نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > سیاسی و اجتماعی > وحدت اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

مبانی وفاق ملی 2

5ـ مبانی وفاق ملّی بر اساس نگاه امام به مردم

مردم داری و ستیز با دشمنان ملت بارزترین چهره اجتماعی امام(ره) محسوب می شد. و «از ویژگی ایشان این بود که حاضر نبود با مردم فاصله ای داشته باشد و یا چیزی از مردم مکتوم بماند. یکی از نمونه هایش نامه کارتر در فروردین 59 بود که عده ای اصرار داشتند نامه فاش نشود ـ امّا، امام چندین مرتبه فرمودند حتماً نامه رأس ساعت دو بعدازظهر، یعنی اولین بخش خبری از رادیو پخش شود و همه رسانه ها هم منتشر نمایند. امام معتقد بودند آنچه مردم تشخیص می دهند خیلی خوب تشخیص می دهند و آن راه صحیح است. در اندیشه سیاسی امام، بالاترین آفت برای حکومت، کنار کشیدن توده ها و بی توجهی به خواست ها و نیازهای ایشان است، آن حضرت به این نکته عنایت دارند که مشارکت سیاسی مردم در شکل ساده و محدود تظاهرات خیابانی و راه پیمایی ها خلاصه نمی شود، بلکه نقش اصلی را باید در

تصمیم گیری های مهم مملکتی ایفا نمایند».[365]

امام، رای ملت را میزان عمل برای کارگزاران نظام می دانست و می فرمود: ما هرچه داریم از این ملت است، البته ملت اسلامی که با فریاد الله اکبر این کار را انجام دادند. امام ضمن ارزش و اعتباری که برای رای ملّت در تحقق یک نظام قایل بود، و شرط لازم برای تکوین یک نظام را خواست مردمی می دانست و نقش اقشار محروم جامعه در تحقق نظام را نسبت به سایرین برجسته تر و عمده تر معرفی می کرد: «تمام مسائلی که واقع شد، ما بعد از خدای تبارک و تعالی مرهون ملت ایران و خصوصاً طبقه مستمندان، نه طبقه اشراف و اعیان و بالادستها هستیم. اگر این مردم خصوصاً این مستضعفین، خصوصاً این جنوب شهری ها به اصطلاح پابرهنه ها، اگر اینها نبودند شماها یا در حبس الان بودید یا در تبعید یا در انزوا، این ملّت است که آمد شما را از این همه گرفتاری ها بیرون آورد و با رای خودش مجلس درست کرد، جمهوری اسلامی را تنفیذ کرد و رئیس جمهور درست کرد».[366]

یک مملکت وقتی آسیب می بیند که ملّتش بی تفاوت باشد. در ایران اسلامی مردم تصمیم گیران نهایی تمامی مسائلند. این حضور مردم ضمانتی است برای پیروزی در تمام صحنه ها، چه صحنه جنگ رویارویی باشد و چه صحنه جنگ سیاسی و اقتصادی. اگر بخواهید مملکت تان مال خودتان باشد یا مال خود این ملت باشد باید این ملت را به همان گرمی که هست نگهدارید و تحلیل اینکه ما یا به شرق متمایل باشیم یا به غرب، در ذهنتان اصلاً وارد نشود و نگذارید در ذهن کسان دیگری که با شما تماس دارند وارد بشوند.[367]

6ـ اصول مبانی وفاق ملی از نظر امام(ره)

1ـ ولایت فقیه؛ 2ـ آزادی و استقلال (استقلال مکتب، مذهب، فکر، روش، استقلال اجتماعی، فرهنگی و سیاسی)؛ 3ـ مبارزه با ظلم و ستم (ستیز با ستمگران و حمایت از مستضعفان)؛ 4ـ تکیه بر مردم (اصلی که بر اساس آن حضرت امام مردم را صاحب اختیار و ولی نعمت این انقلاب می دانستند)؛ 5ـ دفاع از نظام جمهوری اسلامی (اصل امنیت و اقتدار ملی، اصلی که امام از آن به نام ودیعه الهی یاد فرمود)؛ 6ـ وفاق و وحدت ملی (وحدت اقشار، گروهها و جناحها).

برای نیل به امنیت و اقتدار ملی و سربلندی در صحنه بین الملل، غفلت از تک تک مبانی فوق کاستیهایی را به دنبال خواهد داشت و هر یک از این اصول بلحاظ جایگاه ویژه ای که دارند، تکامل و پیشرفت همه جانبه نظام را رقم خواهند زد.

7ـ آثار و نتایج وفاق ملی

نصایح دلنشین امام که برخواسته از عمل خالصانه ایشان بود، پیوسته ثمرات وفاق ملی را نوید می داد و وجدانها را بیدار، سستی ها، ناامیدیها و اختلافات را تبدیل به مقاومت، غیرت، امید، صمیمیت و وحدت می نمود. ایشان بلحاظ درآمیختن سخن و عمل و پیروی از مکتب انسان ساز اجداد گرامی اش همواره چیزی را توصیه نمی کرد مگر اینکه خودش قبل از هر کسی بدان عمل کرده باشد. حضرت امام(ره) پیروزی قطعی را در اتحاد و انسجام ملت می دانست و می فرمود: خمینی که آخرین روزهای عمرش را می گذراند، تمام امیدش به شما مردم سلحشور ایران است، به شما مردمی که به هیچ وجه تحت تأثیر اختلافات جزئی و کلی واقع نشده و ان شاء الله نمی شوید، سرمشقی هستید برای ملل زیر سلطه و باید بدانید در میدانی که قدم گذاشته اید، مواجه هستید با مشکلات بسیاری که تنها مقاومتتان، نجاتتان خواهد داد. متحد شوید که در سایه اتحاد پیروزیتان بر ابرقدرتان حتمی است.[368] فرازهای دیگری از دعوت عمومی امام به وفاق ملی به شرح ذیل است:

وقتی ما می توانیم در مقابل همه دنیا بایستیم بگوییم ما نه طرف «مغضوب علیهم» می رویم، نه طرف «ضالّین»، نه طرف غرب می رویم، نه طرف شرق می رویم، وقتی ما می توانیم این طور باشیم و به صراط مستقیم عمل بکنیم که همه مان با هم باشیم، همه ید واحده باشیم، همان طوری که اسلام دستور داده، همه یک صدا باشیم کأنّه یک حلقوم است که صدا می کند، همه با هم مجتمع باشیم، سستی نکنیم.[369] شما توجه بکنید ملت ما توجه بکنند که یک ملتِ با هم هیچ قوه ای بر آنها غلبه نخواهد کرد، لهذا شیاطین در پی این هستند که از این راه پیش بروند که بین جناحها اختلافی ایجاد کنند، اعتنا نکنید به این شیاطین.[370] شما اگر خودتان را حفظ بکنید و اگر اخلاق اسلامی در خودتان نفوذ بکند و همه توجه به این مسائل داشته باشید که از اخلاق اسلامی یکی از امور مهمش قضیه تفرقه نداشتن و مجتمع بودن است، همه با هم بودن است و تا حالا هرچه پیشرفت کرده ایم از این معنا بوده.[371] ما هم که در تحت پرچم توحید هستیم، با هم مجتمع نباشیم، تا در اصل ملّیتی که مال همه است با هم مجتمع نباشیم، و با هم وحدت نداشته باشیم و در صحنه حاضر نباشیم، نمی توانیم در مقابل این سیل کفر و این سیل فزاینده ای که همه عالم را دارد می برد، نمی توانیم مقاومت کنیم. اینکه می بینید رزمندگان در حدود بیش از سه سال در جنگ هست، و با همه مشکلات ایستاده اند و ملت هم پشت سر آنها و این است که موجب پیروزی ما شده است.[372]ملت باید توجه به این بکند که آنی که ملت ما را پیش برد و آنها را عقب زد، آن را نگه دارد، آن توجه به خدا و وحدت

کلمه. تا توجه تان به خداست و هی توجه به اینکه فرشم چه جوری و نمی دانم چه جوری و اینها، تا این هست اگر این پیدا بشود، اختلاف شروع می شود.[373]

چکیده سرفصلهای آثار و نتایج وفاق ملی از دیدگاه امام خمینی(ره) که مکرر به آن توصیه می فرمود، موارد ذیل است: هضم قدرتها با اتحاد مردم؛ ناتوانی قدرتهای مقابل ملت؛ وحدت کلمه، سلاح ما و مانع غلبه قدرتها؛ رسیدن به قله پیروزی با وحدت اجتماعی؛ پیروزی حتمی با همکاری همه مردم؛ وحدت، عامل هرگونه پیشرفت؛ فکر واحد، عامل پیروزیها (البته فکر واحد در اندیشه امام به معنی قبول نداشتن سلایق و مرزبندیهای جناحی نیست)؛ افزایش مقاومت با وحدت؛ پیروزی نتیجه یک دستی «المؤمنون ید واحده علی من سواهم»؛ وحدت باعث از بین بردن ریشه ظلم و استبداد؛ حفظ دستاوردها با وحدت کلمه؛ دفن توطئه ها با اتحاد؛ پیروزی با حفظ انسجام؛ عنایت خدا بواسطه اتحاد؛ وحدت بهترین ثمره نهضت؛ حفظ وحدت، عامل پیروزی؛ شکستن سد با اجتماع قطره ها؛ غلبه بر قدرتهای شیطانی، عنایت خدا بواسطه اتحاد؛ پیروزی با تمسک به حبل الله چکیده کلام. در باب غور در آثار و نتایج وفاق در اندیشه امام می توان موارد ذیل را برشمرد:

1ـ امنیت فردی، 2ـ امنیت اجتماعی، 3ـ امنیت فکری، 4ـ امنیت گروهی، 5ـ امنیت

فرهنگی، 6ـ امنیت اقتصادی، 7ـ امنیت و اقتدار ملی، 8ـ برطرف شدن مشکلات و نابرابریهای اجتماعی و نهایتاً توسعه و تحکیم عدالت اجتماعی. و به بیانی گویا، در صورتی سرفصلهای فوق می توانند به عنوان مبنا عمل کنند و ارائه طریق نمایند که معنا و مفهوم آنان را خوب فهمید و جایگاه آنان را در جامعه شناخت.

8ـ آثار و نتایج تفرقه

امام تمام توان خود را برای مقابله با تفرقه در جامعه به کار گرفت و عمر شریف خود را در این راه، صادقانه تقدیم انقلاب و اسلام کرد. او در باب اثرات تخریبی تفرقه در روند تکاملی انقلاب اسلامی پیوسته ابعاد مختلف آن را گوشزد می کرد. فرازهای برگزیده توصیه ها و انذارهای امام در این زمینه: اگر از اختلاف ماها آن هم اختلافی که من شک ندارم در سر دنیاست، نه برای خدا، اگر این اختلاف موجب اختلاف بین مردم بشود (اختلاف روحانیت) و موجب بشود که شکست بخورد جمهوری اسلامی و تا قرنها نتواند سرش را بلند کند، این جرمی است که خدا می بخشد بر ما؟ باید توجه بکنیم ما. نباید ما هی به خودمان مغرور بشویم. باید به دیگران ما حسن ظن داشته باشیم و اعمالشان را حمل بر صحت بکنیم و نسبت به خودمان سوءظن داشته باشیم و اعمالمان را تفتیش بکنیم که برای چی است. مطلب دیگری که باز انسان را می ترساند که خدای نخواسته مبادا این انقلاب به واسطه این مطلب صدمه ببیند و بدانید که می بیند اگر خدای نخواسته بشود و او این است که بین آقایان در بلاد اختلاف باشد. اگر در صنف فرض کنید که کامیونداران و آنهایی که شغلهای مختلف دارند، اگر اختلافی در بین آنها وارد بشود، به صنف دیگر سرایت نمی کند. اما اگر در صنف ما (روحانیون) اختلاف پیدا بشود، این اختلاف به بازار هم کشیده می شود، به خیابان هم کشیده می شود، برای اینکه شما هادی مردم هستید. ما و شما نباید خودمان را بازی بدهیم. اختلاف ریشه اش حب نفس است، هر کس خیال می کند که من برای خدا این آقا را باهاش اختلاف می کنم، یک وقت درست بنشیند در نفس خودش فکر کند ببیند ریشه کجاست. حسن ظن به خودش نداشته باشد سوءظن داشته باشد.[374]

امام، مقابله با روحانیت انقلابی را به سود دشمنان می دانست که در اثر آن کل مجموعه روحانیت را آسیب پذیر می سازد. و در این رابطه می فرمود: ان شاءالله در بین جامعه مدرسین و طلاب انقلابی اختلافی نیست، اگر باشد بر سر چیست؟ بر سر اصول یا بر سلیقه ها؟ ایا مدرسین محترم که ستون محکم انقلاب در حوزه های علمیه بوده اند نعوذبالله به اسلام و انقلاب و مردم پشت کرده اند؟ مگر همانها نبودند که در کوران مبارزه حکم

به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ ایا مدرسین عزیز از جبهه و رزمندگان پشتیبانی ننمودند؟ اگر خدای ناکرده اینها شکسته شوند چه نیرویی جای آنها را خواهد گرفت. و ایا ایادی استکبار روحانی نماهایی را که تا حد مرجعیت تقویت نموده است، یا فرد دیگری را در حوزه ها حاکم نمی کنند؟ و یا آنها که در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره کشور را خورده اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده اند می توانند در اینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند؟ راستی شکست هر جناحی از علما و طلاب انقلابی و روحانیون و روحانیت مبارز و جامعه مدرسین، پیروزی چه جناحی و چه جریانی را تضمین می کند؟ جناحی که پیروز شود یقیناً روحانیت نیست و اگر آن جناح الزاماً به روحانیت روآورد، راستی به سراغ کدام قشر و تفکر از روحانیت می رود؟ خلاصه اختلاف به هر شکلی کوبنده است. وقتی نیروهای مؤمن به انقلاب حتی به اسم فقه سنتی و فقه پویا به مرز جبهه بندی برسند آغاز باز شدن راه استفاده دشمنان خواهد بود. جبهه بندی نهایتاً معارضه پیش می آورد. هر جناح برای حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعاری انتخاب می کند، یکی متهم به طرفداری از سرمایه داری و دیگری متهم به التقاطی می شود که من برای حفظ اعتدال جناحها همیشه تذکرات تلخ و شیرینی داده ام، چرا که همه را فرزندان و عزیزان خود می دانم البته هیچ گاه نگران مباحثات طلبگی در فروع و اصول فقه نبوده ام ولی نگران تقابل و تعارض جناحهای مؤمن به انقلابم که مبادا منتهی به تقویت جناح رفاه طلب بی درد و نق بزن گردد.[375]

9ـ علل تفرقه

الف ـ توطئه شیاطین

شناخت علل تفرقه لازمه اش تیزهوشی و کیاست دینی و دوست و دشمن شناسی است. جمعیت و جامعه ای در اسلام کیس به شمار می رود که هوشمندی و دینداری را با هم بیامیزد. لذا شناخت ریشه های اساسی تفرقه، پادزهری برای پیشگیری انتقال «ویروس تفرقه» در جامعه خواهد بود. امام به عنوان یک شخصیت ممتاز دینی، با کیاست ویژه ای که داشت «ویروس تفرقه» را شناخت و از اثر تخریبی آن در جامعه، مردم و مسئولین را آگاه ساخت و از سرایت آن در جامعه جلوگیری کرده و هشدار می داد و در این زمینه می فرمود: رژیم طاغوتی رفت ولکن خطراتی هست، دستهای اجنبی در کار می باشد تا دوباره ما را به وضع اولیه برگرداند، تفرقه بین صفوف ایرانیان بیندازند و وظیفه ماست که از این نهضت پاسداری کنیم.

وحدت کلمه را به کار ببندیم، به هوش باشید! هنوز آنان درصدد از بین بردن شما هستند.[376]

در این سالهای بسیار طولانی، ما از هم جدا بودیم و دستگاه خبیث استعمار کوشش کردند که بین اقشار ملت جدایی بیندازند، آنها از اتفاق ما خوف دارند. جدیت کردند که روحانیون را از مردم جدا کنند، قشر اساتید را از روحانیون، بازاریها را از دانشگاه، اقشار ملت را از هم فاصله بیندازند، یک فاصله ای که همه به هم بدبین باشند. حالا که در این نهضت لمس کردند این معنا را که وحدت ملت با اتکای به خدای تبارک و تعالی آنها را عقب و دست آنها را کوتاه کرد از منافع ما، الآن خطر بیشتر است، یعنی آنها در پی شیطنت بیشتر هستند و کارمندهایشان، آنهایی که جیره خوار آنها هستند، با لباسهای مختلف، با طرزهای مختلف در بین ملّت می خواهند جدایی بیندازند.[377] همه چیز را اینها می خواستند از بین ببرند، مردم را از آنهایی که کار برای اسلام می کردند یا کارشناس اسلام بودند جدا کنند، به اسم اینکه مرتجع هستند. از این طرف هم دانشگاهیها یک دسته فکلی آنجا نشستند برای خودشان چه می کنند، به ما می آمدند اینطور تزریق می کردند که اینها یک دسته بی دین و ریش تراش و فکلی، به شما می آمدند از آن طرف می گفتند اینها یک دسته انگلیسی اند. اینها، همان عمال انگلیسی می آمدند می گفتند اینها یک دسته انگلیسی اند. انگلیسیها این حوزه ها را درست کردند، من خودم با گوشم شنیدم گفت: انگلیسیها نجف و قم را درست کردند، حالا باز همان قضایا را می خواهند پیش بیاورند.[378]

ب ـ هواهای نفسانی

هی این به او بدگویی کند او به او بدگویی کند، خوب، این اسباب ناراحتی مسلمانها هست. آقایان می گویند، مسلمانها می گویند خوب ما خون بچه هایمان را داده ایم، یک قبرستان در اینجا پر است از جوانهای ما، قبرستانهای شهرستانها پر از جوانهای ما هست که در راه این مملکت و در راه این اسلام کشته شده اند حالا که اینها کشته شده اند گویا آقایان آمده اند از خارج و از داخل حالا با هم نشسته اند دعوا می کنند. سر چه میراثی دعوا می کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ نکنید این کار را، یک قدری آرام باشید، یک قدری هوای نفس را کنار بگذارید، اشتهار را کنار بگذارید، تمام گرفتاریهای ما سر این هوای نفس است که ما داریم، اعدیٰ عدوّ انسان این نفس انسان است که بین جنبین است. یک قدری جلویش را بگیرید، یک قدر مهار کنید.[379]

من نمی خواهم در این روز مبارک [میلاد پیامبر(ص)] اسباب افسردگی اشخاص بشوم، لکن می خواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه، اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟

من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعض شان در نظر من پوچند لکن بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر آمریکا، فریاد می زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه تان است؟ چه کردید شما؟ در یک همچو مسئله مهمی که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزی که /روز/ هفته وحدت است چرا شما می خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می روید؟ «این تذهبون؟ ».[380]

ج ـ گروه گرایی

کوششهای زیادی در ظرف قریب بیست سال شد تا گروههای مختلف ملت را به هم پیوست، کوششهایی شد تا آنکه تبلیغات اجنبیها، آنهایی که می خواستند ما را غارت کنند و عقب نگهدارند خنثی شد. من می ترسم که در این نیمه راه زحمتهایی که تاکنون کشیده شده است، به واسطه نادانی یک عده و غرض ورزی عده دیگر از بین برود و خون جوانان ما هدر رود. گروه گروه می شوید و هر گروهی مخالف گروه دیگر، اگر همه در یک مسیر می رفتید، باز مضایقه نبود که گروههایی همه در مسیر واحد لکن دستهای خبیث اجانب در کار است که شما را ندانسته گروه گروه کند و مخالف با هم.

آنهایی که می خواهند ما را بچاپند و ذخایر ما را ببرند و ما را به اسارت بکشند، مشاهده عینی کردند که دو چیز برای ما پیروزی آورده است و به این دو چیز حمله کردند: یکی ایمان، اسلام، یکی وحدت کلمه.[381] یک کلمه هم با کسانی که قلم دستشان است و زبان در اختیارشان و آن این است که شما همه و همه ملت می دانند که همه ما باید کوشش کنیم در اینکه وحدت ایجاد کنیم، در اینکه هماهنگی بین جناحها و گروهها ایجاد کنید و من باید عرض کنم که بعضی از زبانها از چماق بدتر است و چماق کشی و چماق بازی از بدترین چیزهایی است که در آخر سلطنت محمدرضا درست شد از باب اینکه ضعیف شده بود می خواست با چماق خودش را تقویت کند و بعد از انقلاب و در بین انقلاب باز همین چماقها حتی در حوزه علمیه قم هم به کار رفت و خیابانها را، شیشه ها را شکستند و خیال کردند، با چماق می شود یک چیزی پیدا کرد و حالا هم همین مسئله هست، لکن چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماقهاست که فسادش صدها برابر چماقهای دیگر است.[382]

دـ جزئی نگری و دعواهای انحرافی

چرا همه قدرتها را به باد فنا می دهید برای اینکه زید مسلمان است یا غیر مسلمان؟ قضیه مرحوم «شمس آبادی» شما خیال کردید که یک چیز عادی بود، اینهم جزء همانها بود که با طریقهای مختلف می آمدند و درست می کردند. یک وقت «شهید جاوید» را پیش می آوردند از این طرف و از آن طرف و یک ماه محرم و صفر و بیشتر را منبرها هم خرج این می شد که «شهید جاوید» چی. از این طرف یک دسته ای تایید، از آن طرف یک دسته ای تکذیب. یک قدری که این سست می شد، باز یک چیز دیگری درست می کردند مرحوم «شمس آبادی» هم از این امور بود که شاید هم خودشان این کار را کردند (من نمی دانم) که یک کسی را بکشند و یک قدری که این کمتر می شد آنوقت یک کس دیگر را به میدان می آوردند که این کتابهایش چطور است. او می گفت کافر است، این می گفت مسلمان است، امروزی که این توطئه ها، مرزی و غیرمرزی، در کار است، باز ما سر یک چیز مختصری دعوا می کنیم، این نیست جز اینکه یک جهالتی است در ما، رشد ما نداریم که مواقع را تشخیص بدهیم که چه وقت باید چی گفت.[383]

10ـ روشهای راهبردی ایجاد وفاق ملی

اسلام به عنوان یک دین کامل، بالقوه تمام دستورهای راهبردی درون آن نهفته است. و عمل به این راهبردها، مستلزم این است که آنها را بشناسیم. امام به عنوان کارشناس مسائل اسلام راهبردهایی را که در متن دین موجود است، با پیرایش از خرافات، آن را به رهروان انقلاب اسلامی عرضه کرد و آموخت. لذا چنانچه پیوسته درصدد ایجاد وفاق ملی

هستیم، باید راهبردهای کارشناسی شده امام را در جهت تحکیم مبانی وفاق ملی در صحنه جامعه به اجرا گذاریم و برای این مهم باید موانع راه را شناخت و آنها را کنار زد. راهبردهای حضرت امام در این زمینه به شرح ذیل است:

الف ـ هدف واحد

ملت بزرگ باید هشیارانه از بعضی عناصر تفرقه افکن که با شعارهای فریبنده می خواهند دست اجانب را به کشور مسلمان ما باز کنند و همان اختناق و چپاولگری را به فرم دیگر برگردانند، احتراز کنند. همه می دانند این پیروزی از قدرت اسلام است و مسلمین با دادن خون شریف خود آن را به دست آورده اند و فرصت طلبان می خواهند بدون فعالیت مثبت از آن بهره بردارند و با حیله و حربه فریبکاری خود را جا بزنند. ملت ایران با هوشیاری از آنان جلوگیری کنند. اگر گروه ها مختلف باشند ولی در امور عقیدتی و در اصول عقاید اسلامی تفاهم داشته باشند آسیب نمی بینند. و درگیری در اختلاف آرا و عقیده است. شما باید کوشش کنید با گروههای دیگر که مسلمان هستند و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را می خواهند تفاهم داشته باشید. چون فیضیه و دانشگاه، شما هم همگی افرادی را انتخاب کنید تا برای تفاهم شورایی تشکیل دهند. مهم این است که مقصد، مقصد واحد باشد، هر چند از راههای مختلف به آن مقصد می رسیم. و این اساس امور است و اگر این طور نشود منجر به درگیری می شود.[384]

ب ـ خدامحوری (خداخواهی)

خدای نخواسته غفلت از یاد خداوند تعالی موجب سستی و تزلزل خواهد شد و زحمات چندین ساله مان و خون شهیدان عزیزمان به باد فنا خواهد رفت. توجه به معنویت و تکلیف الهی و یاد خداوند باعث می شود که این وحدت محفوظ و این برادری برقرار ماند. پس این اخوت و صفا را هرچه بیشتر حفظ نمایید تا همان طور که اکنون از پشتیبانی بی دریغ ملت برخوردار بودید از این پس هم برخوردار باشید.[385]

توجه به خدا را تقویت بدهید، روح خودتان را متوجه به خدا بکنید. شیاطین که در بین شما می خواهند تفرقه بیندازند طرد کنید آنها را یا ارشاد کنید اگر قابل باشند و یا طرد کنید. آمریکا باز چشمش به ایران است، به نفت ایران است، به مخازن ایران است، به این زودی نمی تواند اغماض کند و سایر ممالک. شما اگر بخواهید از این به بعد هم این رمز را حفظ کنید.[386] در اینجا لازم است شما را به یک نکته نصیحت کنم و آن این است که اتحاد و انسجامتان را حفظ کنید. شما باید بدانید که هر اختلاف و نزاعی شروع شود، از باطن خود انسان است، و هر اتحاد و انسجامی که حاصل شود، از خداست.[387]

ج ـ اعتقاد به امدادهای الهی

من در پاریس که بودم یکی از آشنایان من آمد آنجا و گفت که من رفتم در قلعه حسن فلک، قلعه حسن فلک را من می دانم کجاست، در یک قلعه دورافتاده ای و او می گفت که در دهات بختیاری و ـ عرض کنم ـ آنجاها، کمره و آن طرفها، در دهات آنجا هر روز صبح که می شود آخوند ده جلو می افتد، همه مردم دنبالش راهپیمایی می کنند، این معنا را نمی تواند یک نفر آدم درست کند، نمی تواند یک عده آدم درست کند، باید یک غیب در کار باشد، من امیدوار شدم و لهذا هیچ وقت سستی در کارم نبود برای اینکه من امید داشتم که خدا این کار را انجام می دهد. از اول هم می گفتم او (شاه) باید برود و چاره ندارد، رفت. این طور هم شد به راحتی.[388]

د ـ اعتقاد به قیام و مبارزه

همین قیامها بود که مابین دانشگاه و مدارس قدیمی ما را جوش داد و مابین قشرهای مختلف را جوش داد و به طوری که همه با حال وحدت و با وحدت اراده، با وحدت مقصد این راه را طی کردند و تا آنجا رساندند و به این نحو که ملت ما الآن زنده است و راه خودش را یافته است.[389]

هـ ـ حفظ شعائر مذهب

مجالسی که ما برپا می کنیم به اسم روضه خوانی همه اش اخلاق و احکام و عقاید است. آخر منبر هم مظلومیت آن شهیدی که در راه دینداری فداکاری کرد، گوشزد مردم می کنند. اساس مملکت داری و دینداری شیعه استوار بر آن است زیرا که حفظ حکومت از وحدت ملی است و این شعار مذهبی بهترین شالوده برای حفظ وحدت ملی است.[390]اجتماعات مذهبی، راهپیمایی، نماز جمعه، اعیاد اسلامی، ایام مذهبی، فریضه حج از عمده شعائر مهم سیاسی ـ اجتماعی در اسلام است که حضرت امام بر آن تأکید می ورزید.

وـ ایجاد تشکیلاتی واحد در کشور

همه دست به دست بدهید، علی حده هرکس برای خودش یک سازی بزند، این غلط است، این شکست است. باید سامان داده بشود به این قیام، با این نهضتی که الآن بالفعل موجود است، باید عقلای قوم، سرهای قوم سازمان بدهند به این، یعنی روابط پیدا بشود بین همه جناحها، همه شهرستانها باید با هم روابط داشته باشند، باید مجلس در روز واحد باشد. یکی از اقسام روابط که من سابق می خواستم در قم ایجاد بکنم و نگذاشتند ایجاد بشود (خداوند اصلاحشان کند ان شاءالله) من بنا بر این گذاشتم که در تمام ایران، یک روز تعطیل، یک روز اجتماع باشد، اجتماع اهل علم یعنی فرض کنید روز شنبه یا شب شنبه تهران یک اجتماع اهل علمی باشد، خراسان اجتماع اهل علمی باشد، فلان ده هم اجتماع اهل علمی باشد، فلان جا هم چه باشد، این یک سازمانی بود، نگذاشتند، نفهمیدند.[391]آن چیزی که مهم

است این است که باید تمام جناحها، تمام جناحهایی که در ایران هستند، از جناح مرجعیت و علمیت تا جناح ارتش، تا جناح بازاری، تا فرهنگستانی، تا دبیرستانی، تا دانشگاهی، تا بیابان نشینها، تا کوخ نشینها، تمام آنها باید تفکر کنند و مورد تفکر خودشان قرار بدهند و سران قوم باید روابط داشته باشند با هم، متفرق نباید باشند، امروز روزی نیست که شماها با تفرقه کار انجام بدهید، اگر چنانچه تفرقه داشته باشید تا آخر همین هستید و از همین بدتر. تکلیف است، تکلیف الهی است باید با هم باشید، نه متفرقات که یکی حزب بخواهد درست کند، آن یکی مثلاً فرض کنید چه درست کند.[392]

زـ عدم طرح مسائل اختلاف انگیز

امروز وقت اینکه من از کسی اوقاتم تلخ باشد، یک چیزی بگویم که یک وقت خدای نخواسته برای او مضر باشد، این امروز نباید مطرح بشود. بعد که دشمن مشترک دفع شد، خوب، گله ها بعدها امید است که حل بشود، اگر حل نشد، آسان است آن بعدها.[393]یکی جزوه می دهد لعن می کند یک کسی را، یکی جزوه می دهد تعریف می کند از کسی. هر دو اختلاف است. هر دو امروز غلط است. دست بردارید از نادانی، شما را تحریک نکنند آنهایی که با اسلام دشمن هستند. امروز سر ولایت امیرالمؤمنین(ع) اختلاف کردن خیانت به اسلام است. سر یک نفر آدم که ایا کافر است یا مسلم، تو سر هم نزنید،

توجه به مسائل کنید، شما را می خواهند به جان هم بریزند و آنها نتیجه بگیرند.[394] اهل منبر متوجه باشند یک کلمه راجع به انتخابات سابق ولاحق و اینکه چه شده و چه شده که اختلاف انگیز است بکنند پیش خدای تبارک و تعالی مسئولند، اسلام از آنها مؤاخذه خواهد کرد. خطیبهای در جمعه هم همین را بدانند، آنهایی که قبل از نماز جمعه خطبه می خوانند همین را باید بدانند، علما هم که در هرجا هستند همین معنا را باید توجه کنند.[395]امروز هیچ دلیل شرعی و عقلی وجود ندارد که اختلاف سلیقه ها و برداشتها و حتی ضعف مدیریت ها دلیل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علمای متعهد گردد. ممکن است هرکس در فضای ذهن و ایده های خود نسبت به عملکردها و مدیریتها و سلیقه های دیگران و مسئولین انتقادی داشته باشد، ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و ایندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرتها به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعفها و مشکلات به حساب مدیریت و مسئولین گذاشته شود و از آن تفسیر به انحصارطلبی گردد که این عمل کاملاً غیرمنصفانه است و اعتبار مسئولین نظام را از بین می برد و زمینه را برای ورود بی تفاوتها و بی دردها به صحنه انقلاب آماده می کند.[396]

در اندیشه امام، راهکارهای فوق که به آن اشاره شد، به تنهایی نصیحت و اندرزگویی نیست، بلکه عمل به مضامین این راهکارهاست که در نظر امام جلوه پیدا می کند و کارگشاست. حضرت امام(ره) آبروی خود را برای تحکیم مبانی وفاق ملی خرج کرد و سرمایه های فکری، روحی و معنوی خود را غیرتمندانه و شجاعانه بکار گرفت. امام به دسیسه های استعمار برای دین زدایی بین ملل اسلامی بخوبی آشنا بود. و در کتاب «کشف الاسرار» خود تمام توطئه های داخلی و خارجی بر علیه جوامع اسلامی را گوشزد کرده است. همانطور که در صحیفه سراسر نور ایشان متجلی است، پیام دل انگیز وحدت را در همه عصرها و نسلها سرداده اند. ایشان از توطئه های دشمنان خارجی نگرانی نداشت، بلکه ایشان نگران دو دستگی و اختلاف در بین جناحهای وفادار به نظام بود و مکرر می فرمود اگر لطمه ای به این انقلاب که یک تحفه الهی است بخورد، نه از جانب دشمنان، بلکه از جانب دوستان بر اثر اختلافات داخلی است که جامعه را فشل خواهد کرد و طمع بیگانگان را برای تسلّط دوباره بر کشور برمی انگیزاند. امام تنها راه سعادت در دو جهان را ترک منفعت طلبی می دانست و برای به تلاطم درآوردن غیرت دینی و انسانی جامعه در خطاب به قشرهای مختلف فرمود: هان ای روحانیون اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان ایین دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق پرست! ای

حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطنخواهان با ناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفعهای شخصی کرده تا به همه سعادتهای دو جهان نایل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید.[397]

خلاصه و نتیجه

برای نیل به مقصود (وفاق و وحدت ملی) امام تهذیب نفس را برای درک حقایق و پذیرش آن همواره لازم و ضروری می دانست و منصبهای کشوری را زودگذر می شمردند، لذا تهذیب نفس، همراه درک سیاسی صحیح (شمّ سیاسی)، از مسائل تاریخی و جاری اسلام، از عمده مسائلی است که با توسل به این دو معیار می توان در صحنه وفاق اجتماعی عمل کرد. در زمینه توافق سیاسی و جناحی در کشور، سخنرانی، مقاله و حتی تألیف کتاب نمی تواند به تنهایی کارساز باشد، بلکه این مسئله نیازمند پشتوانه ای قوی به نام عمل سیاسی و جناحی در جامعه است.

اواخر سال 79 یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مطبوعات اعلام کرد ما جناح مخالف را در رقابتهای جناحی بی دین و خارج از دین تلقی نمی کنیم و تنها به عملکرد آنها انتقاد داریم و می گوییم عملکردشان در جامعه به روز نیست.

چنانچه این گونه اظهار نظرات به عنوان تقدیم صادقانه عیوب در کار طرف مقابل باشد، بجاست از آن استقبال شود و در عملکرد خود پس از بررسیهای لازم تجدیدنظر نمود. اما اگر هر جناحی برای اینکه در همان گام نخست بخواهد طرف مقابل را باصطلاح ضربه فنی کند و تهمت بی دینی به جناح مخالف خود بزند، خواسته یا ناخواسته تخم کینه و عداوت را از قبل کاشته است. باید باور داشت اگر قصد اصلاح صادقانه امور را در برنامه کاری خود لحاظ کنیم و نه هیاهو و فرصت طلبی، در جهت تشنج زدایی و پیشگیری از التهاب سیاسی که مقام معظم رهبری توصیه فرمودند، می توان در جامعه به شکل خصوصی شخص و جناح مقابل را متنبه نمود و از تسرّی آن در وسایل ارتباط جمعی و به طبع در سطح جامعه جلوگیری نمود. البته با توجه به اینکه شرایط برخورد صمیمانه مشکل شده است بنظر می رسد تا فرصت باقیست می توان در این زمینه سرمایه گذاری معنوی، اخلاقی و فکری کرد. برای رسیدن بدین منظور (وفاق اجتماعی) همچنین، بفرموده امام راحل کسانی که کمی هم از امیرالمؤمنین تبعیت دارند باید خون دل بخورند و در این راه سختیها را تحمل نمایند و راهکارهای عقلی، شرعی، مصلحتی و... را که به آن اشاره شد در جامعه پیگیری کنند. البته باید توجه داشت هیچکس نباید ضربه به شئون و ارزشهای مورد قبول امام و اسلام را تحمل کند و لازم است که جناحهای سیاسی کشور هر کدام خود برای رفع عیوب خود و آگاهی از آن پیشقدم شود و دست همکاری و صمیمیت طرف مقابل را عقب نزند. همچنین در شرایط کنونی کشور لازم است بر روی نقاط مثبت کار شود، و همیشه اگر نصف پر لیوان را بنگریم امیدوارانه حرکت خواهیم کرد. و با توجه به موقعیت نظام جمهوری اسلامی که هم اکنون در دنیا تثبیت شده است ما به افتخارات خود و اقبالی که در دنیا پیدا کرده ایم، در صحنه موفقیت بین المللی بیندیشیم و در رفع نقاط ضعف و تبدیل آن به قوت بکوشیم.

کوتاه سخن اینکه، با تأملی پیوسته در سیره نظری و عملی امام خمینی روح و فکر خود را با استفاده از سیره اخلاقی ایشان پالایش کنیم. و زیبائیهای فداکاری ایشان را برای تجدید حیات اسلام، با تفکر، تعمق و بازنگری در اندیشه و عمل اجتماعی در جهتِ تحول روحی خود در صحنه اجتماع به تصویر بکشیم. و مبانی وفاق و وحدت ملّی را که حضرت امام برای آن همانند اجداد بزرگوارش خون دلها خورد در اندیشه و عمل با مرور، بازشناسی، موشکافی، تحلیل و ارزیابی شایسته خود در تمام صحنه ها و رقابتهای سیاسی و جناحی بکار بگیریم.

در پایان، صدور دستورالعمل هشت ماده ای از طرف رهبر معظم انقلاب حضرت ایت الله خامنه ای در دهم اردیبهشت سال

هشتاد، در خطاب به سران سه قوه در کشور، در زمینه برخورد با نابرابریهای اجتماعی و مبارزه همه جانبه و سازمان یافته با فساد مالی و اقتصادی در ارکان نظام، فرصت گرانبهایی را فراهم آورده است. لذا سران معزّز سه قوه شجاعانه و بدون دخالت دادن افکار جناحی، وقت را غنیمت بشمرند و با وحدت عمل و با برنامه ریزی اصولی، نگرانی و تشویش عمومی مردم و دلسوزان نظام را که بر آمده از رفتار سوء مدیریت (اشاعه تبعیض در جامعه) برخی از مدیران و مسئولین فرصت طلب در ارکان نظام است، از صحنه جامعه بزدایند. و زمینه های وفاق ملّی را به نحو مطلوب فراهم آورند.

در پایان لازم است که به یک نکته اساسی توجه شود، و آن این است که ما به خواستهای مشروع و قانونی ملّت بالاخص طبقه پایین دست جامعه توجه کافی بنماییم و به آن جامه عمل بپوشانیم. و توجه کنیم که حضرت امام از آنها به عنوان ولینعمتهای این انقلاب یاد فرمود. و پیامدهای «وفاق ملی» نیز باید به اصلاح امور جاری کشور و اصلاح معیشت قشر یاد شده منجر گردد.

به هر حال، به نظر می رسد همواره در جهت امنیت، اقتدار ملی، کوششهای بنیادی و وفاق ملی، بیش از هر چیز به نصایح دلسوزانه و ارزشمند رهبر معظم انقلاب به عنوان منشور برادری و صمیمیت در جامعه نیازمندیم. و پشتوانه عملی آن، حمایت کریمانه معظم له را در پی خواهد داشت و ثمره این منشور در صحنه امور جاری و انتخابات مختلف در کشور می تواند تشنج و التهاب آفرینی را در صحنه اجتماع التیام بخشد و پیوسته نظامی مستحکم و توانمند در جهت اعاده حقوق محرومین و مستضعفین را در صحنه جامعه و در اذهان مسلمانان جهان و بین الملل رقم بزند.

والعاقبة للمتقین

والسّلام

پدید آورنده : عبدالمحمد مصطفایی


١٥:٤٠ - 1391/05/10    /    شماره : ٣٩٠٧    /    تعداد نمایش : ٨٥٥



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :3381
کل بازديدها :16166401
بازديدکنندگان آنلاين :16
بازديدازاین صفحه :38157