نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

معقولیت پذیری گزاره‏هاى دینى (2)

دیدگاه برگزیده
مهم‏ترین و بنیادین‏ترین آموزه‏هاى دینى، گزاره‏هاى عقلى ـ فلسفى‏اند كه معقولیّت و توجیه‏پذیرى آن‏ها افزون بر اثبات و برهان‏پذیرى و صدق خودشان، معقولیّت گزاره‏هاى دیگر دینى اعمّ از وصفى و توصیه‏اى را به ارمغان مى‏ آورند.
توضیح مطلب این‏كه آموزه‏ هاى دین اسلام از جهت طبقه‏بندى به دو دسته آموزه‏ هاى زیرساختى و آموزه‏هاى روساختى تقسیم مى‏شوند. آموزه‏هاى روساختى، آموزهایى هستند كه پذیرش و واقع‏گرایى آن‏ها بر پذیرش و واقعیّت داشتن آموزه‏هاى زیرساختى متوقف است؛ براى نمونه اعتقاد به وجود خدا و علم و قدرت و حكمت الاهى و ضرورت نیاز بشر به دین و پیامبرى و حقّانیت و الاهى و وحیانى دانستن قرآن از آموزه‏هاى زیرساختى دین اسلام به‏ شمار مى‏آیند.
و حقّانیت آموزه‏ هاى دیگر اسلام، مانند اثبات صفات دیگر فعلى الاهى و مسائل فرجام‏ گرایى و معاد و آموزه‏ هاى اخلاقى و فقهى بر گزاره‏هاى زیرساخت پیشگفته مبتنى‏اند؛ یعنى با اثبات و معقولیت‏ پذیرى گزاره‏هاى زیرساخت اسلام، دیگر آموزه‏هاى دینى نیز ثابت مى‏شوند و جمله گزاره‏هاى زیرساخت، گزاره‏هاى عقلى‏اند؛ یعنى با معیار عقلى مى‏توان بهر باب اثبات‏پذیرى و كشف مطابقت با واقع آن‏ها سخن گفت.
معیار معرفت عقلى، از بنیادى‏ترین مسائل معرفت‏ شناسى است كه چگونگى كشف معرفت‏هاى صادق و حقیقى از كاذب و غیرحقیقى را نشان مى‏دهد. معرفت‏ شناسان در این مسأله كه با عنوان ارزش شناخت یا توجیه معرفت یاد مى‏كنند، دو نظریّه مهم را پى افكنده‏اند: نظریّه مبناگروى و نظریّه انسجام‏ گروى. نگارنده در این مقال فقط به نظریّه مبناگروى مى‏پردازد.
نظریّه مبناگروى (Foundationalism) قدیم‏ترین و پایدارترین دیدگاه در این مقام است كه فیلسوفان یونان همچون افلاطون و ارسطو و فیلسوفان مسلمان مانند ابن سینا، سهروردى، صدرالمتألهین و معرفت‏شناسان معاصر مغرب زمین از جمله پلانتینگا و سویین برن از آن دفاع كرده ‏اند.
نظریّه مبناگروى، تقریرهاى گوناگونى دارد كه رایج‏ترین آن این است كه باورها و معرفت‏ هاى حصولى انسان به دو دسته باورهاى پایه (Basic Beliefs) و باورهاى مستنتج (Infered Beliefs) یا به عبارت اهل منطق، به معرفت‏ هاى بدیهى و معرفت‏هاى نظرى تقسیم مى‏شود.(8) بدیهیّات، معرفت‏هایى هستند كه تصدیق به آن‏ها احتیاج به استدلال ندارد؛ یعنى تصوّر موضوع و محمول، براى تصدیق قضیّه كفایت مى‏كند؛ ولى نظریّات، قضایایى هستند كه تصدیق به آن‏ها به استدلال نیازمند است و تصوّر موضوع و محمول براى تصدیق كفایت نمى‏كند. بدیهیّات و گزاره‏هاى پایه به دو قسمند:
أ. بدیهیّات اوّلیّه كه نه تنها از استدلال بى‏ نیازند، بلكه مستحیل الاستدلال نیز هستند؛ یعنى اقامه استدلال براى اثبات آن‏ها محال است؛ مانند امتناع تناقض یا محال بودن اجتماع وجود و عدم.
اصل استحاله اجتماع نقیضین، قضیه‏اى است كه با تصوّر اجتماع نقیضین و تصوّر امتناع و محال بودن، تصدیق به قضیّه «اجتماع نقیضین محال است» پدید مى‏آید. براهت این قضیّه بدان معنا است كه نه تنها اثباتش از استدلال و برهان بى‏نیاز است، بلكه ارائه برهان و استدلال براى آن غیر ممكن است؛ زیرا هرگونه استدلال و برهان دوباره به اصل امتناع تناقض نیاز دارد؛ به همین دلیل، حتّى كسانى كه این اصل را انكار مى‏كنند یا مورد تردید قرار مى‏دهند، بر مبناى اصل امتناع تناقض به انكار یا تردید آن مى‏پردازند؛ زیرا شخص شك‏ كننده و منكر اصل تناقض نمى‏تواند در همان حال هم منكر و شاك باشد و هم نباشد؛ براى این‏كه اجتماع نقیضین را محال مى‏داند.
ب. بدیهیّات ثانویّه عبارتند از قضایایى كه تصدیق آن‏ها در گرو به كار گرفتن ابزار دیگرى چون حسّ و عقل است. به عبارت دیگر، بدیهیّات ثانوى، از استدلال بى‏نیازند؛ ولى مستحیل الاستدلال نیستند و سرّ این‏كه بدیهیّات ثانویّه نامیده شده ‏اند، این است كه تصوّر موضوع و محمول آن‏ها براى تصدیق كافى نیست و عنصر دیگرى نیز ضرورت دارد؛ ولى به كارگیرى آن عنصر دیگر به تعمّل عقلانى و جست‏وجوى برهان و حد وسط نیاز ندارد.

بدیهیّات ثانویّه عبارتند از:
1. حسّیات: قضایایى كه با حواس ظاهرى احساس مى‏شوند؛ مانند هوا روشن است. تصدیق و حكم به این گونه قضایا به حواس ظاهرى و اندام‏هاى حسّى نیاز دارد؛ افزون بر این‏كه براى اثبات وجود محسوسات در خارج و تطابق صور ادراكى حسّى با واقع، برهان عقلى ضرورت دارد؛ زیرا چه بسا كسى ادّعا كند كه صُوَر ادراكى حسّى، زاییده نفس آدمى هستند و بر واقعیّت محسوسات در خارج دلالتى ندارند. عقل استدلالگر با ارائه برهان سبر و تقسیم اثبات مى‏كند كه اگر واقعیّت خارجى، منشأ پیدایش صُوَر ادراكى نباشد و صُوَر ادراكات حسّى زاییده نفس انسان باشد، باید انسان در هر حالت و زمان و مكانى آن ادراك حسّى را درك كند؛ زیرا نفس و علّت پیدایش صُوَر حسّى (بنا به فرض) موجود است و از آن‏رو كه چنین حادثه‏اى اتّفاق نمى‏افتد، نتیجه گرفته مى‏شود واقعیّت محسوس در خارج وجود دارد كه منشأ پیدایش صورت حسّى در ذهن شده است.(9) و سرّ براهت حسّسیات (به رغم نیاز آن‏ها به برهان عقلى) این است كه عقل آدمى به‏طور خودكار، برهان مذكور را ارائه مى‏كند و به جست‏وجو نیازى ندارد برخى از ناحیه نسبیت پاره‏اى از ادراكات حسّى مانند رنگ‏ها و صورت‏ها، حسّسیات و ادراكات حسّى را از دایره یقینیّات و بدیهیّات ثانویّه خارج ساخته‏ اند؛ در حالى‏كه هستى رنگ‏ها و صوت‏ها به لحاظ هستى‏ شناختى، واقعیّتى نسبى و متغیّرند و ادراكات حسّى متغیر نیز تابع واقعیّت خودشان است.
2. فطریّات: قضایایى هستند كه اوّلاً تصوّر موضوع و محمول براى تصدیق كفایت نمى‏كند و به برهان عقلى نیازمند است، و ثانیا برهان عقلى به‏صورت خودكار همراه این سنخ قضایا وجود دارد و حاجتى به تعمّل و تلاش عقلانى نیست. به عبارت دیگر، به صرف تصوّر موضوع و محمول، برهان عقلى متولد مى‏شود. ثالثا به ابزار دیگر معرفتى مانند حواس ظاهرى یا حواس باطنى نیازى ندارد؛(10)
مانند اصل علّیّت (هر معلولى یا ممكنى به علّت نیاز دارد)؛
اصل هو هویت (هر چیزى خودش، خودش است)؛
استحاله رفع تناقض (ارتفاع نفى و اثبات از یك گزاره ممتنع است)؛
حمل‏هاى اوّلى (انسان، انسان است)؛
استحاله دور (توقّف وجود الف بر وجود ب وجود ب بر وجود الف محال است)؛
استحاله تقدّم شى‏ء بر خودش (تقدّم شى‏ء الف بر وجود خودش محال است).
همه این قضایا، گزاره ‏هاى فطرى‏اند؛ زیرا با تصوّر موضوع و محمول، برهان عقلى زاییده مى‏شود و تصدیق تحقّق مى‏یابد.
توضیح این‏كه تمام این قضایا (اصل علّیّت، اصل هو هویت، استحاله رفع تناقض، استحاله دور، استحاله تقدم شى‏ء بر خودش و حمل‏هاى اوّلى)، مصادیق استحاله اجتماع نقیضین هستند؛ یعنى با تصوّر معلول یا محكى و تصور احتیاج به علّت، این برهان عقلى همراهى مى‏كند كه اگر معلول به علّت نیازمند نباشد، اجتماع نقیضین لازم مى‏ آید؛ امّا التالى باطن فالمقدّم مثله؛ بنابراین، تصدیق به اصل علّیّت (هر معلولى محتاج به علّت است) حاصل مى‏ آید.
همچنین با تصوّر موضوع و محمول اصلى هو هویت، این برهان پدید مى‏آید كه اگر هر چیزى، خودش، خودش نباشد، اجتماع نقیضین لازم مى‏آید؛ امّا التالى باطل فالمقدّم مثله.
3. وجدانیّات: قضایایى هستند كه از انعكاس علوم حضورى در ذهن و تبدیل آن‏ها به علوم حصولى به‏دست مى‏آیند و به برهان عقلى و حواس ظاهرى نیازى ندارند. به عبارت دیگر، وجدانیّات، علوم حصولى هستند كه از علوم حضورى تحصیل شده‏اند. این سنخ قضایا در منشأ انتزاع به برهان عقلى نیازى ندارند؛ ولى به ابزار عقل محتاجند نكته قابل توجه این‏كه، وجدانیّات هم در تصوّر موضوع و محمول و هم در تصدیق و حكم به علوم حضورى وابسته‏اند؛ مانند «من مى‏ترسم»، «من گرسنه‏ام»، «من احساس نیاز مى‏كنم». اهل منطق در گذشته، تجربیّات، حدسیّات و متواترات را در عرض فطریّات، حسّیات و وجدانیات از اقسام یقینیّات شمرده ‏اند كه بعدها به‏جاى واژه یقینیّات از اصطلاح بدیهیّات استفاده شد. با دقّت منطقى و معرفت‏شناختى مى‏توان این را ادّعا كرد كه تجربیّات و حدسیّات و متواترات از اقسام یقینیّات هستند؛ البتّه یقین در این‏جا به‏معناى اعمّ از یقین منطقى و عقلایى است؛ یعنى عاقلان از طریق آزمایش و اخبار متواتر و حدس؛ به قضایایى تجربى، متواتر و حدسیّات یقین مى‏یابند؛ گرچه به‏لحاظ منطقى، ظنّ‏آور باشند؛ ولى در هر حال، این سه دسته قضایا، جزو بدیهیّات ثانویّه نیستند؛ بلكه از سنخ قضایاى نظرى هستند؛ یعنى اوّلاً تصدیق آن‏ها به استدلال نیاز دارد، ثانیا استدلال عقلى آن‏ها را همراهى نمى‏كند و ثالثا به تعمّل و تلاش عقلانى حاجتمندند.
حاصل سخن آن‏كه، معیار شناخت حقایق و تمییز قضایاى صادق از كاذب در حوزه آموزه‏هاى دینى ـ عقلى براهت عقلى است. بر این اساس مى‏توان قضایاى عقلى دینى را از بدیهیّات استنتاج، و صدق یا كذب آن‏ها را درك كرد. بر این مبنا، عقل‏گرایان براى اثبات وجود خدا به براهین صدّیقین، وجوب و امكان، اصل علّیّت و غیره تمسّك كرده و در بحث ضرورت بعثت پیامبران از برهان نیاز اجتماعى بشر به قوانین بهره گرفته و از این طریق، معقولیّت گزاره‏هاى دینى ـ عقلى را اثبات كرده‏اند و با وساطت معقولیّت این دسته از گزاره ‏ها كه گزاره ‏هاى زیرساختى دین به شمار مى‏آیند، آموزه‏هاى دیگر دینى را معقول و موّجه ساخته‏ اند.

عبدالحسين خسروپناه - مجله قبسات، ش27


٠٣:٥٠ - 1392/05/06    /    شماره : ١٣٤٢٣    /    تعداد نمایش : ١٠٢٣



خروج





   مطالب مرتبط
 معقولیت پذیری گزاره‏هاى دینى(1) (خبر)
 تأثیر پذیری انقلاب اسلامی از فرهنگ و تاریخ شیعه (2) (خبر)
 جهنم درمانی(2) (خبر)
 بهشت درمانی(2) (خبر)
 تربیت از منظر اسلام (2) (خبر)
 تحریم ربا در اسلام(2) (خبر)
 دعاهای حضرت فاطمه(س) بعداز نماز(2) (خبر)
 حیات نورانی امام حسن عسکری(2) (خبر)
 فرشتگان و خصوصیات و وظایف آنها(2) (خبر)
 نگاهی به عوامل ایجاد آرامش(2) (خبر)
 پیامد های فرهنگی عاشورا (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :1171
کل بازديدها :17648869
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :213439