نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

پیروی از قرآن و اهل بیت(ع)(2)

. از تعبیر به: «كتاب اللّه و عترتی» استفاده می‌شود، همان‌گونه كه قرآن كریم در تمامی قرون و اعصار جاویدان است، عترت پیامبر نیز در كنار قرآن، جاویدان خواهد بود، كما اینكه جمله پایانی فرمایش حضرت، تصریح به همین مطلب دارد كه فرمود: «و أنّهما لن یفترقا حتَّی یردا علی الحوض».
3. از تعبیر به: «ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا أبداً» استفاده می‌شود كه آن دو مایه سعادت دنیوی و اخروی برای آنان كه آن دو را نصب العین خویش قرار دهند، به حساب می‌آیند.
4. تعبیر به: «إن تمسّكتم بهما» به ما نحوه تبعیّت و پیروی از قرآن و عترت را می‌آموزد، و آن این است كه ما در اطاعت و پیروی، آن دو را در ردیف هم قرار دهیم. به عبارت دیگر، پیروی از قرآن بدون اهل بیت و پیروی از اهل بیت بدون قرآن، نه تنها مایه‌ هدایت و سعادت نخواهد بود، بلكه مایه ضلالت و گمراهی انسان خواهد بود؛ زیرا به دنبال آن فرمود: «لن تضلّوا أبداً»؛ یعنی اگر شما، انسان‌ها قرآن را مؤید عترت پیامبر و هم‌چنین عترت پیامبر را مبیّن و مفسّر قرآن دانستید، هرگز دچار لغزش، ضلالت و گمراهی نخواهید شد.
اینجا است كه با كلام حضرت، میزان نقش اهل بیت عصمت و طهارت در مورد قرآن برای ما روشن می‌شود.
5. نكته مهم دیگری كه از «حدیث ثقلین» به دلالت التزام، به دست می‌آید، عبارت است از حفظ و صیانت قرآن از تحریف؛ زیرا طبق فرمایش پیامبر بر همگان تكلیف است كه در مقام تبعیت از قرآن و عترت، آن دو را در كنار یكدیگر داشته باشند؛ از این‌رو، وظیفه هر محقق و پژوهشگر قرآنی هم این است كه در پژوهش‌های قرآنی خویش، اعم از تفسیر و غیره، فرمایشات اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ را نیز در كنار قرآن ملاحظه نماید، تا راه، هدف و مطلب صواب را به كمك هم دریابد، و سعی و تلاش این است كه آن دو گوهر گرانبها در طول تاریخ بشر از هر صدمه و آسیبی در امان بماند و حفظ شود، در نتیجه خود انسان نیز در پناه صیانت قرآن از تحریف، با استفاده از رهنمودهای عترت پیامبر، هرگز دچار ضلالت و گمراهی نخواهد شد.

اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، مفسّران اصلی قرآن
مطلب مهمی كه مستفاد از نكته‌های یاد شده بالا است عبارت است از اینكه اهل بیت پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ پس از رسول گرامی اسلام، تنها مفسّران اصلی و واقعی قرآن كریم هستند، و آنانند كه باید به كمك و یاری‌شان، قرآن را به نحو صحیح تفسیر، تعلیم و تبیین كرد؛ زیرا قرآن، این كلام الهی، به فرمایش خود قرآن نور است: «أَنْزَلْنا إِلَیْكُمْ نُوراً مُبِیناً»[1]، و كلام خدا جلوه‌ای از خدا است، و خدا نیز به مقتضای: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[2] نور است، پس كلام خدا هم نور است. بنابراین، كسی می‌تواند با قرآن در ارتباط باشد كه خود نیز وجود نورانی یافته باشد. و این نورانیّت به نحو كامل‌تر و روشن‌تر فقط در اهل بیت ـ علیهم السلام ـ وجود دارد، چنانكه در زیاره «جامع‌ كبیره» می‌خوانیم: «و أنتم نور الأخیار»[3] .
و از طرفی، قرآن حقیقت و كنه رفیع و بلند مرتبه‌ای دارد، تا جایی كه خود می‌فرماید: «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»[4] . یعنی غیر از پاكان كسی به كنه و حقیقت آن دست نمی‌یابد؛ لذا چه كسانی بهتر و پاك‌تر از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ كه قرآن، خود، نیز آنان را چنین معرفی كرده و می‌فرماید: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً»[5] .
بنابراین پاكانی چون اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند كه می‌توانند، به آن حقیقت بلند، دست یابند.
به علاوه، این سخن نیز از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است كه فرمودند: «لیس العلم بالتعلّم إنما هو نورٌ یقع فی قلب من یرید اللّه ـ تبارك و تعالی ـ أن یهدیه»[6] .
علم نور است؛ ولی نصیب هركس نمی‌شود، بلكه نصیب كسانی می‌شود كه خود را به نور علم و معرفت نزدیك كرده، و زمینه مشمولیت اراده و مشیت الهی را در خود ایجاد كرده باشند. مصداق بارز و كامل این حقیقت، خاندان پاك پیامبر هستند؛ زیرا قرآن به عنوان نور معرفی شده، و علم حقیقی هم بنا بر آنچه خود فرموده‌اند نور است، و این نور هم به قلب كسی راه می‌یابد كه زمینه استعداد در او باشد، پس چه كسی یا كسانی را می‌توان یافت كه زمینه استعداد آنان از این خاندان بیشتر و بهتر باشد؟ ما این آمادگی را جز در سینه‌های پاك و نورانی اهل بیت رسول اللّه ـ صلی اللّه علیه و آله ـ نمی‌یابیم.
و به همین حقیقت، آن سخن مولای متقیان، دلالت دارد كه فرمود:
«و اعلمو أنّكم لن تعرفوا الرّشد حتّی تعرفوا الّذی تركه، و لن تأخذوا بمیثاق الكتاب حتّی تعرفوا الّذی نقضه، و لن تمسّكوا به حتّی تعرفوا الّذی نبذه، فالتمسوا ذلك من عند أهله فإنّهم عیش العلم، و موت الجهل، هم الّذین یخبركم حكمهم عن عملهم، و صمتهم عن مّنطقهم، و ظاهرهم عن باطنهم، لایخالفون الدّین، و لایختلفون فیه، فهو بینهم شاهد صادق، و صامت ناطق»[7] .
«و بدانید هرگز به راه راست (دین حقّ) پی نخواهید برد تا كسی را كه آن را واگذاشته (از آن پیروی ننموده) بشناسید، و هرگز به عهد و پیمان قرآن وفا نمی‌كنید (بخدا و رسول ایمان نمی‌آورید) تا كسی را كه نقض عهد كرده و پیمان شكسته (به آنها نگرویده) بشناسید، و هرگز كتاب خدا چنگ نمی‌زنید (به دستور آن رفتار نمی‌نمایید) تا كسی را كه آن را دور انداخته (به احكام آن عمل ننموده) بشناسید، پس (چون اشخاصی را كه در راه راست قدم ننهاده و عهد و پیمان قرآن را شكسته و آن را رها كرده‌اند شناختید و از آنها دوری و بیزاری جستید) راه راست و وفای به عهد و پیمان وكیفیّت وابسته شدن به قرآن را از اهل آن (ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ ) درخواست نمایید، زیرا ایشان زنده دارنده علم و دانش و میراننده جهل و نادانی هستند (به دلیل اینكه) آنانند كسانی كه حكم ایشان ( احكام شرعیّه و تكالیف الهیّه كه بیان فرموده‌اند) شما را آگاه می‌سازد و از علم و دانائیشان، و خاموشی آنها (در جایی كه سخن نباید گفت) از (نیكویی) گفتارشان، و ظاهرشان از باطنشان (برابری گفتار و كردارشان از درستی اعتقاد و راستی ایمان‌شان) مخالف دین نیستند (زیرا زمام آن به دست آنها بوده و معصوم و مبرّی از هر عیب و گناه می‌باشند) و در (هیچ حكم از احكام) آن با یكدیگر اختلاف ندارند (زیرا علوم آنان از یك سرچشمه كه معدن رسالت باشد فرا گرفته شده است) پس دین درباره آنان گواهی است راستگو ( به یگانگی و عدم اختلاف آنها گواهی می‌دهد) و خاموشی است گویا (در حقیقت دین گویا است كه حقّ با ایشان است و ایشان با حق هستند، اگر چه در ظاهر سخنی نمی‌گویند)».
از ظاهر بعضی آیات قرآن نیز چنین بر می‌آید كه نور علم و معرفت را در هر گنجینه‌ای نمی‌توان جست و جو كرد، بلكه در سینه ‌كسانی می‌توان یافت كه خدای خالق و بخشنده به آنان عطا كرده باشد. در سوره «عنكبوت» می‌خوانیم:
«بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ»[8].
«ولی این آیات روشنی است كه در سینه دانشوران جای دارد؛ و آیات ما را جز ستمگران انكار نمی‌كنند!»
در ذیل همین آیه، روایاتی از امام باقر ـ علیه السلام ـ وارد شده كه آن حضرت، معصومین ـ علیهم السلام ـ را مصداق «أُوتُوا الْعِلْمَ» به شمار آورده‌اند، در اینجا به نقل دو روایت اكتفا می‌كنیم:

1. أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن القاسم بن محمّد الجوهریّ عن محمّد بن یحیی، عن عبدالرحیم[9]. عن أبی جعفر ـ علیه السلام ـ قال: إنّ هذا العلم انتهی إلیَّ فی القرآن، ثم جمع أصابعه، ثم قال: «بل هو آیتٌ بیِّنتٌ فی الصدور الذین أُتوا العلم»[10].
2. عن أحمد بن مهران، عن محمّد بن علیّ، عن حمّاد بن عیسی، عن الحسین بن المختار، عن أبی بصیر قال: سمعت أبا جعفر ـ علیه السلام ـ یقول فی هذه الآیه: «هو آیتٌ بیِّنتٌ فی الصدور الذین أُوتوا العلم» فأومی بیده إلی صدره»[11].

مقام اهل بیت در ارتباط با قرآن
مقام اهل بیت ـ علیهم السلام ـ آن قدر با قرآن مرتبط است كه در روایات ما آن دو گوهر گرانبها قرین هم و در معیّت هم معرفی شده‌اند. امام «سجاد» ـ علیه السلام ـ در جواب سؤال معنا و مفهوم «معصوم» فرمود:
«هو المعتصم بحبل اللّه[12]، و حبل اللّه هو القرآن لایفترقان إلی یوم القیامه، والإمام یهدی إلی القرآن و القرآن یهدی إلی الإمام، و ذلك قول اللّه ـ عزّوجلّ ـ :«إنَّ هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»[13]»[14].
««معصوم» همان اعتصام كننده و چنگ‌زننده به ریسمان خدا است، و ریسمان خدا، همان قرآن است كه تا روز قیامت (قرآن و معصوم) از یكدیگر جدا نمی‌شوند، پیشوا كسی است كه به سوی قرآن هدایت می‌كند، و قرآن هم به سوی امام هدایت می‌كند، و این معنای همان آیه شریفه است كه خدای ـ عزّوجلّ ـ فرمود: «إنّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم»، «این قرآن، به راهی كه استوارترین راه‌ها است، هدایت می‌كند».
امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ نیز این معیّت را با تعبیر دیگر بیان نموده و می‌فرماید:
«إنّ اللّه ـ تبارك و تعالی ـ طهَّرنا و عَصَمَنا و جَعَلَنا شُهداء علی خلقه و حجّته فی أرضِهِ و جعلنا مع القرآن و القرآن معنا لانفارقه ولا یفارقنا »[15].«خدای تبارك و تعالی ما را پاكیزه نمود و نگهداری فرمود و مار را بر خلقش گواه ساخت، و در زمینش حجت نهاد، و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داد، نه ما از آن جدا می‌شویم و نه او از ما جدا می‌شود (كردار و گفتار ما با حقیقت معانی و مضامین قرآن منطبق است و جدایی ممكن نیست؛ زیرا ما سر مویی هم از قرآن تجاوز نمی‌كنیم)».
‌ گرچه رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ قرآن را «ثقل اكبر» و عترت را «ثقل اصغر» معرفی كرده و می‌فرماید: «إنّی مخلف فیكم الثقلین الثقل الأكبر القرآن الثقل الأصغر عترتی و أهل بیتی»[16].
لیكن به دنبال این سخن ـ كه در حجّه الوداع بود ـ حضرت انگشت سبابه دست راست را با سبابه دست چپ جمع كرد و فرمود: «كإصبعیّ هاتین ـ و جمع بین سبّابتیه ـ ولاأقول: كهاتین ـ و جمع بین سبّابتیه و الوسطی ـ فتفضل هذه علی هذه»[17]
«آن دو (= قرآن و عترت) مثل دو انگشت سبابه كه در كنار هم باشند، (و) هیچ‌گونه برتری بر یكدگر ندارند، می‌باشند، نه مثل دو انگشت سبابه و وسطی كه وقتی كنار هم قرار می‌گیرند، یكی برتر ـ (بلندتر) ـ از دیگری است».
البته منظور از اكبر بودن قرآن نسبت به عترت، بدان جهت است كه قرآن پیام خدا است، و بر بندگان خدا ـ حتی پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، تكریم و خضوع در برابر كلام و پیام مولا لازم و واجب است. همان‌گونه كه فقیه برجسته، شیخ جعفر كاشف الغطا در مورد برتری قرآن نسبت به كتاب‌های آسمانی و انبیای الهی سخن به میان آورده، و می‌فرماید:
«إنّه ـ القرآن ـ أفضل من جمیع الكتب المنزله من السماء و من كلام الأنبیاء والأصفیاء، و لیس بأفضل من النّبی صلی اللّه علیه و آله وسلم و أوصیائه ـ علیهم السلام ـ ، وإن وجب علیهم تعظیمه و احترامه؛ لأنَّه ممّا یلزم علی الملوك ـ وإن قرب من الملك نهایه القرب ـ تعظیم ما ینسب إلیه من أقوال... فتواضعهم لبیت اللّه ـ تعالی ـ وتبرّكهم بالحجر والأركان والقرآن ولمكتوب من أسمائه وصفاته من تلك الحیثیّه لا ـ تقضی بزیاده الشرافیّه»[18].
«همانا قرآن، نسبت به تمامی كتاب‌های آسمانی، و سخن انبیا و انتخاب شده‌گان از سوی خدا برتری دارد؛ ولی نسبت به پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و أوصیای او برتری ندارد، هر چند تعظیم و احترام آن، بر آنان واجب است؛ زیرا بر بنده و مملوك، احترام آنچه كه به مولای او منسوب است، لازم است، هر چند قرابت و نزدیكی آن بنده، نسبت به مولایش در نهایت قرب و نزدیكی باشد، بنابراین، تواضع پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و أوصیای او نسبت به خانه خدا، و تبرّك آنان به «حجرالأسود» و اركان خانه خدا، و نسبت به قرآن و أسما و صفات آن، نشان از برتری آنها نیست».
در پایان موضوع بحث، از مطالبی كه تا به اینجا درباره نقش اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در خصوص قرآن بیان شده، نتیجه می‌گیریم كه اهل بیت پیامبر شایسته‌ترین افراد در تعلیم، تفسیر و تبیین واقعی قرآن كریم هستند، و باید از رهنمودهای آنان در فهم كلام الهی كمك گرفت و دیگر اینكه آنان نیز باید دركنار و معیّت قرآن، مورد اطاعت و پیروی قرار گیرند.

 


 

[1] . سوره نساء، آیه 174.
[2] . سوره نور، آیه 35.
[3] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 276.
[4] . سور‌ه واقعه، آیه 79.
[5] . سوره أحزاب، آیه 33.
[6] . بحارالأنوار، ج 1، ص 225، ح 17.
[7] . وسائل الشیعه، ج 18، ص 137، باب 13 از أبواب صفات قاضی، ح 26، نهج البلاغه فیض الإسلام، ص 450، خ 147، ش 15 ـ 18.
[8] . سوره عنكبوت، آیه 49.
[9] . در بصائر الدرجات: «عبدالرحمن» آمده است.
[10] . بصائر الدرجات، ص 204، ح 1؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 255، ح 14؛ كنز الدقائق، ج 10، ص 158.
[11] . الكافی، ج 1، ص 213، ح 1؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 254، ح1؛ كنز الدقائق، ج10، ص 155
[12] . در پاورقی معانی الأخبار آمده است: «أی أنَّ معصومیّته بسبب اعتصامه بالقرآن و عدم مفارقته عنه».
[13] . سوره اسرار، آیه 9.
[14] . معانی الأخبار، ص 132، ح 1.
[15] . الكافی، ج1، ص 191، ج 1.
[16] . بحارالأنوار، ج 89، ص 102، ح 80.
[17] . غیبه النعمانی، ص 17؛ تفسیر القمی، ج1 ، ص 3.
[18] . كشف الغطاء، ص 297.

صاحب‌علي محبّي،مرکز مطالعات حوزهصاحب‌علي محبّي،مرکز مطالعات حوزه


١١:٢٦ - 1392/05/31    /    شماره : ١٤٩٦٥    /    تعداد نمایش : ٨٢٣



خروج





   مطالب مرتبط
 پیروی از قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) (3) (خبر)
 پیروی از قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) (2) (خبر)
 پیروی از قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) (1) (خبر)
 پیروی از قرآن و اهل بیت(ع)(1) (خبر)
 محبت خدا و اهل بیت در قرآن و روایت (خبر)
 قداست و احترام اهل قرآن در اسلام (خبر)
 دیدار رئیس تبلیغات اسلامی دستجرد با مسئول مرکز قرآنی اهل بیت(ع) (خبر)
 اهل بیت(ع) مفسران قرآن كریم (خبر)
 اهلبیت(علیهم السلام) در قرآن (خبر)
 اهلبیت- علیهم السلام- در قرآن (خبر)
 اهلبیت (علیهم السلام) در قرآن (خبر)
بازدیدها
امروز :1465
کل بازديدها :17428186
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :210359