نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > سیاسی و اجتماعی > وحدت اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

اسلام و قومیت گرایی2


2- تعصبات مذهبی و قومی  مانع از وحدت و وفاق بین مسلمانان می شود.
از منظر اسلامی  تعصبات مذهبي و قبیله ای يکي از موانع جدی در راه تحقق آرمان اسلامی و برقراری وفاق و انسجام بین مسلمانان است و همینطور مانع از ‏فهم  این حقيقت مي گردد. يكي از راهكارها پيامبر اعظم (ص) در جهت تحقق وحدت امت اسلامي نفي نژاد پرستي ، قوم گرائي وتبعيض هاي ناروا بود ؛زيرا با ظهور اسلام درميان اعراب مسئله ي نژاد پرستي وتفاخر به قبيله، فراوان وجود داشت. اسلام با تعصبات قومي ونژادي مبارزه كرد ؛ قرآن كريم مي فرمايد :

« يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر وانثي وجعلناكم شعوباً وقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقيكم  پيامبراعظم(ص) در جهت برقراري وحدت اسلامي، زيد بن حارثه را فرمانده سپاه اسلام،بلال حبشي را مؤذن ويژه قرارمي دهد وازسلمان فارسي ايراني تجليل مي كند وبه او مقام ومنزلت والا مي بخشد تا به اين ترتيب هم با تبعيض هاي موجود به مبارزه برخيزد وهم بتدريج ارزش هاي الهي را ملاك منصب ها ومنزلت هاي اجتماعي معرفي نمايد.
پيامبر(ص) آشكارا اعلام مي كند آن غلام حبشي واين سيد قريشي (هردو) نزدمن يكسان هستند وبدين سان آن حضرت منادي برحق مساوات اسلامي وبنيان گذار وحدت امت اسلامي است؛ زيرا :‌« ايها الناسُ إنّ‌رَبّكم واحدٌ وإنّ‌ أباكُم واحدٌ ، كُلُّكُم لأدَمَ وآدمُ مِن تُرابٍ(إنّ‌أكرَمكم عند الله أتقاكم)وَ ليسَ لِعربيٍّ علي عجَمِيٍّ فضلٌ إلاّ بالتقوی»)  ابو محمد حرّاني، تحف العقول،ترجمه صادق حسن زاده،ص 56.)

«ابوزهره »استاد دانشگاه الازهر و رئيس دانشکده حقوق قاهره ـ در اين باره ميگويد:‏
«در نتيجه تعصبات مذهبي و قومي افتراق و اختلاف موجود ميان مسلمين در فکر و احساس و انگيزه ‏و شعور آنان رخنه کرده به حدي که يک مسلمان به مسلمان ديگري که با او در انگيزه فکري اختلاف دارد ‏به ديده دشمني که در کمين او نشسته است مي نگرد نه مخالفي که هر دو در جستجوي حقايق شريعت الهي ‏اند. تعصب، افکار مذهبي او را طوري گمراه کرده که آنچه براي او اهميت دارد دفاع از فکر و انديشه خود ‏و پيروي آن است، نه دفاع از دين و پيروزي دين.‏ ‎»

3- تعصبات قبیله ای باعث تقليدهاي کورکورانه از پدران و گذشتگان می شود.
از بزرگترين مشکلاتي که پيامبران الهي با آن مواجه بوده اند، اينکه هرگاه امت خويش را به عبادت ‏فرا مي خواندند، سرکشان و ناصالحان قوم، تقليد از پدران و گذشتگان خويش را از پيروي پيامبران برتر ‏دانسته و علناً به اين مطلب اقرار مي کردند.به آنها گفته شد، از حکم کتابي که خدا فرستاد و از دستور رسول او پيروي مي کنيد، گفتند آن ديني ‏که پدران خود را بر آن يافتيم، ما را کفايت است. قرآن مي فرمايد: «آيا بايد از پدران خود در صورتي که ‏آنها مردمي جاهل بوده و به حق راه نيافته باشند، باز پيروي کنند ؟»‏ ‎

4- ارزشهای قبیله گرایی باعث تقليد کورکورانه از بزرگان می شود.
اسلام با تقلید از بزرگان هدايتگر و راه يافته هاي راهنما  مخالف نيست که تقليد و پيروي از آنان را لازم و واجب مي داند. بلکه تقلید از اشخاصی را جایز نمی داند که به خاطر زور و قدرت و يا ‏زر و تزوير یا بدون داشتن صلاحیت و شایستگی بر قومي تسلط يافته و راه هدايت حق را برآنان بسته اند چرا که هدايت يافتن قوم مساوي با ‏سقط منزلت و سلطنت آنان خواهد بود. آنها نه تنها خود ايمان نمي آورند، که مردم را نيز از اين کار باز مي ‏داشتند و از طرفي عدم رشد فکري توده مردم آنان را به تقليد و پيروي از آنها وا مي داشت. ‏
خداوند سرگذشت عده اي از کافران را در روز جزا اين گونه ترسيم مي نمايد:‏
‏«در آن روز صورتهايشان بر آتش همي بگردد گويند: «اي کاش خدا و رسول را اطاعت مي کرديم ‏و گويند: خدايا ما اطاعت امر بزرگان و پيشوايان خود کرديم که ما را به راه ضلالت کشيدند».‏ ‎)سوره احزاب ،آیه 67)

حضرت علی (ع) در خطبه 192 نهج البلاغه ضمن نکوهش تعصب ، شیطان را منشاء تعصب و پیشوای متعصبان می داند و می فرماید: « زنهار! زنهار! از پیروی و اطاعت بزرگترها و روسایتان برحذر باشید همانها که به واسطه موقعیت خود تکبر می فروشند. همانها که خویشتن را بالاتر از نسب خود می شمارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت می دهند و به انکار نعمتهای خدا برخاستند تا با قضایش ستیز کنند و نعمتهایش را نادیده گیرند آنها پی و بنیان تعصب و ستون و ارکان فتنه و فساد و شمشیرهای تفاخر جاهلیتند!»
اسلام، پيروان خود را به تفکر و تعقل توصيه مي کند و از تقليد کورکورانه از ابا و ‏اجدادشان، و نيز دنباله روي از کاهنان، جادوگران و مدّعيان اديان غير توحيدي و مکتبهايي که مروّج اوهام ‏و خرافه پرستي هستند پرهيز مي دهد.داستان زندگي ابراهيم خليل (عليه السلام) و شيوۀ خرد پذيري که اين بت شکن بزرگ تاريخ به ‏منظور مبارزه با خرافه پرستي در پيش گرفت نمونه اي بارز از شيوۀ عملي است که اسلام براي مبارزه با ‏خرافه پرستي ارائه کرده است. بنا بر آنچه از نحوۀ عملکرد او در قرآن کريم ارائه شده است، آن حضرت ‏ابتدا مردم را به انديشيدن در مظاهرِ طبيعت، شب و روز، ماه و خورشيد وا مي دارد و سرانجام مبتني بر ‏براهين محکم عقل پسند نتيجه مي گيرد که اشيائي مخلوق فناپذيري که از خود اراده و توانايي ندارند، يا ‏اصنامي که به دست خود بشر ساخته مي شوند در خور پرستش نيستند.‏ از نظر اسلام خداوندي سزاوار پرستش است که ازلي و ابدي است و از همه چيز آگاهي دارد و بر ‏انجام هرکاري تواناست. «هُوَ الاَوَّلُ وَ الاَخِرُ وَ الظهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكلِّ شىْءٍ عَلِيمٌ».‏ ‎‏(سوره حدید، آیه 3)

وجودي که زاييده نشده و فرزندي از او به وجود نيامده است و برايش نظيري نيست. ‏ ‎
اصولاً از نظر ديانت اسلام، دينداري عاري از علم و آگاهي، و عقايدي که مبتني بر براهين محکم، ‏استوار نباشد، ارزش ندارد. آيات ذيل اشاره دارد به اين که خداوند پيامبر خويش را از تقليد کورکورانه حتي ‏از اکثريت مردم پرهيز مي دهد و انسانهاي مقلد نادان را که دربارۀ امور اعتقادي، تعقل نمي کنند به جانوري ‏کر و کور تشبيه مي فرمايد.
«وَ لا تَقْف مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السمْعَ وَ‎ ‎الْبَصرَ وَ الْفُؤَادَ كلُّ أُولَئك كانَ عَنْهُ مَسئُولاً»‏(سوره اسراء ، آیه 36) ‏هرگز از آنچه که بدان علم و اطمينان نداري پيروي مکن (بدون تحقيق و تعقل عقيده اي را نپذير) همانا ‏گوش و چشم و دل آدمي همگي در پيشگاه خداوند مسئولند. ‏
‏«وَ إِن تُطِعْ أَكثرَ مَن فى الاَرْضِ يُضِلُّوك عَن سبِيلِ‎ ‎اللَّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلا الظنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلا ‏يخْرُصونَ»‏ (سوره انعام ، آیه 116)‎‏ و اگر از اکثريت مردم روي زمين پيروي کني، تو را از راه حق منحرف مي کنند، ‏زيرا ايشان جز از پي گمراهي نمي روند و جز انديشه ي باطل و دروغ چيزي ندارند». ‏
‏«إِنَّ شرَّ الدَّوَاب عِندَ اللَّهِ الصمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ»‏(سوره انفال ، آیه22) ‎ همانا بدترين جانوران نزد خداوند ‏کساني هستند که از شنيدن و گفتن حرف حق، کر و لال اند و تعقل نمي کنند. ‏

و علاوه بر اين قرآن مجيد در دهها مورد با عبارات استفهامي «افلا تعقلون» انسانها را مورد خطاب ‏خويش قرار داده است، مانند «قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاَيَتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»‏(سوره حدید ، آیه17) ‎به تحقيق که ما نشانه هاي خلقت ‏خود را آشکارا برايتان اظهار کرده ايم شايد که در آنها تعقل کنيد ؟

اين گونه رفتار (تقلید کوکورانه و پیروی نکردن از عقل) نا مشروع است و در اسلام بسيار سرزنش شده است و كساني به چنين بيماري ذهني گرفتارند خداند آنان را كران و كور و بي عقل خطاب كرده است و آنان اهل تقليد مطلق است و تعصب به سنت قبيله دارند كه حتي خرافات باشد آن را  برحق مقدم مي دارند  هر گز ازنور وداناي استقبال نمي كنند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ. وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لا يَسْمَعُ إِلا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ (سوره بقره، آیات 170 و 171))

 سنت پدران و جهالت چنان ذهن شان را بسته است حتي جرقه ي از روشناي به قلبشان نفوذ نمي تواند. درهاي معرفت را بر رويشان قفل نموده اند.در زندان تعصب به دست خود زنداني شده كه رهاي و نجات در آن نيست وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (سوره بقره ، آیه١٧٩)
به يقين، گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم; آنها دل، (عقلها )يي دارند كه با آن انديشه نمي‏كنند; و نمي‏فهمند. و چشمي كه با آن نمي‏بينند و گوش‌هاي كه با آن نمي‏شنوند. آنها هم‏از چهارپايانند; بلكه گمراهند انها همان غافلانند (چرا كه با داشتن هميشه امكاني هدايتي باز هم گمراهند)

5-تعصبات قومی منشا کفر و نفاق و ستم و تبعیض است.
 خدا وند رحمان در قرآن کریم تعصبات قومی را  منشأ كفر و نفاق و تبعيض و ستم و دوروي و رياكاري  و دروغ ياد مي كند و تمام بدبختيها و گرفتاري ها را محصول چنين ذهنيت  در جامعه انساني می داند تعصبات بی جا باعث می گردد تا  هيچ قومي حتي  به خوشبختي دنيا هم نرسد و دنياي شان پر از غصه و اندوه  و ناكامي خواهد بود و در  دنيا و آخرت در شمار زیان کاران خواهند بود.. الأعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ  ((سوره التوبه، آیه٩٧) 

احاديث فراوانی نیز در این زمینه وجود دارد از جمله:
   امام صادق (ع) فرمود: «هركسي تعصب كند يا تعصب به نفع او ورزيده شود ريسمان ايمان از گردنش بر داشته مي شود.»  (كنايه از اينكه ايمان از قلبش خارج مي شود. )وسایل الشیعه ،ج 15 باب 57)

همچنین می فرماید: « هر کس تعصب بورزد خداوند سر او را با دستاری از آتش می بندد.»(همان منبع)

امامام صادق از پیامبر بزرگ اسلام روایت می کند که :«من كان في قلبه حبة من خردل  من عصبية بعثه الله يوم القيامه  مع اعراب الجاهليه » « هركسي در قبلش به اندازه ي دانه خردل عصبيت باشد ، خدا او را در روز قيامت با اعراب جاهلي محشور مي كند» (حر عاملي/ج 6/296/ باب 57 ابواب الجهاد).
 
نتیجه:
در دنیای امروز تکیه و تاکید بر ارزشها و روحیات قوم گرایانه و قبیله گرایانه ،  حتي برای كساني هم كه دين ندارند قابل هضم و پذیرفتنی نیست. چون اين گونه ايده ها در عصر حاضر نا كارآمد است و به درد دنيا هم نمي خورد. برتري دادن به نژاد و خون ، رفتاری عاری از واقع بینی ، انسان گرایی و نوعدوستی است و با مقوله ها و مباحث علمی و عقلی ناسازگاری دارد ، بیانگر نوعی تبعیض و تحقیر انسانها و به ذلت کشاندن آنهاست.
در منظر و منشور قرآني تنها ملاک برتری فقط تقوي آنهم در قيامت  است. در دنيا تقوي منشا حقوق اضافي بر ساير مؤمنان نمي گردد. موجب تبعيض هم نمي شود. در حقوق شهروندي  همه باهم مساويند، چه عادل باشد، چه فاسق باشد. قرآن مجید با صراحت تاکید می کند که:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (سوره حجرات ، آیه١٣)
اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهاي و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر! را بشناسيد; (اينها) ملاك امتياز، نيست؟! گرامي‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است!
 در فضاي حاصل از نظام قوم گرایی و قبیله گرایی ، اخلاق سازندگي و روحيات مناسب براي توسعه  منزوي و تخريب مي شوند. نظم پويا و احساس امنيت  که  لازمه توسعه و سازندگي  است نابود می شود. قبیله گرايي و استفاده ابزاري از آن  موجبات ناامني ، بي اعتمادي  و مانع سرمايه گذاري و موجب فرار مغزها ، نخبگان و سرمايه ها  مي شود.
  براي دستيابي به توسعه ،  به اعتماد عمومي ،  همدلي ، انسجام و همبستگي عمومي  و علاقمندي به مشاركت ، بسيار نياز است . در حاليكه در نظام قبیله ای سطح اعتماد و انسجام عمومي به سطح بسيارپايين اعتماد و انسجام درون گروهي و طايفه اي تنزل مي يابدو مشاركت عمومي نيز به مشاركت افراد يك قوم و طايفه  محدود مي گردد. تضادها و ناسازگاريها تشديد مي يابد . نا امني گسترش مي يابد. هويت جمعي و همبستگي ملي و عمومي مخدوش مي شود. افول انسجام و همبستگي اجتماعي ،  گسترش اختلاف و تفرقه و تشديد تضادها و ناسازگاريها به فرو پاشي اجتماعي  و سياسي منجر مي شود . از ديدگاه صاحب نظران بستر  توسعه زماني ايجاد مي گردد و آهنگ آن وقتي شتاب مي گيرد كه اعتماد عمومي ، انسجام و همبستگي ملي ، وفاق  و نظم پويا در جامعه برقرار شود.


١١:٢٣ - 1391/07/20    /    شماره : ٥٨٧٦    /    تعداد نمایش : ١٣٤٨



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :3340
کل بازديدها :15839928
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :37188