نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

صحابه (2)

امام علی - علیه السلام - نیز در نهج البلاغه گاه ذكر خیر و تحلیلی از خوب ان صحابه دارد، گاه از فداكاری بی نظیر آنها در جبهه جنگ می فرماید: نبرد فرزند با پدر، با برادر، با اقوام و بستگان نزدیك بود اما همه این حوادث بر پایمردی و استقامت یاران وفادار پیامبر می افزود: «فلقد كنا مع رسول الله - صلی الله علیه و آله - و ان القتل لیدور علی الابإ والابنإ والقرابات فما نزداد علی كل مصیبه و شده الا ایمانا... . » [1]
گاه شب زنده داریها و عشق به خداوند را در میان اصحاب پیامبر ترسیم می كند: شب تا به صبح در حال سجده و قیام و عبادت بودند گاه پیشانی و گاه گونه ها را در پیشگاه خداوند به خاك می گذاردند، از وحشت قیامت همچون شعله های آتش لرزان بودند، پیشانی آنها از سجده های طولانی پینه بسته بود و هنگامی كه نام خدا برده می شد آن چنان چشمشان اشكبار می شد كه گریبان آنها تر می گردید و همچون بید كه از شدت تندباد بلرزد می لرزیدند! [2]
این سیمای ملكوتی خوبان اصحاب رسول الله - صلی الله علیه و آله - است.
باز علی - علیه السلام - در هنگام تنهایی، سوگمندانه از یاران خوب رسول الله - صلی الله علیه و آله - یاد می كند كه: «إین إخوانی الذین ركبوا الطریق و مضوا علی الحق؟؛ كجایند برادران من آنان كه راه را طی كرده و عمرشان را در مسیر حق گذراندند؟»
«إین عمار؟ إین ابن التیهان؟ إین ذو الشهادتین؟ و إین نظراوهم؛ كجاست عمار؟ كجاست ابن تیهان؟ كجاست ذوالشهادتین؟ كجایند همانند اینها....»
پیداست این سخن را امام علی - علیه السلام - با دلی پردرد، در زمان حكومت خود و بعد از جنگ صفین ایراد كرده است. از عمار یاد می كند، او كه افتخار این را دارد كه اولین خانواده شهید در اسلام منسوب به اویند: سمیه، یاسر، عبدالله، مادر، پدر، برادر عمار از شهدای آغاز بعثت اند [3] و او خود شهید سرفراز جنگ صفین است؛ همو كه پیامبر در موردش فرمود: «عمار بر حق است و حق با عمار.» [4]
از «مالك بن تیهان» یاد می كند او كه از پیشگامان اسلام و از نقیبان بیعت عقبه بود با این كه ثروت فراوان داشت همه را فدای علی - علیه السلام - كرد و در جنگ صفین به شهادت رسید و به برادر شهیدش «عتیك بن تیهان» كه در جنگ احد به شهادت رسیده بود ملحق شد. [5]
از «خزیمه بن ثابت» (ذی الشهادتین) یاد می كند شهید وفادار جنگ صفین، ابن ابی لیلی گوید: در صفین بودم مردی را دیدم با ریش سفید و عمامه بر سر و لثام بر چهره فقط انتهای ریش او دیده می شد، سخت می جنگید، گفتم: ای شیخ با مسلمانان می جنگی؟ لثام از چهره برداشت و گفت: بلی من خزیمه ام از پیامبر خدا شنیدم كه فرمود: «با همه كسانی كه با علی می جنگند بجنگ!» [6]
در نهج البلاغه آمده است كه امام علی - علیه السلام - پس از یاد این شهیدان، دست بر محاسن خود گذاشت و مدتی طولانی گریه كرد و سپس فرمود:
«إوه علی اخوانی الذین تلوا القرآن فاحكموه و تدبروا الفرض فإقاموه، إحیوا السنه و إماتوا البدعه دعوا للجهاد فإجابوا و وثقوا بالقائد فاتبعوه؛ [7] آه بر برادرانم! همان ها كه قرآن را تلاوت می كردند و به كار می بستند، در فرایض دقت می كردند و آن را به پا می داشتند، سنت ها را زنده و بدعت ها را می میراندند، دعوت به جهاد را می پذیرفتند و به رهبر خود اطمینان داشتند و صمیمانه از او پیروی می كردند.»
این یك جنبه دیدگاه نهج البلاغه در مورد خوبان از صحابه است، از سوی دیگر در ده ها مورد از نهج البلاغه، مولا به طور عام آنان كه در مسإله خلافت و امامت، تلاش انحرافی و یا سكوت كردند مورد نكوهش قرار می دهد، خود را مظلوم می داند و از حق خود محروم می بیند:
«فوالله ما زلت مدفوعا عن حقی مستإثرا علی منذ قبض الله نبیه حتی یوم الناس هذا؛ [8] به خدا سوگند از هنگام رحلت پیامبر تا هم اكنون از حق خویش محروم مانده ام و دیگران را به ناحق بر من مقدم داشته اند.»
سخن این است آیا این جز گله از صحابه، چیز دیگری است، چه كسانی زمینه ساز این همه مظلومیت شدند؟ چه كسانی سبب شدند كه علی - علیه السلام - از حق مسلم خود محروم شود؟ و خلاصه چه كسانی علی - علیه السلام - را تنهای تنها گذاشتند تا آن جا كه خود دردمندانه می گوید: «فنظرت فاذا لیس لی معین الا إهل بیتی فضننت بهم عن الموت...؛[9] پس نگاه كردم دیدم برای گرفتن حق خود یاوری جز خاندان خویش ندارم به مرگ آنان راضی نشدم!»
و در مواردی از نهج البلاغه به اسم یا وصف صریح تر از اسم، برخی از چهره های سرشناس از صحابه را مورد نكوهش قرار می دهد كه صریح ترین خطبه ها در این زمینه خطبه شقشقیه است. [10] كسی كه سیری هرچند گذرا در نهج البلاغه كند می یابد كه نظر امام علی - علیه السلام - نه تنها تنزیه صحابه نبوده بلكه در موارد زیادی به نكوهش از عملكرد نادرست بسیاری از آنان پرداخته است. دیگر امامان نیز در مورد صحابه همین برداشت را داشته، پیوسته بر معیارها تكیه كرده اند: خوبان را مورد مهر و لطف خود و بدان از آنها را مورد نكوهش قرار داده اند، در دعای چهارم صحیفه سجادیه حضرت امام سجاد - علیه السلام - خوبان از صحابه را با تكیه بر معیارها و ارزش ها می ستاید و می فرماید: «إللهم و إصحاب محمد خاصه الذین إحسنوا الصحابه والذین ابلوا البلإ الحسن فی نصره و كانفوه و إسرعوا الی وفادته و سابقوا الی دعوته واستجابوا له حیث اسمعهم حجه رسالاته؛ خداوندا، درود فرست بر اصحاب پیامبر - صلی الله علیه و آله - آنان كه حق صحبت و همنشینی با پیامبر - صلی الله علیه و آله - را ادا كردند و در یاری او نیك كوشیدند و او را مدد كردند و به سوی او شتافتند و به دعوت او پیشی گرفتند و چون براهین نبوت خود را به آنان رساند، پذیرفتند.»
«و فارقوا الازواج والاولاد فی اظهار كلمته و قاتلوا
الابإ والابنإ فی تثبیت نبوته و انتصروا به؛ و از زن و فرزند جدا گشتند تا سخن او آشكار گشت و برای استوار كردن دین او با پدر و پسر جنگیدند و به بركت پیامبر پیروز شدند.»
«و من كانوا منطوین علی محبته یرجون تجاره لن تبور فی مودته؛ و آنان كه دوستی پیامبر - صلی الله علیه و آله - را در دل داشتند و تنها از این كار بهره اخروی و تجارت فاسد نشدنی را مد نظر داشتند.»
«والذین هجرتهم العشائر اذا تعلقوا بعروته و انتفت منهم القرابات اذ سكنوا فی ظل قرابته؛ آنان كه به جرم ایمانشان به پیامبر - صلی الله علیه و آله - خویشاوندانشان از آنها بیگانه گشتند و به خاطر نزدیكی با پیامبر، نزدیكان از آنها دور شدند.»
«فلاتنس لهم إللهم ما تركوا لك و فیك و إرضهم من رضوانك و بما حاشوا الخلق علیك و كانوا مع رسولك دعاه لك الیك؛ پس خداوندا، آنچه را كه برای تو و در راه تو رها كردند از عنایت دور مدار، به خشنودی خود آنها را شاد كن كه مردم را بر پرستش تو متفق ساختند و با پیامبرت مردم را به سوی تو خواندند....»
این خلاصه ای بود از دیدگاه پیامبر و امامان در مورد صحابه.
4. ارزش حقوقی سیره صحابه
با توجه به آنچه گفته شد، ثابت شد كه هرگز نمی توان «سیره صحابه» را به عنوان مصدری از مصادر استنباط احكام خداوند در كنار كتاب و سیره رسول خدا - صلی الله علیه و آله - قرار داد. هرچند بعضی از اهل سنت تا 46 دلیل! بر آن اقامه كرده اند و ابن قیم در اعلام الموقفین 22 دلیل را ذكر كرده است! [11] ولی در هیچ یك از این ادله قداست مطلق صحابه نیست! اینها آیات و روایاتی كه دلالت بر ارزش های والای برخی از صحابه می كند دلیلی بر تنزیه مطلق صحابه گرفته اند در حالی كه ما هم منكر این ارزش ها در برخی از آنها نیستیم ولی می گوییم این به معنای اثبات عصمت حتی برای خوبان و تنزیه برای مطلق صحابه نیست و به اصطلاح دلیل شما اخص از مدعاست وانگهی تمام آیات و روایاتی كه به نكوهش برخی یا اكثر صحابه می پردازد خود شاهدی بر نقد نظریه فوق است. علاوه اگر واقعا «سیره صحابه» جایگاه حقوقی مورد نظر اهل سنت را داشت باید در آیات و در سنت و سیره پیامبر - صلی الله علیه و آله - بیان می شد، و حدود و ثغور آن مشخص می شد آن چنان كه در مورد سیره پیامبر - صلی الله علیه و آله - و معصومین بیان شده است.
نتیجه آن كه تنزیه همه صحابه و استناد به نظریات آنان مبنای صحیحی نداشته و هرگز نمی تواند در كنار كتاب خدا و سنت پیامبر - صلی الله علیه و آله - و معصومین قرار گیرد و این نظریه ای است كه بعد از دوره صحابه پیدا شده، حتی خود صحابه چنین نظری در مورد خود نداشته و خود را انسانی همانند دیگران جایز الخطا می دیدند


.[1] . نهج البلاغه (نسخه معجم، صبحی صالح و...) خطبه‏122 نیز بنگرید به: خطبه‏56.
[2] . نهج البلاغه، خطبه 97.
[3] . شهدإ الاسلام فی عصر الرساله، ص‏18 و ص‏19.
[4] . احقاق الحق، ج‏4، ص‏173 و ج‏8، ص‏443، ج‏16، ص‏441.
[5] . محمد هادی امینی، اعلام نهج البلاغه، ص‏12.
[6] . همان، ص‏12.
[7] . نهج البلاغه، خطبه‏182.
[8] . همان، خطبه‏6.
[9] . همان، خطبه‏26.
[10] . ر.ك: مصادر نهج البلاغه، ج‏1، ص‏309.
[11] . در مقاله «حجیه سنه الصحابی» مجله الفكر الاسلامی، سال چهارم، شماره‏13 و 14 به نقد این 22 دلیل پرداخته شده است.

سيد احمد خاتمي


١١:١٨ - 1392/06/02    /    شماره : ١٥١٨٦    /    تعداد نمایش : ٥٩٩



خروج





   مطالب مرتبط
 شرح حال جابر بن عبدالله انصاری (خبر)
 جهنم درمانی(2) (خبر)
 بهشت درمانی(2) (خبر)
 تربیت از منظر اسلام (2) (خبر)
 تحریم ربا در اسلام(2) (خبر)
 دعاهای حضرت فاطمه(س) بعداز نماز(2) (خبر)
 حیات نورانی امام حسن عسکری(2) (خبر)
 فرشتگان و خصوصیات و وظایف آنها(2) (خبر)
 نگاهی به عوامل ایجاد آرامش(2) (خبر)
 پیامد های فرهنگی عاشورا (2) (خبر)
 آلودگی های قلبی (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :2816
کل بازديدها :16165836
بازديدکنندگان آنلاين :23
بازديدازاین صفحه :195610