نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > سیاسی و اجتماعی > آسیب شناسی اجتماعی 


  چاپ        ارسال به دوست

علل انحراف جوانان

امروزه هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتی که دارد، بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و دلسوزان جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان دارای ویژگی‌هایی عاطفی، اجتماعی و جسمانی خاصی است. تنوع خصلت‌های رفتاری، حساسیت، هیجان‌های درونی، علاقه شدید به دوستی با همسالان، عدم کنترل رفتار، الگو‌پذیری و تقلید و... شمه‌ای از ویژگی‌های اوست.

امام صادق(ع) در مورد یکی از ویژگی‌های جوانان؛ یعنی الگو‌پذیری و تقلید سریع از دیگران هشدار داده و فرموده است: جوانان و نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا کنید، قبل از اینکه گروه‌های منحرف بر شما پیشی گرفته و آنان را جذب کنند. همچنین آن حضرت به روحیه پذیرش سریع سجایای اخلاقی در نوجوانان توجه فرموده و به ابن جعفر مؤمن طاق می‌فرماید:« علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر»؛ بر تو باد تربیت نوجوانان؛ زیرا آنان زودتر از دیگران خوبی‌ها را می‌پذیرند.

با توجه به اینکه جوانان روحیات مخصوص به خود را دارند و باید برای بهره‌گیری از این گنجینه‌های سرشار جامعه سرمایه‌‌ گذاری شایسته‌ای انجام گیرد. در ادامه به برخی از علل و عوامل انحراف جوانان اشاره می‌کنیم:

کمبود محبت و فقر عاطفی
اگر جوانان؛ این قشر فعال جامعه، مورد کم لطفی، بی‌مهری و بی‌احترامی قرار بگیرند و با این قلب‌های پاک و زلال، رفتاری حکیمانه و کریمانه صورت نگیرد، آنان به تدریج مورد هجمه فکری و عقاید باطل افراد منحرف و گروهای فریبنده قرار خواهند گرفت و هویت آنان در معرض جدی‌ترین آسیب‌های اجتماعی خواهد بود. مهم‌ترین علت انحراف جوانان و نوجوانان امروزی در خانواده‌ها کمبود عاطفه و محبت است. انسان همان طوری که به آب و غذا نیاز دارد به محبت هم نیازمند است و حتی نیازهای عاطفی و معنوی او به مراتب بیشتر از نیازهای جسمانی است.
عمده‌ترین دلیل ناسازگاری در خانواده و علت بسیاری از انحرافات جوانان که ناشی از بدبینی، تندخویی، افسردگی، ناامیدی و طلاق بوده و در بسیاری از موارد منجر به فرار از خانه و مدرسه می‌شود، ریشه در کمبود محبت دارد.

مطالعه روش تربیتی رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) در تبلیغ دین اسلام در جامعه خشن، بدوی و به دور از فرهنگ، جاهل و گرفتار تعصبات قومی و قبیله‌ای اعراب آن زمان، ما را با کارکرد وسیع و بسیار حیاتی محبت و این حقیقت آشنا می‌کند که آن رهبر آسمانی چگونه با محبت قلبها را صید کرده و جوانان را جذب نموده و از انحرافات نجات داد. خداوند متعال هم به این راز توفیق رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) اشاره کرده و می‌فرماید: به برکت رحمت الهی در برابر آن مردم نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند (آل عمران، آیه 159).

2- علل اجتماعی
یکی دیگر از علل و عوامل انحراف جوانان از گرایش به خدا را می‌توان علل اجتماعی برشمرد. منظور از علل اجتماعی، اوضاع و احوال اجتماعی نامطلوبی است که در پاره‌ای از جوامع پدید می‌آید و متصدیان امور دینی نقشی در پیدایش با گسترش آنها دارند. در چنین شرایطی بسیاری از مردم که از نظر تفکر عقلانی ضعیف هستند و نمی‌توانند مسائل را به درستی تجزیه و تحلیل کنند و علل واقعی رویدادها را تشخیص دهند، این نابسامانی‌ها را که به دلیل دخالت افراد دین‌داری و یا متظاهر به دین در وقوع آنها است را به حساب اصل مکتب و دین می‌گذارند و چنین می‌پندارند که اعتقادات دینی موجب پیدایش این گونه اوضاع و احوال نامطلوب شده است.

لذا از دین و مذهب بیزار می‌شوند؛ مثلا در رنسانس اروپا رفتارهای ناشایست متصدیان کلیسا در زمینه‌های مذهبی و حقوقی و سیاسی، عامل مهمی برای بیزاری مردم از مسیحیت و به طور کلی از دین و دین‌داری گردید. پس بر دست‌اندرکاران امور دینی ضرورت دارد تا حساسیت موقعیت و اهمیت مسؤلیت خودشان را درک کنند و بدانند که لغزشهای آنان می‌تواند موجب گمراهی و بدبختی جامعه و بی‌اعتقادی دینی مردم بشود.

3- علل فکری و اعتقادی
علل فکری، یعنی اوهام و شبهاتی که به ذهن شخص می‌آید یا از دیگران می‌شنود و در اثر ضعف نیروی تفکر و استدلال، قدرت بر دفع آنها را ندارد و کما بیش تحت تأثیر آنها قرار می‌گیرد و دست کم موجب تشویش و اضطراب ذهن و مانع از حصول اطمینان و یقین می‌گردد. این دسته از عوامل نیز به نوبه خود قابل تقسیم به دسته‌های فرعی است مثل شبهات مبنی بر حس‌گرایی، شبهات ناشی از عقاید خرافی، شبهات مربوط به حوادث و رویدادهای گوناگون که پنداشته می‌شود خلاف حکمت و عدل الهی است، شبهاتی که مربوط به پاره‌ای از احکام و مقررات دین به خصوص در زمینه مسائل حقوقی و سیاسی است.

ناکامی‌ها عدم موفقیت‌ها از جمله عوارض احساس حقارت و نداشتن عزت نفس است. بنابراین برای تقویت شخصیت جوان و به وجود آمدن بسترهای مناسب برای ایجاد خصلت نیکو صفات ستوده در وجود آنان باید از راه‌های مختلفی اقدام نمود. احترام به افکار جوان، تقویت ارتباط صمیمانه، هدیه دادن، مشورت کردن و عادت دادن جوانان بر اتکال به خداوند متعال در مشکلات برخی از شیوه‌های تقویت عزت نفس و خودباوری در نسل و جوانان می‌باشد.

4- نداشتن رابطه کلامی با والدین و مربیان
عموم جوانان به ارتباط کلامی بسیار حساس هستند. لحن و صوت والدین و مربیان در ارتباط کلامی باید دارای بار عاطفی مثبتی باشد؛ در غیر این صورت آنان از خانواده یا مدرسه گریزان شده و به دامن افراد منحرف پناه خواهند برد.

5- پاسخ ندادن به نیازهای طبیعی جوانان از طریق اصولی و صحیح
حس تمایل به جنس مخالف پس از بلوغ قابل انکار و کتمان بوده وبهترین راه برای پاسخ به آن ازدواج است. باید به این نیاز خدادادی و طبیعی از طریق مشروع جواب داد. بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تأمین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تأمین نیازهای روحی و روانی بخش از دستاوردهای امر مقدس ازدواج جوانان است. وجود مشکلات و موانع بر سر راه ازدواج اسباب انحراف آنان را فراهم خواهد ساخت.

از سویی اولین سد اساسی جلوی ازدواج جوانان، مسأله اشتغال است که به عنوان پشتوانه مالی یک زندگی جدید موفق و سرشار از امید نقش غیر قابل اغماضی دارد. بیکاری نه تنها موجب از میان رفتن استعدادهای درونی یک جوان می‌شود و او را به فردی تن‌پرور و بی‌خاصیت تبدیل می‌کند؛ بلکه به عنوان یک معضل اجتماعی یک جوان مسلمان دچار انواع مفاسد اخلاقی و اجتماعی می‌نماید و یک نیروی انسانی را که باید به عنوان سرباز جامعه باشد گرفتار انواع انحرافات می‌نماید.

تهاجم فرهنگی عوامل بیگانه برای مقابله با رشد روز افزون اسلام خواهی و شناخت هویت حقیقی جوانان کشور با ساماندهی تهاجم فرهنگی در اشکال گوناگون از جمله شبهه‌افکنی ترویج بی‌بند و باری و ... در انحراف جوانان عزیر کشور تلاش می‌کند.

6- دنیا دوستی
دنیا دوستی ریشه بسیاری از مفاسد است بیشتر کسانی که دین را در اعتقاد و عمل یا در عمل کنارگذاشته‌اند به این علت است که دنیا وجود آنها را پر کرده و جایی برای دین نمانده است البته منشأ دنیا دوستی هم بی‌خردی است.
قرآن کریم در یک جا پس از توصیه پیامبران به صبر و تهجد درباره گنهکاران و ناسپاسان می‌فرماید:
«ان هولاءبحبون العاجله و یذرون وراءهم یوماً ثقیلاً»(1 الانسان، آیه 27)؛ اینها به دنیای زودگذر محبت می‌ورزند و پشت سر خود روز سنگینی را رها می‌رساند.

این خصلت دنیا طلبی در یهودیان زمان پیامبر مشهود بود. خدا به پیامبرش می‌فرماید:
«و لتجدنهم احرص الناس علی حیاه و من الذین اشرکوا یود احدهم لو بعمر الف سنه و ما هو بمزحزحه من العذاب ان یعمر و الله بصیر بما یعملون»(بقره، آیه 96)؛ ای پیامبر، یهود را حریص‌ترین مردم نسبت به زندگی می‌یابی و از مشرکان هم حریص‌ترند هر یک از آنان دوست دارد که خدا به او هزار سال عمر دهد....

عده‌ای از کسانی هم که به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ایمان آوردند آن گونه که شایسته است از پیامبر متابعت نکردند و ریشه آن دنیادوستی بود. اینکه آنها از رفتن در میدان جنگ سرباز می‌زدند، ریشه‌ای جز دنیادوستی نداشت.
رسول خدا( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ان الدینار و الدرهم اهلکا من کان قبلکم و هما مهلکاکم»(1)؛ دینار و درهم، انسان‌های پیش از شما را نابود کردند و شما را نیز نابود خواهند کرد.

روشن است که مقصود مذمت درهم و دینار(پول) نیست؛ زیرا درهم و دینار برای رفع نیازمندیها لازم و مفید است؛ بلکه مقصود این است که پول دوستی که مظهر دنیاپرستی است در طول تاریخ معنویت را از صحنه زندگی کنار زده است.

علامه مجلسی (ره) در توضیح حدیث می‌فرماید:
یعنی علاقه به این دو و گذران عمر در به دست آوردنشان و نیز در به دست آوردن آنچه با این دو حاصل می‌شود پیشینیان را هلاک کرد؛ زیرا علاقه به این دو مانع حب خدا است و گذران عمر در تحصیل این دو مانع گذران عمر در طاعت خداست. دوست داشتن و  تمایل به این دو اسباب هلاکت را فراهم می‌آورد و انسان را به اخلاق پست  اعمال بد، مثل ستم، حسادت، کینه‌توزی، طمع و... وادار می‌کند و جدا شدن از این دو هنگام مرگ موجب حسرت و پشیمانی می‌شود و دوست داشتن در حال مرگ مانع دوست داری ملاقات خدا می‌شود.7

7- هواس نفس
یکی دیگر از شعبه‌های دنیاخواهی و دنیادوستی، پیروی از خواسته‌های نفس است. انبیا با برهان و نشانه‌ای روشن مردم را به راه حق دعوت کردند؛ اما تمایل به هواهای نفسانی خود، انگیزه‌ای برای رد دعوت پیامبران است. قرآن کریم کسانی را که دعوت حضرت موسی و عیسی (علیهما و علی نبینا السلام) را نپذیرفتند، سرزنش می‌کند و سبب عدم پذیرش را هواهای نفسانی معرفی می‌کند.
همه انسان‌ها طبق سرشت خود با خدا آشنا هستند ولی در مصداق آن و راه رسیدن به او گرفتار اشتباه می‌شوند. انبیا آمدند خدای حقیقی را به مردم متذکر شوند و راه شناخت و اطاعت از او را به آنها بیاموزند و خود در مقام عمل الگو باشند. آنها در این راه محور دعوت را معاد قرار دادند، زیرا اعتقاد به معاد از طریق وحی در تمام شئون حیات آدمی اثر می‌گذارد. کسانی که این دعوت را نمی‌پذیرند استدلال منطقی ندارند ریشه انکار جمع کثیری از آنان هوای نفس و خواست دل است؛ زیرا پذیرش قیامت از راه وحی التزام عملی می‌خواهد و آزادی عمل را از انسان می‌گیرد.

امام علی (ع) بزرگترین مانع حق‌گرایی را هوای نفس می‌داند و در این‌باره به مردم چنین هشدار می‌دهد:
«ایها الناس ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان اتباع الهوی و طول الامل فاما اتباع الهوی فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسی الاخره»(نهج البلاغه؛ خطبه 42)
به راستی ترس‌آورترین چیزی که برای شما می‌ترسم دو چیز است 1) پیروی از هوای نفس؛ 2) درازی آرزو، اما پیروی از هوای نفس، انسان را از حق باز می‌دارد و آرزوی دراز آخرت را به فراموشی می‌سپارد.

8- بی‌نیاز پنداری
یکی دیگر از اسباب انکار دین و کجروی انسان، اعتقاد به بی‌نیازی دانستن خود است. طبیعت بشر به گونه‌ای است که وقتی خود را در آسایش و رفاه ببیند، وابستگی خویش به اسباب غیر مادی را فراموش می‌کند. تصور می‌کند علل و اسباب، همان است که با حواس خود درک می‌کند و از خالق و ناظم حوادث غافل می‌شود. انسان وقتی خود را بی‌نیاز پنداشت، خودیت و خودخواهی او بروز می‌کند و همه نعمت‌ها را به خود نسبت می‌دهد و ضعف‌ها و نقص‌هایش از نظرش محو می‌شود.
قرآن کریم با بیانی کوتاه و جالب این خصلت آدمی را ذکر می‌کند؛ ابتدا یادآور می‌شود که خدا انسان را از خون بسته آفرید و او هیچ نمی‌دانست و خدا او را تعلیم داد. پس می‌فرماید همین انسان که علقه بود و هیچ نمی‌دانست، وقتی خود را بی‌نیاز ببیند، راه طغیان را در پیش می‌گیرد؛ «کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی»(1علق، آیه 6).

ثروت و قدرت، نقش اساسی در بی‌نیاز پنداری ایفا می‌کنند و روی این حساب طبقه اشراف در هر زمان در ردیف اول دشمنان دین خدا و طبقه محروم در ردیف اول پیروان انبیا بوده‌اند و باز روی این حساب است که نوع انسان، هنگام شدت و سختی خدا را می‌خواند و هنگامی که حالتش عوض شد، موقعیت پیشین و پریشانی خود را فراموش می‌کند وقتی که گرفتار می‌شود به نیاز خود پی می‌برد و طبیعت او کنار می‌رود فطرت بروز می‌کند و به عبارت دیگر آنچه مانع ظهور فطرت بود کنار می‌رود. انسان حقیقت خود را که عین فقر و وابستگی است از یاد می‌برد.
قرآن کریم در این مورد می‌فرماید:
«و اذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما؛ فلما کشفتا عنه ضره مر کأن لم یدعنا الی ضر مسه؛ کذلک زین للمسرفین ما کانوا یعملون»(1)؛
هر گاه به انسان زیانی می‌رسد، در حال خفتن و نشستن و ایستادن ما را می‌خواند و آن‌گاه که زیانش را برطرف کردیم چنان می‌گذارد که گویا ما را برای رفع زیان نخوانده است. این‌گونه اعمال اسراف‌کاران برایشان زینت داده شده است.

9- بیمار دلی
یکی دیگر از ریشه‌های انحراف جوانان از گرایش به خدا و پایبند نبودن به دستورات الهی، بیمار دلی است. از نظر قرآن کریم کسی که دین حق را نمی‌پذیرد یا به دستوراتش عمل نمی‌کند، بیمار دل، سخت‌دل و مرده‌دل است.
صدا هر چه قدر باشد به گوش مرده نمی‌رسد و نور خورشید را انسان نابینا درک نمی‌کند کسی هم که دلش مرده یا مریض و سخت‌گشته، صدای منادیان حقیقت را نمی‌شنود. انبیا با معجزات، کرامات و برنامه‌های خود آمدند و بدون اجر و مزد، شبانه‌روز تلاش کردند؛ اما دل‌های مرده، سخت و مریض نپذیرفتند.

این حقیقتی است که در آیات فراوانی بیان شده که ما به نمونه‌ای از آن در اینجا بسنده می‌کنیم:
«و ما یستوی الاعمی و البصیر* و لا الظلمات و لاالنور* ولا الظل و لا الحرور * و ما یستوی الاحیاء و لا الاموات ان الله یسمع من یشاء وما انت بمسمع مت فی القبور»(فاطر: 19-22).
هرگز کور و بینا برابر نیستند، چنان که تاریکی با نور و سایه با تحت حرارت برابر نیستند و نیز مردگان با زندگان برابر نیستند. خدا هر که را بخواهد شنوای حق قرار می‌دهد و تو هرگز نتوانی آدم‌های خفته در قبر را شنوا سازی.

10- کبر
کبر از شاخه‌های مهم بیمار دلی است. کبر مرضی است که آثار سوء آن دامن فرد و اجتماعی را می‌گیرد، متکبر، خود را منزوی و تنها می‌کند و جامعه را به اسارت و بردگی وا می‌دارد درباره پیامدهای کبر روایات فراوان است.

قرآن کریم در بیان این حقیقت از اولین کافر یعنی ابلیس شروع می‌کند سبب این که ابلیس دعوت خدا را نپذیرفت این بود که خود را برتر از آدم می‌دانست. جنس او از آتش و جنس آدم از خاک بود و به نظر او آتش بهتر از خاک است.

در بیان صفات نفسانی، چیزی بدتر از کبر وجود ندارد. کبر تمام درهای معنویت را به روی انسان می‌بندد چشمه‌های علم حکمت و معرفت را به روی انسان می‌بندد، چشمه‌های علم، حکمت و معرفت از قلب‌های انبیاء و اولیاء می‌جوشد و هر کس به اندازه ظرفیت خود از آن بهره می‌گیرد، جز انسانی که دارای کبر است.

امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل می‌کند که:
(کسی که ذره‌ای کبر در دلش باشد وارد بهشت نخواهد شد و کسی که ذره‌ای ایمان در دلش باشد وارد جهنم نمی‌شود. راوی گوید به امام عرض کردم چه بسا انسان لباسی می‌پوشد یا بر مرکبی سوار می‌شود و در این حال در او مشاهده می‌شود. امام فرمود: مقصود این نیست، کبر انکار حق است و ایمان اعتراف به حق)

نتیجه‌گیری
خداوند تبارک و تعالی انسان را آفرید و او را اشرف مخلوقات قرار داد و آنچه در آسمان و زمین وجود داشت را مسخر او کرد. خداوند همه چیز را برای انسان و او را برای خودش برگزید. فطرت، عقل، پیامبران و کتاب‌های آسمانی را برای هدایت و تکامل او مقرر کرد تا انسان با بندگی به تکامل و قرب الهی برسد.

با وجود این همه عوامل بیداری و با توجه به آیات انفسی و آفاقی و خداوندی که از بدیهی‌ترین بدیهیات است، باز انسان دچار غفلت می‌شود. غفلت از خدا یکی از بزرگترین موانع سعادت انسان در دنیا و آخرت می‌باشد. چنانچه قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام) به این موضوع اشاره و تأکید کرده‌اند خداوند متعال در سوره انبیاء آیه 1 می‌فرماید: «اقترب للناس حسابهم و هم فی غفله معرضون»؛ حساب مردم بسیار نزدیک شد و حال آنکه مردم در غفلتی اعراض کننده هستند.

با توجه به آیه فوق متوجه می‌شویم که غفلت و انحراف از مسیر خدا مشکلی است که تعداد زیادی از مردم گرفتار آن هستند، پس باید هوشیار و دقیق بود و هیچ‌گاه خود را از غفلت و انحراف، مصون و محفوظ ندانیم.
باید عوامل بی‌توجهی به فطرت را شناسایی کرد و در صدد تقویت راه‌های فطرت برآییم و همچنین در صدد کسب معرفت، شناخت خدا و آثار اعتقاد به خدا که چه نتیجه‌ای در زندگی انسان دارد برآییم. و عوامل انحراف از گرایش به خدا را شناسایی کرده و در صدد جبران آن برآییم.


منابع و مآخذ:
1. (از منتهی الارب)(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
2. (غیاث اللغات)
3. همان.
4. فرهنگ فارسی معین.
5. ناظم الاطباء.
6. نهج البلاغه، محمد دشتی.
7. المیزان، محمدحسین طباطبایی.
8. اصول کافی، کمره‌ای، انتشارات بهاره، تابستان 79.
9. علل گرایش به مادیگری، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، فروردین 88، چاپ پنجم.
10. جهان‌بینی، شهید مطهری، انتشارات صدرا، تابستان 72.
11. مجموعه آثار شهید مطهری، انتشارات صدرا، فروردین 88.
12. اصول فلسفه و روش رئالیسم، شهید مطهری، انتشارات صدرا، تابستان 85.
13. پاسخ‌های برگزیده، گروه مؤلفان، واحد پاسخ به سؤالات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی ناشر هستی نما، 1385.
14. پرسش‌ها و پاسخ‌های، آیت الله مصباح.
15. راه خداشناسی، جعفر سبحانی.
16. نرم افزار پرسمان.
17. مقالهء راه روشن، قاسم سبحانی.

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم

 


١١:٥٦ - 1392/12/20    /    شماره : ٢٨٣٥٧    /    تعداد نمایش : ١٠٠١



خروج





   مطالب مرتبط
 جامعه شناسي انحرافات اجتماعي (خبر)
 دریچه ای به خرافات و عقاید عوامانه(3) (خبر)
 جامعه شناسي خرد (خبر)
 دریچه ای به خرافات و عقاید عوامانه(2) (خبر)
 جوانان و عوامل افزایش سن ازدواج (خبر)
 چرا دروغ در بین افراد جامعه رواج دارد؟ (خبر)
 نگاهی به آمار طلاق در ایران(3) (خبر)
 عوامل مؤثر در جدایی همسران (خبر)
 پرسشنامه برای طلاق (خبر)
 بحران عاطفی (افسردگی) (خبر)
 آلودگی های مالی (خبر)
بازدیدها
امروز :2949
کل بازديدها :16165969
بازديدکنندگان آنلاين :10
بازديدازاین صفحه :173529