نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > ادبی و هنری > هنر های تجسمی 


  چاپ        ارسال به دوست

تأثير رنگ در مجسمه سازي بخش دوم

در آثار گوگن مشهود است .

نسل جديد مجسمه سازان انگليسي تحصيل كرده در فرانسه نمونه آثار برجسته اي در اين خصوص خلق نمودند . يكي از بهترين آثار اين دوره «لاميا» (1900-1899)‌ ساخته «جورج فرامپتون»(1928-1860) بود كه با الهام از شعري به همين نام سروده «كيت» ساخته شد . تعداد هنرآموزان آمريكايي مركز هنري «اكول دوبر» در شهر پاريس از انگليسي ها نيز بيشتر بود . بسياري از آنان علاقه خود به اين جنبش زيبايي شناختي را با ارايه آثار سنگي مشابهي بيان كردند . هربرت آدامز (1945-1858)‌ ، نخستين رئيس انجمن ملي مجسمه، مجموعه تحسين برانگيزي از نيم تنه هاي زنان زيبا را خلق كرد . يكي از اين آثار با عنوان «ژنوس» (99-1890) مجسمه مرمري با قالب برنز است كه با سنگ هاي قيمتي مرصع كاري شده است . فريبندگي آثار رنگي در عرصه هاي مختلف هنري (شاخص سبك هنر در آثار تزييني و مجسمه سازي ) ، پس از نمايشگاه تسحيلات جنگي در سال 1913 ، دوره نوگرايي را ادامه داد.

شهرت هربرت هاسل تين (1962-1877) ، آمريكايي مقيم فرانسه و عضو انجمن ملي مجسمه ، به دليل خلق مجموعه مفصلي از مجسمه حيوانات است كه بيشتر آن ها نيز آراسته و تزيين شده اند . از بين آثار اين مجموعه و مجسمه «اسب نر باركش بلوطي رنگ »(1922) به دليل شكل انتزاعي و طراحي فوق العاده اش ، بيان گر كمال مطلوب و اطمينان در استفاده از رنگ و تزيينات است . برخي از هنرمندان مدرن با تزيين و حكاكي آثار خود كه مخالف «روند نئو-باروكدر كاربرد گل رس در آثار پيروان سبك مدرن گراي رودنسيك» بود«مفهومي شخصي به كاربرد رنگ در آثار خود بخشيدند .» پس از نمايشگاه يونيورسال پاريس در سال 1900 ، مجسمه سازي به سرعت دستخوش تغيير و تحول شد .تأثير هنرهاي قاره استراليا و آفريقا در مجموععه هاي بومي –قبيله اي در پايتخت هاي قاره اروپا ، از جمله پاريس ، لندن و در سدن نقش به سزايي در شكستن معيارهاي هنر غرب داشت. مجسمه سازان مكتب هاي مختلف، با كاربرد رنگ به سطح آثار خود جان بخشيدند . نخستين نمونه اثر اين تحول ، مجسمه «زن رقصنده» (1912-1908) «ارنست لودويگ كركز» (1938-1880) هنرمند آلماني سبك اكسپرسيونيسم بود . وي و ساير هنرمندان مدرن ، به همان روش گوگن ، با كنده كاري بي واسطه آثار خود ، بخش هايي از بدنه آن ها را رنگ كردند .

مجسمه سازان در فواصل جنگ ها آزادانه از رنگ براي نمايش فرهنگ هاي مختلف استفاده نمودند .«گاستون لاكايز» (1935-1882) به اثر ساخته شده از سنگ مرمر خود با عنوان «سر يك زن» از طريق كنده كاري و كاربرد رنگ ، نمايي صورتي و موجدار دارد . خيره گي نگاه ، رنگ مايه قهوه اي موها ، گوشه چشم ها ، زير بيني و روي چانه در سبك مصر باستان همان جذبه نمادين را به صورت هاي طبيعي آثار كركز و نادل مان مي بخشد . "الي نادل مان"(1946-1882)پس از خلق مجسمه هاي مرمري نوين وخارق العاده در پاريس،به آمريكابازگشت وبه نوآوري درسنت هاي هنري سرزمين خود پرداخت.حالت لوله اي شكل منحصربه فرد آثار وي،انحناي انتزاعي ظريف كارهاي هنرمندان مدرن را بهبود بخشيد.وي با پوشاندن اجزاي صورت،لباس و موي مجسمه هاي خود از جمله "رقصنده"(1919-1918)شاخص هاي اين سبك را بيشتر نمايان ساخت. مجسمه سازان در قرن پرهياهوي بيستم نيز به استفاده از رنگ-بيشتر به دليل مشخص كردن حيطه هنر از صنعت-ادامه دادند،واز مواد متفاوتي همچون موم كه"پي شنت رايت"را به شهرت رساندو برنز كه ديگر محبوبيت سابق را نداشت براي خلق آثار خود استفاده نمودند.

"ملوينا هافمن"(1966-1887)عضو انجمن ملي مجسمه با اجراي چندين كميسيون يادبود به مطالعه حركات موزون"آناپاولوول"پرداخت.اين امر منجر به خلق تعدادي مجسمه مومي كوچك مثل آناپاوولو(1932)شد كه كاربرد رنگ د رآن بيانگر غيرواقعي بودن سبك نمادگرايي آن بود."كارل پل جنوين"(1978-1890)،دبيرانجمن ملي مجسمه درسال هاي 1963-1960،در مهم ترين كميسيون معماري دوره خود يعني مجسمه هاي سفالين سه گوش بخش شمالي موزه هنر فيلادلفيا(1993)،كاربرد رنگ دراين آثار يوناني را احيا نمود.وي طي مراحل مقدماتي تحقيق معماري خود دراين زمينه،مجسمه برنزي كوچك رنگ آميزي شده"رقص يوناني"(1926)را خلق كرد.اين مجسمه كه بيست وپنجمين نمونه از اين كار بودوبا استقبال شاياني روبرو شد،پتينه زيبايي داشت كه رنگ خاصي را به برنز داده بود. در دهه 1930،يك قرن پس از اولين آگاهي ها مبني بر رواج استفاده از رنگ درمجسمه سازي ومعماري يونان باستان،اين سنت درمجسمه سازي احيا شد.

كاربرد رنگ در همه رشته هاي هنري وتمامي سبك ها جايگاه خود را پيدا كرد واهميت بسزايي در تأكيد برابعاد يا خلق جلوه هاي نوري در ساختارهاي سبك كوبيسم وآثار سورئاليستي يافت.مخاطبان هنردوست كه تحصيلاتي دراين زمينه نداشتند هم جلوه اين مجسمه هاي در قالب سنگ مرمر صيقلي شيري رنگ وحتي آثار گچي سفيد را مورد تحسين قرار دادند.مجسمه سازان قرن بيستم ديگر واهمه اي از بدگويي ها به علت استفاده از رنگ به منظور واقع نمايي ونمادگرايي،كاربرد تزئيني،صنعتي يا شوك وارد كردن نداشتند.


١٢:٢٧ - 1391/01/13    /    شماره : ٣٠٤٥    /    تعداد نمایش : ١٢٠٠



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :946
کل بازديدها :17648644
بازديدکنندگان آنلاين :9
بازديدازاین صفحه :137399