نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

تداعی معانی

زنده یاد عمران صلاحی

تداعی معانی

 

مى‏گويند اول انديشه وان گهى گفتار. چون ما كارمان نوشتن است، بايد بگوييم اول انديشه وان گهى نوشتار. اگر وزن هم غلطمى‏شود، بشود.

 

مى‏گويند اول انديشه وان گهى گفتار. چون ما كارمان نوشتن است، بايد بگوييم اول انديشه وان گهى نوشتار. اگر وزن هم غلطمى‏شود، بشود.

ما براى انديشيدن سه مكان داريم: اول دستشويى. يعنى دقيقاً همان جا كه دست مى‏شويند و آقايان اگر نخواهند ريش بگذارند،صورتشان را اصلاح مى‏كنند. در دستور زبان، ضمير كلمه‏اى است كه جاى اسم مى‏نشيند و از تكرار آن جلوگيرى مى‏كند. در جامعه‏مؤدب ما هم دستشويى جاى مستراح نشسته و از تكرار آن جلوگيرى كرده است، به‏همين علت وقتى كسى مى‏گويد مى‏روم سرى به‏دستشويى بزنم، منظورش از سر همان ته است. در مطلب ما دستشويى همان جايى است كه آينه دارد و دست مى‏شويند يا مسواك‏مى‏زنند يا اصلاح مى‏كنند و يا كارهايى كه مربوط به نواحى فوقانى آدم مى‏شود.

دومين جا براى انديشيدن حمام است. مخصوصاً زير دوش حمام. اگر چه در شعر آمده: اول انديشه، وان گهى گفتار، منظور از اين‏وان، وان حمام نيست. دوش حمام براى انديشه خيلى مؤثر است. سلول‏هاى مغز آدم را به كار مى‏اندازد و باعث مى‏شود آدم سوژه‏هاى‏خوبى فكر كند. البته توى وان هم خوب مى‏شود فكر كرد، اما چون عموميت ندارد، آن را بسط نمى‏دهيم.

سومين جا براى انديشيدن، همان دستشويى به معنى مجازى آن است. يعنى توالت. اما چون ويراستاران كاربرد واژه‏هاى بيگانه‏اى راكه معادل فارسى دارد ممنوع كرده‏اند، به جاى آن‏ مى‏گوييم مستراح. يا به‏قولى آقاى اح. اين كلمه هم چون خيلى بودار است، به جايش مى‏گوييم‏آبريزگاه. در حالى كه چيزى كه در آن ريخته مى‏شود، صرفاً آب نيست. اين سومين مكان براى‏انديشيدن مكان بهترى است، به شرط اين كه عمومى نباشد و كسى پشت در منتظر نباشد و هى‏به در نكوبد و رشته افكار آدمى را پاره نكند! در اين مكان سوم آدم فكرش بازتر مى‏شود. بى‏خودنيست كه بعضى‏ها يك سوم عمرشان در اين محل مى‏گذرد و حتى ميز كارشان را به آنجا منتقل‏كرده‏اند.

اين سه مكان همان‏طور كه واضح و مبرهن است براى انديشيدن مناسب است، نه نوشتن. به‏شرط اين كه ناگهان آب بند نيايد و انديشه را ناتمام نگذارد...

يك آگهى‏

در روزنامه‏ها مشابه اين آگهى را خيلى ديده و خوانده‏ايم: صاحب عكس فوق... مدتى است‏كه از خانه خارج شده و تاكنون مراجعه ننموده است. از يابنده تقاضا مى‏شود با تلفن... تماس‏حاصل فرمايند و خانواده‏اى را از نگرانى برهانند و مژدگانى دريافت دارند. در چنين آگهى‏هايى‏معمولاً مشخصات شخص گمشده را هم مى‏نويسند. اين روزها دختران بيشتر گم مى‏شوند.

در قرن هشتم هجرى هم حافظ شيرازى به‏همين سبك يك آگهى در "جريده عالم" چاپ‏كرده، مشخصات ظاهرى گمشده را هم داده است:

گمشده‏

بر سر بازار، نبازان منادى مى‏زنند

بشنويد اى ساكنان كوى رندى، بشنويد

دختر زر چند روزى شد كه از ما گم شده‏ست‏

رفت تا گيرد سر خود، هان و هان حاضر شويد

جامه‏اى دارد زلعل و نيم تاجى از حباب‏

عقل و دانش بر دو شد تا ايمن از وى نغنويد

دخترى شبگرد تند تلخ گلرنگ است و مست‏

گر بيابيدش به سوى خانه حافظ بريد

از يابنده تقاضا مى‏شود با نشانى: شيراز، ركن‏آباد، جنب مصلى، منزل شمس‏الدين محمدحافظ تماس حاصل فرمايند و رسيد دريافت دارند.

فكاهى‏

سابق بر اين به جاى اين كه بنويسند "فكاهى نويس"، مى‏نوشتند "نويسنده فكاهى". ماهميشه فكر مى‏كرديم كه خود نويسنده فكاهى است. مثلاً فكر مى‏كرديم مارك تواين روى‏چهارپايه مى‏ايستد و براى مردم ادا در مى‏آورد.

 


١٤:٥٦ - 1391/01/10    /    شماره : ٢٦٦٣    /    تعداد نمایش : ١٣٨٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :1258
کل بازديدها :17665537
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :89177