساند و از اعتبار بالایی در بین افراد گروه برخوردار شده بود، تا اینکه در طول انجام یکی از این مأموریت ها متوجه پروژه مخفی آتر هوون شد. پروژه ای که بعد ها به متال گیر (Metal Gear) معروف شد. 

یک تانک نظامی فوق پیشرفته که از ترکیب دو سوپر تانک به وجود آمده بود و به سلاح مرگباری به نام توپ ولکان(Vulcan-Cannon)  و موشک های ضد تانک مجهز شده بود. این تانک نظامی با کمک بدنه بسیار محکم و نفوذ ناپذیرش قادر بود تا جنگ را به طور یکطرفه به پایان برساند. کمی بعد، این سلاح به سیستم حمل و پرتاب کلاهک هسته ای به طور کامل مجهز شد و قدرتی بدست آورد که می توانست هر نقطه از دنیا را به راحتی مورد تحدید و هدف قرار دهد. 

اسنیک در طول یکی از مأموریت هایش متوجه می شود که گری فاکس هم مانند او از نقشه رئیس بزرگ برای ساخت سلاح های اتمی و وارد کردن آن به میدان جنگ با خبر شده بوده و به نشانه مخالفت، تیم را برای همیشه ترک کرده و در زنگبار مخفی شده است. 

پس از این کشف مهم، دستور قتل گری فاکس از طرف رئیس بزرگ صادر می شود و اسنیک مأمور انجام آن می شود. اسنیک طی یک درگیری شدید موفق به کشتن گری فاکس می شود و چندی بعد خود او نیز همچون گری فاکس به مخالفت با پروژه های رئیس بزرگ برمی خیزد. 

بدین ترتیب اسنیک هم گروه را ترک کرد و برادر دوقولوی او که او هم با نام رمزی مار شناخته می شد، بلافاصله به عنوان جانشین انتخاب می شود. به خاطر فرمانپذیری و انعطافی که فرمانده جدید در اطاعت از دستورات مافوق از خود نشان می داد، به او لقب مار آبی (Liquid Snake) داده شد. 

بدین ترتیب دو جبهه به وجود آمد، در یک طرف سالید اسنیک و مخالفان پروژه ساخت متال گیر و در طرف دیگر لیکوئید اسنیک و سازندگان متال گیر. 

آتر هوون سعی داشت با کمک متال گیر پایگاه نظامی بسیار قدرتمندی در دنیا به وجود آورد و از طریق برتری نظامی بر دنیا حاکم شود. 

در ادامه ماجرای مبارزه با متال گیر، اسنیک به سراغ طراح و سازنده آن دکتر پتروویچ (Dr. Pettrovich) رفت و او و دخترش الن (Elen) را از پایگاه آتر هوون فراری داد و بدین ترتیب روش نابودی متال گیر را از دکتر پتروویچ آموخت.

سپس اسنیک تصمیم به نفوذ در آتر هوون گرفت و سعی کرد خودش را به متال گیر نزدیک کرده و آن را نابود سازد، غافل از اینکه در آنجا برای او تله گذاشته شده بود و او خیلی زود خودش را با بهترین و زبده ترین مزدوران پایگاه درگیر دید. اما اسنیک با اتکا به توانمندی های خاص خود سرانجام موفق شد به صدمین طبقه زیرزمین مخفی پایگاه، محل نگهداری متال گیر برسد و علی رغم سیستم محافظتی پیشرفته موجود، متال گیر را نابود کند. 

پس از این ماجرا اسنیک تصمیم به فرار از آتر هوون گرفت، اما در همین بین با رئیس بزرگ برخورد کرد. رئیس بزرگ در کمال ناباوری پرده از راز همه مأموریت ها او برداشت و اسنیک را شگفت زده کرد. او به اسنیک توضیح داد که از همان ابتدا به او مشکوک بوده، به همین دلیل یکی از مزدورانش را برای مراقبت از او مأمور کرده بوده و قصد داشته که با استفاده از اسنیک همه مخالفانش را یکی یکی از میان بردارد. اما او هیچگاه تصور هم نمی کرده که اسنیک بتواند متال گیر را از کار بیندازد. 

اما حالا که متال گیر از کار افتاده و نابود شده بود، رئیس بزرگ هم تصمیم گرفت که کل پایگاه را نابود کرده و با کمک سیستم امنیتی که کار گذاشته شده بود، اقدام به فعال سازی بمب ها برای خرابی آتر هوون کند. 

در طبقه صدم زیرزمین پایگاه نبرد سختی بین دو مرد در گرفت و در همین بین، قلعه نظامی آتر هوون  کم کم نابود شد. بدین ترتیب پایگاه غیرقابل نفوذ رئیس بزرگ در آتش سوخت و اسنیک موفق شد به تنهایی از آنجا خارج شود.

نویسنده: محمود بلالی

کالبد شکافی بازی های رایانه ای


١٧:٣٥ - 1392/04/21    /    شماره : ١٢٧١٤    /    تعداد نمایش : ٩٥٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :4544
کل بازديدها :10753731
بازديدکنندگان آنلاين :8
بازديدازاین صفحه :53676