نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > سیاسی و اجتماعی > وحدت اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

مبانی وفاق ملی1

جوامع بشری و بالاخص دینی برای اداره امور جامعه سعی داشته و دارند مبانی حقوقی ویژه ای را تبیین نمایند و بر اساس آن قوای مملکتی و دولت را پی ریزی نمایند و چنانچه این گونه جوامع درصدد باشند که مقاصد از پیش تعیین شده خود (مبانی حقوقی) در جهت اداره امور جامعه دچار گسست و هرج و مرج نشوند و در جاده پیشرفت حرکت کنند، باید به اصولی که خود پی ریزی نموده نه تنها پایبندی نشان دهند، بلکه در حفظ آن اصرار ورزند و موانعی را که موجب خدشه دار شدن این اصول است، از بین ببرند.

مکتبهای رایج دنیا برای نیل به مقصود خود در اجتماع، به اصالت طبقه، فرد یا اجتماع متوسل می شوند. در این راستا نگرش ادیان توحیدی و به ویژه اسلام معتقد به کرامت انسانی است.

اسلام هم به فرد توجه دارد و هم به جمع. و مبانی حقوقی بشکلی طراحی شده است که مصالح فرد در تقابل با مصالح جمع قرار نگیرد. لذا مصلحت فرد را در مبانی حقوقی اسلام باید در مصالح اجتماعی جستجو نمود.

در عین حال، در درون خانواده انقلاب، وفاق ملی با چالشهایی روبروست و همچنین دارای موانع و مصالحی است. لذا امام خمینی پیوسته این دو مقوله (موانع و مصالح) را بطور جدّی مورد تأکید قرار می دادند و تمام اقشار کشور بخصوص زعما و رهبران دینی و فکری جامعه را در جهت ایجاد وحدت اجتماعی دعوت می کردند. و جناحهای سیاسی درون خانواده انقلاب را پیوسته نصیحت فرموده و راه کار نشان می دادند و توصیه می فرمودند اینجانب با کمال تواضع دست خود را به طرف تمام جناحها که در خدمت اسلام هستند دراز می کنم و از همه استمداد می کنم که با هم پیوستگی همه جانبه در راه بسط عدالت اسلامی که یگانه سعادت ملت است، کوشا باشند.[340]امام خمینی انقلاب اسلامی را یک تحفه الهی می دانستند و به یقین می توان گفت که اگر از این هدیه الهی حفاظت نشود از کف خواهد رفت.

به هر حال، در کشور هرگز چنین تصوری نیست که همه جنانحها در یک حزب سیاسی متمرکز شوند و از سلایق خاص خود دست بردارند چرا که اجتهاد و فقاهت به عنوان مبنا در تشیع چنین چیزی را تجویز نمی کند. بلکه در رقابتهای سیاسی و انتخاباتی، سلایق سیاسی باید به قاعده بازی و مبانی ارزشی توجه داشته باشند و به رای اکثریت گردن نهند. با اعتقاد به اینکه، همه جناحها معتقد به خدا، پیامبر، قرآن، اصول و فروع اسلام، راه امام و ولایت فقیه می باشند، پس چرایی برخوردهای غیراصولی جناحی، حذفی و انعطاف ناپذیری در پذیرش حقایق در کجاست؟ منشأ این مطلب مطمئناً در این کلام حضرت امام است که همیشه آن را گوشزد می فرمود که «حب الدنیا رأس کل خطیئة» حب نامشروع به دنیا سبب درک غلط از مفاهیم اسلامی و غرض ورزی در پذیرش حقایق است، که قاعده و منش بازی در رقابتهای جناحی را در ورطه فراموشی قرار می دهد. نسل اول انقلاب از جمله شخصیتهای بزرگوار و خط مقدم جناحها که طعم ستم، شکنجه و رنج و محرومیت رژیم پهلوی را متحمل شده است، هنوز خود شاهد قضایاست، که چگونه دلهره و ناامنی در رژیم گذشته در زوایای پنهان زندگی مردم جاری بود و جوّ خفقان چنان حاکم بود که انگار پشت دیوار هر شهروند ایرانی ساواکیها استراق سمع می کردند و هرچه از اسلام و امام گفته می شد می شنوند و عنقریب دستگیر شده و روانه سیاهچالهای شاه می شوند. نگارنده این مجموعه بلحاظ سن این شرایط را دیده و تا حدودی چشیده و لمس کرده. به هر حال نعمت استقلال و آزادی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ارزان بدست نیامده، بلکه ثمره صدها هزار شهید در قبل و بعد از انقلاب (جنگ تحمیلی) است. لذا شائبه جهت گیری های جناحی قوای سه گانه کشور، بالاخص در مسائل قضایی در خصوص صدور حکم برای هر فرد مسئول و غیرمسئول در نظام، انقلاب را آسیب پذیر می سازد و تسریع در زدودن این مسئله از اذهان عمومی جامعه شکل فوری و فوتی به خود گرفته است، لذا متخلف از هر جناحی که باشد، کوچکترین تبعیضی روا نیست. به این دلیل که افکار عمومی جامعه در زمینه مسئله تبعیض بشدّت متأثر و نگران است. و در این زمینه لازم است تدابیر جدّی اندیشیده شود.

به هر حال، مگر نه این است که هدف واحد است؟ پس سلایق مختلف سیاسی نباید مشکل ساز و خطرآفرین باشند و حیثیت امام، شهدا و انقلاب را نزد جمعیت میلیاردی مسلمانان جهان اعم از شیعه و سنّی به زیر سؤال کشیده، تداعی شود که دعوا بر سر منافع شخصی و گروهی است، نه برای پیاده نمودن قوانین به زمین مانده اسلام در گذشته. و به قول حضرت امام مشاهده شود که باز

هم همان مسائل قبل از انقلاب (تبعیض) برگشته است. مگر نه این است که، امام می فرمود: امروز خیلی تکلیف به عهده ماست، تکلیفهای شاق هم به عهده ماست، امروز شمایید و همه عالم دشمن الا معدودی، البته ملتها زیاد هست [که] به شما توجه دارند. امّا دولتها معدودی هستند که مخالف با شما نیستند، همه مخالفند. اگر ما هم بخواهیم خودمان با هم مخالفت کنیم، این یک جرمی است که تا ابد به عهده ما خواهد ماند و برای ما یک جرم ابدی ثابت خواهد شد، یک روسیاهی ابدی پیش خدای تبارک و تعالی برای ما پیدا خواهد شد.[341] امام مکرراً توصیه می کردند که برخوردها سالم باشد و اگر به یکدیگر اِشکال وجود دارد، همانند اشکال طلبه های مدرسه باشد، که سر یک مبحثی با هم داد و قال می کنند و بعد از اتمام مباحثه با هم می نشینند و چای می خورند و با هم صمیمی و دوست هستند. باید دانست که امام اهل تعارف نبود، بلکه عمل ایشان گویای این حقیقت بود. مناقشات طلبگی، علمی و سیاسی از نظر ایشان باید منجر به اصلاح امور و پیوند هرچه بیشتر آنها شود و نه جدایی و عداوت.

این مقاله ابتدا، ماهیت وفاق و سپس مبانی وفاق، آثار و نتایج وفاق ملی، آثار و نتایج تفرقه، علل تفرقه، و روشهای ایجاد وفاق و وحدت ملی را به شکل فشرده از دیدگاه حضرت امام خمینی مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. و در پایان خلاصه و نتیجه گیری مقاله ارائه خواهد شد.

الف ـ ماهیت وفاق ملی و وحدت

واضح است که از مأموریتهای مهم و اساسی انبیای الهی دعوت به توحید کلمه و عقیده است. پیامبر گرامی اسلام به صراحت با استفاده از ایه کریمه قرآن «انما المؤمنون اخوة» عقد پیوند برادری مسلمانان را در تاریخ صدر اسلام به ثبت رساند و عمر شریف خود را در راه ایجاد توحید در قلوب و رفتار مسلمانان (عقیده و عمل) ایثار فرمود. و همچنین در راه تفرقه زدایی از بین آنها و رفع موانع آن سرسختانه و دلسوزانه کوشیدند. امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید «با یکدیگر پیوند داشته باشید و خوشرفتاری و مهربانی نمایید و برادرانی نیکوکار باشید، همان گونه که خدای عزوجل فرمانتان داده است».[342] امام راحل از اتحاد و برادری در جامعه به عنوان عامل قدرت، توصیف جالبی فرمود که چکیده آن بدین قرار است یک جامعه ای که یک مقصدی دارد و می خواهد که آن مقصد را تا آخر ببرد و مقدماتش را فراهم کند و به نتیجه برسد، این جامعه را می شود تشبیه کرد. افراد جامعه و خود جامعه را به قطرات (باران) و نهرها و سیل دریا. قطره های باران یکی یکی وقتی که ملاحظه بکنید، هر قطره ای وقتی از قطره های دیگر جدا باشد یک برگ را هم تر نمی کند، اگر

چنانچه میلیاردها قطره وجود داشته باشد و اینها قطره قطره باشند، باز کاری از آنها برنمی اید. حالا اگر اتصال با هم پیدا کردند، آن یک جویی را، یک نهری را تشکیل می دهد و قطرات دیگری نیز جوی و نهر دیگری را تشکیل می دهند. از این نهر یک کاری برمی اید اما کار اساسی نیست، می شود که یک زمینی را مثلاً آبیاری کنند و به او کِشتی بکنند لیکن محدود است انتفاع از آن، امّا اگر چنانچه این شهرها به هم متصل شد یک سیلی و رودخانه ای راه انداخت، قدرتش زیاد می شود. جامعه ما نیز همین طور است یکی یکی افراد را حساب کنید، اگر صد میلیون یکی یکی باشد هر کدام خودشانند، کاری به دیگر ندارند، لذا از این صد میلیون جمعیت هیچ کاری برنمی اید.[343]

ب ـ مبانی وفاق بر اساس عقل

حضرت امام عقل سیاسی را به عنوان یکی از مبناهای «وفاق ملی» دانسته و با تأکید به زعمای قوم می فرمودند: عقل سیاسی اقتضا می کند که ما امروز با آن اشخاصی که در رویه هم حتی با ما مخالفت دارند لیکن در اصل مقصد با ما موافقند، با ملت موافقند، مسیرشان مسیر ملت است، عقل سیاسی اقتضا می کند که ما امروز دست از تمام اختلافات برداریم تا این مملکت را آرام کنیم و این مقصدی که ما داریم و آن اینکه اسلام در این مملکت پیاده بشود و جمهوری اسلامی با محتوای حقیقی خودش در اینجا پیاده بشود، موفق بشویم ان شاءالله. این طور نباشد که هر کدام قلم به دست گرفتید بر ضد دیگران قلمفرسایی کنید. همه شما امیدوارم که به اسلام معتقد و به جمهوری اسلامی متعهد باشید. من این را از همه کسانی که متصدی امری هستند، چه آقایانی که در مجلس هستند و چه آقایانی که در جاهای دیگر متصدی امر هستند، من به آنها با کمال اخلاص سفارش می کنم که یک تکلیفی است شرعی، الهی و تخلف او خلاف مسیر اسلام است.[344]

یک مسئله عقلایی است که شما وقتی که همه تان مسلمان هستید، همه تان بنا دارید که این نهضت ان شاءالله اسلامی پیش برود، اکثریت با شماست، یعنی یک اکثریت قاطع با شماست، در مقابل آن تیپی که دشمن اصلی انقلاب و دشمن اصلی اسلام است، در مقابل آنها مجتمع باشید، هیچ کاری از آنها دیگر برنمی اید.[345]

شما بدانید که اگر ما دست به دست هم ندهیم، همه مان با هم نباشیم، زمینمان خواهند زد، مجلس را زمین می زنند، دولت را زمین می زنند، روحانیت را زمین می زنند، همه زمین می خورند، پس عقل اقتضا می کند که الان مشکلات را تحمل کنیم، مردم مشکلات را تحمل کنند.[346] در یک همچو وضعی که الان ما مبتلا به آن هستیم و شما مبتلا به آن هستید، عقل و انصاف اقتضا می کند که،

دیگر در بینمان چیزی نباشد، با هم باشیم در دفع او.[347] شما می بینید که تمام سعی منافقین و مفسدین خارج و داخل بر این است که بین مردم شکاف ایجاد نمایند و این خود بهترین دلیل است که ما باید وحدتمان را حفظ کنیم.[348]

ج ـ مبانی وفاق ملی بر اساس شرع

حضرت امام(ره) با تبعیت از انبیا و امامان معصوم(ع) «وفاق عمومی» را در زیر چتر مبانی اسلام (قرآن و سنت) میسر دانسته و مکرر این مسئله را گوشزد می فرمودند: امروز ما مکلف هستیم که در هر لباس و هر شغل هستیم از اختلاف کلمه احتراز و به وحدت اسلامی که پیوسته مورد سفارش کتاب و سنت است گرایش نموده و کلمه حق را علیا و کلمه باطل را سفلیٰ قرار دهیم. در این موقع حساس که کشور ما و اسلام عزیز در معرض خطر عظیم است تکلیف همه گروهها و افراد، خطیر و عظیم است. سستی و سردی در حال حاضر و اختلاف و افتراق کلمه، در حکم انتحار و به هدر دادن خون فرزندان اسلام است.[349]

ایشان وحدت کلمه را رمز توجه به خدا می دانست و می فرمود: رمز پیروزی را ایران یافته است، رمز توجه به خدا وحدت کلمه. این وحدت کلمه را حفظ کنید، نگذارید آنهایی که تفرقه افکنند به بهانه های بیجا در بین شما تفرقه بیندازند. جلوی این تفرقه ها ر بگیرید، برای اسلام خدمت کنید. اسلام مأمور کرده ما را به وحدت کلمه. تفرقه اندازان از اسلام بیرونند.[350]گروه گروه نکنید، این مملکت با وحدت کلمه پیش برد، متفرقشان نکنید «واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولاتفرقوا» این ایه قرآن را بپذیرید همه بچسبید به ریسمانی که بین شما و خداست و آن اسلام است، متفرق نشوید، از هم جدا جدا نشوید، هی حساب را جدا نکنید، آن حساب جبهه کذا، جدا نکنید همه را، همه با هم باشید، همه دوست باشید.[351]

امام عامل همه فسادها را تفرقه می دانست و رهبران فکری جامعه را بشدّت انذار می داد: متفکرهای ما، روشنفکرهای ما، همه دانشجویان و دانشگاهیان بدانند که نقشه این است و آثارش را ما داریم می بینیم. این گروه گروه شدن ها برای همین است که نگذارند این انسجامی که بوده حفظ شود، می خواهند نگذارند مردم بیدار شوند و راه خودشان را پیدا کنند. با تفرق همه فسادها هست و با تمسک به خداوند همه صلاح و سعادتها هست.[352]در نظر امام شرط شمول رحمت الهی، وفاق همگانی است و می فرمود: از این جهت که دست خدا در کار است، باید شما و ما همه، کاری کنیم که این دست رحمت بسته نشود، از روی سر ما برداشته نشود و آن کار این است که همان طوری که تا حالا با هم بودیم و «یدالله مع الجماعة» و همه برای خدا بود و خدای تبارک و تعالی عنایت فرمود الان هم توجهمان به همان مقصد باشد.[353] اگر اینجا برادری نباشد در آنجا هم بهشتی معلوم نیست باشد برای شما.[354]امام وحدت را ثمره آموزش بزرگان دین می دانست و یادآوری می فرمود: این دو بزرگوار [پیامبر(ص) و علی(ع)] همان طوری که در عالم غیب و غیبِ غیب با هم بودند، متحد بودند، در عالم هم که آمدند، در این دنیا هم که آمدند اینها اخوت داشتند، برادری داشتند، یک بودند و این برای ما باید عبرت باشد. و من از خدای تبارک و تعالی خواستارم که این اخوت را بین همه ارگانها، بین مجلسیها و بین دولت، قوه قضایی و سایر مردم، بین قشرهای ملت را حفظ کند و ما آن تبعیت را از موالی خودمان بکنیم که ان شاءالله با سعادت از این دنیا برویم.[355]

د ـ مبانی وفاق ملی بر محور مصالح ملّی

برای حفظ نظام جمهوری اسلامی حضرت امام بر روی مصالح ملی بسیار حساسیت داشت و همه قشرها بالاخص علمای اسلام را مسئول دانسته و تأکید می فرمود: باید ما بدانیم که همه مکلف هستیم، علمای اسلام مکلفند در صف جلو، وظیفه آنها زیادتر از دیگران است، وظیفه آنها هدایت جامعه است. از این تفرقه ای که می خواهند بین جامعه بیندازند جلوگیری کنیم. و این به عهده علما در درجه اول است

که مردم را آگاه کنند. باید در این وقتی که از همه اوقات برای ایران حساستر است، علمای ایران ـ وفقهم الله ـ و سایر اقشار، جوانان محترم، دانشگاهیها، دانشجوها، طلاب علوم دینیه، بازاریها، سایر اقشار، دهقان و کارگر توجه داشته باشند به اینکه شیاطین در کمینند و اگر خدای نخواسته غفلت بشود و این ریشه های پوسیده باز رشد کند (باقیمانده های رژیم شاه) بین جامعه، زحمتها هدر می رود. امروز روزی است که باید اصول را حفظ کرد، ما امروز احتیاج به وحدت کلمه داریم بیشتر از دیروز.[356]اگر با هم یک حسابهایی دارید، بگذارید کنار این حسابها را، شما اگر دو نفر باشید با هم یک یک نزاعی داشته باشید و خدای نخواسته زلزله بیاید، شما باز می نشینید آنجا به اختلاف؟! نه رها می کنید و پا می شوید سراغ دفاع از خودتان. این ابرقدرتها در ایران زلزله راه انداختند نروید سراغ کارهای خصوصی خودتان و اختلافاتی که خودتان با هم دارید، نروید سراغ این، مجهز باشید. همان طوری که در اوایل انقلاب بودید، حالا هم باشید[357].

امام برای رفع مشکلات جامعه می فرمود: ما باید برای خاطر خدا، برای به دست آوردن حسنه خودمان با هم باشیم، تمام قشرهای ملت با هم باشند، تمام علمای اعلام و تمام ائمه جمعه با هم باشند، پشتیبان هم باشیم، تمام قشرهای ملت با هم باشند، تمام علمای اعلام و تمام ائمه جمعه با هم باشند، پشتیبان هم باشند، پشتیبان دولت باشند، پشتیبان مجلس باشند، پشتیبان قوه قضایی باشند، پشتیبان قوه اجرایی باشند، آنها خدمتگزار باشند به مردم و شما هم خدمتگزار، اینها بندگان خدا هستند خدمت به بندگان خدا خدمت به خداست و خدمت به بندگان خدا امروز این است که همه مجتمعاً درصدد این باشند که با کلمه واحده از اسلام و مسلمین و خصوصاً از مستضعفان جهان، دولت شریف ایران پشتیبانی کنند. باید نگذاریم که تلاش فرزندان انقلابی مان در جبهه از بین برود.[358] من باز سفارش می کنم که کشور ما در مرحله بازسازی و سازندگی به تفکر و وحدت و برادری نیاز دارد.[359] و در زمینه تحمل یکدیگر (جناحها)، امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان اسوه کامل که تمام شداید را برای حفظ مصالح کلی اسلام به جان خریدند، ملاک قرار داده و می فرمود: حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ در بسیاری از اموری که برایش خیلی سخت بود، دندان روی جگر می گذاشت و موافقت می کرد برای مصالح کلی، برای مصالح اسلام، ما اگر تبعیت از او داریم، باید این طور باشیم، اگر یک مقدار هم تبعیت داریم، یک مقداری همین طور باشیم.[360]

4ـ مبانی وفاق ملی بر اساس سیاست اخلاقی امام(ره)

سرفصل سیاست اخلاقی امام در عمل به فرامین الهی، مسئله «تکلیف» بود. «در

کوچکترین رفتار تا بزرگترین رفتار سیاسی امام خمینی همگی، حضور امر خدا، فرموده خدا، توصیه خدا، حکم خدا و قانون خدا مشهود است و این کلمات و واژه ها به همراه واژه هایی همچون «اسلام» و «اسلام خواهی» در اکثر بیانات و پیام ها و مکتوبات امام خمینی(قدس سره) در طول مبارزات سیاسی به چشم می خورد. از همین رو، تمام موضع گیری ها و تصمیم گیری ها، مخالفت و مبارزه با قدرت های استکباری و عوامل داخلی آنها با نام «خدا» و به عنوان «وظیفه» و «تکلیف شرعی» صورت پذیرفته است.

توجه امام به تکلیف شناسی در فرایند تصمیم گیری اجتماعی، عنایتی تام بوده به نحوی که مکرر در مواقع حساس ضمن تحلیل گذشته حرکت انقلاب به طرح این سؤال می پرداختند که تکلیف فعلی و تکلیف اینده را بایستی شناخت و بر اساس آن تصمیم گیری و اقدام کرد. سه رکن نظریه تکلیف (امام) بخوبی در بیانات ایشان مشهود است. و می فرمایند: قدم اول یقظه و بیداری است، بُعد دیگر عمل به تکلیف و قسمت سوم اینکه صرف قیام نیز کفایت نمی کند بلکه قیام برای خدا باید کرد».[361]

امام در برخورد با اصلاح انگیزه و نیت به طور ریشه ای برخورد کرده و می فرمود وقتی قلب الهی شد همه چیز انسان الهی می شود. یعنی حرف که می زند حرفش هم الهی است. استماع هم که می کند استماعش الهی است. راه هم که می رود در راه رفتنش هم الهی است.[362] «ثبات شخصیتی که از امام راحل در گذرگاه زندگی او دیده شد بهترین دلیل مدیریت او درباره شخصیتش بود. برای متفکران علوم انسانی لازم است که با نظر به این گونه ثبات شخصیت و بهره برداری حکمت آمیز از استعداد و سرمایه ها که در تاریخ بشر ـ اگر چه در اقلیت ـ مشاهده می شود، اصول و قواعد آن را استنباط و در مراکز علم و معرفت برای آموزش و گردیدن (به معنی شدن) مطرح بسازند. مقامات تعلیم و تربیت و ارشاد به طور عام، در این صورت است که می توانند برای انسان ها سخنی برای گفتن داشته باشند. من خدمت امام(ره) فراوان رسیده [علامه محمدتقی جعفری] و در بحث های علم اخلاق ایشان بوده ام؛ می دیدم راضی نبود هیچ کس بیاید جلویش میخکوب شود، می گفت رد شو رد شو. آن شخص بزرگ نمی گذاشت کسی به دنبالش راه برود و می ایستاد و می فرمود: مطلبی دارید؟ اگر مطلبی داشت امام آنرا می شنید و می فرمود خوب، بروید. و اگر مطلبی نداشت او را صریحاً از راه رفتن در پشت سر خود منع می نمود. شما هر شخصیت را که دیدید به بشر می گوید بیا مقابل من دست به سینه بایست! و او را مانند برده ها در برابر خود میخکوب کرد.

نظریه حضرت امام ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در اخلاق، که به عبارتی همان نظریه اخلاق اسلامی است شباهت های آشکاری با مکاتب اخلاقی متعارف و همچنین با مکاتب جدید اخلاقی دارد، از طرفی تفاوت هایی نیز مشهود است که همین تفاوت ها، سبب تمایز آن از سایر مکاتب اخلاقی می شود. تکیه بر اخلاق و اهمیت آن در زندگی انسان به اندازه ای است که هدف بعثت انبیا در آن خلاصه می شود: «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» حضرت امام در یکی از بیاناتشان بر یک قاعده اخلاقی تأکید می کنند که این قاعده در بطن خود، راهگشای خوبی برای فاعل فعل اخلاقی است و این بیان مستند ما، در مقایسه با افکار ایشان با مکاتب اخلاقی است. می فرماید: ما مکلف به ادای تکلیفیم نه مأمور به نتیجه. ایشان بر این باور بودند که اولاً فرامین اخلاقی «من عندی» نیستند، احکام اخلاقی، احکام تشریحی هستند که خداوند آنها را از طریق وحی به بشر القا کرده است و انسان با رجوع به (قرآن کریم) می تواند آنها را دریابد. امام یکی از مصادیق بارز فرموده پیغمبر(ص) است که فرمود «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل» امام، فقط یک تئوریسین و نظریه پرداز و یا تنها یک رهبر فکری و سیاسی نبود که مسائل مربوط به انقلاب را مجرد از برنامه های زندگی مطرح کرده باشند. مردم ایران در طول دوران پربار معاشرتشان با حضرت امام دیده اند و لمس کرده اند که بزرگ ترین هنر و

در حقیقت معجزه رهبری امام این است که خود او پیشتاز عمل به نظریات اخلاقی و دیگر برنامه ها بوده است».[363]

باید اذعان کرد که شخصیت حضرت امام تک بعدی نبود، بلکه تمام خصایص یک انسان الهی را پس از انبیا و امامان معصوم(ع) در خود ایجاد کرده بود و حتی به مخالفین و دشمنان اسلام بر اساس سیاست اخلاقی خود که منشأ آن تربیت صحیح دینی بود، کلمات توهین آمیز و رکیک به کار نمی برد. لذا ملکه اخلاقی و اخلاق حسنه چیزی نیست که بتوان آن را به آسانی کسب نمود، بلکه ریاضت و عبودیت خالصانه نیاز است تا این مهم را میسّر سازد. حضرت امام در خطاب به حوزه های علمیه می فرمود: کسب فضایل و مکارم انسانی و موازین آدمیت از تکالیف بسیار مشکل و بزرگیست که بر دوش شما است، گمان نکنید اکنون که مشغول تحصیل علوم شرعیه می باشید و فقه، که اشرف علوم است، می آموزید دیگر راحتید و به وظایف و تکالیف خود عمل کرده اید، اگر اخلاص و قصد قربت نباشد این علوم هیچ فایده ای ندارد، اگر تحصیلات شما «العیاذ بالله» برای خدا نباشد و برای هواهای نفسانیه، کسب مقام و مسند، عنوان و شخصیت در این راه قدم گذاشته باشید برای خود وزر و وبال اندوخته اید.[364]

امام، همچنین می فرمود ممکن است که کسی کتاب اخلاق و توحید بنویسد اما خودش بلحاظ نداشتن تهذیب نفس از آن هیچ بهره ای نبرده باشد. کوتاه سخن در باب سیاست اخلاقی امام این است که امام، علم، سیاست و مملکت داری را با اخلاق کریمه اسلامی آمیخته بود و سیاست اخلاقی امام جوهره شخصیت ایشان را تشکیل داده بود.

ادامه دارد....

 


١٥:٣٨ - 1391/05/10    /    شماره : ٣٩٠٦    /    تعداد نمایش : ٩٢٢



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :4148
کل بازديدها :17422082
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :40813