نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > لوای تشیع > فرهیختگان و عالمان 


  چاپ        ارسال به دوست

رضا استادى

استاد پژوهش

عبدالرحيم اباذرى

تولد و خانواده

رضا استادى مقدم تهرانى مشهور به استادى فرزند مرحوم حاج خداداد استادى در سال 1316 ش در يكى از محلات جنوب تهران، محله تكيه حمام خانم (نزديك بازارچه نايب السلطنه) ديده به جهان گشود. پدرش مردى متدين و داراى حساب سال بود و خمس اموال خود را مرتب پرداخت مى كرد. به شركت در نماز جماعت اهتمام ويژه داشت، بارها توفيق يافت به زيارت عتبات عاليات و مشهد مشرف شود. هر ماه در منزل مجلس روضه برگزار مى نمود. روحانى محل نيز مدتها در منزل وى مستأجر بود. اين امور سبب شده بود او مورد احترام و اعتماد مردم باشد. حاج خداداد در سال 1372 ش، چشم از جهان فرو بست و بنا به وصيتش در وادى السلام قم به خاك سپرده شد.[1]

برادران وى، حاج اكبر و حاج مهدى از بازاريان تهران هستند. حاج مهدى در دوران ستمشاهى عضو جمعيت «هيئت هاى مؤتلفه» و از نزديكان آقاى عسكر اولادى بود. او در راستاى مبارزات ضد رژيم شاهنشاهى دستگير و مدتى در زندان قزل قلعه محبوس شد. او پس از پيروزى انقلاب اسلامى با آقاى عسكر اولادى در كميته امداد امام خمينى همكارى مى كند.[2]

تحصيلات ابتدايى

تحصيلات ابتدايى را از شش سالگى در مدرسه خسروى (از مدارس ملى، در حد فاصل بين بازار چهارسو و گذر لوطى صالح) آغاز نمود. بعد از اتمام كلاس ششم در دوازده سالگى، چهار سال جنب مغازه پدر مشغول كسب شد و مدتى هم در يك كتابفروشى كار كرد.

رفت و آمد وى به مدرسه مروى، مسجد امين الدوله بازار و مسجد ملاّ محمدجعفر و آشنايى با امام جماعتهاى آن، مانند آيت الله شيخ احمد مجتهدى[3] و آيت الله عبد الكريم حق شناس،[4]شيفته حوزه و روحانيت شد و با شركت در درس و بحث اين بزرگان علاقه زيادى از خود به علوم دينى نشان داد. در اين ميان تشويق بعضى دوستان و آشنايان و همكارانِ پدر هم شوق او را دو چندان كرد.[5]

تحصيل در حوزه

درس طلبگى و استفاده هاى اخلاقى را از حدود شانزده سالگى در مدرسه مروى، مسجد سيد عزيز الله، مدرسه ملاّ جعفر و مسجد امين الدوله و... شروع كرد و مقدمات علوم اسلامى از قبيل جامع المقدمات، سيوطى، مغنى و حاشيه ملاّ عبدالله و مباحث اخلاقى را طى دوره چهار سال از محضر آقايان شيخ عبدالكريم حق شناس، شيخ احمد مجتهدى، شيخ هادى مقدس واعظ و ميرزا عبدالعلى تهرانى (امام جماعت مسجد بزازها) و... فرا گرفت. در همين ايام با حضرات آقايان سيد محسن خرازى و شهيد غلامحسين حقانى آشنا و هم درس شد.

در حدود سال 1335 ش براى تكميل تحصيلات به شهر قم هجرت كرد. سال اول با دوست صميمى اش سيد محسن خرازى در منزلى كنار مدرسه حجتيه ساكن شد و سال دوم در منزل آقاى خرّازى سكونت اختيار كرد. در سال سوم چون پدرش براى او منزل خريده و ازدواج كرده بود، به منزل شخصى خود منتقل گرديد.[6]

اساتيد

در قم بخشى از كتاب مطول را نزد شيخ رحمة الله فشاركى و شيخ مصطفى اعتمادى فرا گرفت و اغلب كتاب شرح لمعه را از محضر شيخ محمدتقى ستوده بهره برد و با اين استاد بيش از همه مأنوس شد. سطوح عالى از قبيل رسائل، مكاسب و كفايه را از محضر حضرات آيات سلطانى طباطبائى، حسينعلى منتظرى، شيخ محمد شاه آبادى، احمد آذرى قمى، ابوالقاسم خزعلى، نورى همدانى، مكارم شيرازى و جعفر سبحانى استفاده كرد.[7]

مدت اندكى هم درس فلسفه را از محضر حضرات آيات شيخ محمد شاه آبادى و جوادى آملى آموخت و در كنار آن مدت كمى در درس تفسير علامه طباطبايى، آيت الله خزعلى و آيت الله سبحانى حاضر شد و مدتى متمادى در درس اخلاق حضرات آيات شيخ عباس تهرانى و حاج آقا حسين فاطمى شركت كرد.[8]

آقاى استادى پس از اتمام سطوح عالى حوزه به درس خارج فقه و اصول مراجع عظام و فقهاى كرام راه يافت و در اين مرحله از محضر علمى آيات عظام: سيد حسن فريد گلپايگانى، سيد محمدرضا گلپايگانى، سيد محمد محقق داماد، سيد كاظم شريعتمدارى، شيخ محمدعلى اراكى، سيد موسى شبيرى زنجانى استفاده كامل برد. طى مسافرتى به قصد زيارت عتبات عاليات به نجف اشرف هجرت كرد و طى هفت ماه اقامت در آن حوزه مقدس احياناً در درس آيات عظام امام خمينى، خوئى و شهيد صدر نيز شركت كرد[9] و در نهايت به مقام والايى در علوم اسلامى رسيد.[10]

در عرصه تدريس


آيت الله استادى در كنار تحصيل اهتمام ويژه اى به تدريس نشان داد و به عنوان يكى از اساتيد سرشناس حوزه علميه قم مطرح شد. وى كتابهاى درسى از جمله شرح لمعه، اصول فقه، مكاسب، رسائل جديده، رسائل، كفايه و نيز دروس جنبى چون اصول عقايد، تفسير و... را براى علاقمندان تدريس و شاگردانى را تربيت كرد. پس از پيروزى انقلاب در دانشگاه رضوى مشهد و دانشگاه آزاد قم نيز تدريس كرد.

وى از شخصيتهاى بزرگى، مانند آيات شيخ محمدتقى شوشترى نويسنده قاموس الرجال، سيد مصطفى صفائى خوانسارى و سيد مرتضى نجومى كرمانشاهى اجازه روايت گرفت كه متن دو مورد اخير بسيار مفصل مى باشد.[11]

تلاشهاى تبليغى و فرهنگى

او از نخستين سالهاى تحصيل به امر مهم تبليغ و ارشاد مردم پرداخت. در اولين مسافرت تبليغى ماه محرم همراه حجة الاسلام آقا شيخ مهدى غفارى تهرانى، به اردكان يزد رفت[12] و دو ماه محرم و صفر را به تبليغ در محافل مختلف اين شهر گذراند. يكى از ثمرات اين سفر آشنايى و ارتباط با آيت الله آقا سيد روح الله خاتمى بود. حسن خلق، مردم دارى و خدمت رسانى به محرومان و ساير فضائل اخلاقى اين روحانى مخلص موجب شد كه آقاى استادى از ارادتمندان وى شود.[13]

آيت الله استادى يك محرم و رمضان ديگر، در «قالهر» كاشان و ماه رمضان ديگرى در اهواز به تبليغ پرداخت و چون نامه اى از طرف شخصى به آيت الله حاج سيد على بهبهانى رامهرمزى داشت، وارد منزل او شده و آقاى رامهرمزى او را به منطقه «باغ ملك» فرستاد، ولى چون شرايط باغ ملك مناسب نبود، به اهواز آمد و از آنجا به قم بازگشت، اما اين رويداد موجب نشد او از امر تبليغ و ارشاد دست بكشد.[14]

اطراف تهران، بعضى مساجد تهران، اطراف كرج، قم و كاشان از جمله مناطقى بودند كه وى در برخى از سالها و ايام تعطيلى و تبليغى به ارشاد و راهنمايى مردم مى پرداخت.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى فعاليتهاى تبليغى و فرهنگى اش را توسعه داد و حتى به شهرهاى تبليغى و فرهنگى خارج از كشور رفت. در سفر به لندن در كنگره «امام حسين و نهضت عاشورا» و در لبنان در مراسم بزرگداشت سيد عبد الحسين شرف الدين به سخنرانى پرداخت.[15]

حضور و سخنرانى در كنگره ها، سمينارها و محافل علمى از قبيل كنگره شيخ انصارى، شيخ فضل الله نورى، ميبدى، شهيد سيد حسن مدرس، ميرزا كوچك خان جنگلى، فاضلين نراقى، سيد عبد الحسين شرف الدين، اقتصاد اسلامى و شناخت حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام)در ايران را مى توان از تلاشهاى فرهنگى و تبليغى وى به شمار آورد. سخنرانى قبل از خطبه هاى نماز جمعه تهران و امامت جمعه شهر قم از ديگر فعاليتهاى اوست.[16]

از همه مهمتر همكارى ايشان با آيت الله خرازى و چند نفر ديگر در راه اندازى مركز بزرگ علمى ـ فرهنگى و دينى (مؤسسه در راه حق) است، اين مؤسسه مهم كه در سال 1342 ش تأسيس شد، جزوات دينى و كتابهاى مذهبى در موضوعات گوناگون را به طور رايگان در سرتاسر ايران در اختيار جوانان قرار مى داد و تأثير بسيارى در هدايت دينى آنان داشت.[17]

فعاليتهاى مبارزاتى

آيت الله استادى در سال 1342 ش و پس از فاجعه مدرسه فيضيه و قيام 15 خرداد كه به دستگيرى حضرت امام انجاميد، در حالى كه از فضلاى جوان به شمار مى رفت، از سوى استادش آيت الله شيخ محمد شاه آبادى به منطقه بَرَغان كرج اعزام شد و ضمن تبليغ و ارشاد، به روشنگرى نسبت به مسائل روز پرداخت و از حضرت امام خمينى (ره) تجليل كرد.

پس از بازگشت از اين مأموريت، به عنوان يكى از فضلاى سرشناس تهران، پاى اعلاميه اى را كه به عنوان اعتراض به دستگيرى حضرت امام خطاب به هيئت دولت نگارش يافته بود، امضا كرد.[18] چند نمونه ديگر از امضاهاى او در ذيل بيانيه ها و تلگرامهاى علما و فضلاى حوزه علميه قم (جامعه مدرسين فعلى) به عنوان اعتراض به رژيم و حمايت از نهضت اسلامى، گوياى تعهد و حضور او در صحنه هاى سياسى آن دوران در حدّ تشخيص خود است.[19]

آثار قلمى

آيت الله استادى در عرصه تأليف و تحقيق فردى پركار و بانشاط است و آثار ارزشمندى دارد. او تلاش در اين وادى را از سال 1350ش آغاز كرد. تشويق و راهنمايى بعضى اساتيدش، بويژه آيت الله سبحانى،[20] در پيشرفت او نقش بويژه اى داشت. اين انديشمند پرتلاش همواره مى كوشد خلائى علمى را پر كند، جلوى انديشه هاى باطل را بگيرد يا دست كم به شبهاتى كه در سطح جامعه مطرح است، جواب دهد.

آثار قلمى آقاى استادى را در سه محور (تأليف، تصحيح، فهرست نگارى)، مى توان تقسيم كرد.

الف: تأليفات

1 - اصول دين براى همه: اين كتاب كه در سال 1350 ش چاپ شد، اولين اثر قلمى استاد به شمار مى آيد و با تشويق و راهنمايى آيت الله سبحانى نگارش يافته است. كتاب حاوى يك دوره اصول عقايد به زبان ساده است و بخش آخر به زندگى ائمه اطهار اختصاص دارد.

اين كتاب كه به خاطر روان، گويا، مستدل بودن با استقبال عموم روبه رو شد، توسط انتشارات دارالفكر در قم به چاپ رسيد و تاكنون بارها در قطع جيبى و رُقعى چاپ شده است.

2 - سرگذشت كتاب شهيد جاويد: اين كتاب نقد نظرات مرحوم شيخ نعمت الله صالحى نجف آبادى پيرامون نهضت عاشورا و قيام اباعبدالله الحسين(عليه السلام) است. وقتى كتاب شهيد جاويد در سالهاى 1349 ـ 50 انتشار يافت. نقدها و اعتراضهاى زيادى را برانگيخت كه بعضى از آنها بسيار تند و احياناً اهانت آميز بود، اما نقد آيت الله استادى به خاطر محتواى مستدل، متقن، منطقى و رعايت كردن ادب نويسندگى و پرهيز از عبارت پردازى مورد توجه انديشمندان حوزوى قرار گرفت. شخصيتهاى برجسته حوزه مانند حضرات آيات سيد احمد خوانسارى، سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى، سيد محمدرضا گلپايگانى، محمدتقى فلسفى، علامه سيد مرتضى عسكرى و شهيد مطهرىطى ارسال نامه و اظهاراتى از وى تقدير و تشكر كردند.[21] جالب اينكه مؤلف براى نگارش اين كتاب، حدود هشتاد منبع موثق پيرامون اين موضوع را مطالعه و تحقيق كرد و حدود دويست ساعت وقت صرف آن نمود.[22]

3 - تحقيقى درباره دعاى ندبه: اين اثر در سالهايى نوشته و چاپ شد كه در محافل روشنفكرى برخى افراد از روى حسن نيت و جهالت و برخى مغرضانه ارزشهاى اسلامى از جمله دعاى ندبه را به باد انتقاد گرفته بودند. آقاى استادى با اين تحقيق ارزشمند در مقابل آنها ايستاد و از حريم فرهنگ تشيع دفاع كرد. اين اثر چند بار چاپ شد و علامه بزرگ شيخ محمدتقى شوشترى طى نامه اى در مورخ 16 / 6 / 1351 از زحمات او تجليل و براى او دعا نمود.[23]

4 - تحقيق در يك مسأله فقهى: موضوع اين كتاب «ريش تراشى» است. مؤلف در هدف از نگارش آن مى نويسد:

«در همان سالها (دهه چهل) جزوه اى با عنوان «در اسلام هيچ دليلى بر حرمت ريش تراشى وجود ندارد.» نوشته آقاى سيد حسن صفوى، دكتر در ادبيات منتشر شد. بنده نه از اين جهت كه در اين مسأله كه يك حكم فرعى است نبايد اجتهاد شود و يا فتواى خلافى داده شود، بلكه از اين نظر آن را خطرناك و دردآور يافتم كه يك نفر غير متخصص، وارد حوزه تخصصى فقه و فقها شده و آنها را متهم كرده است كه نعوذ بالله فتواى بدون دليل صادر كردند. لذا درصدد پاسخگويى برآمدم.»[24]

اين كتاب سال 1356 در 176 صفحه به چاپ رسيد.

5 - توضيحى پيرامون غنيمت در آيه خمس: اين اثر تحقيقى نيز در مقابل كسانى نگارش يافت كه مشروعيت خمس و زكات را زير سؤال برده و با قلم فرسايى مغرضانه اذهان برخى از مردم را بر ضد حوزه روحانيت و تشيع مسموم ساخته بودند.[25]

6 - شفاعت در قرآن و حديث.

7 - شورى در قرآن و حديث.

8 - امامت در چند درس.

9 - چهل داستان.

10 - خاتميت از ديدگاه عقل، قرآن و حديث.

11 - ده رساله.

12 - بيست مقاله.

13 - سى مقاله.

14 - چهل مقاله.

15 - مقدمه اى بر ملل و نحل.

16 - سى مجلس پيرامون قرآن و عترت.

17 - بيست مجلس پيرامون عهدنامه مالك اشتر.

18 - هفتاد و دو منبر.

19 - نوزده ستاره و يك ماه.

20 - آيينه صدق و صفا.

21 - يادنامه علامه سيد ابوتراب خوانسارى.

22 - شرح احوال آيت الله العظمى اراكى (ره)

23 - شرح احوال خاندان نراقى.

24 - دانشمندان شيعه.

25 - دانشمندان گلپايگان (درسه جلد)

26 - شرح احوال و آثار محقق حلى.

27 - آشنايى با تفسير و مفسران.

28 - گزيده منتهى الآمال.

29 - مختصر نجم الثاقب.

30 - اصول عقايد: در چهل درس تنظيم شده است.

31 - مدارك نهج البلاغه.

32 - شرائط اجتهاد.

33 - رؤياى نور: مختصر دار الاسلام عراقى است.

34 - نگاهى به خوانسار.

35 - 375 نكته.

36 - ابناء الزهراء، ابناء الرسول.

37 - كلمات الاعلام حول جواز الشهادة يا الولادة فى الاذان و الاقامة.[26]

38 - بررسى لغت نامه دهخدا: اين كتاب نفيس در نقد و بررسى لغت نامه بزرگ مرحوم على اكبر دهخدا نگاشته شده است كه حكايت از عمق مطالعه و دقت نظر و اشراف ستودنى ناقد نسبت به اين دائرة المعارف دارد. مؤلف انصاف و دورى از تعصب و در عين حال غيرت دينى خود را به نمايش گذاشته است.

39 - حديث منبر.

40 - كشكول منبر.

41 - من اعلام الشيعة.

42 - فاطمه(عليها السلام) در آيينه القاب.

43 - كتابنامه امام صادق(عليه السلام)

44 - كتابنامه امام حسين(عليه السلام)

45 - كتابنامه نهج البلاغه

46 - كتابنامه نماز با همكارى آقاى انصارى قمىيادآورى

بسيارى از اين كتابها مجموعه اى از مقالات آقاى استادى است كه در طول حدود بيست سال ابتداء در تعدادى از مجله هاى معروف چاپ شده و سپس به صورت كتاب درآمده است.

مقالات علمى استاد از صد عنوان افزون تر است و تعدادى از آنها در قالب كتابى مستقل چاپ شده است.

ب: فهرست نگارى

امروز فهرست نگارى از رشته هاى مهم و تخصصى در حوزه ها و دانشگاهها به شمار مى آيد. آيت الله استادى از همان اوائل طلبگى با نسخ خطى و غير خطى آشنا و مأنوس شد و چون وارد حوزه علميه گرديد، اين علاقه و ارتباط شدت بيشترى گرفت به گونه اى كه وى كتابخانه اى در خور توجه براى خود تشكيل داد.

در اين كتابخانه دهها جلد نسخه خطى بود. ايشان فهرست نگارى را از كتابخانه شخصى خود آغاز و تجربه كرد. بعد چون علاقه ويژه به اين مهم داشت، كتابخانه هاى عمومى و شخصى چند نفر ديگر از علماى اعلام را نيز فهرست نمود.[27]

آيت الله استادى در اين رشته، تبحر و تخصص ويژه دارد و در رديف شخصيتهاى سرشناس كشور شناخته مى شود. هم اينك موارد فهرست نگارى وى از نسخ خطى كتابخانه هاى مختلف كه خوشبختانه همه به چاپ رسيده و در دسترس علاقمندان است را مرور مى كنيم:

1 - فهرست كتابخانه مدرسه فيضيه: سه جزء در دو مجلد، چاپ قم.

2 - فهرست كتابخانه عمومى آيت الله گلپايگانى: جلد دوم و سوم، چاپ قم.

3 - فهرست كتابخانه مدرسه حجتيه قم. چاپ قم.

4 ـ فهرست كتابخانه مسجد اعظم قم: چاپ قم.

5 ـ فهرست كتابخانه مدرسه مروى تهران: چاپ قم.

6 - فهرست كتابخانه حسينيه شوشترى هاى نجف: چاپ تهران، اين فهرست كه اصل آن از آقاى اسماعيليان و تنظيم و تكميل آن از آقاى استادى است، در جلد 11 و 12 نشريه دانشگاه به چاپ رسيده است.

7 - فهرست كتابخانه مدرسه حجازيهاى قم: اين نسخه هاى خطى به كتابخانه مدرسه آيت الله گلپايگانى انتقال يافت.

8 - فهرست كتابخانه شخصى آقاى طبسى حائرى در قم.

9 - فهرست كتابخانه شخصى حاج شيخ على خوانسارى: اين نسخه هاى خطى به مدرسه مهديه خوانسار منتقل شد.

10 - فهرست كتابخانه شخصى آيت الله حجت كوه كمرى: اين نسخه ها به كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى منتقل شده است.

11 - فهرست صد نسخه از نسخ خطى حاج آقا اسماعيل هدايتى: اين نسخه ها و نسخ باقيمانده از كتابخانه وى به مدرسه آيت الله گلپايگانى منتقل شد.

پنج فهرست اخير در مجله نور علم، نشريه جامعه مدرسين حوزه علميه قم به چاپ رسيد.

12 - فهرست كتابخانه امام زاده هلال واقع در آران كاشان. در مجله وقف ميراث جاويدان نيز به چاپ رسيد.

13 - فهرست كتابخانه آيت الله سيد مصطفى صفايى خوانسارى در يك جلد: همه نسخ به كتابخانه آستان قدس رضوى در مشهد منتقل شد.

14 - فهرست صد و شصت نسخه خطى: چاپ قم. اين نسخ به كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى منتقل شد.

15 - آشنايى با چند نسخه خطى: چاپ قم. شامل فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران و فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه شخصى آيت الله سيد احمد زنجانى و نسخه هاى خطى كتابخانه آيت الله سيد مهدى روحانى است كه با همكارى آقاى مدرسى طباطبائى آماده شد.

16 - فهرست دويست و سى نسخه خطى در تهران: اين فهرست در مجله نور علم چاپ شد و نسخ خطى آن به كتابخانه آستان قدس رضوى انتقال يافت.[28]

ج: تصحيح و تحقيق كتب

محور سوم از آثار آيت الله استادى را تصحيح كتب و تحقيق در آثار فقهاء، محدثان و ساير بزرگان شيعه به خود اختصاص داده است. كار و تلاش وى در اين عرصه نيز ستودنى است. اين آثار ذوق و استعداد و تسلط لازم و كافى وى به محتواى آثار و متون فوق را به نمايش مى گذارد. كتب ارزشمندى كه به دست با كفايت استاد تصحيح و تحقيق شده و به چاپ رسيده اند، عبارتند از:

1 ـ الكافى فى الفقه، ابوالصلاح حلبى: چاپ قم.

2 - تقريب المعارف، ابوالصلاح حلبى: چاپ قم.

3 - الرسائل التسع، محقق حلى: چاپ قم.

4 - المسلك، محقق حلى: چاپ قم.

5 - جلد 42 و 43 از جواهر الكلام: چاپ تهران و بيروت.

6 - سير و سلوك منسوب به سيد بحرالعلوم: چاپ قم.

7 - سير و سلوك مير سيد حسين قزوينى: چاپ قم.

8 - جامعة الاصول ملاّ مهدى نراقى: چاپ قم.

9 - شهاب ثاقب ملاّ مهدى نراقى: چاپ قم.

10 - سوال و جواب ملاّ احمد نراقى: چاپ قم، در سه جلد.

11 - حاشيه رسائل شيخ انصارى از شيخ عبد الرسول ساباطى.

12 - حاشيه شفا از آقا جمال خوانسارى.

13 - ترجمه مفتاح الفلاح، شيخ بهائى، از آقا جمال خوانسارى.

14 - حاشيه بر حاشيه شرح تجريد، از آقا جمال خوانسارى.

15 - مائده سماويه، آقا رضى خوانسارى: با همكارى چند نفر.

16 - تسلية الفؤاد، سيد عبدالله شبر: با همكارى آقاى حسين اشكورى و چاپ قم.

17 - ارشاد المستبصر، سيد عبدالله شبر: چاپ قم.

18 - اصول دين، ميرزاى قمى: چاپ قم.

19 - شرعة التسميه، مير داماد: چاپ قم.

20 - خلاصه التوحيد، يكى از رجال دوره قاجار: چاپ قم.

21 - چهارده رساله فارسى، ميرزا احمد آشتيانى: چاپ قم.

22 - وسيلة النجاة فى شرح دعاى السمات، ملاّ عبد الواسع كاشانى: چاپ قم.

23 - الشمائل المحمديه، شيخ عباس قمى: چاپ قم.

24 - فيض القدير بما يتعلق بحديث القدير، شيخ عباس قمى: چاپ قم و با همكارى ديگران.

25 - الدررالنظيم، شيخ عباس قمى: چاپ قم و با همكارى ديگران.

26 - قرة الباقرة، شيخ عباس قمى: چاپ قم.

27 - نفس المهموم، شيخ عباس قمى: چاپ قم به ضميمه نفثة الصدور.

28 - معاد، ملاّ نعيما طالقانى: در سه جلد و چاپ مشهد.

29 - احكام الصلاة: تقريرات درس شريعت اصفهانى، از شيخ محمدحسين سبحانى (پدر آيت الله سبحانى): چاپ قم.

30 - نخبة الازهار فى احكام الخيار: تقريرات شريعت اصفهانى از محمدحسين سبحانى به ضميمه سه رساله ديگر از وى: چاپ قم.

31 - تفسير سوره حمد، حاج آقا حسن فريد اراكى: چاپ قم.

32 - شرح اصول كافى ملاّ صدرا كتاب عقل و جهل: چاپ كنگره ملاّ صدرا.

33 ـ كتاب فى الاخلاق و العرفان، لاحد الحفاظ من اعلام الشيعة الامامية فى القرن الخامس او السادس.

اشراف و نظارت

در اين بخش بعضى از آثار گرانسنگ از فقها و انديشمندان تشيع را مى توان نام برد كه با مديريت، نظارت و اشراف آيت الله استادى، تنظيم و تدوين شده و از طريق كنگره ها و مؤسسات علمى و فرهنگى مختلف به چاپ رسيده است. اسامى آنها به شرح زير است:

1 - الحكومة الاسلامية فى احاديث الشيعة الامامية: (انتشارات مؤسسه در راه حق)

2 - التوازن الاسلامى: (مؤسسه در راه حق)

3 - نُه جلد از مجموعه تأليفات فقه و اصول آيت الله اراكى (مؤسسه در راه حق)

4 - ميزان المطالب، ميرزا جواد آقا تهرانى (مؤسسه در راه حق)

5 - ده جلد از دوره چهارده جلدى تأليفات شيخ مفيد (كنگره شيخ مفيد)

6 - مجموعه هفتاد و يك جلدى مقالات (شامل بيش از دويست مقاله)، (كنگره شيخ مفيد)

7 - مجموعه كتب كنگره فاضلين نراقى (ملاّ احمد و ملاّ مهدى) (كنگره فاضلين نراقى)

8 - مجموعه مقالات و كتب كنگره نخبگان گلپايگان.

9 - مجموعه يازده جلدى كتب مقدس اردبيلى (كنگره مقدس اردبيلى)

10 - مجموعه آثار آقا حسين خوانسارى و آقا جمال خوانسارى (كنگره آقا حسين خوانسارى)

11 - جلد چهارم جامع الشتات ميرزاى قمى (مؤسسه كيهان)

12 - مجموعه سه جلدى حياة النبى، حاج شيخ قوام وشنوى (انتشارات اسوه)

13 - چهار جلد از مجموعه تفسير نور، محسن قرائتى (مؤسسه در راه حق)[29]

مسئوليتهاى فرهنگى و اجرايى

آيت الله استادى در طول فعاليتهاى علمى، فرهنگى و تحقيقى خود، از قبول مسئوليتهاى اجرايى نيز شانه خالى نكرد. برخى از مسئوليتهايش چنين است:

1 - عضو هيئت مديره مؤسسه در راه حق، نزديك به چهل سال.

2 - عضويت در جامعه مدرسين حوزه علميه قم، نزديك به سى سال.

3 - نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى: در دوره هاى سوم و چهارم از استان تهران.

4 - عضويت در شوراى نگهبان با حكم رهبر معظم انقلاب.

5 - عضويت در شوراى عالى مديريت حوزه علميه قم: به مدت دو دهه

6 - مديريت حوزه علميه قم: به مدت 3 سال.

7 - سرپرستى كتابخانه مسجد اعظم.

8 - عضو هيئت امناى دانش نامه جهان اسلام كه زير نظر مقام معظم رهبرى است: به مدت 6 سال.

9 - عضو مشاوران كتابخانه آستان قدس رضوى: به مدت چهار سال.

10 - امام جمعه موقت قم.[30]

[1]. خبرگان ملت، ج 2، ص 61 مصاحبه نگارنده با معظم له در تيرماه 1386.

[2]. مصاحبه.

[3]. شرح حال ايشان را در گلشن ابرار، ج 6، ص 415 بخوانيد.

[4]. زندگىنامه ايشان در گلشن ابرار، همين جلد آمده است.

[5]. همان.

[6]. خبرگان ملت، ج 2، ص 61.

[7]. همان، ص 62.

[8]. همان، ص 62.

[9]. بخشى از گزارش اين سفر از سوى ساواك در مجموعه «امام خمينى در آينه اسناد» آمده است.

[10]. از آغاز تاكنون، ص 40.

[11]. خبرگان ملت، ج 2، ص 63. متن كامل اجازهنامه آيتالله نجومى در كتاب «من اعلام الشيعه»، نوشته آقاى استادى چاپ شده است.

[12]. مصاحبه.

[13]. همان.

[14]. همان.

[15]. خبرگان ملت، ج 2، ص 70.

[16]. از آغاز تاكنون، ج 3، ص 40.

[17]. مصاحبه.

[18]. اسناد انقلاب اسلامى، ج 3، ص 106.

[19]. در اين مورد، ر، ك: منبع پيشين.

[20]. مصاحبه.

[21]. سرگذشت كتاب شهيد جاويد، رضا استادى، ص 309 ـ 310.

[22]. همان، ص 297.

[23]. ر. ك. به: همان، ص 298.

[24]. همان، ص 297 با دخل و تصرف در عبارات.

[25]. همان، ص 296.

[26]. خبرگان ملت، ج 3، ص 65 ـ 66.

[27]. مصاحبه نگارنده با معظم له، تيرماه 1386.

[28]. خبرگان ملت، ج 2، ص 64 ـ 65 و جامعه مدرسين حوزه علميه قم از آغاز تاكنون، سيد محسن صالح، ج 3، ص 41.

[29]. خبرگان ملت، ج دوم، ص 69.

[30]. از آغاز تاكنون، ج 3، ص 43.

فرهیختگان تمدن شیعی


١٠:٠٩ - 1391/03/28    /    شماره : ٣٢٧٢    /    تعداد نمایش : ٧٧٥



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :8362
کل بازديدها :14144665
بازديدکنندگان آنلاين :7
بازديدازاین صفحه :97455