نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

تأثیر شخصیت انسان در تربیت از نگاه آیات وروایات

. تأثیر شخصیت انسان در تربیت از نگاه آیات وروایات


1-6. از نگاه آیات
با توجه به آنچه تا کنون گذشت می توان این گونه ادعا کرد که از نگاه استاد صفایی حائری، شرط اساسی رشد انسان در مسیر عبودیت و رسیدن به مقام رضوان الهی در محیط های متضاد، داشتن یک شخصیت قوی و شکل گرفته است؛ به این معنا که انسان در سایه بالندگی شخصیت خویش می تواند صراط مستقیم را بیابد و در آن گام نهد و اگر در مواردی از آن منحرف شد و یا لغزید، با تکیه بر همین شخصیت و البته به کمک تفکر و حرّیّت، از حرکت و تلاش برای دستیابی به حق و حقیقت بازنایستد و دوباره به مسیر برگردد؛ چراکه «كفر متحرك به اسلام مى‏رسد، ولى اسلام راكد، پدر بزرگِ كفر است».  بر این اساس مهم ترین خطر برای انسانی که در یک محیط متضاد زندگی می کند، از جمله انسان معاصر، نبود یک شخصیت شکل گرفته در وجود وی و هر روز به سویی بودن است که این همان «نفاق» است و از نگاه استاد صفایی «منافق يعنى بى‏شكل، يعنى بى‏رو، نه دو رو»  که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «منافقین افراد بى‏هدفى هستند كه نه سوى اينها، و نه سوى آنهايند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران!) و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت».


با توجه به اهمیت مفهوم شخصیت در اندیشه استاد صفایی حائری، در آثار ایشان آیات مربوط به منافقان که مضمون اصلی آنها در حقیقت بحث از شخصیت و شخصیت شناسی است، مورد توجه قرار گرفته است که در اینجا دو مورد از اشارات ایشان ذکر می شود.


1-1-6. آیات ابتدایی سوره بقره
«در سوره‏ بقره بعد از هدايت كتاب و هدايت تقوا به مفلح و كافر و منافق مى‏پردازد و از سه تيپ با «شخصيت بالنده» و با «شخصيت متحجر و بسته» و «بى‏شخصيت و بى‏هويت»، خصوصيات و تصويرهايى مى‏آورد و سپس به عبوديت دعوت مى‏كند».  آیه 14 سوره بقره  اشاره به این دارد که «منافق مثل آب است؛ شخصيت ندارد. شرايط، زمينه‏ها، محيط ها بر روى او اثر مى‏گذارند، همان طور كه آب شكل ندارد، شخصيت ندارد، به شكل ظرفى است كه در آن جا مى‏گيرد، به شكل محيطى است كه در آن قرار دارد. منافق نان را به نرخ روز مى‏خورد و همان طور كه باد مى‏آيد بادش مى‏دهد، اين است كه به حق رو مى‏آورد، اما هنگامى كه با باطل مى‏نشيند و با شياطين خلوت مى‏كند، به سمت آنها مى‏رود و براى آنها كار مى‏كند. حتى براى آنها هم كار نمى‏كند، كه به آنها هم دروغ مى‏گويد، نه از اينهاست و نه از آنها. از كسانى است كه در ميان آنهاست. به شكل ظرفى است كه در آن قرار گرفته: مُذَبْذَبينَ بَيْنَ ذلِكَ لا الى‏ هؤُلاءِ وَ لا الى‏ هؤُلاءِ».  همچنین براساس آیه 18 این سوره  این گونه فهمیده می شود که «[منافقان] به طور طبيعى بازگشت نمى‏كنند و از بحران بيرون نمى‏روند و از اين تنور و با اين آتش نانى نمى‏پزند. اينها كر هستند. هيچ حرف و دلالتى در گوش آنها نمى‏رود. آنها منافع را مى‏بينند و از منافع حرف شنوى دارند. منافعى كه ثبات ندارد و جا به جا مى‏شود. اينها لال هستند. نمى‏توانند حرف دل يا حرفى از منافع مطلوبشان بزنند و راز پنهان‏شان را آشكار كنند. اينها كور هستند. به خاطر تحول منافع و جا به جايى آن، به خاطر بحران و فشار روحى و مشكل تصميم‏گيرى و اقدام و عمل و به خاطر ضعف شخصيت و نداشتن تكيه‏گاه روحى هنگام برخورد با مصيبت و گرفتارى. حال با اين كرى و گنگى و كورى و با آن ظلمات و تاريكى‏ها و با ناتوانى و نبود بصيرت در هنگام جهل و شك و نداشتن اصول عمليه در هنگام بحران، اين طالبان منافع و اين سود پرستان مدعى چه خواهند داشت و چه دريافتى و يا چه بازگشتى به سوى منافع خواهند كرد؟».


2-1-6. آیه 8 سوره منافقون
«منافق منفعت طلب است و اين است كه بى شخصيت است تا بتواند منافع را در زمينه‏هاى متحول صاحب بشود. منافق در متن ذلت است و اسير شرايط و موقعيت‏ها است. بى‏شخصيت و بى‏هويت، در انتظار تصاحب منافعى است كه آخر هم شخصيت‏هاى مومن و يا كافر، صاحب مى‏شوند كه سودها را مى‏برند و نتايج را از آن خود مى‏كنند: «ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانى مى‏فرستد و) آن را خاموش مى‏كند و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمى‏كند، آنها را رها مى‏سازد.».  منافق سود را مى‏خواهند ولى نمى‏يابد: «تجارت آنها سودى نداده و هدايت نيافته‏اند».  منافق، معناى عزت و تحليل عزت را نمى‏فهمد و به منافعى كه مى‏خواهد حتى راه هم نمى‏يابد و راه‏ياب نمى‏شود».


2-6. از نگاه روایات
در بین روایات اهل بیت علیهم السلام، تعدادی روایت با مضامین و در برخی موارد حتی با عبارات مشابه وجود دارند که می توان آنها را بیانگر نقش مهم و ارزنده شخصیت بالنده انسان در فلاح و سعادت وی دانست. اکنون پس از تقسیم این روایات به دو گروه کوچک تر، برخی از آنها را مرور خواهیم کرد.


1-2-6. روایات بیانگر تأثیر مثبت کرامت نفس
برخی از این روایات که از امیرالمؤمنین علیه السلام به ما رسیده به شرح ذیل می باشد:
1. «هر كه خود را بزرگوار ديد شهوت هايش در ديده وى خوار گرديد.»؛
2. «نفس گرامى اثر نمى‏كند در او مصيبتها و به آنها اضطراب و جزع نكند.»؛
3. «گرامى دار نفس خود را ما دام كه يارى كند ترا بر فرمانبردارى خدا.»؛
4. «هر كه گرامى باشد نفس او سهل شمارد بذل احسان و برآوردن حاجت محتاجان را، يعنى آنها بر او سهل و آسان نمايد و صعب و دشوار نباشد.»؛ 
5. «هر كه گرامى باشد بر او نفس او خوار نگرداند آن را بنافرمانى حقّ تعالى، يعنى نگذارد كه نافرمانى كند و بسبب آن خوار گردد.»؛ 
6. «هر كه گرامى باشد نفس او، كم باشد عداوت او و مخالفت او.»؛ 
7. «هر كه گرامى باشد نفس او كوچك باشد دنيا در چشم او.»؛

2-2-6. روایات بیانگر پیامد منفی ذلت نفس
برخی از این روایات عبارت اند از:
1. امام رضا علیه السلام: «هر كه خود را سبك شمارد و قدر خويش نداند، از شرّ او در امان مباش.»؛
2. امیرالمؤمنین علیه السلام: «هر كه خوار باشد بر او نفس او پس اميد مدار خير او را»؛
با نگاهی به این روایات و دقت در نتایج مثبت ذکر شده برای کرامت نفس و پیامدهای منفی شمرده شده برای ذلت نفس، می توان این گونه گفت که این روایات در حقیقت بیانگر اهمیت و نقش ویژه شخصیت قوی و شکل گرفته انسان در سعادت او هستند. به بیان دیگر، مفهوم «شخصیت» در نظام تربیتی استاد صفایی حائری برگرفته همان تعبیر روایی «کرامت نفس» است که گاهی از آن به «عزت نفس» نیز تعبیر می شود.


٠٧:٣٧ - 1394/02/19    /    شماره : ٤٤١٢٢    /    تعداد نمایش : ٤٢١



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :11785
کل بازديدها :17250242
بازديدکنندگان آنلاين :18
بازديدازاین صفحه :305423