نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

مروری بر راه طی شده ی غدیر و خلافت

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

مروری بر راه طی شده ی غدیر و خلافت

غدیر با آثاری فوری و اهدافی بلند مدت ، به بهترین کیفیت برگزار شد . اکنون نگاهی به آنچه با عنوان غدیر در طول تاریخ هزارو چهارصد ساله آن عملا واقع شده ، دیدگاه های تازه ای برای ما ایجاد میکند که ذیلا به تبیین آنها می پردازیم.

سقیفه چه کرد ؟غدیر مظلوم تا کجا پیش رفت؟

ما می گوییم : اسلام بعد از پیامبر دو راه داشت : خلیفه انتخاب شده خدا یا خلیفه منتخب مردم . راه شوری عملا نشان داد که سر از کجا در آورد و از ظلم به فاطمه تا ظلم به حسین را طی 50 سال درنوردید. در بی فرهنگی و جهل جامعه آن چنان زحمت کشید و چه جنگهایی که بپا کرد تا روزگاری که معاویه و یزید و بنی امیه و بنی عباس رسما اسلام را به مسخره گرفتند و خودشان عملا از شورای ساختگی هم بیرون آمدند و خلافت را تبدیل به سلطنت موروثی نمودند.

ولی راه اول یعنی خلافت منصوص با اینکه در ظاهر پیروز نشد ،ولی همچنان جسته و گریخته و شکسته و بسته و در حالیکه که در چنگال راه دوم دست و پا می گزارد این را 1400 ساله را با حفظ مبانی خود پیمود و این سان بقای دین را ضمانت کرد.

اسلام واقعی و غیر واقعی در سایه غدیر کشف شد

یکی از اسرار غدیر آشکار شدن توطئه های پنهانی است. در سایه غدیر اسراری کشف شد که اگر این برنامه نبود آن برنامه ها هرگز دست یافتنی نبود. در سقیفه ای که بعد از غدیر خود را نشان داد معلوم شد چه کسانی به سخنان پیامبر و دستورات الهی ایمان و اعتقاد دارند و چه کسانی ندارند . چه کسانی حقیقتا بیعت می کنند و چه کسانی به ظاهر بیعت می کنند و در صدد شکستن آن هستند . چه کسانی از نصب امیرالمومنین به خلافت خوشحالند و چه کسانی ناراحت می شوند . چه کسانی در ظاهر مسلمانند و در باطن کفر می ورزند.

غدیر مرز حقیقی اسلام واقعی و وکفر واقعی بود. یعنی بسیاری از اسلام های واقعی درست به چشم نمی آمد و نیاز به محکی برای امتحان مردم بود . این محتوای غدیر بود که کار را یکسره کرد و پس از پیامبر در عرض چند ساعت یا چند روز تمام باطنها را آشکار ساخت و هر دو دسته به خوبی شناخته شدند و درجات مختلف ایمان افراد هم برای خودشان روشن شد و هم برای سایر مردم معلوم گردید.

آنان که در مقابل علی قرار گرفتند در واقع مقابل پیامبر و خداوند قرار داشتند و با این همه کار خود را کردند و هیچ کوتاه نیامدند . کفرهای واقعی آنان از پس از اسلام ظاهری بیرون آمد و در یک لحظه به صورت تمام عیار بروز کرد .درمقابل افرادی همچون سلمان و ابوذر و مقداد نیز که در ظاهر با مسلمانان مخلوط بودند و اعتقاد راسخ آنها به چشم نمی آمد در یک لحظه شناخته شدند و همه از صمیم قلب اقرار کردند که اسلام حقیقی در اینان بوده که تاکنون به چشم نمی آمده است. کسانی هم که لنگان لنگان دین خود را نجات دادند ،ارزش خود را فهمیدند و از ادعای پیش از حد سکوت کردند.

تعیین اشخاصی برای ابدیت اسلام لازم بود

در آخرین مرحله اسلام ،از واضح ترین نیاز ها وجود کسی بود که بتواند این نهال تازه را تا هدف نهایی که کاملترین و جهانی ترین و ابدی ترین دین است به انجام رساند. یعنی اگر پیامبر هم تعیین نکرده بودند لازم بود چنین شخصی و نیز اشخاصی تا آخر روزگار تعیین شوند.

تازمان هجرت به مدینه از نظر فضای اجتماعی زمینه ای برای بیان مطالب نبود، و همه اش گریز و اختفا از دشمنان بود. به عبارت دیگر مقصد اصلی فقط کاشتن نهال اسلام بود که به خوبی انجام پذیرفت . پس از ورود به مدینه مرحله دوم اسلام که آبیاری و پرورش نهال آن و جا افتاده کردن ریشه آن برای آینده های که باید بر روی شاخ و برگ آن کار کرد، آغاز شد . در این مرحله دشمنان که تازه متوجه کاشته شدن اصل نهال اسلام شده بودند درصدد ریشه کن کردن آن هستند . این مرحله به کمک الهی و مقاومت های مسلمین که در راس همه آنها بلکه به عنوان هسته مقاومت ،امیرالمومنین بود به خوبی پشت سر گذاشته شد .

این روزگار 23 ساله هدف اصلی را به خوبی و فوق آنچه در نظایر آن در دنیا دیده شده ، مراحل خود را طی کرد و در محکم ترین ریشه و تنه اصلی اسلام به خوبی نتیجه گرفت ،به طوری که اسلام با تمام خطراتی که از لحظات رحلت پیامبر تا امروز با آن مواجه بود هویت و ماهیت اصلیش را حفظ کرد و در سایه این تنه محکم تشیع که راه اصلی اسلام است با همه مشکلاتی که بر سر راه آن بوده توانسته تا امروز خود را طی کند.

اسلام به عنوان کامل ترین دین ابدی جهان ،طبعا مسیر بسیار طولانی در پیش داشت تا به هدف برسد . لذا این باور عقلایی است پیاده کردن چنین دینی در مراحل تئوریک و عملی، زمانی طولانی می خواهد .برای نیل به اهداف اصلی باید افرادی پیش بینی می شدند تا در سایه ی نتیجه های حقیقی که از اسلام و اجتماع مسلمین در نظر بود به دست آید و این راهی بود که امامان در دوران زندگی خویش دنبال می کردند.

معارف صحیح اسلام با شخص ضمانت شده الهی تضمین شد

آنچه که یک ملت و دین را معرفی می کند دامنه فتوحات و مقاومت هایش در برایر دشمن نیست ،بلکه معارف آن است که خط فکری آن را تعیین می کند و در آن خط با معارف خویش انسان سازی می کند . آنچه شهدای کربلا را ابدی ساخت و از سایر شهدا جان جدا ساخت همین است . ابتدا نتیجه زحمات 50 ساله سه امام بعد از پیامبر بودند . اینان حتی از شهدای جمل و صفین و نهروان متمایز بودند . البته آنان هم در سطح بالایی بودند، ولی همه اینچنین نبودند . در کربلا اما هفتاد و دو تن حسینی بودند.به هر حال برای تحویل معارف اسلام به نسل های آینده اسلام و ساختن انسانهایی والا که هدف اصلی اسلام است چنین افرادی لازم است . بدون آن خطی که غدیر شیعه برای تعیین خلیفه مطرح می کند هیچ راهیی نمی تواند این هدف را تامین نماید ، چرا که ضامن بیان معارف صحیح اسلام فقط کسی می تواند باشد که رسما از طرف خداوند مورد تضمین باشد و عمدا از عهده این مهم برآید.

این همان مقام عصمت مطلق است که از طرف خداوند تعیین شده است . خداوند این مهم را عملا انجام داده و ادامه دهندگان و حافظان این خط را تا روز قیامت تعیین فرموده است . این کاری بود که در غدیر انجام شد و در خطابه غدیر بر فراگیری معارف از ایشان به طور خاصی تاکید شد.

در خطبه غدیر این مسئله به خوبی روشن است هنوز دریای معارف دین چه تفسیر قران و چه بیان احکام و چه اعتقادات و معارف دین بیان نشده ، و این همه توسط جانشینان تعیین شده ای که از هر جهت بخصوص از جهت علم و عصمت و اعتماد ضمانت شده بودند برای مردم راهگشایی خواهد شد .

غدیر که عملی نشد چه فایده ای داشت؟

اگر گفته شود :اهل دسیسه بالاخره کار خود را کردند ، چه پیامبر مراسم غدیر را به انجاتم می رساند و چه نمی رساند . پس فایده ای در این برنامه بود؟ سه پاسخ محتوا برای این سوال گوشه ای از اسرار آن را روشن می کند:

اولا : مکتب زیر سوال می رفت که چرا چنین ناقص رها شده است.

ثانیا:غاصبین تا امروز محکوم اند ولی در آن صورت حجتی می یافتند که بدان استناد کنند.

ثالثا: نسلهای آینده ای که در عدد های میلیونی پیرو علی هستند و خط غدیر را دنبال کرده اند مرهون همان اتمام حجتند.

اگر غدیر نبود اشکال معکوس آغاز می شد

اگر پیامبر وصی خود را تعیین نمی فرمود قطعا مردم از این طرف اشکال تراشی می کردند که چرا باید پیامبر یک دین ، جانشین خود را تعیین نکرده از دنیا برود چه پیامبر اصل مسئله نصب خلیفه را در طول عمرش مهمل می گذاشت و چه فقط مسئله غدیر پیش نمی آمد، در هر دو صورت مردم اشکال فوق را می نمودند چرا که مسئله خلافت آنقدر مهم است که گذشته از اعلانات مکرر می بایست در یک شرایط خاص و به صورت رسمی نیز انجام گیرد.

ممکن بود این نصب و تعیین در روزهای آخر عمر پیامبر در حالیکه حضرت در بستر بیماری بود انجام بگیرد ولی در آن صورت هزاران بهانه به دست دشمن می افتاد . یکی می گفت : ما حاضر نبودیم . یکی می گفت: ما نشنیده ایم. یکی می گفت: ان الرجل لیهجر. یکی می گفت ما حاضر بودیم و کلام حضرت را هم شنیده ایم ولی بعضی عبارات را نشنیده ایم. یکی می گفت: ما شنیدیم ولی منظور حضرت چنین بود .

پس بهترین صورت ممکن ، همان بود که در اجتماعی عظیم که حاضرین آن ، مسلمانانی از همه ملل ها اسلام آنروز بودند و در اجتماعی که همه یکجا حضور حاضر بودند و در آن زمانی بی نظیر و در حد غیر ممکن بود و در مجلسی رسمی و با صورتی عمومی و لواحقی مثل بیعت در حال صحت کامل پیامبر اعلام شود ، تا راه هر گونه دسیسه بسته شود.

تعیین امام هرگز از دست بشر ساخته نیست

مقام نیابت و جانشینی پیامبر مسئله بسیار خطیری است و تعیین چنان مقام مهمی هرگز از دست بشر ساخته نیست . این مسئله در اولین جانشینی حضرت اهمیت ویژه ای دارد چرا که نشانگر مبنای امت است . اگر مسئله  تعیین خلیفه درباره خلیفه پنجم یا دهم پیامبر مورد اختلاف می شد و یا مورد هجوم قرار می گرفت پاسخ روشنی داشت و دشمن نیز همین را فهمیده بود . مسئله آغاز راه خلافت مهم بود که اگر مسیر تغییر می کرد کار در مراحل بعدی بسیار آسان پیش می رفت.

آنانکه که با اصل نبوت و فرامین پیامبر مخالف بودند خوب می فهمیدند که در صورت امکان خود پیامبر و فرامین آن حضرت را مورد حمله قرار دهند و در صورت عدم امکان مرحله اول نوبت آن است که در اولین فرصت بعد از رحلت پیامبر و قبل از انعقاد اولین مورد از خلافت حقیقی آن حضرت اقدام خود را عملی کنند تا ریشه مطلب در ازدهان عمومی محکم نشود و راه پیامبر با مبانی و اصولش ادامه داده نشود.

اگر ولایت اعلام نمی شد نبوت زیر سوال می رفت.

اگر پیامبر جانشین خود را تعیین نمی کرد، گذشته از اینکه نسلهای آینده از این هدایت گری حضرت تا امروز محروم می شدند نبوت حضرت را زیر سوال می بردند . این اعتراض ممکن بود در شکلهای گوناگون رخ نماید ولی ساده ترین شکلی که از آن متصور است این بود که بگویند: معلوم می شود این پیامبر در فکر حکومت خود بوده و کاری به بقای دینی که آورده نداشته است . بنابراین تعیین امام به یک معنی قوام نبوت است .

منصوب کردن خلیفه  چه فرقهایی با سپردن آن به شوارا داشت ؟

نصب خلیفه توسط پیامبر با یک کلمه تمام می شود، ولی وقتی بنابر شورا باشد قوانین مفصلی می خواهد تا آنگونه نشود که بعد از پیامبر قائلین به شورا آن را چند نوع اجرا کردند؟بر فرض اینکه خلافت شوراییی باشد چطور می شود که برای این قانون زیر بنایی ، هیچ حدیثی و نشانه ای در احادیث و قران وارد نشده باشد که کیفیت این شورا و ترکیب آن و چگونگی جمعبندی بین آراء و امثال آن و چگونگی جمع بندی بین آراء و امثال آن را گفته باشد . اگر ترس از انتخاب نامناسب و شرایط خاص حاکم بر جامعه مسلمین در آن روز هم نبود باز مسلمانان در شرایط خاص و کیفیت انتخاب خلیفه دچار همان مشکلی می شدند که در اصل خلافت به آن دچار می آمدند.

با در نظر گرفتن آنچه به عنوان دیدگاه تاریخی و اعتقادی ذکر شد و مروری که مراحل عملی خلافت از خود نشان داد ، ابعاد گسترده ای از ارزش فکری و روحی غدیر را در یافتیم.

منبع: ژرفای غدیر،محمد باقر انصاری ، چاپ دو ، انتشارات دلیل ما  

 

 


١٠:٠٨ - 1397/06/06    /    شماره : ٦٦٩٤١    /    تعداد نمایش : ١٦٤



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :1388
کل بازديدها :17428109
بازديدکنندگان آنلاين :6
بازديدازاین صفحه :202459