نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > ادبی و هنری > صنایع دستی 


  چاپ        ارسال به دوست

سفال، نماد فرهنگ مشترک ایران و آسیای میانه(2)

کاربرد سفال

اگرچه با گذشت زمان، سفال در ساخت اشیا و لوازم متنوع مورد نیاز کاربردهای متعددی پیدا کرده، اما به نظرمی رسد که انگیزه اولیه انسان برای استفاده از آن ماده عمدتا به صورت ظرف بوده است. کاوشهای باستان شناسی معلوم داشته است کهن ترین ظرفهای سفالی که از تپه جیتون کشف شده اند، کاسه های بیضی شکل، فنجانها و کاسه هایی با بدنه منحنی بوده اند.

در مرحله پایانی فرهنگ جیتون مقارن با اوایل هزاره پنجم پیش از میلاد سفال علاوه بر ظروف در کاربرد دیگری ظاهر شد و آن پیکرکها بود که در هیئت سر انسان و گاو ساخته می شد۶ در اوایل دوران نوسنگی پیکرکهایی از زنان تنومند ساخته می شد که تا حد زیادی واقع گرا بود.

در حدود چهار هزار سال پیش از میلاد و همزمان با دوره فرهنگی آنوی IB از سفال ظرفهایی جهت پخت و پز و ظرفهای بزرگی با بدنه کروی برای ذخیره مواد غذایی ساخته می شد در آن دوره هم پیکرکهای سفالی ساخته شده که با نمونه های بدست آمده از جئوکسیور و تپه قبرستان قابل مقایسه بود و در برخی موارد الهه باروری را مجسممی کرد. صنعتگران فرهنگ آنو در دوره برنز از گل پیکره هایی به عنوان بت می ساختند این بتها با پیکرکهای دوره قبل تفاوت داشت، به این معنی که پیکره های کوچک مسطح بودند و از آرایش زیاد برخوردار بودند. در مورد برخی از آنها، وقتی گل بوده اند طرحهایی شبیه درخت یا تصاویر دیگر کنده شده است به عقیده محققان این بتها تجسم ایزدانی نیستند که معروفیت داشته باشند بلکه انعکاس روح اشیا و حوادثی هستند که پیش از پیدایش ایزدان وجود داشتند.

در هزاره چهارم پیش ازمیلاد و در آلتین تپه مهرهای مسطح سفالی ساخته می شد که در پشت آن یک برآمدگی وجود داشت، کاربرد این مهرها را به عنوان تعویذ و احراز مالکیت دانسته اند. در عصر جدید توسعه برنز انواعی از مهرهای مسطح رایج بود که نقش روی آنها موضوعات اسطوره ای را القا می کرد. سفالهای مهرخورده با این گونه مهرها در جان باز قلعه خوارزم و زمان بابا در دره پائین زرافشان دیده شده است۵.

در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد در تپه های آنو و نمازگاه علاوه بر ظرفها و پیکرکهای فراوان، یک شیی دیگر سفالی با کاربرد اقتصادی ظاهر شد و آن مهره بود۶ که احتمالا جهت شمارش و محاسبه مورد استفاده قرار می گرفته است.

در حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد در جنوب غربی آسیای میانه ظرفهای سفالی بسیار متنوعی ساخته می شد و انواع آن در شکل و فرم به حدود ۳۰ گونه می رسید که ظرفهای پایه دار، ظرفهای زاویه دار، ظرفهای آبریزدار، ظرفهای دهن گشاد، کاسه های نیم کروی، ظرفهای لبه دار و منقلهای پهن از آن جمله بودند.

در همان دوره در کوکچا از نواحی خوارزم علاوه بر انواع ظرف خمره های بزرگی ساخته می شد که جهت تدفین اموات کاربرد داشت.

از حدود ۱۶۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش ازمیلاد هم ظرفهایی به منظور استفاده های روزمره، ذخیره مواد غذایی و آشپرخانه ساخته می شد و شکلهای متفاوت و گوناگون داشت.

ظرفهایی که برای استفاده روزمره کاربرد داشتند، قیفی شکل، پایه دار، فنجان، ساغر، لیوانهای کمرباریک، قوری، ظرفهای کوچک، کوزه و پارچ را شامل می شدند و ظرفهای ذخیره و خمره های بزرگ بودند. ظرفهای آشپزخانه هم عبارت بودند از ظرفهای کوچک، کوزه ها، قوریهای لوله دار، لگنها، آبکشها ، دیگها، ظرفهای پایه دار و درپوشها۹. در قرن پنجم و ششم پ.م در گیوزلی گیر خوارزم از سفال گلدانهای استوانه ای شکل و یا مخروط ساخته می شد، در تل برزو نزدیک سمرقند گلدانها و کوزه هایی با بدنه شلجمی قابل مقایسه با نوع یونانی و انواع بشقاب، فنجان و سبو بدست آمده است۱. در قرن چهارم پیش از میلاد سفالی جالب و متنوعی در کوی گریلگان قلعه واقع در خوارزم ساخته می شد. در میان آن اشیا تعداد زیادی « ریتون» سفالی با پایه هایی به شکل نیم تنه انسان، اسب و گریفون بود۲. ریتونهای فلزی در هنر هخامنشی و بعدها ریتونهای عاجی در هنر اشکانی در ایران و ترکمنستان فراوان بدست آمده اند در کوی گریلگان قلعه یک شیی دیگر سفالی که کاربرد جدیدی از آن را نشان می داد نیز کشف شد و آن یک « استودان» محتوی چند پیکرک انسان بود. نظیر این استودانها در گورستانی واقع در طراز با جمبول قزاقستان نیز بدست آمده که در آنها هم پیکرک انسان قرار داشت.

دست ساخته های سفالی با کاربرد استودان در کالچایان واقع در سرخان دریا مربوط به قرنهای پنجم و ششم میلادی و بیانایمن واقع در زرافشان مربوط به قرن ششم میلادی مشاهده شده است.

در دوره کوشانی سفال کاربردهای بسیار متنوعی داشت. علاوه بر انواع ظرف، پیکرکهای جالب و گوناگون از انسان و حیواناتی از قبیل گاونر، فیل، شتر، میمون، سگ، قوچ، بز، ببر، مار، کروکودیل، خوک و پرندگان ساخته می شد. علاوه بر آنها گاریهای کوچک سفالی که به عنوان اسباب بازی ساخته می شدند شاید کاربرد جدیدی از سفال باشند.

در میان اشیا متعدد و گوناگون سفالی کشف شده از پنجکنت هم از اسباب بازی نام برده شده است.

یکی دیگر از کاربردهای سفال نشان یا مدال بود که نمونه هایی از آن در «اوگارک» واقع در حوزه پائین سیر دریا و در نزدیکی طراز در قزاقستان بدست آمده است۸. بر روی مدالی که از اوگاریت بدست آمده تصیر احتمالی یک پادشاه و ولیعهد و الهه نیکه نقش بسته و تخت شاهزاده را دوشیزه نگاه داشته است.

شاید بتوان گفت جالب ترین جنبه کاربرد سفال، مکتوب واقع شدن آن است، اگرچه در بسیاری موارد رسالت نقش روی سفالها از همان آغاز بیان و القا پیامها و مفاهیمی بوده و در واقع مقدمه و پیش درآمدی برای کتابت محسوب می شده اند، اما در دوران تکامل خط، در بسیاری از مواقع سفال خود به مثابه صفحه ای بوده و بر آن مطالب گوناگونی نوشته شده است.

در میان آثار جالب توجهی که در سال ۱۹۴۸ م از نسای قدیم بدست آمد، حدود ۲۸۰۰ قطعه سفال بود که بر روی آنها مطالبی درباره چگونگی تاکداری، انگورچینی و انبارکردن انگور و تخمیر انگور نوشته شده است. این سفالها طی یک قرن به زبان پارتی متداول در قرن اول و دوم پیش ازمیلاد و به خط آرامی نوشته شده و کهن ترین اسناد کتبی پارتی محسوب می گردند.

در محلی به نام قره تپه در شمال غرب ترمذ هم نوعی سفال ظریف بدست آمده که بر روی آن کتیبه هایی به خط برهمایی یا خوارشتی نوشته شده بود و زبان شناسان آن را بسیار با اهمیت ارزیابی کرده اند۱ در بایگانی قصر کوه مغ نزدیک پنجکنت تاجیکستان هم انبوهی کتیبه های نوشته شده بر روی قطعه سفالها و ظرفهای سفالی صورت گرفته اما نوشته روی قطعه سفالها عمدتا با خط سیاه بر روی سفالهای پخته شده آمده است. مضمون آن نوشته ها معمولا نامه های فوری سیاسی، گزارشها، قراردادها، محاسبات اداری و مالی و موضوعات مربوط به ستاره شناسی می باشد.

علاوه بر این، از سال ۱۹۵۴ م تعدادی سفال نوشته شده به زبانی نامعلوم و خطوطی ناشناخته از دوان یونانی – بلخی و کوشانی در آسیای میانه کشف شده است که موارد زیر از آن جمله اند:

 سه نوشته ناقص بر روی قطعات سفال در قره تپه ازبکستان.

 نوشته ای بر روی یک قطعه سفال در خاتین رباط در جنوب ترکمنستان.

 نوشته ای بر روی یک قطعه سفال در تکوز تپه در جنوب ترکمنستان.

 نوشته هایی بر روی قطعه سفال در مرو کهن ترکمنستان.

 چندین نوشته بر روی ظرفهای سفالی در فیاض تپه نزدیک ترمذ.

به دنبال گسترش اسلام در آسیای میانه به تبع آن رواج خط عربی، ظرفهای سفالی بستری مناسب جهت نگارش آن خط شد و همان خط ممیزه سفال دوران اسلامی از سفال پیش از اسلام گردید. سفالهای مکتوب به خط عربی در موزه ها به ظرفهای «افراسیاب» مشهور است زیرا که نمونه هایی از آن برای نخستین بار در شهر کهن افراسیاب در نزدیک سمرقند کشف شد.

ظاهرا نخستین کتیبه های عربی به شیوه کوفی بر کف و حاشیه بشقابها، دایره وار به رنگ سیاه بر زمینه سفید نوشته شده و جایگاه این گونه کاربرد سفال سمرقند و نیشابور بوده است با این تفاوت که کتیبه های سمرقند با تزئینات همراه بود و کتیبه های نیشابور ساده بوده است۵. کتیبه ها گاه خود به لحاظ جایگاه و منظره عنصر تزئینی برای ظرف محسوب می گردند و در این جهت تا آنجا کاربرد یافته اند که برخی حروف به شکل جانور و به ویژه مرغ دریایی نوک بلند و گردن دراز تبدیل می شوند.

کاربرد سفال با کتیبه به لحاظ مضمون و جنبه تزئینی آن از اهمیت زیادی برخوردار بود تا جاییکه نقشهایی شبیه کتیبه بر روی ظرفها تقلید می شد. مهم ترین و جالب ترین ویژگی کتیبه های ظروف سفالی مضامین فرهنگی و اخلاقی آنها است که بر آزادگی ، توکل به خدا، دانش آموزی، خردورزی، صبر و شکیبایی، قناعت، پاکدامنی، جوانمردی و پرهیزکاری تاکید دارد.

بسیاری از ظرفهای سمرقند و نیشابور در موزه های لور، متروپولتین، سن لویی و فریر موجود است و انبوهی ظرف سفالی کتیبه دار متعلق به دوران اسلامی از نقاط مختلف ایران در موزه های ایران می باشد سفالهای کتیبه دار به گونه انبوه ساخته می شد. ساخت ظرفهای کتیبه دار دوران سامانی در سمرقند و نیشابور آغاز شد و به غرب ایران گسترش یافت.

کاربرد سفال در جهت کتیبه نگاری در دوره های بعد هم ادامه یافت که زیباترین آنها تنگها و کاسه های زرین فام سده های چهاردهم و پانزدهم میلادی بود. بر روی آنها و ظرفهای مینایی و ظرفهای قالب زده سفالی کتیبه با مضمون اشعار و دعای خیر و طلب برکت برای صاحب ظرف با خط کوفی و نسخ و ثلث نوشته می شد. این سنت در سفالهای آبی سفید دوران صفوی و بعد از آن در ایران با نوشته هایی به قلم نستعلیق نیز ادامه یافت و قطعات و اشعار فارسی نیز زینت بخش بدنه ظرفهای سفالی می شد.

 تزئینات سفال

بررسی نخستین دست ساخته های سفالی آسیای میانه که در تپه جیتون کشف شده حاکی از آن است که سفالگر از همان ابتدا به جنبه های تزئینی ظرف نظر داشته است.

در مرحله آغازین جیتون (اواسط هزاره ششم پ.م) تقریبا ۱۲% سفالهای جمع آوری شده منقوش بوده اند و آن نقشها، خطهای موجدار و ساده را شامل می شدند که به زنگ قرمز بر زمینه زردرنگ سفال کشیده شده اند. پس از آن دوران نقشها سیر تکاملی خود را دنبال کرده و بر تنوع و کیفیت نقشها افزوده شده است به طوری که در مرحله میانی جیتون نقش مثلث و نقشهایی که با نقطه پر شده اند افزایش یافته است. در مرحله پایانی جیتون علاوه بر تنوع بیشتر نقشها و افزایش نقوش زیگزاگ و طرح درختان که واقع گرایانه ترسیم شده اند، درون ظرفها هم نقاشی شده اند.

در مجموع فرهنگ جیتون را با توجه به سبک نقاشی روی ظرفها، دوره ظهور هنر در ترکمنستان می دانند و ویژگی نقشها واقعگرایی آنها است.

مشابه نقشهای سفال جیتون بر روی سفالهای تپه سنگ چخماق و سفالهای دشت گرگان در ایران مشاهده شده است. به سفالهای دوره آنوی IA ( اواسط هزاره پنجم پ.م) علاوه بر برخی نقشهای سفال جیتون طرحهای هندسی با خطوط متقاطع افزوده شده و رنگ نقشها قهوه ای تیره و سیاه مات بر زمینه قرمز و نخودی است. همانند سفالهای منقوش آنوی IA در تپه چشمه علی نزدیک تهران و تپه سیلک نزدیک کاشان به دست آمده است.

در سفالهای فرهنگ آنوی IB (اواخر هزاره پنجم و اوایل هزاره چهارم پ.م) بیش از ۳۰% از سفالا منقوش بوده و برای نخستین بار و به طور محدود نقش حیواناتی مثل بز، اسب و خر وحشی مشاهده شده است. سفالهای منقوش قابل مقایسه با این دوره در دشت گرگان و دشت درگز در ایران پراکنده اند.

در دوره فرهنگی آنوی II و نمازگاه II )اواسط هزاره چهارم پیش از میلاد) در سنت سفالگری شرق و غرب ترکمنستان به لحاظ نقش سفالها تفاوت محسوسی صورت گرفت. در شرق سنت دوره قبلی دنبال شد در صورتی که در غرب ترکمنستان نوعی سفال با نقش چند رنگ رواج یافت و نقش مایه ها بیشتر اشکال هندسی بود۱. سفال با نقش چند رنگ در آن زمان به دره های اترک، دشت گرگان و دشت درگز در ایران نیز گسترش یافته بود.

در حدود سه هزار سال پیش از میلاد و مقارن با فرهنگ نمازگاه III سفالهای منقوش رو به فراوانی گذاشته و قره تپه در جنوب ترکمنستان یکی از مراکز مهم تولید آن بوده است. در این دوره نقوش حیوانی بر دیگر نقشها برتری داشت و نقش حیوانات عموما بز، پلنگ و پرندگان بود.

به نظر می رسد که در این دوره گروهای مجزا از یکدیگر از ایران به جنوب ترکمنستان نفوذ کرده و برخی سنتهای فرهنگی مشخص را با خود آورده باشند.

نقاشی روی سفالها در دوره فرهنگ آنوی III (اوایل هزاره سوم تا هزار پ.م) مشتمل بر نقشهای گیاهی، جانوری، پرنده، خطوط موازی یا شکسته بود که بین نقشها را پر کرده اند۵. نقشها با دقت و ظرافت ترسیم شده و بیشتر مسبک می باشند. این گونه نقشها در واحه های شمال شرقی ایران و بخصوص یاریم تپه درگز فراوان دیده شده است۶. نقشهای پلکانی و دندانه ای و نقش صلیب نیز در اکثر محوطه های مربوط به این دوره مشاهده می شود و دامنه گسترش آن به ساحل چپ سیردریا نیز کشیده شده است. در محوطه های باستانی آن منطقه، در مرز غربی فرغانه نقشهای دندانه ای واره مانند دیده شده است.

دوران برنز را می توان عصر اعتلای نقاشی روی سفال در آسیای میانه دانست زیرا اشکال با ظرافت و دقت زیاد بر بدنه ظرفها و سطح مهرها ترسیم می شدند. نقش مهرهای سفالی مسطح در این دوره از اهمیت زیادی برخوردارند و موضوعات اسطوره ای را بیان می کنند، علاوه بر نقش صلیب، حیوانات مثل بز و پلنگ و عقاب و مار و تصاویر هیولاها بسیار جالب توجه اند. بعنوان مثال یکی از آن هیولاها حیوان چهارپایی است که سه سر با بدن شیر دارد . دو سر آن هیولا به شکل سر خزندگان (احتمالا مار) و سر سوم به شکل سر پرنده شکاری است.

در هزاره چهارم پیش از میلاد ظروف سفالی صرفا به عنوان ظرف استفاده نمی شد بلکه با استفاده از ترکیب غنی نقوش تزئینی به صورت هندسی و نقوش الهام گرفته از طبیعت از سطح سفال به عنوان یک سیستم نمادین و نشانه ای نیز استفاده می شد و از آن تزئینات در فرهنگ اجتماعی به صورت کدهای اطلاعاتی بهره برداری می شد.

نقشهای روی سفالها در آن زمان وسیله ای برای نشان دادن و انتقال اندیشه هایی بود که میراث مشترک فرهنگی جوامع مختلف ساکن در یک منطقه گسترده جغرافیایی محسوب می شدند. با ظهور پدیده خط و نگارش، نقوش به تدریج با خطوط حرکتی گردشی و به شکل تصاویر تجریدی کشیده شدند تا اینکه سرانجام ناپدید گردیدند.

تزئین سفال در دوران پیش از تاریخ در آسیای میانه منحصر به نقاشی ساده بر بدنه ظرف یا نقش کنده و برجسته بر روی مهرها نبود بلکه روشهای متعدد دیگری جهت زینت بخشی بدنه ظرفها و پیکره ها وجود داشت، یکی از آن روشها اثر مهر بود که نمونه های آن را بر روی سفالهای اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پ.م در جان باز قلعه ازبکستان۱ سفالهای دوران برنز تپه زمان بابا در وادی زرافشان مشاهده شده و در فرهنگ کوشانی و اسلامی نیز از این روش به کرات استفاده شده است.

از روشهای دیگر تزئین، نقش کنده بر سطح سفال بود. این روش نیز گویا از قدیم معمول بوده زیرا در بین سفالهای کشف شده از جان باز قلعه از سفال کنده کاری نام برده شده است۲. در نقاط مختلف خوارزم و از جمله درکوکچا هم از ظرفهای سفالی دیگ مانندی نام برده شده که با نقشهای کنده زینت یافته اند. از جمله موارد دیگر تزئین، نقش برجسته و نقش افزوده بر بدنه ظرفهای سفالی بوده و نمونه هایی از آن در تل برزو نزدیک سمرقند و «یاوان» (وخش) در تاجیکستان مربوط به قرن ۳ و ۴ میلادی بدست آمده و شیوه کار به این صورت بوده که سر انسان یا حیوان بر بدنه یا دسته ظرف افزوده شده است. نمونه جالب سفال با نقش برجسته هم در بیانایمن دیده شده و آن استودانی است که انسانهایی با جزئیات معماری محیط اطراف بر روی آن بطور محسوسی نقش برجسته است.

در قرن هفتم میلادی شکلها و طرحهای تازه ای در تزئین سفالهای آسیای میانه ظاهر شد و آن تلفیق هنر تصویر ایران و سغد و تقلید از تزئینات ظرفهای فلزی بود.

از جمله دست ساخته های این مکتب هنری جدید ظرف سفالی کشف شده در مرو است که سطح آن با نقشهای رنگارنگ پوشیده شده و موضوع نقشها احتمالا داستان مصوری است که مجالس ضیافت و شکار و مرگ یک شخصیت و عزاداری برای او را نشان می دهد این نقاشی ها از سویی رنگ و بوی هنر ساسانی دارد و از سوی دیگر قابل مقایسه با نقاشیهای دیواری بالالیک تپه در ازبکستان و پنجکنت در تاجیکستان می باشد.

برخی در مورد تزئینات سفالهای سده نهم تا دوازدهم آسیای میانه تنهابه اثر قالبهایی با نقش حیوانات، پرندگان و انسان اشاره کرده و نقش مایه ها را پیچکهای درهم پیچیده، صحنه شکار، موجودات افسانه ای ، ابوالهولهای بالدار با چهره های زنانه و شیاطین می دانند۸. حال اینکه می دانیم تزئینات سفال در دوران اسلامی و بخصوص دوره سامانی در آسیای میانه و ایران دامنه ای گسترده داشته است. یکی از پیشرفتهای اسلام در هنر، ظهور نوعی هنر سفال سازی تجملی بود که احتمالا در قرن هشتم میلادی در عراق و مصر رواج داشت و خاستگاه آن تقلید از فلزکاری و هنر چینی بود اما ساخت و پرداخت اصلی ترین سفالها در ولایات شمال شرقی ایران در سده نهم میلادی آغاز شد و دو مرکز عمده سفال سازی سمرقند و نیشابور بود۹. سفالهای سده های اولیه اسلام در آسیای میانه بسیار زیبا و بی مانند بود، نقشها با ذوق و سلیقه کشیده می شوند و موضوع آنها عمدتا ساق های گیاهی، نخل، اشکال پرنده و خطوط کوفی، بز با شاخهای بلند، سواران، رقصندگان و اشکال هیولا مانندی بود که احتمالا ریشه در پیش از اسلام داشتند.

به طور کلی سفالهای ساخته شده در سده دهم میلادی چهارم هجری از نظر نقش بسیار متنوع بوده و از سه منبع الهام گرفته اند: نقش مایه های ساسانی، هنر سفالگری عراق در عصر عباسی و هنر چینی. بنابراین سفالهای آن عصر بسیار زیبا و پر نقش بود به طوری که اصالت سفال شمال شرق ایران عمدتادر شیوه تزئین آنها بود.

طی سده های یازدهم و دوازدهم میلادی سفالهای منقوشی که سبک آنها به «باستانی» معروف شده است در روستاهای آسیای میانه فراوان و در شهرها کمتر رواج داشت. تزئین این ظرفها ساقه های پرپیچ و خم گیاهان شبیه اسلیمی بود.

در سده های سیزدهم و چهاردهم میلادی به دنبال یورش مغول موضوع نقشها که بخصوص در سفالهای لعابدار، جیوانات و پرندگان و ماهیان بودند و از مفاهیم نمادین محلی فرهنگ عامه بهره می گرفتند، جای خود را به طرحهای ساده شده گیاهی دادند. طرحهای هندسی و حیوانی به ندرت مورد استفاده قرار می گرفتند و رنگ آمیزی هم دگرگون شد. تزئین رنگارنگ سده های نهم تا دوازدهم کنار گذاشته شد و نقاشی زیر لعاب به رنگ سیاه بر زمینه آبی و نقاشیهایی به رنگ آبی روشن و لاجوردی بر زمینه سفید جای آن را گرفت۴. آن تغییرات در ایران هم اتفاق افتاد و سفالهایی همانند آسیای میانه به لحاظ تزئینات ساخته شد. اواخر سده چهاردهم و اوایل سده پانزدهم میلادی نقش چینی در تزئینات سفال رواج یافت اما سفالگران آسیای میانه به جای تقلید محض از طرحها و نقشهای چینی به ابداع تزئیناتی پرداختند. سفالهای این دوره که به لحاظ کیفیت نقش به «آبی سفید» معروف بودند، در سطح وسیعی از آسیای میانه و ایران رواج یافتند. سفالهای آبی سفدی در ایران توسط دربار صفویان مورد استقبال شدید واقع شد و هنرمندان به تقلید از هنر چینی نقشهای گیاهی، حیوانی، انسانی و اژدها و هیولا را زینت بخش آن سفالها می کردند.

در اواسط سده شانزدهم میلادی سفالهای آسیای میانه به جهت تزئینات تنزل یافت و در اواسط سده نوزدهم تصاویر انواع اشیا و نقشهایی بر بدنه سفال نقش بستند که با گذشته بسیار متفاوت بوده و اصالت قدیم را نداشتند. در حال حاضر نیز هنرمندان سفالگر آسیای میانه در نقاشی سفال از روش ثابت و بخصوص پیروی نمی کنند و آثار هنری آنها متاثر از فرهنگ رایج در کشورهای زادگاه آنها است.

 پوشش و لعاب

ظرفهای سفالی از همان مراحل اولیه ساخت و تکامل خود دارای پوشش بودند، پوشش قشر نازکی از گل رقیق شده بود که روی بدنه ظرف را می پوشانید. نحوه پوشش دادن به این صورت بود که پس از پرداخت ظرف، سفالگر آن را در داخل دوغابی که در ظرف دیگر آماده کرده بود فرو می برد. به نظر می رسد که ظرفها به دو منظور پوشش داده می شدند، مسدود شدن خلل و فرج ریز دیواره و صاف و یکنواخت کردن رویه ظرف و محو کردن نشانه دست و انگشت سفالگر.

البته پوششهای رنگین هم در تزئین رویه ظرف نقش داشتند. پوشش یا از همان خاک رسی بود که ظرف به وسیله آن ساخته شده و یا گاه با رنگ خمیر سفال متفاوت می شد. از جمله یک گروه از سفالهای آنوی I در اندازه های کوچک با خمیر خشن زرد ساخته شده و دارای پوشش قرمز بوده اند، گونه ای از آن سفالها هم قابل مقایسه با سفال تپه چشمه علی نزدیک تهران بوده که صیقل خورده و پوشش قرمز رنگ داده شده اند۱. یا در قره تپه دو گروه سفال با پوشش قرمز و پوشش روشن شناسایی شده اند که در فرم هم متفاوتند.

نوع پوشش تا آنجا تعیین کننده بوده است که برخی براساس آن قلمرو فرهنگهای خاصی را پیشنهاد کرده اند. مثلادر بخشهای شرقی ایران و بلوچستان دو سنت عمده فرهنگی را در حدود ۴۰۰۰سال پیش از میلاد تشخیص داده اند.

در شمال فلات ایران سفالی رایج بوده است که دارای پوشش گلی غلیظ قرمز رنگ بوده و نوع آن در آنوی IA و تپه حصار دامغان شناسایی شده است و بعدها در دامنه های کپ داغ اشاعه پیدا کرده و متداول شده است و تا واحه کاشان پیش رفته و در آنجا مشخصه سفالهای دوره I و II سیلک شده است. در مقابل این فرهنگ، سفال با پوشش نخودی رنگ قرار دارد که در جنوب مدار ۳۲ درجه شمالی معرف سنتی متفاوت است. سفال نخودی رنگ در بخشهای جنوبی زاگرس اشاعه یافته است.

به هر حال سفالهای ساده همواره دارای پوشش بوده اند اما لعاب به دلیل پیچیدگی و تعدد مواد تشکیل دهنده آن ازقدمت کمتری برخوردار است. برخی آغاز لعاب دادن ظرفهای سفالی در ایران را قرن هفتم پیش از میلاد دانسته و از خمره کوچکی کشف شده در زیویه به عنوان نخستین ظرف لعاب داده نام برده اند.

اما گزارشهای باستان شناسی از ظرفهای لعاب داده شده در « تاگسیکین» واقع در ناحیه خوارزم خبر می دهند که متعلق به دوران برنز بوده و ظاهرا بر روی لعاب سیاه نقشهای سفید رنگ ترمیم شده است. همانند آنها را در قزاقستان مرکزی و سیبری نیز یادآور شده اند.

در تپه افراسیاب ( افراسیاب I و II) سفالهایی مرغوب متعلق به دوران بلخی – یونانی به دست آمده است که دارای لعاب قرمز رنگ بوده اند۵. از وخش در تاجیکستان هم مقدار فراوانی سفال با کیفیت عالی مربوط به قرن سوم و چهارم میلادی کشف شده که لعاب قرمز تیره رنگ داشته است۶. در باختر و سغد و منطقه مرو هم هم جامها و کاسه هایی با لعاب شفاف سرخ رنگ و کوزه هایی با لعاب روشن کشف گردیده که بیانگر پیوندهایی بین سفالگری آسیای میانه و سنن هنری ایران و یونان باستان و قبایل کوچ گر شمال بوده اند.

در سرتاسر قلمرو اشکانیان و ساسانیان ظرفهای سفالی لعابدار به رنگهای فیروزه ای، قهوه ای ، سبز و آبی رواج کامل داشته و حتی تابوتهای سفالی لعابدار به رنگ سبز یا آبی از آن دوران بدست آمده است.

سنت لعاب دادن روی ظرفهای سفالی در دوران اسلامی نیز ادامه یافت و در دوره سامانی تنوع فراوانی یافت. در شهرهای بخارا، سمرقند، نیشابور و جرجان سفال با لعاب پاشیده، لعاب یکرنگ و لعاب رنگارنگ تزئین می شد.

اما منطقه افراسیاب در سمرقند مرکز اصلی سفالهای لعابدار سده نهم تا سیزدهم میلادی شمرده می شد و سفالگران موفقیت حیرت انگیزی در بهره گیری از خواص رنگها کسب کرده بودند. در آن زمان سفالهای لعابدار مرو، نسا، شاش، فرغانه و چغانیان از شهرت و محبوبیت برخوردار بودند.

از اواخر سده چهاردهم میلادی و به دنبال تماس با چین نوعی لعاب سفید شیری رنگ رواج یافت و در گستره وسیعی مورد استفاده قرار گرفت.

کیفیت لعاب از اوایل سده هفدهم میلادی در آسیای میانه تنزل یافت و سفالهای لعابدار سده های نوزدهم و بیستم از حیث هنری کیفیتی نازل تر از سفالهای لعابدار سده های نهم تا شانزدهم میلادی داشتند

 


١١:٠٢ - 1391/01/12    /    شماره : ٢٨١١    /    تعداد نمایش : ١٥٧٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :3337
کل بازديدها :17221825
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :53889