نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

مناسبات علت و معلول

شامل: سنخیت علت و معلول، حل یك شبهه، وحدت معلول در صورت وحدت علت، وحدت علت در صورت وحدت معلول.
سنخیت علت و معلول
تردیدى نیست كه هر معلولى از هر علتى بوجود نمى‏آید و حتى میان پدیده‏هاى متعاقب یا متقارن هم همیشه رابطه علیت برقرار نیست بلكه علیت رابطه خاصى است میان موجودات معینى و به دیگر سخن باید میان علت و معلول مناسبت‏خاصى وجود داشته باشد كه از آن به سنخیت علت و معلول تعبیر مى‏شود این قاعده نیز از قضایاى ارتكازى و قریب به بداهت است كه با ساده‏ترین تجربه‏ هاى درونى و بیرونى ثابت مى‏گردد .
اما سنخیت و مناسبتى كه بین علت و معلول لازم است در مورد علتهاى هستى بخش و علتهاى مادى و اعدادى تفاوت دارد در مورد اول ویژگى این سنخیت را مى‏توان با برهان عقلى اثبات كرد و تقریر آن این است .
چون علت هستى‏ بخش وجود معلول را افاضه مى‏كند و به تعبیر مسامحى به معلول خودش وجود مى‏دهد باید خودش وجود مزبور را داشته باشد تا به معلولش بدهد و اگر آن را نداشته باشد نمى‏تواند اعطاء و افاضه كند معطى الشى‏ء لا یكون فاقدا له و با توجه به اینكه با اعطاء وجود به معلول چیزى از خودش كاسته نمى‏شود روشن مى‏گردد كه وجود مزبور را بصورت كاملترى دارد به گونه ‏اى كه وجود معلول شعاع و پرتوى از آن محسوب مى‏شود .
پس سنخیت بین علت هستى‏بخش و معلول آن به این معنى است كه كمال معلول را به صورت كاملترى دارد و اگر علتى در ذات خودش واجد نوعى از كمال وجودى نباشد هرگز نمى‏تواند آن را به معلولش اعطاء كند و به دیگر سخن هر معلولى از علتى صادر مى‏شود كه كمال آن را بصورت كاملترى داشته باشد .
این مطلب با توجه به رابط بودن معلول نسبت به علت هستى‏بخش و تشكیك خاصى بین آنها كه در مقالات گذشته به اثبات رسید وضوح بیشترى مى‏یابد ولى چنین سنخیتى بین علتهاى مادى و اعدادى و معلولاتشان وجود ندارد زیرا آنها اعطا كننده و افاضه كننده وجود نیستند بلكه تاثیر آنها محدود به تغییراتى در وجود معلولات مى‏باشد و با توجه به اینكه هر چیزى موجب هر گونه تغییرى نمى‏شود اجمالا بدست مى‏آید كه نوعى مناسبت و سنخیت بین آنها هم لازم است ولى نمى‏توان ویژگى این سنخیت را با برهان عقلى اثبات كرد بلكه تنها بوسیله تجربه باید تشخیص داد كه چه چیزهایى مى‏توانند منشا چه تغییراتى در اشیاء بشوند و این دگرگونیها در چه شرایطى و به كمك چه چیزهایى انجام مى‏پذیرد .
مثلا هرگز عقل نمى‏تواند با تحلیلات ذهنى دریابد كه آیا آب موجود بسیطى است‏یا مركب از عناصرى دیگر و در صورت دوم از چند عنصر و از چه عناصرى تركیب مى‏یابد و براى تركیب آنها چه شرایطى لازم است و آیا شرایط مفروض جانشین پذیر هستند یا نه .
پس اثبات اینكه آب از دو عنصر اكسیژن و ئیدروژن با نسبت ‏خاصى تركیب یافته و براى تركیب آنها درجه حرارت و فشار خاصى لازم است و جریان الكتریكى مى‏تواند در سرعت تركیب آنها مؤثر باشد تنها از راه تجربه امكان‏پذیر مى‏باشد.

حل یك شبهه
گفتیم كه به مقتضاى برهان عقلى هر علت هستى‏بخشى باید واجد كمال معلولش باشد زیرا معنى ندارد بخشنده و اعطا كننده فاقد چیزى باشد كه به دیگرى مى‏بخشد .
درباره این مطلب شبهه ‏اى مطرح مى‏شود كه لازمه این قاعده آن است كه فاعلهاى هستى‏بخش داراى وجودهاى مادى و كمالات آنها باشند در صورتى كه فاعل هستى‏بخش منحصر در موجودات مجرد است و هیچكدام از آنها ماده و صفات خاص آن را ندارند پس چگونه چیزى را كه ندارد افاضه مى‏كنند .
پاسخ این شبهه آن است كه منظور از واجد بودن كمال معلول این است كه مرتبه كاملتر و عالیترى از وجود معلول را داشته باشد به گونه‏ اى كه وجود معلول پرتوى از آن محسوب شود نه اینكه حدود وجود معلول عینا در علت محفوظ باشد و علت داراى ماهیت معلول هم باشد و روشن است كه فرض كاملتر بودن مرتبه وجود علت از مرتبه وجود معلول با وحدت ماهوى آنها سازگار نیست و هیچگاه از دو موجودى كه داراى تشكیك خاصى هستند و یكى از آنها از مراتب وجود دیگر و شعاعى از آن بشمار مى‏رود نمى‏توان ماهیت واحدى را انتزاع كرد زیرا معناى اینكه دو وجود داراى ماهیت واحدى باشند این است كه حدود وجودى آنها بر یكدیگر منطبق شود و چنین چیزى در مورد دو مرتبه وجود كه یكى كاملتر از دیگرى و طبعا داراى محدودیت و نقایص كمترى است امكان ندارد ولى نداشتن ماهیت معلول و حدود وجود آن بمعناى نداشتن كمال وجودى آن نیست .
به دیگر سخن آنچه در مورد علت هستى‏بخش لازم است دارا بودن كمالات وجودى معلول بصورت كاملتر و عالیتر است نه واجد بودن نقصها و محدودیتهاى آن و اگر مفهوم جسم و لوازم آن از قبیل مكانى و زمانى بودن و حركت و تغییرپذیرى بر خداى متعال و مجردات تام صدق نمى‏كند بخاطر این است كه مفاهیم مزبور لازمه نقصها و محدودیتهاى موجودات مادى است نه لازمه كمالات آنها .
یادآورى مى‏شود كه حل این شبهه به بركت اصالت وجود میسر است و بر اساس اصالت ماهیت راه حل صحیحى ندارد زیرا لازمه اصالت ماهیت این است كه آنچه در واقع از طرف علت افاضه مى‏شود ماهیت‏خارجى معلول باشد و طبق این قاعده باید علت واجد ماهیت آن باشد و نمى‏توان گفت كه علت ماهیت معلول را بصورت كاملترى دارد زیرا تشكیك بخصوص تشكیك خاصى در میان ماهیت معنى ندارد و همه ماهیات تامه و مخصوصا ماهیات بسیطه با یكدیگر متباین هستند علاوه بر اینكه فرض ماهیت در مورد خداى متعال صحیح نیست.

وحدت معلول در صورت وحدت علت
یكى از قواعد معروف فلسفى این است كه از علت واحده جز معلول واحد صادر نمى‏شود الواحد لا یصدر عنه الا الواحد ولى در باره مفاد و مورد آن اختلافاتى وجود دارد از جمله اینكه آیا منظور از وحدت علت وحدت شخصى است‏ یا وحدت نوعى و یا منظور از آن بساطت به تمام معنى است چنانكه صدرالمتالهین در سفر نفس از كتاب اسفار اختیار كرده و بر اساس آن قاعده مزبور را مخصوص به ذات مقدس الهى دانسته است كه حتى تركیب تحلیلى از وجود ماهیت هم ندارد و معلول بى‏واسطه او تنها یك موجود مى‏باشد و سایر مخلوقات با یك یا چند واسطه از معلول اول صادر مى‏شوند ولى سایر فلاسفه این قاعده را كمابیش در موارد دیگرى نیز جارى دانسته ‏اند .
همچنین در باره مفهوم صدور نیز اختلافاتى هست كه آیا در همه روابط على و معلولى صدق مى‏كند و حتى شروط و علتهاى معده را نیز دربر مى‏گیرد یا مخصوص علتهاى فاعلى است و یا اینكه منحصر به فاعلهاى هستى‏ بخشى مى‏باشد .
بعبارت دیگر آیا بر اساس این قاعده مى‏توان گفت كه یك فاعل معد هم بیش از یك تاثیر اعدادى نخواهد داشت و یك شرط هم بیش از یك مشروط و یك فاعل طبیعى هم بیش از یك فعل نمى‏تواند داشته باشد یا نه .
براى اینكه مورد این قاعده تعیین شود باید دلیل آن را مورد دقت قرار داد و مقتضاى آن را دریافت .
فلاسفه بصورتهاى مختلفى براى این قاعده استدلال كرده‏اند ولى آنچه واضحتر و در عین حال متقن‏تر بنظر مى‏رسد دلیلى است كه مبتنى بر قاعده سنخیت بین علت و معلول مى‏باشد و تقریر آن چنین است طبق قاعده سنخیت بین علت و معلول باید علت آنچه را به معلول مى‏دهد بصورت كاملترى داشته باشد اكنون اگر فرض كنیم كه علتى داراى یك سنخ از كمالات وجودى باشد طبعا معلولى از او صادر مى‏شود كه مرتبه نازلترى از همان كمال را دارا باشد نه كمال دیگرى را و اگر فرض كنیم دو معلول مختلف از او صادر شوند كه هر كدام داراى سنخ خاصى از كمال باشند بر اساس قاعده یاد شده باید علت هم داراى دو سنخ از كمال باشد در صورتى كه فرض این بود كه تنها داراى یك سنخ از كمالات وجودى است .
با دقت در این دلیل چند نتیجه بدست مى‏آید:
1- این قاعده مخصوص علتهاى هستى‏بخش است زیرا چنانكه گفته شد این ویژگى كه علت باید داراى كمال معلول باشد مخصوص به این دسته از علتها است بنابر این نمى‏توان بر اساس این قاعده اثبات كرد كه فاعلهاى طبیعى یعنى اسباب تغییرات و دگرگونیهاى اشیاء مادى هر كدام اثر واحدى دارند و یا اینكه یك چیز فقط شرط تاثیر یك فاعل یا شرط استعداد یك قابل مى‏باشد چنانكه مثلا حرارت شرط انواعى از فعل و انفعالات شیمیایى است و خود آن بوسیله عوامل طبیعى گوناگونى بوجود مى‏آید .
2- این قاعده اختصاص به واحد شخصى ندارد زیرا دلیل مزبور شامل واحد نوعى هم مى‏شود و اگر فرض كنیم كه یك نوع از علتهاى هستى‏ بخش داراى چند فرد باشد و همگى داراى یك سنخ از كمالات وجودى باشند طبعا معلولات آنها هم از نوع واحدى خواهند بود .
3- این قاعده مخصوص علتهایى است كه تنها داراى یك سنخ از كمال باشند اما اگر موجودى چندین نوع كمال وجودى یا همه كمالات وجودى را بصورت بسیط داشته باشد یعنى وجود او در عین وحدت و بساطت كامل واجد كمالات مزبور باشد چنین دلیلى در باره وى جارى نخواهد بود .
بنابر این قاعده مزبور چیزى بیش از قاعده سنخیت بین علت هستى‏ بخش و معلول آن را اثبات نمى‏كند و وحدت صادر اول را تنها بر اساس این قاعده نمى‏توان اثبات كرد ولى راه دیگرى براى اثبات این مطلب وجود دارد كه در جاى خودش بیان خواهد شد

وحدت علت در صورت وحدت معلول
قاعده معروف دیگر این است كه معلول واحد جز از علت واحده صادر نمى‏شود الواحد لا یصدر الا عن الواحد .
در باره این قاعده هم هر چند اختلافاتى هست ولى همه فلاسفه اتفاق دارند كه معلول واحد از علت مركب صادر مى‏شود پس منظور از وحدت علت در این قاعده بساطت و عدم تركب آن نیست نیز صدور معلول از چند علت طولى به گونه‏اى كه هر یك از آنها علت دیگرى باشد جاى تردیدى نیست و به دیگر سخن نه كثرت معلولهاى با واسطه كه هر یك معلول دیگرى باشد منافاتى با قاعده قبلى دارد و نه كثرت علل با واسطه منافاتى با این قاعده خواهد داشت .
از سوى دیگر همه فلاسفه متفقند كه یك معلول شخصى بیش از یك علت تامه نخواهد داشت و به اصطلاح اجتماع چند علت تامه بر معلول واحد محال است زیرا اگر همه آنها مؤثر باشند بالضروره آثار متعددى از آنها بوجود مى‏آید پس معلول واحد نخواهد بود و اگر بعضى از آنها مؤثر نباشند با قاعده تلازم علت و معلول و وجوب بالقیاس معلول نسبت به علت تامه منافات خواهد داشت .
مورد اختلاف در این قاعده این است كه آیا یك نوع معلول همیشه باید از یك نوع علت صادر شود یا ممكن است بعضى از افراد آن از یك نوع علت و بعضى از افراد از نوع دیگرى صادر شوند و در این جا است كه بسیارى از كسانى كه قاعده قبلى را شامل واحد نوعى هم دانسته ‏اند این قاعده را اختصاص به واحد شخصى داده ‏اند و تصریح كرده‏اند كه انواعى از علتها مى‏توانند در پیدایش نوع واحدى از معلول مؤثر باشند چنانكه حرارت گاهى در اثر تابش خورشید و گاهى در اثر افروختن آتش و گاهى در اثر حركت و اصطكاك بوجود مى‏آید .
ولى با توجه به آنچه در قاعده سنخیت گفته شد كه وجود معلول تنها از علتى صادر مى‏شود كه داراى همان سنخ از كمالات وجودى در مرتبه عالیترى باشد هیچگاه معلول از علت هستى‏ بخشى كه واجد سنخ كمال آن نباشد صادر نخواهد شد بنابر این در مورد علت هستى‏ بخش و معلول آن باید گفت نه تنها معلول شخصى از دو علت هستى ‏بخش شخصى یا بیشتر صادر نمى‏شود بلكه یك نوع معلول هم از دو یا چند نوع علت هستى‏بخش به وجود نمى‏آید و اما در مورد علل مادى و اعدادى چون برهان عقلى بر كیفیت مسانخت آنها با معلولاتشان نداریم نمى‏توان اثبات كرد كه باید علت‏یك نوع از معلولات،یك نوع از چنین عللى باشد و عقلا محال نیست كه چند نوع از علل مادى و معد داراى اثر نوعى واحدى باشند چنانكه تعداد شروط و تعیین آنها را نمى‏توان با برهان عقلى اثبات كرد و همگى آنها در گرو تجربه است.

خلاصه
1- میان علت و معلول مناسبت‏خاصى وجود دارد كه از آن به سنخیت علت و معلول تعبیر مى‏كنند .
2- سنخیت در مورد علتهاى هستى‏ بخش و معلولات آنها باین معنى است كه علت كمال وجودى معلول را در مرتبه عالیترى دارد .
3- دلیل اینكه علت هستى‏بخش باید سنخ كمال معلول را داشته باشد این است كه اگر نداشته باشد نمى‏تواند به معلول افاضه كند و دلیل اینكه باید مرتبه عالیترى از آن را داشته باشد این است كه افاضه معلول از كمالات آن نمى‏كاهد .
4- این ویژگى را در مورد علتهاى مادى و اعدادى نمى‏توان اثبات كرد زیرا آنها اعطاء كننده وجود معلول نیستند ولى از اینكه هر شى‏ء مادى نمى‏تواند علت براى هر گونه تغییر و حركتى واقع شود اجمالا بدست مى‏آید كه نوعى سنخیت بین آنها هم لازم است .
5- سنخیتى كه در علت هستى‏ بخش لازم است به این معنى نیست كه داراى ماهیت معلول و محدودیتها و نقایص آن هم باشد .
6- لازمه اصل سنخیت این است كه اگر علتى تنها داراى یك سنخ از كمالات وجودى باشد فقط معلولى از آن صادر مى‏شود كه داراى همان سنخ از كمال در مرتبه نازلترى باشد و قاعده معروف الواحد لا یصدر عنه الا الواحد به این معنى تردیدپذیر نیست .
7- این قاعده با استناد به اصل سنخیت مخصوص علتهاى هستى‏ بخش است .
8- این قاعده شامل واحد نوعى هم مى‏شود .
9- موجودى كه در عین وحدت و بساطت داراى انواعى از كمالات وجودى یا همه آنها باشد مشمول قاعده مزبور نیست .
10- تعدد معلولاتى كه در طول یكدیگر قرار مى‏گیرند و هر كدام از آنها معلول دیگرى مى‏باشد منافاتى با این قاعده ندارد .
11- صادر شدن معلول واحد از علت مركب جاى تردید نیست .
12- صادر شدن یك معلول شخصى از چند علت تامه محال است زیرا كه اگر همه آنها مؤثر باشند طبعا معلول هم متعدد خواهد بود و اگر بعضى از آنها مؤثر نباشند لازمه‏ اش تخلف معلول از علت تامه مى‏باشد .
13- مقتضاى اصل سنخیت این است كه هر نوعى از معلولات از نوع خاصى از علت‏هاى هستى‏بخش صادر شود كه داراى همان سنخ از كمال وجودى باشد بنابر این قاعده الواحد لا یصدر الا عن الواحد شامل واحد نوعى هم مى‏شود .
14- تعدد علتهاى طولى كه هر كدام علت دیگرى باشد منافاتى با این قاعده ندارد .
15- این قاعده هم مانند قاعده سابق در مورد علتهاى مادى و معد جارى نیست و از این روى تعدد یا وحدت اینگونه علتها را تنها بوسیله تجربه مى‏توان شناخت.


استاد محمد تقي مصباح يزدي- آموزش فلسفه،جلد2


٠١:٤٧ - 1392/05/16    /    شماره : ١٤٠٨٠    /    تعداد نمایش : ١١٠١



خروج





   مطالب مرتبط
 آشنایی با علت و معلول (خبر)
 وابستگى معلول به علت (خبر)
 ایتالیامیتوانددرتوسعه مناسبات اقتصادی باایران پیش‌قدم باشد (خبر)
 علت نامگذاری ماه های سال به قمری؟ (خبر)
 علت پرخاشگری و بی صبری ما چیست؟ (خبر)
 نشست تخصصي«مناسبات خانواده ودولت»برگزارمیشود (خبر)
 نشست تخصصی«مناسبات خانواده ودولت»برگزار میشود (خبر)
  پیروزی‌های تازه ارتش سوریه علت ناکامی آمریکا در ژنو2 (خبر)
 ۹ علت خون ریزی لثه (خبر)
 بهداشت رواني كودكان استثنايي (خبر)
 رمز و راز موفقیت در ورزش جانبازان و معلولان (خبر)
بازدیدها
امروز :12030
کل بازديدها :17250487
بازديدکنندگان آنلاين :7
بازديدازاین صفحه :208062