نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم انسانی 


  چاپ        ارسال به دوست

حـسـی کـه دسـت از سـر آدم بـرنـمـی دارد

روزی یکی از دوستانم به من زنگ زد. مدت های زیادی بود که خبری از او نداشتم: همسر ایده آل او کار ایده آلی یافته بود. خودش پیشرفت قابل توجهی در کارش داشت و حالا تصمیم داشتند خانه رویایی خود را بخرند...

این خانه در یکی از بهترین محلات شهر بود و پسر بااستعداد او، اخیرا در کنکور رتبه خیلی خوبی کسب کرده است و در یکی از بهترین دانشگاه ها قبول شده بود و... من بعد از شنیدن همه اینها فقط گفتم: «چه عالی!؟» البته همین دو کلمه را از لای دندان هایم به زبان آوردم! بالاخره وقتی او از اوضاع و احوال من پرسید، دوست داشتم بگویم که خیلی بد هستم. چون زندگی من در مقایسه با او به نظر یک فاجعه کامل بود! این حس من چه نام دارد؟ ناراحت بودن به خاطر خوشبختی دیگران حسی نیست جز حسادت...

حسادت کردن یا مورد حسادت واقع شدن، از احساسات انسانی است که بیشتر ما آن را تجربه کرده ایم. تقریبا نمی توان کسی را یافت که بگوید هرگز به کسی حسادت نکرده است. حسادت را یک حس می نامیم اما واقعیت این است که حسادت با سایر احساسات اولیه ای مانند افسردگی یا عصبانیت که پایه فیزیولوژیکی دارند تفاوت دارد. حسادت حس پیچیده ای است که باعث به وجود آمدن افکار منفی در فرد می شود. این حس از بدو تاریخ وجود داشته، دارد و در آینده نیز وجود خواهد داشت.

 

 

● دو روی سکه

روان شناسان به این نتیجه رسیده اند که با وجودی که همه مردم حسادت را پدیده ای منفی می دانند و سعی در سرکوب آن دارند اما لزوما این طور نیست. در اصل ۲ نوع حسادت وجود دارد؛ خوش خیم و بدخیم.

حسادت بدخیم، همان حسدی است که بیشتر ما دچار شده ایم و در مورد آن اطلاع دارید. چنین حسدی باعث می شود فرد بخواهد که فرد موفق تر از خودش را پایین بیاورد. او نمی تواند ببیند که دیگران در جایگاه بالاتری از خودش قرار گرفته اند و همین مساله باعث رنج و عذاب مداوم وی می شود. حتی در موارد شدیدتر، حسادت شکلی بیمارگونه به خود می گیرد که باعث می شود فرد از اینکه دیگران، داشته هایشان را از دست می دهند و رنج می برند، احساس لذت کند اما روی دیگر حسادت، حسادت خوش خیم است. چنین حسادتی به فرد انگیزه و نیرویی می دهد تا وضعیت خود را بهبود ببخشد و به دیگران که از خودش موفق تر است برسد. مثلا این نوع حسادت در میان دانش آموزان وجود دارد که باعث می شود به رقابت با یکدیگر بپردازند و وقت بیشتری را صرف درس خواندن کنند. همین امر باعث می شود آنها پیشرفت بهتری حاصل کنند. اما علاوه بر حسادت حس دیگری هم وجود دارد که تا حدی شبیه آن است اما معنای دیگری دارد: حس غبطه یا حسرت.

غبطه معمولا با تحسین فرد دیگر همراه است و فرد آرزو دارد که جای فرد دیگری باشد. غبطه نیز گاهی به صورت خوش خیم بروز می کند و به فرد انگیزه درونی برای تلاش بیشتر را می دهد. پس باوجود اینکه گاه او کلمه حسادت و غبطه را به جای هم به کار می برند اما آنها از اساس با یکدیگر متفاوت هستند. البته احتمال تبدیل شدن آنها به همدیگر نیز وجود دارد. مثلا در بسیاری مواقع ممکن است به کسی آنقدر غبطه بخوریم که درنهایت شروع به حسادت به او کنیم.

 

 

● ریشه یابی حسادت

حسد و غبطه، حس های اجتماعی بر پایه مقایسه هستند. از کودک نوپایی که برادر یا خواهر نوزادش را هل می دهد تا بزرگسالانی که به دوستشان حسادت می کنند، همگی در حال مقایسه خودشان با فرد دیگری هستند. حسادت، حسی است که در شرایطی پراسترس اوج می گیرد اما خودش باعث افزایش استرس فرد می شود. این احساس معمولا زمانی به وجود می آید که فرد حس کند آنچه که دارد، کمتر از چیزی است که باید داشته باشد. یعنی حس می کند حقش پایمال شده. او معمولا زمانی حسودی می کند که آنچه دیگری دارد برایش ارزشمند باشد. به همین دلیل مثلا یک نقاش به نقاش دیگر حسادت می کند یا یک خواننده به خواننده دیگر یا یک همکار به همکار دیگرش. این حس معمولا هنگام کمبود نسبت به ویژگی یا داشته های فرد دیگر رخ می دهد. فرد حسود می خواهد آن را داشته باشد یا دیگری آن را نداشته باشد. او تظاهر می کند که اصلا موفقیت یا داشته آن شخص برایش مهم نیست یا به او حسودی نمی کند و حتی گاهی در ظاهر او را تحسین می کند اما در داخل خود، رنج می کشد که چرا این فرد به این داشته ها رسیده است. این حس گاه چنان قوی می شود که حتی به خشونت می انجامد. گاهی باعث استرس و اضطراب می شود و گاهی فرد را افسرده می کند. پس بی دلیل نیست که بیشتر مذاهب، حسادت را جزو گناهان به حساب می آورند و مردم را از حسدورزی به دیگران باز می دارند.

حسادت، احساسی ناراحت کننده است و ریشه در ناامنی (احساس عدم امنیت)، اعتماد به نفس پایین، تنهایی، ترس از دست دادن کسی یا چیزی، شک و تردید، عصبانیت، بی اعتمادی و احساس حقارت دارد و گاه همراه با احساس گناه در فرد است. اجازه ورود به این افکار منفی، فرد را در دام هیولای استرس می اندازد.

این احساس معمولا از عمق تجربه?های گذشته انسان نشأت می گیرد. در گذشته هر فردی در دوران کودکی نیاز شدیدی به توجه و امنیت وجود دارد. همه کودکان با احساس هایی مانند حس رقابت با خواهر و برادر کسب توجه والدین روبرو هستند. اگر کودکی، فردی پر از احساس امنیت، اعتماد و خوشحالی باشد، نیازی به حسادت کردن به دیگران ندارد. برعکس، کودکی که احساس امنیت کافی را تجربه نکرده، در بزرگسالی هم بیشتر در دام حسادت می افتد. از همین جا، نقش پررنگ والدین در توجه کافی به فرزندان مشخص می شود. حس حسادت معمولا زودگذر است اما در بعضی مواقع شدت زیادی پیدا می کند و روی همه جنبه های زندگی فرد اثر منفی می گذارد.

آفتاب


١٠:١٢ - 1391/01/03    /    شماره : ١٦٥٣    /    تعداد نمایش : ٦١٠



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :622
کل بازديدها :15877423
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :143408