نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی کلمه عبور]
صفحه اصلي > قم شناسی > اماکن مقدسه 


  چاپ        ارسال به دوست

جایگاه علمی و معنوی حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)

جایگاه علمی و معنوی حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)

با ظهور و گسترش دین اسلام، رشد و بالندگی زنان در پرتو «قوانین الهی» آغاز گردید. خداوند، ارزش وجودی زنان را بیان کرد و پیامبر اسلام با آزاد ساختن زنان از قید و بندهای جاهلی و سوق دادن آنان به سوی ارزش ها و کمالات انسانی، شخصیت واقعی آنان را به جامعه بشری معرفی کرد. زنان بزرگوار خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) که در دامن ولایت و امامت بزرگ شده اند، همگی به ارزش های والای انسانی آراسته بوده و به‌عنوان نمونه های برجسته اخلاقی برگزیده شده اند.

بررسی زندگانی و سیره این بانوان، بیانگر این مطلب مهم است که «تقوا» و «عمل صالح» مهم ترین شروط برای رسیدن به مقامات عالی است و در این راه، میان زن و مرد فرقی نیست. بهترین راه برای رسیدن به «کمال»، الگو پذیری از کسانی است که به مقام «قرب الهی» نایل آمده و از طریق اصلاح خود، به هدف نهایی رسیده باشند.
حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) یکی از بانوان با فضیلت و والا مقام خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که به مقامات بالای علمی و معنوی رسید و الگویی کامل برای تمام زنان است.
در این پژوهش با سؤال اصلی «مهم ترین ویژگی های علمی و معنوی حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) کدام اند؟» به بررسی دوران زندگانی آن حضرت پرداخته، جایگاه علمی و معنوی این بانوی گران قدر را بررسی می‌کنیم.
از ولادت تا عروج

آن حضرت در اول ذی قعده سال 173 ق، در مدینه منوّره به دنیا آمد.(1) پدر بزرگوار ایشان، امام موسی بن جعفر (علیه السلام) و مادر گرامی شان، نجمه خاتون است.(2)
نجمه (علیها السلام) از بانوان با فضیلتی است که در نزد اهل بیت (علیهم السلام) از جایگاه والایی برخوردار بود و پس از سپری شدن 25 سال از تولد یگانه فرزندش حضرت رضا (علیه السلام)، خداوند این دختر والاگهر را به وی ارزانی داشت.
در میان مورخان درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) و این که چند نفر از ایشان «فاطمه» نام داشته اند؛ اختلافاتی هست. شیخ مفید، تعداد فرزندان آن حضرت را 37 نفر ذکر کرده است که دو نفر از دختران ایشان، فاطمه کبرا و فاطمه صغرا نام داشتند.(3) سبط ابن جوزی- دانشمند معروف اهل سنت در قرن هفتم- به هنگام شمردن اولاد امام کاظم (علیه السلام) از چهار دختر آن حضرت به نام های فاطمه کبرا، فاطمه وسطا، فاطمه صغرا و فاطمه اُخرا، یاد کرده است.(4) حضرت معصومه (علیها السلام) همان «فاطمه کبرا» است که در قم مدفون است.(5) بنابر اتفاق نظر شیعه، این بانوی بزرگوار بعد از امام رضا (علیه السلام) از دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) فاضل تر و دارای مقامی شامخ تر است و کسی هم سنگ او نیست.(6)
دوران حیات حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) با خلافت عباسی هم زمان بود. بنی عباس که با ادعای وابستگی نسبی به خاندان نبوت روی کار آمده بودند، بعد از تثبیت پایه های حکومت خویش، بیش از همه بر فرزندان و نوادگان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و شیعیان ستم روا داشتند و نسبت به آنها از هیچ خشونتی دریغ نورزیدند؛(7) به گونه ای که امام کاظم (علیه السلام) سال ها رنج تبعید و زندان را تحمل کرد و دوران کودکی حضرت معصومه (علیها السلام) با نگرانی از وضعیت پدر و سال ها دوری از ایشان سپری شد. در سال 183 ق، حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در زندان هارون الرشید به شهادت رسید.(8) پس از این اتفاق، کلیه دختران آن حضرت- از جمله حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)- بنا به وصیت پدر، تحت سرپرستی امام رضا (علیه السلام) قرار گرفتند. امام هفتم (علیه السلام) در این وصیتنامه می فرماید:
«هیچ یک از دخترانم را نباید برادران مادری، سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت حضرت رضا (علیه السلام)، اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه کرده اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. پس هر کسی را او بخواهد، تزویج می‌کند و هر کسی را او نخواهد، تزویج نمی کند».(9)
پس از شهادت امام موسی کاظم (علیه السلام) مقام امامت و جانشینی آن حضرت، به امام رضا (علیه السلام) رسید. پس از مرگ هارون الرشید و درگیری امین و مأمون بر سر قدرت، آرامشی نسبی برای امام رضا (علیه السلام) فراهم شد تا فرصت یابد به رسالتی که در نشر مبانی صحیح اسلامی میان امت بر عهده داشت، قیام و اقدام کند.(10) آن حضرت در سایه شرایط مناسبی که فراهم شده بود، به طور علنی امامت خویش را بیان می کرد و حکومت را غاصب می دانست.
با کشته شدن امین و به قدرت رسیدن مأمون، مشکلات فراوانی در برابر این خلیفه جدید قرار داشت. مأمون به سبب از دست دادن محبوبیتش در میان خاندان عباسی و همچنین گرایش مردم به علویان و شورش هایی که در حمایت از علویان بر پا می شد، به دنبال راه حلی بود تا مشروعیت حکومت خویش را اثبات کند. برای این منظور، وی با زیرکی مسئله «ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام)» را مطرح کرد و آن حضرت را مجبور ساخت تا مدینه را به جانب خراسان ترک کند.
مأمون، امام (علیه السلام) را مختار کرده بود تا در سفر به خراسان، هر کدام از افراد خانواده اش را می خواهد، همراه خویش بیاورد؛ اما آن حضرت به سبب نارضایتی از ترک مدینه، هیچ یک را با خود همراه نکرد. ایشان قبل از حرکت، خاندان خود را گرد آورد و از آنان خواست برای او گریه کنند و فرمود: «من دیگر به میان خانواده بر نخواهم گشت».
آن گاه وارد مسجد رسول خدا شد تا با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وداع کند. آن حضرت چندین بار وداع کرد و باز به سوی قبر جدّش بازگشت و با صدای بلند گریست.(11)
با رفتن امام رضا (علیه السلام) از مدینه، بار دیگر غم و اندوه بر خاندان ایشان حاکم گشت و نگرانی هایش افزون شد. دختران امام کاظم (علیه السلام) نیز هر یک بنا به توانایی و تکلیف خویش، مسئولیت های مهمی را ایفا کردند و به تشریح دیدگاه امامت و ولایت و روشن ساختن اذهان زنان پرداختند. نکته جالب اینکه دختران امام هر یک عالمانی بودند و به نقل روایات مستند و احادیث معتبر در مورد فضایل امام علی (علیه السلام)، عاشورا و...، در جهت استمرار ولایت و معرفی امام زمان خویش می کوشیدند.(12)
در این میان، حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) با تأسی به عمه بزرگوارش حضرت زینب (علیها السلام) در مقابل تهدید و فشارهای حکومت علیه خاندان عصمت (علیها السلام)، علاوه بر فعالیت های علمی و روایی و بیان احادیث درباره غدیر خم، ولایت و امامت، در حرکتی سیاسی- اجتماعی همراه برادران خویش به عرصه مبارزه وارد شد و «هجرت» را به‌عنوان عامل اعتراض به وضعیت موجود بر می گزیند.(13)
حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) پس از یک سال تحمل فراق برادرش (امام رضا (علیه السلام) در سال 201 ق (14) مدینه را برای دیدار برادر، ترک کرد و در رأس یک قافله، متشکل از علویان و برادران، رهسپار ایران گردید.(15)
آن حضرت از راه جبل عازم خراسان شد و در شهر ساوه بیمار گردید. درباره علت این بیماری، اظهار نظرهای متفاوتی بیان شده است. بعضی گفته اند که هارون بن موسی بن جعفر (علیه السلام) در کاروانی همراه 23 نفر از بستگانش - که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه (علیها السلام) بود- وارد ساوه شدند. دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) به هارون که در حال غذا خوردن بود، حمله کردند و او را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند و در غذای حضرت معصومه (علیها السلام) نیز زهر ریختند. (16) اما در منابع شیعه و در تاریخ های قدیم شهر قم- از جمله در تاریخ قم، نوشته حسن بن محمد قمی- فقط به بیماری ایشان اشاره شده و سبب این بیماری، ذکر نشده است. همچنین به جنگ یا شهادت همراهان این بانوی گرامی، هیچ اشاره ای نگردیده است.
نکته ای که تمام این روایات بر آن اتفاق دارند، بیمار شدن حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) در شهر ساوه و آمدنشان به قم است. از آنجایی که در این زمان اهالی قم به دوستی با اهل بیت مشهور بودند، آن حضرت خواستار رفتن به قم می‌شود. استقامت اهالی این شهر در حمایت از ائمه (علیهم السلام) به حدی بود که امام صادق (علیه السلام) درباره فضیلت قم فرموده بود:
«آگاه باشید که برای خدا حرمی هست و آن، مکه است و برای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حرمی است و آن، مدینه است و برای امیرمؤمنان (علیه السلام) حرمی وجود دارد و آن، کوفه است. آگاه باشید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است».(17)
درباره نحوه انتقال آن حضرت، چند نظر وجود دارد؛ از جمله گفته شده: «زمانی که حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) در شهر ساوه بیمار شد، از مقدار مسافت تا رسیدن به شهر قم پرسید، بیان شد: ده فرسخ است. آن گاه به خادم خود فرمود که او را به قم انتقال دهد. خادم، او را به قم آورد و در سرای موسی بن خزرج بن سعد اشعری فرود آمد و نزول کرد».(18)
حسن بن محمد قمی، این روایت را نپذیرفته و می نویسد: «چون خبر به آل سعد رسید، همه اتفاق کردند که قصد «ستّی فاطمه» کنند و از او درخواست نمایند که به قم آید. از میانه ایشان موسی بن خزرج تنها هم در آن شب بیرون آمد و چون به شرف ملازمت «ستّی فاطمه» رسید، زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به سرای خود او را فرود آورد».(19)
سرانجام آن حضرت پس از هفده روز اقامت در شهر قم، در دهم ربیع الثانی سال 201 ق. بر اثر بیماری، چشم از جهان فروبست. پیکر پاکش را پس از تشییعی با شکوه، به سردابی که در «باغ بابلان» برای آن بانو مهیا کرده بودند، بردند. در این هنگام خاندان موسی بن خزرج درباره اینکه چه کسی باید به سرداب رود و آن بانو را بر زمین بنهد و دفن کند، با یکدیگر اختلاف پیدا کردند و سرانجام به توافق رسیدند که خادمی کهنسال به نام «قادر» مراسم خاکسپاری را انجام دهد؛ لذا کسی را به دنبال او فرستادند. اما ناگاه دو سواره که نقاب به صورت داشتند، از جانب صحرا پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز، یکی از آن دو وارد قبر شد و دیگری، جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو نفر پس از پایان مراسم، بدون آنکه با کسی سخن بگویند، بر اسب های خود سوار و از محل دور شدند.(20)
پس از دفن پیکر مطهر حضرت معصومه (علیها السلام)، موسی بن خزرج نیز سایبانی از «بوریا» بر فراز قبر شریفش قرار داد، تا اینکه در سال های بعد، حضرت زینب دختر امام جواد (علیه السلام) اولین «گنبد» را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد.(21) به تدریج شمار زیادی از سادات در کنار مرقد ایشان مدفون گشتند، تا اینکه ابوالفضل عراقی - یکی از وزرای برجسته روزگار طغرل - بنای بزرگی روی قبر ایشان ساخت...(22) و اکنون نیز بارگاه ملکوتی «کریمه اهل بیت» با شکوه تر از هر زمان دیگر، شاهد حضور زائران بی شماری از ایران و کشورهای جهان است.
جایگاه علمی حضرت

«علم و آگاهی» مقدمه عمل است و برای تزکیه و تهذیب نفس باید با علوم و معارف دینی آشنا شد. علم و آگاهی، روشنگر راه اطاعت و بندگی است، بینایی و بصیرت را برای انسان به ارمغان می آورد و راه حق را از باطل جدا می‌کند. در بسیاری از آیات و احادیث به آموختن و فراگیری علوم دینی سفارش شده است و از آنجا که «تعلیم و تعلم» از اصول اساسی اسلام است، اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که کانون اصلی معارف الهی بودند، به تعلیم و تعلّم کودکانشان اهتمام می ورزیدند.
در خانواده امام موسی بن جعفر (علیه السلام) نیز شرایط و زمینه برای تعلیم و تعلم فرزندان فراهم بود. فرزندان آن حضرت، هر یک بنا به استعداد و ظرفیت های وجودی خویش، از این شرایط استفاده می کردند. حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) در چنین محیطی در میان خانواده ای عالم تحت آموزش پدر و مادر و برادر بزرگوارش با معارف اسلامی آشنا شد و به سرعت مراحل رشد علمی را پیمود و به مراحل بالای علوم دینی به گونه ای دست یافت که از ایشان به‌عنوان یکی از «بانوان عالم شیعه» یاد می‌شود. شرایط سخت و اختناق موجد در زمان زندگی آن حضرت، مانع از ثبت کامل فعالیت ها و فضایل خاندان اهل بیت(علیه السلام) بود؛ با این همه، اطلاعاتی که از فعالیت علمی حضرت معصومه (علیها السلام) بر جای مانده، بیانگر جایگاه والا و عظمت علمی آن حضرت است.
دوران کودکی

روزی جمعی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر (علیه السلام) به مدینه منوره مشرف شدند و پرسش هایی داشتند که می خواستند از محضر امام کاظم (علیه السلام) بپرسند. امام (علیه السلام) در سفر بود، ایشان پرسش های خود را نوشته و به حضرت معصومه (علیها السلام) تحویل دادند. روز بعد که می خواستند از مدینه به سوی وطن خود برگردند، برای دریافت پاسخ به منزل امام (علیه السلام) شرفیات شدند. امام کاظم (علیه السلام) مراجعت نفرموده بود و آنها امکان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه (علیها السلام) پاسخ آن پرسش ها را نوشت و به آنها تسلیم کرد.
آنها با خوشحالی فراوان از مدینه خارج شدند. در مسیر، با امام کاظم (علیه السلام) رو به رو شدند و داستان خود را برای آن حضرت شرح دادند. هنگامی که امام (علیه السلام) پرسش های آنان و پاسخ های دخترش (حضرت معصومه(علیها السلام)) را ملاحظه کرد، سه بار فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش فدایش باد!». (23)
با توجه به اینکه حضرت معصومه (علیها السلام) به هنگام دستگیری پدر، کودکی بیش نبود، این واقعه از جایگاه رفیع و دانش بسیار آن حضرت در آن سنین حکایت می‌کند و نشان از هوش و درایت فراوان ایشان دارد.
محدثه بودن آن حضرت

فشارهای سیاسی و ظلم و جور عباسیان در دوران زندگانی حضرت معصومه (علیها السلام) سبب شده بود که نقل احادیث بسیار دشوار گردد؛ با این حال، نام آن حضرت در سلسله راویان چند حدیث باقی مانده است که بیانگر «محدثه» بودن آن حضرت است. همه این احادیث در محور «امامت و ولایت» استوار است و همگی به‌عنوان اسنادی برای اثبات حق خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و تأکید بر وصایت حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) به کار می روند. از باب تبرک، برخی از روایاتی را که حضرت معصومه (علیها السلام) نقل کرده، ذکر می‌کنیم:
1. حدیث غدیر و منزلت

حضرت معصومه (علیها السلام) و خواهرانش (زینب و ام کلثوم) فرمودند: حدیث کرد برای ما، فاطمه دخترامام صادق (علیه السلام) و او گفته است که فاطمه دختر امام باقر (علیه السلام)، از فاطمه دختر علی بن الحسین، از فاطمه و سکینه دختران امام حسین (علیه السلام) و آنها از ام کلثوم دختر فاطمه (علیها السلام) نقل کردند که فاطمه دختر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«آیا فراموش کرده اید سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در روز غدیر خم که فرمود: من مولای هر که هستم، علی هم مولای او است. و فرمود: [ای علی!] تو برای من، همانند هارون برای موسی (علیه السلام) هستی؟»(24).
2. حدیث معراج

فاطمه دختر حضرت رضا (علیه السلام) نقل کرد از فاطمه و زینب و ام کلثوم، دختران موسی بن جعفر (علیه السلام)، و آنها از فاطمه دختر امام جعفر صادق (علیه السلام)، از فاطمه دختر محمد بن علی (علیه السلام)، از فاطمه دختر علی بن الحسین (علیه السلام)، از فاطمه و سکینه، دختران حسین بن علی (علیه السلام)، و آنها از امّ کلثوم دختر علی (علیه السلام)، و او از فاطمه دختر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) که از پیامبر شنیدم که فرمود:
«وقتی مرا به آسمان بردند و داخل بهشت شدم، در آنجا قصری از درّ و یاقوت و بر در آن پرده ای آویخته بود. سرم را بلند کردم، دیدم بر در نوشته است: «خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد، رسول خداست و علی، ولی و صاحب اختیار مردم است».
بر پرده نیز نوشته شده بود: «مبارک باد بر کسانی که همانند شیعیان علی هستند!»
داخل شدم و در آنجا قصری از عقیق سرخ میان تهی دیدم که دری از نقره داشت که به زبرجد سبز زینت شده و برآن در نیز پرده ای آویخته بود. سرم را بلند کردم، دیدم بر در نوشته شده بود: «محمد، فرستاده خدا و علی، وصیّ مصطفی است».
بر پرده نیز نوشته شده بود: «شیعیان علی را به پاک سرشتی(فرزندان) بشارت ده!».
داخل شدم، قصری از زبرجد سبز میان خالی دیدم که از آن ندیده بودم. این قصر دری از یاقوت سرخ داشت که با مروارید زینت شده بود و بر آن در پرده ای آویخته شده بود. سرم را بلند کردم، دیدم بر پرده نوشته شده بود: «شیعیان علی، رستگاران اند».
گفتم: حبیبم، جبرئیل! این قصر از آن کیست؟ گفت: از آن پسر عمو و جانشین تو، علی بن ابی طالب است و همه مردم در روز قیامت، برهنه پای و بی لباس محشور می گردند، جز شیعیان علی، و همه مردم را به اسم مادرانشان صدا می زنند، مگر شیعیان علی را که به اسم پدرانشان صدا زده می شوند.
گفتم: حبیبم، جبرئیل! چرا چنین خواهد بود؟ گفت: چون اینها علی را دوست می دارند و لذا پاک سرشت هستند».(25)
3. ثواب دوستی آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)

فاطمه دختر حسین رضوی، از فاطمه دختر محمد رضوی، از فاطمه دختر ابراهیم رضوی، از فاطمه دختر حسن رضوی، از فاطمه دختر محمد موسوی، از فاطمه دختر عبدالله علوی، از فاطمه دختر حسن حسینی، از فاطمه دختر ابوهاشم حسینی، از فاطمه دختر محمد بن احمد بن موسی مبرقع، از فاطمه دختر احمد بن موسی مبرقع، از فاطمه دختر موسی مبرقع، از فاطمه بنت امام ابی الحسن الرضا، از فاطمه دختر موسی بن جعفر، از فاطمه دختر جعفر بن محمد صادق، از فاطمه دختر محمد بن علی باقر، از فاطمه دختر علی بن الحسین سجاد زین العابدین، از فاطمه دختر ابا عبدالله الحسین، از زینب دختر امیرمؤمنان، از فاطمه دختر رسول الله (علیها السلام) روایت شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«اَلا مَن ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحمَّدٍ ماتَ شهیداً؛ آگاه باشید! هر کس که بر محبت و دوستی آل محمد بمیرد، شهید از دنیا رفته است».(26)

جایگاه معنوی
«سعادت و کمال حقیقی» جز با گذر از تنگناهای نفسانیات و رسیدن به قلّه بلند معنویت، امکان پذیر نیست و حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) این راه را با سربلندی طی کرد. القاب این بانوی گران قدر عبارت است از: معصومه، کریمه اهل بیت، طاهره، حمیده، برّه، رشیده، تقیه، رضیه و مرضیه.(27) همه این القاب بر اثر سلوک و مقام والای معنوی، به ایشان نسبت داده شده است.
حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) علاوه بر شرافت خانوادگی و ذاتی، در عرصه های ایمان و عمل نیز ممتاز و سرآمد بود. او از معنویت وصف ناپذیی بهره داشت و جان پاکش به دانش و بینش و ایمان و اخلاص چنان آراسته بود که مقام معنوی ایشان، چه در زمان حیات و چه پس از آن، در میان اهل بیت شناخته شده بود. با بررسی روایاتی که درباره حضرت رسیده، به خوبی می توان به جایگاه معنوی ایشان پی برد.
بشارت ولادت

اهل بیت (علیهم السلام) به فضایل و مناقب حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) حتی قبل از تولد او اشاره کرده اند. امام جعفر صادق (علیه السلام) در ضمن حدیث مشهوری- پیش از آنکه امام کاظم (علیه السلام) متولد شد - از دفن پیکر مطهر حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) در قم خبر داده و در این باره فرموده بود:
«آگاه باشید! حرم خدا، مکه است و.. . همانا قم، کوفه کوچک است و سه در از درهای هشت گانه بهشت به سوی قم گشوده می‌شود. به زودی بانویی از تبار من در قم دفن می‌گردد و نام او فاطمه دختر موسی است و با شفاعت او همه شیعیان من داخل بهشت خواهند شد».(28)
این پیشگویی امام صادق (علیه السلام) درباره ارتحال حضرت معصومه (علیها السلام) در قم پیش از ولادت پدر بزرگوارش، بسیار حائز اهمیت است و از مقام بسیار شامخ آن حضرت حکایت می‌کند.
عبادت

براساس آیات قرآن کریم، هدف از آفرینش انسان «عبادت و بندگی خداوند» بیان شده است.(29) انسان های کامل و کسانی که این هدف را به درستی شناخته اند، در راه عبادت و تقرب به درگاه الهی می کوشند و بهترین لحظات زندگی را زمان عبادت و راز و نیاز به درگاه خداوند متعال می دانند.
درباره چگونگی عبادت های حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) اطلاع چندانی در دست نیست، اما عبادت و راز و نیازهای حضرت در مدت اقامت در قم، به گونه ای بود که عبادتگاه آن حضرت را «بیت النور» نامیدند و باقی ماندن این مکان از سال 201 هجری تا امروز، گواه نورانیت و صفای ممتاز آن حضرت در ارتباط با خداست. این مکان اکنون در کنار مدرسه ستیه، در محله میدان میر، قرار گرفته است.
عصمت

یکی از مهم ترین مراتب معنوی که حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) به آن دست یافت، مقام «عصمت» بود، تا آنجا که یکی از القاب وی به این ویژگی اش اختصاص یافت. و عموم محققان و محدثان از وی به نام «معصومه» یاد کرده اند. اصل مقام «عصمت» به پیامبران، امامان و فرشتگان تعلق دارد و آنان از هر گناه و خطای عمده و سهوی به دور هستند. بالاترین نوع عصمت به پیامبر، امامان و حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) تعلق دارد و در مراتب بعدی، سایر اولیای الهی قرار دارند. بزرگانی مانند: حضرت زینب، حضرت ابوالفضل و حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) در این مرتبه قرار می گیرند.
کریمه اهل بیت (علیها السلام) نمونه کامل زهد، تقوا، عفاف، عبادت و نهایت ارادت و معرفت در حق امام زمان خویش بود و در معنویت به چنان جایگاهی رسید که امام رضا (علیه السلام) لقب «معصومه» را به ایشان عطا کرد و پس از رحلت خواهرش فرمود:
«من زار المعصومه بقم کمن زارنی؛(30) هر فردی معصومه (علیه السلام) را در قم زیارت کند، همانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد».
این بانوی گرامی در زمان حیات، به «فاطمه کبرا» مشهور بود و سخن فوق پس از رحلت، اشاره به مقام عصمت آن حضرت دارد. صفات و مضامین عالی که در «زیارت نامه» ایشان وجود دارد، همگی از مقام والای معنوی حضرت خبر می دهد. همچنین یکی دیگر از قراینی که بیانگر مقام عصمت حضرت معصومه (علیه السلام) است، حضور دو فرد نقاب دار است که جنازه آن حضرت را به خاک سپردند. از آنجا که بنا بر باور شیعه، «معصوم» را باید «معصوم» دفن کند، بسیاری از بزرگان شیعه معتقد هستند که با توجه به مقام والای آن حضرت و معصومه بودن ایشان، به احتمال قوی آن دو نفر، از معصومین عصر و محارم حضرت (امام رضا و امام جواد (علیهما السلام) بوده اند.
شفاعت

مسئله اعتقاد به شفاعت انبیا، ائمه و بزرگان دین، در میان شیعیان از جایگاه مهمی برخوردار است. براساس آیات و روایت، کسانی که به مراتب عالی انسانیت (قرب الهی) دست می یابند، در قیامت به مقام «شفاعت» می رسند و می توانند افراد را با شرایط خاصی شفاعت کنند. انبیا، ائمه معصوم، امامزادگان، علما و شهدا هر کدام در حد مقام و درجه معنوی خویش، حق شفاعت دارند. البته بالاترین جایگاه شفاعت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلق دارد که در قرآن کریم از آن به «مقام محمود»(31) تعبیر شده است.
حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) از جمله کسانی است که به شفیع بودنش در روایات و آثار دینی تصریح شده است و مقام شفاعت، یکی دیگر از فضایلی است که آن حضرت به آن دست یافت؛ چنان که امام صادق (علیه السلام) درباره ایشان فرمود: «شیعیان من همگی به برکت شفاعت او داخل بهشت خواهند گردید».(32) و این روایت، گستره عظیم شفاعت حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) را نشان می دهد.
در کتب روایی نیز احادیث فراوانی وجود دارد که ثواب زیارت این بانو را «بهشت» قرار داده اند و براساس آن ها می توان گفت شفاعت این بانوی گران قدر برای زائران عارف خود، زمینه بهشتی شدن آنها را فراهم خواهد ساخت.(33)
همچنین در زیارت مخصوص آن حضرت که از امام رضا (علیه السلام) صادر شده، می خوانیمک «یا فاطمهُ اشفَعی لی فِی الجنَّهِ؛ ای فاطمه! برای من در مورد بهشت، شفاعت کن» که این نشان دهنده جایگاه و مقام معنوی بسیار والای این بانوی گرامی است.
در فراز دیگری از زیارت مخصوص آمده است که: «فَاِنَّ لَکِ عِندَ اللهِ شَأناً منَ الشَّأنِ؛ پس به درستی که در پیشگاه خداوند، دارای مقام و منزلتی بس ارجمند هستی».
جایگا و شأنی که در این فراز به آن اشاره شده، مقامی معنوی و آسمانی است که جز آگاهین به اسرار غیب، آن را به درستی نمی شناسند!
فضیلت زیارت

یکی از مهم ترین امتیازها و فضیلت های معنوی حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)، تأکید و تشویق سه امام معصوم (علیها السلام) به زیارت ایشان است. وصف مستقیم ائمه درباره آن حضرت، از این جهت حائز اهمیت است که در میان امام زادگان و فرزندان ائمه فقط به زیارت این بانوی گرامی سفارش شده است. در احادیث معتبری پاداش زیارت آن حضرت، بهشت بیان شده که مهم ترین اجر و پاداش برای عملی نیک است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«مَن زارَها وَجبت لَهُ الجَنَه؛ (34) کسی که او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می‌گردد».
امام رضا (علیه السلام) هم بارها فرموده است:
«من زارَها عارفاً بحقِّها فَلَهُ الجَنَّه؛ (35) کسی که او را زیارت کند، در حالی که حق او را بشناسد، بهشت برای او است».
«اِنَّ زیارتَها تعدِلُ الجنَّه؛ (36) همانا زیارت او، برابر کسب بهشت است».
«من زارَها فَلَهُ الجَنَّه؛ (37) کسی که او را زیارت کند، پاداش او بهشت است».
«مَن زارَ المعصومه بقُم کمن زارَنی؛ (38) کسی که [قبر خواهرم] معصومه را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است».
امام جواد (علیه السلام) نیز فرمود:
«من زارَ قبرَ عمَّتی بِقُم فَلَهُ الجَنَّهُ؛ (39) کسی که قبر عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت برای او است».
زیارت مخصوص

پس از حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)، به جز حضرت معصومه (علیها السلام) درباره هیچ یک از بانوان اهل بیت از ناحیه امامان معصوم (علیهم السلام) زیارتی وارد نشده است. با آنکه بسیاری از بدن های امام زاده ها در مناطقی از ایران مدفون شده بود و مردم آن مناطق با حضرت رضا (علیه السلام) ارتباط داشتند، اما آن حضرت درباره هیچ یک از آنها زیارتی بیان نفرمود و این «فضیلت» فقط از آن حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) است که امام رضا (علیه السلام) درباره ایشان «زیارت نامه» ای پر محتوا را صادر کرد.(40)
نثر بسیار متقن و لبریز از معارف الهی و نصّ استوار این «زیارت نامه» و مقایسه آن با زیارت نامه هایی که غیر معصوم (علیه السلام) بیان کرده است، نشان می دهد که امام معصوم این «زیارت نامه» را صادر کرده است.(41)
کرامات

انسان در اثر عبادت و بندگی خداوند، می تواند به جایی برسد که واسطه فیض الهی و مظهر اراده حق تعالی گردد. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید: «بندگی خداوند، گوهری است که نهایت و باطن آن، فرمانروایی بر موجودات است».(42)
حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) نیز در پرتو جایگاه والای معنوی و مقامی که در نزد خدای متعال دارد، از موهبت عظیم عنایات الهی و الطاف ویژه پروردگار برخوردار گردید و بعد از وفات نیز دارای «کرامات» شگفتی است. آن حضرت که راه بندگی و اطاعت از خداوند را خالصانه پیمود، هم در زندگی پر برکت خویش و هم بعد از آن، منشأ کرامات و عنایاتی بود که همچنان ادامه داد.
این مطلب کاملاً تجربه شده است و قابل تردید نیست که توسل به خاندان عصمت و طهارت: راه گشای انسان در سختی ها و حلال مشکلات در دشواری ها و سختی های زندگی است و توسل به حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) نیز از راه های نجات و از وسایل برآورده شدن حاجات، نیل به مقاصد و رفع بلیات و مشکلات است. از دیر باز آستان مقدس آن حضرت، منشأ هزاران کرامت بوده است. کرامات فراوان این بانوی گرامی، منحصر به جنبه مادی و ظواهر زندگی نمی شود، بلکه آنان که به دنبال پیمودن راه کمال و نیل به مقامات معنوی و یا زلال علم اند نیز برای رسیدن به اهداف و مقصد خویش، به آن حضرت متوسل می شوند. کرامت های فراوانی از این گونه «توسلات» در تاریخ باقی مانده که برای نمونه می توان ملاصدرا- فیلسوف بزرگ عصر صفویه - نام برد که هرگاه در مطالب علمی با مشکلات پیچیده ای روبه رو می شده، از روستای کهک قم به زیارت حضرت می آمد و با توسل به کریمه اهل بیت (علیها السلام)، مشکلات علمی اش را حل می کرد.(43)
در طول تاریخ، عموم طبقات مردم، شاهد و ناظر بعضی از کرامات آن حضرت بوده و بر آنها گواهی داده اند. کرامت های بی شمار آن حضرت باعث شده که کتاب های بسیاری به عنایات آن حضرت بپردازند؛ به طوری که گردآوری همه آنها، نیازمند چندین جلد کتاب است.(44)
کرامات و شفابخشی های حضرت معصومه (علیها السلام) فرقی با کرامات ائمه اطهار (علیهم السلام) ندارد و همه آنها نشانه بزرگی و عظمت روح این بانوی شایسته و پیوسته به منبع فیض و کرم بی پایان خدای فیاض و کریم است.

پی نوشت ها:
1- مستدرک السفینه البحار، علی نمازی شاهرودی، ج8، ص 261.
2- عیون الأخبار الرضا، شیخ صدوق، ج1، ص 26؛ دلائل الامامه، محمد بن جریر طبری، ص 175 و 176.
3-الإرشاد، شیخ مفید، ج2، ص 244.
4- تذکره الخواص، سبط ابن جوزی، ص 315.
5- گنجینه آثار قم، میرزا عباس فیض قمی، ج1، ص385.
6- رساله فی تواریخ النبی و آلال، محمد تقی تستری، ص 103.
7- تاریخ الیعقوبی، احمد بن وهب واضح یعقوبی، ج2، ص 371.
8- الفخری فی الأداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، ابن طقطقی، ص 196؛ مقاتل الطالبین، ابوالفرج علی بن الحسین اصفهانی، ص 263 و 264.
9- عیون الاخبار الرضا، ص 43؛ بحارالانوار، مجلسی، ج48، ص 280؛ عوالم العلوم و المعارف و...، عبدالله بحرانی اصفهانی، ج22، ص 377.
10- تحلیلی از زندگانی امام رضا (علیه السلام)، محمد جواد فضل الله، ص 79.
11- بحارالانوار، ج49، ص 117.
12- زن، دین، سیاست، زهرا آیت اللهی، ص 128-165.
13- هجرت کریمه (بررسی دوران امام رضا (علیه السلام) و علل هجرت حضرت معصومه (علیها السلام)، فرزانه نیکوبرش، ص 92.
14- تاریخ قم، حسن بن محمد بن حسن قمی، تحقیق: سید جلال الدین تهرانی، ص213.
15-الحیاه السیاسیة الإمام رضا (علیه السلام)، جعفر مرتضی عاملی، ص 428.
16- همان.
17- بحارالانوار، ج 57، ص 216.
18- تاریخ قم، ص 213.
19- همان.
20- همان، ص 213 و 214.
21- همان، ص 214.
23- نقض، عبدالجلیل قزوینی رازی، تصحیح: جلال الدین محدث ارموی، ص 219.
23- زندگی نامه کریمه اهل بیت (علیها السلام)، علی اکبر مهدی پور، ص 63و 64.
24- احقاق الحق و ازهاق الباطل، سید نورالله حسینی مرعشی تستری، ج6، ص 282؛ الغدیر، علامه امینی، ج1، ص 397.
25- فوائد الرضویة، شیخ عباس قمی، تحقیق: ناصر باقری بیدهندی، ج1، ص 122؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج1، ص 729 (نجف، علمیه، 1352).
26- عوالم العلوم و المعارف و الأحوال، ج21، ص 354.
27-انوار المشعشعین، حمد بن علی بن حسین نائینی اردستانی، ج1، ص 494.
28- بحار الانوار، ج57، ص 216؛ مجالس المومنین، نورالله شوشتری، ج1، ص 83.
29- ذاریات/ 56.
30- ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج5، ص 35.
31- اسراء/ 79
32- بحار الانوار، ج57، ص 216.
33- همان، ج 48، ص 317 و ج99، ص 267؛ عیون الاخبار الرضا (علیه السلام)، ج2، ص 299.
34- بحار الانوار، ج48، ص 317 و ج99، ص 267.
35- همان.
36- همان.
37- همان، ج 48، ص 316؛ عیون الاخبار الرضا، ج2، ص 299؛ کامل الزیارات، ابوالقاسم جعفربن قولویه قمی، ص 338، 1375ش.
38- ریاحین الشریعه، ج5، ص 35.
39- بحار الانوار، ج48، ص 316 و ج 99، ص 266.
40- همان.
41- رواق عصمت، سید علی حسینی، 1385 ش؛ پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام).
42- مصباح الشریعه، امام صادق (علیه السلام)، ص 7، 1400ق
43- فوائد الرضویه، ج2، ص 618.
44- ر. ک: بانوی ملکوت، علی کریمی جهرمی؛ حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)، محمد محمدی اشتهاردی؛ کرامات معصومیه، علی اکبر مهدی پور؛ فروغی از کوثر، الیاس محمد بیگی.


٠٩:١٩ - 1395/10/20    /    شماره : ٦١٦٥١    /    تعداد نمایش : ٤٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :6030
کل بازديدها :9567923
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :21322