نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

فقه الحدیث (3)

.. ؛ هنگامی كه خداوند عقل را آفرید آن را به نطق در آورد و به او فرمود: پیش بیا و عقل پیش آمد.
آنگاه فرمود: عقب رو و عقل به عقب باز گشت[1] برخی از شارحان این حدیث گفته اند كه مقصود از این روایت، مخاطبه واقعی میان خداوند و عقل نیست، بلكه تصویری از زبان حالِ عقل است. به عنوان مثال علامه مجلسی آورده است كه به گفت و گو پرداختن با عقل، پشت و رو كردن عقل از باب استعاره تمثیلیه است تا نشان دهد كه محور تكالیف، كمالات و توقیات عقل است[2]. هم چنین در برخی از روایات از گریه آسمان و زمین بر مرگ مؤمن سخن به میان آمده است. نظیر روایت امام كاظم علیه السلام كه در آن آمده است: اذا مات المؤمن بكت علیه الملائكه و بقاع الارض التی كان یعبد الله علیه[3] ؛ هر گاه مؤمنی از دنیا برود، فرشتگان و بخش هایی از زمین كه بر روی آنها خداوند را عبادت كرده، برای او می گریند. گریه فرشتگان، حقیقی است، اما گریه مناطقی از زمین كه بر روی آن عبادت كرده ممكن است از باب مجاز و تمثیل باشد. علامه شعرانی در حاشیه این روایت چنین آورده است: چنین گفتاری در زبان عربی و فارسی متداول است. و شاعر عربی می گوید:
لما اتی خبر الزبیر تواضعت سور المدینه و الجبال الخشع[4]
هنگامی كه خبر زبیر آمد، دیوار شهر و كوه ها تواضع كردند و سر به خاك ساییدند.
..... و در شعر فارسی چنین آمده است:
ماتم سرای گشت سپهر چهارمیـن روح الامین به تعزیـت آفتـاب شـد
گردون سر محمّد یحیی به باد داد محنت رقیب سنجر مالك رقاب شد[5]
هم چنین ملا صالح مازندرانی احتمال داده كه این روایت از باب مبالغه در بزرگداشت مؤمن است ؛ زیرا عرب در مرگ انسان های گران قدر از باب مبالغه در شأن آنان می گوید كه آسمان و زمین بر او می گریند[6].
در برخی از روایات آمده است كه آسمان و زمین بر شهادت امام حسین علیه السلام چهل شبانه روز گریسته اند[7]. به نظر می رسد این روایات نیز بر زبان نمادین و مجاز تمثیل قابل حمل است.

4. نقش سیاق در معنا رسانی
سیاق را به معنای اسلوبی كه گفتار بر اساس آن جاری می شود[8]، شیوه سخن، طرز جمله بندی[9]، تسلسل و پی در پی هم آمدن گفتار[10] دانسته اند. شهید صدر در تعریف آن آورده است:
سیاق عبارت است از نشانه هایی كه معنای لفظِ مورد نظر را كشف كند. چه این نشانه ها، نشانه های لفظی باشند ؛ مانند كلماتی كه با لفظ مورد نظر كلام واحدی را با اجزاء به هم پیوسته به یكدیگر تشكیل می دهند و چه این نشانه ها قرائن حالیه ای باشند كه كلام را در بر گرفته و بر معنای خاص دلالت دارند[11].
با توجه به موارد كاركرد سیاق، به نظر می رسد كه مقصود از آن تنها نشانه های لفظی است و بر قرائن حالیه، سیاق اطلاق نمی گردد، هر چند ممكن است این قرائن در نوع معنادهی گفتار مؤثر باشد.
هر گفتاری افزون بر واژه ها و نوع چینش آنها با در نگریستن به مجموعه و صدر و ذیل آن در بسیاری از موارد قرائنی را به دست می دهد كه برای فهم صحیح تر آن كمك می رساند. این امر در آیات قرآن كه فقرات آن از یكدیگر با عنوان آیه جدا شده بیشتر مشهود است. به عبارت دیگر در موارد زیادی مراجعه به آیه بدون توجه به آیات پیشین و پسین، معنادهی كاملی را به دست نمی دهد، اما وقتی به آیات قبل و بعد، یا حتی صدر و ذیل همان آیه توجه شود، این معنادهی كامل شده و ابهام های احتمال مرتفع می شود[12]
سیاق در روایات نیز گاه نقش تعیین كننده ای ایفاء می كند و مانع برخی برداشت های ناقص، یا نادرست می گردد. به یك نمونه اشاره می كنیم.
الف. به رغم تواتر حدیث غدیر عموم متكلمان اهل سنت زیر بار دلالت آن نرفته اند. بسیاری از آنان با اذعان به صحت روایت: من كنت مولاه فهذا علیّ مولاه، می گویند: مقصود از ولایت در این حدیث، حكومت و امامت، یا جانشینی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیست، بلكه مقصود دوستی و یاری است ؛ یعنی هر كس من دوست یا یار او هستم علی نیز چنین است.
یكی از براهین محكم متكلّمان شیعه در پاسخ از این شبهه تمسك به قاعده سیاق است. آنان می گویند: پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله پیش از بیان این جمله فرموده است: الست اولی بالمؤمنین من انفسهم و اموالهم ؛ آیا من نسبت به جان و مال مؤمنین از آنان اولی به تصرّف نیستم ؟
و مسلمانان همگی پاسخ آری دادند. این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ناظر به آیه شریفه النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم[13] ـ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است ـ است و روشن است كه ولایت در گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و آیه مزبور به معنای ولایت در تصرف ؛ یعنی همان حاكمیت علی الاطلاق است و وقتی پیامبر با گفتن این جمله به عنوان مقدمه فرموده است: هر كس من مولای او هستم علی مولای اوست، مقصود، ولایت در تصرف است ؛ یعنی هر كس من نسبت به او ولایت در تصرف دارم علی علیه السلام نیز نسبت به او ولایت در تصرف دارد. می بینید كه سیاق به عنوان دلیلی محكم از مفهوم روایت ابهام زدایی كرده است[14].

5. توجه به قرائن خارجی
روایات ائمه علیهم السلام بسان حلقات یك زنجیر به هم مرتبط و متصل است. بدین خاطر ائمه علیهم السلام روایات خود را از طریق پدران خود عین روایات پیامبر دانسته اند. گویا از نظر محتوا و متن میان مجموعه روایات آنان كه طی حدود 250 سال ارائه شده، هماهنگی كاملی وجود دارد و این امر نشان گر آن است كه روایات در نهایت به منشأ وحیانی متصل است. و چنان كه در آیه: افلا یتدبّرون القرآن و لو كان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً كثیراً [15]. آیا در قرآن نمی اندیشند ؟ اگر از جانب غیر خداوند بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می یافتند. آمده است كه هر آنچه منتسب به خداوند باشد با تناقض و تضاد روبرو نخواهد بود.
از این گفتار دو نكته قابل استفاده است:
الف. در مجموعه آیات و روایات به خاطر هماهنگی پیكره آنها، اختلاف به صورت تنافی و تناقض راه ندارد. بنابر این اگر در جایی از روایات به تنافی با قرآن، یا سنت قطعی برخورد كنیم، در صورتی كه روایت تأویل بردار نباشد، مردود است؛ یعنی از ائمه علیهم السلام صادر نشده و منشأ آن یا جعل است، یا اشتباه راویان در نقل و كتابت.
ب. مجموعه آیات و روایات نسبت به یكدیگر جنبه تفسیری و تبیینی دارند ؛ زیرا مجموعه آنها به منزله گفتار یك گوینده است كه حق دارد در آغاز، یا وسط یا پایان گفتار خود با آوردن قرائنی مقصود خود را به دست دهد سرّ تفسیر آیات قرآن با آیات دیگر همین نكته است. روایات نسبت به قرآن و نیز نسبت به روایات دیگر چنین حالتی دارند ؛ یعنی می توانند در رفع ابهام های یكدیگر كمك رسانده و مفسّر یكدیگر باشند.
بر این اساس توجه به رابطه روایات با قرآن و به عكس و نیز رابطه روایات نسبت به یكدیگر، حائز اهمیت زیادی است. مفاهیمی ؛ هم چون مجمل و مبیّن، عام و خاص، مطلق و مقید، محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ و..... بر همین اساس شكل گرفته است كه بخش قابل توجهی از آنها در مباحث اصول فقه مورد بررسی قرار گرفته و در فقه كارآیی خود را نشان داده است. مقصود ما از توجه به قرائن خارجی همین نكته است ؛ یعنی وقتی یك روایت را در هر یك از عرصه های دینی از نظر واژه ها ، ساختار جمله، سیاق و..... مورد بررسی قرار داده و به معنا و مفادی دست یافتیم، نباید شتاب زده آن را مراد جدّی و نهایی ائمه معصومین علیهم السلام دانسته و به عنوان آموزه دینی قلمداد كنیم، بلكه لازم است در كنكاشی شایسته، تمام یا عموم روایات و آیات مرتبط با آن موضوع را گرد آوری كنیم، آنگاه به دسته بندی آنها پرداخته و پس از انجام مبانی فقه الحدیث درباره هر یك از آنها، نتیجه نهایی را دنبال كنیم.
پیداست كه هر قدر این مراحل با دقت بیشتری انجام گیرد، منظر نهایی ارائه شده با منظر واقعی دینی هماهنگ تر خواهد بود و به عكس كوتاهی در چنین كاوشی نگاهی یك سویه از پیكره دین به دست خواهد داد. بدون تردید یكی از مهم ترین عوامل انحرافات و پیدایش مذاهب و فرق در میان مسلمانان همین یكسو نگری و عدم توجه به قرائن بیرونی برای به دست آوردن نتیجه نهایی از یك متن دینی ؛ اعم از قرآن و روایات است.
به عنوان مثال نگاه جبر گرایانه كه در طیف گسترده ای از متفكّران اسلامی پدید آمد و به پیدایش فرقه هایی ؛ هم چون مجبّره انجامید، ناشی از یكسو نگری به آن دسته از آیات و روایاتی است كه از ظاهر بدوی آنها جبر فهمیده می شود.
و یا متصوفه به مجموعه ای از آیات و روایات در نگریسته اند كه در آنها از دنیا و محبت به آن نكوهش شده و به گرایش به زهد و آخرت ترغیب شده است.
بدون تردید اگر این دو دسته به بخشی دیگر از آموزه های دینی توجه می كردند، كه در آنها به صراحت به آزادی و اختیار انسان و نیز نكوهش عزلت و گوشه نشینی تأكید شده، به چنین ورطه های خطرناكی نمی غلتیدند.
بر این اساس ائمه علیهم السلام هماره از كسانی كه بدون اطلاع و احاطه به همه آموزه های دینی و چگونگی عرضه آنها به یكدیگر به كار داوری یا تفسیر یا فقاهت می پردازند، به شدت نكوهش كرده و آنان را از این كار بر حذر داشته اند[16]


[1] - كافی، ج 1، ص 10.
[2] - مرآه العقول، ج 1، ص 27.
[3] - كافی، ج 1، ص 38.
[4] - این شعر از جریر است. ابن عساكر می نویسد: هنگامی كه خبر كشته شدن زبیر را برای علی علیه السلام آوردند، آن حضرت و فرزندانش گریستند و ایشان فرمود: كشته شدن زبیر ما را غصه دار كرد. آن گاه افزود كه جریر چنین سرود:.... ر. ك: تاریخ مدنیه دمشق، ج 18، ص 428 ؛ الطبقات الكبری، ج 3، ص 113.
[5] - شرح ملا صالح مازندرانی، ج 1، ص 91 پاورقی.
[6] - همان.
[7] - ر. ك: مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 212 ؛ العمده، ص 405 ؛ مدینه المعاجز، ج 4، ص 146.
[8] - معجم لغه الفقهاء، ص 252.
[9] - فرهنگ معین، ج 2، ص 1967.
[10] - معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص 236.
[11] - روش علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ص 202 به نقل از دروس فی علم الاصول، ج 1، ص 130.
[12] - به عنوان نمونه ر. ك: المیزان، ج 20، ص 370.
[13] - سوره احزاب آیه 6.
[14] - برای تفصیل بیشتر ر. ك: خلاصه عبقات الانوار، ج 9، ص 87 ـ 93.
[15] - سوره نساء آیه 82.
[16] - برای تفصیل بیشتر ر. ك: وسائل الشیعه، ج 17 ابواب صفات القاضی، باب وجوب الجمع بین الاحادیث المختلفه و باب عدم جواز استنباط الاحكام النظریه من ظواهر القرآن.


علي نصيري- آشنايي با علوم حديث، ص 237


٢٢:٣٧ - 1392/06/02    /    شماره : ١٥٢٣٠    /    تعداد نمایش : ٧٣٣



خروج





   مطالب مرتبط
 روانشناسی و فقه الحدیث (3) (خبر)
 روانشناسی و فقه الحدیث (2) (خبر)
 روانشناسی و فقه الحدیث (1) (خبر)
 فقه الحدیث (2) (خبر)
 فقه الحدیث (1) (خبر)
 رحلت آيت ‏اللَّه العظمي "سيدمحمد رضا گلپايگاني (خبر)
 بررسی رشد جمعیت از دیدگاه فقه شیعه (خبر)
 جلد سوم کتاب اصول فقه کاربردی در قم منتشر شد (خبر)
 همایش ملی فقه هسته‌ای به کار خود پایان داد (خبر)
 رجوع به فقها در عصر غیبت (خبر)
 حكومت یا ولایت فقها در عصر غیبت (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :15509
کل بازديدها :16739058
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :202501