نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

درباره منتقدان تلويزيون

حالا پس از يك سال نقد برنامه‌هاي تلويزيوني در اين ضميمه دوست‌داشتني بد نيست در پايان سال درباره خود اين كار يعني نقد تلويزيون و منتقدان حرفي بزنيم. واقعيت اين است كه در حوزه نقدنويسي همواره منتقدان فيلم هستند كه به رسميت شناخته مي‌شوند و جايگاه و تعريف مشخصي دارند يا دست‌كم با اين عنوان و هويت شناخته مي‌شوند، اما منتقدان تلويزيون يا حضور كمرنگي در اين گروه صنفي دارند يا به دليل كم‌توجهي به نقد تلويزيوني خيلي به چشم نمي‌آيند و منزلتي ندارند.

كافي است شما به روزنامه‌ها توجه كنيد كه در طول هفته فقط يك روز و آن هم در يك و حداكثر 2 صفحه به حوزه تلويزيون مي‌پردازند. حالا اگر روزنامه جام‌جم و ضميمه‌هايش را ـ كه متعلق به خود صدا و سيماست و بالطبع حجم اخبار و مطالب تلويزيوني آن نسبت به روزنامه‌هاي ديگر بيشتر است ـ در نظر نگيريد در روزنامه‌هاي ديگر تيترهاي سينمايي بيش از عناوين تلويزيوني به چشم مي‌خورد. در نشريات تخصصي سينما نيز بخش كوچكي از صفحات به نقد و بررسي برنامه‌هاي تلويزيوني اختصاص دارد و اگر هفته‌نامه سروش را ـ كه نشريه سازمان صدا و سيماست ـ لحاظ نكنيد تقريبا ما هيچ نشريه تخصصي در حوزه تلويزيون نداريم.

در حال حاضر آنچه به عنوان نقد تلويزيوني در عرصه مطبوعاتي ما وجود دارد بيشتر نقد سريال‌هاي تلويزيوني است كه دست‌كم مي‌توان آن را در ذيل نقد هنري قرار داد، اما قطعا نقد تلويزيوني در همين حوزه محدود نمي‌شود. به عبارت ديگر ما كمتر شاهد نقد تلويزيون از منظر مديريت رسانه‌اي هستيم.

بخشي ديگر از بي‌توجهي به كاركرد رسانه‌اي آن از نظر زيبايي‌شناختي و مخاطب‌شناسي است، يعني بسياري از منتقدان همچون برخي بازيگران و كارگردان‌هاي سينما كه حضور در تلويزيون را در شأن حرفه‌اي خود نمي‌دانند و آن را به حكم سطحي‌نگري و عامه‌پسند‌بودن از خود مي‌دانند، منتقدان سينمايي نيز نقد برنامه‌هاي تلويزيوني را نوعي افت حرفه‌اي و حتي زردنويسي تعريف مي‌كنند كه نبايد به آن ورود كرد و سطح كاري خود را تنزل داد.

به عبارت ديگر، نقد سينمايي بخشي از اعتبار حرفه‌اي خود را از اعتبار و شأن هنري و اجتماعي سينما مي‌گيرد كه تلويزيون از اين امتياز تا حدود زيادي محروم است. در حالي كه نقادي تلويزيون به لحاظ نيازمندي به دانش و اطلاعات در حوزه‌هاي مختلف اگر به مهارت‌ها و توانايي بيشتري نياز نداشته باشد به كمتر از آن نيز محتاج نيست. اتفاقا نقد تلويزيوني به واسطه سويه رسانه‌اي آن علاوه بر دانش سينمايي و هنري، به شناخت و مطالعه در حوزه‌هاي علوم ارتباطات، جامعه‌شناختي، مخاطب‌شناسي و... نيازمند است تا بتواند به نقد علمي تلويزيون دست يابد.

در نقد سينمايي كه مراد از آن بيشتر فيلم است و شايد بهتر باشد از اصطلاح منتقدان فيلم استفاده كنيم مولف و سازندگان اثر هنري مشخص‌تر و هويتمند‌تر هستند و نقدهاي منتقدان نيز در نهايت ناظر بر شخص يا اشخاص مشخصي است و همين مساله به تعامل يا تقابل بيشتري ميان منتقدان و عوامل فيلم مي‌انجامد كه تاثيرات مثبت يا منفي آن نيز ملموس‌تر و سنجش‌پذيرتر است، اما تلويزيون اگرچه يك مدير مشخص دارد، ولي متولي و صاحب اصلي هر اثري نيست كه در رسانه او توليد مي‌شود، بنابراين نقدهاي تلويزيوني نيز در بيشتر موارد يا به اثربخشي و ديالكتيك بين منتقد و متن هنري نشده يا حداقل دامنه آن كمتر است پس نقد‌هاي تلويزيوني نسبت به نقدهاي سينما از قدرت جريان‌سازي، تقويت يا تضعيف رسانه‌اي كمتري برخوردار است. اين مساله از زاويه ديگر نيز قابل تحليل است.

 به اين معني كه نقد سينمايي به دليل حضور مخاطب خاص و اهل هنر در سينما بيشتر از نقدهاي تلويزيوني كه مخاطب عام و توده‌اي دارد، خوانده مي‌شود و همين وجوه روشنفكرانه سينما به نقد سينمايي نيز اعتبار بيشتري مي‌دهد تا نقد تلويزيوني. در حالي كه اگر قرار است منتقدان به ارتقاي دانش و درك سينمايي مخاطبان كمك و آنها را آماده پذيرش آثار فاخرتري كنند بايد از طريق نقد برنامه‌هاي تلويزيوني كه طيف مخاطبان بيشتري را به خود اختصاص مي‌دهد به اين هدف دست يابند.

اگر قرار است تلويزيون از سطحي‌نگري رها شده و به سمت توليد آثار فاخرتري حركت كند، بيش از هر چيز به نقد علمي و هنري نيازمند است و شايد به جرأت بتوان گفت بيش از مديران و برنامه‌سازان اين منتقدان تلويزيوني هستند كه مي‌توانند به بهبود و ارتقاي سطح كيفي تلويزيون كمك كنند.

 حتي اگر بپذيريم اساسا قرار نيست تلويزيون كاركردهاي سينما را داشته باشد و رسالت آن ايجاد سرگرمي و تفنن براي سطح عمومي مخاطبان است، بازهم بي‌نياز از شكل‌گيري جريان قدرتمندي در منتقدان تلويزيوني نيست. جرياني كه امروز در عرصه نقد تلويزيوني ما وجود دارد بيشتر خبرنگاران تلويزيوني هستند تا منتقدان تلويزيون و منتقدان تلويزيون همان كساني نيستند كه به عملكرد صدا و سيما انتقاد دارند.

منتقدان تلويزيون در مفهوم تخصصي خود كساني هستند كه به شكل حرفه‌اي و مبتني بر رويكردهاي گوناگون نقدنويسي به تجزيه و تحليل برنامه‌هاي تلويزيوني مي‌پردازند و فقدان يا نقصان حضور آنها در عرصه نقدنويسي، فقط غول اين جعبه جادو را قوي‌تر مي‌كند و بر افسونگري آن مي‌افزايد. اهتمام به نقد و منتقدان تلويزيون تنها راه افسون‌زدايي و رمزگشايي از اين جعبه جادوست.

 


١٧:١٧ - 1391/01/12    /    شماره : ٢٨٧٢    /    تعداد نمایش : ٨١٠



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :6218
کل بازديدها :17224706
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :199614