نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > ادبی و هنری > هنر های تجسمی 


  چاپ        ارسال به دوست

درجات و مراتب خط و خوشنویسی

 

 

درجات و مراتب خط از چهار رتبه بيرون نيست و ارزش قطعات خط از تعيين رتبه ها دانسته مي شود. آن چهار عبارت است از : متوسط، خوش ، عالي، ممتاز.

مرتبه متوسط آن است كه هنرجو در اثر مختصر تعليم و آشنائي به قواعد آن، خطي روشن و خوانا پيدا كند و اين درجه ي فرودين خط است كه از نظر هنر خوشنويسي اهميتي ندارد و تنها امتيازش اين است كه از خط مبتدي برتر و بهتر است و قدمي به خوشنويسي نزديكتر شده است.

مرتبه خوش مرتبه اي بالاتر از متوسط است كه در آن نكات تعليم استاد بيشتر رعايت شده و زيبائي و مرغوبيت بيشتر ديده مي شود.

مرتبه عالي به لحاظ درجاتي بالاي خوش قرار گرفته است و آن خطي است كه از نظر اصول و قواعد و زيبايي ضعفي در آن ديده نشود و قطعات و مكتوباتي كه بدين پايه و مايه باشد داراي اهميت و ارزش خواهد بود.

ممتاز خطي است كه در حد عالي ترين و نهايت كمال و زيبايي و صفا و شأن قرار گرفته باشد و بهترين از آن در نظر اهل فن تصور نشود و چنين قطعات و نوشته هايي را در هر زمان وهر جا ارزش فوق العاده نهند.

مراتب خطاطي و خوشنويسي چنانكه اشاره شد نيز از روي اين مراتب و درجات خط است و مرتبه ي استادي از حد عالي به بالا احراز مي شود و كمتر كسي را استاد مي خوانند. بنابراين استاد كسي است كه پيوسته در حد عالي و ممتاز نويسد و خوب از عهده برآيد كه قدرت قلم او به نام شيوه ي خاص او شناخته و معروف گردد.

بين استادان خط از نظر تفوق آثار هنري و ابتكار و تربيت شاگردان و صفات پسنديده و آداب داني و حسن معاشرت و علم و دانش و گاهي موقعيت و محيط، تفاوت حاصل مي شود و گاه يكي از آنان از اين راهها امتيازاتي به دست مي آورد كه در ديگري نيست و ممكن است استادي در يك نوع خط يا دو سه نوع استاد باشد و امكان دارد در تمام انواع خطوط متداول سرآمد گردد. اينگونه استادان در دوره هاي پيشين فراوان ولي در اين عصر كميابند و چنين استادي كه همه ي خطوط را در حد عالي و ممتاز بنويسد نادر العصر به شمار مي آيد.

سالها بايد كه تا صاحبدلي پيدا شود                     بوسعيدي از خراسان يا اويسي از قرن

براي ميزان شناخت استاد مي توانيم به وضع سيرت و اخلاق آثار استادان پيشين كه ترجمه ي احوالشان در جلد اول اطلس خط آمده است، مراجعه كنيم. بيشتر آنان مانند ميرعلي تبريزي كه نسبت وضع نستعليق بدو است، در انواع خطوط تسلط داشته اند و از فضيلت علم و ادب و صفات عالي انساني بهره ور بوده اند. همچنين جعفري تبريزي بايسنقري، سلطانعلي مشهدي، ميرعلي هروي، مالك ديلمي، محمد حسين تبريزي، عبدالباقي تبريزي، بابا شاه اصفهاني، عليرضا عباسي، ميرعماد و شاگردان و پيروان برجسته آنان و ...

و ميرزا احمد خان ني ريزي، درويش عبدالمجيد طالقاني و وصال شيرازي و ... همه پاكدلان ديندار و اهل فضل و دانش و شاعر و اديب بودند.

شايسته است خطاطان و خوشنويسان امروز بدان بزرگان تأسي كنند و از طريقه ي آنان و مردم دوستي و محبت كه شاگردان خود را چون فرزندان خود مي دانسته و اشاعه ي هنر مي كردند پيروي نمايند. والا با داشتن خط تنها و فقدان فضيلت يا نداشتن ديانت و امانت ، شايسته مقام استادي نيستند. (ره چنان رو كه رهروان رفتند) سعدي عليه الرحمه فرمود:

وجودي دهد روشنائي به جمع                             كه در سينه سوزيش باشد چو شمع

هنرمندي كه خواهد بر كرسي استادي نشيند لازم است كه از گنجينه هاي كمالات ، توشه و از خرمنهاي آداب، خوشه اي برگرفته، در انشاء و املاء يد طولي داشته، در لغت قوي و از دستور مطلع باشد. از علوم و دانشهاي معمول عصر خود بي اطلاع نبوده، صرف و نحو و منطق و فقه قرآن بداند و برحسن اشكال و خوبي اوضاع خط بيفزايد، تا در نظرها عظيم و در خاطرها مقبول و مكين گردد و به اهميت و اعتبار او بيفزايد و در اجتماع قابل افاده و استفاده آيد. به طوري كه نوشته ها و خطوط او را حجت قاطع و سندي معتبر بشمارند.

حافظ فرمايد:

زدلبري نتوان لاف زد به آساني                               هزار نكته در اين كار هست تا داني

به جز شكر دهني مايه هاست خوبي را                 به خاتمي نتوان زد در سليماني

هزار سلطنت دلبري بدان نرسد                           كه خويش را به هنر در دلي بگنجاني

 


١٥:١٠ - 1391/01/11    /    شماره : ٢٧٥٣    /    تعداد نمایش : ٨٢٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :2139
کل بازديدها :17666418
بازديدکنندگان آنلاين :1
بازديدازاین صفحه :137534