نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > سیاسی و اجتماعی > اندیشه های اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

ليبرال و ايدئولوژى ستيزى

در این مقاله بر آن شديم تا تنها به بررسى و تحليل مختصر افكار و ايده هاى سروش كه از چهده هاى شاخص و برجسته جريان ليبراليسم و سكولاريسم در ايران امروز به شمار مى رود، بپردازيم : مرورى بر بخشى از افكار و ايده هاى دكتر سروش كه اكنون به عنوان يكى از سركردگان فكرى و عقيدتى و گرايشهاى ليبراليستى و سكولاريستى در كشور به شمار مى آيد و در مجالس و محافل غربى از وى با تعظم و تكريم ياد مى شود، مى تواند راهگشاى درك بهتر و بيشتر وضعيت كنونى ليبراليسم در ايران باشد.

ايدئولوژى ستيزى
ايدئولوژى طى چند سال اخير مورد هجوم هاى شديد و بى وقفه سروش قرار داشته است . ابتدا فرازهايى از عبارت ايدئولوژى ستيزانه وى را در مى آوريم ، آنگاه به ماهيت و چرايى اين ستيز مى پردازيم : ((ايدئولوژى حجاب عقل ، دشمن خرد و روشن بينى آدمى است (62)
ايدئولوژى معقوله اى غير معرفتى است ، سلاح است .. خطاى سيستماتيك عقل است .(63)
دين به خاطر حيرت افكنى خويش نمى بايد و نمى تواند در قالب يك ايدئولوژى در آيد و جامعه را نيز بر الگوى خود بسازد.(64)
در جوامع ايدئولوژيك هميشه علم و عقل تحقير مى شوند.(65)
يك متفكرى اگر آمد و و يك نقشه ايدئولوژيك ريخت ، يعنى يك قتلگاه تفكر طراحى كرده است .(66)
ناپلئون به متفكران زمان خودش ، به تحقير، كلمه ايدئولوگ را اطلاق مى كرد و ايدوئولوگ يعنى خيالباف ، يعنى كسانى كه نشسته اند و حرف مى زنند، كسانى كه مانند عنكبوت افكار تهى و گزاف مى بافند، به آنها اين را اطلاق مى كرد.(67)
هيچ ايدئولوژى اصلاح پذير نيست . تنها راه صلاح ايدئولوژى اعدام اوست . بايد آن را بر كنيم و برداريد، جايش يك ايدئولوژى ديگرى بنشانيد...اين همان چيزى اين كه من عرض كردم دين نبايد در غالب ايدئولوژى در آيد(68) بعد از ذكر فرازهايى از هجمه هاى سروش به ايدئولوژى حال بايد ببينيم ايدئولوژى چيست كه اين گونه معطون و ملعون وى قرار گرفته است ؟
ايدئولوژى همان مكتب راهنماى علم است . به عبارت ديگر هرگاه سيك دين و مكتب داعيه دخالت در امور اجتماعى و سياسى را داشته باشد و براى اداره جامعه طرح و برنامه و سيستم داشته باشد و به پيروان خود در قبال مسائل مهم نظرى و عملى ملاك و موضع بدهد، بر آن واژه ايدئولوژى اطلاق مى گردد پس در واقع وقتى مى گوييم دين نبايد ايدئولوژيك شود، دقيقا تعبيرى ديگر از اين مسئله است كه دين نبايد در سياست و امور اجتماعى دخالت كند.

حال آيا واقعا دكتر سروش چنين تعبيرى از ايدئولوژى دارد كه آن را اين گونه مورد حمله قرار داده است ؟ به تعريف خود دكتر سروش از ايدئولوژى مراجعه مى كنيم : اگر به ياد داشته باشيد، ما گفتيم كه ايدئولوژى يك نظامى است از آراء و عقايد كه به منزله راهنماى علم پديد مى آيد و مواضع آدميان را در مسائل مهم نظرى و علمى به نحو روشن و دقيق و قاطع بيان مى كند. وضع ، آدميان را در حال حاضر بيان مى كند: آرمانى نسبت به آينده دارند، براى آنها روشن مى كند، خطى كه آنها را از امروز به فردا متصل مى كند، ارزشهاى معين عمل آنها را دردوره خاصى براى آنها بازگويد، خط فاصل و متمايز كننده بين پيروان آن ايدئولوژى از ديگران را براى آنان روشن كند، براى آنها عشق يقين آرمان جزميت و شوق فداكارى مى بخشد و آنها را براى تحقق بخشيدن به آن ايدئولوژى روانه ميدان پيكار مى كند و انديشه ها را به منزله سلاح قاطع و كارآمد در اختيار آنها مى گذارد و آنها را با دشمنان روبرو مى كند، دعوى كمال ، پندار كمال را در ذهن آنها تقويت مى كند به طورى كه باور نمى كنند. كس ديگر و جمع ديگرى انديشه و ايدئولوژى بهتر از آنها و يا حتى معادل آنها داشته باشد.(69)

اما اى كاش مسئله به هميت سادگى بود و به همين جا محدود مى شد و سروش مقوله دين را از ايدئولوژى جدا مى كرد تا طعنه ها لعنهاى وى صرفا متوجه ايدئولوژى مى شد، اما متاسفانه چنين نيست و وى در مواردى دين را مساوى و معادل با ايدئولوژى مى گيرد و به تبع آن همه ردهاو طعنهاى خود را به دين سرايت مى دهد: از مشخصات ديگر جوامع ايدئولوژيك ، جوامعى كه انديشه كال و برترى ايدئولوژى خود را دارند و ديگران را نسبت به خود در سطح پايين ترى مى بيند و به همين دليل هم حاضر به فداكارى در راه آرمان خود هستند، اما فداكارى ديگران در راه آرمان خودشان به چشم تحقير مى نگرند، اين است كه در اين گونه جوامع هميشه علم و عقل تحقير مى شوند. جوامع دينى هم كم بيش با اين مشكل سر و كار داشته اند. (70)به مورد ديگر بنگريد كه ايدئولوژى فاشيسم مثال مى آورد و جوامع دينى را نيز به نوعى فاشيستى مى خواند: ايدئولوژيها هميشه به عقلها تا آنجايى كه آنها مخالفت نورزند، اجازه مانور مى دهند و بيشتر آن را نمى پسندند و نمى پذيرند و تحمل نمى كنند. به همين دليل هم اين مساله براى همه آن مساله است كه واقعا با عقل چه كنند.

فاشيسم راه خود را خيلى راحت پيدا كرد. واقعا به عقل هيچ پشيزى ارزش نمى نهاد و بدتر از همه عقل را كه نه در پاى عشق ، كه در پاى نفرت قربانى مى كرد و اين بدترين مسلخى بود كه آنها عقل را به آنجا مى بردند و سر مى بريدند و پوست مى كندند. حالا لازم نيست همه عقل اينطور ارزانى قربانى شود و اينقدر تحقيرآميز آنرا از مان بردارند، ولى حل مسكل عقل هم مساله است . شما نگاه كنيد و در خود جوامع دينى هميشه اين مساله بوده است . مقدسين و دين داران اين مساله را داشته اند و دشوار توانسته اند به حل او نائل آيند. خواه يك مكتب دينى صبغه ايدئولوژى به معنايى كه گفتم به خود بگيرد يا نگيرد.(71)

تمامى كسانى كه در وادى ايدئولوژى پاگذاشته اند، اينها خواسته يا ناخواسته به تحقير عقل همت گماشته اند... متاسفانه در جوامع دينى كم و بيش همين حركت صورت گرفته ، همين مشكل در اينجاها هم هميشه بوده است . كسانى خيلى آشكار زير بارز عقل نمى رفتند. اخباريه ما كه در فرهنگ شيعى صريحا اينجورى ابراز مى كردند و عمل مى كردند. مهمترين مشكلشان با فقها كه در مقابلشان بود، مساله عقل بود. ما از حق نگذريم (ص ): فقيهان اصولى كه در برابر اخباريه بودند آنها هم هيچ وقت تكليف عقل را معين نكردند و به درستى . به ظاهر دعوا بر سر اين بود كه اين طرف بيشتر قائل به عقل است و آن طرف چندان ارزشى به عقل نمى دهد ولى اين طرف كه هم كه به زبان و به ظاهر قائل به عقل بود، در عمل هم آنطور كه بايد و شايد نه به درستى معين مى كرد كه عقل جايش كجاست و نه به درستى از او استفاده ميكرد و اين مشكل همچنان هم باقى است .(72)

سروش پس از آن همه لعن و دشنام به ايدئولوژى و جوامع ايدئولوژيك ، بالاخره طاقت نياورد و تصريح مى كند كه جامعه ما نيز يك جامع ايدئولوژيك است و لابد پس همه اين لعنها نثارش باد: در جوامع ايدئولوژيك شخصيتها معمولا وزنه هاى بزرگى مى شوند. اين وزنه هاى بزرگ شدن دو خطر دارد و اين هر دو خطر از آن جوامع ايدئولوژيك هم هست . يكى خطر عملى و ديگرى خطر نظرى . شخصيتهاى بزرگ وقتى وزنه شدند و مورد تجليل زياد قرار گرفتند نه مورد تحليل ، در آن صورت به لحاظ نظرى سخنانشان سخن ديگران را از ميدان بيرون خواهد راند و به لحاظ عملى هم ... (متاسفانه در اين جا به علت تعويض نوار چند كلمه افتاده است ) جامعه خلق خواهد شد.

ما در اين جامعه خودمان اين مساله را مى بينيم ، در جوامع ايدئولوژيك ديگر (بر روى كلمه ديگر دقت شود) هم اين مساله را مى بينيم .(73) تا به اينجا معلوم شد كه سروش موافق ايدئولوژيك شدن دين نبوده و قائل به تفكيك دين از اجتماع ، دولت و سياست است . براى وضوح بيشتر سه فراز ديگر از سخنان وى را در زير مى آوريم : هيچ الگوى خاصى از نايه دين بر هيچ جامعه اى تحميل نمى شود.(74) وظيفه دين القاى حيرانى است و بس . اگر سى راه بيافتد و به دنيا بگويد: اى دنيا بياييد جهت آباد كردن دنيايتان از دين ما استفاده كنيد، اين حرف اشتباه محض است . انتظار اين كه دين بيايد قانون ازدواج ، زندان ، قضاوت ، تجارت و... درست كند، اينها چيزهايى است كه آدمها هم بلدند درست كنند و نشان داده اند كه كرده اند. (75)

دين يك امر راز آلود است . حيرت افزا است . حيرت افكنى در ذرات دين است . دين يك مخزن پر از راز و حيرت است ، دين نظام بردار نيست ، سيستماتيزه نمى شود، نظامى كه آرايش مشخص است ، قشرى است .(76)
وقتى ما از پياده كردن اسلام سخن مى گوييم : هميشه همين منظور هست . حرف ما اين است كه اصلا همچنين چيزى نيست . اصلا اينجورى نبايد انديشه شود. نبايد اينجورى فكر كرد... جامعه دينى اصلا يك شكل مشخص ندارد كه شما بگوييد اگر اين شكل معين پياده شود جامعه دينى است و اگر نه ، ابدا اين طورى نيست . انواع و اقسام اشكال مى شود پيدا كرد و همه شان جامعه دينى باشد. پياده كردن جامعه دينى بايد ديد منظور چه هست . اگر منظور تحقق بخشيدن به يك مشكل خاص است ، همچنين شكلى وجود ندارد. به طورى كه ما مى گوييم اگر اين شكلى وجود ندارد. به طورى كه ما بگوييم اگر اين شكل بود، دينى و اگر نبود غير دينى است . نيست همچنين چيزى .(77)

همانگونه كه در فصل پيش گفتيم ايدئولوژى ستيزى ريشه در آموزه هاى ليبرالى دارد. يك بار ديگر فراز زير را از كتاب ظهور و سقوط ليبراليسم غرب از نظر مى گذرانيم : ليبراليسم جنگ سرد مدعى بود كه غير ايدئولوژك و ضد ايدئولوژيك است و در اواخر دهه هاى 1950 و 1960 حتى ادعا مى كردند كه سياستهاى مبتيى بر ايدئولوژى دگر مرده اند و ما وارد عصر تازه اى از سياستهاى عقلانى ، واقع بينانه و تجربى شده ايم . ما ديگر به پايان ايدئولوژى رسيده ايم . (78)

 فاطمه رجبى

تبیان زنجان


١٦:٤٥ - 1392/08/09    /    شماره : ٢١٥١٨    /    تعداد نمایش : ٨٥٢



خروج





   مطالب مرتبط
 ايدئولوژى ستيزى (خبر)
 لیبرالیسم و غرب جدید (خبر)
 تاريخ پيدايش ليبراليسم (خبر)
 ليبراليسم در عرصه سياست (خبر)
 ليبراليسم ؛ مذهب سرمايه دارى (خبر)
 مهمترين ابزار ترويج ليبراليسم (خبر)
 ورود ليبراليسم به جهان اسلام (خبر)
 ورود ليبراليسم سیاسی (خبر)
 ورود ليبراليسم اقتصادى (خبر)
 وضعيت كنونى ليبراليسم در ايران (خبر)
 پيوند عقيدتى با ليبراليسم (خبر)
بازدیدها
امروز :6940
کل بازديدها :17259264
بازديدکنندگان آنلاين :1
بازديدازاین صفحه :78804