نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

درس هایی از خطابه غدیر : عدل

عدل جزء صفات خدا

در این درس جملاتی از خطابه ی غدیر که راجع به عدل می­باشد را بیان می­کنیم و سپس، اين که چرا عدل جزء اصول اعتقادات شيعه شده است را مورد بررسی قرار می­دهیم.

« فَهُوَاللَّهُ الَّذي لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ اَلْحَسَنُ الصَّنيعَةِ الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر » [1]

«پس اوست « الله » و معبودی جز او نیست هم او که صنعش استوار و ساختمان آفرینش اش زیباست . دادگری که ستم روا نمی دارد .»

خداوند آن عدلی است که جور و ستم نمی­کند. چرا خدا عدل است؟ بايد بگویيم خدا عدل است يا عادل است؟ خدا عِلم است يا عالِم است؟ عرب برای کسی­که صفتی را به شدّت و فراوان داشته باشد، از باب مبالغه، مصدرش را به ­کار می­برد. لذا می­فرماید: « الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر » خدا عدل است نه العادل؛ يعنی تجسّم عدل است. در ادبيات عرب زيدٌ عدلٌ در مبالغه ضرب­المثل شده. وقتی می­خواهند بگويند کسی صفتی را بسیار دارد، مي­گویند از باب زيدٌ عدلٌ است. «­الله عدلٌ­» و« الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر » خدا عدلی است که ظلم و جور نمی­کند. این جزء صفات خداست.

 أَسْمَعُ لاِمْرِهِ وَاُطيعُ وَأُبادِرُ إِلي‏ كُلِّ مايَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ »: [2]«فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم وبه سوی هرآنچه مایه ی خوشنودی اوست ، می شتابم و به حکم و فرمان او تسلیم .»

پيامبر اکرم صلی­ الله­ عليه­ وآله می­ فرمایند: من امر خدا را می­شنوم، اطاعت می­ کنم،به رضايت خدا مبادرت می­ کنم و تسليم قضای خدا می­ شوم.

«رَغْبَةً في طاعَتِهِ ­وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِه.ِ »[3] :« چرا که به فرمان بری او شایق واز کیفر او ترسانم.»

«­لِأنَّهُ اللَّهُ الَّذي لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلايُخافُ جَورُهُ­»[4] چون خدايی است که کسی از مکر و حيله­اش در امان نيست و از جورش ترسيده نمی­شود؛ چون جور ندارد.

«­لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ­» مقدمّه­ است برای «­وَلايُخافُ جَورُهُ­»؛ يعنی اگر خداوند متعال مکر دارد، مکرش بی­عدالتی نيست.

در قرآن کریم داریم:

﴿­وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين﴾ [5]­  ﴿خدا بهترين مکرکنندگان است.﴾

به­ اين معنا که به ما پاداش مي­دهد و پاداش او «­لايُخافُ جَورُهُ­» است، از جورش ترسيده نمی­شود. برای اين که اصلاً خدا ظلم و جور ندارد. خدا عدل مطلق است. نه اين که فقط عادل است، بلکه عدل است. در قرآن کريم بسيار داريم که خدا عادل است.

باز در قرآن کريم داریم:

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان﴾[6]­     وقتی کسی به عدل و احسان امر می­کند، خودش هم بايد عادل باشد.

﴿­أنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيد﴾[7]­­     خدا به بندگانش ظلم نمی­کند. 

ظَلاّم صيغه­ ی مبالغه است؛ مثل عدل. مثل اينکه بگویند: خدا به بندگانش خيلی ظلم نمی­کند! هيچ ظلم نمی­کند. به تعبير ديگر می­گويند چون خدا عادل مطلق است، اگر کوچک­ترين ظلمی هم بکند، زياد به حساب می­آید. ظَلاّم می­شود، ظالم نمی­شود. «­الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر­» خدا عدل مطلق است. ﴿­لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيد­﴾ خدا ظلم­کننده به بندگانش نيست؛ بلکه به بندگانش عدل می­ورزد.

درانتهای قسمت دهم مستقیما تذکر اخلاقی می­فرمایند:

« مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوي، التَّقْوي، وَاحْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: ﴿إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَي‏ءٌ عَظيمٌ﴾[8] . اُذْكُرُوا الْمَماتَ (وَالْمَعادَ) وَالْحِسابَ وَالْمَوازينَ وَالُْمحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَي رَبِّ الْعالَمينَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ. ­»: [9] «  هان مردمان! پرهیزکاری! پرهیزکاری! از سختی رستخیز به پرهیزید آن سان که خداوند عزوجل فرموده : ﴿ البته زمین لرزه ی رستاخیز حادثه ای بزرگ است... ﴾   یاد آورید مرگ و قیامت را ، حساب و ترازوهای ( اعمال) را ، محاسبه ی در برابر پروردگار جهانیان و پاداش و کیفر را . پس آن که نیکی کرد پاداش گیرد و آن که بدی کرد بهره ای از بهشت نخواهد برد. »

از ساعت قيامت بترسيد

«­كَما قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: ﴿إنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَي‏ءٌ عَظيمٌ﴾­ ­اُذْكُرُوا الْمَماتَ وَالْمَعادَ وَالْحِسابَ وَالْمَوازينَ وَالُْمحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَي رَبِّ الْعالَمينَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ­» اين­ها را به ياد آوريد.

« فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثيبَ عَلَيْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَيْسَ لَهُ فِي الجِنانِ نَصيبٌ­»:[10]« کسی­که حسنه بياورد­، کار خوب بکند، ثواب می­برد.و آن که بدی کرد بهره ای از بهشت نخواهد برد.»

کسی­که کار بدی انجام بدهد، در بهشت نصيبی ندارد.

سنجش اعمال

اين­ها همه دامنه­ های عدل خداوند است. آنچه بيشتر عدل خدا را نشان می­دهد، چند واژه است. ممات و معاد را به ­ياد آوريد. «­الحساب» حساب روی عدالت است.

﴿ ­نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْط﴾[11]­   خداوند متعال شما و اعمالتان را با ميزان­های قسط و ترازوهايی که عدل و اندازه­اند، می­سنجند.

«­المحاسَبَة­» يعنی خدا کارهای شما را حساب می­کند. يک­بار حساب گفته و يک­بار محاسبه، تأکيد هم­ديگرند.« وَالْمحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَي رَبِّ الْعالَمينَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ­»: ثواب و عقاب هم نتيجه­ی عدل است.

آن چه مستقيماً راجع به عدل صحبت شده، همين سه مورد بود.

عدل اصول اعتقادات شیعه

مطرح می­کنند که چرا در مذهب شيعه عدل جزء اصول اعتقادات آمده است؛ در حالتی­که عدل هم يکی از صفات خداست. خدا صفات فراگيرتری دارد؛ مثل ربوبيّت، رحمانيّت، حيات، عِلم. ربوبيّتِ خدا همه­ی جهان را اداره می­کند؛ اما آیا عدلِ خدا فقط در مورد گناه­کاران است؟ بنابراين خدا با صفت عادل بودنش، يک عده را اداره می­کند و گناه­کاران را به جهنم می­برد و عذاب می­کند. بقيه­اش با صفات ربوبيّت، رحمانيّت و ذوالفضل­العظيم بودن خداست،. عدل دنباله­ی توحيد و خداشناسی و اثبات­کننده­ی معاد است. خدايی که ما اثبات می­کنيم، خدای حکيم علی­الاطلاق است.

﴿ما خَلَقْتَ هذا باطِلا﴾[12]­ حکيم علی­الاطلاق کار بيهوده و عبث نمی­کند؛ بلکه هدف­دار است. معاد در اعتقادات هر کسی­که صاحب فطرت است، جا دارد. در نتیجه، خداوند متعال ـ که جهان را آفريده است ـ حکمتش اقتضا می­کند که معاد باشد و از توحيد و   نبوّت   به معاد منتقل می­شويم.

در اسلام عده­ای به نام اشعری­ها   معتقد به جبرند. می­گویند: هر کاری که ما می­کنيم در واقع کار خداست. سر تا سر قرآن کريم پر است از تذکر به ثواب و عقاب و امر و نهی. قرآن و تمام اديان می­گویند: اگر اين کارها را بکنيد به بهشت می­رويد و اگر اين کار را بکنيد به جهنم می­رويد. اگر قرار باشد جهنم برويم و مجبور باشيم؛ پس نعوذ بالله خدا ظالم است و عادل نيست؟! مثلاً شما الآن میوه­ای می­خورید، این شما نیستید که می­خورید؛ خدا مجبورتان کرده است! شما نمی­خوريد، نخوردن میوه کار شما نيست؛ کار خداست! آنکه نماز می­خواند، خدا مجبورش مي­کند! آنکه کار بد می­کند، خدا مجبورش مي­کند! پس برای­ چه خدا جهنم می­برد؟ اگر انسان جبری باشد، ثواب و عقاب، بهشت و جهنم، لازمه­اش عدم عدالت خداست. شيعه مي­گوید: « لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ »[13]­ پس عدالت خدا را اثبات می­کند. ائمه علیهم­السلام جبر و تفويض را نفی کرده­اند.

عدالت از صفات خداست؛ اين صفت نشان­دهنده­ی آزادی و اختيار انسان است. لذا جزء اصول اعتقادات شيعه شده است. شيعه معتقد به اختيار است؛ نه جبر و نه تفويض.

معنای عدل چيست؟

«­إعْطَاء كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّه‏­»:[14] این معنای عدل است؛ به هر صاحبِ حقّی، حقّش را بدهيم.

به­ طور مثال مي­گویيم کسی­که کارگری می­کند، باید روزی بیست تومان بگيرد. کسی­ که مهندسی مي­کند، باید روزی دویست تومان بگيرد. پس اگر به مهندس بیست تومان بدهند و به کارگر دویست تومان بدهند، اين خلاف عدل است.

﴿­إنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إمَّا شاكِراً وَ إمَّا كَفُورا﴾[15]­

می­خواهیم بگویيم خداوند متعال عادل است؛ پس باید انسان را آزاد آفريده باشد تا بهشت و جهنم داشته باشد. بنابراين عدل ـ که جزء اصول اعتقادات شيعه و اصول مذهب است ـ نشانه­ی استحقاق ثواب و عقاب و دلیل امر و نهي خداست؛ پس معاد و بهشت و جهنم، درست است. ان­شاءالله در آينده، اگر بحث ادامه پيدا کرد، عدل در توحيد و ... را می­خوانيم.

 عدل معنای ديگری هم دارد که البته اين جا خيلی گذرا مطرح شده: «وَضْعُ كُلِّ شَي‌ءٍ في مَوْضِعِه»[16]

هر چيزی را در جای خودش قرار دادن. اين معنا منافاتی با معنای قبلی ندارد، بلکه فراگيرتر است. این که به دو کفه­ی ترازو عدلين می­گویند، از همين لغت است؛چون هر کدام درجای خودشان­اند و با هم موازنه دارند. هر چيزی که بالانس باشد عدل است. پيامبر اکرم صلی­الله­عليه­وآله­ در خطابه­ی غدير راجع به ائمه عليهم­السلام می­فرمايند:

«مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذي أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِي مِنْ بَعْدي. ثُمَّ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدي)، يَهْدونَ إِلَي الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلونَ. »:[17]« هان مردمان! خداوند را صراط مستقیم منم که فرمان به پیروی آن داده و سپس علی است و آنگاه فرزندانم از نسل او ، پیشوایان هدایت اند که به راستی و درستی راه می برند و با حق دادگری کنند. »

به سوی حقّ هدايت می­کنند و با حقّ عدالت می­ورزند؛ يعنی با ملاک حقّ، هر چيزی را سر جای خودش قرار می­دهند؛ مثلاً در مورد امام زمان عجل­الله­تعالی­فرجه­الشريف همين­جا می­فرمایند:

«­أَلا إِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذي فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذي جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.»:[18]«هشدار ! او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند. »

به هر صاحبِ فضلی به اندازه­ی فضلش و به هر صاحبِ جهلی به اندازه­ی جهلش می­دهد. یعنی عدالت دارد؛ و هر چيزی را سر جاي خودش می­گذارد. يکی از بزرگ­ترين آثار مديريت بين­المللی ـ که در کتاب­های مديريت بحث شده ـ اين است که يک مدير موفّق کسی است که استعداد­ها را شناسايی کند،و از هر استعدادی به اندازه­ی توانش استفاده نماید. اين عدل است. « وَضْعُ كُلِّ شَي‌ءٍ في مَوْضِعِه » خدا به اين معنا هم عادل است؛ يعنی در عالَم تکوين، هر چيزی در جای خودش است؛ چشم، گوش، بينی، دست، پا و... . جالب است که اين عدل در ذرّه ذرّه­ی اشياء جریان دارد. در واقع يکی از زيرشاخه­های ربوبيّت و رحمانيّت خداست.

«و قال النبي ص بالعدل قامت السماوات و الأرض » [19]به اين معنا هم خداوند عادل است.


پی نوشت ها :

  1.  سروش آفتاب /  قسمت 1 :68
  2. سروش آفتاب / قسمت 1 :72
  3. سروش آفتاب / قسمت 1 :74
  4. سروش آفتاب / قسمت 1 :74
  5. آل عمران (3):  54 و انفال (8): 30.
  6. نحل (16):  90.
  7. آل عمران (3) 182؛ انفال (8) 51؛ حج (22) 10و در این دو نشانی با همین معنا ولی لفظ دیگر: فصلت (41) 46؛ ق(50) 29   
  8. الحج(22): ‏1.
  9. سروش آفتاب / قسمت 10 :146
  10. سروش آفتاب /  قسمت 10 :146
  11. انبیا (21) 47.
  12.  آل عمران(3): 191 .
  13. بحارالأنوارج 4 ص 197 ؛ الكافي ج 1  ص
  14. مستدرك‏الوسائل   ج  13 ص 158 ذكر ما ينبغي أن يأخذ الوالي به نفسه.
  15. انسان (76): 3.
  16. ولاية الفقيه في حكومة الإسلام ج‌4ص 128.
  17. سروش آفتاب /  قسمت 120:7
  18. سروش آفتاب /  قسمت8 :132
  19. عوالي‏اللآلي  ج   4     ص102    الجملة الثانية في الأحاديث المتعلقة


١٢:٣٠ - 1392/04/20    /    شماره : ١٢٦١٨    /    تعداد نمایش : ٨٠٧



خروج





   مطالب مرتبط
 درسهایی از خطابه غدیر 1 (خبر)
 درسهایی از خطابه غدیر(افعال خداوند) (خبر)
 اثبات غدیر در آیات قرآن (خبر)
 10 روزبه عيد سعيد غديرخم باقي است (خبر)
  پيامبراعظم غدير و ولايت (خبر)
 روزشمار عيد غدير (خبر)
 ویژه نامه غدیر (خبر)
 غدير از ديدگاه اهل سنت (خبر)
 غدير و ظهور ولايت در آيه تبليغ (خبر)
 تفسير آيه تبليغ (خبر)
 غدير و فلسفه سياسى اسلام (خبر)
بازدیدها
امروز :9073
کل بازديدها :17164886
بازديدکنندگان آنلاين :24
بازديدازاین صفحه :199154