نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دانش و فناوری > علوم انسانی 


  چاپ        ارسال به دوست

زبان یا ریاضی

بسیاری از افراد در در دوران مدرسه ممکن است در یکی از درس های زبان و ادبیات یا درس های مربوط به ریاضی موفق تر باشند....

افراد بسیار باهوش بر هر ۲ درس تسلط دارند، در حالی که تسلط آنهایی که بهره?هوشی پایین?تری دارند، ممکن است کمتر باشد، اما افرادی هم وجود دارند که بر درس های مربوط به زبان بسیار مسلط هستند ولی ظاهرا اصلا استعداد ریاضی ندارند یا بر عکس استعداد ریاضی فوق العاده ای دارند، اما در یادگیری درس های مربوط به زبان دچار اشکال می شوند. توانایی زیاد در یادگیری ریاضی و توانایی کم در یادگیری زبان و وضعیت برعکس آن، با ساختمان مغز افراد ارتباط دارد.سیستم های مغزی برای ریاضیات و زبان کاملا تفاوت دارند بنابراین تعجب آور نیست که این ۲ توانایی مستقل از یکدیگر باشند. پژوهشگران با شناخت بیشتر نواحی مسوول پردازش زبان و ریاضیات در مغز امیدوارند روزی بتوانند به افرادی که دچار نقصان شدید در این توانایی ها هستند، برای مثال اختلال خواندن (دیس لکسی) و اشکال در درک ریاضی عمومی (دیس کالکولی) دارند، کمک کنند.

 

 

● اکثریت

اکثریت افراد استعداد متوسطی در زبان و ریاضی دارند

و افراد بسیار هوشمند

هم بر زبان و هم بر ریاضی

مسلط هستند

 

 

● اقلیت

اقلیتی از افراد استعداد ریاضی فوق?العاده?ای دارند ولی استعداد زبان ندارند

 

 

● اقلیت

اقلیتی از افراد استعداد زبان فوق?العاده?ای دارند ولی استعداد ریاضی ندارند.

 

 

● مغز ریاضی

گروهی از افراد مشکلی در خواندن و نوشتن ندارند، اما آموختن ریاضیات پایه برایشان مشکل است.

حدود ۶ تا ۸ درصد جمعیت جهان به ناتوانی در یادگیری ریاضیات پایه (دیس کالکولی) مبتلا هستند. در این مورد نیز مانند دیس لکسی یک جزء ژنتیکی وجود دارد، به طوری که این عارضه در دوقلوهای همسان در حدود ۶۰ درصد موارد مشترک است.

هنگامی که محاسبه عددی انجام می شود، چند ناحیه مغز فعال می شوند، به خصوص شیار جانبی که در عقب و در راس مغز قرار دارد.

به نظر می رسد یک مرکز ریاضی در مغز وجود داشته باشد که اگر دچار اشکال شود، فرد در انجام اعمال ریاضی دچار مشکل خواهد شد.

 

 

● انسان های چندزبانه و ماشین حساب های انسانی

گرچه مغزهای ما برای سخن گفتن و درک پایه ای از اعداد به اصطلاح «مداربندی» شده است، اما باید برای خواندن، نوشتن و حل مساله های ریاضی به ما آموزش داده شود و جدا از توانایی های طبیعی یک فرد، تمرین، می تواند تا حدودی بر توانایی های بالفعل او اثر بگذارد.

بسیاری از افرادی که می توانند محاسبه?های عددی را در زمان کوتاهی انجام دهند یا به اصطلاح «ماشین حساب های انسانی»، قبول دارند که اعداد، اشتغال ذهنی اصلی آنهاست و در تمام طول روز به اعداد فکر و با آنها کار می کنند. انسان های چندزبانه ای مانند امیل کربس، مرد آلمانی ای که مدعی بود ۶۸ زبان را می داند نیز باید به شدت تلاش کرده باشند که بر زبان های غیرمادری?شان مسلط شده باشند.

عدم ارتباط مستقیم میان بهره هوشی و داشتن توانایی های فوق العاده کلامی یا محاسباتی، از این دیدگاه که تمرین کردن هم در کسب این توانایی?ها نقش دارد، حمایت می کند. شاکوتالا دوی، زن هندی ای که به طور شگفت آوری می توانست نتیجه ضرب شدن ۲ عدد ۱۳ رقمی را در ۲۸ ثانیه بیان کند، بهره هوشی متوسطی داشت.

اغلب ابله های باهوش مانند شخصیت «داستین هافمن» در فیلم «مرد بخشنده»، حتی از این حد هم فراتر می روند. این افراد نادر اعمال ریاضی را با سرعت شگفت آوری انجام می دهند، اما مهارت های کلامی شان بسیار ضعیف است و بهره هوش پایینی هم دارند.

در نهایت می توان گفت بیشتر پژوهشگران معتقدند توانایی بیشتر افراد در زبان یا ریاضی به تاثیر همزمان عوامل گوناگون بستگی دارد. همه عوامل مانند ژن ها، رشد و نمو و علاقه شخصی تعیین می کنند که ما نمره بالاتری در ادبیات بگیریم یا به ریاضی گرایش پیدا کنیم.

 

 

● استعداد زبان

توانایی زبانی یا کلامی (خواندن، نوشتن و سخن گفتن) به چند بخش در سراسر مغز مربوط است که لازم است با یکدیگر هماهنگ شوند.

برای مثال وقتی نوشته ای را می خوانیم،«جریان شکمی»(بخشی که درMRI کارکردی مغز دیده می?شود) که در عقب مغز قرار دارد و در شناخت اشیاء دخیل است، فعال می شود. بررسی های تصویربرداری نشان می دهند بخش های جانبی و جلویی مغز نیز هنگام خواندن فعال می شوند. این نواحی مغز صداهای حروف و معنای کلمات را تشخیص می دهند.

برای حدود ۵ تا ۱۲ درصد افراد جمعیت که به «دیس لکسی» مبتلا هستند، خواندن نوشته ها مشکل است. گاهی مشکل تلفظ کردن کلمات هم وجود دارد. درصد نامعلومی از جمعیت نیز دچار اشکال در نوشتن یا به اصطلاح «دیس گرافی» هستند. افراد مبتلا به دیس گرافی، حروف را کج و معوج و با فاصله نامناسب می نویسند یا در نوشتن برای یک مفهوم، کلمه نادرست به کار می برند، مثلا «دختر» یا «پسر» به جای «بچه».

صدمه های مغزی نیز ممکن است نقایص توان کلامی یا ریاضی ایجاد کنند. ژنتیک با توجه به شیوع ناتوانی های یادگیری در برخی از خانواده ها و ایجاد نقایص آشکار یادگیری در بیماری های ژنتیکی، تاثیر عمیقی در این زمینه دارد. در مورد دیس لکسی که بررسی های زیادی روی آن انجام شده است، ژن های متعددی به عنوان عوامل احتمالی در بروز آن شناسایی شده اند که چگونگی ارتباط میان سلول های عصبی در مغز را رمزبندی می کنند.

«تصور بر این است که در افراد مبتلا به دیس لکسی در طول دوره جنینی و ابتدای دوران کودکی، سلول های عصبی به قسمت?های معینی از مغز نمی رسند.

 

 

● الف ب پ یا ۱۲۳؟

تحقیقات اخیر نشان می دهد در کودکان پیش دبستانی درجه?های گوناگونی از درک نمره یا توانایی تخمین زدن کمیت ها وجود دارد. به گفته او، احتمالا افرادی که این مهارت های ذاتی شان بالاتر است در سراسر زندگی توانایی ریاضی بیشتری دارند. بررسی روی کودکانی با توانایی زودرس خواندن، نشان می دهد که برخی از آنها در این زمینه استعداد ذاتی دارند.

از طرف دیگر، به دنیا آمدن با مشکل اختلال در خواندن (دیس لکسی) یا اختلال در محاسبه (دیس کالکولی)، لزوما به معنای آن نیست که فرد در آینده، در جهت مقابل نقصانش به زبان یا ریاضیات روی خواهد آورد. نحوه بارآوردن و تعلیم و تربیت کودک براساس نقاط قوت و ضعف ذاتی اش، باعث می شود زبان یا ریاضیات را ترجیح دهد.

البته محیط زیست و تجربه های فرد نیز در این زمینه نقش عمده ای دارد. والدینی که مقدار زیادی کتاب در خانه دارند، ممکن است کودکشان را تشویق کنند وقت بیشتری به خواندن و نوشتن اختصاص دهد، در حالی که با بازی های ریاضی توجه کودک به محاسبات جلب می شود.

آفتاب


١٠:١٠ - 1391/01/03    /    شماره : ١٦٣٩    /    تعداد نمایش : ٦٣٥



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :5542
کل بازديدها :17402670
بازديدکنندگان آنلاين :10
بازديدازاین صفحه :155909