نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > سیاسی و اجتماعی > اندیشه های اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

تقريب مذاهب و عقلانيت مطلوب

وجه تمايز انسان نسبت به ديگر موجودات، ارادۀ آزاد اوست؛ اين اراده اگر چه نتيجۀ شوق‌ها و عواطف و احساسات رشد يابنده‌ای است كه برخی فلاسفه و روانشناسان آنرا شوق و عواطف تراكم تصوّر كرده‌اند، وجه تفاوت آن با شوق و عواطف حيوانی در آنست كه آن يك در پيوند با باورهای عقلی او در عرصۀ «كارهای شايست و ناشايست» يا به اصطلاح عقل عملی است كه البته در حيوان، وجود ندارد؛ بنابراين ارادۀ سالم انسانی با هر نوع عواطف و احساسات تراكمی كه درپس آن وجود داشته باشد، با رهنمون "عقل عملی" حركت می‌كند حال آنكه حركت ارادۀ حيوانی با انگيزه‌های كور شهوانی و انفعالی است، به همين دليل انسانی كه با عين همين انگيزه حركت نمايد، حيوان و حتی از حيوان بدتر و گمراهتر شمرده می‌شود زيرا خداوند متعال به او لگامی فطری و افساری طبيعی- يعنی عقل- برای كنترل به وی بخشيده ولی او آنرا ناديده گرفته است، خداوند متعال می‌فرمايد: « وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ» (سورۀ اعراف- 179) (و بی گمان بسياری از پريان و آدميان را برای دوزخ آفريده‌ايم؛ (زيرا) دل‌هایی دارند كه با آن در نمی‌يابند و ديدگانی كه با آن نمی‌نگرند و گوش‌هایی كه با آن نمی‌شنوند؛ آنان چون چارپاياند بلكه آنان گمراه‌ترند، آنانند كه ناآگاهند.

بنابراين حيوان، از هرگونه رهنمون عقلانی، آگاهانه و حسابگرانه، بدور است و انسان غافل از توانها و پتانسيل‌های خويش نيز همانند اوست.

به همين دليل است كه آزادی نزد حيوان و انسان مشابه حيوان، آزادی شهوت و هواس‌های نفسانی يعنی آزادی بی‌ در و پيكر و ويرانگری است كه بنابر نظر فيلسوفان مسلمان و نيز فيلسوفان غير دينی حتماً بايد آنرا كنترل كرد و زير سلطه گرفت. فيلسوف اسلامی بزرگ "صدرالدين شيرازی" (ملاصدرا) می‌گويد: «عقل عملی نيرویی است كه هر آن امور انسانی را كه انسان بايد در معاش و معاد خود انجام دهد، تشخيص می‌دهد و استنباط می‌نمايد درست برخلاف نيروی منهای عقلی كه كارها و افعالش،جملگی حيوانی و بدون انديشه است

و "هگل" فيلسوف ماده‌گرای المانی، تعريف متداول از آزادی در زمان خود يعنی: «توان انجام كاری كه شوق انجام آنرا داديم» را مورد نقد قرار می‌دهد و معتقد است كه اين تعريف، نشانگر عدم بلوغ فكری است زيرا هيچ اشاره‌ای به حق و زندگی اخلاقی و جز آن، نمی‌كند

در اينجا "استاد شهيد مرتضی مطهری" يادآور می‌شود: «ملاك شرف و احترام به آزادی انسانی، قرار گرفتن آن در مسير انسانيّت است. انسانی كه در اين مسير حركت می‌كند و نه آنكس كه از شهوت خود پيروی می‌كند حتی اگر عليه بشريّت نشانه گرفته شده است بايد آزاد باشد

از اين روست كه می‌بينيم اسلام، انسان مسلمان را به شيوه‌های گوناگون بر پايه خردورزی در ارادۀ فردی و اجتماعی‌اش پرورش می‌دهد از جمله:

عقيدۀ اسلامی و اركان مركزی آن (يعنی: توحيد، نبوت و معاد) را چارچوب كلی رهنمون‌بخش اين خردورزی و عقلانيّت در نظر می‌گيرد و مفاهيم عامی چون موارد زير را برخاسته از آن تلقی می‌نمايد:

- هدفمندی در جهان هستی: « رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ » (سورۀ آل‌عمران- 191) (... پروردگارا! اين (ها) را بيهوده نيافريده‌ای، پاكا كه تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) بازدار.)

- و مسؤوليت‌پذيری: « وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ » (سورۀ الصافات-24) ( و آنان را بازداريد كه آنان بازخواست خواهند شد.)

-و آزادی آگاهانه: « إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا » (سورۀ الانسان-3) ( ما به او راه را نشان داده‌ايم خواه سپاسگزار باشد، يا ناسپاس.)

- و محاسبه: « وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » (سوره الرعد- 21) (... و از پروردگار خويش می‌ترسند و از سختی حساب، هراس دارند.)

-و تعادل در جهان هستی و چگونگی برخورد با آن: « وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ  * أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ » (سورۀ الرحمن: 7و8) (و آسمان را برافراشت و ترازو را بگذاشت * كه در ترازو تجاوز نكنيد.)

- و نفی همۀ انواع ستمگری: « وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ » (سورۀ الشعراء- 227) (... به زودی خواهند دانست كه به كدام بازگشتگاه باز خواهند گشت.)

-عدم اعطای حق به حق‌دار و كم‌فروشی نيز در شمار ستمگری است: « وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ » (سورۀ الاعراف- 85) (... و چيزهای مردم را به آنان كم ندهيد.) ؛ «وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ » (سورۀ المطففين-1) (وای بر كم فروشان.)

آری در اين چارچوبهاست كه اسلام عقلانيّت و خردورزی را در فرد مسلمان پرورش می‌دهد و می‌كوشد تا جنبه‌های عقلی را در وی رشد دهد و موانع انديشه درست را از سر راهش بردارد. روند توسعۀ فكری و عقلی نيز دارای برنامه‌ای همه جانبه خود و شامل موارد زير است:

الف: گشايش باب گفتگوی سازنده انسانی با رعايت منطق، بی طرفی و احترام به ديگران و انگشت‌گذاردن بر امور عملی و پيروی از شيوه‌های برتر و ...

ب: تشويق انسان به تغيير و تحوّل سازنده و نا ايستایی بر تحجّر و عقب‌ماندگی و تأكيد بر اينكه اين تغيير بايد از خويشتن آغاز گردد: « إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ » (سورۀ الرعد- 11) (... بی‌گمان خداوند آنچه را گروهی دارند دگرگون نمی‌كند (و از آنان نمی‌ستاند) مگر آنها، آنچه را در خويش دارندف تغيير دهند.) روند تغيير و تحول نيز از ويژگی‌های انسان با استفاده از توانایی‌های عقلی خويش است.

ج: سوق انسان به تأمل و تدبّر و عبرت‌پذيری و تعقّل و آگاهی: « لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ » (سورۀ ص- 29) (... تا در آيات آن نيك بينديشند تا خردمندان از آن پند گيرند. )؛ «أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ» (سورۀ يوسف- 109) (... آيا روی زمين گردش نكرده‌اند تا بنگرند و سرانجام پيشينيان چگونه بوده است؟)؛ « إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» (سورۀ النحل- 67) (... به راستی در اين كار، نشانه‌ای است برای گروهی كه خرد می‌ورزند.)؛ « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا» (سورۀ الحجرات- 6) (ای مؤمنان، اگر بزهكاری برايتان خبری آورد، بررسی كنيد مبادا نادانسته به گروه زيان رسانيد...)؛ « وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ » (سورۀ الحاقة-12) (... و گوش‌های نيوشنده آن را به گوش گيرند.)؛ « تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ » (سورۀ النساء- 43) ( ای‌ مؤمنان! در حال مستی به نماز رو نياوريد تا هنگامی كه دريابيد چه می‌گوييد و ...).

د: هموار ساختن روند اجتهاد.

هـ: تشويق به رايزنی: « وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ » (سورۀ الشوری- 38) (... و كارشان رايزنی ميان همديگر است.)

همچنانكه كوشيد تا موانع انديشۀ درست و سالم را از ميان بردارد؛ از جملۀ اين موانع:

الف: مطلق‌های نسبی توهّمی؛ « مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ » (سورۀ يوسف- 40) (شما به جای او، جز نام‌هایی كه خود و پدرانتان آنها را ناميده‌ايد، نمی‌پرستيد.)

ب: خرافات؛ « مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ » (سورۀ المائدة- 103) (خداوند هيچ چيز ممنوعی چون بحيرة (= شتر مادۀ گوش بريده چند شكم زاده) و سائبه (= ماده شتر نذر بت شده) و وصيله (= ميش دوگانيك- دو قلو- نر و ماده زاده) و حاميه (= شتر با ده نتاج) قرار نداده است...).

ج: تقليد از ديگران؛ « وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ » (سورۀ بقره- 170) ( و چون به آنان گفته شود از آنچه خداوند فروفرستاده پيروی كنيد، می‌گويند: نه بلكه ما از آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم، پيروی می‌كنيم؛ آيا حتی اگر پدرانشان چيزی را در نمی‌يافته و راه به جایی نمی‌برده‌اند (باز از پدرانشان پيروی می‌كنند؟)).

د: غفلت؛ « وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ » (سوره الاعراف- 205) (... و از غافلان مباش.) و جز اينها.

 

شكل‌گيری و پيدايش مذاهب اسلامی در پرتو اين خردورزی

روشن است كه در زمان پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله وسلم) نياز چندانی به اجتهاد وجود نداشت زيرا احكام و مفاهيم شرعی و دينی، مستقيماً از آنحضرت گرفته می‌شد. البته برخی صحابه، اجتهادهایی داشته‌اند كه مورد تأييد پيامبر هم قرار گرفته بود.

در آن زمان، اختلاف (نظر)ها ساده بود و هنگامی كه سرزمين اسلام گسترش يافت، آيۀ "النفر" نازل شد و واقعيتی را تثبيت كرد و اساس اجتهاد و "حجيّت خبر واحد" را تشريع كرد. در اين آيه خداوند متعال فرمود: « وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » (سورۀ التوبه-122) (و مؤمنان نبايد همگی رهسپار (جهاد يا آموختن دانش) شوند، اما چرا از هر گروه ايشان، دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دين آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بيم دهند باشد كه بپرهيزند.)

ولی طبيعتاً پس از وفات رسول اكرم (صلی الله عليه و آله وسلم) شدّت و ميزان نياز به اجتهاد بالا گرفت و به همين ترتيب در عصر تابعين نيز شدّت بيشتری پيدا كرد ولی تنها پس از آن بود كه مذاهب مختلف اسلامی به شكل مشخّص و روشنی، شكل گرفتند.

"استاد السياس" بر آنست كه جهان اسلام از اوايل قرن دوم هجری تا نيمه‌های قرن چهارم 138 مكتب و مذهب فقهی را بخود ديد بطوريكه بيشتر شهرهای سرزمين اسلامی، برای خود مذهب ويژه‌ای داشتند ؛ حال آنكه "استاد اسد حيدر" معتقد است كه شمار اين مذاهب و مكاتب فقهی، بيش از 50 بود.

به نظر برخی علما، شماری از مذاهبی كه پس از طبقه تابعين شكل گرفتند مذاهبی فردی بودند كه از سوی پيروان و اطرافيان صاحبان آنها، پذيرفته نشدند لذا با انقراض (وفات و...)صاحبانشان، منقرض گرديد و شمار ديگری از آنها، مذاهب گروهی بودند كه در پرتو آنچه صاحبان آنها و پيروانشان در مجموعه‌های بهم‌پيوسته‌ای تدوين كردند، پخته و پرداخته شده بودند.

از ميان مذاهب منسوخ شده می‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1-مذهب "حسن بصری" (110-23 هجری قمری)، 2- مذهب "ابن ابی ليلی" (148-74 ه ق)، 3- مذهب "الاوزاعی" (757-88 ه ق) ، 4- مذهب "سفيان التوری" (161-97 هجری قمری)، 5- مذهب "الليث بن سعد" (متوفی سال 175 هجری قمری)، 6- مذهب "ابراهيم بن خالد الكلبی" (متوفی سال 240 هجری قمری) ؛  7-مذهب "ابن خرم داود بن علی الاصبهانی الظاهری" (270-202 هجری قمری) ؛ 8-مذهب "محمد بن جرير الطبری" (310-224 هجری قمری)؛ 9- مذهب "سليمان‌بن مهران الاعمش" (متوفی سال 148 هجری قمری)؛ 10- مذهب "عامربن شرحبيل الشعبی" (متوفی سال 105 هجری قمری) و بسياری مذاهب ديگر.

و مذاهبی كه تا به امروز، ادامۀ حيات داده‌اند، عبارتند از:

1-مذهب "امامی اثنی عشری" كه "امام محمد باقر" و "امام جعفر صادق" از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) به گسترش معارف آن پرداختند. 2-مذهب زيدی، 3-مذهب حنفی؛ 4-مذهب شافعی ؛ 5- مذهب مالكی؛ 6- مذهب حنبلی؛ 7- مذهب اباضی؛ كه در اينجا به دنبال بحث در زمينه‌های پيدايش اين مذاهب يا عوامل انقراض يا انتشار و گسترش آن يا اين دسته از مذاهب نيستيم، البته اين عوامل و زمينه‌ها، جملگی علل و عوامل علمی و عينی‌ای هستند كه علما بهنگام مطرح ساختن عوامل و اسباب اختلاف، به آنها پرداخته‌اند.

به عنوان مثال "ابن رشد"  آنچه را كه به "تنقيح صغريات حجية الظهور" يا "حجيت قياس" مرتبط است، ياد كرده و آقای حكيم ، «اختلاف در اصول و مبانی استنباط» را بدانها افزوده و ما نيز می‌توانيم «اختلاف در شيوه‌ها و آيين‌های استدلال و مراحل آنرا» به آنها بيفزاييم.

علاوه بر اين عوامل عينی و علمی، می‌توان عوامل معرفتی- شخصی ديگری چون: ميزان وسعت يا محدوديّت اطلاعات، عوامل روانی و فردی از جمله توان تحليل ذهنی را نيز تصوّر كرد؛ همچنانكه از نقش عوامل سياسی، تاريخی، مصلحتی، اجتماعی و غيره نيز نبايد غافل ماند ولی بهر حال آنچه در بحث ما از همه مهمتر است، ياد‌اوری نكات زير است:

يكم: پيدايش مذاهب گوناگون، بيانگر تحوّل در خردورزی اسلامی برای جبران غيبت پيامبر اكرم (صلی الله عليه و آله وسلم) و گسست وحی از يك سو و گسترش نيازها و فراوانی حوادث و اتفاقات مطرح شده و پيچيدگی جوامع از سوی ديگر و ای‌بسا انباشت معارف فقهی و مطرح گشتن شاخه‌ها و شعبه‌های متصوّر در اين معارف، از سوی سوم بود و بنابراين حالتی طبيعی و بهداشتی و تمدنی بشمار می‌رفت.

دوم: اين مذاهب خود تشكيل دهندۀ غنای فكری ارزشمندی برای تمدن اسلامی هستند و به حاكم اسلامی- همچنانكه به فرد مسلمان- گسترۀ گزينه‌های بهتر و بيشتری در عرصه روند اجرای شريعت اسلامی در زندگی فردی (بويژه در حالت عدم تقليد از مجتهد اعلم) و زندگی اجتماعی را فراهم می‌آورند زيرا ديدگاههای برخاسته از روند اسلامی به رسميت شناخته شده‌ای چون اجتهاد را می‌توان به درستی به اسلام منتسب كرد و در اين صورت عرصه گسترده‌ای برای مانور و انتخاب بهترين ديدگاهها در جهت تحقق مصالح (حتی اگر اين حاكم در اجتهاد شخصی خود با اين ديدگاه موافق نباشد) در برابر حاكم شرع می‌گشايد و به او توان تلفيق و تركيب ديدگاههای مختلف برای رسيدن به يك نظريه و مكتب اجتماعی برتر را می‌دهد و اين خود بهترين تعبير از انعطاف‌پذيری اسلامی است. 

سوم: اين مذاهب- همچنانكه گفتيم- تشكيل‌دهندۀ غنای زندگی اسلامی و حالتی طبيعی و منطقی و عقلانی است كه رسيدن به آن نيز مورد انتظار بود ولی آنچه اين پديدۀ طبيعی را به پديده‌ای منفی در روند تاريخ اسلام تبديل كرده، چيزی است كه آنرا تبديل شدن به فرقه‌گرایی تنگ‌نظرانه می‌ناميم. اين روحيه فرقه‌گرايانه، به تدريج از خردورزی و گفتگویی كه قرآن كريم بدان فراخوانده فاصله گرفت و حالت تسامح و تساهل و مدارای اسلامی را بفراموشی سپرد و گاه وارد جدال‌های عقيم و اختلافات نفرت‌انگيزی گرديد؛ از آن پس، ما شاهد دوره‌های وحشتناك و شيوه‌های غير اسلامی در تكفير و تفسيق و تبديع- به تعبير شيخ يوسف القرضاوی - [به معنای كافر و فاسق و بدعت كار شمردن ديگران]،هستيم كه منجر به درگيری‌های شديد و تأسف‌آوری گرديد و جوی‌های خون و اشك، جاری ساخت و امّت را دچار تشتت و پراكندگی ساخت و آنرا از موقعيّت تمدنی شايسته خود دور ساخت  و روح خردگرایی كه اسلام آنرا با تمام آنچه كه اقتضا دارد از جمله: "اجتهاد آزاد"، "رايزنی ثمربخش" و "دگرگونی‌های سازنده" و "گفتگوی منطقی" پرورش داد، كشت يا تضعيف كرد و مطلق‌های وهمی چون: "مذهبيّت منفرد"، "حق انحصاری"، "كفر ديگران" و "ويژگی فرقۀ نجات يافته" و غيره چيره شد.

از اينجاست كه ما جداً به بازگشت حالت مذهبی به وضع طبيعی خود از طريق گسترش عقلانيّت مطلوب و روح گفتگوی سازندۀ اسلامی و همدلی و همنوایی و جستجوی گستره‌های مشترك يعنی آنچه كه به آن "جنبش تقريب مذاهب اسلامی" می‌گوييم، فرا می‌خوانيم.

 

"جنبش تقريب مذاهب اسلامی"

آنچه كه در دهه‌های اخير بر آن "جنبش تقريب" نام نهاده شده دارای ريشه‌هایی در كهن‌ترين دوره‌های اسلامی است زيرا اصالت و پويایی خود را از اصول تابناك شربعت برگرفته و ضرورت آن با گسترش عرصه مسؤوليت اين امت در بنای تمدن بشری يا دست كم مشاركت فعّال در آن، روشنتر می‌گردد.

علما و شخصيت‌های بزرگی در دهۀ چهل قرن ميلادی گذشته، نخستين خشت‌های اين حركت پرشكوه و مبارك را گذاردند و واقعاً در تبيين اصول و نمودهای آن كوشش‌های جدی بعمل آوردند و مقالات متعددی را در راستای تحكيم و تثبيت آن در ميان مردم، به رشته تحرير درآوردند و ريشه‌های شرعی و ضرورت رو به رشد و فزايندۀ آنرا تبيين كردند.

.

ما واقعاً خوشوقتيم كه می‌بينيم اين بذر، رشد و نمو كرده و تبديل به درخت پاكی شده كه ريشه‌اش پابرجا و شاخه‌هايش سر بر آسمان دارد و به اذن پروردگارش هر دم ، بر و بار خود را می‌دهد، چه اينك مجامع علمی متعدی از جمله: "مجمع فقه اسلامی" و "ايسسكو" به آن توجّه دارند و انرا از مهمترين اهداف خود قرار داده‌اند و رهبران مسلمان موضوع " تقريب مذاهب اسلامی" را در نشست‌های فوق‌العادۀ خود در "مكه مكرمه"، وارد برنامۀ ده سالۀ كشورهای اسلامی ساخته و علمای اسلامی و بويژه پس از حوادثی كه در پاكستان و افغانستان و عراق و لبنان و جاهای ديگر اتفاق افتاد و می‌افتد، شديداً از آن استقبال كرده‌اند.

تقریب


١٨:٣٦ - 1391/01/06    /    شماره : ٢٣٦٥    /    تعداد نمایش : ٧٥١



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :5416
کل بازديدها :17402544
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :79698