نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > سیاسی و اجتماعی > آسیب شناسی اجتماعی 


  چاپ        ارسال به دوست

چهارشنبه‌سوری

چهارشنبه‌سوری
چهارشنبه‌سوری، یا چهارشنبه آخر سال، نام جشنی همگانی از آیین‌های نوروزی در گستره حوزه فرهنگ ایران زمین که در هر سال شمسی، در غروب سه‌شنبه، شب پیش از آخرین چهارشنبه (در زبان گفتاری، چارشنبه) ماه اسفند کهن و با افروختن آتش و برخی رفتارهای نمادین دیگر، به صورت جمعی در فضای باز درون و بیرون خانه برگزار می‌شود.


ایرانیان در پایان هر دوره زمانی کیهانی و آغاز دوره زمانی دیگر، یک سال نو داشتند. نوروز زمان نوگشتن سال و زمان باز زایی و تجدید حیات طبیعت، یکی از این تحولات کیهانی است که در میان پیروان بیشتر ادیان، از جمله زردشتی، مسیحی و اسلام با فرود آمدن فرورها از آسمان به زمین و رستاخیز مردگان و بازگشت روان آنان به عالم خاکی همراه است. واکنش‌های نمادین جامعه در برابر فرایند گذار طبیعت در فرهنگ رفتاری مردم در واپسین روزهای سال شمسی، به ویژه در شب چهارشنبه آخر سال نمود می‌یابد.


نام‌گذاری: در ایران باستان هر ماه از 12 ماه سال 30 روزه، و هر ماه و هر روز نامی از ایزدان و فرشتگان دین مزدیسنا داشت. هر سال 5 روز و اندی کمتر از یک سال شمسی کامل بود. این 5 روز را ـ که اندرگاه (پنجک یا پنجه) می‌نامیدند ـ به پایان ماه اسفند، آخرین ماه سال می‌افزودند. بخش کردن ماه به 4 هفته و نامیدن روزهای هفته به نام شنبه و یکشنبه و ... در دوره اسلامی در گاه‌شماری ایران رایج شد. شنبه واژه‌ای سامی و برگرفته از آرامی سبّات است که آن را در عبری شبّات، و در عربی سبت به معنای استراحت و آسایش، و در فارسی شنبذ یا شنبد (= شنبه) گویند: که مریم پسر زاد شنبد یکی ... ، به فال نیک و به روز مبارک شنبد/نبید گیر و مده روزگار خویش به بد.


در زبان و ادب فارسی سور به معنای جشن، بزم، شادی: ازین پهلوان چشم بد دور باد/همه زندگانیش در سور باد؛ یکی سورکن، مهتران را بخوان ... و سرخ و روشن: از برای پاسبان قصر او یعنی زحل/ در نُه اقلیم فلک تا روز هر شب سورباد آمده است.


«سور» به معنی جشن در ختنه‌سوران و به معنای مهمانی در سوردادن، سورچرانی؛ هنوز کاربرد دارد. در برخی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی مانند کردی نیز به معنای سرخ به کار می‌رود. «سوری» در ادبیان فارسی هم به معنای سرخ در گل سوری به کار رفته است: آمده نوروزماه با گل سوری به هم/...؛ به جلوه گل سوری نگاه می‌کردم/که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ. پس به اعتبار معانی سور و سوری ایرانیان شب چهارشنبه‌ آخر سال را با افروختن آتش جشن می‌گرفتند تا اهریمن تاریکی شب و شومی  روز چهارشنبه را با پرتو سرخ‌فام آتش از میان بردارند.
خاستگاه و پیشینه: دست یافتن به خاستگاه و چگونگی پیدایی جشن چهارشنبه‌سوری در ایران و آگاهی از پیشینه آن یک مشکل تاریخی است که با وجود پژوهش‌ها و گمانه‌زنی‌های بسیار هنوز پوشیده مانده است. گفته‌اند ذبیح بهروز در کتاب تقویم و تاریخ در ایران، با یافتن ارتباط جشن چهارشنبه‌سوری همانند جشن‌های باستانی دیگر با ستاره‌شناسی، راز این مشکل را گشوده است. بنابراین یافته ـ که آن را برآمده از دانش زردشت در ستاره‌شناسی می‌دانند ـ تحویل سال در 1725ق‌م، ظهر روزی مطابق با سه‌شنبه بوده که نقطه اعتدال از برج ثور به برج حمل انتقال می‌یافت. در آن سه‌شنبه، نیمه صبح آن جزو سال پیش و نیمه پس از ظهر آن جزو سال نو بوده که با حساب آغاز روز از نیمه‌شب، چهارشنبه‌سوری فردای آن روز نوروز و اول سال نو بوده است. به این مناسبت شب چهارشنبه را جشن گرفته، و آتش روشن کرده‌اند و از آ‌ن‌رو شب چهارشنبه‌سوری شده است. این یافته به ظاهر علمی رابه دلایلی مانند هر قصه ساخته و پرداخته دیگر درباره تعلیل و تأویل چهارشنبه‌سوری بی‌‌پایه دانسته‌اند. برخی جشن‌گرفتن در سه‌شنبه آخر سال را از این‌رو دانسته‌اند که ایرانیان هم مانند بسیاری از جامعه‌های معروف به گروه هند و اروپایی، شب را پیش از روز به شمار می‌آورده‌اند، و در اوستا هم بارها شب به جای روز به کار رفته است.


در ایران کهن هر جشن در شب‌هنگام و معمولاً با آتش‌افروزی و سپیده‌دمان پس از آن، با آب‌پاشی همراه بوده است. یکی از این جشن‌ها ـ که گزارش برپایی آن در سده 4ق/10م به ما رسیده ـ جشن «شب‌سوری» در یکی از شب‌های پایان سال شمسی است. بنابراین گزارش، چندی پس از به سلطنت رسیدن امیر سدید منصور بن نوح سامانی (سلـ 350ـ365ق/961ـ976م) «هنوز سال تمام نشده بود که چون شب‌سوری چنان که عادت قدیم است» فرا رسید، جشن گرفتند و «آتشی عظیم افروختند». از این گزارش چنین برمی‌آید که برگزاری جشن آتش‌افروزی در یکی از واپسین شب‌های سال به نام شب‌سوری، در ایران پیشینه‌ای کهن‌تر از سده 4ق دارد و از آیین‌های بنیادی و کهن ایرانیان به شمار می‌رفته است.


جشن آتش‌سوزی در شب چهارشنبه را بازمانده رسم کهن آتش‌افروزی در شب نوروز و همان جشن شنبه‌سوری و مصادف بودن سالی که جشن سوری را گرفته بودند با شب چهارشنبه آخر سال و مطابق با رسم پیش از آغاز جشن هَمَسپَتمَدَم در سیصد و شصتمین روز سال شمسی و در آغاز روزهای «گاسانیک» (گاهانیک: اندرگاه) دانسته‌اند که در آن فَرَوَرهای نیاکان به زمین فرود می‌آیند و بهروزی و فراوانی برای خاندان‌های خود می‌آورند. از این‌رو، ایرانیان برای روشن‌کردن راه و راهنمایی آنان به سوی خاندان‌هایشان از آغاز شب بر بالای بام یا صحن خانه‌ها و گذرگاه‌ها آتش می‌افروخته‌اند.


با استناد به دیدگاه قدما که هر روز هفته را به یکی از سیارات، و چهارشنبه را به عطارد نسبت می‌دادند: چهارشنبه بتا نوبت عطارد است / نشاط باید کرد و نبید باید خواست و سعودش را سعد و نحوسش را نحس می‌پنداشتند. گفته‌اند که ایرانیان برای دفع بُعد نحسی عطارد، روز چهارشنبه به جشن و شادی می‌پرداختند و از کارهایی که احتمال خطر در آنها می‌رفت، می‌پرهیختند تا بتوانند بعد سعد عطارد را نیرومندتر سازند. این جشن را هم‌چون جشن‌های مذهبی دیگر مانند عید غدیر و نیمه شعبان ـ که در ماه قمری گرفته می‌شوند ـ از آیین‌های دوره اسلامی نیز دانسته، و گفته‌اند چون در گاه‌شماری قمری آغاز 24 ساعت یک شبانه‌روز از غروب روز پیش از آن است و چهارشنبه‌سوری هم در غروب آفتاب روز پیش، یعنی سه‌شنبه برپا می‌شود، پس نمی‌تواند از آیین‌های پیش از اسلام باشد.


روز چهارشنبه‌ نزد عرب بدشگون و ناخجسته: «والاربعاء یوم ضنک و نحس» شمرده می‌شد.با گروش ایرانیان به دین اسلام باور به ناخجستگی چهارشنبه در اندیشه آنان راه یافت و در باور و فرهنگ مردم نمودار شد. فردوسی از زبان ستاره شماران در پرهیز کردن بهرام از جنگ با ترکان در این روز گوید: .../ که در چهارشنبد مزن گام را // اگر زین بپیچی، گزند آیدت / همه کار ناسودمند آیدت! (7/553)؛ همچنین  منوچهری به «عیش در روز سه‌شنبد» و روز پس از آن برای دفع بلا تأکید دارد و گوید: چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتگین [یا ساتگینی] می‌ خور تا به عافیت گذرد. عامه مردم رفتن به عیادت بیمار در شب چهارشنبه را بد و پی‌ریزی به نام جهنم و قتل هابیل به دست قابیل را در روز چهارشنبه می‌پندارند.


مسلمانان شماری از شهرهای ایران چهارشنبه آخر ماه صفر را چهارشنبه‌سوری و در اصفهان و نائین چهارشنبه‌سرخی می‌نامند و ماهیت آن را بد و بلاخیز می‌دانند و برای رفع بلا در این روز بر زدن ساز و شادی کردن و پرهیز کردن از کارهایی تأکید دارند.


اشرف مازندرانی (اواخر سده 11 و اوایل سده 12ق) گوید: شده هنگام دُردِ ماه صفر / باده صاف ریز در ساغر // اندر این چهارشنه‌سوری / شکمی از عزه به‌در‌آور. حاج میرزا جواد ملکی در مراقبات، باور به نحسی این ماه و روزهایش را باوری رایج در فرهنگ مردم و ناشی از حکم عقول مردم به سبب درگذشت پیامبر(ص) در این ماه، و این روایت از او که «هر کس مرا به خروج صفر مژده دهد، او را مژده بهشت می‌دهم» دانسته است.


احتمالاً ایرانیان مسلمان برای دورکردن شومی و زیان‌کاری چهارشنبه آخر سال ـ که آن را از هر چهارشنبه دیگر بدشگون‌تر می‌پنداشتند ـ شب پیش از آن روز را به آیین نیاکان با آتش‌افروزی همچون شب‌سوری جشن می‌گرفتند تا در سال نو هم از بلای نحوست چهارشنبه و هم از عفونت‌های به‌جا‌مانده از زمستان در هوا در امان باشند. شیعیان به این جشن رنگ مذهبی نیز داده، و سبب پیدایی رسم آتش‌افروزی در آن را به قیام مختار ثقفی و خون‌خواهی قبل امام حسین(ع) نسبت می‌دهند و می‌گویند پس از واقعه کربلا، مختار برای تمییز شیعه از سنی، دستور داد تا همه شیعیان شب‌های چهارشنبه بر بام خانه‌هایشان بوته بیفروزند و این رسم از آن زمان باقی ماند.


در مناطق غرب ایران، به ویژه آذربایجان هر یک از چهارشنبه‌های اسفندماه نامی دارد و اسفند با 3 چهارشنبه را به ترتیب «توز» (= توس یا طوس: رنگ طوسی)، «کول» یا «کوله» (رنگ خاکستری) و «گول» (= گل به رنگ سرخ) و اسفند با 4 چهارشنبه را «کاذب»، «مشتلق‌چی» (خبردهنده)، «کول» و «گل» (عناصری «آیین‌ها ...»، 487) یا «موله»، «سوله»، «گوله» و «کوله» می‌خوانند و چهارشنبه آخر سال را «کُله چوارشَمَّه« (کله: کوتاه، نحس)، یعنی چهارشنبه کوتاه و نحس می‌خوانند.


در سرزمین‌های آسیای مرکزی چهارشنبه آخر سال را «چهارشنبه آخران» یا «چهارشنبه سُرّک» و در کشور آذربایجان هر یک از 4 چهارشنبه ماه اسفند را با یکی از عناصر چهارگانه طبیعت: آب، آتش، باد و خاک پیوند می‌دهند و به ترتیب «سو»، «اود»، «یئل» و «تورپاق» چرشنبه سی می‌نامند. آخرین چهارشنبه را «چرشنبه سوری» نیز می‌خوانند.


آیین‌ها: مجموعه رفتارهای آیینی مربوط به چهارشنبه‌سوری را می‌توان در دو دسته رفتار طبقه‌بندی کرد: دسته نخست رفتارهای بنیادی مشترک و همگانی با زمینه فرهنگی بسیار کهن مانند آتش‌افروزی، و دسته دوم رفتارهای الحاقی با بنیادهای فرهنگی گوناگون مانند رسم‌های بخت‌گشایی و سحرزدایی که در فرایند دوره‌های تاریخی مختلف با رفتارهای آیینی بنیادی چهارشنبه‌سوری درآمیخته، و همراه شده‌اند. شماری از این رفتارها در زندگی اجتماعی مردم امروز ایران منسوخ شده‌اند و شماری هم که بازمانده‌اند معنا و مفهوم اولیه خود را از دست داده، و دیگر نقش و کارکرد گذشته را ندارند. برجسته‌ترین کارکرد جشن چهارشنبه‌سوری و به ویژه آیین آتش‌افروزی، شکل‌گیری گروه‌های اجتماعی از اعضای خانواده‌های خویش و آشنایان و همسایگان محلی و تجدید و تحکیم هویت فرهنگی ایرانی و هم‌بستگی ملی در میان آنهاست. در اینجا به نمونه‌هایی از این رفتارها اشاره خواهد شد.


پلشت‌زدایی: «خانه‌تکانی» و غبارروبی، زدودن دود و سیاهی از دیوارهای اتاق و سفید کردن آنها، سفید کردن ظروف مسین سیاه، دورافکندن چیزهای کهنه و شکسته و فرسوده، و جایگزین کردن آنها با چیزهای نو، شست‌و‌شوی جامه‌ها و گستردنی‌ها و آویز‌ه‌های کثیف، گندزدایی هوای خانه با سوزاندن و دود کردن اسفند و کُندر، و آتش‌زدن خار و بوته از شاخص‌ترین رسم‌های نمادین پلشت‌زدایی در استقبال از نوروز تا پیش از فرارسیدن چهارشنبه آخر سال بوده است. مردم باور داشتند که با پاک‌سازی فضای زیست و اسباب خانه ارواح خبیث و شریری را که در طول سال در کهنگی، آلودگی و سیاهی مأوا کرده‌اند، از زیستگاه، خانواده، دام و محصول خود دور می‌کنند و به‌جای آنها گرمی و شادی و تندرستی به خانه می‌آورند.


آتش‌افروزی: نماد آتش به مثابه عنصری پلشت‌زُدا، تطهیرکننده و زایشگر در بیشتر فرهنگ‌ها از سرزمین‌های غرب گرفته تا ژاپن گسترده بوده، و در شب‌های عید پاک در آیین کاتولیک‌های مسیحی، و در سال نو در آیین پیروان شینتو نمود می‌یافته است. در ایران باستان نیز آتش عنصری مقدس به شمار می‌آمده، و در عقاید پیروان دین مزدیسنا مظهر فروغ ایزدی و پسر اهوره‌مزدا پنداشته می‌شده است.


آتش‌افروزی در خانه‌ها با بوته‌های خار و گزن صحرایی و شاخه‌های خشک درختان در شب سال نو و در غروب سه‌شنبه آخر سال و گردیدن و رقصیدن به دور آتش از ماندگارترین و عمومی‌ترین اشکال بنیادی جشن‌های مربوط به سال نو ایرانیان بوده است.


جشن آتش‌افروزی در چهارشنبه‌سوری به احتمال فراوان بازمانده از یک آیین ابتدایی و کهن یک رفتار جادویی، و نوعی طلسم برای شتاب بخشیدن به بازگشت خورشید و گرم کردن جهان، زایاکردن خاک، بارور کردن درختان و حیوانات و رویا کردن گیاهان (نظریه خورشیدی) و پالایش و تطهیر فضاهای زیست از تأثیرات زیان‌کار دیو پلیدی (نظریه تطهیر) در آستانه سال نو بوده است.


افروختن 3، 5 یا 7 کُپه در سه‌شنبه شب احتمالاً به نشانه قداست این اعداد در فرهنگ ایران‌زمین و شاید نشانی از فروع اصول سه‌گانه: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک؛ نمادی از پنج‌گاه شبانه‌روز و یا 5 روز پنجک؛ و نمادی از امشاسپندان یا فرشتگان مقدس دین مزدیسنا بوده باشد. برخی 5 کپه آتش را مظهری از اصول پنج‌گانه دین اسلام یا انواری از 5 تن آل عبا و مانند آنها در مذهب تشیع دانسته‌اند.


رسم آتش‌افروزی در چهارشنبه‌سوری با آب‌پاشی به یکدیگر و به در و دیوار خانه در شب و صبح روز چهارشنبه نیز همراه بوده است و همان‌طور که شمس‌الدین محمد دمشقی (د727ق) به آنها در این جشن اشاره کرده، این رسم از سده‌ها پیش در میان ایرانیان، برای زدودن عفونت‌های زمستان از هوا و تطهیر ارکان و اسباب خانه از آلودگی‌ها و شوربختی و ناکامی ناشی از آنها، مرسوم بوده، و هنوز هم در میان مردم ایران، به ویژه روستاییان معمول است.


تفأل زدن: در فرهنگ سومری، بابلی و ایرانی تفأل زدن در روزهای پایانی سال برای پیش‌بینی سرنوشت و مقدرات خود در سال نو رایج بوده، و با «جشن تقدیرات» یا رسم تعیین مقدرات در «جشن اکتیو» در زمان نو گشتن سال همانندی‌هایی داشته است. در میان تفأل‌های همگانی رایج در شب چهارشنبه‌سوری میان زنان و دختران به ویژه دختران دم‌ بخت و زنان آرزومند می‌توان برای نمونه به «فال‌گوش‌نشینی» (گوش فرا دادن به سخنان رهگذران و تفسیر مضمون سخنان آنان) و «فال کوزه» یا «فال کُلوک» (کلوک: کوزه دهن‌گشاد لعابدار)، فال گرفتن با اشعاری که معمولاً از حافظ روی قطعه‌های کاغذ نوشته، و درون کوزهای انداخته‌اند، و بیرون آوردن آنها از کوزه و خواندن و تعبیر کردن مفاهیم هر قطعه شعر برای صاحب فال، اشاره کرد.


در زنجان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، ملایر و برخی جاهای دیگر نوعی فال کوزه به نام «فال بلونی» (بلونی یا بولونی: کوزه سفالین پخته با دو دسته) با «فال مهره» رایج است که در آن مهره‌هایی نشانه‌دار را در کوزه‌ای می‌اندازند و همراه با درآوردن هر یک از مهره‌های یک دوبیتی می‌خوانند که وصف حال و پاسخ نیت صاحب مهره است.


فره‌وشی بنیان این فال‌ها را بر اسطوره فرورها و خبرگیری از این مهمانان فرود آمده از آسمان که درباره گذشته و آینده انسان آگاهی دارند، استوار می‌داند و می‌گوید: از این راه حاجتمندان از فرورها یاری می‌جویند تا کار بسته آنان را بگشایند و مشکل‌هایشان را در سال نو در دست یافتن به شوی و فرزندان سالم و بهزیستی از میان بردارند.


بلاگردانی: از شیوه‌ها و راه‌بردهای نمادین برای دفع درد و بیماری، تیره‌بختی و شومی از خود و خانه و خانواده در فرهنگ‌های کهن و سنتی جهان، انتقال این بلاها با اعمالی جادویی به حیوان، گیاه و اشتباه بوده است. روز چهارشنبه آخر سال به سبب بدشگون بودگی و احتمال اثرگذاری ناخجسته بر سلامت و زندگی مردم، از زمان‌های ویژه برای بلاگردانی در فرهنگ ایران به شمار می‌رفته، و بنابر ویژگی‌های فرهنگی حوزه‌های جغرافیایی گوناگون با هم کم و بیش متفاوت بوده است . در اینجا به چند نمونه آن اشاره خواهد شد.


کوزه‌شکنی: در تهران کوزه نو آب ندیده‌ای را پر از آب می‌کردند و پول سیاهی در آن می‌انداختند و به هنگام غروب سه‌شنبه کوزه را با تمام درد و بلاهای خود از سر بام خانه به کوچه یا از بالای سردرِ نقاره‌خانه میدان ارگ به زمین می‌افکندند و می‌شکستند؛ در خراسان در کوزه مقداری زغال، نمک، و یک سکه به نشانه سیاه‌بختی، شورچشمی و تنگدستی می‌انداختند و دور سر افراد خانه می‌گرداندند و از سر بام به کوچه می‌انداختند.


در برخی نقاط ایران، از جمله تهران، پس از سوختن بوته‌های آتش شب چهارشنبه‌سوری، خاکستر آتش را برای دور کردن بلا از خانواده و آوردن تندرستی و شادی به سر چهارراه می‌بردند و به باد یا آب روان می‌دادند. در کردستان و لرستان کوزه کهنه و شکسته‌ای را که در شب چهارشنبه آخر سال یا آخر صفر درون آن معمولاً یک دسته جاروی کهنه (گسکه کُتره) گذاشته و اسفند ریخته و آتش زده و از رویش پریده بودند، با خاکستر، و در جاهایی با چند سکه یا عروسکی بلاگردان در بیرون از خانه می‌بردند و دور می‌انداختند و در بازگشت به خانه به پشت سر خود نگاه نمی‌کردند تا نحوست چهارشنبه بازنگردد. در لرستان هم‌چنین زنان چند تار مو و سر ناخن‌های گرفته انگشتان خود و کودکانشان را با مشتی پشم که از دام‌هایشان چیده بودند، به نسیم باد یا امواج آب رودخانه و نهر می‌سپردند.


بیماری‌زدایی: از رسم‌های دیگر بلاگردانی در چهارشنبه‌سوری پختن انواع خوراک و پخش آن میان آشنایان و همسایگان بوده است. همگانی‌ترین این خوراک‌ها، پختن «آش ابودردا» یا «آش بیمار» با 4 یا 7 رنگ آجیل (بنشن یا حبوب) بود که آنها را معمولاً از طریق قاشق‌زنی در برابر 7 خانه رو به قبله در شب چهارشنبه‌سوری به دست می‌آوردند. در این آش یک یا دو آدمک از خمیر ساخته به نام ابودردا و امّ دردا می‌انداختند و می‌پختند و بعد آدمک‌های بلاگردان را برای بیرون کردن درد و بلا از تن بیماران و شفای آنان به آب می‌دادند.


در سروستان آش دیگری هم به نام «بغرای چهارشنبه‌سوری» می‌پختند که در آن آدمکی خمیری به نام «لبدی محلّی» می‌انداختند و پس از پختن آش لبدی را به آب روان می‌دادند (لبدی نام عروسکی زشت و با لباس‌های گل و گشاد بود که پیرزنان در شیراز آن را برای بلاگردانی از مردم به در خانه‌ها می‌بردند و می‌گفتند: «لبدی اومده قضا و بلا را ببره».


گذاشتن خشتی که در چهارگوشه آن 9 عدد شمع یا فتیله روغنی روشن کرده و یک پول سیاه، یک دانه زغال گذاشته و کمی اسفند و ادویه ریخته‌اند در سر چهارراه؛ گذراندن کودکان شیرخوار از زیر سردر نقاره‌خانه و لوه توپ مروارید در میان ارگ تهران؛ شکاندن کوزه‌ای که در آن گندم ریخته‌اند، برای درمان نحسی و قطع بیماری «غش» و «ریسه» کودکان؛ و تهیه آجیلی 7 مغز به نام آجیل چهارشنبه‌سوری از آجیل‌‌فروشی‌های رو به قبله و پخش و خوردن آن به نیت برآورده شدن نذر و نیازها از جمله دیگر رفتارهای بلاگردانی بوده‌اند.


سحرزدایی و بخت‌گشایی: در ایران و سرزمین‌های حوزه فرهنگی نوروز، شب چهارشنبه‌سوری برای باطل کردن سحر و جادو از خانه و گشودن گره از کارها و بخت بسته دختران و شوهر دادن آنها در سال نو از تأثیرگذارترین روزهای مناسب سال پنداشته می‌شد. سودن قلیا در هاون برنجین به دست 7 دختر نابالغ و آمیختن آن با آب یا سرکه و پاشیدن «قلیاب» یا «قلیاب سرکه» در 4 گوشه خانه و اتاق و سردر خانه، بیرون‌راندن دختران دم‌بخت از خانه با نیم‌سوز آتش چهارشنبه‌سوری؛ ریختن آبی که پیش از غروب سه‌شنبه از دباغ‌خانه شهر آورده بودند بر سر دختران شو نکرده؛ نشاندن دختران بر سر چهارراه یا دم در مسجد با قفلی بسته که با زنجیری از گردن آنان آویخته بودند، یا قفلی که دامن پیراهن آنها را به چاک یقه یا چادرشان بسته بود، و گشودن قفل‌ها به دست نوجوانی یا سیدی و یا مردی رهگذر، ریختن آب با جام چهل کلید از نهر یا حوض ماهی سعدیه شیراز بر سر و روی دختران دم بخت و شست‌و‌شو کردن زنان شوهردار در این نهر برای باطل کردن جادو و آوردن مهر و محبت در دل شوهر؛ نشستن زنان و دختران روی لوله توپی معروف به توپ مروارید در میدان ارگ تهران و یا لوله توپی‌هایی در برخی میادین شهرهای دیگر مانند تبریز و شیراز، یا عبور از زیر لوله توپ و یا بستن یک تکه پارچه دخیل به آن، و نشستن روی چرخ کوزه‌گری و شکستن گردو در بالای آن و مانند آنها نمونه‌هایی از اعمال جادویی زنان در شب و روز چهارشنبه‌سوری بوده‌اند.


در برخی شهرها که تندیس سنگی شیر وجود داشت، مانند شیر سنگی شهر همدان دوشیزگان در شب چهار‌شنبه سوری روی تندیس شیر می‌نشستند‌،یا چند بار از زیر دست و پای آن و می‌گذاشتند و پشت و شکم آن را نوازش می‌دادند و از آن مراد و شوهر و فرزند می‌طلبیدند در زمان‌های کهن نمادی از نیروی اناهیتا، فرشته باروری و آب دانسته که آنها را در پرستشگاههای ناهید نگهداری می‌کردند.


برکت‌زایی: مردم گیل و دیلم در شب چهارشنبه آخر سال برای استقبال از آمدن پری دختی به نام«چارشنبه خاتین» (خاتون چهارشنبه) همراه با روفتن خانه و سوزاندن اسفند در چهارگوشه اتاقهایشان، نقش نمادین او را بر دیوار اتاقها می‌کشیدند و برای او کوکوی هفت سبزی (به زبان تالشی«پته») در سفره مخصوص او در ایوانهای خانه یا بر سر چاهها که باور داشتند خاتون در چاه می‌زید، می‌گذاشتند و معتقد بودند که پری دخت سفیدپوش با کلامی دلنشین و شاد به دیدارشان می‌آید و برکت برای آنها به ارمغان می‌آورد مردم تکاب آذربایجان نقش نمادین این پری‌دخت را با آرد به شکل زنی کفگیر به دست در پای دیگی بر دیوار نم‌زده انبارهای خود می‌کشیدند و به انتظار آمدن او و آوردن خیر و برکت می مانند.


املشیها در شب چهارشنبه از 7 چشمه آب می‌آوردند و تا سپیده‌دم این آب را- که«هفت کوثر» می‌نامیدند- در جایی پنهان از انظار می‌گذاشتند تا چهارشنبه خاتون یا حضرت خضر بیاید و آن را تبرک کند. روز چهارشنبه هر عضو خانواده برای سلامتی کمی از آب می‌نوشید یا بر سر و روی خود می‌زد و بقیه آب را هم برای فزونی و برکت حاصل در مزرعه می‌پاشیدند. گیلانیها برای خاکستر آتش شب چهارشنبه سوری نیز نیروی جادوانه آفت‌زدایی می‌پنداشتند و آن را برای برکت‌زدایی و باروری در شالیزار، طویله حیوانها و لانه ماکیان می‌پاشیدند.


منبع: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج 19


٠٨:١٩ - 1393/12/26    /    شماره : ٤٢٢٣٨    /    تعداد نمایش : ٦٠١



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :8281
کل بازديدها :17405409
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :185550