نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

دردسر های سالمندان پولدار

گاهی روابط عاطفی و محبت موجود بین والدین و فرزندان ،تحت الشعاع مسائل مالی و اقتصادی قرار می گیرد لذا روابطشان حتی اگر ظاهرا خوب به نظر برسد، بسیار مشکل دار و تاسف بار خواهد بود. چنین حالتی یک فاجعه واقعی است که باید با هوشمندی از اتفاق آن از ابتدایی ترین روزهای زندگی جلوگیری کرد.
اگر در شرایط مالی خوبی نباشیم اما پدر و مادرمان وضع مالی خوبی داشته باشند، از آنها متوقع کمک خواهیم شد. اما گاهی این توقع، رنگ و بوی طمع به خود می گیرد و عواطف ما را نسبت به والدین سالمندمان تحت تاثیر قرار می دهد. اینجاست که رابطه والدین و فرزندان به شکلی جدی آسیب می بیند. در بسیاری از اوقات بی مهری های فرزندان نسبت به والدینشان از همین توقعات مالی براورده نشده نشات می گیرد.هرگاه بین والدین و فرزندان یک خانواده ،این کشمکشها و کدورتها پدید آمد، رخداد بیشترین بی محبتی ها و بدخواهی ها هم طبیعی خواهد بود.
سوتیتر:در بسیاری از اوقات بی مهری های فرزندان نسبت به والدینشان از همین توقعات مالی براورده نشده نشات می گیرد.
در بسیاری از خانواده های ندار، همین نداری و عدم وجود توقعات مالی از والدین ، به نفع هم بستگی بیشتر بین فرزندان و تعلق خاطر بیشتر آنها نسبت به پدر و مادر کار می کند. دواطلب شدن برای فداکاری در حق والدین ،و ارزش شدن مسئله رسیدگی به آنها در بین فرزندان، معمولا در اینگونه خانواده ها بیشتر اتفاق می افتد. در صورتیکه اگر وضعیت مالی پدر و مادر وسوسه کننده باشد، احتمال تبعیض بین فرزندان، ریاکاری در ارتباط با والدین ، ایجاد کدورت ، حسادت ، یا زیاده خواهی برخی از فرزندان، از عوامل اختلاف خواهد شد.
البته این یک حالت طبیعی نیست که پدید آمدنش ضروری باشد بلکه شرایط خاصی موجب پدید آمدن این مشکلات می شود که با شناسایی آن شرایط ،می توان از وقوع این حالت (یعنی توقعات نادرست مالی از والدین) جلوگیری نمود.

اشتباهات والدین:
اگر والدین بی مهری را به دلیل بخل و خساست یا حسادت و ... خودشان آغاز کنند و مثلا حق فرزندان را غصب کنند، این بی مهری از سوی فرزندان نیز بازتاب پیدا می کند. مثل پسرهایی که از نوجوانی کار کرده اند و درامدشان را به پدر و مادر سپرده اند اما والدین همه سپرده هایشان را تصاحب کرده اند و بعد از ازدواج هم با وجود توان مالی ،امانت خودشان را هم نمی پردازند.
دیگر اینکه پدر و مادر وظیفه دارند به تناسب وضعیت مالی خود و در حد شان اجتماعی فرزندانشان برای مقدمات عرفی ازدواج آنها هزینه کنند. گاهی برخی پدر و مادرها دریغ می کنند و اولادشان را به دلایل مختلفی، با جیب خالی در انبوهی از مشکلات اقتصادی رها می کنند. در این صورت قطعا به روابط عاطفی شان آسیب می رسانند و کینه ها و عقده های پایدار به وجود می آورند.
وقتی پدر یا مادر سر ارث و میراث با خانواده خود در می افتند، تاثیر تربیتی بسیار بدی روی فرزندان خواهند گذاشت .این قبیل کارها طلب کار بودن از خانواده را به فرزندان یاد می دهد. وقتی خودشان از والدینشان متوقعند و در خانه بدگویی می کنند، فرزندانشان هم مثل خودشان خواهند شد
گاهی هم این مشکل را پدر ومادر با علم و عمد در طول مسیر زندگی به شکلی متفاوت ایجاد می کنند. مثلا فرزندان را از لحاظ مالی وابسته بار می آورند. جز دستیاری پدر کاری را به آنها یاد نمی دهند. و پدر را ارباب آنها می کنند. به آنها تلقین می کنند که باید با رعایت شرایطی که ما می خواهیم ،مخارج مورد نیازتان را از پدر بگیرید و... (گفتنی است که تداوم شغل پدر بد نیست وابسته بار آمدن بد است) در این صورت فرزندان هیچ گاه نمی توانند محبت خالص و حقیقی نسبت به والدین خود پیدا کنند. محبت اینها همیشه آمیخته با نیازهای اقتصادی است.
در برخی موارد نیز تقصیر والدین در طمعکاری فرزندان در رعایت نکردن نکات تربیتی است.
وقتی پدر یا مادر سر ارث و میراث با خانواده خود در می افتند، تاثیر تربیتی بسیار بدی روی فرزندان خواهند گذاشت .این قبیل کارها طلب کار بودن از خانواده را به فرزندان یاد می دهد. وقتی خودشان از والدینشان متوقعند و در خانه بدگویی می کنند، فرزندانشان هم مثل خودشان خواهند شد.
پدر و مادرهای ضعیف هم ممکن است دچار این مشکل شوند، از آن جهت که ممکن است به فرزندان بیش از حد، حق دخالت در امورشان بدهند. در خانواده هایی که پدر و مادر با هم اختلاف دارند ،این حالت بیشتر دیده می شود. در این مورد، بچه ها خودشان را سرپرست والدین می دانند و در مورد اموالشان هم تصمیم می گیرند.
از دیگر کسانی که باید منتظر چنین مشکلی در زندگی باشند، والدینی هستند که عزت نفس فرزندانشان را با گدا صفتی و حرص زدن در مال اندوزی از بین  برنده اند. اینها باید توقع روزهای طلبکاری فرزندان را از خودشان نیز داشته باشند. وقتی در خانواده ای مال اندوزی نشانه عقل و خرد شد، وقتی پدر و مادر خانواده برای ازدیاد مالشان هر نوع بی احترامی به دیگران را روا داشتند، باید انتظار داشته باشند در سالمندی طعمه فرزندان طمعکارشان شوند.
تبعیض قائل شدن بین فرزندان نیز می تواند عامل این مشکل شود. وقتی یکی از فرزندان را از لحاظ مالی بی جهت بر دیگر فرزندان ترجیح می دهید، به عوطف آنها لطمه می زنید و خشم را به جای محبت به آنها هدیه می کنید و آنها را برای رقابتی آلوده تحریک می کنید. در این حالت توقع دلسوزی از آنها نداشته باشید.
البته سالمندان مثل دیگران در مورد اموالشان مختارند، و می توانند به هر کس که دوست دارند چیزی ببخشند. اما تبعیض در بین فرزندان، هم از لحاظ شرعی حرام است هم از لحاظ اخلاقی عیب است ، مگر اینکه دلیل قابل قبولی داشته باشد. اگر پدر و مادر همیشه انصاف و عدالت را رعایت کنند، هیچگاه مورد دشمنی فرزندان واقع نمی شوند و باعث اختلاف آنها هم نمی شوند.
 
اشتباهات فرزندان

هیچ کس حق ندارد روی اموال پدر و مادرش حساب کند. دلیلی ندارد اگر مهربانند یا اگر به دلیل پیری به کمک ما محتاجند از شرایط سوء استفاده کنیم. خیلی از بدرفتاریهای جوانان با والدین سالمندشان به این دلیل است که چون پیر شده اند دیگر آنها را نیازمند به اموالشان نمی دانند. هر کس تا زمانی که زنده است مالک اموال خودش هست و هیچ کس از آینده و عمر افراد خبر ندارد. در هر حال طعمه قرار دادن والدین بسیار غیر اخلاقی و خلاف شرع است.

انسیه نوش آبادی


١٧:٢٩ - 1392/04/18    /    شماره : ١٢٥٧٢    /    تعداد نمایش : ٢٤٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :9525
کل بازديدها :15856204
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :282135