نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > لوای تشیع > انتظار 


  چاپ        ارسال به دوست

ولادت امام مهدی (عج) و چگونگی آن


بنابر مشهورترین احادیث، حضرت مهدی (عج) در شب جمعه نیمه شعبان سال 255 ق در شهر سامرا دیده به جهان گشود.(1)
پدری وی امام حسن عسکری علیه‌السلام امام یازدهم شیعیان و مادر بزرگوارش دختر یشوعا، نوه قیصر پادشاه روم، از بافضیلت‌ترین زنان آن روز به شمار می‌رود. او از جهت مادری به یکی از حواریون حضرت عیسی علیه‌السلام به نام شمعون بن حمون، وصی آن پیامبر الهی منتخب می‌گشت. این خانم را نرجس، ریحانه، سوسن، صیقل، صقیل، حدیثه، حکیمه، ملیکه، ریحانه، خمط و ام محمد نامیده‌اند.(2)

ماجرای ازدواج حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام با حضرت نرگس سلام‌الله علیها
هنگامی که نرجس در روم بود خواب‌های شگفت‌انگیزی دید. یک‌بار در خواب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت مسیح علیه‌السلام را دید که او را به عقد ازدواج امام عسکری(ع) درآوردند، و در خواب دیگری، شگفتی‌های دیگری دید و به دعوت حضرت فاطمه سلام‌الله علیها مسلمان شد، اما اسلامِ خود را از خانواده و اطرافیان خویش پنهان نمود تا آن‌گاه که میان مسلمانان و رومیان جنگ درگرفت و قیصر خود به همراه لشکر روانه جبهه‌های جنگ شد

حضرت نرجس در خواب فرمان یافت که به طور ناشناس همراه کنیزان و خدمت‌کاران به دنبال سپاهی که به مرز می‌روند برود، و او چنین کرد و در مرز برخی از جلوداران سپاه مسلمانان، آنان را اسیر ساختند و بی‌آنکه بدانند او از خانواده قیصر است او را همراه اسیران به بغداد بردند.

این واقعه در اواخر دوران امامت امام دهم روی داد. و کارگزاران امام هادی علیه‌السلام نامه‌ای که امام به زبان رومی نوشته بود به فرمان ایشان در بغداد به نرجس رساند و او را از برده فروش خریداری کرد و به سامرا نزد امام هادی علیه‌السلام برد، امام آنچه را نرجس (س)در خواب‌های خود دیده بود به او یادآوری کرد و بشارت داد که او همسر امام یازدهم و مادر فرزندی است که بر سراسر جهان مستولی می‌شود و زمین را از عدل و داد پر می‌سازد. آنگاه اما هادی علیه‌السلام نرجس را به خواهر خود حکیمه که از بانوان بزرگوار خاندان امامت بود سپرد تا آداب اسلامی و احکام را به او بیاموزد و مدتی بعد نرجس(س) به همسری امام حسن عسکری علیه‌السلام درآمد.(3)

جریان ولادت
ولادت حضرت مهدی (عج) و اخبار آن را بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل سنت و دیگران با سند صحیح روایت نموده‌اند و حدود 130 نفر از راویان فرقه‌های مختلف نقل کرده‌اند.

چگونگی ولادت حضرت مهدی(عج)
روایتی در زمینه میلاد امام مهدی(عج) از حکیمه دختر امام جواد علیه‌السلام و عمه امام حسن عسکری علیه‌السلام نقل شده است. شیخ صدوق (ره) در کتاب کمال‌الدین روایت را گزارش کرده است.

ابو محمد حسن بن علی علیه‌السلام به دنبال من فرستاد و فرمود: ای عمه! امشب روزه‌ات را با ما افطار کن، زیرا امشب شب نیمه شعبان است و خداوند در این شب آن حجتی را که حجت او در زمین است آشکار می‌سازد. پرسیدم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس، عرض کردم: خدا مرا فدای شما گرداند، به خدا قسم در او هیچ اثری از حاملگی نیست! فرمود: موضوع این‌چنین است که می‌گویم، حکیمه خاتون ادامه می‌دهد: من (به خانه امام عسکری علیه‌السلام) درآمدم، پس از آنکه سلام کردم و نشستم نرجس پیش من آمد و در حالی که کفش‌های مرا از پایم بیرون می‌آورد، گفت: ای بانوی من چگونه شب کردی؟

گفتم: بلکه تو بانوی من و بانوی خاندان منی، سخن مرا انکار کرد و گفت: چه شده است عمه؟ به او گفتم: دختر جان خداوند در همین شب به تو فرزند پسری عطا می‌کند که سرور دنیا و آخرت خواهد بود. نرجس از حیا در جای خود نشست. وقتی از نماز عشاء فارغ شدم و افطار کردم، به بستر رفتم و خوابیدم. در نیمه‌های شب برای نماز برخاستم، نمازم را تمام کردم، در حالی که هنوز نرجس خوابیده بود و اثری از زایمان در او نبود، تعقیب نماز را به جای آوردم و خوابیدم، اما لحظاتی بعد وحشت‌زده از خواب بیدار شدم که در این موقع نرجس هم برخاست و به نماز ایستاد.

حکیمه می‌گوید: در همین حال شک و تردید به سرغ من آمد، اما ناگهان ابومحمد صلی الله علیه و آله و سلم از همان‌جا نشسته بود ندا برآوردند: ای عمه شتاب مکن که آن امر نزدیک شده است، حکیمه ادامه می‌دهد: در حال خواندن سوره «سجده» و «یس» بودم که نرجس با اضطراب از خواب بیدار شد، من با شتاب پیش او رفتم و گفتم: نام خدا بر تو باد، آیا چیزی احساس کردی؟ گفت: بله، عمه جان. به او گفتم: بر خودت مسلط باش و آرامشت را حفظ کن، که این همان است که به تو گفتم حکیمه ادامه می دهد: دقایقی کوتاه خواب به سراغ من آمد و در همین موقع بود که حالت زایمان به نرجس دست داد و من به سبب حرکت نوزاد بیدار شدم، جامه را از روی او کنار زدم و دیدم که او اعضای سجده را به زمین گذاشته و در حال سجده است، او را در آغوش گرفتم و با تعجب دیدم که او کاملاً پاکیزه است و از آثار ولادت چیزی بر او نمانده است. در این هنگام ابومحمد صلی الله علیه و آله و سلم ندا برآورد که: ای عمه! پسرم را نزد من بیاور. نوزاد را به سوی او بردم، آن حضرت دستانش را زیر ران‌ها و کمر او قرار داد و پا‌های او را بر سینه خود گذاشت. آنگاه زبانش را در دهان او کرد و دستانش را بر چشم‌ها و گوش‌ها و مفاصل او کشید و بعد از آن گفت: پسرم! سخن بگو و آن نوزاد زبان گشود و گفت: شهادت می‌دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و هیچ شریکی برای او وجود ندارد و شهادت می‌دهم که محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده خداست. آن‌گاه بر امیر مؤمنان و سایر امامان درود فرستاد تا به نام پدرش رسید ...(5)

نام و القاب امام مهدی (عج)
در توقیعی امام حسن عسکری علیه‌السلام او را «م، ح، م، د» نامید.
لقب‌های زیبایی هم‌چون: بقیة‌الله، حجة‌الله، الخلف‌الصالح، الشرید، صاحب‌الامر، صاحب‌الزمان، غریم، قائم، مؤمل، منتقم، منتظر، ماء معین که مشهورترین آنها «مهدی» است.(6)

عقیقه برای امام مهدی (عج)
اما حسن عسکری علیه‌السلام برای فرزندش توجه ویژه‌ای داشت و امام علیه‌السلام با توجه به راز پنهان طول عمر امام مهدی (عج) و برخوردهای جهان اسلام و نسل‌های آینده از امامت جهان‌شمول او، چندین عقیقه اجرا کرد تا فقرای بیشتری اطعام گرداند و خداوند سلامتی او را در زمان طولانی‌تری تضمین کند.

محمد بن ابراهیم کوفی که از اصحاب امام عسکری علیه‌السلام بود گفته است: امام ابومحمد صلی الله علیه و آله و سلم گوسفندی را برای فرزندش عقیقه کرد و گوسفندی ذبح شده را برای من فرستاد تا بین فقرا و مستمندان تقسیم کنم. آن بزرگوار فرموده بود «هذه من عقیقة ابنی محمد؛ این گوسفند ذبح شده یکی از عقیقه‌های فرزندم، محمد است»

امام علیه‌السلام به عثمان بن سعید فرمود که ده هزار رطل نان و همین مقدار گوشت تهیه کند و آنها را بین بنی‌هاشم تقسیم نماید تا برای سلامتی آن مشغل جهان‌افروز دعا کنند و ولادتش به افراد بیشتری اعلان شود.(7)


منابع:
1.    معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ص 23
2.    اندیشه انتظار، ص 25
3.    معرفت امام زمان و تکلیف منتظران، ص 24
4.    پیشوایان هدایت، ج 14، خاتم اوصیاء بقیة‌الله حضرت مهدی (عج)، ص 147
5.    کمال‌الدین و تمام النعمة، ج 2، صدوق، ص 424 / معرفت امام زمان (عج)، ص 28
6.    اندیشه انتظار، ص 36
7.    کمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج 2، ص 156 / اندیشه انتظار، ص 34


٠٩:٣٩ - 1391/12/08    /    شماره : ٩٤١٩    /    تعداد نمایش : ٧٠٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :9748
کل بازديدها :15624674
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :223782