نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم اسلامی 


  چاپ        ارسال به دوست

علم و دین (1)

علم و عالمان در هر جامعه و مركز علمى، تابعیتى از هویت فرهنگى آن جامعه و مركزند و اصولا مؤسسه هاى آموزشى و پژوهشى، طبق فرهنگ و ایدئولوژى، اقدام به برنامه ریزى و سامان دهى مى كنند و این تصور كه از طریق نظام آموزشى غربى مى توان به اهداف اسلامى دست یافت، ادعایى فریب كارانه است; زیرا نظام مذكور با جهت گیرى سكولار تدوین شده است و در نتیجه، با جهت گیرى اسلامى در تعارض یا تزاحم خواهد بود.
ادعاى نوشتار فوق این است كه نه تنها عموم مردم، بلكه عالمان علوم تجربى نیز در تخصص و گرایش علمى خود از دین انتظار دارند و در تحقق فرایند علمى، به آموزه هاى دینى نیازمندند و اگر در بستر متافیزیك دینى نمو نیابند، اسیر متافیزیك سكولار خواهند شد.
مسئله ى علم دینى، مقوله اى نیست كه تنها در جهان اسلام مطرح شده باشد; در جهان مسیحیت نیز در دو دهه ى اخیر، این مسئله با قوّت، مورد بحث قرار گرفته و حتّى در خصوص آن كنفرانس هایى برگزار شده است كه آخرین آن ها، كنفرانس علم در یك زمینه ى خدا باورانه بود (Science in theistic content) كه در تابستان 1377.هـ . ش / 1998.م در كانادا برگزار شد.[1]
علم جدید در دوران شكوفایى پوزیتویستى و روشن گرى سكولار مآبانه، پاى به سرزمین هاى اسلامى نهاد; علمى كه از متافیزیك خدا محور و دین گرا فاصله گرفت و تفكر بى دینى و گاه ضد دینى را با خود یدك مى كشید. براین اساس، ایده ى تعارض علم و دین رواج یافت. آیا تا كنون از خود پرسیده ایم كه چرا جهان اسلام كه قرن ها پرچم دار علم و فلسفه بود، در این چند قرن اخیر، دچار انحطاط و عقب ماندگى شد؟ مگر مسلمانان براى شش قرن رهبرى علمى جهان را در دست نداشتند؟ (350 سال رهبرى مطلق و 250 سال رهبرى مشترك با مسیحیان). آیا جوامع اسلامى دانشمندان، ریاضى دانان، طبیعت شناسان پزشكان، شیمى دانان و جغرافى دانان بزرگى چون جابرین حیان، خوارزمى، رازى، مسعودى، بیرونى، ابوالوفا، خیام، ابن سینا، خواجه نصیر الدین طوسى، ابن رشد و ابن طفیل نپرورانده است؟[2] هرمان راندال، در این باره مى گوید: « مسلمین در قرون وسطا نماینده ى همان نوع تفكر علمى و زندگى صنعتى بودند كه ما امروزه به مردم آلمان نسبت مى دهیم. مسلمین بر خلاف یونانیان از آزمایشگاه و آزمایش كردن با صبر و حوصله بیزار نبودند و در رشته هاى طب و مكانیك و در حقیقت در همه ى فنون، به نظر مى رسد كه به حكم طبیعت خود، علوم را به خدمت بلا واسطه ى زندگى بشر گماشته اند; نه این كه علوم را به عنوان غایتى براى خود (بدون ارتباط با زندگى) در نظر بگیرند ».[3]
پس حال چرا در مسیر قهقرایى به سر مى بریم؟
پاره اى علّت عقب ماندگى را فاصله گرفتن از دنیاى غرب دانسته اند و راه چاره را در پیروى كامل از باورهاى مغرب زمین منحصر ساخته اند; عده اى منشاء افول تمدن عظیم اسلامى را فقدان سوداى سر بالا و نداشتن جسارت اندیشیدن معرفى كرده اند و برخى به فهم نادرست گزاره هاى دینى و گروهى نیز به استعمار بیرونى یا استبداد درونى تمسك جسته اند; و بى شك تمام عوامل مذكور در پیدایش این پدیده ى نامیمون مؤثر بوده اند; ولى نباید از نفوذ علم سكولار در جوامع اسلامى و نقش آن در استمرار عقب ماندگى مسلمانان غفلت كرد; زیرا هم چنان كه در مباحث آینده ثابت خواهیم كرد، علمى كه خنثى بوده و فارغ از پارادیم و پیش فرض هاى معرفت شناختى، هستى شناختى، متافیزیكى و ایدئولوژیكى باشد، نداریم; بنا بر این گاهى فرایند علم در زمینه اى دینى و متافیزیك خداباورانه نضج مى گیرد و گاهى پیش فرض هاى غیر دینى و ضد دینى آن را تحقق مى بخشند.
به نظر مى رسد بحران هویت و دوگانگى ذهنى و روحى دانش پژوهان مسلمان و توده ى مردم را باید به همین عامل مهم برگرداند، زیرا جامعه اى كه به لحاظ فرهنگى و اجتماعى، اسلامى است، آن گاه كه با اندیشه هاى سكولار در دوران تحصیلى دانشگاهى آشنا شود، دچار بحران هویتى و دو شخصیتى مى شود.
براى توصیف و تبیین دقیق مقوله ى علم دینى، باید به توضیح اجمالى محورهایى چون تعریف علم، دین، متافیزیك، انواع رابطه ى علم و دین، تعریف علم دینى، انگیزه و اهمیّت طرح علم دینى و انواع تأثیرگذارى دین بر علم پرداخت.

علم چیست؟
واژه ى علم، مشترك لفظى است و در معانى متعددى به كار رفته است:

  • كاربرد علم در مقابل جهل كه بر همه ى دانستنى ها اعم از تصورات و تصدیقات، علوم حصولى و علوم حضورى، علوم عقلى، حسى و شهودى و نقلى، تك گزاره ها یا رشته هاى علمى اطلاق مى شود.
  • علم به معناى قطع و یقین و متعلق آن، گزاره هایى است كه مورد یقین آدمى باشد; اعم از این كه آن گزاره ى یقینى، صادق و مطابق با واقع باشد یا كاذب و خلاف واقع بوده باشد. علم در این كاربرد، مقابل شك و ظنّ و وهم قرار دارد.
  • علم به معناى نظام و سیستمى از گزاره هاى حصولى ـ كه با روش هاى مختلف كسب معرفت به دست آمده اند ـ است; مانند علوم تجربى، فلسفى، تاریخى، عرفانى، ادبى و...
  • علم به معناى نظام و سیستمى از گزاره هاى حصولى ـ نه حضورى ـ است كه با روش حسى و تجربى تحصیل شده و به صورت فنى، طبقه بندى شده اند; مانند علوم تجربى، طبیعى و انسانى. در این اطلاق، فقه، اصول، كلام، فلسفه، عرفان و علوم ادبى و تاریخى، علم به شمار نمى آیند.[4]

علوم تجربى به لحاظ هاى مختلفى تقسیم شده است. به لحاظ موضوع و متعلق، به انسانى و طبیعى منشعب شده است. علوم و معارفى كه متعلق شناسایى و مطالعه ى آن ها، رفتارهاى فردى و جمعى، ارادى و غیر ارادى، آگاهانه و غیر آگاهانه ى انسانى باشد، علوم تجربى انسانى نام دارند. این دسته از علوم كه شامل روان شناسى، جامعه شناسى، علوم سیاسى، علوم تربیتى و اقتصاد و مدیریت مى شود، از ویژگى تجربى بودن و نظم تجربه پذیر برخوردارند; البتّه شایان ذكر است كه علوم انسانى با روش هاى دیگرى از جمله روش عقلى، شهودى و نقلى نیز تحقیق پذیرند و علوم انسانى فلسفى، عرفانى و دینى را شكل مى دهند; و امّا علومى كه متعلق شناسایى آن ها رفتار و پدیده هاى غیر انسانى است و در قالب هاى كمیت پذیر و نظم تجربى قرار مى گیرند، علوم تجربى طبیعى نامیده مى شوند; مانند فیزیك، شیمى، زیست شناسى و...
منظور ما از علم، در مقوله ى علم دینى، اطلاق چهارم از علم است; خواه به صورت دست آورد علمى ظاهر گردد یا فرایند پژوهشى علمى و یا اهداف علم و رفتارهاى عالمان مدّ نظر باشد. علوم تجربى به لحاظ تولید كنندگى و مصرف كنندگى نیز به دو شاخه تقسیم مى شوند: علوم تولید كننده یا تئورى ساز كه مولّد قوانین اند; مانند فیزیك نظرى، شیمى، بیولوژى و...; و علوم مصرف كننده كه از قوانین علوم تئورى ساز بهره مى گیرند; مانند مدیریت و طب. شایان ذكر است كه تئورى سازى و مصرف كنندگى تا حدودى نسبى است و تنها نسبت به درصد آن ها بر مصادیق علوم اطلاق مى شوند.
در یك تقسیم دیگر، علوم تجربى به دو شاخه ى علوم محض و علوم كاربردى نیز تقسیم پذیر است; علوم محض، در صدد كشف نظم هاى جهان مادى و پرده برداشتن از اسرار طبیعت است; ولى علوم كاربردى، در صدد تسلط بر عالم طبیعت و به خدمت گرفتن عناصر جهان است.

دین چیست؟
در آغاز این نوشتار، به تعاریف و روى كردهاى مختلف دین پرداختیم و مراد ما از دین در این گفتار عبارت است از گزاره هاى موجود در متون دینى و آموزه هاى دینى كه به دو صورت تعالیم توصیفى یا اخبارى (Descriptive) و تعالیم هنجارى و ارزشى (Normative) ظاهر مى گردند و نیز انگیزه ى دینى دین داران و هم چنین فهم و معرفت دینى، یعنى برداشت ضابطه مند و روش مندى كه از سوى عالمان دین، نسبت به متون دینى و نیز تصدیقات عقلى، نسبت به حقایق دینى تشكیل مى گردد و به صورت شخصى و خصوصى یا همگانى و مشاع ظاهرى مى شود.

متافیزیك چیست؟
متافیزیك، معرفتى است متعلق به تمام هستى و همه ى جهان ها; و نظامى است متشكل از گزاره هایى كه با روش تعقلى تبیین و توجیه شده اند; و گاه متافیزیك اطلاق دیگرش به تمام گزاره هاى نظرى و توصیفى كه از طریق تجربه به دست نیامده اند به كار مى رود; مانند اصل سادگى طبیعت كه نیوتن در طبیعت شناسى خود بدان تصریح مى كند.

انواع رابطه ى علم و دین
ترابط علم و دین، از دیر باز موضوع اندیشه ورزى عالمان و حكیمان و متكلّمان بوده است. این مسئله از منظرهاى مختلف در كلام وفلسفه ى علوم اجتماعى و فلسفه ى علم مطرح مى گردد و به طور كلى مى توان به انواع رابطه ى علم و دین اشاره كرد:

  • رابطه ى تعاون یا تعارض میان پیش فرض هاى علمى با پیش فرض هاى دینى.
  • رابطه ى - تعاون یا تعارض - میان معرفت علمى با معرفت دینى.
  • رابطه ى - تعاون یا تعارض - روحیه ى علمى با روحیه ى دینى.
  • رابطه ى - تعاون یا تعارض - گزاره هاى علمى با گزاره هاى دینى.
  • رابطه ى - تعاون یا تعارض - قلمرو علم با قلمرو دین.
  • رابطه ى - تعاون یا تعارض - زبان علم با زبان دین.
  • تأثیر پذیرى معرفت دینى از علم.
  • تأثیر پذیرى تئورى ها، اهداف و روش هاى علمى از دین و معرفت دینى.[5]

علم دینى چیست؟
آیا مى توان علم و دین را با یك دیگر در آمیخت و این دو را بر سر یك سفره نشاند، و به گونه اى این دو را با هم گره زد كه یك پدیده ى یك پارچه و یك سنتز مشترك پدید آید و در عین حال گرفتار التقاط نشویم و هویت علم و هویت دین را از استقلال ساقط نكنیم؟ به نظر، جواب مثبت است و لیكن باید ابتدا به تعاریف مختلف علم دینى اشاره كرد و دیدگاه برگزیده را روشن ساخت.


[1] . ر. ك: مهدى گلشنى، از علم سكولار تا علم دینى، (پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1377)، ص 147.
[2] - G. sarton, Introduction to the History of science (Baltimore: carnegie Institution of washington 1927), pp - 520 - 780.
[3] . ر. ك: محمدرضا حكیمى، دانش مسلمین، ص 123.
[4] . ر. ك: آموزش فلسفه، ج 1، ص 61; مهدى دهباشى، فلسفه علم، ص ص 10 ـ 1.
[5] . ر. ك: مصطفى ملكیان، فصل نامه ى مصباح: گونه هاى تعارض بین علم و دین، ش 10، ص 63.

عبدالحسین خسروپناه - کلام جديد، ص 357


٢٠:٢٨ - 1392/05/05    /    شماره : ١٣٤٠٩    /    تعداد نمایش : ٥٩٣



خروج





   مطالب مرتبط
 شیطانک ماکسول و قانون دوم ترمودینامیک (خبر)
 شهادت آيت‏ اللَّه "سيد محمد باقر صدر" (1400ق) (خبر)
 سید احمد خمینی (ره) (خبر)
 رحلت محدث كبير شيعه "حاج شيخ عباس قمي (خبر)
 آيت‏اللَّه دكتر محمد مفتّح (خبر)
 آيت ‏اللَّه "شيخ محمدتقي آملي" (1350 ش) (خبر)
 رحلت آيت ‏اللَّه العظمي "سيدمحمد رضا گلپايگاني (خبر)
  رحلت عالم مجاهد آيت اللَّه "سيدمهدي روحاني (خبر)
 "شيخ طوسي" عالم شهير شيعه (خبر)
 شهيد غلامحسين حقاني رايت تبليغ (خبر)
 احمد بن ادريس قمي معلم حديث (خبر)
بازدیدها
امروز :4301
کل بازديدها :17422235
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :210238