نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

نقد محتوایی حدیث (1)

بسم اللّه الرحمن الرحیم
وَأنْزلْنا إلَیكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُم یَتَفَكَّرُونَ.[1]

جایگاه حدیث
حدیث، مانند قرآن مجید، محترم است. هر دو وحی اند، با این تفاوت كه قرآن، (بلفظه و معناه) وحی است؛ امّا حدیث، (بمضمونه دونَ لفظه) وحی است. آنچه كه رسول اكرم درباره دین بفرماید و مربوط به دین باشد، حتماً وحی الهی است و دلیل آن، آیات قرآن است كه چنان كه در آیه صدر سخن آمد، خداوند متعال می فرماید:
این قرآن را برای تو فرو فرستادیم تا برای مردم، آنچه را به سویشان نازل كرده ایم، توضیح دهی. امید كه بیندیشند.
وظیفه تبیین كه فراتر از تلاوت است، بر عهده پیامبر (ص) نهاده شده است. پس احادیث پیامبر (ص)، مفسّر قرآن مجید است. در عین حالی كه قرآنْ خودش را بیان می كند، حدیث هم تبیان قرآن است:
إنّ علینا جمعه و قرآنه... ثم إنَّ علینا بیانه.[2]
بنابراین، از خودِ قرآن فهمیده می شود كه موقعیّت حدیث، همان موقعیّت قرآن است و تنها تفاوت این دو، جنبه اعجاز قرآن است.
حدیث، مبیّن ذكر است و نسبت به مُجملات و مطلقات قرآن، حالت بیان كنندگی و روشنگری دارد. كسی در روی زمین، منكر این مسئله نیست و اگر درصدر اسلام كسی گفت: (حَسُبنا كتاب اللّه)، این جمله را فقط بر زبان جاری كرد و بدان، اعتقاد قلبی نداشت.
دلیل دیگرِ مدّعای فوق، آیه «واذْكُروا نعمه اللّه علیكم وما أنزل علیكم من الكتاب والحكمه»[3] است. از این كه «كتاب» بر «حكمت» عطف شده است و لازمه عطف، تغایر است و عطف، ظهور در تغایر دارد، پیداست كه این حكمت، غیرِ كتاب است. لااقل، پنجاه درصد احتمال می دهیم كه حكمت، غیرِ كتاب است و این حكمت، همان مطلبی است كه در حدیث رسول اكرم، منعكس است.
نقد حدیث، انكار مكانت، عظمت و جحّیت حدیث نیست. مبیّن و عِدلِ قرآن بودن (از نظر محتوا)، منافاتی با نقد حدیث ندارد. درست است كه حدیث، حكمت است؛ امّا نقادی احادیث، برای رسیدن به حكمت واقعی است. اگر صرّافی، طلا یا نقره ای را محك می زند، معنایش این نیست كه برای طلا یا نقره ارزشی قائل نیست؛ بلكه این، نشانه ارزشمندی طلا و نقره است و قصد صرّاف، رسیدن به طلا یا نقره واقعی است.
تدوین حدیث
ما معتقدیم كه پیغمبر اكرم، خود، دستور به تدوینِ حدیث داد و روایاتی كه در اوّل كتاب الحدیث النبوی بین الروایه و الدرایه گرد آورده ایم، حاكی از دستور پیامبر (ص) درباره تدوین حدیث است. این احادیث، ادّعای برخی را كه مدّعی منع تدوین حدیث از سوی پیامبرند، نفی می كند.
عبداللّه بن عمر، خدمت رسول خدا رسید و عرض كرد: «من نوشته هایی از شما دارم؛ ولی برخی از اصحاب، مرا از نوشتن حدیث، باز می دارند و می گویند كه پیامبر (ص) بشر است و بشر، حالات مختلفی دارد؛ گاهی رضایت دارد و گاهی خشمگین است. ممكن است این آثار روانی در بیانش اثر بگذارد». پیامبر اكرم به او فرمود:
أُُُكتب، فَوَالذی نفسی بیده لایخرج من فیّ الاّ حقٌ.[4]
ما با توجّه به چنین روایاتی كه نشان می دهد تدوین حدیث، مورد عنایت پیامبر (ص) بود، در مقدمه كتاب، ثابت كردیم كه برخلاف اعتقاد قائلان به نظریه منع تدوین توسط پیامبر اكرم، ایشانْ صحابیان را به جمع آوری، كتابت و تدوین احادیث، تشویق و ترغیب می نمود.
شاهد این ادّعا، نامه های رسول خداست. حدود 216 نامه، به علاوه مواثیق، عهود، قراردادها و احادیثی كه مربوط به فرائض و زكات اموال است، همه به دستور پیامبر (ص) نوشته شده اند و برای شیوخِ قبایل و شخصیت های بزرگ آن روز، ارسال شده اند. معنای منع و نهی از تدوین حدیث، این است كه مردم، آنچه را كه پیامبر (ص) نوشته است، از بین ببرند، در حالی كه آنها در حال حاضر در اختیار ماست. چگونه ممكن است ایشان، آن همه نامه و مواثیق را كه در محتوا حدیث اند، پخش كند و به اصحاب بگوید شما جمع نكنید و اینها را رها كنید؟!
روایاتی در صحاح و مسانیدْ ذكر شده است كه حاكی از عنایت پیامبر اسلام به تدوین حدیث است. گذشته از صحاح و مسانید، امیرمؤمنان (ع) صحیفه ای داشته است كه امام صادق (ع) درباره آن می فرماید: طوله سبعون ذراعاً.[5]
این صحیفه ـ مانند بیاض های سابق كه پیچیده می شد ـ، مدمّج بوده است و در آن، همه چیز، حتی «اَرش الخدش» نیز بیان شده بود.
اگر تدوین حدیثْ حرام بود، هرگز امیرمؤمنان (ع) در زمان حیات رسول اكرم، این كتاب را نمی نوشت. خوشبختانه ـ هر چند عین این كتاب در اختیار ما نیست ـ برخی از موادّ كتاب، به صورت های مختلف، در اختیار ماست و شیخ حرّ عاملی، شیخ كلینی و شیخ طوسی، بخش هایی از این كتاب را نقل كرده اند.
از این جا معلوم می شود كه تدوین حدیث، مورد رضایت پیامبر (ص) بوده است. اگر می بینیم تدوین، به شكل كامل انجام نگرفته است، علل دیگری دارد و كسان دیگری بودند كه مانع از تحقّق این خواسته پیامبر (ص) می شدند. مثلاً پیامبر (ص) می فرماید: «برای من، قلم و دوات بیاورید تا چیزی بنویسم كه بعد از من گمراه نشوید»،[6] اصرار هم می كند، ولی اجابت نمی كنند.
انگیزه منع تدوین
پس از رحلت رسول خدا، تدوین حدیثْ ممنوع شد. برخی از متأخّران، علّت منع را نصّ پیامبر (ص) می دانند. در این دوره كه علی رغم منع، عدّه ای جسته و گریخته به نوشتن احادیث روی می آوردند، خلفا كراراً می گفتند: «أقلّوا الروایه عن رسول اللّه» و عمر بن خطاب می گفت: «جرّدوا القرآن عن الروایه».
بنابراین، هر بلایی كه بر سرِ تدوین حدیث آمد، مربوط به عصر رسول خدا نبود؛
بلكه ایشان بر نوشتن، اصرار داشت. مثلاً پس از فتح مكّه، شخصی خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد: «یا رسول اللّه! این خطبه را برای من بنویسید». پیامبر (ص) نیز دستور داد خطبه را برای آن شخص نوشتند.
گاهی گفته می شود كه انگیزه منع، این بوده است كه مردم، با روی آوردن به حدیث، از قرآن باز می ماندند. در جواب باید گفت كه تجربه، خلاف این ادّعا را ثابت كرده است و با وجود این كه از قرن دوم، تدوین حدیثْ شروع شد، ولی مسلمانان از قرآنْ باز نماندند.
عدّه ای نیز علّت منع را احتمال آمیخته شدن حدیث با قرآن دانسته اند. این هم عذری نابخشودنی است و معنایش انكار اعجاز قرآن است. این تفسیر، دفع فاسد به افسد است. قرآن، درّی شاهوار است و در هر كلامی باشد، خود را می نمایاند. در نهج البلاغه مولا كه از نظر فصاحت و بلاغت، در درجه عالی است، آیات قرآنی، خود را مانند درّ شاهوار نشان می دهند. گاهی نیز كمبود كاتب را به عنوان دلیل برمی شمارند. اینها عذرهایی نابخشودنی است. در آن زمان، اقلاً هفده كاتب وجود داشت؛ زیرا تاریخ، هفده كاتب وحی را معرّفی كرده است.
پس از رحلت پیامبر (ص)، به بهانه مطالعه و بررسی احادیث ایشان، همه مكتوبات را جمع آوری كرده، در یك جا آتش زدند. دلائل و اسبابی كه برای منع ذكر كرده اند، همه، علل بعد از وقوع است و علّت واقعی نیست. ما علل واقعی منع تدوین را در آن كتاب، به همراه شواهد تاریخی نوشته ایم.

نقد حدیث
بعد از آن كه احادیثْ تدوین گردید، تحیّر و تعجّبْ همه را فرا گرفت. اگر مجموعه احادیث را به مخروطی تشبیه كنیم و قاعده آن مخروط، عصر پیامبر (ص) باشد، باید هرچه زمان می گذرد، مانند چشمه ای كه هر چه از آن دور می شویم، آبش به دلیل شاخه شاخه شدنْش كم می شود، صدور احادیث نیز كم شود؛ امّا آنچه واقع شده، عكس آن است؛ یعنی هرچه به عصر رسول خدا نزدیك می شویم، احادیثْ كمتر است.
احادیثی كه امیرمؤمنان (ع) نقل كرده است، حدود پانصد حدیث است و از عمر بن خطاب، چهل و دو حدیث و از ابوبكر، كمی بیشتر، شنیده شده است. هرچه به عصر رسول خدا نزدیك تر می شویم، احادیثْ كمتر است و هرچه دورتر می شویم، نقل احادیثْ افزون تر است؛ به طوری كه مثلاً احمد بن حنبل، در قاعده مخروط قرار گرفته است و رسول خدا در رأس آن! بجز ابوهریره كه از او حدود پنج هزار روایتْ ثبت شده است، از دیگر اصحاب، كمتر حدیثْ روایت شده است.
مسلمانان، با توجّه بدین امور، دریافتند كه موضوعاتی در این احادیث وجود دارد. لذا علما و محقّقان هر دو طایفه و فرقه (شیعه و سنّی)، آستین بالا زدند و به نقد و تمحیص سنّت و بازشناسی صحیح از سقیم و موضوع پرداختند.
تا سال 101 هجری، نوشتن احادیثْ ممنوع بود و در آن سال، عمر بن عبدالعزیز، ممنوعیّت آن را لغو كرد. با این حال، چون حالت تقدّسی نسبت به نوشتن حدیث به وجود آمده بود و نوشتن حدیث، كاری زشت تلقّی می گردید، لذا رفعِ منع، با استقبال مواجه نگردید.
در عصر منصور دوانیقی (143ق)، نهضتی عمومی برای نوشتن حدیث، بر پا شد. حدیثی كه یك قرن و نیم نوشته نشود، قهراً بازیچه دست دنیاگرایان و بازیگران خواهد شد و آنان، احادیث رسول خدا را با اكاذیب خود، مخلوط خواهند كرد. پس تنقیح احادیث، ضروری به نظر رسید.
علمای اسلام، برای تنقیح احادیث، راه هایی را برگزیدند. قدم اوّل را بخاری (196ـ256ق) و مُسلم (206 ـ 261ق) برداشتند. آنها صحیحین را تدوین كردند. صحیح، به حدیثی می گویند كه اوّلاً راوی اش «معدَّلٌ بعدلین» باشد؛ یعنی هر راوی را دو عادل، تأیید كنند؛ ثانیاً راویِ استاد، با شاگرد، هم عصر باشند؛ ثالثاً نقل آن، ثابت شود.


[1] . نحل، آیه44.
[2] . قیامت، آیه17و 19.
[3] . بقره، آیه 231.
[4] . سُنن أبی داود، ج2، ص176 (ح3646)؛ المستدرك علی الصحیحین، ج1، ص106؛ المصنّف، عبدالرزّاق بن همام، ج6،ص229.
[5] . الارشاد، المفید، ج 2، ص 186؛ بحارالأنوار، ج 26، ص 18.
[6] . الطبقات الكبری، ج2، ص242و244؛ المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص477؛ المصنّف، ج10، ص361؛ الإرشاد، ج1، ص184؛ بحارالأنوار، ج16، ص135.

آيت الله جعفر سبحاني - فصلنامه علوم حديث، ش 16


١١:١٥ - 1392/06/04    /    شماره : ١٥٣٥٨    /    تعداد نمایش : ٨٨٤



خروج





   مطالب مرتبط
 نقد محتوایی حدیث (3) (خبر)
 نقد محتوایی حدیث (2) (خبر)
 حدیث سفینه در کتب اهل سنّت (1) (خبر)
 نرم افزارهای حدیثی (1) (خبر)
 منبع شناسی علوم حدیثی (1) (خبر)
 فهرست منابع حدیث شیعه (1) (خبر)
 شرحی بر حدیث إنّ الغَضَبَ مِن الشّیطانِ (1) (خبر)
 حدیث «عرض دین» (1) (خبر)
 حدیث «اصحابی كالنجوم» (1) (خبر)
 حدیث سد ابواب مسجد (1) (خبر)
 حدیث غدیر (1) (خبر)
بازدیدها
امروز :8442
کل بازديدها :17647391
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :213409