نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (8)

فلمّا عرضته علیه و صححّته، قلت له: یا سیّدی فی أكثر هذه الأیّام قواطع عن المقاصد، لما ذكر فیها من التحذیر والمخاوف... .[1]
ای سرور من! مجموعه «اختیارات الأیام» از امام صادق (ع) از طریق حسن بن مطهر از محمد بن سلیمان از پدرش از امام صادق (ع) به دستم رسیده است؛ آیا آن را بر شما عرضه كنم؟ امام فرمود: بكن. پس هنگامی كه عرضه كردم و آن را تصحیح نمودم، گفتم: سرورم، در بیشتر این روزها آن قدر از خطرها سخن رفته و زینهار داده شده كه انسان را از مقاصدش باز می دارد... .
حدیث ادامه دارد و امام، چاره را در ولایت خالصانه اهل بیت می داند.
این مجموعه، به دو طریق دیگر هم گزارش شده است كه شیخ حرّ عاملی هر دو را در «وسائل الشیعه» آورده است.[2] گفته شیخ حر در پایان یكی از این دو، نشان دهنده بزرگی این مجموعه است كه سید بن طاووس آن را در «الدروع الواقیه» نقل كرده است.[3]
كتاب «یوم ولیله» نیز بر امام هادی (ع) عرضه شده است كه در بخش «انگیزه عرضه» می آید.
عرضه حدیث بر امام حسن عسكری (ع)
با توجه به دوره بسیار كوتاه شش ساله امامت حضرت و حبس ایشان در پادگان نظامی، نمی توان عرضه های متعدّدی را انتظار داشت و كمی نمونه ها با وجود بررسی تقریبا تمام احادیث ایشان، نشانگر ركود جریان عرضه نیست. به عبارت دیگر، نسبت تعداد احادیث عرضه شده به احادیث نقل شده از ایشان، كمتر از همین نسبت در احادیث صادقین (ع) نیست. شكل عرضه در این دوره، تفاوتی با گذشته ندارد و در هر دو زمینه احادیث منفرد و مجموعه ای صورت گرفته است:
الف: احادیث منفرد
یك.
شیخ طوسی در «تهذیب» به طریقه خود از احمد بن محمّد بن مطهر نقل می كند:
كتبت إلی أبی محمّد (ع) : إنّ رجلا روی عن آبائك (ع) : أنّ رسول اللّه (ص) ما كان یزید من الصلاه فی شهر رمضان علی ما كان یصلّیه فی سائر الأیّام. فوقّع (ع) : كذب؛ فضّ اللّه فاه! صلّ فی كلّ لیله من شهر رمضان عشرین ركعه إلی عشرین من الشهر، وصلّ لیله احدی وعشرین مأه ركعه، وصلّ لیله ثلاث وعشرین مأه ركعه، وصلّ فی كلّ لیله من العشر الأواخر ثلاثین ركعه.[4]
احمد بن محمد مطهّر می گوید: به امام حسن عسكری (ع) نوشتم كه فردی روایت كرده است از پدران شما كه رسول خدا در ماه مبارك رمضان، افزون بر دیگر روزها نماز نمی خواند.
امام در پاسخ نوشت: دروغ گفته است؛ خدا دهانش را خرد كند! در هر شب از ماه رمضان، بیست ركعت نماز بگذار تا بیستم ماه و در شب بیست و یكم، صد ركعت و در شب بیست و سوم نیز صد ركعت نماز بگذار و در هر یك از ده شب آخر، سی ركعت نماز بجا آر.
دو.
عرضه دیگری كه می توان آن را حدّ میانه احادیث منفرد و مجموعه ای دانست، عرضه ای مربوط به احادیث وقف و صدقه می باشد. مسئله چگونگی وقف و دائمی بودن یا نبودن و حالتها و صورتهای گوناگون آن كه بستگی فراوانی به خواسته ها و نیّت واقف دارد، پاسخها و راه حل های متفاوتی را در پی داشته است.[5] بازتاب نخست این تعدّد، اختلاف بوده است و از این رو، صفّار (محدّث مشهور شیعی) به امام حسن عسكری (ع) نامه می نویسد و از سبب این اختلافها جویا می شود. شیخ صدوق و شیخ طوسی این مكاتبه را گزارش كرده اند و كلینی نیز بدون نام بردن از صفّار، آن را آورده است. صدوق می گوید:
كتب محمّد بن حسن الصفّار (رضی اللّه عنه) إلی أبی محمّد الحسن بن علی (ع) فی الوقوف و ماروی فیها عن آبائه (ع) ؛ فوقّع (ع) : الوقوف تكون علی حسب ما یوقف أهلها، إن شاء اللّه تعالی.[6]
صفّار به امام حسن عسكری (ع) نامه می نویسد و درباره وقفها و آنچه در مورد آن از پدرانش روایت رسیده، جویا می گردد.
امام می نگارد: وقفها بر طبق آنچه صاحبانشان وقف كرده اند، (اداره) می شود، ان شاء اللّه!
از صفّار در همین موضوع، مكاتبه ای دیگر گزارش شده است كه خود، عرضه ای مستقل به شمار می آید.[7] از آنجا كه مكاتبه به شكلهای فقهی وقف می پردازد و احتیاج به بررسی علمی دارد، از آوردن آن خودداری می كنیم.
ب:عرضه مجموعه های روایی
یك.
افزون بر احادیث منفرد، مجموعه های روایی متعددی بر امام حسن عسكری (ع) عرضه شده است كه بزرگترین آنها را می توان مجموعه كتابهای بنی فضّال دانست. بنی فضّال، خاندان بزرگی از شیعه بودند كه راویان مشهوری در میان آنان پدید آمد. اینان در جریان انتقال امامت از امام صادق (ع) به امام كاظم (ع) ، از صراط حق لغزیدند و معتقد به امامت عبداللّه افطح شدند. از این رو، مورد سوء ظنّ شیعیان قرار گرفتند و صحت روایات و كتابهایشان مورد تردید قرار گرفت و این در حالی بود كه كتابهای آنان در همه جا پخش شده بود. این مشكل همگانی سبب شد كه شیعیان به امام حسن عسكری (ع) مراجعه كنند و از درستی این كتاب ها جویا شوند و بگویند:
كیف نعمل بكتبهم و بیوتنا منها ملأ؟
فقال صلوات اللّه علیه: خذوا بما رووا و ذروا ما رأوا.[8]
با كتاب های بنی فضّال چه كنیم، در حالی كه خانه های ما از آنها انباشته است؟ امام حسن عسكری ـ صلوات اللّه علیه ـ فرمود: آنچه روایت كرده اند، بگیرید و آنچه نظر داده اند، رها كنید.
این عرضه كلّی و اجمالی، تأثیر بسزایی در غنای فرهنگ شیعه داشته است و حسین بن روح نوبختی، نائب امام مهدی (ع) ، آن را به صورت یك قاعده مورد استفاده قرار می دهد كه در بخشهای آینده بدان اشاره می شود.
دو.
دو عرضه دیگر، ولی با یك موضوع، بر امام حسن عسكری (ع) گزارش شده است. موضوع این دو، عرضه كتاب «یوم ولیله» یونس بن عبدالرحمان است كه توسط دو راوی مختلف انجام گرفته است. راوی نخست، ابوهاشم جعفری است كه كتاب را بر امام هادی (ع) عرضه كرده است و دوباره آن را بر امام حسن عسكری (ع) عرضه می كند.[9] راوی دیگر، بورق بوسنجانی است كه به سامرا می آید و پس از ورود بر امام عسكری (ع) ، كتاب را ارائه می كند و از امام می خواهد كه در آن بنگرد. امام پس از نگرش دقیق و صفحه به صحفه، می فرماید:
هذا صحیح؛ ینبغی أن یعمل به.[10]
این درست است؛ سزاوار است بدان عمل شود.
عرضه حدیث بر امام مهدی (عج)
با آغاز دوره غیبت و ارتباط شیعه و امام از طریق وكیلان و نائبان خاص، مشكلات جدیدی برای انتقال گفته ها، رهنمودها و پاسخهای امام (عج) بروز نمود. پیدایش وكیلان و سفیران دروغین و تقیه شدید و اجباری نائبان خاص، تردیدهایی را در برخی نامه ها و توقیعات منسوب به ناحیه مقدسه حضرت حجّت، برانگیخت. از این رو، بزرگان شیعه با مكاتبه ها و پرسشهای فراوان، از درستی اصل و یا مضمون توقیعات، جویا می شدند. نمونه هایی (از این نامه نگاری ها) را شیخ طوسی در كتاب «غیبت» خود آورده است[11] و در یك تحقیق گسترده تر می توان آنها را نیز در جریان عرضه حدیث، داخل دانست.
یك.
حمیری مكاتبه ای دارد كه طبرسی در «االحتجاج»، آن را نقل كرده است. از این مكاتبه، نمونه ای را می آوریم كه شبیه آن در بخش عرضه بر امام هادی (ع) ـ نمونه سوم ـ گذشت و كلام امام در اینجا می تواند ناظر به آن باشد.
سئل عن سجده الشكر بعد الفریضه، فإنّ بعض أصحابنا ذكر أنها «بدعه»؛ فهل یجوز أن یسجدها الرجل بعد الفریضه؟ وإن جاز، ففی صلاه المغرب هی بعد الفریضه أو بعد الأربع ركعات نافله؟
فأجاب (ع) : سجده الشكر من ألزم السنن وأوجبها، ولم یقل إنّ هذه السجده بدعه إلاّ من أراد أن یحدث بدعه فی دین اللّه. فأمّا الخبر المروی فیها بعد صلاه المغرب والاختلاف فی أنّها بعد الثلاث أو بعد الأربع؛ فإنّ فضل الدعاء والتسبیح بعد الفرائض علی الدعاء بعقیب النوافل كفضل الفرائض علی النوافل، والسجده دعاء وتسبیح، فالأفضل أن تكون بعد الفرض، فإن جعلت بعد النوافل أیضا جاز.[12]
از سجده شكر پس از نماز واجب پرسید، زیرا برخی آن را بدعت می دانند. آیا به جا آوردن آن پس از نماز، جائز است؟ و اگر جائز است، در نماز مغرب، پس از سه ركعت واجب است، یا پس از چهار ركعت نافله آن؟
امام پاسخ داد: سجده شكر از ضروری ترین و لازم ترین سنّتهاست و كسی این سجده را بدعت نخوانده مگر شخصی كه خود قصد بدعتگذاری در دین را دارد. امّا حدیث روایت شده مربوط به سجده شكر نماز مغرب كه پس از سه ركعت است یا چهار ركعت، همانا برتری دعا و تسبیح پس از نماز واجب بر دعای پس از نافله، مانند برتری خود واجب بر نافله است، و سجده شكر، دعا و تسبیح است. از این رو، بهتر است پس از سه ركعت واجب انجام شود، و اگر پس از چهار ركعت نافله هم آورده شود، جایز است.
دو.
از حمیری، مكاتبه ای دیگر نیز در دست است كه آن را در سال 308هجری نگاشته و از دو مكاتبه قبلی، عرضه های بیشتری در بر دارد. عرضه های مربوط به روزه ماه رجب و فروش مال وقفی و مهریه زنان، از آن جمله اند. ما یك نمونه را برای زمینه سازی بحث (انگیزه های عرضه/تعارض) ذكر می كنیم و دو نمونه دیگر را در همان جا می آوریم.
الحمیری: روی لنا عن صاحب العسكر (ع) أنه سئل عن الصلاه فی الخزّ الذّی یغش بوبر الأرانب؛ فوقّع: یجوز، و روی عنه أیضا: أنّه لایجوز. فای الخبرین یعمل به؟
فأجاب: إنّما حرّم فی هذه الأوبار والجلود، فأمّا الأوبار وحدها فكلّ حلال.[13]
حمیری: برای ما چنین روایت شده كه از امام هادی (ع) درباره نماز در پوست خز كه با كرك خرگوش پوشیده شده است، سئوال شد؛ امام نوشت: جایز است.


[1] . بحارالأنوار، ج50، ص215، ح1 از «امالی» مفید و ج59، ص24، ح7 از «امالی» طوسی و ج59، ص56، ح7 از «الدروع الواقیه».
[2] . وسائل الشیعه، ح11، ص401 و ص404
[3] . الدروع الواقیه، ص47، 79، 259
[4] . تهذیب الأحكام، ج3، ص68، ح24 و بنگرید به الكافی، ج4، ص155، ح6
[5] . جهت آگاهی از این پرسشها و پاسخها، بنگرید به مكاتبه های شیعیان با امامان نهم و دهم و یازدهم در: وسائل الشیعه، ج19، ص175 (كتاب الوقوف، باب دوم) .
[6] . الفقیه، ج4، ص237، 5567؛ تهذیب الأحكام، ج9، ص12، ح2؛ الكافی، ج7، ص37، ح34
[7] . تهذیب الأحكام، ج9، ص132، ح9
[8] . غیبه الطوسی، ص389، ح355؛ بحارالأنوار، ج2، ص252، ح72
[9] . النجاشی، ص447، ح445
[10] . الكشّی، ج2، ص817، ح1032
[11] . غیبه الطوسی، ص287، ح246 و ص290، ح247
[12] . الاحتجاج، ص485
[13] . الاحتجاج، ص492

عبدالهادي مسعودي - مجله علوم حديث، ش 9


٠٨:١٩ - 1392/06/03    /    شماره : ١٥٢٦٤    /    تعداد نمایش : ١٠٤٤



خروج





   مطالب مرتبط
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (11) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (10) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (9) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (7) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (6) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (5) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (4) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (3) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (2) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ـ علیهم السلام ـ (1) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ع (12) (خبر)
بازدیدها
امروز :2858
کل بازديدها :16827501
بازديدکنندگان آنلاين :36
بازديدازاین صفحه :203470