نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

قول مشهور در تعريف غناء

«غنا در لغت»

نظر لغويين را درباره مفهوم و واژه غناء مورد بررسي و نقد قرار مي‏دهيم:

1ـ الغناء: «الصوت»، اينكه جناب فيّومي در مصباح المنير بگويد غناء صوت است، مشكلي را حل نمي‏كند، پس حرف زدن و خميازه كشيدن هم حرام خواهد بود و اگر بگويد مرادِ صوت غناء است «دور» مي‏شود پس با اين تعريف فقط بيان مي‏كند غناء از مقوله فلز يا شيشه نيست.

2ـ غناء: «رفع الصوت»، يعني بلند كردن صدا، باز مشكلي را حل نمي كند.

3ـ غناء: «مدّالصوت»: كش دادن صدا كه بزرگان اهل لغت گفته‏اند.

4ـ حسن‏الصوت: هر صداي زيبا و نيكو، از كلام محقق سبزواري در كفايه استفاده شده است.

5ـ «تحسين الصوت»: زيبا سخن و نيكو كردن صدا.

6ـ «تحسين الصوت و ترقيقه»: زيبا ساختن و نازك گردانيدن صدا

7ـ «تحسين الصوت و الترنّم»: زيبا ساختن به شكلي كه سبب تغيير حال و تأثير در عواطف شود.

8ـ «مدُّ الصوت و موالاته»: كشيدن صدا و پياپي نمودن آن

9ـ «ترديد الصوت بالالحان»: گرداندن صدا در حلق با نغمه‏ها و لحنها

در اين تعاريف كه از قول اهل لغت نقل شده است تفاوتهاي زيادي مشاهده مي‏شود و نمي‏تواند موضوع حكم شرعي باشد و در واقع اين تعاريف شرح الاسم و شرح اللفظ است. البته «ماده مشترك ميان الفاظ غني، غناء، تغنّي، غُنّه، غَناء، صوت است.

درباره اين كه چرا غنا از غني گرفته شده شايد بتوان با توجه به شواهد تاريخي چنين ادعا كرد كه غنا آواز و صوتي بوده كه همواره در مجالس اغنياء خوانده مي‏شده و از نظر علم اشتقاق و ريشه‏شناسي لغت نيز چنين حدسي رواست»

البته سرآمد همه تعاريف، تعريف صاحب صحاح از غناء است كه گفته است: «الغناء هوالسماع» و نيز گفته است «جارية مسمعة اَيْ مغنيّه» كنيز سماع كننده يعني كنيز غناء كننده.

غناء در اصطلاح شرعي

مهمترين و مشكل‏ترين راه شناخت حكم غناء تعيين مفهوم و مصداق آن است، زيرا معناي واحدي پيرامون غناء عرضه نشده است.

اگر ماهيت غناء كه موضوع اخبار و روايات است به درستي شناخته شود حكم آن نيز مشخص خواهد شد.

بايد تمام روايات را به معاني عرفي معني كرد چون معصومين طبق عرف سخن گفته‏اند، يا به عبارت ديگر بايد مذاق شرع در تشخيص موضوع را بدست آورد، و براي اينكه معاني را از عرف بگيريم با عرفهاي مختلف روبرو مي‏شويم و استقراء تام لازم مي‏آيد كه مشكل است. ولي در اين گفتار سعي بر اين است كه تنقيح لازم در تشخيص اين مسأله بعمل آيد.

قول مشهور در تعريف غناء

«الغناء مَدّالصوت المشتمل علي الترّجيع المُطرب» يعني غناء كشيدن صوت است كه هم ترجيع و هم اطراب داشته باشد.

نخست بايد دو واژه طرب و ترجيع معني شود تا تعريف مشهور معلوم شود.

معناي طرب:

زمخشري مي‏گويد: طرب: و هُوَ خفةٌ مِن سرورٍ اَوْ هَمّ.

در قاموس المحيط هم نزديك به همين معنا را داريم: طرب سبك شدن از غايت شادي يا از غايت اندوه يا از غايت آرزوست.

در واقع طرب يك نوع خفت و سبكي از شدت شادي يا از شدت حزن است كه بر انسان عارض مي‏شود.

در فرهنگ لاروس معناي طرب اينگونه آمده: تكان خوردن از شدت شادماني يا اندوه.

لذا طرب را از لغات داراي معاني مخالف و ضد هم گرفته‏اند كه هم حامل معناي شادماني و هم حاوي غم و اندوه است.

دهخدا طرب را به فرح، نشاط، رامش، خوشي، خوشدلي، سرور، شاد شدن و شادي معنا مي‏كند.

و هيات مطربان گروهي را گويند كه با تغني و نواختن آلات موسيقي ايجاد طرب كنند.

و طرب در اصطلاح صوفيه عبارت از انس با خداست.

در نتيجه بايستي گفت: طرب پيدايش حالتي روحي كه انسان در اثر آن تعادل طبيعي را از دست مي‏دهد و در او حالتي پديد مي‏آيد كه هيجان و شهوت برانگيز است چه از ناحيه حزن و چه از ناحيه شادي.

و از آن جا كه روح انسان از لطافت و ظرافت خاصي برخوردار است ظهور تأثيرات خارجي در روح سريع و قوي مي‏باشد. و كار هنرمند از اين جهت منشا آثار رواني و روحي براي انسان است.

 


١٩:٥٤ - 1391/01/12    /    شماره : ٢٩٣٧    /    تعداد نمایش : ٨٠١



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :15495
کل بازديدها :16739044
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :194285