نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

تاثیر نیروهاوابزارهای فرهنگی در تربیت

 قرآن که برای تربیت انسان از سوی « ربّ العالمین » و اوّل مربّی انسان نازل گشت ، با گزاره هایی زیبا این اصل اصیل را روشن نمود . برترین و روشن ترین گزاره ای که بر این مطلب صحّه می گذارد « صفت ربوبیّت » الهی است . به طوری که این صفت در بسیاری از آیات قرآن به اشکال گوناگون ذکر و تاکید شده است .[1]
بنابراین طبیعی بلکه ضروری است که در این کتاب که آیه آیه اش برای تربیت است ، و در تربیت ابعاد گوناگون انسان مورد نظر است ، مسائلِ تربیتیِ ابعاد گوناگون انسان مورد بررسی قرار گرفته باشد .

از جمله مسائل تربیتی می توان به عوامل تربیتی اشاره نمود . و از آنجا که تربیت یک امر تدریجی و مشتمل بر مجموعه ای از باید ها و نباید ها ( علاوه بر هست ها و نیست های تربیتی ) می شود فلذا در تربیت مجموعه ای از عوامل دخیل هستند . مانند : عوامل فرهنگی ، اجتماعی ، فردی و ... . یکی از عوامل،  عامل فرهنگی است که خود مجموعه ای از عوامل را در بر می گیرد .

در این مقاله سعی خواهیم کرد به تاثیر « نیروهای فرهنگی » و « ابزارهای فرهنگی » در تربیت از منظر قرآن و روایات بپردازیم . البته تربیت می تواند حیطه های گوناگونی را شامل شود . حیطه های تربیت را از یک نظر به دو حیطه عمده : « شناختی » و « عاطفی یا احساسی » می توان تقسیم نمود .[2]که در این مقاله تنها به بررسی تاثیر نیروها و ابزارهای فرهنگی در تربیت عقلانی یا همان « شناختی » خواهیم پرداخت .

چیستی شناسی موضوع
برای اینکه در مسیر نوشتار دچار مغالطه نشویم و به صورتی واضح و شفاف مطالب را عرضه نماییم لازم است ابتداء واژه های موضوع مقاله را از نظر لغت و اصطلاح مورد بررسی قرار دهیم .

فرهنگ
« فرهنگ » واژه ای با تعاریف متفاوت است . معادل عربی این واژه « المعرفه ، العلم ، الادب ، التعلیم و التربیت » آمده است .[3]و بهترین معادل لاتین آن « واژه Culture از كلمۀ Cult و Cultivare به معني «پرورش گياهان و زمين» و به معني وسيعتر «پرورش، رشد و نمو، آداب و رسوم و قواعد يك ملت» است. »[4]

« فرهنگ را اصطلاحا مي‌توان به عنوان مجموع ويژگيهاي رفتاري و عقيدتي اكتسابي يك جامعه خاص تعريف كرد. »[5]نكتۀ اصلي و مهم در این تعريف ویژگی اكتسابي بودن است كه فرهنگ را از رفتاري كه نتيجۀ وراثت زيست‌شناختي است، متمايز مي‌كند. لذا وقتي جامعه‌شناسان از فرهنگ سخن مي‌گويند، منظورشان آن دسته از جنبه‌هاي رفتاري جامعه‌هاي انساني است كه آموختني هستند؛ نه آن‌هايي كه به صورت ژنتيكي به ارث مي‌رسند. فرهنگ جامعه، هم شامل جنبه‌هاي نامحسوس مانند عقايد، انديشه‌ها و ارزش‌هايي كه محتواي فرهنگ را مي‌سازند و هم جنبه‌هاي محسوس و ملموس است. مانند اشياء، نمادها يا فناوري كه بازنمود محتواي ياد شده است .[6]»[7]

تربیت
برای این واژه معانی گوناگونی بر اساس مکاتب مختلف تربیتی و روانشناسی ایراد شده است . ولی آنچه به نظر قابل قبول و مدّ نظر این نوشتار بوده و با تربیت دینی سازگار است ، تعریفی است که از طرف اسلام شناس تیزبین علامه مصباح یزدی ایراد شده است .
ایشان می فرمایند : « تربیت فراهم کردن زمینه هایی است برای اینکه استعدادها و نیروهای یک موجود رشد کند تا بتواند از این نیروها برای رسیدن به کمال خودش بهره مند شود .»[8]

با این وصف ابزارها و نیروهای فرهنگی تنها در زمینه سازی تربیت نقش داشته و هیچ کدام نمی توانند اجباری در پذیرش و عدم پذیرش فرهنگ نقشی ایفاء نمایند . و این اختیار و اراده خود متربّی است که نقش جزء اخیر از علّت تامه در پذیرش و عدم پذیرش فرهنگی خاص را ایفاء می کند .[9]

منتهی خود این زمینه سازی آنقدر دارای اهمیّت است که خدای جهان آفرین کتاب خود « قرآن » را برای آن نازل نموده است که در راه آن هزاران هزار شهید تقدیم شده و نبیّ مکرم اسلام و ائمه معصومین علیهم السلام در این راه چه خون دلها کشیده اند .
بنابراین تاکید بر این نکته که نیروها و ابزارها نمی توانند موجب اجبار در قبول شوند تنها برای روشن شدن مطلب و برای اینکه انتظار بی جایی از این ابزار و نیروها نرود بیان شد . و این از ارزش و اهمیت تاثیر اینها به هیچ وجه نمی کاهد .

مطلب دیگری که ذکر آن ضروری است اینکه ؛ چنانکه از تعریف فرهنگ روشن است ، فرهنگ مقوله ای بسیار وسیع و گسترده بوده و علاوه بر خود افراد انسانی نمادها و مظاهر جامعه را نیز در بر می گیرد . که طبیعتا این نمادها و مظاهر هر چند با واسطه در انسان تاثیر دارد . و این تاثیر حوزه مسائل دینی و غیر دینی را نیز شامل است . توجه به این مسئله از آن رو ضروری می نماید که این امر باعث گسترش نیروها و ابزار فرهنگی شده و دایره آن را بسیار وسیع می نماید . که این امر به نوبه خود موجب هوشیاری و دوری از غفلت مسئولین نسبت به این عوامل به ظاهر مخفی می شود .

نیروهای فرهنگی
چنانکه گذشت فرهنگ حوزه های وسیعی از جامعه را دربرگرفته است . با این وصف برای انتقال فرهنگ به نسل آینده و یا تاثیر در فرهنگ و جایگزینی یک فرهنگ به جای فرهنگ دیگر ( با تمام مولفه های گوناگونی که فرهنگ آنها را در برگرفته است ) نیروهایی لازم است که در این نوشتار ازآنها با نام « نیروهای فرهنگی » یاد می شود .

اگر « نیروی فرهنگی » در یک جامعه از « علم و آگاهی » از یک طرف و « احساس وظیفه » از سویی دیگر برخوردار باشد خواهد توانست مولفه های فرهنگی مورد قبول خود و آن جامعه را به نسل بعد انتقال دهند . ولی اگر خود این نیروها دچار سردرگمی و چالش فرهنگی و به اصطلاح « استحاله فرهنگ »ی باشند نه تنها نخواهند توانست از فرهنگ موجود دفاع کرده و آن را به نسل آینده انتقال دهند بلکه خود اسبابی ویژه برای تخریب « فرهنگِ خودی » خواهند شد .
ایجاد زمینه برای رشد و رسیدن به کمال در زمینه رشد عقلانی که به اصطلاح « تربیت عقلانی » یا « تربیت شناختی » خوانده می شود ، عوامل زیادی دارد که قطعا یکی از بارزترین و برجسته ترین این عوامل نیروهای فرهنگی است .

با روشن شدن مسئله فرهنگیِ موردِ بحثِ این نوشتار که همان « تربیت شناختی » و « تربیت معرفتی » است ، طبعا دائره « نیروهای فرهنگی » نیز ضیق تر شده و فقط آن دسته از نیروها را شامل می شود که در این عرصه خاص می توانند فعالیت داشته و تاثیر گذار باشند .

نیروهای فرهنگی موثر در تربیت عقلانی
نیروها و افراد متنوعی می توانند در تربیت عقلانی و رشد شناختی جامعه چه به طور مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم دخیل باشند . و در یک کلام می توان گفت همه انسانها در این زمینه وظیفه داشته و هر کس به فراخور امکانات و توانائی هایش در این مورد مسئولیت دارد . در زیر به برخی از این گروهها اشاره می شود :

  1. مراجع و علماء و اساتید و طلاب علوم دینی .
  2. دانشمندان و اساتید و دانشجویان دانشگاهها که قطعا نقش اساسی و اولیه ای را در تربیت عقلانی جامعه و افراد آن بر عهده دارند .
  3. مسئولین و نهادهای دولتی فرهنگی از جمله وزیر و نیروهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در درجه اول این مسئولیت قرار دارند.
  4. همچنین والدین و  مسئولین مدارس و موسسات آموزشی و پژوهشی نیز هر کدام به نوبه خود مسئولیتی در این زمینه دارند .

آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السلام نیز به روشنی دلالت دارند که انسانها در قبال یکدیگر مسئولیت داشته و نمی توانند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نمایند و از طرفی بر دیگران نیز فرض است تا به امر و نهی دیگران گوش داده و از آن استقبال نمایند . و اگر در این نکته فکر شود ژرفای سخن قرآن در این باب بیشتر آشکار می شود . چرا که قرآن همه را انتقاد پذیر بار می آورد . در زیر به بخش کوچکی از این آیات اشاره می شود :

 وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيم.[10]مردان مؤمن و زنان مؤمن بعضى سرپرست و مسئول بعض ديگر هستند به معروف وامى دارند و از منكر باز مى دارند و نماز مى خوانند و زكاة مى دهند و به خدا و رسول اطاعت مى كنند، آنها را زود خدا رحمتشان خواهد كرد كه خدا توانا و حكيم است .[11]

تبیین آیه
طبق این آیه تمام انسانهایی که در ایمان مشترک اند « ولیّ و صاحب اختیار و سرپرست » همدیگر به شمار می آیند .[12]که تجلّی این ولایت در امر به معروف و نهی از منکر به ظهور می رسد . و تبعیّت از این امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب است چرا که آنکه امر و نهی می کند ولایت و سرپرستی دارد . یعنی همه درقبال هم مسئول بوده و هیچ کس نمی تواند این مسئولیت را از خود سلب نماید .

پیام آیه
همه در قبال افعال و کردار و گفتار دیگران مسئولیت دارند .

نکات آیه

  1. مومنین نسبت به هم وظیفه خاص دارند .
  2. پایش وظیفه بین مومنان است . و این وظیفه برای این است که تربیت دینی (با استمراری که توسط تنبه دیگران محقق می شود ) تحقق و استمرار یابد .
  3. علت ولایت مومنین به هم دیگر وصف ایمانی آنها است ( چنانکه علماء اصول گفته اند وصف مشعر به علّیّت است .) یعنی چون ایمان دارند این ولایت را دارند . یعنی این ولایت ناشی از ایمان است . نتیجه اینکه ایمان ولایت می آورد . گو اینکه می گوید : آنان که ایمان دارند نشانه ایمانشان این است که وقتی مومنی دیگر تذکری می دهد پذیرا باشد .
  4. مطلب دیگری که از این وصف ( مومنون ) به دست می آید این که شخصی هم که امر به معروف و نهی از منکر می کند لازم است مومن باشد یعنی اعتراض او باید از ایمان نشات گرفته و دغدغه ایمانی او را به این اعتراض وادار نموده باشد .
  5. پویایی یک جامعه ایمانی در نقد هدفمند و پذیرش هدفمند نهفته است .
  6. از گونه های کرسی های آزاداندیشی نقد هدفمند است .
  7. بنابراین تاثیر نیروی فرهنگی در اجتماع ایمانی به ایمان است . و هر آنچه از روی ایمان نشات گرفته باشد  موجب تعالی خواهد شد . یعنی تاثیر مثبت نیروهای فرهنگی زمانی است که ایمان در کار باشد . ( و این مطلب به دلالت تلازمی تشویق به تقویت ایمان است .)
  8. و مهمترین و اولین هدف از این تاثیر را بر روی نقطه شناخت و معرفت و توجه متمرکز نموده است . ( مبحث امر به معروف و نهی از منکر )


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون .[13]مؤمنان برادر يكديگرند پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد .[14]

تحلیل محتوائی
روابط بین انسانها گاه اعتباری است و گاه واقعی . برادری هم گاه واقعی است یعنی دارای پدر و مادر مشترک هستند و گاه به صرف اعتبار شرع است . که در این آیه به رابطه اعتباری اشاره می نماید . و می فرماید بین دو مومن رابطه برادری برقرار است . از طرفی قوانین موجود بین روابط اعتباری با حقیقی فرق دارد . قوانین و احکامی که بین دو برادر واقعی است غیر از احکام برادران اعتباری است . بین برادران واقعی ارث و ازدواج و ... یک حکمی دارد و بین برادران اعتباری این احکام وجود نداشته و در عوض احکامی خاص به خودشان وجود دارد . که در این آیه به یکی از احکام اعتباری که ایجاد صلح بین آنها است اشاره شده است . بنابراین مومنین به حکم ایمانشان در قبال هم وظیفه داشته و نمی توانند بی تفاوت باشند .[15]

پیام آیه
رابطه ایمانی بین انسانها لزوم توجه به مشکلات همدیگر و حلّ آنها را ایجاب می نماید .

نکات آیه

  1. رابطه با خدا موجب ایجاد روابطی جدید و وظایفی متفاوت در قبال دیگران می شود .
  2. اصلاح بین مومنین یکی از وظائف ایمانی است .
  3. پس اعتقاد به آخرت و خدا و امور غیبی و همینطور امور مشهود دینی همه موجب احساس وظیفه در قبال مومنین دیگر می شود .
  4. چون مومن هستند بر دیگران نیز فرض است تا به این ندای اصلاحی _ ایمانیِ برادرانشان گوش داده عکس العمل مثبت نشان دهند
  5. از آنجا که اصلاح بین برادران ایمانی واجب شمرده شده است ، گوش فرادادن به این فراخوان اصلاحی نیز واجب خواهد بود . و الا وجوب گفتن امری لغو می شود .
  6. پس همانطور که تربیت امری واجب است ، قبول و عمل بر این رفتار و گفتار و ... تربیتی نیز امری لازم و ضروری است .
  7. بیشترین هدف اصلاحی مدّ نظر در این آیه امور شناختی و معرفتی است . یعنی شناساندن حقّ و درخواست تمکین در مقابل این حقّ . چرا که ابتداء برای شناخت یک مطلب اجتماعی و گسترده به گستره همه دوران ( اینکه مومنان برادر همند ) تاکید می کند و سپس تمکین در مقابل تکلیفی که از این حقّ ایجاد می شود ( اصلاح ذات البین ) را مورد تاکید قرار می دهد .


كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ[16]شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده اند (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشانى،) ايمان آورند، براى آنها بهتر است! (ولى تنها) عده كمى از آنها با ايمانند، و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار ) .[17]

تحلیل محتوائی
تربیت دینی وظیفه ایست که از عهده هر کس بر نمی آید . کسی باید به این وظیفه بپردازد که خود در این مکتب تربیتی به تربیت رسیده است . از همین روست که در این آیه مومنین را بهترین هدیه الهی به دیگر انسانها برشمرده و این بهترین بودن را با امر به معروف و نهی از منکری که از سوی آنها اجراء می شود گره می زند . با این وصف به مومنین گوش زد می کند که آنها علاوه بر وظیفه ای که در قبال مومنین دارند ، همین وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را در قبال دیگران نیز دارند . بنابراین این آیه تتمه آیات قبلی به شمار آمده و وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را که در ابتداء در بین مومنین دانسته بود تسرّی به دیگران می نماید .

پیام آیه
تربیت انسان وظیفه ای است که بر اهل ایمان به جهت ایمانشان قرار داده شده است .

نکات آیه

  1. تربیت نشات گرفته از ایمان ، تربیتی صحیح است .
  2. تربیت انسان جز از طریق ایمان امکان ندارد .
  3. ایمان ریشه در نهاد انسان دارد . پس اگر این نهاد زنده نشود و بمیرد ، تربیت این انسان بی معنی است .
  4. مومنین تاثیر تربیتی بر دیگران می گذارند .
  5. تاثیر تربیتی اهل ایمان بر غیر مومنین به طور مخفی انجام می گیرد .
  6. تاثیر تربیتی گاه آشکار و گاه مخفی است . 
  7. وظیفه تربیتی را باید به انجام رساند هر چند طرف مقابل ناراحت شود .


با توجه به هم جهت بودن آیات و روایات اگر نگاهی به روایات نیز بنماییم ، آنها نیز همه را در قبال دیگران موظف و مکلف می دانند . چنانکه نبیّ مکرم با صدایی رسا بیان می نماید که :
« همه شما نسبت به هم ولایت دارید و همه مسئول کسانی هستند که نسبت به آنها ولایت دارند . حاکم بر مردم سرپرست بوده و و بنابراین در قبال آنها مسئولیت دارد . و مرد بر اهل خانه اش ولایت دارد بنابراین در قبال آنها نیز مسئولیت داشته و پاسخ گو است . و مادر نسبت به فرزندانش ولایت دارد پس در قبالشان مسئول است ... . آگاه باشید که همه نسبت به هم ولایت دارید و در قبال این ولایت وظیفه و مسئولیت دارید . »[18]

بنابراین آنچه از سطور گذشته نتیجه می شود اینکه نیروهای فرهنگی در همه سطوح به طور کلی ( چه مخفی و چه آشکار ) تاثیر تربیتی دارند . و البته این نکته را نیز نباید از یاد برد که اعمال این تربیت از طرف این نیروها وظیفه ای الهی است و هیچ کس نمی تواند از آن شانه خالی کند و قطعا یکی از تاثیرات آنها در حوزه شناخت و معرفتی خواهد بود . بنابراین این نیروها وظیفه تربیت به طور عام را دارند و تربیت معرفتی نیز ضمن آن وظیفه کلی تعریف می شود .

در ادامه به اسباب و ابزار این نیروهای فرهنگی می پردازیم .

ابزار فرهنگی

با توجه به مطالب قبل در مورد نیروهای فرهنگی می توان ابزار فرهنگی را اینگونه تعریف نمود که :

« هر وسیله ای که نیروهای فرهنگی از آن برای رسیدن به اهداف فرهنگی می توانند بهره ببرند ابزار فرهنگی گفته می شود . »

« ابزار فرهنگی » می تواند انواع و اقسام گوناگونی داشته باشد . ولی مقصود این نوشتار از ابزار های فرهنگی « آن دسته از این ابزارهاست که نیروهای فرهنگی که متولی فراهم سازی زمینه های لازم برای رشد و تربیت عقلانی و شناخت در جامعه اند است . »
به همین خاطر ضروری است روشن شود چه ابزارهایی برای تربیت عقلانی لازم است .

ابزارهای لازم برای تربیت عقلانی
از آنجا که برترین ابزار ارتباطی و تربیتی انسان از راه چشم و گوش است ، ابزارهای تربیتی را به سه شاخه تقسیم می کنیم :

الف : ابزارهای سمعی  ب : ابزارهای بصری .

در قرآن و روایات نیز به این دو ابزار تصریح و تاکید بسیار زیادی شده است . از جمله در قرآن آمده است :

وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً .[19]و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد .[20]در این آیه شنوائی و بینائی را به عنوان دو نمونه از ابزار شناخت معرفی می نماید . البته قلب را نیز ابزاری برای شناخت معرفی می نماید که قابل بحث است ولی چون مورد بحث این نوشتار نیست از آن صرف نظر می نماییم . البته در آیات دیگری نیز در این زمینه مباحثی وجود دارد از جمله می توان به ( سوره نحل / 78 ) اشاره نمود .

الف : ابزارهای سمعی
ابزارهایی که از طریق قوه شنوائی عمل کرده و توسط تاثیر پذیری انسان از طریق این قوه موجبات تربیت او را فراهم می آورد . همانند : گفتار حضوری ، رادیو ، نوار و سی دی های صوتی ، صداهای دلنواز طبیعت ( باد ، آب و ... ) و ... .

اولین ابزار : گفتار
اولین ابزاری که در ابتداء به عنوان مهمترین وسیله تربیتی به شمار می آید و به عنوان ابزاری سنتی محسوب می شود که از دیرباز نقش ابزار را بازی می کرده و نوعا علمای تربیتی جهت تربیت متربیان خود از آن بهره می گرفتند ، گفتار حضوری یا همان « چهره به چهره » است .گفتار چهره به چهره و حضوری مطمئنا نقشی بی بدیل در تربیت دارد که نمی توان به این سادگی از آن گذشت .

شرط تاثیر

شرط اساسی در تاثیر عمیق این ابزار در این است که گوینده سخن قبل از گفتار ، خود به آن عمل نماید . که به این ترتیب شخص مربی عملکرد خود را با ابزار گفتار و در قالب نصیحت و تربیت به دیگری انتقال می دهد و همین باعث تاثیر بیشتر و عمیق تر آن گفتار می شود .

چنانکه خدا می فرماید : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون .[21]اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چرا سخنى مى گوييد كه عمل نمى كنيد؟![22]این آیه در واقع مردم را به عمل گرائی تشویق می کند . نه اینکه امر به معروف و نهی از منکر مشروط به عمل سابق آمر و ناهی باشد . یعنی آیه ناظر به جنبه ایجابی است و جنبه سلبی قضیه مدّ نظرش نیست . و امر به معروف و نهی از منکر وظیفه همه کسانی است که به گفته خود عمل می کنند یا نمی کنند . چنانکه عمل به آنچه امر می کند و یا تبری از آنچه نهی می کند جزو شرایط آمر و ناهی نیست . و اینگونه نیست که آمر و ناهی اگر خود عامل و متناهی نباشند وظیفه از آنها ساقط باشد .[23]

رادیو ، سی دی و ...
وسائل ارتباط جمعی و سخن پراکنی بی شک نقش اساسی را می توانند در تربیت افراد و جامعه داشته باشند . این وسائل به خاطر گستردگی و دردسترس بودن آسانشان و از طرفی جذابیت های خاصشان که مخاطب را به سوی خود جذب کرده و او را پای حرفهایش نگه می دارند ، توان این را دارند که هم در جنبه مثبت و هم در جهت منفی نقش ایفاء کرده و تاثیر گذار باشند .

برای مثال گوش دادن به رادیوهای بیگانه و معاند برای افراد عادی که از ظرافتهای خبری و شیطنتهای این خبرگزاری ها کمتر مطلع هستند می تواند موجب تزلزل در معرفت و شناخت گشته و دیگر آثار تربیتی را بی اثر نماید . گواینکه شخص کم بنیه به جای اینکه از موادّ غذایی پر انرژی و مقوی استفاده نماید ، از غذاهایی که آغشته به زهر است استفاده کند و این قطعا موجب از بین رفتن تاثیر اثرات مواد غذایی که به او رسیده و در حال رشد بود خواهد گردید .  به همین دلیل والدین لازم است با مراقبت از فرزندان خود در استفاده کردن از این بنگاههای سخن پراکنی یکی از راههای تضعیف معرفت و شناخت را مسدود نمایند .

اهمیت این امر آن وقت بیشتر آشکار می شود که بدانیم دشمن راهی جز هدف قرار دادن و تضعیف قوه شناخت و تجزیه و تحلیل جوانها و مردم را ندارد . و این راهی عمومی برای همه شیاطین عالم .
در این زمینه خدا می فرماید : «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا .»[24]اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فريبنده و بى اساس (براى اغفال مردم) به يكديگر مى گفتند و اگر پروردگارت مى خواست، چنين نمى كردند (و مى توانست جلو آنها را بگيرد ولى اجبار سودى ندارد.) بنا بر اين، آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار![25]
طبق این آیه شریفه « گفتار فریبنده » راه اغواء شیاطین شمرده شده است که آنچه گفته شد را به روشنی مبرهن می نماید . 

ب : ابزارهای بصری

زدست دیده و دل هر دو فریاد

که هر که دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

                             زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
( باباطاهر ، دیوان اشعار )


مطمئنا یکی از برترین راههای هدایت و نقطه مقابل آن اغواء « قوه بینائی » است . انسان با استفاده از قوه بینائی خود می تواند نگاهی عبرت آموز به اطراف خود داشته باشد ، نگاهی پر از محبّت به پدر و مادر و فرزند و خانم خود بنماید ، و می تواند نگاهی معنی دار به آسمانها و زمین بی اندازد و خود را با این نگاهها به اوج بکشد ، همو می تواند نگاهی حسرت آمیز به دنیای دیگران انداخته و خود را در دام افسردگی و پریشانی گرفتار سازد ، نگاهی شهوت زا به مناظر ممنوع نماید  با روشن نمودن آتش شهوت در درون ، خود را از شعله های محبت الهی و هدایت او محروم سازد .

به همین خاطر است که در قرآن و روایات به مراقبت از چشم و بینائی بسیار توصیه شده است . به طوری که خدا به پیامبر امر می کند تا به مردان و زنان مومن بگو هنگامه برخورد با نامحرمان از نور چشم خود بکاهند و این امر را موجب پاکیزگی دل معرفی می نماید .[26]
بنابراین تاثیر چشم و قوه بینائی در راهیابی و گمراهی انسان تاثیری نیست که قابل انکار باشد بلکه تنها وظیفه این است که این قوه خدادادی را در مسیر صحیح خود که فطرت با آن سازگار است استفاده نمود .

ماهواره ، شبکه های تلویزیونی ، سی دی های تصویری ، عکس ، طبیعت و هر آنچه در حیطه قوه باصره انسان قرار می گیرد می تواند تاثیری توسط این قوه در هدایت و یا ضلالت او داشته باشد . همین ها می تواند موجبات افزایش شناخت او از حقیقت جهان هستی را فراهم آورده و یا موجب گمراهی و سرگردانی بیشتر او شوند .
خدا در قرآن چنانکه گذشت انسان را از نگاه پست و آلوده برحذر می دارد و از طرفی به او دستور می دهد تا به مناظر هستی با نگاهی موشکافانه و عبرت آموز و از روی فهم و درک بپردازد . می فرماید : « آيا آنان به شتر نمى نگرند كه چگونه آفريده شده است؟! و به آسمان نگاه نمى كنند كه چگونه برافراشته شده؟! و به كوه ها كه چگونه در جاى خود نصب گرديده! و به زمين كه چگونه گسترده و هموار گشته است؟![27]بنابراین هم جنبه اثباتی و هم جنبه سلبی پراهمیت شمرده شده و بر هر یک تاکید شده است .

نتیجه اینکه مراقبت از چشم ، فروبستن آن نیست که این خود بی مراقبتی خواهد بود بلکه مراقبت به این است که هم جنبه سلبی و هم اثباتی این قوه به نحو احسن مراعات گردد .
با این وصف اهمیت صدا و سیما به عنوان شبکه ملی که قوه بینائی مردمان زیادی را با خود همراه دارد و می تواند نقش مثبت بسیار سنگین و همینطور نقش منفی غیر قابل تصور در جامعه و هدایت مردم را داشته باشد ، روشن می شود . این سازمان با برنامه های خود می تواند موجبات رشد عقلانی و شناختی انسانهای مومن را فراهم سازد و این تاثیر را در کل جامعه تزریق نماید . و بر عکس با اشاعه فحشاء و گسترش تصاویری که قوه شهوانی را تحریک می نماید توان این را دارد که انسان را با قوه خیال و واهمه اش تنها گذاشته و او را از قوه عاقله و مفکره اش غافل نماید .

نتیجه
بنابراین نیروها و ابزار فرهنگی هر کدام به نوبه خود و با انواع و اقسامش می تواند در تربیت و به خصوص تربیت عقلانی و شناختی انسان نقش ایفاء نماید که بسته به کیفیت برخورد و استفاده نمودن هم می توانند کنش منفی و یا کنش مثبت داشته باشند .

خاتمه

  1. این مقاله با توجه به گستردگی مطالب و مفاهیمش قطعا توان این را دارد که مقاطع واقشار متفاوتی از مخاطبین را در برگیرد . بر این اساس این مبلغ گرامی و توانمند است که با توجه به توشه علمی و تجربی تبلیغ خود از گوشه گوشه این نوشتار استفاده کرده و با بسط دادن و پرداختن آنها و کم و زیاد نمودن مطالب آنها را در مقاطع گوناگون مورد بهره برداری قرار دهد .
  2. محقق می تواند بندهای مروبط به نیروها و ابزارهای فرهنگی ، هر یک را با توان علمی – تجربی خود توضیح بیشتری داده و هر کدام از این بندها را در مراکز مربوطه به طور جداگانه به عنوان منبعی برای ارائه مطالب تبلیغی خود مورد استفاده قرار دهد .
  3. برجسته کردن نقش تک تک آحاد جامعه در تربیت در بین عموم مردم نیز می تواند توجه آنها را به نقششان در روند تربیت آگاه تر و حساس تر نماید .
  4. برجسته کردن نقش والدین در زمان حضور مبلغ بین والدین برای روشنگری بیشتر و اهمیت بخشی به نقش آنها در تربیت علاوه بر آگاهای دهی آنها موجب ارتقاء جایگاه والدین در نظر خودشان می شود


منابع برای مطالعه بیشتر :
1)     آیاتی که در این نوشتار آمده با تمرکز بیشتر و بررسی دقیق تر .
2)     تربیت دینی ، محمد داوودی ( زیر نظر علیرضا اعرافی ) ،موسسه پژوهشی حوزه و دانشگاه .
3)     نقش فعالیتهای فوق برنامه در تربیت نوجوانان ، علی اکبر شعاری نژاد ، انتشارات اطلاعات .

[1]- واژه « ربّ » و مشتقات آن بیش از 100 بار در قرآن ذکر شده است .
[2]- گفت و گو با : آیه الله مصباح یزدی و ... ، تربیت دینی در جامعه اسلامی معاصر ، همان ، ص 30 و 31 .
[3]- احمد سیّاح ، فرهنگ دانشگاهی ، انتشارات اسلام ، چاپ اوّل ، 1373 ش ، ص 383 . و معين، محمد؛ فرهنگ فارسي معين، تهران، انتشارات اميركبير، 1362ف چاپ پنجم، ج 2، ص 2538.
[4]- رفيع پور، فرامرز: آناتومي جامعه، تهران، شركت سهامي انتشار، 1378، چاپ اول، ص 295.
[5]- بروس، كوئن؛ درآمدي به جامعه‌شناسي، محسن ثلاثي، تهران، توتيا، 1386، چاپ هشتم، ص39.
[6]- گيدنز، آنتوني؛ جامعه‌شناسي، حسين چاوشيان، تهران، ني، ويراست چهارم، 1386، چاپ اول، ص35.
[7]- رک : کامل فرهنگ فارسی ، غلامرضا انصاف پور ، انتشارات زوّار ، چاپ دوّم ، 1374 ش ، ص 783 .
[8]- گفت و گو با : آیه الله مصباح یزدی و ... ، تربیت دینی در جامعه اسلامی معاصر ، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره ، چاپ اول ، 1388 ش ، ص 27 .
[9]- گفت و گو با : آیه الله مصباح یزدی و ... ، تربیت دینی در جامعه اسلامی معاصر ، همان ، ص 28 .
[10]- توبه / 71 .
[11]- قرشى سيد على اكبر، تفسير احسن الحديث، بنياد بعثت - تهران، چاپ سوم، 1377 ش.
[12]- طباطبايى سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ پنجم، 1417 ق ، ج 9 ، ص 338 .
[13]- حجرات / 10 .
[14]- مكارم شيرازى ناصر، ترجمه قرآن(مكارم)، دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ ومعارف اسلامى) - قم، چاپ دوم، 1373 ش.
[15]- طباطبايى سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، همان ، ج 18 ، ص 315 .
[16]- آل عمران / 110 .
[17]- مكارم شيرازى ناصر، ترجمه قرآن(مكارم)، دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ ومعارف اسلامى) - قم، چاپ دوم، 1373 ش.
[18]- حسن بن ابى الحسن ديلمى، إرشاد القلوب، دو جلد در يك مجلد، انتشارات شريف رضى، 1412 هجرى قمری ، ص 184 .
[19]- اسراء / 36 .
[20]- فولادوند محمد مهدى، ترجمه قرآن(فولادوند)، دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ ومعارف اسلامى) - تهران، چاپ اول، 1415 ق.
[21]- صفّ / 2 .
[22]- مكارم شيرازى ناصر، ترجمه قرآن(مكارم)، دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ ومعارف اسلامى) - قم، چاپ دوم، 1373 ش.
[23]- رساله توضیح المسائل ، امر به معروف و نهی از منکر .
[24]- انعام / 112 .
[25]- مكارم شيرازى ناصر، ترجمه قرآن(مكارم)، دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ ومعارف اسلامى) - قم، چاپ دوم، 1373 ش.
[26]- نور / 30 – 31 .
[27]- غاشیه / 17 الی 20 .
 


٠١:٣٥ - 1392/03/08    /    شماره : ١١٢٧٢    /    تعداد نمایش : ٢٣٥



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :3050
کل بازديدها :15839638
بازديدکنندگان آنلاين :21
بازديدازاین صفحه :282033