نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

ادله قائلين به حرمت غناء

مقايسه دقيق بين معناي لغوي و شرعي

اگر معناي لغوي و عرفي غناء با مفهوم اصطلاحي و شرعي به درستي تميز داده نشود خلط ميان آندو ابهام مي‏آورد، ابهامات و سردگمي‏هائي كه براي عده‏اي پيش‏آمده معلول همين موضوع است.

زيرا اگر مجموع روايات صوت و غناء ملاحظه شود و موارد مدح و ذم سنجيده شود و توجه شود كه روايات معصومين در عصري صادر شده كه غناء عملاً در دستگاه سلاطين و اشراف و اهل فسق همراه با لهو و لغو و گناه بوده و بيان ائمه انصراف به مصاديق خارجي آن دارد (نه معناي لغوي)، همان‏گونه كه در استدلالات روايات معلوم است هرگونه ابهامي رفع خواهد شد. و مجبور نخواهند بود كه قرائت قرآن يا مديحه‏سرائي و مرثيه خواني براي اهل البيت عليهم‏السلام يا مارشهاي نظامي و سرودهاي جنگي كه در زمان خود رسول‏اللّه‏ هم بوده و يا سرودهاي مفيد و غناء در عروسيها را با تكلّف و استثناء از غناء خارج سازند.

با اين تنقيح معلوم مي‏گردد كه همه اين موارد بدليل آنكه مصاديق لغو و لهو و زور نيستند موضوعا از حكم غناء خارج‏اند.

پس غناء به معناي شرعي كه موضوع حرمت است اخصّ از غناي لغوي است و غناي لغوي به خودي خود حرمت نمي‏آورد مگر آنكه غناي شرعي بر آن منطبق شود. لذا در تشخيص موضوع شرع مي‏توان گفت نيازي به مراجعه به كتب لغت نداريم زيرا در عناصر خاصه استنباط (آيات و روايات) به گونه واضح غناي حرام تعيين شده است.

حكم غناء در اسلام

از احكامي كه با دقت و كنكاش مورد توجه واقع نشده و يا اگر گرفته به صورت روشن و خالي از ابهام و دغدغه براي ديگران تبيين نشده و مكلفان همواره ناچار بوده‏اند با تامل و احتياط در آن عمل كنند غناء و موسيقي است.

علل عدم تبيين كامل حدود غناء شايد به دو جهت باشد:

1ـ آميختگي بعضي آوازها و سرودها با مسائل حرام و لغو و لهو و لعب و رقص و گناه، زيرا صرف‏آميختگي عاملي براي پرهيز بوده است.

2ـ اندك بودن موارد و كم تأثير بودن موضوع خوانندگي و سرود در جامعه چون راديو و تلويزيون هنوز اختراع نشده بود و لذا ضرورتي براي بحث بيشتر نبود. اما امروز اين نياز به شدت احساس مي‏شود خصوصا از سوي كساني كه به واقعيتهاي اجتماعي و عيني در زندگي و نيز به رابطه هنر با زندگي انسان و اخلاقيات و فرهنگ توجه كامل دارند.

عمده نظرات در اين باب

1ـ نظريه‏اي كه معتقد است غناء به خودي خود مباح است و ممكن است به سبب عوارض خارجيه حرام يا مكروه گردد (نظر برخي علماي اهل سنت(.

2ـ نظريه‏اي كه غناء در هر حال حرام و حرمت را در نفس غناء نهفته مي‏داند.

فقهاي شيعه نظر دوم را پذيرفته‏اند و گفته‏اند آنچه مصداق غناست حرام است و حرمت بر نفس غناء بار مي‏شود.

از توجه به كلام برخي از فقهاي شيعه مانند ملاحسن فيض كاشاني صاحب وافي و محقق سبزواري صاحب كفايه الاحكام به نظر مي‏رسد نظر نخست را پذيرفته‏اند ولي با دقت و تأمل در گفتارشان معلوم مي‏شود چنين نظري ندارند.

ادله قائلين به حرمت غناء

افرادي كه نفس غناء را حرام شمرده‏اند به اجماع، آيات و اخبار تمسك نموده‏اند. ما هم ادله را ذكر نموده و پيرامون آنها بحث مي‏كنيم.

الف) اجماع

علامه بزرگوار سيد علي حائري در كتاب رياض المسائل مي‏گويد:

«همانگونه كه برخي از فقهاء گفته‏اند اجماع علماي اسلام بر حرمت غناء است و اين اجماع داراي ارزش و اعتبار است.

مرحوم صاحب جواهر حرمت آنرا ضروري مذهب مي‏دانند و علامه ملا احمد نراقي مي‏فرمايد: «با عدم خلاف بلكه نقل اجماعي كه بر حرمت غناء شده، شايد بتوان گفت كه حرمت غناء به سرحد استفاضه رسيده است و مي‏توان گفت كه حرمت غناء به گونه‏اي قطعي است و حرمت آن از ضروريات دين به شمار مي‏آيد

البته اين اجماع قابل ردّ است زيرا:

اولاً با وجود آراي مختلفي كه نفس غناء را حرام ندانسته‏اند چگونه مي‏توان ادعا كرد كه همه علماء بر حرمت غناء اجماع و اتفاق دارند؟

ثانيا، اجماع تعبّدي داراي حجيت و اعتبار است و اجماع مدركي حجيّتش از باب مدرك است و در بحث غناء مستند فقها آيات و روايات است كه بايد به اينها پرداخت.

ثالثا ملاك حجيت اجماع تعبدي از نظر انديشمندان شيعه كاشفيت از راي معصوم است نه خود اجماع و در اينگونه موارد معلوم نيست كه اجماع داراي كاشفيت و اعتبار باشد كه در اصول مفصل بحث شده است كه شرح و بيان آن از حوصله اين مقاله خارج است.

ب) آيات

آياتي كه در زمينه اثبات حرمت غناء مورد استناد قرار گرفته عبارتست از:

1ـ «فَاجْتَنِبُوا الرِّجسَ مِن الأوثانِ و اجْتَنِبُوا قولَ الزُور»

از پليدي حقيقي يعني بتها اجتناب كنيد و نيز از قول باطل (مانند دروغ، شهادت ناحق و سخنان لهو و غناء) دوري گزينيد.

استناد به اين آيه مبتني است به درك و فهم معناي زور و تطبيق آن برغناء و اين امري است كه نياز به دليل و اثبات دارد.

2ـ «وَ مِنَ النّاس مَنْ يَشْتِرَي لَهْوَ الحَديثِ لِيُضِلّ عَن سَبيلِ اللّه‏ بِغَيرِ عِلمٍ»

و برخي از مردم (فاسد و فتنه جو) كسي است كه گفتار و سخنان لغو و باطل را به هر وسيله تهيه مي‏كنند تا خلق را به جهالت از راه خدا گمراه سازد.

مفسران در شأن نزول آيه دو احتمال داده‏اند:

آيه درباره فردي بنام نضربن حارث نازل شده كه به ايران هم سفري كرده است و داستان اساطير ايران را براي مردم عرب زبان بازگو مي‏كرده است تا مردم را از شنيدن آيات دلرباي قرآن باز دارد.

و برخي گفته‏اند آيه درباره شخصي نازل شده كه كنيزي راخريده بود تا براي وي آوازه خواني كند. استناد به اين آيه هم مبتني است بر تطبيق لهو الحديث برغناء و اين نيز نياز به اثبات دارد.

3ـ «وَالذينَ هُمْ عَنِ اللّغوِ مُعْرِضُونَ»

آنان كه از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز مي‏كنند.

استناد به اين آيه نيز در صورتي تمام خواهد بود كه عنوان لغو برغناء تطبيق كند و اين نياز به شناخت لغو دارد.

4ـ «والذَّين لايَشهَدونَ الزوَر وَ اِذا مرّوا بِاللَّغوِ مَرّوا كِراما»

(بندگان رحمان) آنان هستند كه بنا حق شهادت ندهند و هرگاه به لغوي بگذرند، بزرگوارانه از آن در گذرند.

دراينجا هم محتاج تفسير لغت زور هستيم و بايد ثابت كرد كه زور بر غناء صدق مي‏كند.

5ـ «و استَفزِز مَن استَطَعْتَ مِنهُم بِصَوتِك واَجِلبْ عَلَيِهمْ بِخَيلِك وَ رِجلِك»

برانگيز و گمراه كن هركس را كه مي‏تواني از ايشان (مردم) را با آواز خودت و با جمله لشگر سوار و پياده‏ات برآنها احاطه كن».

استفزاز به معناي تحريك و برانگيختن است و آن هم با استفاده از آوازه‏خوان بايد ببينيم دلالتي بر حرمت غناء دارد يا خير؟

6ـ «اَزِفَتِ آلازفةِ لَيْسَ مِنْ دونِ اللّه‏ِ كاشِفةً اَفَمِنْ هذا الحَديثِ تَعْجِبونَ و تَضحَكُونَ وَ اَنْتُمْ سامِدون»

«روز قيامت بسيار نزديك است، هيچكس غير از خدا آن روز را آشكار نتواند ساخت. آيا از اين سخن كافران تعجب ميكنند و به مسخره برآن مي‏خندند و به روز سخت خود نمي‏گريند واي بشر نادان شما سخت غافليد».

شاهد مثال دراين آيه، جمله «و انتم سامدون» است كه براي اثبات حرمت غناء احتياج به غور و بررسي دارد.

آياتي كه در زمينه غناء مورد استناد قرار گرفته است هيچكدام در بردارنده واژه غناء نيست و به صراحت درباره غناء نظر نداده است بلكه در بردارنده عناوين عامّي است كه امكان تطبيق آنها برگونه‏هائي از غناست.

آنجا كه غناء حاوي سخن باطل و بيهوده و گمراه كننده باشد و يا نفس غناء به صورت يك عمل باطل و زور و لغو در آمده باشد و عنوان قول زور، سخن بيهوده و لهو و لغو برآن صدق كند حكم حرمت دارد.

ولي از ظاهر و منطوق اين آيات بدون استفاده از روايات نمي‏توان حرمت مطلق آوازها را استفاده كرد.

لذا عمده‏ترين وجه استناد به اين آيات براي غناء، رواياتي است كه در تفسير اين آيات وارد شده است، پس بايد ديد روايات در زمينه غناء داراي چه بياني است.

ج) روايات:

صريح‏ترين عبارتهاي در مورد ممنوعيت غناء روايات هستند و استفاده از آيات مورد استناد نيز تا اندازه زيادي متكي بر روايات تفسيري است:

در اينجا بايستي روايات را در دسته‏هائي قرار داده (كه از جهت مضمون قريب به هم هستند) تا در مساله غناء به نتيجه نهائي برسيم.

ولي در مجموع، تواتر اجمالي و معنوي براي محقق و كاوشگر موضوع غناء، اين يقين را به بار مي‏آورد كه غناء از نظر اسلام نكوهيده و ممنوع است و مورد نهي و انكار معصومين قرار گرفته است.

تا به جائي كه در زمينه حرمت غناء صاحب جواهر ادعاي تواتر كرده است.

و شيخ انصاري (عليه‏الرحمه) اخبار در حرمت غناء را مستفيضه گرفته‏اند.

همچنين فخر المحققين در ايضاح در اين‏باره ادعاي تواتر كرده است.

«..... ولان هذه الروايه من الاحاد فلايعارض الدليل المانع لتواتره».

يعني اين روايت آحاد كه دلالت بر جواز غناء در عروسيها دارد با روايت متواتره كه غناء را منع مي‏كنند توان تعارض ندارد»

و صاحب جواهر علاوه بر تواتر مي‏فرمايند:

«در تحريم غناء مثل تحريم زنا اخبار متواتره و ادله متكاثره است»

و در بعضي روايات بعض اقسام غناء مثل حداء، غناء در عروسيها ..... مجاز شمرده شده است.

 


١٩:٤٨ - 1391/01/12    /    شماره : ٢٩٣١    /    تعداد نمایش : ٩١٥



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :517
کل بازديدها :17656766
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :204519